داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

سکس با نیلوفر، خدمتکار هتل

1399/08/18

سلام دوستان من رضا هستم میخوام خاطره ای که با یکی از پرسنل زحمتکش هتل داشتم رو براتون تعریف کنم! داستان طولانیه و اوایلش سکسی نیست. ولی برای درک موقعیت سعی میکنم کامل تعریف کنم!
همین اول بگم که داستان طولانیه و تقریبا نصفش فقط شرح حاله. اگه کیر به دست هستین و میخواین جق بزنین اوایل داستان رو بیخیال بشین!
اینم بگم خدمت کارشناسای داستان نویسی که من و خیلیای دیگه این داستانا رو مینویسیم که اونی که دستش تو شورتشه و داره کیرشو میماله، خودشو توی موقعیت قرار بده و حال کنه. به زبون عامیانه هم مینویسیم که همه بفهمن. پس لطفا اون دوستایی که توی اینجور سایت ها دنبال دست‌نوشته‌های داستایفسکی و کوئیلو هستن شمشیر رو غلاف کنن.
داستان برمیگرده به شهریور ۹۹ که بخاطر مسائل کاری باید یک هفته می‌رفتم تهران. یه هتل انتخاب کردم و اتاق گرفتم و مستقر شدم. دو روز اول، کارم خیلی زیاد بود و فقط شب برای خواب میرفتم هتل استراحت میکردم. صبح روز سوم بود که تازه صبحونم رو خورده بودم و میخواستم حاضر شم برم بیرون که دیدم در میزنن. در رو که وا کردم آخ اگه بدونین چی دیدم! یه خانم حدود سی ساله، چشم و ابرو مشکی، قد بلند و خوش استیل و فوق العاده با وقار که از بخت بد روزگار، مسئول نظافت هتل شده بود!!! یعنی اولش با این تیپ و قیافه فکر کردم رئیس هتل هستش! ولی بعد از سلام و علیک، پرسید اتاقتون به نظافت نیاز نداره؟! منم که دو روز هتل نبودم و اتاقم دست نخورده بود ولی من در همون نگاه اول که این دختر رو دیدم بدجور رفتم تو کفش! با خودم گفتم بگم بیاد داخل ببینم میشه روش کار کرد یا نه! چون چند بار دیگه قبلا پیش اومده بود که با خدمتکارای هتل های مختلف حال کرده بودم. خلاصه گفتم بله اتفاقا میخواستم تماس بگیرم بیان واسه نظافت! اونم گفت باشه چند دقیقه دیگه خدمت میرسم. رفتم یه دستی به سر و روم کشیدم و در این حین همش داشتم به اندامش فکر میکردم! از اندامش براتون بگم که سینه های فوق العاده خوش حالت که از زیر لباس فرمش واقعا دلبری میکردن! بهشون میخورد سایز ۷۵ باشن. اندامش کاملا تراشیده و کیر راست کن. موهای مشکی مدل چتری هم داشت! کلا همیشه خانم هایی که لباس فرم میپوشن برام خیلی جذاب بودن! حالا اینکه هیکلش هم بیست بود که دیگه خودتون حساب کنین وضعیت کیرم رو!!!
خلاصه بعد از چند دقیقه در رو زدن، رفتم در رو باز کردم با یه لبخند که مخ زنی رو شروع کنم! ولی دیدم اون دختره با یه خانم حدود چهل و پنج ساله چاق بدترکیب اومده. (چاق ها همیشه تایپ مورد علاقه من هستن ولی این دیگه واقعا هم صورتش هم اندامش بدترکیب بود!!!) جوری ضدحال خوردم که کیرم در کسری از ثانیه تبدیل شد به دودول !!! اونا هم اومدن داخل و شروع کردن به کار. من نشسته بودم رو صندلی و همش چشمم به اون دختره بود که انصافا چیز بیستی بود. وقتی خم میشد روتختی رو مرتب کنه کونش سمت من بود، کاملا مشخص بود که کونش خوراک خوردن و کردنه! دقیقا شکل عدد ۵ و دقیقا همون مدلی که من دوس داشتم! دلم میخواست همونجا برم از پشت بچسبونم بهش ولی… خلاصه یه چند دقیقه ای گذشت و اینا مشغول کار بودن و منم داشتم انواع و اقسام کیرها رو به سمت شانسم روانه میکردم. دیرم هم شده بود و باید میرفتم بیرون. همون موقع دیدم که اون خانوم بدترکیب رفت که سرویس بهداشتی رو مرتب کنه و خوشگله داشت اتاق رو جارو میکرد. سریع پاشدم چند تا تراول شمردم رفتم سمت خوشگله بهش گفتم من باید برم بیرون و این انعام شما و همکارتون. اونم مشخص بود ذوق کرده چون واقعا پولی که بهش دادم خیلی بیشتر از حد و اندازه های انعام بود. ولی دیگه خودتون میدونین وقتی کیر فرمان میده عقل عقب نشینی میکنه. اون لحظه حاضر بودم چک سفید بنویسم فقط بتونم نیم ساعت این خوشگله رو بکنم!!! خلاصه بعد تشکر و این داستانا، بهش گفتم اتاق من معمولا تمیزه و فکر کنم یه نفر هم واسه نظافت کافی باشه. بعد در یه حرکت خیلی کس لیسانه کارت، ویزیتم رو دادم بهش و گفتم لطفا هر روزی خواستین بیاین برای نظافت، قبلش با من هماهنگ کنین که خودم باشم انعامتون رو بدم(لعنت به پول که مردم محتاجشن!). خلاصه اینو گفتم و اومدم بیرون…
از عصری که رفتم هتل همش قیافه اون خوشگله جلو چشمم بود! اومدم همین سایت تموم داستانایی که کلمه هتل توی اسمشون بود رو خوندم و یه بارم به یادش جق زدم!!! فرداش هم داشتم لباس میپوشیدم که برم بیرون، دیدم گوشیم زنگ خورد شماره ناشناس بود. جواب دادم خودشو معرفی کرد گفتم بجا نمیارم، گفت دیروز برای نظافت اومده بودم شمارتون رو دادین. آقا منو میبینی انگار همون لحظه ارضا شده باشم!!! سریع هماهنگ کردیم و ده دقیقه بعد دیدم خودش تنها اومده! یه قدم به چیزی که میخواستم نزدیک تر شده بودم! با خوشرویی مثل یه پرنسس راهنماییش کردم داخل اتاق!!! مشغول کار شد و منم نشستم نگاش میکردم! یکی دو دقیقه گذشت سر صحبت رو باز کردم و بهش گفتم دیروز که شما اومدین فکر کردم رئیس هتل هستین از بس باوقار بودین! اونم خیلی با ناز و کیر راست کن تشکر کرد و خندید! البته بخاطر کرونا ماسک زده بود و من هنوز نتونسته بودم صورتش رو کامل ببینم! کاملا جنتلمن گونه، اسمش رو پرسیدم که اونم فامیلیشو گفت، گفتم نه جسارتا اسم کوچیک منظورمه، اونم گفت نیلوفر هستم. یه کم درمورد خودش و کارش و زندگیش صحبت کردیم و اونم خیلی پایه همه رو جواب میداد. یه کم که گذشت دیدم این خیلی پایه هستش، گفتم برم سر اصل مطلب! بهش درمورد اندامش گفتم و اینکه خیلی جذابه مخصوصا توی لباس فرم! اونم اولش جا خورد ولی بعد با صدای بلند خندید و تشکر کرد! همینجوری بحث رو ادامه دادم، دیگه اونم روش باز شده بود و میگفت آره شما هم خیلی جذابی، خوش به حال همسرت! گفتم من مجرد هستم! گفت پس خوش به حال دوست دخترت! گفتم ندارم! گفت میخوای با یکی از دوستام آشنات کنم؟ گفتم نه ولی خودت خیلی چشمم رو گرفتی! اینو که گفتم برگشت دستشو زد به کمرش و با لحن شوخی گفت منظوووووور؟! گفتم ازت خوشم اومده، دوست دارم باهم باشیم اگه افتخار بدی!!! اینم فوری برگشت گفت من از اون دوست دخترای پرخرج هستم! منم واسه اینکه کم نیارم با پررویی تمام گفتم مشکلی نداره ولی منم از اون پسرایی هستم که خیلی حرارتشون بالاست! دیدم چشماشو ریز کرد گفت چه پررو! منم گفتم چیه خب شما توقع داری منم توقع دارم دیگه! آدم وقتی یه چیزی میگیره باید یه چیزی هم بده!!! اونم گفت هنوز که ما چیزی نگرفتیم!!! منم باز با پررویی گفتم حالا امروز بعد از کارت بیا بریم یه چرخی توی شهر بزنیم من یه مقدار برای خودم خرید دارم جایی رو بلد نیستم راهنماییم کن، تو هم چیزی خواستی بگیر. یه مقدارم حرف میزنیم بیشتر آشنا میشیم. خوشگل خانوم یه کم ابرو بالا انداخت و مزه مزه کرد، آخرسر گفت باشه!
آقا من تو کونم عروسی بود!!! واسه عصر قرار گذاشتیم و رفت و منم رفتم به کارام رسیدم. عصر حسابی تیپ زدم و رفتم به آدرسی که برام فرستاده بود. تا دیدمش کیرم چسبید به پیشونیم!!! واقعا داف شده بود!!! یه مانتو جلوباز ارغوانی، با یه شال و یه شلوار سفید که وقتی داشت سوار میشد و شالش رفت کنار، راحت میشد برجستگی کس نازش رو دید! همون لحظه فهمیدم که با یه کلوچه طرف هستم!!! تاپش سفید بود با طرحای رنگی. واقعا سینه هاش از زیر تاپ داشتن خودنمایی میکردن! یعنی اگه من این خانم رو اولین بار با این تیپ دیده بودم اصلا به فکرم هم نمیرسید که خدمتکار هتل باشه!
خلاصه سوارش کردم و راه افتادیم. مارو برد یه مرکز خرید، من یه چندتا وسیله گرفتم، واسه اونم مانتو و تاپ و کیف و کفش گرفتم که حسابی خرذوق شده بود!!! بعدشم رفتیم فودکورت شام خوردیم و کلی حرف زدیم. همش دستاشو میگرفتم و نوازش میکردم و اونم میخندید. سر شام بهش گفتم فردا بازم بیاد اتاقم که راحت تر صحبت کنیم! اونم حتما فهمیده بود منظورم چیه (خر که نیست). گفت باشه ساعت ده میام!
آقا ما اومدیم هتل و رفتیم حموم و صفایی به پشما دادیم خلاصه اون شب با کیر راست خوابیدم! صبح زود بیدار شدم و لباس مرتب پوشیدم و اتاق رو مرتب کردم. ساعت ده و ده دقیقه بود که زنگ در رو زدن. رفتم در رو باز کردم که دیدم خودشه با همون یونیفرم و ماسک که روز اول دل منو برده بود!!! خلاصه خیلی عادی راهنماییش کردم داخل و اونم وسایلشو آورد و در رو بستم. تا در بسته شد نیلوفر خانوم ماسکش رو برداشت و برگشت و دستمو گرفت و گفت دیشب نشد ازت درست و حسابی تشکر کنم خیلی لطف کردی و از این صحبتا! منم که هی میگفتم بابا قابلی نداشت و ارزش تو بیشتر از ایناست و این کسشعرا!!! یه نگاه به اطراف کرد و گفت اتاقت که تمیزه، گفتم آره خودم مرتب کردم که شما وقتت تلف نشه! بعد دعوتش کردم بریم بشینیم. چون اتاق یک نفره بود و یه صندلی بیشتر نداشت، روی تخت نشستیم. دستاشو گرفته بودم و از زیباییش تعریف میکردم. اونم همش لبخند میزد. آخرش دیگه دلو زدم به دریا و گفتم میتونم یدونه لپت رو ببوسم؟!!! اونم یه لبخند قشنگ زد و چشماشو به علامت تایید باز و بسته کرد! منم که مثل آدمی که گنج پیدا کرده، با خوشحالی رفتم و یه بوس آروم از لپش کردم ولی لبامو از صورتش برنداشتم. همینجوری بوسای ریز ازش میگرفتم و دستش رو میمالیدم. تا اینکه صورتش رو برگردوند و به من خیره شد با اون چشمای خوشگل! همه چیز از همینجا شروع شد! مردد بود ولی نزاشتم زیاد فکر کنه. لبامو به لباش نزدیک کردم و سریع یه لب جانانه از اون لبای قرمزش گرفتم. واقعا میگم یکی از بهترین لب هایی بود که در طول عمرم تجربه کردم. فوق العاده نرم و خوشمزه. با اولین بوسه خودمو ازش جدا کردم و تو چشماش نگاه کردم. اونم داشت نگام میکرد. توی نگاهش ترکیبی از ترس و تمنا بود. چند ثانیه که گذشت، تمنا به ترس غلبه کرد و خودش صورتشو آورد جلو. وقتی دیدم اینطوریه دیگه امون ندادم. با ولع هرچه تمام تر لباشو میخوردم. در همین حین دستمو بردم زیر مقنعه و گذاشتم پشت گردنش و آروم مالوندم. بعد خیلی آروم مقنعه رو از سرش در آوردم و اونم مقاومتی نکرد. یه کم با موهاش بازی کردم و دستمو گذاشتم روی کمرش. کشیدمش سمت خودم و بدنمون بهم چسبید. کم کم از لباش دل کندم و رفتم سمت گوش و گردن. چشماشو بسته بود و داشت لذت مییرد. وقتی دیدم اینجوریه منم جرات پیدا کردم و دستمو آروم گذاشتم روی سینه هاش. سینه نگو، نرم و خوش حالت، قشنگ انگار پنبه گرفتی تو دستت! مالوندن سینه هاش بهم حس خوبی میداد. ازش اجازه خواستم که مانتوش رو دربیارم. اونم گفت فقط سریع باش چون اگه دیر برم برام بد میشه. منم یه چشم گفتم و افتادم به جون لباسش. همون تاپ دیروزی رو زیر مانتو پوشیده بود. گردنش رو میخوردم و دستم رو کم کم بردم زیر تاپ و سینه خوش فرمش رو لمس کردم. یه سوتین توری داشت. تاپش رو دادم بالا، دیدم هیچ مقاومتی نکرد. وای که چه سینه هایی داشت!!! نوکشون صورتی، واقعا صورتی! خیلی کمرنگ ولی حسابی برجسته! تا دیدمش افتادم به خوردنشون… واقعا بهترین مزه دنیا بود. روی تخت خوابوندمش و همینطور که سینه هاشو میخوردم، دستمو رسوندم روی کسش و از روی شلوار براش مالوندم. دیگه تو حال خودش نبود! منم از موقعیت استفاده کردم و شلوارش رو فوری کشیدم پایین! یه شورت مشکی توری داشت. ست بود با سوتینش. رفتم یه لب دیگه ازش گرفتم و گفتم میشه یه کم برات بخورم؟ با سر تایید کرد و منم امون ندادم! از روی شورت چند تا بوس کردم و بعد شورتشو آروم درآوردم! واقعا بهترین کس دنیا جلوی چشمام بود! لب های باد کرده و کاملا کلوچه. رنگش هم هیچ فرقی با پوستش نداشت. کاملا سفید. مشخص بود که زیاد کیر ندیده چون خیلی خوش فرم بود. افتادم به جون کسش و وحشیانه میخوردم! نیلوفر هم برای اینکه صداش بیرون نره ملحفه رو گاز میگرفت و داشت از خوشی غش میکرد. دو سه دقیقه بیشتر طول نکشید که با لرزش های شدید ارضا شد… رفتم صورت و گردنش رو بوسیدم تا کم کم دوباره حال اومد. همونطور که لباشو میخوردم، دستش رو گرفتم و گذاشتم رو کیرم که دیگه شده بود سنگ! اونم تا دستش به کیر خورد سریع کیر رو گرفت تو مشتش و با شدت بیشتری لب گرفت. وقتی دیدم دوباره حشری شده، بلند شدم و گفتم لباسامو دربیاره. سرپا وایسادم. پیرهنم رو درآورد و شروع کرد به بوسیدن بدنم. همینطور میبوسید و میرفت پایین تر… تا رسید به شلوارم… دکمه های شلوارم رو باز کرد و شلوار و شورت رو باهم کشید پایین. کیرم مثل فنر افتاد بیرون!!! تا دید چشماش گرد شد و از ته دل با اون صدای سکسیش گفت جوووووووون! کیرمو گرفت تو دستش و اول یه کم باهاش بازی کرد. از اطراف کیرم بوسه های ریز میگرفت و تخمامو با دستش مالش میداد. واقعا تو کارش عالی بود. با ناز سر کیرمو کرد تو دهنش و زل زد به چشمام. اون لحظه دلم میخواست بگیرم چشماشو هم بکنم از بس خوشگل بود لامصب! چند تا میک کوچولو زد و بعد با عشوه شروع کرد به خوردن. یکی از بهترین ساک هایی بود که تاحالا واسم زدن. جوری میخورد که مطمئن بودم حتی منی که کمرم سفت هستش رو هم پنج دقیقه ای ارضا میکنه! گاهی تا جایی که میتونست کیرمو میکرد تو دهنش و یه عوق میزد، بعد درمیاورد دوباره سرشو میک میزد. واقعا رو ابرا بودم، ولی خب وقتش بود که برم و اون کلوچه خوشگل رو فتح کنم! بلندش کردم و خوابوندمش روی تخت. کاندوم نداشتم ولی شهوت این چیزا سرش نمیشه! کسش کاملا صاف و بی مو بود. مشخص بود اونم واسه دادن اومده! انقدر داغ بودم که اصلا نپرسیدم پرده داری یا نه. راستش داشتن یا نداشتنش هم اصلا برام مهم نبود! تو اون لحظه حتما باید اون کس خوشگل رو فتح میکردم وگرنه یه عمر حسرتشو میخوردم! یه کم کیرمو مالوندم روی کسش. نیلوفر چشماش خمار شده بود و با همون چشمای نیم بسته داشت زیر لب آه میکشید. باور کنین صداش خیلی سکسی بود. اصلا این دختر تمام وجودش منو حشری میکرد. کسش دیگه حسابی خیس شده بود. کیرمو گذاشتم جلو سوراخش و با یه فشار سرش رو دادم تو. یکی از بهترین لحظه های عمرم بود. حسابی تنگ و داغ. جوری تنگ بود که فکر کردم دردش بیاد ولی نیلوفر چشماشو بسته بود و داشت حال میکرد. کم کم فشار رو بیشتر کردم طوری که تموم کیرم تو کسش جا شد. نیلوفر نفس عمیقشو با یه صدای آه خوشگل داد بیرون و چشماشو باز کرد. داشت با چشماش تمنا میکرد که شروع کنم! شروع کردم به تلمبه زدن و با هر تلمبه ای که میزدم نیلوفر یه آه میکشید. حسابی خیس بود و راحت داشتم تلمبه میزدم. دلم میخواست تلمبه های وحشیانه بزنم ولی این کس لیاقتش بود باهاش رمانتیک برخورد بشه! واسه همین خیلی آروم و عاشقانه براش تلمبه میزدم که حسابی کیف کنه. سینه هاش با هر تلمبه میلرزید. واقعا منظره قشنگی بود، این دختر از زیبایی هیچی کم نداشت. یه کم سرعت تلمبه هامو بیشتر کردم و پاهاشو هم آوردم گذاشتم رو شونه هام. نیلوفر با صدای حشری کننده فقط دو تا کلمه میگفت: آه و جون!
داگی نشست و کون خوش فرم و قشنگش اومد جلو چشمام. لعنتی چال کون هم داشت که من خیلی دوسشون دارم! کیرمو کردم تو کسش و همونطور که تلمبه میزدم کونش رو میمالیدم. انگار پنبه زیر دستام بود. ازش اجازه گرفتم که از کون بکنم. گفت تاحالا نداده و می‌ترسه، ولی خب با چرب زبونی راضیش کردم. اونم حشری تر از این بود که با مخالفت بخواد حالشو خراب کنه. تو همون حال که داشتم کسش رو میکردم دوباره بدنش لرزید و درحالیکه پتو رو گاز میزد که داد نزنه ارضا شد. دیگه نا نداشت که رو پاهاش وایسه. ولو شد روی تخت. منم رفتم چند تا بوس از گردن و لبش گرفتم. یه کم نازش کردم تا سرحال اومد ولی پاهاش توان نداشت که داگی بمونه. آوردمش لبه تخت خمش کردم جوری که زانوهاش رو زمین بود و شکم و سینه هاش روی تخت. نه کرم داشتم نه روغن نه وازلین . تنها چیز چربی که اون لحظه دم دستم بود یه واکس مو بود!!! برداشتم حسابی سوراخ کونش رو چرب کردم. انگشتم رو کم کم دادم تو کونش. یه کم بازی کردم و بعد انگشت دوم… به نظر نمیومد دفعه اولش باشه چون هم فرم سوراخش و هم گشادیش نشون میداد که قبلا باز شده! ولی خب به روش نیاوردم. به من ربطی نداشت. من فقط میخواستم اون کون خوشگل رو بکنم. حسابی که بازش کردم پاشدم کیرمو گذاشتم جلو سوراخش. همش میگفت یواش دردم میگیره. منم خیلی آروم کیرمو فرو کردم تو کونش. حسابی گرم بود. خیلی گرم تر از کسش. ولی خیلی گشادتر هم بود. مشخص بود قبلا زیاد داده و داره ادا درمیاره ولی خب بازم به من ربطی نداشت! تا ته کردم توش و یه کم منتظر شدم… بعد شروع کردم تلمبه های آروم زدن. اونم خوشش اومده بود و دوباره صداش بلند شده بود. با هر تلمبه یه آی میگفت که حسابی حشریم میکرد. موهاشو پیچیدم دور دستم و حسابی تلمبه ها رو تند کردم. جفتمون داشتیم حال میکردیم. یه کم که گذشت دوباره گفتم به کمر بخوابه که از جلو بکنم تو کونش. این حالت واسه من بهترین حالت سکس مقعدیه. توی این حالت میتونی درد و حال کردن رو همزمان توی چهره طرف ببینی. نیلوفر خوابید و پاهاشو داد بالا و دست به سینه خوابید که باعث شد سینه هاش قلمبه و خواستنی تر به نظر بیان. دیگه اوج حشرم بود. کیرمو کردم تو کونش و یه آه کشید و انگشتشو کرد توی دهنش و میک زد. منم تلمبه میزدم و داشتم حسابی حال میکردم. بعد از چند دقیقه وقتش بود آبم بیاد. بهش گفتم برام ساک بزنه آبمو بیاره. اونم انگار نه انگار کیرم تو کونش بوده، پاشد یه دست به کیرم کشید و کرد تو دهنش. جوری با زبونش با کیرم بازی میکرد که چشمامو بستم. داشتم بهترین حال رو تجربه میکردم. یکی دو دقیقه بیشتر نخورد که دیدم آبم داره میاد. بهش گفتم میخوام بریزم رو صورتت ولی گفت نه چون نمیتونه بره حموم. منم داشتم ضدحال میخوردم که دیدم نیلو جون کیرمو تو دهنش نگه داشته و داره میک میزنه. منظورشو فهمیدم. چنگ انداختم به موهاش و با یه آه آبم اومد. همشو میک زد و تا قطره آخرشو برام خورد. واقعا بهترین لحظه سکسی بود که تاحالا برام پیش اومده. کیرم تو دهنش بود و با چشمای خوشگلش داشت به من نگاه میکرد. وقتی مطمئن شد دیگه هیچ آبی نمونده پاشد جلوم وایساد. چشم تو چشم بودیم. اول لبش و بعد پیشونیش رو بوسیدم و ازش تشکر کردم و گفتم عالی بود. اونم یه لبخند ریز زد و گفت خیلی حال کرده.
رفت دست و صورتشو شست و لباسشو پوشید و خودشو مرتب کرد گ رفت بیرون. چند دقیقه بعد بهم زنگ زد گفت نمیتونسته رو پاهاش وایسه مرخصی گرفته رفته خونه! غروب همون روز با هم قرار گذاشتیم بردمش رستوران و یه عطر خوشبو هم براش کادو گرفتم. اونجا سفره دلش رو پیشم باز کرد که والدینش طلاق گرفتن وضع مالی خوبی ندارن و پدرش فلج هستش و هزینه های سرسام آوری داره و بعضی مسافرای هتل بهش پیشنهاد رابطه پولی میدن و اونم بخاطر نداری قبول میکنه. جوری گریه میکرد که واقعا ناراحت شدم. ازش خواستم پرونده پدرش رو برام بیاره و چون کارم مرتبط بود، به چندتا از آشناها سفارشش رو کردم. الانم هروقت نیلوفر نیاز مالی داشته باشه من برطرفش میکنم و اونم نیاز جنسی منو!!! واقعا دختریه که از هر نظر برای من کامله و از تموم قسمت های بدنش و سکسش راضی هستم. پس باید دیوونه باشم اگه نگهش ندارم!
مرسی که برای خوندنش وقت گذاشتین. میدونم طولانی شد، ولی خواستم کامل بنویسم.

نوشته: آرمین


👍 43
👎 15
94301 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

775996
2020-11-08 01:44:17 +0330 +0330

باز یه جقو پورن هتل دید کستانش کرد. شاسکول مگه نمیگی بابای فلج و مکشل مالی داشت؟ دخترایی که دنبال حامی مالین و براش سکس میدن دو دسته ان اولی اونایی که شرایط اولیه زندگی براشون مهیاست ولی اونجوری که دلشون میخواد کیفو کفش نو و مارکدار ندارن سکس میدن که بچه پولدارا ببرنشون خرید دومی اوناییکه بابای فلج و هزینه دوا درمون دارن این دسته دوم برای پول کس میدن نه برای کیفو مانتو!! مانتو رو نمیتونه بده باباش بخوره خوب شه!
اصل ماجرا به نظافتچی تیکه انداخته اونم به همکاراش گفته نصفه شب نظافتچی های مرد هتل دسته جمعی رفتن به اتاقش!! 🤤


775998
2020-11-08 01:48:45 +0330 +0330

کیر بدستیم ؟
جق که چه عرض کنم دیگه شقم نمیشه با این کصتان طولانیت

5 ❤️

776021
2020-11-08 03:47:45 +0330 +0330

اولش نوشتی من رضا هستم و آخرش نوشته آرمین!
تنها حدسی که میشه زد که خاطره ت از هتل واقعی باشه،اینه که رفتی دستشویی هتل و اونجا نظافتچی ش از خجالتت دراومده و حسابی گاییدت.

4 ❤️

776022
2020-11-08 03:48:07 +0330 +0330

قشنگ بود دوست داشتم افرین

1 ❤️

776028
2020-11-08 04:27:36 +0330 +0330

هتلِ بوده یا جنده خونه با مدیریت خاله نیلوفر؟! کیر رئیس حراست هتل تاج محل تو داستان تخمی تخیلیت
از طرز نوشتنتم تابلوئه هتل از نزدیک ندیدی، نهایتش رفتی مسافرخونه های بین راهی که سوسک از در و دیواراشون بالا میره!
پ.ن: ۱. سکس بدون کاندوم بدون اطمینان از سلامیت طرفین؟!
۲. کیری که از کون درومده رو خورد؟!
به دلیل توهین به شعور مخاطب و بی توجهی به بهداشت
عمیقاً دیس

8 ❤️

776043
2020-11-08 07:46:32 +0330 +0330

چه هتل جالبی، من هرجا هتل رفتم برای نظافت یه کارت بود که به دستگیره در نصب میکردی روش نوشته نیاز به نظافت،یه طرف کارت هم نوشته لطفا مزاحم نشوید، وقتی نبودی میومدن تمیز میکردن و میرفتن،

6 ❤️

776056
2020-11-08 09:33:39 +0330 +0330

من یه بار رفته بودم دبی چند سال پیش راست کرده بودم خدمتکار هتل که برای نظافت میاد رو بکنم. یه زن عرب ۳۰ ساله و خوشگل بود. کسکش کپی نانسی بود اما از ترس آبرو و به گا رفتن نکردم. گفتم به یارو پیشنهاد بدم قبول نکنه اونوقت علاوه بر اینکه کس عرب نمیکنم کونم باید بدم به این عربا و کلا بیخیال شدم😂😂😂

5 ❤️

776066
2020-11-08 12:50:37 +0330 +0330

چاخان بود تو که گفتی زیاد نداده بعد چی شد تصمیمت عوض شد

1 ❤️

776106
2020-11-08 18:23:54 +0330 +0330

تو رو خدا داستان طولانی ننویسید کسی نمی خونه

0 ❤️

776107
2020-11-08 18:38:42 +0330 +0330

والا ما هم زن و دختر ندیده نیستیم؛ اول اینکه با این سه چهارابار ارضا شدن خانما رو نمی تونم خوب بفهمم دوم اینکه کیر ازکون دراومده رو بخورن…والا ما که با عشقمون سکس می کنیم که خیلی هم دوسش داریم و دوسمون داره دلمون نمیاد کیرتمیز بدیم بخوره و با کلی معذرت و شرکندگی گاهی به خوردش می دیم، وقتی هم میخواد بخوره میگه تا قبل از اینکه به کس و کونم مالیدی بده بخورم، چه برسه به اینکه بخواد بره توش و بعد بدیم بخوره…لا والا

2 ❤️

776123
2020-11-08 23:39:47 +0330 +0330

دیوث ابن دیوث وقتی فهمیدی مشکلش چیه، نمیتونستی بدون گاییدنش نیاز مالیشو برطرف کنی؟
آدمای کثیف مثل تو خیلی زیادن…چیزی که توو جامعه امروز ما به شدت نایابه،انسانه…انسانی که فارغ از جنسیتش مرد باشه.

1 ❤️

776173
2020-11-09 03:21:18 +0330 +0330

کونتو ترامپ بگادبچه کونی،داستانت رو فقط یه جقی میتونه باور کنه،توی هتل اینقدر دوربین و فضول هست که امکان اینکار برای هیچ پرسنلی وجود نداره ولی با توهماتت بپا بگا نری😂😂😂

1 ❤️

776187
2020-11-09 05:10:40 +0330 +0330

سللم . لذت بردم کاملا وشخصه داستانو یه آدم باسواد و پر نوشته

اگه ‌دختره به جز خودت با کسای دیگم بیزینس میکنه
خواهشا شمارشو بده برم پیشش این تعریفایی که کردی همشون آیتم های مورد نظر منه

0 ❤️

776650
2020-11-13 04:34:38 +0330 +0330

بله. الکسیس پرده داره. جانی مو داره. حسن روحانیم کیلید داره تو هم خایه کردن نظافتچی هتل داری…
به قول. لاک غلطگیر همه ی مانتیور های اون هتل حوالت باد

0 ❤️

776683
2020-11-13 10:27:09 +0330 +0330

داداش من دوست ندارم بزنم تو ذوقت ولی احتمالا نمیدونی توی تهران چه خبره اینجا خانم ها به این زودی ها با یه غریبه صمیمی نمیشن دیگه وای به حال وقتی که یه پول قلمبه ای هم طرف بهشون داده باشه و تنها چیزی که فکر میکنن اینه که طرف میخواد ازشون سواستفاده کنه مخصوصا اگر سنشون از ۲۱ , ۲۲ بالاتر رفته باشه, اگر هم صمیمی بشن انقدر زود تن به رابطه نمیدن اگر هم تن به رابطه بدن حداقل ترجیح میدن جایی نباشه که محل کارشونه و خطر لو رفتنشون خیلی بالاست که هزار مدل دوربین داره این فاکتورها باور پذیر بودن داستان رو کم میکنه ,بعد هم اگر داستانت واقعی بود بدون کاندوم? اگر فکر سکس توی سرت داشتی قبل از هر چیزی میرفتی کاندوم بخری یا حداقل اون خانم که به هوای سکس اومد اتاق رو تمیز کنه تهیه میکرد ,من بعد از ۸ ماه با دوست دخترم جرئت نداشتم بدون کاندوم سکس کنم که یه وقت حامله نشه یا یکیمون مریض بشه ,یا سکس دهانی بعد از آنال اینها ناهنجاری هایی هست که معمولا توی فیلم های پورن اتفاق میفته و زوجها به غلط در مواقعی ازش تقلید میکنن.من حتی کاری به واقعی بودن یا نبودن داستان ندارم ولی اگر دوست داری داستان بنویسی باید تمام شرایط رو در نظر بگیری

2 ❤️

776806
2020-11-14 03:17:02 +0330 +0330

احسنت احسنت، بازم از ایشون خاطره بنویس براما
داستان خوبی بود، کیف کردیم! 👏

0 ❤️

777415
2020-11-18 06:05:29 +0330 +0330

کس گفتی مومن

0 ❤️

777787
2020-11-20 13:53:43 +0330 +0330

خوب و قابل باور بود. ممنون

0 ❤️







Top Bottom