سکس خفن با خواهر زاده ام

    سلام من احسان هستم 23 سالمه میخام داستان سکسی خودم با خواهر زادمو براتون بگم خواهر زادم 20 سالشه اسمش ندا هستش خیلی اندام ردیفی داره قد حدود 165 بدن برنزه کمر باریک باسن کوشتی و تپل و سینه های خوش فرم خلاصه بدن خیلی سکسی داره و همه تو کف کس و کونش بگذریم داستان از اونجا شروع شد که من خیلی تو کف خواهر زادم بودم و خیلی دوس داشتم بکنمش من با ندا بحثم شد و چند مدتی با هم حرف نمیزدیم تا اینکه یک روز بهم زنگ زد و من جواب ندادم و هی زنگ میزد تا اینکه اس داد که جواب ندی خودمو میکشم و مام جواب دادیم گذشت یک روز تو خونه قلیون میکشیدم که خونه خواهرم اومدن خونه ما و ندا هم مشقول قلیون کشیدن با من شد و موقع رفتن ندا گفت من نمیام و پیش دایی احسانم میمونم شب یه چیز یلدم رفت هر و قت که وقت میشد خودم رو به ندا میمالوند و الکی دستم رو به کس و کون و سینه هاش میزدم بریم سر اصل متلب آخر شب شد همه خوابیدن و من و ندا داشتیم قلیون میکشیدم قلیون که تموم شد رفتیم که بخوابیک که ندا گفت شب پیشت میخوابم ندا رفتم تیشرتم رو در آوردم و با شلوارکم رفتم رو تختم تو اتاقم و ندا هم اومد داشتیم با هم حرف میزدیم که ندا از دوست دخترام پرسید که نیازاتو بر آورده میکنند یا نه منم گفتم آره به همه صورت ندا هم گفت مثلا چه طوری گفتم از سکس گرفته تا..... ندا هم گفت هر دختری با پسری سکس کنه آدم نست و از این حرفا منم سرم یه جرقه زد گفتم ندا چقد منو دوس داری گفت معلومه زیاد گفتم اگه لزت بخوام با من سکس کنی چی میگی گفت داییییییییی منم دوباره پرسیدم گفت چون دوست دارم قبول میکنم منم گفتم پس دوست دخترامم منو دوس دارن و قبول میکنن منم گفتم دوس داری الان باهم سکس بکنیم چیزی نگفت دوباره پرسیدم بازم چیزی نگفت منم شروع کردم به لب گرفتن و ندا هم همراهیم میکرد حدود 10 دقیقه از هم لب میگرفتیم و با دستم داشتم سینه هاشو میمالیدم و ندا هم آخ و اوخ میکرد بلند شدم . تاپ و سوتسنشو در آوردم و شروع کردم به خوردن سینه هاش آروم آروم رفتم رو به پایین تا به شلوارش رسیدم شلوارشو در آوردم یه شرت توری سفید پوشیده بود جلوی کسش کاملا خیس بود شرتشو در آوردم و شروع کردم به خوردن چوچولاش خیلی کس تمیز و داغی داشت رنگش صورتی بود ندا هم هی میگفت جرم بده بلند شدم و لخت شدم دوست داشت برام ساک بزنه من نزاشتم گفتم اجازه میده کونتو جر بدم با صدای شهوتیش گفت آره منم گفتم قنبل کن رفتم کرم آوردم به کیرم زد و آروم کاشو فرستادم تو کونش خیلی تنگ بود و ندا درد میکشید منم تا ته کردم توش و کم کم عقب و جلو میکردم ندا هم حی میگفت جرم بده ار فرط شهوت کیرم رو آروم در آوردم و به ندا گفتم من میخوابم تو بشین رو کیرم دراز کشیدم و ندا نشست رو کیرم خیلی خیلی تنگ بود و کیرم با هزار بدبختی وارد شد و خیلی خیلی تنگ و داغ بود و آروم کیرم میشکافتش و میرفت تو بعد چند بار بلند شدن و نشستن ندا آروم آروم جا باز کرد بعد 10 دقیقه حس کردم داره آبم میاد به ندا گفتم بریزم کجا گفت بریز همون جا و منم با شدت آبمو خالی کردم و بعد من هم ندا ارضا شد کیرم خیلی داغ شد نگا کردم دیدی ندا خانوم با کسش نشسته رو کیرم هم پردشو پاره کردم و هم ابمو ریخته بودم توش ندا از سر شهوت نفهمیده بود که با کسش رو کیرم نشسته بود تازه یک هفته پیش بچشو سقط کردیم و الان هم دو روز یا بار هم کس و کون ناز ندا رو به طور سگی میگام امید وارم خوشتون بیاد


    نوشته:‌ احسان

  • 8

  • 7




  • نظرات:
    •   ali-sesxy
    • 5 سال،10 ماه
      • None

    • چقدر تخمی تخیلی


    •  
    • 5 سال،10 ماه
      • None

    • از سکس با محارم حالم به هم میخوره!


    •   m¡Na
    • 5 سال،10 ماه
      • None

    • dorogh bod


    •   diter
    • 5 سال،10 ماه
      • None

    • نمیتونستی به ندا قرص بدی رفتی بچشو سقط کردی درغگوووو


    •   Nazli...
    • 5 سال،10 ماه
      • None

    • بعله... خونه ی داییمون هم نریم...


    •   hadized18
    • 5 سال،10 ماه
      • None

    • گوسند چرا اینقده دوروغ میگی مگه ما بیکاریم


    •   بناز
    • 5 سال،10 ماه
      • None

    • از سكس با نزديكان و خانواده متنفرم
      من به راست و دروغ داستانت كاري ندارم اهل فحش و ناسزا هم نيستم چون در شان خودم نمي بينم بددهني كنم
      اما آخه پسر خوب اينهمه دختر... چرا با خواهرزاده ات؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
      متاسفم!!! قراره ما به كجا برسيم....!!!


    •   بناز
    • 5 سال،10 ماه
      • None

    • از سكس با نزديكان و خانواده متنفرم
      من به راست و دروغ داستانت كاري ندارم اهل فحش و ناسزا هم نيستم چون در شان خودم نمي بينم بددهني كنم
      اما آخه پسر خوب اينهمه دختر... چرا با خواهرزاده ات؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
      متاسفم!!! قراره ما به كجا برسيم....!!!


    •   kamyar.hot
    • 5 سال،10 ماه
      • None

    • shoma bia khone ma


    •   yeki mesle hichkas
    • 5 سال،10 ماه
      • None

    • بی شرف بی غیرت خواستی توهم بنویسی یه جوری بنویس که خواننده رو هم دچار توهم کنی ! آخه ابنه ای کس مغز، زنی که سقط جنین کنه حداقل تا 40 روز نمیشه باهاش سکس کرد، اونوقت چطوره که یکهفته از سقطش گذشته و تو دو روز درمیون از کس و کون میکنیش؟؟؟!!!!


    •   Behnam-666
    • 5 سال،10 ماه
      • None

    • اينا غلط املائى بود يا به زبون افغانيا نوشته بودى راستى پسر اجب قوه تخيلى دارى يه رمان بنويس


    •   takavarjoon
    • 5 سال،10 ماه
      • None

    • جلقولکی بود، ننویس . . . . . . . . . . .
      بچه کونی، دیگه ننویس. بی‌ناموس، بی‌غیرت، بی‌شرف، دیگه ننویس. جلقو هر تصوری که داری به ما مربوط نیست. برو جلق بزن ولی اینجا چیزی ننویس.


    •   saeid-ns
    • 5 سال،10 ماه
      • None

    • متلب!!!!!!!!!!!
      نه بابا؟؟؟؟؟


    •   koskone_ghahar2
    • 5 سال،10 ماه
      • None

    • اخه الاغ برو املا تمرین کن.صبح میری مدرسه صفر میشی بیچاره.کمتر جلق بزن
      اردک


    •   makan nasr
    • 5 سال،10 ماه
      • None

    • عجب دایی باغیرتی بچه جون چه لقمه ای که بابات تو دهن تو بیشرف گذاشته گمشو برو بیرون جلقی با اون نوشتنت


    •   Nadia joOnz
    • 5 سال،10 ماه
      • None

    • این داستان حتی توهمشم تاسف باره!تو دیگه عجب حیوونی هستی ک ب خواهر زادتم رحم نمی کنی!


    •   j1n
    • 5 سال،10 ماه
      • None

    • kos nago


    •   mohamad dada
    • 5 سال،10 ماه
      • None

    • جالب نبود


    •   moneir
    • 5 سال،10 ماه
      • None

    • عجب اعتماد به نفسى دارى ؟؟؟
      با اين سوادت ؟؟؟


    •   mamiii
    • 5 سال،10 ماه
      • None

    • آخــــــــــی نازی تو کف خواهر زادتی کوچولو !!!!
      تو تاریکیه اتاق تشخیصم دادی که کسش صورتیه؟ !!!!
      اصنم که با یه دست تایپ نکردی و دست دیگت یه جا دیگه بند نبود :))))
      سعی کن دیگه توهم نزنی ...


    •   mamiii
    • 5 سال،10 ماه
      • None

    • آخــــــــــی نازی تو کف خواهر زادتی کوچولو !!!!
      تو تاریکیه اتاق تشخیصم دادی که کسش صورتیه؟ !!!!
      اصنم که با یه دست تایپ نکردی و دست دیگت یه جا دیگه بند نبود :))))
      سعی کن دیگه توهم نزنی ...


    •   alborz36
    • 5 سال،10 ماه
      • None

    • مطمئنی 10 دقیقه طلمبه اوه ببخشید تلمبه!! میزدی؟ 10 ثانیه نبود؟ متلب اینجاست که علت تنگی این بوده که دستت رو خیلی تنگ گرفتی. انگشتها رو کمی باز کن راحت تر بزن پسرم.
      بچه سقط کردی؟ ریختی تو دستشویی جنایتکار؟ چند میلیون بچه رو؟


    •   akostik
    • 5 سال،10 ماه
      • None

    • کم کس شعر بگو


    •   jiji6666
    • 5 سال،10 ماه
      • None

    • واقعا زشت بود.


    •   کامبیزجون
    • 5 سال،9 ماه
      • None

    • کس شعر بتمام معنا


    •   sima2295
    • 5 سال،9 ماه
      • None

    • برو بچه سوسول
      دست هم از تو شلوار در بیار
      موتور گازی تو کونت


    •   danyking
    • 5 سال،2 ماه
      • None

    • کیر تو توهمت دنیات


    •   nima2552
    • 5 سال،2 ماه
      • None

    • بی غیرت کسکش.اصلا ارزش خوندن هم نداشت.


    •   Saliteh
    • 5 سال،2 ماه
      • None

    • اخه دیووووس ! مریضی ؟
      کمبود داری ؟
      سقط کردی هیچ کسی هم نفهمید !
      بعد سقط هم از کون کردی !
      تو دهات شما اینجوره !
      ابله ! :))


    •   سهیل کونی
    • 5 سال،2 ماه
      • None

    • اسم داستاند رو که دیدم نخوندم کیرم تو دهند کس کشد؟اون کس کشایی که میگند چرا فهش میدیند به داستان نویس اگه دوس ندارید نخونید از این داستان نویس ها کس کش ترند؟ باید فهش داد به این کسکشها که با نزدیکانشون رابطه دارند


    •   کننده ی اتمی
    • 5 سال،1 ماه
      • None

    • من نمیدونم چرا توی همه ی این داستانا خونواده ها به رابطه های پنهانی شک نمیکنن و شرکای جنسی در امنیت کامل به سکس میپردازن!


    •   gool_mm
    • 5 سال،1 ماه
      • None

    • ای کیرم تواون سلولهای خاکستریه مغزت باداستانت کله کیریه جقومیخای کسوشعربگی یجوری بگوادم بتونه باورکنه.هلکوپترپلیس توکونت.


    •   petros73
    • 5 سال،1 ماه
      • None

    • ن باوا شما با اینجور داستانا فقط یکارباید بکنی.
      .


      .
      .


      .دای ی ی ی ی ورت!


    •   sasanbad
    • 5 سال،1 ماه
      • None

    • کس کش پردشو زدی؟میام جرت میدم حروم زاده با این داستان تخمیت حالمو به هم زدی.


    •   hossein naderi kho
    • 5 سال
      • None

    • وای بر کشوری که جواناش حتی از دروغ.حتی اگه خواهرو خواهر زاده نداشته باشن بازم میان از سکس باهشون یه فانتزی تو ذهنشون میسازنو بدتر از همه چی منتشرش هم میکنن...وای بر ما...وای برما...وایییییییییییییییی


    •   sanbadi
    • 4 سال،5 ماه
      • None

    • جورج لوكاس هم اينطوري نميتونه تخمي تخيلي بنويسه و فيلم بسازه جالبش اينه كه نگارشت هم تخمي بود مثل املا ت


    •   amirw33
    • 4 سال،4 ماه
      • None

    • تو مریضی آدم اخه به تو حیوون چه بگه. کثافت اشغال bomb


    •   Black Lizard
    • 4 سال،3 ماه
      • None

    • داستانهای سکسی تخیلی و واقعی زیادی خوندم.
      تقریبا برای هیچکدوم هم کامنت نذاشتم. چون عقیده م اینه که این دست نوشته ها برای تحریک احساسات جنسیه و بس!
      اما تو با این شاهکار ادبی که خلق کردی،به دور از پرداختن به نوع داستان (محارم)، مجبورم کردی وقت بذارم و بگم: واقعا آب قطعه! کاش در حد اکابر سواد داشتی و در حد جلبک پخته قوه ی تخیل!


      فحش هم که هیچی دیگه! دوستان کم کاری نکردن مثه همیشه.


    •   کس ناب
    • 4 سال،3 ماه
      • None

    • لطفا به روانپزشک مراجعه کن
      وکمتردوروغ بگو مجبوری


    •   کس ناب
    • 4 سال،3 ماه
      • None

    • لطفا به روانپزشک مراجعه کن
      وکمتردوروغ بگو مجبوری


    •   web_hal
    • 3 سال،5 ماه
      • 0

    • من عاشق سکس با محارمم.
      البته با محارم این دایی احسان!!!
      خاک تو سرت .... فکر کن ... داداشه زنت دخترتو میکنه... دایی زنت زنتو کرده ....دائیت آبجیاتو گائیده
      توهم حتمی بچه ی دائیتی


    •   web_hal
    • 3 سال،4 ماه
      • 0

    • هنع7غع


    •   nazi1n
    • 2 سال،10 ماه
      • 0

    • انقد احمق بودین ک قرص حلوگیری بعدش نخورده؟؟؟خالیبند


    •   mehran1346
    • 1 سال،7 ماه
      • 0

    • من نمیدونم چرا هرکسی میخواد فامیلشو بکنه اول میپرسه دوست دختر داری یانه؟ درضمن من دهه پنجاهی هستم اندازه موهای سرم کوس کردم ولی هیچکدوم نگفتن جرم بده و فشار بده چرا الکی چرت و پرت میگین


    •   PAYAMBARAN
    • 1 سال،7 ماه
      • 0

    • بابا خوش به حالتون پردتونو میزنن ، بچه تو سقط می کنید کسی نمیفهمه . من یه بار از یکی شماره گرفتم کل ایران فهمیدن پدرمو درآوردن .


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو