سکس در چادر مسافرتی

1395/08/09

سلام بچه ها
من فرشته م 21 سالمه.
داستانم مربوط به سکس با دوست پسرمه،من تا حالا دوست پسر زیاد داشتم و باهاشون بیرون زیاد میرفتم،اما با هیچکدومشون سکس نداشتم و اگه بهم پیشنهاد سکس میدادن بر خلاف میلم که دوست داشتم سکس رو تجربه کنم باهاشون مخالفت میکردم،اما برام پیش اومده بود تو ماشین یا جاهای دیگه باهاشون لب بگیرم و شیطونی کنیم اما سکس نه.البته سکس چت و سکس تل زیاد میکردم و همیشه با تل خیلی خوب ارضا میشدم،اما همیشه دوست داشتم سکس واقعی رو تجربه کنم و ببینم چجوریه،اما وقتی بهم پیشنهاد میدادن یا غیر مستقیم چیزی میگفتن نمیتونستم قبول کنم.
خلاصه داستانم اینکه من با علی دوست شدم،علی دوست دوست پسر دوستم بود،یه روز که با هم رفته بودیم گردش با هم اشنا شدیم،و از اون به بعد بیشتر 4 نفره با هم بیرون میرفتیم،و خیلی بهمون خوش میگذشت.5 ماه از دوستیمون گذشته بود که تو تابستون بود و تولد من بود،اونروز الناز دوستم بهم زنگ زد و گفت بیا بیرون باهام میخوام خرید کنم،منم باهاش قرار گذاشتم و همو دیدیم،اما بعدش گفت کیف پولم رو جا گذاشتم و تو خونه ی دوست پسرشه،من یکم بهش شک کردم اما چیزی نگفتم و اون گفت خونشون همین نزدیکه بیا بریم برش داریم،گفتم باشه و رفتیم خونشون،دوست پسرش خونه مجردی داشت و در باز کرد رفت
یم تو که دیدم تو سالنشون پر بادکنکه و علی هم اونجاست،تا که منو دیدن شروع کردن به دیوونه بازی و شعر خوندن،الناز هم با محمد حسین دوست پسرش تانگو میرقصیدن خیلی خنده دار شده بودن،اونروز خیلی خوشحالم کردن و خیلی خوش گذشت،با هم کیک خوردیم و کادو هامو باز کردم،علی یه سرویس نقره خیلی قشنگ برام خریده بود و الناز یه ست 12 رنگ لاک های خیلی خوشگل،تا شب خونشون موندیم و وقتی که الناز و محمد حسین رفتن شام بگیرن من و علی تنها شدیم،ازش تشکر کردم واسه ی جشنی که برام گرفته بود و کادویی که بهم داد،اون هم پیشونیمو بوسید و دستشو گذاشت رو لبام و بهشون خیره شد و بعد صورتشو ا,رد جلو و لبامو گرفت،منم لباشو گرفتم و میخوردم و دستو کردم تو موهاش و موهاشو بهم میریختم،اومد بهم نزدیک تر شد و دستاشو حلقه کرد دور کمرم و لبامو میخورد.دستشو از روی کمر اورد رو سینه هام و سینمو گرفت تو دستش،دستاش اینقد بزرگ بود که کامل جا شده بود تو دستش و میمالید،من رو سینه هام خیلی حساس بودم و اون لحظه حس کردم کسم خیس شد.
همون موقع که تو اوج حال کردن بودیم صدا در شد و دوتامون پریدیم،الناز و دوست پسرش با خنده اومدن تو و کلا همه چی از سرمون پرید و مشغول شام خوردن شدیم.موقع شام خوردن علی زیر چشمی بهم نگا میکرد و چشمک میزد.
اونشب گذشت و اومدم خونه،اما خاطره اصلیم چند روز بعدش اتفاق افتاد که علی گفت بیا بریم گردش بیرون،وسط هفته بود اما گفتم باشه،زنگ زدم به الناز که برنامه ریزی کنیم اون گفت علی به ما چیزی نگفته و دوست پسرش سر کاره و اصلا نمیتونن بیان.
خلاصه خودمون دوتا برنامه ریختیم و فرداش رفتیم همون جای همیشگی،اما چون وسط هفته بود خیلی خلوت شده بود.
خلاصه من واسش یه قلیون اماده کردم و نشستیم کنار هم و اون قلیون میکشید،بین قلیون کشیدنشم منو بوس میکرد.یدفعه لباشو گذاشت رو لبامو شروع کردن به لیس زدن و خوردن لبام،منم میخوردم لباشو و اومدم نشستم رو پاهاش،قلیونشو گذاشت اونجا و دستشو گذاشت رو سینه هام و میمالید،بعد همینجوری که لبامو میخورد دستشو کرد تو مانتوم و گذاشت رو سوتیتم،بهش گفتم علی یدفعه یکی بیاد رد بشه میبینه نکن.
منو از رو پاش بلند کرد و پا شد رفت زیپ دور تا دور چادر رو کشید و باز اومد پیشم و دوباره لبامو گرفت و میخورد دستشو اورد رو دکمه های مانتو که بازشون کنه اما من دیگه هیچی زیرش نداشتم،نذاشتم بازشون کنه اما چون مانتوم بیشتر شبیه یه پیراهن بود سریع از پایین دادش بالا و تا بالای سوتینم اوردش،لباشو گذاشت رو چاک سینه هام و میخورد و لیس میزد،با دستش بغل سوتینمو داد کنار و نوک سینه هامو میخورد و میک میزد،داشتم بهش نگا میکردم و داشت واقعا بهم حال میداد،از رو سینم رفت پایین تر و رسید به نافم،زبونشو میکشید دور نافم و قلقلکم میداد،بعد دستشو کرد تو شلوارم و از رو شرت
م گذاشت رو کسم و میمالیدش،وای نمیدونی چه حسی داشت ،تا حالا کسی به کسم دست نزده بود به غیر از یبار که دوست پسرم یکم تو ماشین از رو شلوار واسم مالیده بود.
وقتی دستشو برد تو شرتم و گذاشت رو کسم خیلی حال داد بهم و با انگشتش میکشید لای کسم و چوچولمو میمالید،قشنگ جاشو بلد بود شایدم اینکاره بود.بعد چند دقیقه که تند تند کسمو میمالید ارضا شدم و حالا اون خودشو انداخت روم و شلوارمو تا زانوهام کشیده بود پایین،کیرشو میمالید به کسم و میزد روش و صدا میداد،ترسیدم که حالش دست خودش نباشه و بکنه توش که به پشت خوابیدم و اون خوابید روم،کیرشو میکرد لای کونمو با دو تا دستاش دو طرف کونمو فشار میداد و کونشو بالا پایین میکرد.
کیرشو گذاشت رو سوراخ کونم و فشار میداد،اما تو نمیرفت،یدفعه خیلی محکم فشار داد و سرش یکم رفت تو اما یه درد خیلی خیلی شدیدی داشت و با اینکه سعی کردم جلو خودمو بگیرم یه جیغ بلند زدم که ترسید و گفت یواش الان میان میگیرن میبرنمون.
نذاشتم دیگه بکنه تو کونم چون با اون حرکتش هنوزم درد داشت،اما با چاک کونم و پاهام و سینه هام اونروز هر کار که دلش میخواست کرد و اخرش با مالیدن کیرش به پاهام ابشو اورد و ریخت رو شکمم.
پایان
نوشته: فرشته روان


👍 4
👎 4
34869 👁️


     
برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

562687
2016-10-30 21:00:06 +0330 +0330

اولش زیادی طولانی بود…درضمن قدرکونتو بدون…یکم شل بگیر ازکون بده …زن باید بده باشه…

1 ❤️

562700
2016-10-30 21:47:48 +0330 +0330

خوش اومد … غلط املایی نداشتی و تو نوشتن دقت کردی مرسی

1 ❤️

562720
2016-10-30 22:43:53 +0330 +0330

به واقعیت نزدیک بود ولی باکره نبودن بهتر از کونی بودنه عزیزم

1 ❤️

562759
2016-10-31 04:17:13 +0330 +0330

یه بار با لیدوکایین بذار بازش کنه برات، خسیس بازی در نیار…

0 ❤️

562781
2016-10-31 07:33:08 +0330 +0330

وای خوش به حال دوست پسرت…
البته اینم بگم خسیس بازی درنیار از کونم بهش بده .
پسره دیگه دوست داره

0 ❤️