سکس دزدکی

    زمستون بود.اوایل زمستون.و ما تازه نامزد کرده بودیم و جفتمون از خانواده های سنتی بودیم با قواعد خاص.قرار بر این شد که با خانواده همسرم بریم شمال و چند روزی توی ویلاشون باشیم و البته خانواده من که راضی نبودن با قول ها و وعده های خانواده ی پرهام راضی شدن.روز موعود رسید که مامانم با کلی نصیحت منو راهی کرد که گوشتو دست گربه نده و بند و اب نده و تا دم چشمه برو ولی تشنه برگردون و البته که اون نمیدونست که ما بارها دم چشمه رفتیم و خداروشکر سیراب برگشتیمو اضافیشم ریختیم اون لالوها.
    بالاخره با هر مصیبتی بود راهی شدیمو حدودای عصرپنج شنبه بود که رسیدیم.کمی استراحت کردیمو با خانواده پرهام رفتیم کنار دریا.اولین سفرمون بود و رابطمون تازه بود خیلی کشش داشتیم نسبت بهم و پیش خانواده ها فقط به گرفتن دست و چلوندن بازوی هم دیگه افاقه میکردیم البته که تو دلمون بکن بکنی بود و لاجرم با دو تا نفس عمیقو و ور رفتن به گوشی این احساسمونو سرکوب میکردیم.بیخبر ازینکه جایی که نباید سر باز میکنه.شب موقع خواب معلوم شد شومینه سالن خرابه و همه باید توی اتاقا میخوابیدن و البته یکی از اتاقا رو دادن به منو پرهام و از جایی که به مادرم قول داده بودن مراقبمون باشن خواهر پرهام رو هم با ما فرستادن توی اون اتاق...و اینجا بود که گریه ی حضار رو به حال این امپرهای چسبیده شده طلب کردیم.
    پرهام با یه مهندسی و حساب کتاب بی نقص به من گفت که وسط بخوابم و خودش یه طرف بود و خواهرشم طرف دیگه.ولی چون مدام مامانش می اومد توی اتاق با رعایت فاصله اسلامی خوابیدیم.توی اون سرما کنار شومینه ای که نیمه سوزه زیر پتوی نرم و گرم از فکر اینکه کیرش رو روی کسم بماله خیس شدم و بخاطر اینکه یموقع کاری نکنم به پهلو خوابیدم و پشتم رو به پرهام کردم.ضربان قلبم سریع تر شده بود و به سینم میکوبید.وقتی دیدم پریسا پشتش به منه اروم دستمو بردم زیر لباسام و تو امن ترین حالت ممکن سینه هامو میمالیدم.یه جوری اروم با نوک سینم بازی میکردم که حتی پرهامم نفهمه...یه دو ساعتی از خوابمون گذشته بودو من خوابم نمیبرد...توی همین فکر و خیالا بودم که صدای تکون خوردن پرهامو متوجه شدم.اروم پتوی منو کنار زد و اومد زیر پتوی منو خودشو چسبوند بهم...سفتی کیرشو حس میکردم که به پشتم فرو میرفت و داشتم دیوونه میشدم...دستشو دور کمرم انداختو خودشو بیشتر نزدیک کرد بهم.دیگه طاقت نیاورد و چند دقیقه بعد دستشو اروم برد طرف شرتمو انگشت اشارشو از بالای کسم تا واژنم کشید.دستش رو همونجا نگه داشت.توی اون داغی و دل زدن های وحشی.خیلی اروم دوباره انگشتشو از لای کسم رد کرد و فرو کرد توی کسم.اون لحظه فقط میخواستم زمان متوقف بشه از اوج لذتی که وجود داشت و انگار اون اینو فهمیده بود که دستشو نگه داشت...اروم با دستش چوچولمو ماساژ میداد.خیلی ماهرانه اول دو انگشتشو فرو کرد و بعد با چهار انگشت.داشتم ارضا میشدم که دستشو اروم کنار زدم.اونم دستشو به سختی جلو برد تا رسید به سوراخ کونم و دورانی ماساژش میداد.هر از گاهی صدای خیلی کمی از ماساژ میومد و من دستشو نگه میداشتم که اون دیوونه تر میشد.شروع کردم کونمو به کیرش فشار میدادم.دستمو بردم عقب و از پشت کیرشو ماساژ میدادم.دستمو توی شرتش کردم.سر کیرش خیس و لیز بود و تو اون لحظه فقط دوست داشتم زبونمو بهش میزدم و با لبام باهاش بازی میکردم.بالاخره دستمو کنار زد شلوارو شرتمو پایین کشید و کیرشو مالید روی چاک کونم.صدای نفساش تند شده بود ولی سعی میکرد اروم نفس بکشه که پریسا بیدار نشه.اروم‌کیرشو فرو کرد توی کسم و دلم میخواست یه جیغ بلند بزنم از حس درد و لذتی که داشت.همین که یکی دو باری تلنبه زد با صدای سرفه پریسا خشکمون زد.نبض کیرش رو توی وجودم حس کردم .یکم که گذشت شروع کرد به زدن.با دستش با نوک سینم بازی میکرد و دو تامون تو فضا بودیم.دستمو بردم توی شورتم و شروع کردم به ماساژ چوچولمو هر از گاهی هم انگشتم از کنار کیرش فرو میکردم تو کسم کم سرعتشو زیاد کردو منم تندتر با کسم بازی میکردم. که یدفه باهم ارضا شدیم و اون سریع بیرون کشیدو گذاشت لای پام.پرش کسم هنوز ادامه داشت که دستشو گذاشت روش.و اروم از کنار گوشم منو بوسید و در گوشم گفت ببخش ریختم لای پات.میخواستم زودتر برم خودمو تمیز کنم گذاشتم نیم ساعتی گذشت که قضیه سه نشه و پیش خودم میگفتم دیر تر برم که پریسا اگرم چیزی فهمیده فکر کنه خواب دیده😂
    .رفتم خودمو تمیز کردم و یک ساعت بعدم پرهام رفت و من از اینجا فهمیدم که اونم فکر منو کرده.صبحم جفتمون زود بیدار شدیم که یعنی ما دیشب همش خواب بودیم.
    الان که بهش فکر میکنم میبینم واقعا حشر که بالا بزنه عقل کار نمیکنه...فقط دعا میکنم که پریسا انقدر خوابش سنگین بوده باشه که اون شب چیزیو حس نکرده باشه.
    لالوا: لابلای جایی😂


    نوشته: Badqueen

  • 37

  • 11




  • نظرات:
    •   boam
    • 1 هفته،2 روز
      • 5

    • ایح ایح ایح


    •   بچه-ای-خوب
    • 1 هفته،2 روز
      • 5

    • خیلی خوب نبود فقط نکته مثبتش این بود که سکس دزدکی واقعا لذت داره و اینکه اون لحظه دوست داری همه کار بکنی تا به مقصودت برسی.
      درهر حال لایک کردم.


    •   shahx-1
    • 1 هفته،2 روز
      • 16

    • حالا فهمیده باشه مگه نامزد نیستید؟ یعنی خواهرش هنوز فکر میکنه بچه رو لک لک میاره؟ اونم دخترای الان؟؟ (biggrin)


    •   Nikan.a
    • 1 هفته،2 روز
      • 15

    • خوبه گفتی شلوار شورتتو پایین کشید بعد میگی دستمو بردم تو شورتم ما حالا هیچی ولی تکلیفتو با خودت مشخص کن دیگه!! از رو شورت داشته ترتیبتو میداده یعنی!! یا نه بلاخره چی!!


    •   miss_RainBow
    • 1 هفته،2 روز
      • 16

    • عذر خواهی کرد ابشو ریخته؟مثلا چکار باید میکرد؟اب دماغش که نبود بکشه بالا (preved) (biggrin)


    •   عشقبازمست...
    • 1 هفته،2 روز
      • 6

    • دمت گرم که انقده پایه سکس
      ما که با هر کی بودیم سرد مزاج بودن تا دست میزدیم
      اع نکن خوابم میاد
      فااااااک


    •   مهدی-پاشنه-طلا
    • 1 هفته،2 روز
      • 12

    • عذر میخوام خانوم کیون گفتی اسم کُسِت چی بود ؟ واژن !


      چون گفتی انگشتش رو از بالای کسم تا واژنم کشید بخاطر این سوال کردم


      ولی فک نکنم بد کیونی باشی ها


    •   ashkaanm
    • 1 هفته،2 روز
      • 3

    • جالب بود ..
      هر کاری یواشکیش خوبه
      مخصوصا سکس توام با ترس و اضطراب و شهوت

      نوش جونتون


    •   وب.گرد
    • 1 هفته،2 روز
      • 10

    • فقط امیدواری پریسا چیزی حس نکرده باشه؟
      نه بابا...؟!
      اینجور که تو تعریف کردی با این استعداد شگرف تو دادن فقط خواجه حافظ شیرازی از دادنات خبر نداشت که اونم گمونم امشب داستانتو خوند و فهمید (biggrin)


    •   Angeelll
    • 1 هفته،2 روز
      • 3

    • جالب بود یواشکی


    •   مینا1371
    • 1 هفته،2 روز
      • 3

    • سکسای دزدکی دوران نامزدی خیلی لذت داره


    •   arash.abi
    • 1 هفته،2 روز
      • 3

    • سلام، از خود داستان که خوشم نیومد ولی سکس دزدکی رو خیلی دوست دارم
      لامصب هیجانی که توش هست.. قلب تند تند میزنه


    •   saeed2030A
    • 1 هفته،2 روز
      • 2

    • اره لامسب تودوران نامزدی باید هفت خوان رستم بگذرونی


    •   Caboos1
    • 1 هفته،2 روز
      • 8

    • والا اونایی که روابطشان قدیمیه و زن و شوهرن هم پیش خانواده ها همو نمیکنن
      گریه حضار رو به حال این آمپرهای چسبیده شده طلب کردیم یعنی چی دقیقا؟
      دلتون به حال ما نمیسوزه به حال مغز خودتون بسوزه که به این شدت فشار میارید که جملات قصار بدید بیرون
      خودت اینو بخونی چی فکر میکنی


    •   مهندس۲۰
    • 1 هفته،2 روز
      • 1

    • لا لوا اراکیه ؟


    •   doste_sexy_2
    • 1 هفته،2 روز
      • 2

    • حالا خوبه خانواده سنتی بودی اینقد کوست گشاد بود
      آخه ۴ انگشت؟
      از کنار کیرش انگشت میکردی تو کوست
      خیلی گشادی بابا


    •   m...h...a...
    • 1 هفته،2 روز
      • 3

    • من که فهمیدم تو همشهری خودمونی... (biggrin) (biggrin)

      بابا آخه لالوا؟؟نمیگی من میفهمم مال ...... هستی؟؟ (rolling) (rolling)


    •   masih_roma
    • 1 هفته،2 روز
      • 2

    • هرکی میگه کسشربودلایک کنه


    •   jackman0511
    • 1 هفته،2 روز
      • 1

    • (dash) کس تا واژن کجاس دقیقا (rolling)


    •   وب.گرد
    • 1 هفته،2 روز
      • 1

    • در ضمن اونجا (افاقه میکردیم)اشتباهه.
      میتونستی بنویسی (بسنده میکردیم)
      زیاد نمیخواست خودتو اذیت کنی و کلمه های عجیب غریب بنویسی.
      اگه مینوشتی( به لاس خشکه هم راضی بودیم)ما متوجه میشدیم :)


    •   daei1670
    • 1 هفته،2 روز
      • 1

    • من خودم توی خانواده مذهبی بزرگ شدم ولی اینو نمیفهمم چرا عقد میکنن ونمیذارن دختر پسر حال کنن وقتی مهریه گذاشتن وقتی سند رسمی شده وقتی شرعا همسر شدن .....


    •   Mehranpoiut
    • 1 هفته،1 روز
      • 1

    • چنان تعریف کردی که احساس کردم خودم اونجام.عالی بود


    •   Badqueen0
    • 1 هفته،1 روز
      • 0

    • داستان اولم بود دیگه دوستان به خوبی داستانای خودتون ببخشید...ایشالا در بعدیا جبران کنم...


    •   Ramin472422
    • 1 هفته،1 روز
      • 1

    • اتفاقا پریسا از شما زرنگتر بوده! مگه میشه یه نفر کل این مدت تکون نخوره توی خواب؟ اونجایی هم که سرفه کرده بس که خودشو مالیده ارضا شده با سرفه خواسته سه نشه! (devil)


    •   ژوسف
    • 1 هفته،1 روز
      • 0

    • اینقد حشر بودی که جهت بدنتاتون همش اشتباه مینوشتی .در حالی که دستشو از لای پاهات به کست میرسوند نمیدونم چجوری کونتم میمالوند.?انگشت اشارشو ازبالای کست برد وداخل واژنت کرد؟??تو هم کس داری هم واژن؟؟مگه فرقی هم داره این دوتا؟??


    •   Clay0098
    • 1 هفته
      • 0

    • ایموجی تو داستان نزارید
      شعر ننویسید


    •   Cleverman1358
    • 1 هفته
      • 1

    • چرا ۱۱ تا دیس ؟؟؟!!
      نه خیانت بود نه گی و نه محارم
      به من نظر من که عالی بود ، حال کردم ، کم پیش میاد با داستان همزاد پنداری کنم ، ولی این یکی عالی بود .
      اسمتم خوب انتخاب کردی ، با وجود خانواده سنتی توی دوران نامزدی اپن بودی تازه از بغل کیر هم انگشت توی کست می رفته ، اگه مواظبتون نبودن چیکارا میکردین ؟؟>



    •   arash1986m
    • 1 هفته
      • 1

    • باور پذیر بود


    •   golpaez_barg@yahoo.com
    • 1 هفته
      • 0

    • خوب بود و سرگرم کننده. ادامه بده حتما موفق میشی کون بدی


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو