سکس در رطوبت شمال

    سلام من فاطیمام،۲۱ سالمه و دوجنس گرام،یعنی هم گرایش به دختر دارم و پسر،حدودا سه ساله این حس توی من ایجاد شده، دلم میخواد بهترین تجربه ی سکس با دوست پسرمو براتون بگم....
    برای اولین بار بود که داشتیم باهم میرفتیم سفر،اینقدر خوشحال بودم که بعد از سه سال دوستی بالاخره اتفاق افتاد، از نظر خانوادگی آزاد نبودم اونقدر راحت که بتونم مسافرت برم،ولی با کلی تلاش یه سفر دو روزه جور شد بدون هیچ اشکالی....
    توی راه تمام فکر من لمس کردن کسی بود که از اعماق وجود عاشقشم،معین، عشق زندگی من بود،شاید خیلی اندامش ورزشی نبود،خیلی کیر گنده و خارج از انتظاری نداشت ولی اون حس خوب توی سکس باهاش منو حشری ترین دختری که توی اطرافیانم میشناختم میکرد،بوی بدنش مستم میکرد، بالاخره شب شد و ما خونه گرفتیم، داشتیم وسیله هامونو جمع و جور میکردیم،لباس عوض میکردیم تا راحت باشیم،یه چایی مشتی دم گذاشتم و قلیونو چاقیدم، یکم توی بغل هم دراز کشیده بودیم روی کاناپه تا کم کم این نزدیکی به مغزمون پیام بده وقتشه تا به خواستت برسی، لبامو گذاشتم رو لباش،با لمس لبامون به هم انگار تهی شدم،دلم ریخت، یوهو گُر گرفتم و داغ شدم،گفتم معین بریم تو اتاق من دارم دیوونه میشم؟اونم مست تر از من دستشو گذاشت دور‌کمرم و لب رو لب افتادیم روی تخت،از خوردن لب هم سیر نمیشدیم،من خیس خیس بودم،لباسای همو کندیم و لخت لخت توی بغل هم غلت میخوردیم،گرمای تنش داشت منو دیوونه میکرد،سیخ شدن کیرش وقتی به بدنم میخورد ،وای نمیدونین چی بود، دلم میخواست اون کیر داغش زودتر منو پاره کنه،آه میکشیدم و اون سینه هامو محکم میمالید و میخورد، از رو شکمم رفت پایین و چند تا لیس به کسم زد که سیستم مغزمو به هم ریخت،دیگه کنترلی رو صدای نالم نداشتم،نمیتونستم کمرمو نگه دارم و فقط بی تاب کیرش بودم،خوابوندمش تا کارو تموم کنم و کیرش بره توی کس بی تابم ولی نزاشت و گفت باید بخوریش،رفتم اززیر گلوش لیس زدم تا سر کیرش، آخی که کشید تا قلبم نفوذ کرد، داشتم میمردم برای صدای نالش،منو تحریک کرد تا بهترین ساک عمرمو براش بزنم،طعم کیرش بهترین طعم دنیا بود، منو برگردوند داگ استایلم کرد،چون اینجوری کیرش تا ته میرفت و میدونست من عاشق اینم که زیرش درد بکشم،وقتی اولین فشارو داد روی کسم مث یه بمب انرژی شدم، کیر داغش توی کسم داشت منو مثل یه سگ به له له مینداخت،ناله میکردم موهامو میکشید توی دستای مردونش، درد و لذت با کلی عشق،شیرین ترین لحظه های زندگیم بود،داد میزنم معین محکم تر منو بکن،اینقدر ادامه داد تا من ارضا شدم و کیرش توی کسم سفت شد،واژنم منقبض شد و آب ازم میچکید،بعد از چند ثانیه تند تر تلمبه زد تا آبش بیاد، نزدیک که بود برگشتمو کیرشو کرد تو دهنم،با دست براش مالیدم و ساک زدم، و با یه آه مردونه توی دهنم ارضا شد،اینقدر پر آب بود که دهنم پر شد ول من عاشق این طعم بودم،جلوش زبون پر از آبمو نشون دادم و بعد همشو قورت دادم، میتونستم ببینم توی چشماش چه لذتی میبره از اینکه من آبشو میخورم اونم با این همه اشتیاق، چند باری کیرشو خوردم تا قطره های آبش حیف نشه....پر از عرق و نفس نفس زدن بودیم،نمیدونم چطور گذشت ولی دو ساعت از زمانی که اومده بودیم توی اتاق گذشته بود،بهترین سکس زندگیم بود....
    امیدوارم تجربش کنید....
    خیلی وقت بود ننوشته بودم،برای نگارش ناقصم پوزش....
    نوشته: فاطیما

  • 8

  • 6




  • نظرات:
    •   shahx-1
    • 5 روز،13 ساعت
      • 7

    • عموت تجربش کنه بابا بزرگت تجربش کنه داداش کوچیکت تجربش کنه نکبت!! (biggrin)


    •   تخم هایش
    • 5 روز،13 ساعت
      • 1

    • فیلم سورپرات عوض کن


    •   Mr_pouya
    • 5 روز،13 ساعت
      • 5

    • آب میچکید ازت؟
      نشتی داری ی فکری ب حال خودت کن


    •   mahdidl698547
    • 5 روز،13 ساعت
      • 3

    • آه مردونه؟
      زبون پر از آبتو نشونش دادی؟


    •   off_boy
    • 5 روز،11 ساعت
      • 6

    • مريض شما كه مستيد چرا قليون چاقيدي؟الان اون قليون حيف شد.بعد دو ساعت خايه هاشم نمونده بكشيد انترا.اعصابمو خراب كرديد.اه
      ببخشيد اسم كستون واژنه؟تا ارضا شدي با ادب شدي ميمون ?


    •   mostoufi
    • 5 روز،7 ساعت
      • 2

    • چه کسها داده ای تو در رطوبت
      اصن فکر کرده ای تو به عقوبت؟
      بسان چاه میگردد آن کلوچه
      و ریزد کل آب شهر به جوبت
      ها وولا


    •   Artemisi
    • 5 روز،7 ساعت
      • 0

    • بد نبود...


    •   مهتی.پاشنه.طلا
    • 5 روز،4 ساعت
      • 4

    • در این که دادی شکی نیست ، ولی مشخصه یه پسر کونی هستی نه دختر


      شاه ایکس هم درست میگه
      بچه الاغ ننه بابات تجربه کنن کون دادن رو
      هر چند که ننت با تربیت همچین الاغی معلومه وضع خودش چی بوده


    •   DR.KIRKOLOFT
    • 5 روز،1 ساعت
      • 4

    • هر وقت اسم شمال میاد شاه ایکس یاد بسیجیه که سیروسو از اب اورد بیرون میوفته.


      فاطیما؟؟؟ خود حضرت داوود میخواست خودشو معرفی کنه میگف داوود زززززز مخلص همه بچه های پایین.


    •   وب.گرد
    • 5 روز
      • 4

    • دوجنس گراهام خوبنا!
      اصلا بنده ناشکری نیستن.
      دست رد به سینه هیشکی نمیزنن! همه رو به فیض عظما میرسونن!


      ایول (biggrin)


    •   m...h...a...
    • 4 روز،21 ساعت
      • 2

    • چایی و قلیون چی شد؟تا ۱۸ سالگی عقیم بودی؟داستانتو دوس نداشتم...خواستی داستانت هم تم سکسی داشته باشه و هم عاشقانه..خب نتونستی خوب درش بیاری..و اسم داستانتم چندان چنگی به دل نمیزد..ولی خب چون اخرش عذرخواهی کردی دیسلایک برات نزدم..امیدوارم هرروز بهتر از دیروز بشی.موفق باشی.


    •   Nilkeymatin
    • 4 روز،20 ساعت
      • 0

    • (rose)


    •   امیرخان۱۳۴۱
    • 4 روز،16 ساعت
      • 1

    • ی پسر کوونی توهمات مغز پوک جقیشو نوشته


    •   sarakospanbeh
    • 4 روز،16 ساعت
      • 0

    • وای اینطوری گفتی کسم خیس شد ای کش معین جونت منو هم بکنه


    •   royaei
    • 4 روز،11 ساعت
      • 0

    • خوب بود تا حدودی ؛
      فقط خیلی پیاز داغش رو زیاد کردی ؛
      انقدر توصیفات و توضیحاتت زیاده که حوصله خواننده سر میره ؛
      همچی توصیف میکنی که انگار چی شده و چه خبره ؛
      موفق باشی


    •   kokarostam
    • 4 روز،8 ساعت
      • 1

    • پسرونه


      شکی نیست که پسری و ادای دخترها را در میاری. اینقدر در خانواده محدودیت داری ولی یک جورایی جور شد که با دوست پسرت بری کارهای جورواجور بکنی؟ اون هم از کس؟ شاشیدم توی عقلت که هنوز نارس و آکبند مونده. فاطیما؟ بدون شناسنامه جا بهتون دادن؟ محلی‌ها هم کونتون گذاشتن؟ خدا قسمت کنه برای فک و فامیلت. حیف از درد زایمان مادرت.


      ها کـُکا


    •   امیرپارسا2450
    • 3 روز،23 ساعت
      • 0

    • خانومایی ک دنبال کس لیسن بیان اینستاamyrparsa414


    •   zodiakxxx
    • 3 روز،21 ساعت
      • 0

    • حست رو دوست داشتم بعضی حسا رو باید تجربه کنی تا بتونی اینقد عاشقانه بنویسی لایک


    •   Zhazha
    • 3 روز،18 ساعت
      • 0

    • چایی دم گذاشتی؟یوهو؟ فعلا همین ها کافیه.


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو