سکس با پریسا بعد از 5 سال چت کردن

1392/05/21

سلام
خاطره ای که براتون میگم مربوط به کمتر از یک سال پیشه که سعی میکنم عین اتفاقات رو بنویسم براتون.
آشنایی منو پریسا برمیگشت به 5 یا 6 سال پیش، سال 86، اون موقع یاهو 360 بود و من پریسا رو اد کردم اونجا، جفتمون مدرسه ای بودیم ولی دختر مدرسه ای مثل اون ندیده بودم، پست های سکسی میزاشت روی پیجش و همش با پسرا لاس میزد، 2 تا دیگه از بچه های مدرسه هم ادش کرده بودن ولی اونا زود بیخیال شدن، منم که قبلش سکس نداشتم گفتم هرجوری شده باید اینو بزنم
مسنجر ادش کردم ولی خیلی کم جواب میداد، شیطون بود و کم میومد مسنجر. آخرای سال بود دم امتحانا که بیشتر چت کردیم…
خلاصه گفت دوست پسر دارم و از این حرفا ولی من شمارمو بهش دادم گفتم اگه خواستی بزنگ و دیگه بیخیالش شدم… 360 هم که بسته شد و فقط مسنجرشو داشتم دیگه. سال بعدش که دانشجو شدم ینی 87، با یه دختری دوست شدم، بعد مدتی پریسا شروع کرد زنگ زدن و یواشکی باهاش در تماس بودم که یه روز باها دوست دخترم بیرون بودم پریسا یهو زنگ زد و شر شد!
منم شماره پریسا رو جلوی دوست دخترم دادم به دوستم گفتم بزنگ بهش بگو من محسنم خطمو عوض کردم…
یه مدت دوستم باهاش بود تا اینکه یه بار رفت خونشون و طبق گفته خودش از کون دختره رو کرده بود، ولی گفت خیلی چاق بود و بدش اومده و بعدش پیچونده دختره رو!
من که دیدم این انقدر راحت به این داده گفتم باید بزنمش هرجور شده
نکته بد ماجرا این بود که شماره دوستمو داشت و آیدی یاهوی منو که فکر میکرد این دو تا یه نفره جفتش، باهام چت میکرد از خاطراتی میگفت که من روحمم خبر نداشت ولی مجبور بودم الکی جواب بدم :))))
یه سالی هم اینطوری گذشت دیگه من با جی افم خوب بودیم بیخیالش شده بودم ولی اون تو مسنجر پی ام زیاد میداد، خیلیم راحت و سکسی حرف میزد باهام… حتی از سکساش میگفت برام با دوست پسراش، به همشونم از کون داده بود…
یه روز داشت از یه پسری واسم حرف میزد، سال 89 یا 90 بود، منم تو فاز بودم دلم واسش سوخت یهو! گفتم ببین پریسا یه چیزی میخوام بهت بگم، و گفتم که اون دوستم بوده اومده پیشت نه من… گفتم تو نباید زود خر بشی دل ببندی به پسرا (4 یا 5 بار تا حالا برام تعریف کرده بود که عاشق شده!)
از اون شب خیلی بهم پی ام میداد، میگفت محسن ازت خوشم اومد که اینطوری کمکم کردی و …
دیگه علنی داشت نخ میداد که گفتم جی اف دارم، اونم کلی غر زد که شماها نمیخواین ما بهتون وابسته بشیم و …
یه بار بد زده بودم بالا، بهش پی ام دادم گفتم پریسا ما دیگه چند ساله همو میشناسیم تعارف نداریم با هم، یکی از دوستاتو واسم جور کن فقط واسه سکس میخوام نمیخوام وابسته بشه.
یه تیکه هم انداختم که کاش خودت میشد باشی و … گفت نه من دیگه به تو حس داداشی دارم ( آره جون عمت! )
یه چند روزی گذشت و گفتم چی شد؟ گفت هیچکی اینطوری دوست نمیشه.
بعد شروع کرد درد و دل که من با همه بی افام به هم زدم… دیگه طناب داد رسما
شماره جدیدمو بهش دادم و شروع کردیم به زنگ و اس های سکسی بعضی مواقع زنگ میزدیم پشت تلفن صدای آهش معلوم بود که واقعن ارضا میشه بدجوری هات بود…
بهش گفتم پریسا من واقعا دیگه طاقت ندارم، گفت یه روز که مامانم نبود میگم بیای پیشم…

یه روز هماهنگ کردیم و رفتم پیشش… از در که رفتم تو شوک شدم، یه دختر لاغر وایساده بود جلوم گفتم خودتی؟ عکسات خیلی چاق ترن که، گفت تو 2 ساله عکسای منو ندیدی لاغر کردم…
رفتم تو و از ترس این که مامانش بیاد زود رفتیم تو اتاق مامانش اینا…
نشستیم لب تخت بغلش کردم شروع کردم گوشش رو بوس کردن، چند ثانیه ای خجالت کشید ولی با یه بوس داغ که از گوشش کردم زد بالا، با صدای سکسی هی میگفت جوووووون منم میریختم به هم. سرشو برگردوند شروع کردیم لب گرفتن و زبونشو هی میاورد توی دهنم حسابی داغ کرده بودیم. یه لحظه صورتشو جدا کرد گفت محسن گفتم جونم؟ گفت فقط تو لطفن! من نمیخوام! گفتم ینی چی ؟ گفت من با یکی فابریک شدم میخوام فقط تو ارضا بشی نمیخوام من خیانت کرده باشم… ( تو دلم گفتم خفه شو وسط سکس چی داری میگی اسکل) بهش گفتم باشه حالا یه باره دیگه گفت نه! گفتم نه رو نشونش میدم…
خوابیدیم رو تخت من زیرش بودم که یهو دیدم دستشو کرد تو شورتم! بد ریختم به هم خیلی کار حشری ای بود ( به دخترا پیشنهادش میکنم، واسه مرد خیلی جذابه این کار ) شروع کرد باز کردن کمربندم و لباسامو خیلی سریع در آورد شروع کرد به خوردن کیرم، حسابی پر تفش کرده بود و دندوناش اصلن به کیرم نمیخورد، دهنش به شکل عجیبی داغ بود و خیلی حرفه ای در عرض چند ثانیه اول داشت آبمو میاورد، خب من دیگه با جی افم سکس کرده بودم و بار اولم نبود ولی باورم نمیشد اینطوری حرفه ای داره برام ساک میزنه، سرشو بلند کردم گفتم نکن لعنتی دیوونم کردی، لباسشو در آوردم گفت محسن گفتم که من نمیخوام! گفتم چرا چرت میگی دیگه بالا تنه که اشکالی نداره
لباسشو در آوردم سینه های بزرگی داشت، بغلش کردم چسبوندمش به خودم گفتم چقدر داغی، خندید در گوشم باز گفت جوووون ( انصافن خیلی بد میگفت آبم میخواست بیاد در جا! ) بلند شد دوباره رفت پایین و حسابی خورد برام منم دیگه بد قاطی کرده بودم گفتم داره میاد، دستمال رو از بغل تخت برداشت و گذاشت روی کیرم و با دست زد تا آبم اومد ریخت رو دستمالا (قبلا گفته بود متنفرم از خوردن آب واسه همین اصلن اصرار نکردم)
رفتم دسشویی اومدم هنوز شلوارش پاش بود میگفت نه!
یه چند دقیقه ای چیزی نگفتم خوابیدیم تو بغل هم داشت حرف میزد که مامانشم زنگ زد و گفت دیرتر میاد. دیگه خود شانس بود!
شروع کردم خوردن سینه هاش یواش یواش حالش داشت بد میشد… گلوش نقطه ضعفش بود منم شروع کردم خوردن گردنش دیدم داره جون جون و آه و اوه میکنه فهمیدم دیگه اوکیه!
رفتم سراغ شلوارش تا کشیدم پایین گفت محسن نه! یهو دیگه نتونست… خودشو ولو کرد رو تخت گفت از دست تو…
شورتش رو در آوردم. راستش زیاد از کسش خوشم نیومد ولی خب قرار نبود از کس بکنمش. یکمی براش خوردم خودشو خیس کرد و برش گردوندم. تف انداختم در کونش و شروع کردم مالیدن، خیلی وقت بود که سکس نداشت در نتیجه نه خیلی تنگ بود نه خیلی گشاد . اینم بگم که من اهل خالی بندی نیستم بگم کیرم 100*200 سانته!!! سایزش خیلی نمیشه گفت بزرگه البته اصل سایز قطره دیگه وگرنه بلندی که خب بلنده. واسه همین همیشه میدونم که طرفم خیلی دردش نمیاد بخواد گریه کنه و…! آروم کیرمو گذاشتم لب سوراخش و با یه فشار کردمش تو… یه جیغ کوچیک زد ولی معلوم بود داره حال میکنه… شروع کردم تلمبه زدن صورتش رو بالش بود اه و اوه میکرد دیدم داره آبم میاد گفتم چیکارش کنم، فکر کرده بود آبم اومده داشت میگفت بریز توم دیگه مگه نیومده ؟ همینجوری که داشتم تلمبه میزدم و داشتم ارضا میشدم واسه همین سریعتر میزدم، گفتم نه نیومده… که یهو دیدم آبم داره میاد در آوردم پاچیدم رو کونش و پشتش… رفت دسشویی اومد ولو شد تو بغلم معلوم بود کاملا حال کرده چون گفتم که قطر کیرم متوسطه و درد نداره زیاد براشون…
حسابی لب بازی کردیم و دیگه پوشیدم برم چون میترسیدیم بیاد مامانش… اومدم خونه و دیگه رفت تو فاز دوست پسر فابریک اینا ولی اعتراف کرد که شبش بدجوری ریخته بوده به هم وقتی من رفتم…
البته اخیرا باز یه بار رفتم پیشش، ولی بار اول یه چیز دیگه بود… هنوزم باهاش در تماسم سعی دارم یه بار دیگه برم اگه رفتم مینویسم براتون به شرطی که کامنت چرت و پرت نذارید و هی نگید دروغه. راجع به نحوه نوشتن نظری دارید بگید ناراحت نمیشم ولی بگید دروغ بود و … دیگه نمینویسم!

نوشته: محسن


👍 0
👎 0
53666 👁️

     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

395315
2013-08-12 08:32:40 +0430 +0430

عجب؟؟؟!!!

0 ❤️

395319
2013-08-12 08:57:14 +0430 +0430
NA

به نظر راست بود. ولی دوست دارم دختره رو فحش بدم که هر کاری می کنم فحشم نمیاد. :D

0 ❤️

395320
2013-08-12 09:35:17 +0430 +0430
NA

عامو داستان بدی نبود ولی دروغ بود .دیگه ننویس
(جمله اخر فقط برای حرص دادنت بود . :D )

خوشم اومد .موفق باشی.

0 ❤️

395321
2013-08-12 13:02:30 +0430 +0430
NA

بالاخره یه داستان پیدا شد که فحش ندادم کاریم به دروغ یا راست بودنشم ندارم موفق باشی ادامه بده

0 ❤️

395323
2013-08-12 18:37:21 +0430 +0430
NA

خخخخخخخخخخخخخ عجب کاری شده اینا همشون بار اولشون هس سکس میکنن همشون بار اول دختر پسرکش هستن بین ملت همین یه نفر رو دوست داره خوشش میاد :)) :)) :)) :)) :)) :))
ای کیر خر سه پا به مابین ستون فقزاتت تا گلوت تا دیگه کس نگی

0 ❤️

395325
2013-08-12 23:19:33 +0430 +0430
NA

نمیدونم چرا اینجا همش دختران که نخ و طناب میدن! والا ما تو دنیای واقعی چیز دیگه ای میبینیم

0 ❤️

395326
2013-08-13 00:45:24 +0430 +0430

نوشتی داستانی بهر خنده… مکرر از عقب چاق کردی دنده
به کونی کز گشادی چون خلابود… لذا فحشت نمیدم عمه جنده!

0 ❤️

395327
2013-08-13 02:36:49 +0430 +0430

خوب بود ولي چند تا نكته داشت…
چون قبلش سكس نداشتي تصميم گرفتي هر جور شده بكنيش
در نتيجه عزمتو جزم كردي و ٥ سال بعدش كرديش
داداش تو خيلي كارت درسته و حرفه اي هستيا…يكم از تجربياتت رو در اختيار ماهم بزار
بعد از يه مدت كه بهش اس ميدادي و زنگ ميزديد و حرف ميزديد دوستت زنگ زد گفت من محسنم، دختره هم متوجه نشد…!!!
بعد بهش گفتي من پيچوندمت و به جاي خودم دوستم بهت زنگ زده و اومده سراغت، اونم گفت واي محسن جونم چقدر تو خوبي از الان خيلي بيشتر بهت علاقه دارم و ازت خوشم مياد خيلي به من كمك كردي…
يه بار هم بد زده بودي بالا و ديگه كيرت جلو چشماتو گرفته بود و شمارتو بهش دادي و بعضي وقتا زنگ ميزدي بهش…؟؟؟؟؟
يه روز هم رفتي خونشون و از ترس اينكه مامانش نياد زود رفتي تو اتاق مامانش اينا
آخه ميدوني،آخرين جايي كه ممكن بود مامانش بعد ازورود به خونه بياداتاق خودشه
حالا باز خوبه ازترس مامانه همونجا پشت درشروع نكرديد
آها…البته ديگه پشت درتخت نداره كه هلش بدي بيفته روتخت…
چند ثانيه اي گوششوبوس كردي بعد يه بوس داغ كردي ديگه بالا زد و حشري شد، لب گرفتيدو زبونشو مي آورد تو دهنت
بعد دختره گفت من نميخوام به دوست فابم خيانت كنم، فقط گفتم تو بياي خونمون و تو منو بكني و توارضا بشي. بعدم دستشو كرد تو شورتت اونم قبل از باز كردن كمربند شلوار… كير تو اين وفا داري
ولي دستت درد نكنه اينكه دختردستشوببره توشورت پسروكيرشو بگيره خيلي نكته ضريفي بود من مطمئنم دختر پسراي اينجا هيچكدوم بلد نيستن
( بچه ها شماهابلد بوديد اين كار رو…؟؟؟ )
بعدم مامانش زنگ زد گفت دختر گلم من ديرتر ميام با يه نفرم كه مثل بچه هاي شهواني ٩٠ دقيقه طول ميكشه تا ارضا بشه
منم هي ميلرزم و ارضا ميشم اونم هي بيشتر تحريك ميشه تو هم اگه ميخواي كسي رو بياري خونه بيار
حالا اينا رو بي خيال
سايز كيرت 200x100 سانته؟؟؟؟؟؟؟؟
كس خل تو يا سانت نميدوني چيه
يا كير
ايني كه گفتي يه مستطيله به مساحت ٢ متر مربع… كس خل كيره ها. يكم بشين روش فكر كن 200x100 سانتتتت…؟؟؟؟؟؟؟؟
تازه خيلي هم بزرگ نيست، وگرنه ميگفتي 200x100 متر…نه؟؟؟؟
تو كس كش بچه هاي اينجا رو چي فرض كردي؟؟؟؟
مثل خود جلقيت كس مغز؟؟؟؟
لابد هر ماه خون دماغ هم ميشي، نه؟؟؟

0 ❤️

395328
2013-08-13 05:43:01 +0430 +0430
NA

نمیخواستم جواب بدم.اما خداییش چقدر گیر الکی میدید؟
بابا اون گفت تل داد اما من بهش نزنگیدم.
بعدشم نگفت سایز چیزم 100 سانته/گفت مـثل بقیه نمیگم چیزم خیلی بزرگه منظورشم از 100سانت اغراق اونا بوده.
لطفا اگه خودت بلدی یه داستان بنویس
کار ندارم که اصلا از فاز خیانتش خوشم نیومد.و اینکه سکسش بی احساس بود و خیلی مسخره.اما شما هم گیر الکی میدید

0 ❤️







Top Bottom