سکس با همکارم عسل

    1398/5/24

    سلام دوستان عزیز دیدم همه از سکس هاشون مینویسن گفتم منم بنویسم ببخشید اولین باره مینویسم اگر بد نوشتم یا کم کاستی داره ببخشید .اسمم اشکانه (اسم اصلیم نیس) اون موقه ۱۹ سالم بود چن سال پیش تو یه مغازه کار میکردم اون موقه بدنسازی میرفتمو ب خودم میرسیدم قدم ۱۸۰ پوست سبزه روشن داستان از اونجایی شروع شد ک فروشگاهمون احتیاج ب فروشنده بیشتری داشت منم اگهی رو چسپوندم به شیشه
    خلاصه یه روز سر عصر بود ک یه دختره خوشگل با مادرش ک مادرش از خودش نازتر بود اوووف اومدن تو من داشتم جنسارو میچیدم دیدمش ولی اون متوجه من نشد خیلی خوب بود تو دلم دعا میکردم ک بیاد و قبولش کنن وقتی رفتن سریع رفتم پیش صاحب کارم گفتم چی شد میاد پوسخندی بهم زد و گفت اره میاد تو کونم عروسی بود صبش خیلی زود رفتم سر کار منی ک همیشه دیر میرفتم منتظر بودم دیدم بعله اومد منم رفتم کنارش یکم صحبت کردم اولش زیاد تحویلم نگرفت بعد ک مغازه باز شد ب بهانه یاد دادن کار بهش رفتم و باهاش صحبت کردم یه دختر واقعا ناز و تو دل برو بود ۲۴ سالش بود قد ۱۶۵ وزنشم ۵۰ بود حدودا پوست سفید عین برف حوری بود این دختر یکم ک باهاش گرم گرفتم دیدم خوشش اومده ولی ب روی خودم نیاوردم و سنگین گرفتم خودمو عصر همون روز گفت من شماره همه رو گرفتم شماره شمارم میخام ک اگ یه وقت دیرم شد بگم ک ب صاحب کار بگین من تو کونم عروسی بود ولی با یکم ناز کردن شمارم دادم .شبش یهو دیدم پیام داد ک سلام منم خوشحال یه دقیقه بعد جوابش دادم ک نگه حولم احوالپرسی کردیم و... گفت اگ من پیام نداده بودم تو نمیدادی گفتم مگه باید میدادم و... یکم پیام بازی کردیم مخش زدم خلاصه صبحش همینجور ک رفتم مغازه توی ابدار خونه بود ک طی رو بشوره منم از فرصت استفاده کردم رفتم تو ترسید گفتم نترس بابا کسی نمیاد اینجا بهش نزدیک شدم و یکم مالوندمش اوووف الان ک فکرش میکنم کیرم راست شد دوباره بدنش خدایی نرم و عالی بود لباشو یکم خوردم اخ چ طعمی داشتن دیدم داره ضایع میشه اومدم بیرون خلاصه چن روزی تو مغازه میمالوندمش و لب میگرفتم و این دیگه عادی شده بود براش ولی من بیشتر از اینا میخاستم از اونجاییم ک خیلی حشریم همش توذهنم میگفتم من باید اینو بکنم ک یه روز بهش گفتم بیا بریم خونه راحت باشیم... ب زور مخش زدم راضیش کردم خلاصه قبول کرد منم از خوش شانسی خانوادم رفته بودن مسافرت رفتم دنبالش با موتورم سوارش کردم رسیدیم خونه گفتم راحت باش اینجاروخونه خودت بدون ولی میترسید همش میگفت کسی نیاد....خلاصه قلیون چاق کردم داشتیم میکشیدیم ک من از فرصت استفاده کردم رفتم از پشت بغلش کردم و کم کم میمالوندمش فهمیدم اونم خوشش اومده کم کم دیگه قلیون بیخیال شدیم همینطور ک لبای خوشگلش میخوردم وای چ طعمی داشتن خدایی مزشون هنوز یادمه لباشعین توت فرنگی بودن سینه های کوچولوش میمالوندم سایزشون حدودا ۷۰ بود ک دیدم طاقت ندارم گفتم اینطوری نمیشه بیا بریم تو اتاقم گفت ن ینی تو منو برای سکس میخای فقط با یکم کس لیسی راضیش کردم البته خودشم یکم شل شده بود میخارید بلندش کردم بردمش تو اتاق و انداختمش رو تختم شروع کردم ب خوردن لبای خوشمزش و همراهیم کرد خداییش لب بازی باهاش داشت بهم حال میداد و یه جوری لبامو میخمورد کم مونده بود کیرم شلوارمو جر بده سریع مانتو شو در اوردم و اون سینه های خوشگل و نازش معلوم شدن یه سوتین قرمزم داشت محو سینه هاش بودم چن لحضه دیوونه شده بودم حتی فکرشم نمیکردم ک با اون تو این شرایط باشم سریع لباساشو در اوردم ک نکنه پشیمون بشه و شروع کردم ب خوردن گردنش بهم گفت ک کبودم نکنی خانوادم میفهمن رفتم سراغ سینه هاش وای وقتی گرفتمشون توی دستم خیلی نرم بودن حالی ب حولی شدم شروع کردم ب خوردنشون همینطور کم کم میرفتم پایین شلوارشو در اوردم یکم ب بدنش نگا کردم داشتم کیف میکردم حالا فقط شرتش مونده بود از روی شرت کسش مالیدم شرتش خیسه خیس شده شرتشو در اوردم یه کس تپل صورتی جلو چشمام ظاهر شد اب از لبو لوچم راه افتاده یکم با چوچولش بازی کردم ک دیگه صدای ناله هاش در اومد بهش گفتم تو نمیخای لباس منو در بیاری یکم با ناز کمک کرد دکمه هامو باز کرد دیدم نمیشه طاقت ندارم خودم سریع در اوردم و کیرمو ک شق شده بود دادم دستش کیرم ۱۸ ثانته و قطرشم بد نیس عادیه شروع کرد با ولع خوردن ک دیدم داره ابم میادگفتم بسه میخام بکنم اونم ک حشری شده بودو فقط میگفت جرم بده من مال توام هرکاری میخای باهام بکن کیرتو میخاااام منم اینو شنیدم حشرم زد بالا میخاستم از کون بکنمش ک گفت جلو بازه چشمام چارتا شد اصلا فکر نمیکردم پرسیدم کی اینکار کرده گفت دوس پسرم اینکارو کرده اصلا چیکار داری منم گفتم ناراحتش نکنم هیچی نگفتم...سریع یه کاندوم تاخیری ک از قبل اماده کرده بودم کشیدم روش از بس حشری بودم سریع پاهاشو گذاشتم رو شونم هفتی یکم کیرمو مالوندم درش گفت چیکار میکنی بکن توووش کیرتو میخام اینو شنیدم حشری تر شدم یهو تا ته کردم تو کسش ب زور میرفت تو از بس تنگ بود ولی واسه اینکه خیس شده بود راحت تر رفت تو تا ته کردم تو کسش وای خیلی گرم و نرم بود یه جیغ بلندی کشید ک نگو انگار راحت شد کس خیلی تنگی داشت من با کلمات عاشقونه ای ک میگفتم بیشتر دیوونش کردم همینطور ک تلمبه میزدم صدای نالش بیشتر میشد و من بیشتر حشری میشدم تلبمه هامو بکم کم تند تر میزدم اونم چشاشو بسته بود و لذت میبرد منم خابیدم روش و سینه هاشو میخوردم و اونم با ناله های یواشش بیشتر منو تحریک میکرد یه ۱۰ دقیقه ای تلمبه زدم گفتم بلند شو ب حالت داگی بشین بلند شد و اومد لبه تخت منم دستاشو گرفتم و با قدرت تمام تلمبه میزدم اونم فقط جیغ میکشید و ناله میکرد حالا از درد بود یا حال میکرد نمیدونم صدای تلپ تولوپ تخمام ک ب بدنش میخورد داشت دیوونم میکرد ک دیدم داره میلرزه فهمیدم ارضا شد ابش از بغل کیرم ریخت رو ملحفه روی تخت کیرمو کشیدم بیرون اون ب خودش میپیچد و میدونستم خیلی حال کرده ولی من هنوز ابم نیومده بود ول کنش نشدم دباره خابوندمش و گفتم از عقب میخام ک میگفت ن و فلان دردم میاد گفتم ارضا شدی فکر منم باش و.. راضیش کردم ک بکنمش رفتم وازلین اوردم ب کیرم زدم و ب سوراخ کونش کیرمو گذاشتم در سوراخش و خیلی اروم سرشو کردم تو خیلی درد داشت و ب تخت چنگ میزد ولی گفتم عشقم بخاطر من طاقت بیار یهو کردمش تا ته تو ک خودشو داد جلو منم خابیدم روش یه کم کیرم نگر داشتم ک جا باز کنه خدایی کونش خیلی باحال بود کوچیک و گرد مخصوصا تنگ کم کم تلمبه هامو شروع کردم و دیدم میخاد ابم بیاد تند تند زدم یه ۷ یا ۸ تا تلمبه اونم دیگه داشت اشکاش میریخت گفتم ابمو کجا بریزم با دردو صدای گرفته گفت هرکار میکنی بکن فقط زود تمومش کن مردم سریع کشیدم بیرون و کاندوم رو در اوردم پاشیدم رو سینه هاشو صورتش خیلی حال کردم دوتایی خسته و کوفته شده بودیم یه نیم ساعتی رو تخت تو بغل هم بودیم و بعد باهم رفتیم حموم .بعد از اون خیلی باهم سکس داشتیم ولی تو خونمون ن همش مجبور بودم خایه مالی رفیقمو کنم تا‌کلید خونه مجردیشو بگیرم ولی ارززشو داشت.امیدوارم خوشتون اومده باشه اینم از داستان من شاید از بقیه سکسامم بعدا نوشتم .
    نویسنده: اشکان ۹۸/۵/۴
    نوشته: اشکان

  • 8

  • 31




  • نظرات:
    •   Mamal62323
    • 2 ماه
      • 0

    • اول


    •   behrouzkhan
    • 2 ماه
      • 0

    • دوم


    •   Kos_Namak
    • 2 ماه
      • 4

    • گه خوردی کس.کش مادر.جند.ه دیوث تخم.سگ تو ۱۹ سالگی کون دادی به صاحب کارت حالا کس میگی؟ کیر سگ تو وجود ناموس و خاندانت. تو ۴۰ سالگی هم نمیتونی اینجوری بگا.یی


    •   جان.کوچولو
    • 2 ماه
      • 9

    • کیر ۱۸ ثانتی عزیز،
      از شما صمیمانه درخواست دارم که دیگر داستان ننویسی و اگر ( گوش شیطون کر ) خواستی بنویسی ، قبلش دو دست جق بزن که داستانت آب کیری نشه.


    •   Payamkoskon2
    • 2 ماه
      • 1

    • نفر سومم. بسیار تخمی و تخیلی ‌. حیف از نت


    •   Sexsilver
    • 2 ماه
      • 1

    • (clap) (dash) (erection)


    •   shahx-1
    • 2 ماه
      • 13

    • شماره همه رو کرفتم مال شمارم میخوام؟ مگه یه مغازه چند نفر پرسنل داره؟؟ زر زدی یعنی!!
      پی نوشت : اسمش یه چیز دیگس ولی اینقدر موقع کون دادن به صاحب کار عربش اشک ریخته بهش میگن اشکان!! (biggrin)


    •   Kosdat
    • 2 ماه
      • 2

    • روز دوم بمال بمال


    •   hessihs
    • 2 ماه
      • 4

    • تا اوف مادرش از خودش نازتر بود خوندم،درضمن موقه ن موقع...
      اخه لاشی گواد اف بی ای دنبالت نکنه کونی شارلاتان،یوقت اسم واقعیتو نگی جانی دیلنجر پیدات میکنن،شهرو به اب و اتیش نکشی کونکش عوضی


    •   zzzzz525
    • 2 ماه
      • 3

    • کاری به سنو سالت ندارم . ولی جنده استخدام کردید . دختری که روز اوله کاریش میری میمالونیشو ازش لب میگیری جنده نیست پس چیه ؟


    •   royaei
    • 2 ماه
      • 0

    • کمی تا حدودی نیمه ابری .‌‌... ببخشید خوب بود ؛
      یکم اشتباه تایپی داشتی طبق روال اکثر نویسنده ها ؛
      ولی اینکه همون شب بهت پیام داد و فرداش رابطه شما برقرار شد یکم زیادی تخیلی بود ؛
      موفق باشی


    •   black.dog
    • 2 ماه
      • 5

    • همش دروغ هست. چرا؟ چون شما قد و وزن خودت رو میدونی مال اونو از کجات آوردی؟ با متر اندازه گرفتیش؟ گمشو بابا


    •   Soroush_Khi
    • 2 ماه
      • 12

    • یعنی کیرم تو شهوانی که همه کامنتا شده "اول" و "دوم" و "سوم"!
      آخه کسخلا مثلا قراره چی بهتون بدن بابت این که اول شدین؟!
      اگه کیر میخواین خو بگین دیگه چرا کامنت کس شعر میذارید؟!


    •   mojtaba_sari
    • 2 ماه
      • 2

    • از اول تا آخر کس شر بود
      اخه خالی بندی هم حدی داره


    •   Mj6633
    • 2 ماه
      • 3

    • احتمالا تا حالا سینه از نزدیک دیدی من نمیفهمم سینه های کوچولو سایز 70 مگه پلنگ صورتی بود که کوسش صورتی بود اول تا دسته کردی بعد فهمیدی خیلی تنگه تو نمیره بعد سرپا قلیون میکشیدی که رفتی از پشت بغلش کردی این بود آرمان های ما واقعا جقی


    •   Ramin_parvaz
    • 2 ماه
      • 0

    • فکر کنم دیگه ایندفعه اولم


    •   Fuckmehurder
    • 2 ماه
      • 0

    • کسشر


    •   Nazi.mirzayi3244
    • 2 ماه
      • 0

    • چی بگم والا


    •   Shirazbendaz
    • 2 ماه
      • 2

    • مگه جندس تا بهش نزدیک شدی هیچی نگف، چقد کص میگی جاکش برو جقتو بزن، تو عمرت کص دیدی اصن


    •   ssonna
    • 2 ماه
      • 2

    • آخر (clap)


    •   kokarostam
    • 2 ماه
      • 12

    • جق


      جا دارد که اول از هر چیزی جوایز نفرات اول تا سوم که به ترتیب دنبلان گاو، دنبلان گوسفند و دنبلان بزغاله است تقدیمشون کنیم. در مورد داستان هم که کس‌شعر بود. بچه جان وقتی داری مینویسی، مطلب را بنویس نه اینکه وسط نگارش احساساتی بشو و آخ و اوخ و اووووفففف بکن. تا انتهای داستان سه بار فقط جق زدی. چقدر برای هم ناز کردید؟ شاشیدم توی بدن ورزشکاریت. این حقه‌ها دیگه قدیمی شده که خانواده بروند مسافرت.


      ها کـُ کا


    •   Mohamad78deh
    • 2 ماه
      • 5

    • با سلام
      نمیخواستم نظری بدم اما دبگ مجبور شدم
      اگ میگفتی داستان خیالیه بهتر بود چون میدونم کص میگی جقی بخاطر همین ی بچه دیسلایک میزنم پشتت
      کصکش ت چطو ت مخ یکیو ک ۴سال از خودت بزرگتره زدی و روز بعدش مالیدیش؟جنده هم اینجوری پا نمیده
      من خودم ی دقیقا همچنین موقعیتی گیرم اومد الان ی ساله میشناسمش اما نشده ک باش ی همچین رابطع ای برقرار کنم پس کص نگو مجلوق
      اینم وضیفه ایجاب کرد برینم بت


    •   senator_1
    • 2 ماه
      • 0

    • کسشر تا کی؟ (dash) (dash) (cry) (sick)


    •   senator_1
    • 2 ماه
      • 1

    • کسشر تا کی؟ (dash) (dash) (cry) (sick)


    •   sexybala
    • 2 ماه
      • 0

    • کوس چیست؟ 1نمره.......با رسم شکل توضیح دهید 2نمره


    •   ناصر39
    • 2 ماه
      • 6

    • متاسفانه توهم ناشی از مصرف مخدرهای صنعتی باعث خلق چنین مصیبت نامه هایی می شود


    •   M_O_o
    • 2 ماه
      • 4

    • عمو جانیه کی بودی تو شرط میبندم یه پسر خیکی زشتی


    •   mostoufi
    • 2 ماه
      • 3

    • نوشتی تو به وقت چار مرداد
      همون روز بزرگ و نیک رخداد
      تو که سانت رو نوشتی ثانت، کصخل
      بگو عمت چطور کیرم رو سُر داد
      ها وولا


    •   مهتی.پاشنه.طلا
    • 2 ماه
      • 9

    • همه شاید عن بخورن تو هم باید بخوری مگه ابله ؟ ( بلا نسبت همه !!)
      کسخول خان دختره اگه بنای بر دادن داشت چرا باید به تو عه گوزو بده ؟؟ به صاحب کارش میداد
      خودت چطوری رفتی سر کار ؟؟ به اوستا هم دادی ؟
      کیرت ۱۸ ثانته!! قطرش هم عادیه ، کیر زیاد دیدی که فهمیدی قطرش عادیه ؟؟
      تو خودت که بیشتر از یه دختر ناز داشتی


      بیا برو طی ات رو بکش انتر الان مشتری میاد مغازه


    •   ehsan9705
    • 2 ماه
      • 5

    • سلام
      اولش فکر کردم کامنتای پایین صفحه خونده نمیشه ولی بعد از لایک کردن چند تا از دوستان تصمیم گرفتم ادامه بدم
      1-چرا همه قداد بالای 180ه؟
      2-چرا همه سایزا بالای 15ه؟
      3-چرا همه فیتنس کارو و بادی‌بیلدینگی هستن؟
      و نهایتا گوساله برو داستانایی که بالاترین آمار بازدید و لایک رو داشتن بخون بعد بیا اینجا کس‌شعر تلاوت کن.
      من از محضر حضرات دست به قلم عذرخواهی می‌کنم.


    •   saeed6777777
    • 2 ماه
      • 1

    • تو که راس میگی؟؟ کیرم تو کص خواهر دروغگو


    •   glassframe
    • 2 ماه
      • 2

    • کلا همه بدنساز و قد ۱۸۰ به بالا و خیلی هات و حشری...
      روز اول کار مالوندیش؟ بابا ماله کش کی بودی!
      باشه یکی تو راس میگی یکی مسولین کشور


    •   shahvanii139797
    • 2 ماه
      • 0

    • جقی بی ناموس


    •   lovely_grl
    • 2 ماه
      • 1

    • حالا همه اگه گه بخورن توهم میخوری ؟؟


    •   Zhazha
    • 2 ماه
      • 6

    • ۱۶۵ قد، ۵۰ وزن، میشه چهار تا استخون یه روکش، بعد نوشتی بدنش نرم بود؟ استخوناش نرم بوده شاید.


    •   kia.001
    • 2 ماه
      • 1

    • یعنی نمیشه یه داستان بخونی طرف کون زنه نذاشته باشه همه هم فیتنس کار و کون کن
      والا ادعا ندارم ولی مخ هرکی رو زدم از شاه کسش تا معمولی بالای ۱۰۰نفر هیچکدومشون بهم از کون ندادن فقط فقط کس دادن
      خار مادر مغز کیری زنگ زده خراب نویسنده گایییدم که کسشعری بیش ننوشت
      موافقین بکوبین لایکو


    •   امیرخان۱۳۴۱
    • 2 ماه
      • 1

    • کیرر تو کووص خواهرر مادررت
      بچه کوونی داستان کوون دادنت به اوستاتو بنویس
      شاشیدم تو حلقت


    •   سکس_69
    • 2 ماه
      • 1

    • نه همه دست بکیر مینویسن.


    •   han2206
    • 2 ماه
      • 0

    • کیرم تو کون خودت و صاحب کارت و هفت جدوابادت.درضمن سانت اینجوریه.


    •   کوسلیس۲۰
    • 2 ماه
      • 1

    • دو سه خط خوندم خوشم نیومد


    •   sarakospanbeh
    • 2 ماه
      • 1

    • موقع. لحظه و....غلط املایی داری آقای فاکر


    •   Mahditaghinasab
    • 1 ماه،4 هفته
      • 0

    • (wanking) (wanking)


    •   Seppi
    • 1 ماه،4 هفته
      • 0

    • شبش با هم چت میکنن فرداش لب میگیرنگ (ok)


    •   amoei
    • 1 ماه،4 هفته
      • 0

    • خار مادرتونو گاعیدم اینجوری عین صگ میکنین ک یارو خایه میکنه از عقب بده مگه میخواست در بره یه ذره سوراخ بی صاحابو باز کن بعد مادر ج.نده ن.نه صیغی حالا کار به داستان کصشر و غیر واقعیتم نرم


    •   بهروزجان
    • 1 ماه،4 هفته
      • 0

    • داستانت خوب بود.. فارق از راست یا دروغ


    •   hotman1383
    • 1 ماه،4 هفته
      • 0

    • کلی خاطره برام زنده شد.


    •   کاوه_کرج3
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • پوسخند؟! یعنی خنده ی پوست کنده؟!


    •   بردیا128
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • بابا تو فیلم های تمام پورن اروپایی هم 55 دقیقه ططول میکشه تا زن و مرد تو بغل هم بیفتن / داستان شامل چند عنصر هست تا یه داستان خوب بشه / آغاز / ایجاد گره داستانی / آغاز تقابل و برخورد شخصیتها / شرروع هیجان و کشش / فراز / فرود / گره گشایی / آرام شدن رود خروشان تفکرات نویسنده / پایان داستان بسته به نوع داستان پایان غم انگیز / یا پایان شاد / و همه این عناصر باید دست به د ست هم بدن تا یک نوشته رو در قالب داستان به محل امن باورپذیری برسونن و داستان باور پذیر بشه خدایی اگر یکی از دوستات می اومد همین داستان رو برای تو تعریف میکرد تو دلت نمیگفتی چقدر خالی می بنده و چقدر چرند میگه ؟ ژانر تخیلی که ننوشتی هرچند اگر واقعا هم تا به حال رابطه ای نداشتی اما داستانسراییت باید طوری باشه که خواننده باورت کنه و بپذیره و با خودش بگه اره راست میگه برای من هم اتفاق افتاده یا برای کسی که می شناسم اتفاق افتاده / تلاشت رو بیشتر کن امیدوارم در هر ژانری که داستان می نویسی موفق بشی ( شبگرد تنها )


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو