سکس با همسرم

    من هلیا هستم ۲۸ ساله و شوهرم علیرضا ۳۲ سالشه ما ۴ ساله که ازدواج کردیم و همدیگه رو خیلی دوست داریم ؛
    یه کوچولو هم داریم که ۲ سالشه ؛
    پدر من یه ویلا داره تو شمال که طبقه اول پذیرایی و آشپزخونه و طبقه دوم دو تا اتاق خواب داره در ضمن دوتا داداش هم دارم که هر جفتشون ازدواج کردن ؛
    ما تابستون ها و ایام عید میرم شمال ؛
    ویلای بابام که تو یه روستا تقریبا تو دل جنگله که خیلی جای خوب و زیباییه ؛ ما هر دفعه که میریم اونجا تو یکی از اتاقهای بالا منو شوهرم و کوچولومون میخوابیم و یکی دیگه رو داداشم که بچه هم داره میخوابن و اون یکی داداشم که بچه نداره با پدر مادرم پایین تو پذیرایی میخوابن ؛
    این خاطره برای همین اوایل تیرماهه ؛
    یه شب که رفتیم بخوابیم کوچولومون که خوابید من شروع کردم به ور رفتن با شوهرم یه کم که ور رفتم اونم شروع کرد به همکاری ؛ من یواش یواش رفتم پایین و شلوار و شورتش رو با هم و با کمکه خودش کشیدم پایین ؛
    یکم که کیرشو مالیدم و لبامو گذاشتم رو سر کیرشو بوسش کردم و بعد کردمش تو دهنم ؛
    اونم دستش رو گذاشته بود رو سرم و با موهام ور میرفت کیرش حسابی داغ شده بود من کیرشو تند تند تو دهنم میک میزدمو جلو عقب میکردم و زبونمو رو سر کیرش میمالیدم اونم حسابی داشت کیف میکرد ؛
    بعد من اومدم روش لبامو گذاشتم رو لبش ؛ لبامو میک میزدو میخورد لباسامو در آورد شروع کرد به خوردن سینه هام یجوری میک میزد که داشت دیونم میکرد بعد شروع کرد به بوسیدن بدنم تا رسید به کوسم منم پاهام باز کردم و اونم سرش رو گذاشت وسط پاهام با دستش دو طرف کوسم رو کشید وزبونش رو گذاشت رو کوسم انقدر داغ شده بودم که دستامو گذاشتم رو سرش و فشارش دادم رو کوسم و اونم داشت میک میزد و لیس میزد ؛
    منم کوسم رو بالا پایین میکردم و فشار میدادم تو دهنش ؛ بعدش اومد بالا و کیرش یواش گذاشت وسط کوسم و فشارش داد توش روم خوابیده بود وسینه هامو میمالید و لبامو میخورد کیرشم تو کوسم تلمبه میزد داغیه کیرش شهوتم رو چند برابر کرده بود پاهامو قفل کردم به پاهاشو فشارش میدادم تو کوسم ؛
    از روم بلند شد و گفت به پهلو بخواب و اومد پشتم ؛ دستش رو انداخت لای پام بلند کرد و کیرش رو گذاشت رو سورخ کونم ؛ کیرش با ترشحات کوسم خیس و لیز شده بود یه کم مالید به کونم و یواش فشارش داد تو کونم ؛
    با فشار و مالش بلاخره سرش رفت تو ؛ دردش زیاد بود ولی جیکم در نیومد یواش یواش تلمبه زدو با هر فشارش بیشتر میرفت تو کونم ؛ دستش رو گذاشت رو کوسم و داشت کوسم رو میمالید ؛
    من دیگه از شهوت زیاد نزدیک به ارضا شدن بودم و خودم فشار میدادم به کیرش ؛ اونم تلمبه هاشو تند تر کرده بود و نزدیک به ارضا شدن بود ؛
    شونه هامو گرفت و محکم تلمبه میزد من با یه آه خفیف تو اون شرایط ارضا شدم و داشتم نفس نفس میزدم علیرضام با چند تا تلمبه محکم آبش رو خالی کرد تو کونم حسابی عرق کرده بودیم و داشیم نفس نفس میزدیم ؛
    یه مقدار تو همون حالت موندیم یه دستمال کاغذی برداشتم وقتی کیرشو کشید بیرون گذاشتم رو سوارخ کونم که داشت آبش میامد بیرون ؛
    آهسته و بی سرو صدا سعی کردم خودمو برسونم به دستشویی تو تاریکی پام خورد به یه سطل آشغاله پلاستیکی و افتاد سرو صدا کرد منم هول شدم بلاخره رسیدم به دستشویی ؛
    هیچکس چیزی نفهمید جز یکی از زن داداشام که خیلی تیزو شیطونه ؛
    بهم گفت دیشب خوب خوابیدی ؛
    گفتم آره ؛
    گفت آخه چشات خواب آلوئه گفتم شاید خوابت نبرده ؛
    یه نگاهی بهش کردم وهیچی نگفتم ؛
    اونم یه لبخنده شیطنت آمیزی زد و حرفی نزد ؛
    من انگیزه ام از این داستان فقط اینه که به ناموس خودتون وفادار باشید و از حریم خانوادتون پا فراتر نزارید اونوقت هیچوقت نه گرفتار میشید نه استرس میگیرید و نه ترسی تو دلتون دارید که بخواهید از بر ملا شدنش نگران باشید ؛
    این داستان واقعی ویکی از نزدیکی های من و همسرم بود ؛
    ببخشید طولانی شد


    نوشته: هلیا

  • 41

  • 7




  • نظرات:
    •   New.couple
    • 2 ماه
      • 8

    • به عنوان نفر اول که نظر میدم. به شما ربطی نداره که ما چیکار میکنیم. شما به دادنت ادامه بده


    •   shahx-1
    • 2 ماه
      • 8

    • نتیجه ای که از این داستان میگیریم : قبل از دادن درس اخلاق برای تاثیرگذارتر شدنش کون بدین!!! (biggrin)


    •   Ares.1
    • 2 ماه
      • 1

    • یه سوتی فاحش و بزرگ
      تو روش بودی ، چطور بوسید و اومد پایین تا به کست رسید؟!؟؟؟


    •   صدف هستم
    • 2 ماه
      • 5

    • الان تو اینجایی حریم خانواده رعایت کردی آیا؟؟؟شوهرت میدونه؟؟؟ترسی نداری؟؟؟


    •   وب.گرد
    • 2 ماه
      • 1

    • چرا فکر میکنی داستانی که نوشتی باید جالب باشه واسه ما؟ چیز خاصی نداشت داستانت کلا.
      انگیزه و پیامتو تو کامنتا هم میتونستی بگی. لزومی نداشت سکستونو تعریف کنی.


    •   Hana95
    • 2 ماه
      • 1

    • مثل اینه بری تو لاس وگاس درس خارج از ققه بدی!اگه تو فقیهی پس لاس وگاس چیکار میکردی:)


    •   Fuckmehurder
    • 2 ماه
      • 0

    • بچه دبیرستانی اینو نوشته=)


    •   royaei
    • 2 ماه
      • 0

    • چی بگم ؛ ..‌. موفق باشی


    •   ماینر
    • 2 ماه
      • 1

    • اون پیام اخر داستانت کار رو خراب کرد!این حس رو القا کرد ک ازسر مسولیت پذیریت و دغدغه های انسانیت این داستان رو سرهم کردی ک بگی فقط باهمسرتون سکس کنین!البته حرف وپیام درستیه ولی خشک و بی روح ساختگی منتقلش کردی!
      درضمن تو همه داستان ها علاوه برشربت بادوتا جمله تکراری همیشه روبروایم :شورت وشلوارشو باهم کشیدم پایین!!!حالا نمیشه یبار یکی پیدابشه اول شلوار طرف روبکشه پایین بعد شورتش رو!!!جمله بعدی هم هلش دادم روتخت!من هروقت این جمله هلش دادم رو تخت رو میخونم ناخوداگاه تصور جنایت وقتل میاد توذهنم!تورو خدا یبار هلش ندین روتخت و یکم لطیفتر رفتارکنین


    •   vahidhotman
    • 2 ماه
      • 1

    • ببین خانم عزیز من حرف شما رو کاملا قبول دارم . ولی شما خودت گفتی شروع کننده رابطه ای و با این که درو داشتی سکس مقعدی رو هم انجام دادی برای لذت همسرتون ولی برای من اینطوری نیس هر چیزی که شما تعریف کردید براتون خاطری ولی برای من آرزو . شما بگو من چه کنم ۱۴ ساله که ازدواج کردم و تحمل.


    •   323Mazda
    • 2 ماه
      • 2

    • دم شوهره گرم. با کون نشسته تو عسل. هم تک دختر گرفته. هم ویلا میلا داره پدرزنه مایه داره. نوش جون کیرش. اگه شانس ما بود الان باید قرضای پدر زنرم میدادیم?


    •   r t
    • 2 ماه
      • 1

    • به نظر من اونکاری که شما با همسرتون انجام دادین اگه همه خانومهای ایرانی انجام بدن 50درصد کثافت کاریها کم میشه من خودم ۱۵ ساله ازدواج کردم فکر کنم خانومم ۱۵ دفعه به آلت من دست نزده چه برسه به اون کارهای شما در ضمن من هر کاری واسش انجام میدم و از مثل اکثر کامنتهای دوستان همچین زنی تو ایران از 1000نفر یه نفره بقیشون عین کتلتن فکر میکنن ما کارگرشونیم البته قصد توهین به خانومها و آقایون رو نداشتم


    •   hananali
    • 2 ماه
      • 0

    • واقعا دمت گرم با کوس دادنت به شوهرت لذت بردم


    •   lovely_grl
    • 2 ماه
      • 2

    • من ک دوس داشتم مخصوصا این ک میگی ب شریکتون متعهد باشید فک کنم امشب این داستان بهتر از بقیه بود


    •   Kos_Namak
    • 2 ماه
      • 0

    • یه بارم خیانتو امتحان کن
      بیا تلگرام


    •   Artemisi
    • 2 ماه
      • 0

    • باش فهمیدیم وفاداری خخخخخ


    •   فریزاد
    • 2 ماه
      • 1

    • میشه چندتای دیگه شم بنویسی.ممنون


    •   Reza00777
    • 2 ماه
      • 1

    • به نام خدا ب تخمم


    •   SWORD60
    • 2 ماه
      • 0

    • بپا پیاز داغت نسوزه عزیزم
      پام خورد به یه بشکه صداش درومد


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو