سکس با میلف مطلقه

    سلام اول از خودم بگم 18 سالمه قد 170 هستم
    یه مدت بود جق زدن خسته شده بودم و از طرفی دلمم نمیخواست با دختر دوس بشم چون حوصله ناز کشیدن نداشتم


    خلاصه افتادیم تو خط کس سن بالا دنبال یه میلف بین 30 تا 45 بودم
    تو خیابون گاهی اوقات میرفتم و دنبال کس میگشتم و شماره میدادم مورداری زیادی گیرم نمی امد و اخرش طرف پا نمیداد تا یه مطلقه پیدا کردم شماره گرفتم


    حدود یک ماه کس چرخ لاس زدن تا اینکه قرار شد مثلا برم خونش مهمونی شام بخوریم فیلم ببینیم از این کسشعرا


    وقتی رسیدم زنگو زدم رفتم بالا خخ میترسیم هم کسی از همسایه ها ببینه من غریبه و براش بد شه


    خلاصه در که وا کرد دیدم اوف چه کصی شده یه تاپ سکسی که سینه هاش افتاد بود بیرون و یه ساپورت که کصش مثله کلوچه باد کرده بود رفتم تو سلام احوال پرسی که دستشو سفت گرفتم خندید


    خلاصه نشستیم پذیرایی کرد اینا و کسشعر میگفتیم بحث های چرتی که الان یادم نیست خخخخ انقدر حرف مفت زدیم که هیچیش یادم نیست دقیق
    خلاصه شب حدودساعت 8 شد که شام خوردیم جاتون خالی پیتزا درست کرده بود حسابی کصلیسی دستت پختت خوبه از این جور چیزا


    بعدش بهش بگفتم بیا بشین فیلم ببینم زدیم یه شبکه و داشت فیلم میداد کنار هم نشتسه بودیم اونکه خودش میدونست منم میدونستم برا چی اونجام
    همینطور که کنارم بودیم گاهی اوقات شوخی خرکی میکرد خودش بهم میمالوند
    منم که خیلی حشرم شده بود بالا منتظر بودم که تیر اخر بزنه
    که دستشو انداخت دور گردنم گفت شب پیشم میمونی


    یه لحظه نگام تو نگاهش قفل شد نفهمیدیم چید شد لباشو خوردم و حسابی نفش نفس افتاده بود انداختم رو مبل شروع کردم به لیس زدن بدن و گردنش اون سینه هاشو حسابی مالیدم
    رفتم سراغ شلوارش شرتشو با هم در اوردم جون یه کص بی مو قهوه ای جلوم بود شروع کردم خوردن کصش و هی با دست بازی میکردم تا اینکه ارضا شد
    حالا نوبت من بود همونطور پاهاشو دادم بالا رو مبل شروع کردم کردنش حدود 2.3 دقیقه کردم ابم امد


    پاشدم خودمو جمع جور کردم دیدم ساعت 11 باهاش خداحافظی کردمو امدم خونه
    الانم نزدیک 6 ماهه دوستیم و این خاطره اولین سکسمونه.


    نوشته: زد ایکس

  • 3

  • 25




  • نظرات:
    •   shahx-1
    • 3 ماه،3 هفته
      • 9

    • دلت نميخواست با دختر دوست شی؟ یا کسی ادم حسالت نمیکرد!! الان ۱۸ سالته این خاطره مال قبله یعنی مدرسه می رفتی زن ۴۶ ساله بلند میکردی؟؟ تو که راست میگی ولی ناظم مدرستون از پهنا تو.......!! (biggrin)


    •   khosrosangcholi@gmail.com
    • 3 ماه،3 هفته
      • 4

    • حالا چرا اولا داستانت انقد ترمز میکشیدی.زنگو زدم رفتم بالا خخ.االان یادم نیست خخخخ که یهو با همین افکار دستت تو شلوارت بود آبت اومد دیگه با ماهم خدافظی کردی انقد جق نزن یهو دیدی زندگی ازت خدافظی کرد . یاد اون یارو افتادم که بوگاتی میخره هی گاز میداده و کیف میکرده یهو میخواسته تصادف کنه جفت پا میره رو ترمز که پاهاش از اونور پتو میاد بیرون


    •   Watcher
    • 3 ماه،3 هفته
      • 0

    • محتوای داستانای برازرز بیشتره از اینا


    •   VIDCO
    • 3 ماه،3 هفته
      • 0

    • داستانت یک بند در میون


      تخیل / حقیقت بود


      از طرز کص نویسیت خوشم اومد ولی متاسفانه به علت خایه مالی از دادن لایک معذورم


      خایه مالو سگ جنده کرد !
      شببخیر


    •   Siin-miim
    • 3 ماه،3 هفته
      • 3

    • شاه ایکس اگ اصل ماجرا رو نمیگی من بگم ^__^


    •   ماینر
    • 3 ماه،3 هفته
      • 3

    • نمیدونم چرا بچه های هجده تا بیست وپنج سالهفکرمیکنن فحش دادن بین حرف زدنشون جذابشون میکنه وهمه بهشون میگن ایول عجب پسر باحالی بریم بهش بدیم!!!!یه کص قهوا ی؟احتمالا اسهال بوده وتوهم چون خیلی ادم باحالی هستی (البته تو تصورات خودت)ازبس خندوندیش یهو گوزیده و کصش قهوه ای شده!!!


    •   ماینر
    • 3 ماه،3 هفته
      • 0

    • بعدشم هرچیزی ک شنیدی رو سعی کن اول معنیشو بفهمی بعد قرقرش کنی.میلف سی تا 45ساله؟اصلا میدونی معنی میلف چیه؟؟؟


    •   Littlelucifer
    • 3 ماه،3 هفته
      • 1

    • از غلط املائی ها بگذریم یکی بیاد بهم بگه مالوندن به هم کجاش شوخی خرکیه ؟ مگه کشتی کج گرفته باهات ؟؟؟


      نمیخوام بگم که تو که سنت به زور شناسنامه زیر قدت گذاشتن قانونی شده چطور به همین سادگی بعد چند روز سگ چرخ یه بیوه گیر آوردی و اونم بهت داده !


    •   shiraz_boy007
    • 3 ماه،3 هفته
      • 0

    • همین که مثه یه مرد گفتی دوسه دیقه کردم آبم اومد خوشم اومد


      لایک


    •   amiiir_h
    • 3 ماه،3 هفته
      • 2

    • خب الان ناز اینو ک باس بیشتر بکشی جاکش..عه بد شد ک پیشش نموندی اخی..کصخل خونه ای بوده ک ازش درامد داشته هرروز ب جز تو 100نفرمیرقتن بکننش اخرشم فکرکنم بکن اصلیه پیداش شد هم تورو جر داد هم زنه رو..برو بچه کونی بذار باد بیاد


    •   داریوشم
    • 3 ماه،3 هفته
      • 0

    • بابا جان مادراتون یجور بنویسین بگنجه خو! (dash)


    •   Neshane21
    • 3 ماه،3 هفته
      • 2

    • شاه ایکس دعواش کن اسم کاربریشو مث تو گذاشته


    •   ARAD_SM
    • 3 ماه،3 هفته
      • 0

    • این داستانم نمیگایم


    •   مسیحی۰
    • 3 ماه،3 هفته
      • 1

    • درسته اینجام خیلی حرف مفت زدی،گم شو بزن به چاک کونت،


    •   N_n3000
    • 3 ماه،3 هفته
      • 1

    • یکم اروم بزن تند تند نزن که سرعت داستانت بالا نره از حداکثر مجاز سرعت بالا میری جریمه میشه بچه فحش میدن


    •   ARYA52
    • 3 ماه،3 هفته
      • 5

    • خخخخخخ
      میدونی چرا از دختر خوشت نمیاد؟
      خخخخخخ
      به خاطر اینکه کونی هستی.
      خخخخخخخخ این خخخخخ میدونی چیه؟ صدای اونی که داره تف جمع میکنه تو دهنش بندازه لای قاچ کونت.
      خخخخخخخ شل کن شل کن
      خخخخخخ تف ، آفرین کوچولو، خوشم میاد که از دختر خوشت نمیاد.


    •   mostoufi
    • 3 ماه،3 هفته
      • 0

    • خوارتو گاییدم که فقط یه "میلف"ی شنیدی باهاش داستان ساختی.


    •   Kirsexii
    • 3 ماه،3 هفته
      • 0

    • .


    •   katalan boy
    • 3 ماه،3 هفته
      • 3

    • میتی پاشنه طلا کجاست?
      اصلا نیست حساب ای مجلوق ها رو برسه


    •   sikir
    • 3 ماه،3 هفته
      • 4

    • عاخه کونی مجلوق
      زن مطلقه ۳۰ تا ۴۰ ساله یه بچه ۱۷ ساله رو پشم کیر بکنش هم حساب نمیکنه، اون دنبال یه مرد جاافتاده‌ میره که ساپورت مالیش کنه نه توه جوجه خروس
      تو بهتره مراقب باشی بچه محلات گولت نزنن ببرنت مکان کونت بذارن مزه عرق...


    •   giantsex
    • 3 ماه،3 هفته
      • 0

    • یه کم تخیلات جقی بیشتر به کار بنداز .۲،۳دقیقه مگه میشه!!!؟؟؟ مگه داریم


    •   Siasia
    • 3 ماه،3 هفته
      • 0

    • دوستان خوبم‌میشه کس قهوه ای بگین چه جوریه؟!!!!!??


    •   پروفسور بالتازار
    • 3 ماه،3 هفته
      • 1

    • هوم! برای حجم خاکی که باید بر سرت ریخت دو دلم، عجالتا یه چیزی به خودت فرو کن تا تصمیم بگیرم


    •   Blackhorse
    • 3 ماه،3 هفته
      • 1

    • کلی کس و شر ردیف کردی که ۲ خط آخر بگی کس کردی؟


    •   امیرخان۱۳۴۱
    • 3 ماه،3 هفته
      • 1

    • بقول امیر اچ
      رفتی کووص بکنی سفت زن خانم از راه رسیده همچین کوونت گذاشته که تا چند وقت به خودت میریدی
      بچه کووونی


    •   Emperatoorxxx
    • 3 ماه،3 هفته
      • 0

    • از هرنظر به داستانت نگاه میکنم کوس گفتی خرچنگ


    •   Samisins
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • زاییده ی افکار یک جقی


    •   Hacker_7_
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • ننتو به ۴۷۸ روش ساموراییو ژاپنیو حیوونی گا ییدم خخخخخخ


    •   wqwqwqwww
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • کیرتو شرفت


    •   Homi77
    • 2 ماه،3 هفته
      • 0

    • داستان مرغ وخروس خونه بابا بزرگتو نوشتی


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو