سکس در یک سفر کاری

    سلام به همه ی دوستان عزیزم ، من واسو هستم از دهلی و در یک شرکت چند ملیتی کار میکنم ، همچنین جداگانه کار ماساژوری هم انجام میدم ، قد من 170 و وزنم 75 کیلو گرم هست پس الان میتونید تصور کنید که بدن من میتونه هر دختری رو راضی کنه.
    من همیشه خواننده داستان ها هستم ولی الان دلم میخواد یه تجربه سکس واقعی از خودم رو براتون تعریف کنم ، موضوع مال حدود ۲ ماه پیش در آگرا است ، من به اونجا رفته بودم برای یک سفر کاری و در هتل لوکس R. B اقامت داشتم . حدود ساعت ۲ بعد از ظهر کلید رو تحویل گرفتم و بعد از باز کردن چمدون لباس شنامو برداشتم و رفتم سمت استخر مایو رو پوشیدم و پریدم توی آب ، اونجا به غیر از من ۲ مرد و ۳ زن دیگه و فکر میکنم ۳ تا بچه هم بودن ، به نظر میرسید همه باهم اومده بودند . من تا آخراستخر شنا کردم و بعد شروع کردم به ریلکس کردن توی آب بعد از مدتی دیدم همه اونها رفتند بغیر از یه از دختر که حدود ۲۳ ساله بود تازه فهمیدم این یکی دختر با اونها نبوده ، زیبا بود با پوستی سفید و اندامی خوش تراش ، از اون لحظه حسابی رفتم توی نخش و مدام از دیدنش لذت می بردم اون بعد از یکم شنا کردن از آب بیرون اومد و کنار استخر دراز کشید واااای چه منظره ای دلم نمیخواست حتی برای پلک زدن هم چشم ازش بردارم , ذره ذره کیر من داشت دراز می شد و من در تلاش بودم که یه جوری مخفیش کنم اما همه میدونن که مخفی کردن یه کیر راست توی مایو به اون تنگی کار سختیه ، خلاصه من هم از آب بیرون اومدم و نزدیک اون کنار استخر دراز کشیدم ، بالاخره با یک لبخند سر صحبت رو باهاش باز کردم .
    یه سیگار رو روشن کردم و بهش طارف کردم ، گفت خودم سیگار دارم و یکی در اورد و خواست روشن کنه که من سریع فندکم رو جلو بردم , سیگارشو با فندک من روشن کرد و تشکر کرد منم گفتم خواهش میکنم و شروع به صحبت کردیم .
    من : فکر کردم شما به اون ها بودید
    اون : نه من فقط داشتم با بچه های اونها بازی می کردم
    من : اهل کجایید ؟
    اون : بنگلور ، و شما ؟
    من : دهلی ، سفر کاری اومدم
    اون : برای دیدن تاج محل به اینجا اومدم
    من : تنها ؟
    اون : آره
    من : یه دختر به زیبایی شما نباید تنها به دیدن تاج محل بره
    لبخند زد و گفت شما اومدید کنار من که به دیدن تاج محل بریم ؟ ، من برای چند ثانیه ساکت شدم ، گفت چی شد ؟ ، بهش گفتم دارید شوخی می کنید یا از من درخواست یک رابطه رو می کنید ؟ گفت یعنی اگه ما با هم بریم تاج محل وارد یک رابطه شدیم , گفتم نه من میخوام بگم اگه میشه یه قرار بزاریم و با همدیگه به دیدن تاج محل بریم ، اون بلند خندید و گفت تو مرد خیلی باهوشی هستی من روش درخواست دادنت رو دوست دارم ، بدون وقفه بهش گفتم : پس من میتونم فرض کنم که تو قبول کردی یا اینکه میخوای فکر کنی ، گفت : خیلی تند میری ,
    گفتم چون من فقط تا فردا بعد از ظهر اینجا هستم بنابراین باید سریع باشم تا حتی یک ثانیه رو هم از دست ندم
    گفت باید فکر کنم و بلند شد
    خواست بره که بهش گفتم من توی اتاق شماره 508 هستم ، خندید و گفت من نپرسیدم.
    از اونجا به اتاقم رفتم و بهش فکر می کردم , یه حسی بهم میگفت نمیاد و بیا با فکرش خود ارضایی کن ، مدتی گذشت و تنقلاتی که سفارش داده بودم رو آوردن در بطری رو باز کردم و یکم خوردم که تلفن زنگ زد گوشی رو برداشتم و گفتم بله گفت من نارماتیا هستم من فکر کردم از خدمه هتل هست گفتم بفرمایید خانم ، ولی وقتی گفت پیشنهادت فقط محدود به استخر بود ؟ فهمیدم که خودشه ، خدای من ! ، خودمو کنترل کردم و گفتم البته که نه الان دلم نمیخواد تنهایی شراب بخورم ، اون گفت تو واقعا خیلی باهوشی باشه ، و تلفن رو قطع کرد .
    بعد از ۵ دقیقه زنگ اتاق من به صدا در اومد و در رو باز کردم , اون با یه لباس کوتاه مشکی اومده بود ، پیچ و خم اندامش توی این لباس به خوبی مشخص بود ، انقدر که من به حرکت هایی توی شرتم احساس کردم ، طارف کردم که بیاد داخل ، اومد و روی مبل لم داد ، براش شراب ریختم و به سلامتی خوردیم در طول صحبت فهمیدم که اون به تازگی با کسی به هم زده و برای آروم شدن تصمیم گرفته به این سفر بیاد ، ما سه پیک دیگه هم در طول اینکه داستان زندگی مون رو تعریف می کردیم خوردیم .
    حالا هر دوی ما تحت تاثیر الکل بودیم و من ازش پرسیدم چند بار با دوست سابقت خوابیدی ، که جواب داد خیلی زیاد از همینجا بو بردم که دختر شیطونیه ، ازم پرسید چند تا دختر ؟ با یه چشمک جواب دادم سه تا ،
    بلند شد و پرسید خوب حالا چی بلند شدم و رفتم سمتش آروم توی گوشش گفتم هرچی تو بخوای نازنینم به نرمی موهای قهوه ای شو توی دستم گرفتم و صورتشو جلوی صورت خودم کشیدم برای چند ثانیه توی چشم های همدیگه نگاه میکردیم و بعدش لبامو چسبوندم به لباش بوسیدن رو شروع کردیم و آروم لبای نازشو میک میزدم رفته رفته بوسه هامون عمیق تر شد و زبونمون توی دهن همدیگه تاب میخورد ، انگار اون لب گرفتن رو بهتر از من بلد بود .
    دستامو دور کمرش حلقه کردمو اورم زیپ لباسشو باز کردم لب هامون جدا شد و من آستین لباسشو در آوردمو انداختم روی زمین ، همینطور که کمرشو نوازش می کردم بند سینه بندشو باز کردم حالا دیگه سینه ها شو داشت بدنمو نوازش می کرد اون مثل یه بمب سکسی می درخشید روی بدن سفیدش هیچ خالکوبی نبود بوی تنش منو شهوتی می کرد تیشرت و شلوارم رو در آوردم فقط با یه شرت بودم ، نگاهی بهم انداخت و گفت بدن خوبی داری گفتم تمامش برای توئه عزیز من ، بعدش بهم نزدیک تر شدیم و دوباره شروع به بوسیدن کردیم اینبار با دستام تمام بدنش رو نوازش می دادم من گردنش رو می بوسیدم و صدای لذت بردنش رو می شنیدم شروع کردم به بوسیدن سر سینه هاش و با هم رو تخت دراز کشیدیم مالیدن سینه هاش چه لذتی داشت وقتی داشتم یکی رو لیس می زدم و می خوردم سینه دیگرش رو با دست نوازش می کردم ، سینه های اون صورتی و کوچیک و نرم بودند ، نوک سینه هاش بلند شده بود و من اونها رو فشار می دادم و لیس می زدم ، وقتی نوک سینه هاشو گاز می گرفتم براش لذت بخش بود و ناله های سکسیش بلند می شد ، با دستاش پشت منو نوازش می کرد و من آروم به سمت شکمش رفتم و با زبون ناف و شکمش رو نوازش می کردم دستمو از روی سینه هاش برداشتم و اروم شرتشو در آوردم پاهاشو باز کردم و دو لبه کسش رو باز کردم اومممممممممم
    دوستان واقعا نمیتونم براتون توسیف کنم ، اون یه کس صورتی ، خیلی نرم ، چسبنده و آب دار با یک سوراخ کوچیک داشت ، حالا دیگه نمیتونستم خودمو نگه دارم زبونم رو به چوچولش چسبوندم و شروع کردم و لیسدن اون حشری شده بود و موهای منو محکم گرفته بود و به کسش فشار می داد ، یک انگشت توی کسش کردم و به لیسیدن ادامه دادم همینطور با دست دیگم سینشو محکم ماساژ می دادم اون دیگه نتونست تحمل کنه و با جاری شدن آب از سوراخش ارضا شد ، من از خوردن آبش لذت بردم و هنوز می خواستم کسش رو بخورم .
    جا به جا شدم و پاهامو باز کردم روی صورتش طوری که بتونه از کیر که الان خیلی کلفت و وحشی شده لذت ببره ، البته باید بگم کیر خودم رو تا به حال به این بلندی ندیده بودم :)
    اون وقت رو تلف نکرد ، شرتمو در آورد و کیرمو توی دست گرفت و با لحن شهوتی و عصبانی گفت اوووف خیلی بزرگ و قشنگ ، کیرو توی دهنش گذاشت و شروع کرد به خوردن اون کیر منو مثل یه حرفه می خورد و من هم با زبون توی کسش می کردم هردوی ما توی آسمونا بودیم و داشتیم عطش شهوتمون رو سیراب می کردیم سپس بهم گفت زودباش مرد خوشبخت حالا منو بکن دیگه نمیتونم صبر کنم ، من چرخیدم و حالا روش خوابیده بودم لبه های کیرم رو روی سوراخ کسش گذاشتم و ناله ای کرد و گفت یالا فرو کن تو کسم من کیرم رو هل دادم توی کسش و فریاد زد اوووومممم
    بیشتر فشار دادم و حالا نصف کیرم توی اون بود من دوباره محکم تر فشار دادم و تما کیرم رو فرو کردم ، گفت کیر خیلی کلفتیه آه می کشید من آورم شروع کردم و کم کم سرعتم رو بالا بردم و با تمام فشار هل می دادم ، صدای اون هم بلند شده بود و مدام با آآآآه آررره شهوت منو دو چندان می کرد بعد از 10 دقیقه ازش خواستم که دو زانو باشه تا توی حالت سگی ادامه بدیم ، الان دیگه میتونستم عمیق تر فرو کنم و لذت اون هم بیشتر شده بود و بلند صدا می کرد ، میگفت زود باش کس منو جر بده پارش کن آآآآه همینطور که عقب و جلو می کردم با دست روی کونش ضربه می زدم و اون هم از این کار خیلی لذت می برد بعدش موهاشو گرفتم و سریع تر از قبل اون می کردم ،
    اون جیغ می زد و می گفت لطفا ادامه نده من دوبار ارضا شدم ولی من ادامه می دادم و تا بیست دقیقه اونو کردم بعد با یک صدای بلند آبمو توش ریختم ، چند ثانیه گذشت و کیرمو آروم از توی کسش در آوردم و آب من و خودش از کسش سرازیر شد .
    اون شب ما 4 بار دیگه سکس کردیم و در موقعیت های مختلف سراسر شب از همدیگه لذت بردیم .


    ترجمه: Bashir

  • 2

  • 7




  • نظرات:
    •   Samerkhanhastam
    • 2 سال،6 ماه
      • 1

    • جناب اقای مترجم تعارف درسته نه طارف


    •   rose.hot
    • 2 سال،6 ماه
      • 1

    • اینچ؟! داستان ترجمه بود؟!
      طارف؟ توسیف؟!
      بعد استینشو دراوردی انداختی روی زمین؟! ینی استینش از لباسش جدا میشد؟! اوه مای گاش....
      درکل بد نبود...سکسم تکراری شده دیگه...


    •   1366razor
    • 2 سال،6 ماه
      • 0

    • از قرار معلوم هندیا هم مشکل باور داستانهاشون رو دارن (biggrin)
      داستان بالاخره ترجمه است یا تخیل بشیر خانه؟
      پیشنهاد میکنم ننویسی "بی طارف" ديگه نميدونم چجور "توسیف"کنم
      ضمنا تا اونجايي که ما ميدونيم هندیا سیاه سوخته ان و از نداری سفیدارو وارد میکنن (biggrin)


    •   pepsi1975
    • 2 سال،6 ماه
      • 0

    • خوشمان نیامد. فیلم هندی بود


    •   پرشین شاه
    • 2 سال،6 ماه
      • 0

    • تا همونجا که قد و وزنت رو گفتی خوندم معلوم بود خیلی خود شیفته تشریف داری


    •   ARAD_SM
    • 2 سال،6 ماه
      • 0

    • عججججججججججب رسميه ژق زمونه شق دردي درد نادرمونيه ژق زدنمو خداميدونه بزن جق نباشه فقط رفتوبرگشتي نزن


    •   Aber111
    • 2 سال،6 ماه
      • 0

    • کیر آمیتاباچان تو کونت با این سوادت


    •   anahitacupid
    • 2 سال،6 ماه
      • 0

    • هندی ها تو داستان گفتنم خالی بندن ، خوب بلده ایرانی بحرفه و بنویسه ، املا هم که صفر ، توصیف نه توسیف شاسمخ ، کیر لبه داره مربع که نیست گرده اون کسه که لبه داره


    •   shadow69
    • 2 سال،6 ماه
      • 0

    • qadsh170 bad hme razian!!!!!


    •   _SEXIRO_
    • 2 سال،6 ماه
      • 0

    • اونقدر چرط بود که غابل توسیف نیسط


    •   Namehraban
    • 2 سال،6 ماه
      • 0

    • آقا کیرم تو قد و وزنتون
      بما چه قد و وزن کیریتون چقدره


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو