سکس در طبیعت

1400/07/21

سلام این داستان برمیگرده به تابستون همین امسال.
من ۲۴سالمه دوست پسرم ۲۹سالشه
از خصوصیات خودم بگم که قدم ۱۶۰هست.وزنم ۶۲ پوست گندمی اندام خوبی دارم کمرم باریک و باسنم پهنه و رونام پر هست.سینه سایز ۷۵
دوست پسرم که اسمش سعید هست.
قد ۱۸۵ هیکلی و چهارشونه و چهره خوبی داره.وضع مالیش متوسطه ما الان ۵ساله که باهم هستیم.

روز سه شنبه بود که سعید سرکار نبود بهم‌زنگ زد گفت اماده شو بریم تفریح ببرمت ی جای خوب ک مجردی قبلا رفتم با دوستام.
(ما شیراز زندگی میکنیم این جا که قرار بود بریم اطراف شهرستان سپیدان هست که اب و هوای خنکی داره و خیلی جاهاش رودخونه رد میشه و سر و سبزه)

منم به خانوادم گفتم میخوام برم خونه دوستم تا شبم نمیام.
ساعت۸صبح بود رفتم ی دوش گرفتم اومدم بیرون یه تیپ خوبم زدم با یه ارایش ملیح عالی شده بودم خودمو تو ایینه میدیدم و راضی بودم از تیپ‌و چهرم.
سعید زنگ زد گفت که سر کوچه مونه.
رفتم سوار شدم
سلام علیک کردیم اونم تیپ‌مشکی زده بود که خیلی بهش میومد.
حرکت کردیم به سمت مقصد
تو راه دستامو میگرفت میبوسید و یا رونامو نوازش میکرد
یک هفته ای بود که سکس نداشتیم و حسابی داغ بودیم میدونستم همیشه توصندوق عقب چادر مسافرتی داره پس خیالم راحت بود که امروز یه سکس توپ‌میکنیم.
تو راه پیاده شدیم خریدهامونو انجام دادیم وسایل ناهار و مزه های مشروب و میوه و …رو خرید.و دوباره به راه ادامه دادیم.
تو راه همش میگفت که امروز تا شب پیشمی کستو جر میدم.و حسابی میکنمت و این حرفها.
منم در جوابش لبخند میزدم و چیزی نمیگفتم .عاشق ناز و عشوه بود و میدونسم که از من لطافتهای زنونه میخواد .خیلی حواسم بود که ظرافتم رو حفظ کنم.چون سعید از زنایی که قلدر بازی در میارن و اخلاقای مردونه دارن بیزار بود.
خلاصه به مقصد رسیده بودیم قرار بود بریم روستای رودبال
(شیرازیا احتمالا رفتن میدونن کجاست)
حدودا ساعتای ۱۰ونیم صبح بود.
من اولین بار بود اینجا اومده بودیم.یه روستای خیلی سرسبز و رودخونه ای که آب زلالی داشت و در جریان بود.
یه جا زیر درختا نزدیک اب زیر اندازمون رو پهن کردیم.
چون وسط هفته بود کسی نبود و خیلی خلوت بود.
بساط صبحانه رو پهن کردم و چند لقمه ای خوردیم.
برام لقمه میگرفت و میذاشت دهنم تو نگاهش میدیدم که چقدر از کنار من بودن خوشحاله و حس رضایت رو از لبخندی که روی لبهاش بود میفهمیدم.من هم عاشق و وابسته اون بودم ۵سال زمان کمی نبود که ما باهم گذرونده بودیم‌.
قد بلندش و هیکل ورزیده و درشتش بیشتر از هرچیزی دوست داشتم خیلی مردونه بود و همیشه ته ریش داشت
بهش خیره شده بودم و تک تک اجزای صورتش رو دونه دونه داشتم نگاه میکردم. و لذت میبردم صبحانه خوردمون تموم شده بود و خنکی هوای اون منطقه و اون اب روان و سایه درختان حالمون رو صدبرابر بهتر کرده بود حالا وقت چای آتیشی بود
سعید پاشد رفت هیزم جمع کنه منم کمکش کردم آتیش زودتر از چیزی که فکر میکردم به راه شد.و کتری آب رو گذاشتم روش.
همینطور که کنارش وایساده بودم بهم گفت پشیمون نیسی از اینکه بامنی؟پشیمون نیسی که پردتو زدم؟
گفتم نه. یادم افتادبه ۶ماه پیش که تو یه روز سرد زمستونی وقتی بهش گفتم که خاستگار واسم اومده و خانوادم گفتن که باید قبول کنم چطور عصبی شد حسابی مست بود. و همون روز موقع سکس زمانی که فکر میکردم که مثل همیشه قراره لاپایی بزنه چطور کیر کلفتشو با بی رحمی تمام کرد تو کسم و تنها جمله ای که اون موقع گفت این بود دیگه مال خودم شدی سارا.چشمای عسلی خمارش رو تو چشمام دوخت و لبشو گذاشت رو لبم که حرفی نزنم سوزش و درد عجیبی تو کسم داشتم حس میکردم.
دستامو از قبل بسته بود با روسریم و من نتونستم هیچ کاری بکنم…
لبامو خیلی محکم داشت میخورد و اینبار کیرشو تا ته تو کسم هل داد.دیگه دختر نبودم و چیزی برای از دست دادن نداشتم.به خودم اومدم دیدم کیرش رو داره تو کسم عقب جلو میکنه و لذتی دارم میبرم که تو عمرم نبرده بودم‌.
دوستش داشتم عاشقش بودم اما هیچوقت نمیخواستم این اتفاق قبل از ازدواجم برام بیوفته.
گفت سارا با تو هستم میگم پشیمون نیستی از اینکه پردتو زدم؟به خودم اومدم.
گفتم نه پشیمون نیستم گفت منم ادم نامردی نیستم کاری که کردم پاشم وایمیسم در جوابش فقط ی لبخند زدم‌.
چایی اماده شده بود و کنار هم یه چای اتیشی خوردیم .گفت میخوای پاشو چرخی این اطراف بزنیم ‌زیر انداز رو گذاشتیم تو ماشین درشو قفل کردیم و در مسیر رودخونه پیاده رویمون رو شروع کردیم. دستش دور شونم بود و کنار هم‌چسبیده ب هم راه میرفتیم. همه چیز اون طبیعت خیلی بکر و زیبا بود لحظه هامون عاشقانه تر شده بود .پیشونیمو بوسید و گفت دوستت دارم گفتم منم همینطور .همه چیز داشت جوری پیش میرفت که بیشتر هوس سکس کنیم.خیلی احساساتی بود باهام.باورم نمیشد این‌مرد تو سکس اینقدر خشن باشه.و البته که من خشن بودنش تو سکس رو دوست داشتم.
در امتداد مسیر رودخونه بودیم و از ماشین دور شده بودیم هیچکس جز ما اونجا نبود.چون راهی نبود که ماشین بتونه بیاد.ی جایی نظرمون رو جلب کرد .درختای کنار رودخونه چنان سر داده بودن تو هم که یه فضای دنج مثل یه اتاق وسطشون درست شده بود و ورودی اون درختان جوری بود که باید خم میشدی و وارد میشدی (کسانی که رودبال رفتن شاید بدونن کجاشو میگم)
سعید گفت به به ببین چ جایی پیدا شد 😁
رفتیم داخل کنجکاو بودم ببینم چجور جاییه وسط درختا خیلی دنج بود جون میداد واسه روزای بارونی هیچ دیدی نداشت از بیرون.یهو بغلم کرد گفت جوووون عجب جایی میکنمت امروز
گفتم یهو کسی نیاد گفت نترس هیچکس نمیاد.زود تمومش میکنم.
وایساده بودیم تو بغلش بودم لباشو گذاشت رو لبام و دستاش رو باسنم بود و داشت محکم میمالید باسنمو.کلفتی و سفتی کیرشو داشتم حس میکردم .تجربه جدیدی بود سکس تو طبیعت وسط چنتا درخت که جای امنی درسته کرده بودن برای معاشقه ی ما.صدای رودخانه و اواز پرندگان برام لذت بخش بود و از اون لذت بخش تر طعم لبهایی که رو لبهام بود مزه عشق میداد . مانتوم رو در اورد و پهن کرد رو زمین که مجبور نشم رو زمین بخوابم.تاپ سفیدمو در اورد با دیدن سوتین قرمزم گفت جوووون و با حرکت خیلی سریع سوتینمو باز کرد شهوت تو چشماش موج میزد
با چشاش داشت سینه هامو میخورد همزمان دوتا سینه مو گرفته بود تو دستاش و میمالید نوک سینه هام سفت شده بودن و نفسام تند .گفت بخواب دراز کشیدم رو مانتوم‌که رو زمین پهن شده بود. خیلی خشک بود زیر پام ولی حس خوبی داشتم سعید افتاد روم و شروع کرد به خوردن سینه هام.نوکشو دندون میگرفت چشامو بسته بودم و داشتم لذت میبردم نفسام تند شده بود و آه و ناله میکردم .سعید میپرسید دوس داری؟میخورمشون مال خودم هستن .سینه های خوشکلتو میخورم و محکم تر میخورد وقتی یکیشو میخورد نوک اون یکی رو با دستش میمالید.گفتم دیگه طاقت ندارم.گردنمو لیس زد گفت کیر میخوای نه؟
چیزی نگفتم پاشد کمربندشو باز کرد کیرشو در اورد از شورت و شلوارش اون لخت نشده بود.فکر کنم چون تو طبیعت بودیم لخت نشد.نشست رو سینم کیرشو گذاشت لای سینم و گاهی هم میکرد تو دهنم. ساک میزدم براش با کیرش میزد رو نوک سینه هام .نوک سینه های من خیلی کوچیکه و قهوه ای خیلی کم رنگه و حسابی گرد و سفت همین باعث شده بود که وقت زیادی رو سینه هام بذاره و حسابی باهاشون ور بره خیسی کسم رو حس میکردم بعد از ساک زدن .شلوارمو در اورد اول ی نگاهی ب بیرون کرد دید هیچکس نیست خیالش راحت شد و باز برگشت پاهامو باز کرد کس تمیز و بدون مو رو که دید گفت اوف عجب کسی داری.(به من میگه کس کلوچه ای چون لبه های کسم رو هم هست وخیلی خوشکله).انگشتشو کشید وسطش گفت آماااده شده حسابی .دسش خیس بود از اب کسم .چوچولمو مالید انگشتشو کرد تو کسم گفت از بس تنگی انگشتمم ب زور میره توش شهوت تمام وجودمونو گرفته بود فقط میخواستم کیرشو بکنه توش.و این اتفاق افتاد.
کیر ۱۷سانتی کلفتشو گذاشت جلو کسم و یهو فشار داد.درد داشتم چشامو بسته بودم سعی میکردم صدام بالا نره.تازه ۶ماه بود اوپن شده بودم هنوز موقع نزدیکی درد میکشیدم .اون تلنبه زدنشو شروع کرده بود دیواره های کسم داشت به کیرش فشار میوورد .گفت از بس تنگ و داغه دارم دیووونه میشم دلم میخواد زود ارضا بشم.چن تا تکون محکم داد درد تبدیل شده بود ب لذت .داشتم‌میمردم از لذت آه و ناله های جفتمون رفته بود بالا گفت بلند شو میخوام داگی بکنمت.مدل داگی شدم کیرشو گذاشت جلو کسم و فشار داد وای این مدل لذت زیادی بهم میداد
اون کمرمو گرفته بود با دسش گفت تا جایی ک‌میتونی قوص بنداز تو کمرت و حسابی خم شو.منم همین کارو کردم اولین ضربه ای که زد کیرش خورد به ته کسم گفتم آاااای تا ته نکن دردم میگیره .اما اون انگار اصلا نشنیده با تمام قدرت وحشیانه تو کسم تلنبه میزد.از اینکه اون اینقدر حشری بود منم دیوونه میشدم و تو همین حین لرزیدم و ارضا شدم گفت ارضا شدی؟گفتم اره اون هم با چن تا تکون ارضا شد و ابشو ریخت رو کمرم.
از اونجایی ‌که دسمال کاغذی نداشتیم با شورتم کمرمو تمیز کردم ولباسامونو پوشیدم و ازاتاقی که درختا برامون درست کرده بودن اومدیم بیرون. لبمو بوسید گفت مرسی بخاطر لذتی که بهم دادی.گفت ببخشید اگر محکم کردمت درد کشیدی گفتم نه دردشم لذت بخش بود.
رفتم‌کنار رودخونه ی اب زدم ب دست و صورتم اب خنک حال خوبمو بهتر میکرد.و رفتیم به سمت ماشین موقع ناهار بود وسایلامون رو اوردیم بیرون و باهمکاری هم مشغول اماده کردن ناهار شدیم.دو تا خانواده دیگه هم اومده بودن چن متر اون ور تر ما نشسته بودن. سعید چشمکی بهم زد گفت خوب حال دادیا.خندیدم گفتم توهم خوب حال دادی.
اون روز یکی از بهترین روزهای عمرم بود که تا عصر که اونجا بودیم یکبار دیگه هم سکس کردیم البته بار دوم دم غروب بود که سکسمون طولانی تر بود.
امیدوارم از داستانم خوشتون بیاد

نوشته: sani


👍 14
👎 3
18801 👁️


     
برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

837193
2021-10-13 00:53:25 +0330 +0330

🙄🤦😂

0 ❤️

837223
2021-10-13 02:43:26 +0330 +0330

راضی بودی از تیپ و “چهرت”؟ آخه چهرت؟ لعنتی چهرت؟ کیرم تو چهرت🙄😀

2 ❤️

837232
2021-10-13 03:03:12 +0330 +0330

ایول آره من رفتم اونجا کلا سپیدان خیلی خوبه و مخصوصه مشروب و سکسه
منم خاطرات سکسی زیاد دارم با کیر 23 سانتی اما حوصله نوشتن ندارم

0 ❤️

837240
2021-10-13 05:13:24 +0330 +0330

عالیه
حضوری بدون پیش پرداخت از همه شهر ها دارم با مکان 🥰😍
تلگرام پیام بدید
@mahi_0210
ایدیمه
پیام بدید برای سکس حضوری بدون پیش

https://t.me/mahi_0210
بزن روش بیا

0 ❤️

837252
2021-10-13 07:08:32 +0330 +0330

سکس توی طبیعت خیلی عالیه
زندگی در جریانه

0 ❤️

837313
2021-10-13 16:02:14 +0330 +0330

پسره خیلی بیشعوره که بدون هماهنگی صاحاب پرده، زده پرده پندار طرف رو دریده… عین انسان باید با هم تصمیم میگرفتن.
حالا تو دوست داشتی و ت شت اومده، داستانش جداست.
سکس تو طبیعت از نظر من خیلی ریسکیه، اصلا به جنبه قانونی و اجتماعیش کاری ندارم و صرفا حال دادنش و میگم، البته بستگی به طرفت م داره… ولی من خودم کلا دوست دارم تو آرامش و توی اتاق خوابم سکس کنم… به هر حال دمتون گرم.

0 ❤️

837450
2021-10-14 10:49:27 +0330 +0330

میشه بگی چه ساعتی رفتی ششپیر که تونستی سکس کنی؟ما هروقت میریم دوتا پیک عرق بخوریم پره مامور بوده😂

0 ❤️

837471
2021-10-14 14:22:54 +0330 +0330

دیس دادم منتها نه به تو, به اون آشغال وحشی که بخود ش اجازه میده در مورد آینده ی یه دختر
تنهایی تصمیم بگیره
من از زمان دانشجویی روی پای خودم بودم بنابراین همیشه خونه داشتم و دارم تا الان چندتایی دوست دختر داشتم
بعضیاشون هفته ای یکی دوبار میومدن پیشم، ولی هیچوقت بخودم اجازه ندادم بهشون تجاوز کنم. درسته الان مجردم ولی حداقل وجدانم راحته خوشبختی کسی را ازش نگرفتم، الانم تنهام چون خارج از استان کار میکنم و ماهی یک هفته میرم خونه، واسه همین هیچ دختری باهام دوست نمیشه
شاید تصمیم گرفتم با یه زن شوهردار دوست بشم که با ماهی یک هفته منو دیدن کنار بیاد.

0 ❤️

837650
2021-10-15 22:43:12 +0330 +0330

من چالوسم
كسي خواست تو جنگل و كوه سكس كنه در خدمتم

0 ❤️