سکس با کراش بچگی

    از همون روز اول که دیدمش حس عجیبی نسبت بهش داشتم! ه‍شت سالم بود که با پسر خالم دوست شده بود اما با همه‌ی پسرایی که تا به دیده بودم فرق میکرد...یه پسر مظلوم و ساکت و چشم آبی و بور که آزارش به هیچکی نمیرسید...با پسر خالم خیلی دوست بود و هرروز پیش هم بودن؛ ما هم خیلی با خالمینا رفت و آمد داشتیم واسه همین خیلی اونو میدیدم، همیشه هم با داداشم و پسر خالم در حال فوتبال بازی کردن یا با پلی استیشن بازی کردن بود و با من جز سلام و علیک و کمی هم صحبت درسی، صحبتی نداشت...تا پنج-شیش سال تقریباً هر هفته علی رو میدیدیم و هر دفعه واسم شخصیتش جالبتر میشد!...اما بعد که وارد دبیرستان شدیم از پسر خالم جدا شد و دیگه ندیدمش... پسرخالم خیلی بچه مثبته واسه همین به محض اینکه از هم جدا شدن علی با رفیقای کثیفی افتاد...سال کنکور علی دیگه اون آدم بی آزار و ساکت قدیم نبود، بلکه دوست دختر های متعددی داشته و حسابی دختر بازی میکرده!(بر عکس پسر خالم)...شهر ما شهر کوچیکیه واسه همین خیلی زود این خبرا می‌پیچید، چندتا دبیرستان دخترونه تو‌ شهرمون مسئول اصلی پیچوندن این اخبار بود!!! منم که شنیده بودم اینطور کسی ازش درومده، یکم تعجب کردم و بار بعد که پسر خالم رو دیدم بحث رو یه جوری کشوندم سمت علی و با شوخی پرسیدم درس میخونه یا از درس افتاده تو خلاف؟! اونم که همچنان همون آدم مثبت قدیمی بود گفت که خیلی عوض شده استایلش و درس یه ورشم نیست و خیلی دختر بازی میکنه...منم که مطمئن شدم از این قضیه، زودی رفتم تو اینستاگرم فالوش کردم و اونم منو فالو کرد..
    اون موقع تازه پدیده‌ی دایرکت اومده بود و منتظر بودم که تا پست گذاشت سریعاً برم دایرکت باهاش صحبت کنم...بعد یه مدت که گرم گرفتیم و چند بار چت کردیم دیگه شمارمو بهش دادم و از اون به بعد تو تلگرام حرف میزدیم...یه بار بهم گفت یه درخواستی داره که نباید پسر خالم بفهمه، منم با خنده گفتم مگه چیه؟! گفت میخواد منو یه روز ببینه! منم خیلی خوب خوشحالیمو قایم کردم و گفتم که اکی(آخه پسر خالم بر خلاف مثبت بودنش به شدت خر زوره و چند بار هم به خاطر علی با چند نفر دعوا کرده یه بار هم با خودش دعوا کرده و علی هم میترسید که یه وقت سر من غیرتی شه)...یه روز رفتم دیدمش و به خاطر اون روز چه دروغ‌هایی که دست و پا نکردم!!! دیگه از اون به بعد خیلی از کلاسای کنکور رو میپیچوندم یا به مامانم میگفتم میرم پیش دوستام تو پارک...خیلی حواسم بود که بهم شک نکنن، دوستامم خیلی کمک میکردن...این پسر خیلی خاص بود، هم چشاش آبی بود، هم بور بود، هم تهرانی بود، هم پولدار بود، هم خوشگل بود.. خلاصه که خیلی حس خوبی بود که بین دخترای شهرمون با من بود...منم اولین دوست پسرم بود...هرچی بیشتر بیرون می‌رفتیم با هم صمیمی تر میشدیم و کم کم به مسائل جنسی اشاراتی میکردیم یا شوخی میکردیم...بعد از دو ماه که بیرون رفتیم بالاخره همدیگه رو بوسیدیم...خیلی حسه خوبی داشت، احساس میکردم که به نقطه‌ی اوج زندگیم تا اون لحظه رسیده بودم!!!
    یه ماه بعد علی ازم پرسید مشروب خوردم تا به حال یا نه؟! منم گفتم معلومه که نه! خانواده ما رو که دیدی دیگه! اونم گفت مشروب خوبی جور‌ کرده و اگه که بخوام یه روز برنامه بچینیم برم پیشش با هم بخوریم، منم راستش بدم نمیومد امتحان کنم واسه همین گفتم باشه...اون موقع خالمینا رفته بودن تهران و پسر خالم تنها خونه بود و گفته بود که شب علی بره پیشش که تنها نباشه(که تا صبح بازی کنن در واقع)... علی که فکر میکرد پسر خالم یه آدم خشکه که به شدت مخالفه با دوست دختر‌ داشتن و این داستانا، ازش شوخی شوخی میپرسه که میخواد که فردا بره بیرون که یه دختر بیاد پیشش، پسر خالم هم به سادگی موافقت میکنه و میگه فردا کلاً خونه در اختیار علیه!!! همون موقع علی به من مسج میدن و میگه فردا از ساعت سه تا شیش عصر بیام خونه خالم که مشروب بخوریم!!! منم که حدس میزدم قضیه از بوسیدن پیش میره یکم بیشتر از حالت عادی به خودم رسیدم و بعد مدرسه و ناهار، جای کلاس کنکور رفتم خونه‌ی خالم که چون محل منو میشناختن هیچکی شک نکرد و بدون استرس رفتم تو خونه...تا رسیدم تو علی شروع کرد به خوردن لبام دم در منم راستش حال میکردم و همراهی کردم...بعد از یه دقیقه خوردن لب های همدیگه، مانتو و جوراب و مقنعه‌ام رو دراوردم و اومدیم رو مبل بازم همدیگرو خوب بوس‌ کردیم و عشق بازی کردیم تا چند دقیقه...بعدش دیگه بلند شد رفت مشروب اورد، تو لیوانای سکسی هم ریخته بود و داد بهم، بو کردم دیدم اصلاً بویی که فکر میکردم نمیداد، اما به اجبار کم‌کم خوردم و‌ کمی بعد اصلاً حس عادی نداشتم، انگار که بدنم پر انرژی شده بود و باید یه کاری میکردم با اون انرژی تا آروم شم!!! بعد که یکم از شرابامون مونده بود باز شروع کردیم به بوسیدن هم، این دفعه یه کم فرا تر از بوس رفتیم و اون داشت گوشامو میلیسید و گردنمو میخورد، یه طوری حشرم رفت بالا که در جا دستمو کردم زیر شلوارم و از رو شورت داشتم کوسمو میمالیدم... علی هم در همین حین لباس و تاپمو درآورد منم تی شرت اونو در‌اوردم... همینطوری ادامه دادیم به بوسیدن هم که علی دست برد پشت کمرم و سوتینم رو خواست دراره، البته اجازه گرفت، منم یه کم خجالت کشیدم اما گفتم اکی و سوتینمو در اورد پرت داد اونور و من برای بار‌‌ اول جلوی یه پسر داشتم کم‌کم لخت میشدم، خجالت میکشیدم، شدید!!!بعد شروع کرد به خوردن گردنم و همینطور اومد پایین و دیگه رسید به سینه‌هام و شروع کرد به خوردن و لیسیدن و بوسیدن سینه‌هام، داشتم میمردم از آتیش درونم، حسش وحشتناک و خیلی خوبی بود! بعد که یکم سینه‌هامو خورد شروع کرد به دراوردن شلوارم، بعد شلوار خودشو دراورد و دستمو گرفت بردم تو اتاق که رو تخت کارمونو ادامه بدیم...منو انداخت رو تخت و افتاد روم و باز لبامو، گوشامو، گردنمو خورد، من که داشتم میمردم و کوسم به طرز عجیبی خیس و داغ شده بود، اونم که انگار کارشون خوب بلد بود همین که داشتیم همو میبوسیدیم، رونشو فشار میداد بین پاهام منم دیوونه میشدم وقتی فشار میداد!!!!! بعد بلند شد و بهم گفت بیا هم زمان شرتامون دراریم که دیگی رسماً همو لخت ببینیم، منم با کمی خجالت گفتم باشه و سریع کشیدیم پایین و هیچ وقت یادم نمیره اولین کیری که به چشمم دیدم چطوری بود! شاید ۱۶سانت بود، تقریباً کلفت بود و یکمی تیره تر از پوستش بود و یه کم هم مثل موز انحنا داشت اما در کل چیز‌ خوبی بود!!! منم تو مدرسه که دوستام پورنو میدیدن فهمیده بودم که اول‌‌ ساک زدنه پس مثل دختر خوبی خودم بهش گفتم دراز‌ بکشه رو تخت، بعد از تو پورنو دیده بودم که نباید اول یه راست فرو کرد تو دهن پس اول اطراف کیرو خوب بوس کردم و لیس زدم، بعدش کیرشو گرفتم دستم و کلشو آروم کردم تو دهنم و دراوردم، بعد یه لیس بزرگ کشیدم به سرتاسرش بعد شروع کردم به بوسیدنشو لیسیدنش و بعد آروم سرشو میخوردم و میاوردم بیرون، باز میخوردم و‌میاوردم بیرون، هر دفعه بیشتر فرو میکردمش تو دهنم و بیشتر لیسش میزدم، بعدش کم کم سرعت رو بیشتر کردم و تند تند دهنمو عقب جلو(یا بالا پایین چون دراز‌کشیده بود) میکردم و کیرش تو دهنم و رو زبونم هی حرکت میکرد، بعد دستشو اورد دور سرم و کلمو حرکت میداد و به زور تا ته کیرو‌ میکرد تو حلقم نگه میداشت، دیگه داشتم خفه میشدم که کلمو اورد بالا میخواست دوباره بکنه تو دهنم تا ته که نذاشتم، گفتم نمیتونم دوباره،یکم کیرشو با دستم مالیدم بعد گفتم نوبت منه، اومدم بیافتم رو تخت که واسم بلیسه، گفت از آب کس خوشش نمیاد!!! منم یه کم شکه شدم اما اومد روم و باز‌ شروع کرد به خوردن لبام، در همو حین بود که کیرش میخورد به کوسم، و همه وزنشو از رو کیر‌ انداخته بود رو کسم، داشتم میمردم از حشر اون موقع!!!!!! کم‌کم پا شد و گفت آماده‌ای؟! منم گفتم کامندوم چی پس؟! گفت یادم رفته، اما قبلاً هم بدونه کاندوم این کارو‌ کردم‌ نگران نباش...منم که دیگه نمیتونستم طاقت بیارم گفتم باشه...اول چند بار کیرشو مثل شلاق کوبید رو کسم، بعد آروم رو خط کوسم بالا پایینش کرد‌ چند بار و سرشو خیلی کم و خیلی آروم کرد تو، من دیگه داشتم میمردم و یه آه کوتاه کیشدم، از هیجان و لذت داشتم میترکیدم!!! بعدش خیلی آروم فرو کرد داخل تا نصفه رفت دردش هی داشت بیشتر‌ و بیشتر میشد و ما هر لحظه انتظار‌ خون داشتیم اما هرچی فرو کرد هیچ خونی نیومد!!!باز دراورد و‌تا آخر‌فرو کرد اما بازم با اینکه خیلی درد داشت و بزور داشتم جلوی خودمو میگرفتم که نه از درد و نه از لذت صدایی ازم در نیاد، اما اصلاً خون نیومد و انگار که پردم ارتجاعی بوده و به این آسونیا پاره نمیشده!!! اونم که‌ چند بار تا ته فرو کرد، مطمئن شد که خبری نیست شروع کرد به آروم آروم تلنبه زدن، منم همچنان داشتم درد میکشیدم اما لذت هی داشت به درد غلبه میکرد، هرچی بیشتر کیرش تو کوسم عقب جلو میکرد منم بیشتر لذت احساس میکردم تا درد...همینطوری سرعت تلنبه زدنش زیاد که شد خودشو اورد نزدیکم و شروع کرد به بوسیدنم و خوردن گلوم...بعد سرعتشو کم‌کرد وبلندم کرد و چرخوندم و از‌ پشت کیرشو کرد تو‌ کسم و کمرمو گرفت و شروع کرد عقب جلو کردن کیرش تو مهبل باز شده‌ی من...منم زیر لب هی داشتم میگفتم علی علی علی تند تر‌، و خیلی آرو آه میکشیدم و از لذت و درد اشک میریختم...بعد بهم گفت همون‌طور به شکم دراز بکشم، منم دراز کشیدمو اونم شکمشو اورد نزدیک کمرم، سرشو اورد نزدیک سرم از پشت، دستاشو گذاشت اطرافم، و شروع کرد به تلنبه زنی...همینطوری داشت آروم آروم و‌رمانتیک میزد که من گفتم تند تند تند، و یهو سرعت رو برد بالا و برای‌ بار‌ اول ارضا شدم...بعدش یه کم سرعتو کم کرد و من رو بر گردوند رو کمرم و کیرشو کرد تو کسم و پاهامو باز نگه داشت و دوباره شروع کرد به تلنبه زدن هی تندتر و تندتر داشت میزد که یهو کیرشو دراورد و آبش با شدت پاشید رو شکمم و تا زیر گلوم حتی اومد!!!!!!اون قبل من یه لیوان دیگه شراب خورده بود واسه همین یکم طول کشید تا آبش بیاد....بعدش که رفتم حموم، بهم گفت درو نبندم، وقتی زیر دوش بودم اومد از‌پشت بغلم کرد ودستاشو گذاشت رو سینه‌هام و کیرشو احساس میکردم که عمود از چاک کونم تا پایینای کمرم راست وایساده بود!...برگشتم یه کم بوسش کنم هی کیرش مثل فنر‌ میومد بالا میخورد به کوسم منم حال میکرد و هی میبوسیدمش، بعدش من آروم چسبوند به دیوار و کیرشو ایندفعه سریع کرد تو کوسم، از شدت درد و لذت یه آه بلند کشیدم، اما خیلی خوب‌ بود...به همون حالت که پشتم به دیوار بود شروع کرد به عقب جلو کردن کیرش تو کوس تا اینکه یه بار دیگه ارضا شدم ولی اون دیگه ارضا نشد اما کیرش راست مونده بود! منم یکم با دستم مالیدمش و یکم زیر‌ دوش با هم ور رفتیم و بعدش اومدیم بیرون،اون موند تو خونه و من تا خشک شدم رفتم آموزشگاه که بیان دنبالم.
    امیدوارم لذت برده باشید.
    یه جاهایی اغراق داشت، اما بیشترش واقعی بود.


    نوشته: کیمیا ک.

  • 8

  • 15




  • نظرات:
    •   69Razmande
    • 2 ماه،1 هفته
      • 1

    • لذت بردم وقتی برا درآوردن سوتینت اجازه گرفت ، مبارکه .


    •   Ares.1
    • 2 ماه،1 هفته
      • 6

    • ((ﻫﻢ ﭼﺸﺎﺵ ﺁﺑﯽ ﺑﻮﺩ، ﻫﻢ ﺑﻮﺭ ﺑﻮﺩ، ﻫﻢ ﺗﻬﺮﺍﻧﯽ ﺑﻮﺩ، ﻫﻢ ﭘﻮﻟﺪﺍﺭ ﺑﻮﺩ، ﻫﻢ ﺧﻮﺷﮕﻞ ﺑﻮﺩ .. .))
      با بردپیت که کراش نداشتی انقدر تعریفش رو میکنی!
      میخوای بگی فقط چون خیلی خیلی خیلی خیلی خاص بود رفتی طرفش و ادا تنگا؟!
      بسه دیگه!!


    •   Ares.1
    • 2 ماه،1 هفته
      • 5

    • ((ﻫﻢ ﭼﺸﺎﺵ ﺁﺑﯽ ﺑﻮﺩ، ﻫﻢ ﺑﻮﺭ ﺑﻮﺩ، ﻫﻢ ﺗﻬﺮﺍﻧﯽ ﺑﻮﺩ، ﻫﻢ ﭘﻮﻟﺪﺍﺭ ﺑﻮﺩ، ﻫﻢ ﺧﻮﺷﮕﻞ ﺑﻮﺩ ....))
      روی بردپیت که کراش نداشتی انقدر تعریفش رو میکنی!!!!!
      میخوای بگی فقط چون خیلی خیلی خیلی خیلی خاص بود رفتی سراغش ؟! ادا تنگا رو درمیاری؟!
      پدیده ی دایرکت؟!
      خدایی بسه دیگه!!


    •   nima_rahnama
    • 2 ماه،1 هفته
      • 2

    • خیلی بد نوشتی سرگیجه گرفتم
      نوشتن اصول داره تمرین کن مخصوصا دستور زبان
      اگه بازم نوشتی یه لطفی بکن خودت چند دور بخون یه ویرایش بکن ثواب داره


    •   1373Mehrdad
    • 2 ماه،1 هفته
      • 2

    • اسمت کیما ک یعنی کونی کوصی و کصتان نویس پس دیس و ننویس


    •   Cleverman1358
    • 2 ماه،1 هفته
      • 4

    • این دخترای الان چه زود میان و میدن؟ اونم از کس!!!
      والا زمون ما جرات نمیکردیم چیزی بگیم نهایت جرات نوشتن یه نامه بود که اونم نمیرسید دستش ، فقط نگاه بود و نگاه.
      به قول میدم یکی از خانما که میگفت این دخترا وقتی با دوست پسرشون بیرون میرن همچین قیافه میگیرن که بیا و ببین ، بابا کون دادن که این همه قیافه گرفتن نداره.
      در ضمن ایرادات املایی هم کم نبود.
      دیس


    •   بچه-ای-خوب
    • 2 ماه،1 هفته
      • 2

    • هر کونی پلشت یاد گرفته که با گفتن پرده ضد ضربه بگه که عیبی نداره کُس بدید به همه بعد هم به شوهرتون میگید پرده من به این راحتی ها پاره نمیشه!
      پسر جان برو کونت رو بده کاری با پرده دخترا نداشته باش


    •   Hooman.esf.59
    • 2 ماه،1 هفته
      • 2

    • اول‌ش که اسم داستان رو خوندم فکر کردم اینو یه پسر جقی نوشته که از سکس با بچه ها خوشش میومده همون پدوفیل خودمون، وقتی‌ داستان و خوندم و نتونستم ربطی بین داستان و عنوانش پیدا کنم دیگه مطمئن شدم که این داستان و یه پسر جقی نوشته که به دختر خاله کم سن و سال رفیقش نظر داشته ولی در مرحله ابتدایی ویرایش داستان ببخشید کستان و جهت فرار از تیررس فحش‌های خوانندگان داستان و اه ببخشید کستان و تغییر داده.
      پسر جون برو معنی کلمه ی کراش و سرچ کن
      بعد شجاعانه بیا اینجا نظرتو بگو.


    •   Mr.masoOd
    • 2 ماه،1 هفته
      • 3

    • اصن تو خوب تو ارتجاعی کراشتم چشم آبی این سوسیس بلغاریایی که تو خیابون میبینیم هم عمه من هستن


    •   bigdick3
    • 2 ماه،1 هفته
      • 1

    • هه از پسرای چش آبی و بور خوشم مياد ولی حیف تو ایران کمه اینجور افراد


    •   Sepidarsal
    • 2 ماه،1 هفته
      • 1

    • جنده دوزاری گدا گشنه


    •   M_O_o
    • 2 ماه،1 هفته
      • 1

    • کیمیا توهم داستانتو نوشتی شیطون خخخخ علی شیرازی بود درسته تو هم اصفهانی هسی!؟


    •   Gayaneh
    • 2 ماه،1 هفته
      • 2

    • همه داستان به کنار و کاریش ندارم ولی لیوان سکسی چه جور لیوانیه؟شومبول داره یعنی یا کلوچه وسط پاشه؟میتونی توضیح بدی؟ (biggrin)


    •   Ice_flower
    • 2 ماه،1 هفته
      • 6

    • یه چندتا چیز ذهنم رو خیلی دگیر کرد:
      ۱) لیوان سکسی چجور لیوانیه؟؟ والا ما این همه شراب خوردیم لیوان سکسی هنوز ندیدم.
      ۲) یعنی چی چند نفر مسئول پیچوندن این اخبار بودن مگه مافیاس؟؟؟
      ۳) تو بعد سکس رفتی حموم؟؟؟؟ تو خونه تو ماتهتت نذاشتن که چرا موهات نم داره و خیسه؟!
      ۴) خیلی از طرفت تعریف کردی. چشم ابی و بور و پولدار و...
      ۵) چقدر پرده ارتجاعی زیاد شده!! بیشتر از دختر پرده ارتجاعی داریم هههه
      ۶) تو از ۸ سالگی تو کَفِش بودی؟؟؟ من تو ۸ سالگی با هواپیماها تو آسمون بای بای میکردم و خوشحال بودم اونام منو میبینن.
      بازم بگم یا بسه؟؟؟
      با عشششق دیسس


    •   Ramin472422
    • 2 ماه،1 هفته
      • 2

    • لیوان سکسی چه شکلیه؟
      به منم نشون بدین خب (hypnotized)


    •   رضا234
    • 2 ماه،1 هفته
      • 2

    • والا اینطور که از پسره تعریف کردی هوس کردم که بکنمش


    •   Stupid1
    • 2 ماه،1 هفته
      • 2

    • تا پسر چشم آبی و بور خوندم کاملا مشخصه که خیلی خاص بود و تو خیلی اتفاقی عاشقش شدی وگرنه هرکسی عاشق اون نمیشد مطمئنا.


      هه...


    •   mrchicco
    • 2 ماه،1 هفته
      • 1

    • خوب بود به عنوان یک داستان سکسی به هر حال بهتر از خیلی داستانهای الکی هم هست فقط من نمیدونم چرا دوستامون اینقدر ادبیاتی فکر میکنند من که خوشم اومد همین که قد و وزن نداشت خوب بود


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو