سکس بخاطر دیه قتل

1400/03/07

سلام خدمت همه کسانی که نمیدونم کی هستن اما وقت گذاشتن تا این خاطره رو بخونن، برای همه آدم ها پیش میاد که یک بار هم شده مورد دست خوردن يا تعرض قرار بگیرن اما مال من خیلی فرا تر رفت و میشه هرگز نمیتونم فراموش کنمش، سخته توی سینت نگه داری و دم نزنی. تصمیم گرفتم اینجوری بازگو کنم هم نا شناس میمونم هم گفتم و خالی شدم، من اسمم سلیمه ست اما خب تغییر دادم و شدم فریبا
32سالمه و یه دختر 7ساله دارم و قدم یک و شصت و 70 کیلو ام، میشه گفت درشت هستم سینم 80 و رون و باسن درشتی دارم چیزی که ارث ماست این درشتی اندام، و سفید هستم با موی مشکی و چشم مشکی
شوهرم 40سالش و اسمش نويد و از نسبتا خوبه و راضی ام عالی نیست اما خوبه، سکسش هم بدک نیست سعی میکنم باهاش راه بیام، تیپم هم معمولی مذهبی نیستیم، همه چی از جایی شروع شد که برادر کوچیکم توی یه دعوا خیابونی و بچه بازی مرتکب قتل شد، نمیدونیم اون زد یا نه اما گردن اون بود، و این وسط یه پسر سرباز تلف شد، این یه شوک عظیم برای همه ما بود، حامد 6 ماه بود که زندان بود و ما به هر دری زدیم اونا رضایت ندادن که ندادن
مادرم داشت آب میشد شب و روز گریه میکرد، قرار بود 250‪بدیم تا رضایت بدن اما خب جور کردنش واقعا سخت بود، تمام تلاشمون و کردیم 190‪تومن جور کردیم ولی برادر بزرگ مقتول گفت یا 250‪ یا اعدام
آخرین بار که رفته بودیم پیشش به پاش افتادیم اما قاطی کرد گفت این سری یا پول یا نیاید
فکر و ذکر ما شده بود حامد، تا اینکه اون روز رسید . بچه دخترم ناهار داده بودم و طبق معمول داشتم سریال نگاه می‌کردم که گوشی ام زنگ خورد، جواب دادم دیدم حامد هستش من بال در آوردم و قربون صدش میرفتم اما دیدم عین ابر بهار گریه میکنه. بهم گفت اونجا یه پسره هم بندی اش بود و همون صبح اعدام شده، حامد داشت التماس می‌کرد، منم گریه میکردم و میگفتم نترس جور میشه
قطع کردم نفهمیدم چم شد، لباس پوشیدم و سریع رفتم سمت مغازه طرف
داداش طرف یه آقا 38ساله بود با شکم گنده سیاه سوخته دهاتی کله کچل، طرف صافکاری داشت
عین روانی ها فقط رفتم اونجا نشسته بود رو صندلی همین رسیدم خوابیدم رو زمین پاش و ماچ کردم و التماس کردمش، عین بز نگاه می‌کرد منو، یادمه فقط گریه کردم، اصلا متوجه نبودم چکار میکتم، منو بلند کرد نشوند رو صندلي گفت آروم باش حرف می‌زنیم، رفتارش عجیب بود رفت در و بست برام آب آورد آروم که شدم گفتم جناب همتی یه راه جلو پام بزار اون بچه داره سکته میکنه و…
وسط حرف هام گفت یه راه داره گفتم هرچی باشه قبول، گفت چند سالته گفتم 32
داشت با چشمش نگاه می‌کرد منو، نگاهش سنگین بود و هیزی می‌بارید
بلند شد دست رو صورتم کشید من شوک شدم گفتم چکار میکنی گفت نظرم عوض شه تمومه به ارواح خاک داداشم
من شوکه بودم و داشتم نگاهش میکردم
نه گذاشت نه برداشت گفت ببین من ازت خوشم اومده خوب‌ گوشتی هستی
من چشمم گرد شده بود دست کشید رو پام دستش و رد کردم. نشست جلوم پرو پرو گفت بجای 60تومن 6 بار باهام باش
گفتم چی داری میگی با خودت چه فکری کرذی من بچه دارم شوهر دارم، گفت مهم نیست برام
گریه ام گرفت گفتم نامردیه گفت نامردی اینه داداش من بره زیر خاک
گفتم نه و پاشدم که برم دستمو گرفت گفت 4بار
دستش و رد کردم خاستم برم که صداش اومد گفت دو بار و باید سنگ تموم بزاری. نمیدونستم چی بگم
گفت هر بار 30ملیون خودتم میدونی بهترین کس جهان هم اینقدر نمیگیره
نمیدونستم چی بگم، یهو گفت پاتو که گذاشتی بیرون دیگه محال رضایت بدم، برگشتم گریه میکردم گفتم من شوهر دارم. گفت منم زن دارم ربطی نداره
گفتم هیچ راهی نداره؟؟؟ یهو دست انداخت رو کونم و فشار داد من لال شدم گفت نه راهی نیست خیلی گوشتی و باید بکنمت
گفتم بزار فکر کنم
گفت فردا ظهر ساعت 1 میای اینجا و شروع میکنیم و اگر نیای یعتی جواب منفی و برو لباس سیاه بخر
گفتم دستت و بردار از بدنم. خندید و چنگ زد فقط گفت جوون
ول کرد و من داشتم میرفتم دم در زد در کونم گفت خوب فکر کن، کسی متوجه نمیشه نترس
من رفتم خونه و عین دیونه ها شده بودم، نمیدونستم چکار کنم، اون شب تا صبح داشتم فکر میکردم اما دیدم یا باید سکس کنم یا داداشم اعدام میشه
بلاخره تصمیم گرفتم و فردا شد
نمیدونستم چی در انتظار منه، بچه رو گذاشتم خونه همسایه و رفتم، ساعت‌ 1 شد و دم در بودم. قدمم جلو نمی‌رفت
اما رفتم، منو که دید خندید داشتم آب میشدم. اومد جلو و در مغازه و بست، بهم گفت راندی 30 تومن قبول؟  با سر گفتم‌ آره
دست انداخت لپم و گرفت گفت 30ملیون میدم که مال من باشی عین برده پس قیافه نگیر بگو بله قربان، من بخدا هنگ کردم نگاهش میکردم گریه ام گرفت. دوباره گفت نشنیدم؟ با من من گفتم ب ب بله قربان
منو برد تو اتاقک و هول داد داخل گفت زود باش رو کن ببینم چی داری. با چشم گریون شروع کردم لخت شدن. اون نشست رو یه تشک که کنارش یه گاز دستی بود و رو‌ش یه کتری. هی میگفت جوون و داشت از رو شلوار کیرش و می‌مالید، دونه دونه درآوردم لخت شدم اشاره کرد که يه چرخ بزن. منم زدم گفت چهار دست و پا شو و بیا سمت کیرم.
یا خدا این منو با پورن اشتباه گرفته، عین سگ رفتم سمتش گفت درش بیار
دست انداختم زیپ شلوار آبی که کثیف بود و باز کردم یه چی افتاد بیرون واااااای، یه کیر فوق العاده کلفت و دراز و بی نهایت زشت. سیاه سیاه بود. موها منو گرفت کیر شو مالید بهم. ممانعت میکردم میگفت بالا بری پایین بیای الان جنده منی. اولش خیلی ناراحت بودم بخاطر رفتارش، گفت بخور، منم دست گرفتم کیر گندش و. خیلی سفت بود و گنده آروم زبون زدم بهش، شور بود اما بخاطر داداشم ادامه دادم، هی لیس زدم. دیدم داره از زیر فرش سیخ و سنجاق میاره. قشنگ موادش و آماده کرد و شروع کرد به کشیدن
بهم اشاره میکرذ بی کار نمون و بخور، تو دهنم داشتم ساک میزدم عق میزدم که موها منو گرفت فشار داد
عققققققق میزدم. می‌گفت جون بخور بخورش جنده، داشتم خفه میشدم توی حلقم بود چنک میزدم زمین و
شروع کرد به تلنبه زدن واااااای که دهنمو گایید، سرمو میرد به کیرش، دوسه دقیقه تلنبه زد و موها منو ول کرد. عق میزدم هی. نگاهم کرد و اشاره کرد تخماش بخورم، گفتم نه بسه گفت بخوررررررر. رفتم تخم شو لیس میزدم. میدونستم جرم میده، تا تونستم فقط لیس زدم وتخم خوردم و به زور اون و اجبار هی میگفتم جون چه کیری و…
یه ساعتی گذشت قشنگ، گاز و خاموش کرد پاشد، زد در کونم گفت اوف چه گندس، عین وحشی ها هول داد منو و خوابید زمین کیرش و شق نگه داشت گفت بیا روش
رفتم روش کیرش و گذاشتم دم کسم نوکش و کردم داخل اااااااااااخ خدا، گفت یه ضرب تا خایه
گفتم نمیتونم. بی شرف یه سیلی زد بهم گفت ساکت شو
منم با اشک نشستم. جیییییییغ بلند کشیدم وااااااااااییییییییی رحمم، جر خوردم خدایا. منو محکم گرفت و بدون هیچ کاری شروع کرد وای خدا، تند تند تلمبه میزذ و من گریه چپ راست سینه هام و سیلی میرد
کسم داشت میترکید. اااااااااخ خدا کسم، اصلا توجه نمی‌کرد و آه آه کنان تلنبه می‌زد، کسم داااااع شد، باد داشت میکرد، کلی منو گایید وسط این درد و تحقیر کسم داشت حال میکرد، گفت پاشو، پاشدم داد دهنم منم داشتم ساک میزدم تصمیم گرفتم سعی کنم حال کنم و اونم حشری کنم آبش بیاد
امممممممممم تند تند ساک میزدم
هی میگفت جووووووون، منو بلند کرد رو به دیوار رو در رو کرذ تو کسم
وااااای خدا بغلش کردم اونم پام و گرفت منو آورد رو خودش و ده بکن وااااااااااییییییییی درد شدید و لذت، هی توف میکرذ تو صورت و دهنم.
هی میگفت جنده من کیه منم باید با عشوه میگفتم من
اصلا راضی به این کار نبودم اما خب مجبور بودم
وای خدا چقدر بد می‌کرد با دستش داست کونمو چنگ میزد، یهو گفت کون دادی تا حالا؟ گفتم چند بار فقط. گفت میخام جر بدمش، گفتم تورو خدا نه. اشغال توف کرد تو صورتم گفت هه محال ازش بگذرم
منو آورد پایین انداخت زمين منو
گفت برگرد. منم دمر خوابیدم و قلبم داشت میزد، آخه کون بده نبودم من، شاید شش ماه يه بار اونم 10دقیقه
رفت پشتم نشست و چپ راست چک میرد منم جیغ
گفت هیس صدات در نیاد. وای خدا کونم سرررررررخ شد
گفتم بسه کیود میشه شوهرم میفهمه
می‌خندید
لاش وا کرد گفت جووووووووون چه کونی، من هق هق می‌کردم، یه کرم و یه وازلین و پرت کرد جلوم گفت تنها محبت من اینه که تو انتخاب کنی، منم وازلین و دادم بهش
داشت کیرش و چرب میکرد گفتم نمیخای اول انگشت کنی؟ گفت نه مزه اش به جیغته
کیرشو گذاشت دم کونم گفت سفت کنی از رصایت خبری نیست، منم شل نگه داشتم و خدا براتون نیاره، فششششششار داد. دردی که از ته دل داشتم عر ميزدم. حس میکردم داره جر میده تا نوکش بره
عربده میزدم و اون عین وحشی ها فقط هول میداد، سرش که رفت فقط یه لحظه حس کردم با زور داره جا میده بخدا چشمم سياهی رفت حس کردم کونم قاچ خورد، عین عقده ایی ها زوری فرو میداد، دو طرف کونمو گرفته بود و فشار میداد تو کونم، یکم آروم آروم عقب جلو کرد من داشتم گریه میکردم
یهو حس کردم شکمم پاره شد نگو اون یهو سر داده تا ته
خوابید روم دهنم گرفت، از ته دل گریه میکردم، میگفت وااایییییی از اون که فکرش کردم بهتره کونت. لیس میرد منو
میگفت جون فقط درد بکش، میرد در گوشم، شروع کرد به کردن واااای خدا کوووونم، کوووونم جررررر خورد، شق شق شق. شق تلمبه
توف میکرذ رو لبم و صورتم، موها مو گرفت کشید عقب و نوک سینم و چنگ میزذ
سخت‌ترین سکس عمرم بود خودمو خر کردم که تجاوز شده بهم و راهی ندارم.
نفس نفس میزد، چرا آبش نميومد لعنتی آخه
وای کونم وای حس میکردم تو روده هام و جر داده
تند تند میگایید، کشید بیرون کرد دهنم، وای خدا عققققققققققق
کونم داشت پاره میشد از درد. با گریه التماس میکردم منو بکن میگفت نه، پاش و ماچ می‌کردم کیرش بوس میکردم خلاصه عین برده
دروغ چرا کسم خیس شدخ بود، همینجور که تریاک می‌کشید گفت بشین روش
کسمو گذاشتم رو کیرش و نشستم وااااااااااییییییییی
درجا خیس شدم قلبم تند میزد زد در کونم گفت جنده از کون بشین
باند شدم و سرش و وگذاشتم دم کونم و اررررروم تا ته رفتم
من اروم آروم داشتم بالا پایین میکردم اونم می‌کشید و گاهی میزذ در کونم
واااییییییی کونم پاره شد نفسم در نميومد اما انگار اولین بار کون دادن منه
وای دیگه نمیتونستم ادامه بدم چرا آبش نمیومد
قشنگ نیم ساعت کارم کون دادن بود، تا اینکه پاشد، داشتم نگاه‌اش میکردم با مظلومیت که پام و گرفت برد لبه یه مبل کثافت پام و بالا گرفت و جمع کرد تو شکمم و رفت از بالا کرد کونم وااااای خدا ااااااااااا جیییییییغ
عین یه جنده داشت منو میکرد تند تند تند تند صدای شق شق شق مبومد کمرم ترکیییییییید، نگاهش میکردم از بالا نگاه می‌کرد منو و توف مینداخت رو کونم ، چه کیف خاصی داشت،
وای چقدر سرعتی میکرذ تنددددددددددددد منم فقط دست پا میزدم
داد میزد کون گنده کونی چاقال جنده.  کیرش و درآورد منو هول داد انداخت زمین بلندم کرد قمبل کرد رو مبل و کرد توم
هی کیرش و درمی‌آورد میکرذ کسم و کونم هی عقب جلو، منم تسلیم بودم و هیچی نمیگفتم، دوباره کرد تو کونم، تنددددددددددددد تنددددددددددددددددددد وحشیانه میگایبد منو
موها منو کشیده بود عقب و هر کاری دوس داشت می‌کرد
توف پرت میکرذ سمتم و منم باید میگفتم مرسی آقا
خیس عرق بودیم آه آه می‌کرد و کیرش و کشید بیرون موهامو گرفت کرد دهنم عووووووووق. تو حلقم میزذ واقعا بالا داشتم میاوردم و گفت ااااااااههههههههه حس کردم آبش اومد و با فشار ریخت تو حلقم
سرمو به کیرش فششششششششاذ مبداد منم دست و پا میزدم ابش اومد رفت تو معدم  واااایییییییییییییی
کیرش و کشید بیرون و منو پرت کرد اونور
گفت اوفففف آفرین جنده، من عق میزدم و اشک پاک میکردم
گفت سیگار روشن کن بزار دهنم
دراز کشید منو هم برد کنارش، گفتم من برم گفت واسا الان میری
داست سیگار می‌کشید گفت سه روز دیکه ساعت 1 با ارایش غلیض و فوق سکسی با لباس فوق سکسی میای و آب منو شوهر خواهرم و میاری
گفتم قرار این نبود، گفت ناراحتی پاشو گمشو
گعنم منو کرذی گفت خفه شو، گفتم فقط خوذت بکن گفت میای دو دوله میکنیمت و شنبه صبح می‌آید دادگاه پول و بیارید رضذیت و بدم
گفتم باشه
پاشدم لباس پوشیدم در و باز کردم رفتم ساعت 5 بود
نمیشد راه برم و بزور رفتم خونه

سرتون درد نیارم خلاصه میکنم
رفتم خونه تا صبح درد داشتم، و بخاطر داداشم سر موعد که شد ارایش کردم و يه شرت کرست قرمز پوشیدم و چون میدونستم کون میکنن از شب قبل روغن زدم و یه هویج کردم
رفتم همونجا، فقط اینو بهتون بگم که از ته دل جیغ زدم و جر خوردم. خوری که تا تموم شد درجا رفتم دارو خونه قرص ضد بارداری خوردم
تمام شرتم از جلو و عقب آب منی بود.
شنبه که شد رضایت داد و الان داداشم آزاد شده، هر بار یادم میاد میگم ایراد نداره ارزش داشت، کسی خبر نداره و فکر میکنن رحم کرد
اما هیچکس نمیدونه چه دردی کشیدم زیرش تا جور شد

هدفم این بود خالی شم. نظر آزاد
فریبا

نوشته: فریبا


👍 39
👎 15
80701 👁️


     
برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

812010
2021-05-28 00:40:49 +0430 +0430

اگر این داستان راست باشه، شما بزرگترین فداکاری رو در حق برادرت کردی، فقط امیدوارم قدر بدونه و امیدوارم بتونی با خودت کنار بیای. مراقب شوهرت و بچه ات باش. هیچوقت هیچوقت دیگه با اون مرد به هیچ عنوان روبرو نشو. اگر ناراحتی داری مشاوره روانشناسی داشته باش. امیدوارم بعد از این زندگی خوبی داشته باشی.


812019
2021-05-28 00:59:48 +0430 +0430

خوب نوشته بودی

البته الان باز جماعت شرلوک هولمز کص خل کامنت گذار که دنبال راست یا دروغ بودن داستانت هستند ، میان شر و‌ ور می نویسند ،‌اما کلا داستانت خوب بود ، بجز آخرش که سر هم بندی کردی

به راحتی می تونستی مثل قسمت اول داستانت اونو‌بنویسی

5 ❤️

812020
2021-05-28 01:00:57 +0430 +0430

افلین هلو

0 ❤️

812024
2021-05-28 01:07:06 +0430 +0430

اگه داستانت واقعی باشه ناراحت کنندس .ولی اینجا سوال پیش میاد گفتی اینجا خواستم خودمو خالی کنم و اتفاقی که افتاده رو بیان کنم اگه اونجوری بود چرا با اب و تاب گفتی یعنی میخواستی در کنار خالی کردن خودت جغیا هم یه حالی بکنن … ویا یاد اونموقع افتادی باز دلت اون سکسو خواست تا دوباره تجربش کنی … البته نه با اون شدتی که تعریف کردی 😎


812033
2021-05-28 01:39:46 +0430 +0430

ده بکن؟!!!
از همین یه کلمه معلومه پسری.

4 ❤️

812037
2021-05-28 01:46:05 +0430 +0430

به بچه دختر غدا دادی بعد داشت با چشاش تورو نگاه میکرد مردک قرمساق 😂😂

0 ❤️

812045
2021-05-28 02:09:04 +0430 +0430

داستانت واقعا دردناک بود و امیدوارم که واقعی نبوده باشه.
اما در مورد نوشته باید بگم که خیلی گنگ و نامفهوم مینویسی و اصلا معلوم نیس چی به چیه

0 ❤️

812059
2021-05-28 02:56:18 +0430 +0430

قشنگ بود و ناراحت کننده

2 ❤️

812066
2021-05-28 04:05:33 +0430 +0430

ادرسشو بده تا یکاریش کنم ی شب نتونه اروم بخابه؟

3 ❤️

812067
2021-05-28 04:05:45 +0430 +0430

ای پسرک کونی بهت گفت چاقال؟؟😂😂

4 ❤️

812074
2021-05-28 07:49:27 +0430 +0430

گناه هر کسی پای خودش نوشته میشه

1 ❤️

812099
2021-05-28 12:06:31 +0430 +0430

داستانت واقعی بود قبول.اما چرا انقد با جزییات نوشتی?مثل اونا که فانتزی خشن بودن یا حال بهم زدن دارن و با نوشتن ارضا میشن.ی جورایی نشون دادی ته مایه جندگی داری

3 ❤️

812100
2021-05-28 12:08:01 +0430 +0430

اگه واقی باشه. نباید این کار رو میکردی. صداش یا فیلمش میگرفتی و شکایت میکردی. اما تو این مواقع ادم نمیدونه چه کنه.

2 ❤️

812107
2021-05-28 12:50:48 +0430 +0430

ببخشید من یک سوال برام پیش اومده امیدوارم ناراحت نشین و یا به جنبه منفی نگیرین
چطور شما که شوهر هم داشتین میگین درد داشتم یک زن شوهر دار که زایمان هم کرده باشه محال ممکن هست که از واژن دچار درد و سختی تو سکس بشه حتی یک دختر هم فقط برداشته شدن بکارتش کمی اذیتش میکنه چون واژن با مقعد تفاوت خیلی زیادی داره و تا حد زیادی باز میشه که بخاطر اینه که زن بتونه بچه رو بدنیا بیاره

من تو ۱۵ سالگی وارد رابطه شدم اینکه میگن درد بیشتر سوزش هست تا درد

2 ❤️

812116
2021-05-28 14:24:13 +0430 +0430

گاهی عقل قدرت تصمیم گیری نداره

1 ❤️

812117
2021-05-28 14:31:13 +0430 +0430

بعد از آزادی داداشت؛ داداشت رو هر هفته یک بار شبانه با یک دیلدو خار دار تا صبح میکردیش که دیگه به فکر این کارا نیفته
یک لحظه غفلت (خودمان یا آشنایان مان)=یک عمر پشیمانی

1 ❤️

812118
2021-05-28 14:34:07 +0430 +0430

اگر‌واقعیت باشه به گناه و دردش می ارزه ولی داداشت قدرتو باید بدونه

2 ❤️

812147
2021-05-28 17:37:09 +0430 +0430

اگر داستانت واقعی بود،حالا چرا اینقدر با جزئیات تعریف کردی؟ طوری که از این اتفاق بدت هم نیومده و اگر کسی دیگه بود که ازش خوشت اومده بود بدت نمیومده که بازم زیر بخوابی.

0 ❤️

812150
2021-05-28 18:41:36 +0430 +0430

کوس گفتی آی کوس گفتی مثل یک کوسخول گفتی پسره جلقی عقده ای. کلید اسرار این قسمت جنده فداکار

0 ❤️

812152
2021-05-28 18:58:45 +0430 +0430

آخه کس کش بی ناموس جای ما می‌آییم اینجا داستان بخونیم نه خاطره تخمی تورو
کیر روحانی توی دهنت یا ننویس یا داستان بنویس که یه حالی ما ببریم جق بزنیم برا ننت

0 ❤️

812155
2021-05-28 19:28:07 +0430 +0430

الان من داستانتو کامل خوندم قبلش نخونده بودم اما تو میتونستی حتی صداتو ضبط کنی و بری اونجا ضبط بشه صدای اونا هم و بدی به پلیس البته بعد محاکمه پدر طرف هم در میومد به خاطر تجاوز

0 ❤️

812159
2021-05-28 20:09:34 +0430 +0430

برا 60 میلیون تومان دو دور سکس کردی ناراحتی؟
به قول یارو الکسیس تگزاس هم اینقدر نمیگیره که تو گرفتی
یارو سکس کرده رضایت هم داده خوشحال باش
مشکلی نداشتی که خودت هم حال کردی نگو نکردی
همکاری میکردی بهتر هم حال میداد بهت اذیت ات نمیکرد مشخصه.

0 ❤️

812238
2021-05-29 01:52:59 +0430 +0430

کاملا واقعیه ب نظرم،دنیا پر از این کثافت هاس،حتی از این کثافت تر…
مواظب زندگیت باش

0 ❤️

812255
2021-05-29 02:30:19 +0430 +0430

اگه خواستی بهم پیام بده، بدم برات بلوچا ببرنش یه حالی بهش بدن.

0 ❤️

812293
2021-05-29 08:43:51 +0430 +0430

آخرش نفهمیدیم خوشحالی و کیف کردی و از لذت کست خیس شده.یا درد داشته و تجاوز بت شده و گریه کردی و ناراحتی.مسخره کردی

0 ❤️

812322
2021-05-29 10:57:17 +0430 +0430

نمیشه گفت خوب بود ؛
شنیدن رنج و درد و عذاب به آدم حس نفرت و انزجار میده ؛
نه میشه گفت مقصری نمیشه این کار رو تحسین کرد ؛ فقط سعی کن فراموش کنی هر چند سخته ؛
موفق باشی

0 ❤️

812361
2021-05-29 14:08:53 +0430 +0430

اگه واقعی بود که کیر تو همه خاندانش

0 ❤️

812406
2021-05-29 21:24:38 +0430 +0430

همین اتفاق ممکنه تو خفتگیری یا تجاوز برا هر کسی بیفته،
کاری به واقعی بودن یا نبودن داستان ندارم ولی ذهن مریض طرف دنبال انتقام گیری بوده ، و تو جامعه سنتی چه انتقامی بهتر از زنده نگهداشت. قاتل و گاییدن خواهرش.
اما در مورد شما هیچ چیزی بالاتر از زنده نگهداشتن یک انسان نیست . فراموشی بهترین درمانه برای شما . به فداکاری بزرگی که کردی فکر کن. چه داداشت قدرتو بدونه، چه ندونه

0 ❤️

812445
2021-05-30 01:01:35 +0430 +0430

با یه هدف دگ اومدم ولی دلم اتیش گرفت…نه به کسایی ک راجب خواهر و برادر داستان میزاند و کثیف کاری هاشون…نه به فداکاری شما…ای کاش بجای این صفت وحشتناک توی ما ادما صفت های بیشتری زبونه میزد مثل مهربانی

0 ❤️

812453
2021-05-30 01:19:08 +0430 +0430

فارغ ازینکه واقعی بود یا نه.خیلی بد بود☹☹☹

0 ❤️

812507
2021-05-30 06:39:33 +0430 +0430

به نظرم از اول بری کلاس اول نام نویسی کنی خیلی بهتره تا بیای اینجا یه داستان با این همه غلط املایی لنویسی

0 ❤️

812615
2021-05-30 23:22:06 +0430 +0430

کاش هممون یه خواهر دلسوزی مثل تو داشتیم هیشکی اینکارو برا برادرش نمیکنه

0 ❤️

812619
2021-05-30 23:59:40 +0430 +0430

کیرم شق شد از این داستانت مرسی عالی بود

0 ❤️

812775
2021-05-31 15:36:26 +0430 +0430

اگ راست بود دمت گرم
اگرم دروغ بود انشالله سرت بیاد🖕

ولی خدایی یکی نیس بیاد مارو هم تینجور بگاد 🤤

0 ❤️

813511
2021-06-04 02:33:16 +0430 +0430

بابا قهرمان…پسرک جقی…چرا…
خو اوش بنویس داستان ساخته تخیل خودمه…
بهت قول میدم داستانت هزار برابر لایک بشه و طرفدار پیدا کنه .
جقی خان با احساسات مخاطب بازی کردن …زحماتت به باد میده.
قلم خوبی داری…قشنگ نوشتی…ولی با این که نوشتی داستان واقعی قلمت و نوشته خراب کردی…
پس قلمت تو کونت پسر جان

0 ❤️

813779
2021-06-05 13:57:38 +0430 +0430

ناراحت کننده 😭😭😭

0 ❤️

814509
2021-06-09 22:24:39 +0430 +0430

خوب بود خوشم اومد

0 ❤️

816284
2021-06-21 08:55:54 +0430 +0430

سلام ابجی.کاش منم خواهر داشتم.دمت گرم خواهری رو در حقش تموم کردی.بمیرم واقعا چه عذابی کشیدی.اگه بخوای مشخصات اون یارو رو بده یه جوری حالشو بگیرم هیج کس نفهمه.
چاکر ابجی خانم.

0 ❤️