سکس با همکارم سمانه

    1397/1/1

    مدت یک سال بود که توی یک فروشگاه مشغول حسابداری بودم ، چند تا دختر اونجا کار می کردند که همگی سر و گوششون می جنبید .یکی از این دختر ها که هم لاغر بود و هم قیافه ای هم نداشت سمانه بود ، سمانه با قدی حدود 165 و با وزنی حدود 42 با یک سینه کوچک و صورتی معمولی ولی خیلی تنش می خوارید همش خودش را به من می چسباند ، بعد از مدتی که متوجه شدم خودش هم دلش میخواد کم کم رفتم تو کارش با دست زدن بهش هنگام رد شدن و کم کم با شوخی بهش نزدیک شدم و وقتی دیدم چراغ سبز هست بیشتر ادامه دادم و پرروتر شدم مثلا وقتی توی انبار بودیم کسی نبود هلش میدادم یا بغلش می کردم از سر راهم می گذاشتمش کنار و ... . اون هم خوشش می آمد تا اینکه یک مدت شده بود که فروشنده هامون را بیرون کرده بودیم و دنبال فروشنده جدید بودیم و به جز سمانه کسی نبود توی انبار مشغول تحویل اجناس بودم که اون هم کارها را به چوبکار میزد و اماده می کرد و به فروشگاه می برد . دیدم موقعیت جور هست و کسی هم نیست خودش هم میخواد از پشت بغلش کردم و سینه های کوچکش را توی دست گرفتم گفت چه کار می کنی گفتم نه اینکه خودت هم نمیخوای خنده شیطنت آمیزی کرد ، سریع دست کردم سینه هایش را از زیر لباس بیرون آوردم چون مانتو جلوباز پوشیده بود و شروع کردم ماساژ دادن خیلی حساس بود و سریع وا داد فورا شهوتی شد خیلی داغ بود گفتم میخوام تا کسی نیست از عقب بکنم گفت نه درد داره گفتم مگه تجربه کردی گفت آره قبلا نامزد داشتم جدا شدیم اون یک بار امتحان کرد خیلی دردم آمد گفتم از جلو نکرده گفت چرا پرده ام حلقوی هست جون گرفتم سریع روی میز خمش کردم و مشغول شدم چون توی انبار بودیم و طبقه پایین بود و کسی هم جز صاحب مغازه نبود و اون هم پشت دخل بود خیالم تا حدودی راحت بود . سریع شلوارش کشیدم پایین و شلوار و شرت خودم را پایین کشیدم که تا کیر من را دید ترسید گفت من این را کجا بکنم البته کیر من زیاد هم بزرگ نیست حدود 15-16 سانت هست گفتم نترس من خودم جا میدم آخه خیلی لاغر بود . منم توی سکس داغم و شروع کردم سریع سر کیرم را کمی با آب دهانش خیس کرد یک کم هم ساک زد و می گفت بلد نیستم ولی خیلی خوب ساک میزد معلوم بود خوب بلده خوب که خیسش کرد سرش را گذاشتم روی کسش و هل دادم داخل که نفسش بند آمده بود چون یهو کردم تا آخر داخل از عمد و نزدیک بود از حال بره و شروع کردم بعد از چند ثانیه تلمبه زدن و حال کردن ، عجب کس تنگی داشت حدود ده دقیه کردم و چون کمی هم از شرایط ترس داشتم سریع ابم را آوردم و کشیدم بیرون و ریختم روی کونش ، ولی وقتی کیرم را بیرون کشیدم دیدم سر کیرم خونی هست اولش ترسیدم نکنه بهم دروغ گفته و پرده داشته اما بعد متوجه شدم که چون تنگ بوده و من هم یهو کردم تا آخر یک کم خون آمده و این شد سرآغاز شروع سکس های بعدی و ساک زدن های لحظه به لحظه سمانه برای من .


    نوشته آرش

  • 4

  • 15




  • نظرات:
    •   ali_bikastanha
    • 1 سال،2 ماه
      • 0

    • خوب بود


    •   as B sa
    • 1 سال،2 ماه
      • 0

    • سگ تو ذهن عقیمت
      کسکش داستان سکسی رو کتابی نمینویسن
      بعدشم چون عجله داشتی و کسی نبود ده دیقه کردیش؟؟!!!
      چقدر متوهم
      چقدر جقی


    •   Korkan_Elite
    • 1 سال،2 ماه
      • 0

    • سلام به پدر بزرگت خواجه عبدالله انصاری برسون کس کش ملجوق ...مگه داری انشا می نویسی که کتابی نوشتی کس کش خان؟


    •   Mr.hon
    • 1 سال،2 ماه
      • 0

    • کصتانی نوین


    •   kirtala1376
    • 1 سال،2 ماه
      • 0

    • همي داستان كصشري بافتي اي مردك گوسفند چران.


    •   plankton-kosh
    • 1 سال،2 ماه
      • 0

    • عجب کص شعرهایی سرودی جقی جان... چون کونت تنگ بود عصا را تا دسته در کانت تپاندی جقی جان. اینگونه ننویس جقی جان


    •   amirmahtab
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • ای داد بیداد!
      ینی فک کنم خدا بجز کس حلقوی چیز دیگه ای خلق نکرده! همه پرده هاشون حلقویه و راحت کس میدن! ولی نمیدونم چرا یکی شون گیر ما نمیاد


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو