سکس داغ با لباس حریر سرخ

    اسمم المیرا هست قدم ۱۶۸ و وزنم۶۲ کیلو اندام رو فرمی دارم که شوهرم عاشق باسن گرد و نرم منه این خاطره واسه دیشبه که داشتم تو سایت شهوانی میچرخیدم خیلی دلم سکس کشید اخه چن روزم خونمون مهمون داشتیم و سکس نداشتیم بعد از خوندن چندتا داستان که همشم دستم رو کسم بود و داشتم باهاش ور میورفتم رفتم تو کانال سکسی تلگرام و یه فیلم خیلی سکسی دیدم سریع رفتم حموم و دوش گرفتم و بدنمو برق انداختم بعد از حمام کل بدنمو لوسیون زدم و با ادکلن ایفوریا که شوهرم ارسلان عاشقشه دوش گرفتم یه رژ لب سرخ هم زدم و موهامم که تازه بلوند کرده بودن فر کردم و باز گذاشتمش بعدم رفتم سراغ کشو لباس خوابام یه لباس حریر سرخ انخاب کردم که تاحالا نپوشیده بودمش لباس بلندیش تا زیر باسنم میرسید و دوتابند خیلی نازک داشت .لباسو پوشیدم و به خودم تو اینه نگا کردم نوک سینم زده بود بیرون و حاله صورتی دور سینم از زیر لباس معلوم بود سینه هام سایز ۷۵ و گرد و خش فرمه ارسلان همیشه میگه قالب دست خودمه رفتم زیر پتو و دوباره شروع کردم به داستان خوندن خیلی حشری شده بودم و چن بار زد به سرم که خودارضایی کنم دیگه طاقت نداشتم .یدفعه صدای کلید که تو در چرخید و شنیدم سریع گوشیمو کنار گذاشتم و خودمو به خواب زدم ارسلان اومد تو اتاق که لباسشو عوض کنه ولی فکر کرد من خوابم واسه همین لامپو روشن نکرد منم پتو انداخته بودم روم و اون سر و وضع منو ندید اروم اومد زیر پتو که بخوابه طبق عادت همیشه منو کشید تو بغلش دستش که به باسنمو رونام رسید دید لختم سریع پاشد و لامپو روشن کرد یه دفعه گفت جوووووووون خانممو ببین منم دیگه نتونستم خودمو به خواب بزنم و زدم زیر خنده سریع اومد بغلم کرد و تند تند بوسم میکرد مثل این که اونم از من حشری تر بود منو از پشت بغل کرد و سینه هامو چنگ میزد که بلند آه گفتم ارسلان که با صدای من از خود بی خود میشد گفت جوووون سریع شلوارکشو دراورد و منو به کمر خوابوندو اومد روم ازم لب میگرفت میرفت لاله گوشمو میخورد بعدم گردنمو میک میزم دوباره میومد رو لبم همزمان دستشم رو سینم بود و سینمو میمالید یقه لباسو فرستاد زیر سینه هام و سینه هامو انداخت بیرون با دوتا دستش دوتا سینمو چنگ میزد و نوکشونو میخورد و گازای ریز میگرفت صدام حسابی در اومده بود هی آه و ناله میکردم میگفتم ارسلان بخوررررر بیشتر بخوررررمحکم تر بخورششش کبودش کن اونم این حرفامو که میشنید دیوونه تر و وحشی تر میشد بعد از روم پاشد لباس منو دراورد و گفت میره کاندوم و ژل و دستمال و این چیزا رو بیاره منم چشمامو بستم تا برگرده تو خلسه بودم نشست پایین پاهام و پاهام و داد بالا منتظر بودم تا کیرشو که حسابی شق و رق شده بوده بکنه تو کسم و منو از این تب و تاب دربیاره هنوز چشمام بسته بود ولی یدفعه زبونشو کشید رو کسم و یه لیس از سوراخ کونم زد تا بالای کسم .نفسم رفت کمرمو بلند کردمو و زدم به تخت دوباره اومد رو کسم چوچولمو که خیلی کوچیکه کرد تو دهنشو محکم هی مک مک میزد دستمو کرده بودم تو موهاشو و سرشو به کسم فشار میدادم با نفسای بریده بریده میگفتم آهههههه ارسلانم بخور تند تر بخور زبون بزن کسمووو بخووووور و بخوووورررش اونم انقد کسمو محکم میخورد و زبون میزد که حس میکرده الان کنده میشه و تو دهنش جا میمونه زبونشو لوله کرد و کرد تو سوراخ کسم و میخوردش دستشو گذاشت رو چوچولمو هی تکونش میداد دست دیگشم برد پایین و انگشت شستشو کرد تو سوراخ کونم دیگه داشتم دیوونه میشم و از لذت جیغ میزدم التماسش میکردم که بیشتر بخور دارم میشم اونم حرکات دستاشو تند تر کرد و زبونشو با سرعت تو کسم حرکت داد و بعد چن لحظه یه جیغ زدم و ارضا شدم یکم اب ازم اومد که ارسلان همشو خورد حالا نوبت اون بود محکم هلش داد رو تخت و با کس نشستم رو دهنش کس و کونمو یکم که زبون زد دولا شدم و کیرشو یدفعه تا اخر کردم تو دهنم و با دستام تخماشو میمالیدم اونم کسمو گاهی لیس میزد و گاهی انگشتشو میکرد توش منم کیرشو تا دسته کرده بودم تو دهنمو براش ساک میزنم بعد کیرشو با یه مک عمیق از دهنم دراوردم و تخماشو کردم تو دهنمو و لیسشون زدم ارسلانم انگشتش تو کسم بود هی میگفت جووووون بخور عزیزم چه خوب میخوری جوووون الان میام میگامت منو از رو خودش بلند کرد و گفت داگی استایل بشم منم داگی شدم و کونمو براش قنبل کردم کاندوم کشید و یکم تف زد بعد هی سر کیرشو میکشید به سوراخ کسم و بالا و پایینش میکرد گفتم ارسلان توروخدا گفت توروخدا چی گفتم توروخدا بکن توش گفت چیو میگی گفتم کیییرتوووو کیرتو میگم بکنش تووو کسسسممم اونم یدفعه کردش تو کسمو و مث اسب منو گایید منم فقط اه و ناله میکردم و ارسلانم قربون صدقم میرفت بعد گفت بیا بشین روش به کمر خوابید منم پشتمو کردم بهش و نشستم رو کیرش و تند تند تلنبه میزدنم کیر بزرگ ۲۰ سانتیش تا ته تو کسم بود و کل کسمو پر کرده بود خیلی حال میداد داشتم دیوونه میشدم یدفعه دوتا انگشتشم کرد تو کونم و عقب جلو میکرد بعد گفت بچرخ منم چرخیدم سمت خودش و خودشم نیم خیز شد وبه تاج تخت تکیه داد دوباره نشستم رو کیرش وقتی روکیر کلفتش بالا و پایین میشدم سینه هام میخورد تو صورتش و ارسلانم نوکشو زبون میزد که این کارش دیوونم میکرد یه دستشو برد پشتمو انگشتشو کرد تو کونم و تکون میداد یه دستشم رو چوچولم بود و تکونش میداد سینه هامم که زبون میزد منم با یه دستم کتفشو چنگ میزنم و دست دیگمم تو موهاش بود خیلی عالی بود اون لحظه داشتم از لذت جیغ میزدم و حرکاتمو تند تر میکردم دیدم صدای اه و ناله ی ارسلان بلند شده و ارضا شد با حس نبض زدن کیرش تو کسم منم به خودم لرزیدم و ارضا شدم این سکس واسه ما که تازه ۲ ماهه ازدواج کردیم بهترین و خاطره انگیز ترین سکسمون بود این خاطره کاملا واقعی بود و فقط اسمامون مستعار بود.


    نوشته: المیرا

  • 8

  • 4




  • نظرات:
    •   saroooo
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • خوب بود دوست داشتم


    •   عاشقجورابنازک
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • به به ،،،به به ،،،،انشاالله که تاسال بعد به خیانت طرفین کشیده نشه،،،،


    •   milad1ma
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • خوب نوشتی،،،، خیلی خوبه که زنها منتظر نباشن که حتما شوهرشون پیشنهاد سکس بده، مطمئن باش که شوهرت هم از اینکه بیاد رو تخت ببینه زنش آماده گایش منتظره لذت زیادی برده...


    •   anahitacupid
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • فعلاً تا اطلاع ثانوی حسودی می کنیم


    •   leonmark
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • لایک خوب نوشتی


    •   morteza6034
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • خوب بود کاش از کونم بهش میدادی هم داستانت جزاب تر میشد هم ما میمردیم از حسودی


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو