سکس دوگانه در شب پرستاره کویر بشرویه

1396/03/21

من جلال هستم 27 ساله مجرد فوق لیسانس زبان .اهل تهران…لاغر ورزشکار.معرفی کافیه… عاشق سفر و مسافرت و گوشه گیر و جقی و عاشق دید زدن دخترا…یه روز تو پیج فیسبوک تورهای مسافرتی یه پست دیدم مربوطه به تور گردشگری کویر بشرویه… خیلی از زیبایی های بشرویه و مخصوصا کویرش شنیده بودم و مایل بودم اینبار برم…جشنواره کویرنوردی آبان زده بودن و من یک ماه وقت داشتم و ثبت نام کردم…خلاصه 18 آبان خودم رو با اتوبوس رسوندم بشرویه …شهر بسیار زیبا و تاریخیه… مخصوصا بافت تاریخی…و با سرویس هایی که تدارک دیده بودن خودم رو رسوندم کمپ کویر نوردی…وااااو چه جمعیتی اومده بودن…اکثرا با ماشینای شاسی بلند اومده بودن. همه نوع تیپ قاطی بودن چند توریست آلمانی و ایتالیایی زن و مرد بودن …با کلی دختر و پسر که تابلو بود دوستن و رله…دخترا کلن حجاب رو برداشته بودن و با کلاه و تیشرت و شلوار اومده بودن…اینجا هم که شهر کوچک و بیابون …کو گشت ارشاد… به جرات بگم اون خارجیااز اینا با حجاب تر بودن…چون پیرهن و شلوار گشاد داشتن… حدود بیست نفری بودیم… البته سه گروه بیست نفره بودن که باید روز سوم کویر نوردی همه در یک نقطه به هم میرسیدن… خلاصه .رفتم تو جمع و خودم رو معرفی کردم… با کمال تعجب دخترا با هام دست دادن و منم کم نزاشتم…دیگه روم وا شده بود و تا شب کلی با هم می خندیدیم و خوش بودیم… وسط اینا دختری بود بنام ژاله که بسیار مامان و خوشگل بود …مخصوصا اینکه کمی صورتش آفتاب سوخته هم شده بود و ظاهر برنزی داشت…ماه و سفید و قد بلند …با دوستش که میترا بود… تنها اومده بودن کویر… بعد از دوساعتی که منتظر لیدر بودیم راه افتادیم و رسیدیم به چند تا شتر که داشتن میچریدن و ما هم محو تماشا و عکس گرفتن شدیم… که یهو یه شتر نر راست کرد و پرید روی یه شتر ماده و از پشت خوابیده بود روش و چند ثانیه ای حسابی کردش… واااو یه کیر 50 سانتی ازش آویزون شده بود و نعره میزدو وقتی کیرش رو کشید بیرون…کلی آب هم باهاش ریخت بیرون… همه کلی می خندیدن ومن هواسم به دخترا و واکنش اونا و مخصوصا ژاله و میترا بود… شهوت تو چشماشون موج میزد و سعی میکردن شهوت شون رو پشت خنده شون پنهان کنن…که ژاله به میترا گفت…آخ جون چه کیری داره … همین شتر ماده شانسش از ما بیشتره… که یه دفعه روش رو برگردوند و منو دید که فهمید منم شنیدم… ظاهرا خجالت کشیدو دیگه چیزی نگفت ولی از خنده ها شون فهمیدم که پشیمون نشدن از این حرف… تا عصر که رسیدیم کمپ2… خیلی با هم شوخی کردیم و حتی چند بار تو شوخی هام به ماجرای شترها اشاره کردم که یادم نمیاد شوخی سر چی بود ولی اونا هم بدشون نمی اومد…هر کسی چادر خودش رو با فاصله از هم باز کرده بود و همه حلقه زدن دور آتیش و یکی از دختر پسرا با هم یه گیتار وآهنگ توپ خوندن و کلی رقصیدیم و مشروب خوردیم… که موقع رقص من ژاله رو برو باهم می رقصیدیم و خیلی عاشقانه و هنرمندانه هر دو با هم ست بود حرکات مون و بعدش نشستیم برای شام…داشتم شام میخوردم که ژاله و میترا اومدن کنارم دم چادرم…و گفتن: مزاحمت نیستیم که بشینیم پیش…منم گفتم مراحمین…سر صحبت باز شد و از خودشون گفتن که مشخص شد دو تایی دانشجوی اصفهانن و بچه شیراز…بحث رو بردن سمت ماجرای شترا… وبه مسخره گفتم … وای چه بد میشد ما مردا آلت 50 سانتی داشتیم…همیشه از مون آویزون بود وباید تو پاچه شلوار قایمش می کردیم… که ژاله گفت: منظورت کیره دیگه… که هنگ کردم از این طرز گفتن و روی بازش… بعد گفت…نه بابا چه بدی داره…خوبه که با هزار آرزو با پسره دوست میشی بعد که میکشه پایین میبینی جای کیر هسته خرما داره …ازش پرسیدم…مگه دوست پسر داشتین…گفت آره…نامردا میان پلمپ آدم رو باز میکنن و میرن پی کارشون…فهمیدم که دو تایی اوپن تشریف دارن… دیگه داشت شهوت تو خنده ها مون موج میزد… صحبت اسمون زیبای شب در کویر رو پیش کشیدم…و گفتم بچه ها اگه گفتین اون ستاره های دب اکبر شبیه چی ان؟ که ژاله گفت …شبیه کیری تو کس شکسته… سرش کج شده…خنده های شهوتی ما تمومی نداشت و تو دلم داشتم نقشه می کشیدم که جووون…چه بکن بکنی بشه امشب…کیرم داشت شلوارم رو پاره میکرد… که میترا گفت… شانس ما رو باش…همه اینجا زوج اومدن و دارن می رن یکی یکی پشت تپه ها میکنن…اون وقت ما اینجا نشستیم داریم کس و شعر میگیم و می خندیم…منم دلو زدم به دریا و گفتم…خب ما هم بریم بکنیم…که دوتایی به هم خیره نگاه کردن و گفتن…اووووه چه بچه پر رو… همین مونده تو کیر کوچولو بیای ما و بکنی… گفتم کی گفته کیرم کوچکیه؟…مگه نمی دونی آدم هرچی لاغرترو قد بلند تر باشه کیرش بزرگتره… که یه دفعه ژاله دستشو گذاشت رو کیرم و به میترا گفت …نه بابا راست میگه بچه مون… میترا گفت تا نبینه باور نمی کنه… که گفتم خب بریم پشت اون تپه که نشون تون بدم…زیر انداز رو برداشتیم و رفتیم حدود 150 متر اون ورتر …و اون شب مهتاب کامل بودو هوا داشت سرد میشد دیگه… به محضی اینکه زیر انداز رو پهن کردیم… از پشت ژاله رو گرفتم و سینه هاش تو دستم بود اونم سرش رو برگردون و شروع به لب گرفتن کردیم… کون قلمبه اش که مشخص بود ورزشکاریه به کیرم فشار میداد وچشمام روکه وا کردم…میترا رو دیدم که لخت نشسته و دستش رو کسشه داره می ماله… از این صحنه دیگه دیوانه شدم و با شهوت و خشونت لباسای ژاله رو کندم و اونم بهمین صورت لباسام رو درآورد و حتی شرت و شلوارم رو با هم کشید پایین… تا به خودم اومدم کیرم تو دهانش بود و به زیبایی و لطافت داشت ساک مجلسی می زد… دو تایی نشستیم کنار میترا… میترا خودش رو انداخت رو صورتم به طوریکه کسش رو چسپوند به دهانم…منم با حرص و ولع براش می خوردم و سینه های اناری و سفتش تو دستم بود… و ناله های ریز اونا منو دیووونه کرده بود که چون منم بی جنبه بودم…آبم زود اومد و ریخت تو دهان ژاله… اونم اوق زد و گفت…خاک تو سرت… چرا اینکار رو کردی… چرا آوردیش؟ گفتم…لاشیا منو گاییدین… شما چی این دیگه… کس های به این نابی… می خواد آبم نیاد… که خندیدن… دیگه خیالم راحت شد و با آرامش داشتم کس و کون هر رو شون رو می خوردم…ولی باید دیگه طولش نمی دادیم…چون هرلحظه شاید میومدن دنبالمون… کیرم دوباره شق شده بود که میترا پرید رو کیرم و با یه حرکت کرد تو کسش… داشتم کونش رو میدیم که چه زیبا داشت بالا پایین می رفت…بعدش یه جیغ آروم زد که فهمیدم ارضا شد…ژاله هم که بدن سفیدش زیر نور ماه داشت خود نمایی می کرد و براش کسشو می خوردم… میترا رو پس زدم و ژاله رو کشیدم جلو و داگی شروع به گاییدنش کردم… وای چه کس داغ و خیسی بود…خم شدم دو سینه شو از پشت گرفتم …و می گفت جلال عاشقتم…منو بکن…منو بکش…جرم بده کسکش…که اونم ارضا شد تو همین حرکات…میترا هم داشت از پشت کون و خایه هام رو می مالید و اصلا دوست نداشتم این حرکت تموم بشه… که احساس انزال بهم دست داد و کیرم رو کشیدم بیرون و آبم رو روی ماسه ها خالی کردم… موقع انزال …دو تایی داشتن برام می مالیدن و این حرکت شون داشت منو می کشت و بی حال افتادم…دیگه سه تایی تو بغل هم بی حال افتاده بودیم و منظره زیبای آسمان کویر رو داشتیم می دیدیم… چند دقیقه ای همون حالت موندیم که ژاله گفت… میترا جمع کن بریم که شتر مون دوباره اگه راست کنه کس و کون برامون نمیذاره… کلی خندیدیم…بعد برگشتیم پیش بقیه تو کمپ .هنوز ملت داشتن می زدن و میرقصدین و مشروب می خوردن که ما هم به اونا پیوستیم و قشنگ تابلو بود که ظاهرا اون شب همه یا داده بودن یا کرده بودن…
این خاطره زیبای کویر باعث شد که من الان هر سال برم کویر بشرویه ولی متاسفانه دیگه همچین فرصت بکن بکنی گیرم نیومده…شاید اینبار بیاید…شاید…
امیدوارم قسمت تون بشه…اون لحظه زیر نورماه بین دوتا جیگر…یکی رو بکنی …یکی و بمالی رو برای همه تون آرزو میکنم

نوشته: جلال خان


👍 2
👎 12
7858 👁️


     
برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

619216
2017-06-11 21:10:28 +0430 +0430

بالاخره ظاهر برنزی داشت یا سفید مفید بود؟؟! تکلیف خوانندرو درست و درمون روشن کن گوسپند

این دختری که تو داستان تو بودش از شتره حشری تر میزد
آخه کودوم دختری چپ و راست کیر کیر میکنه گوسپند؟
جنده هاشم به زور میگن کیر :|

اوایل داستانت به واقعیت نزدیک بود ولی متاسفانه آخراشو ریدی
بدجورم بهت حق میدم بهرحال وسط کویریو و آبم قطه

“دوستان ینفر سریعا آفتابه برسونه دس این داداشمون”

1 ❤️

619241
2017-06-11 21:14:20 +0430 +0430

جق تو شبای پر ستاره کویر چه کیفی میده در ضمن تو هم کمتر کصشر بنویس جقی بد بخت

0 ❤️

619276
2017-06-11 21:21:14 +0430 +0430
NA

ﻛﻴﺮﻩ ﺷﺘﺮ ﺗﻮ ﻛﻴﻮﻧﺖ ﻭﺍﻭﻭﻭ
ﻳﻌﻨﻲ ﺟﺎ ﻣﻴﺸﻪ ﺗﻮ ﻛﻴﻮﻧﺖ ﻭﺍﻭﻭﻭ
ﻳﻌﻨﻲ ﻛﻴﻮﻧﻲ ﺷﺘﺮ ﻣﻴﺸﻲ ﻭﺍﻭﻭﻭ
ﻟﺒﻪ ﺷﺘﺮﻡ ﺑﺨﻮﺭ ﺩﺭ ﻫﻤﻴﻦ ﺣﺎﻝ ﻭﺍﻭﻭﻭ

1 ❤️

619386
2017-06-11 21:41:50 +0430 +0430

جلال نامررررد…

0 ❤️

619421
2017-06-11 22:02:55 +0430 +0430
NA

نه؟؟؟
مطمئني شتره كون تو نزاشته؟؟؟
شايدم رفتي راننده كونت گذاشته
دركل كيرم تو داستانت (rolling)

1 ❤️

619491
2017-06-11 23:01:54 +0430 +0430

به به کثافط خودمون چطوری؟ ? والا پسر خوشگله ی اینجا شماییو یه صف طول و طویل خاطرخواه !!
خونو باس جلو پا تو ریخت نه من

ولیکن حالا که اصرار میکنی ما به همون دو تا شتر تو داستان راضییم ؛ ?
راستی ا کی تاحالا بچه قرطیا قربونی کردن بلد شدن؟؟ :پوزخند:

2 ❤️

619526
2017-06-11 23:20:48 +0430 +0430

اون شتری که بخواد به دستای یه قصاب نره خره سیبیل کلفت قربونی شه به درد عمت میخوره
از دستای ظریف خودت مایه بزار توله سگ ?

البته اگه غش و ضعف نمیکنی و دستات اوف اوف نمیشه ?

2 ❤️

619651
2017-06-12 03:41:52 +0430 +0430

ZohreSE6
دقیقا تو کدوم چشمش؟؟

0 ❤️

619786
2017-06-12 08:34:56 +0430 +0430
NA

آخه الدنگ تا حالا کس دو تا شتر رو دیدی احمق؟ شتر نمیپره رو ماده جقو ، کیر و خایه شتر نر نزدیک دمشه پوزیشن شترها موقع سکس یه حالتی شبیه کون به کون چسبوندنه

0 ❤️

619821
2017-06-12 09:30:25 +0430 +0430

ای بابا،
داستانم که سرهم میکنی اول یکم روش فکر کن ببینی چی میخوای تراووش کنی.گناه نکردیم که خزعبلات یه حقی گوشه گیر رو بخونیم.

0 ❤️

619906
2017-06-12 11:03:31 +0430 +0430

سامان

کم تو کار ما فوضولی کن لاکردار وگرنشو خودت میدونی :چشمک:
اون دواری هم که چشت دنبالشه الان دست صاااابشه;)

ما که قصاب مصاب نمیخوایم ، حالا تو هی از اینور اونور مایه بزار
هنو نفمیدی اصل جنس خودتی خنگول ؟

حال میکنم ببینم چجوری میخوای خشونت به خرج بدی و خون بریزی…حااااااااااال اساسیاااا!

اصلا اون صحنشو عشقه که تو دستات داره میلرزه?

2 ❤️

619951
2017-06-12 11:44:18 +0430 +0430

جفتگیری شتر با حیوانات دیگه فرق داره اولا که پشت به پشته نه اینکه مثلا اسب یا الاغ بپرن رو هم دوما شتر حیوان گوشه گیریه کمتر کسی هست که جفتگیری اونا رو دیده باشه حتی گفته شده که اگه کسی اون نزدیکا باشه شتر بهش حمله میکنه کلا شتر نر در فصل جفتگیری خیلی وحشی و غیر قابل کنترله اگه بجای شتر از الاغ استفاده کنی در داستانت بهتره

0 ❤️

620076
2017-06-12 15:56:24 +0430 +0430
NA

خخخخخخخخ خخخخخ یعنی کیرم دهنت . دب اکبر کجاش اخه شبیه کیره . کس کش خیلی داستانت باحال بود و خنده دار و فانتزی اگر چه که خیلی کسشعر گفتی ولی کلا خوب بود واسه تفریح و خنده . در ضمن کیرم داداش کوچیکمم دهنت

0 ❤️

620521
2017-06-12 21:32:13 +0430 +0430
NA

اخه جغندر یه سرچ بکن جفتگیری شتر بعد کوسشعر تفت بده .این دوتا خانم هم احتمالا فضایی بودن یا خودت تو فضا بودی که اینجور تورت کردن .ساقیتو عوض کن حیفه جوونیه مثل تو اینجور مخش بگوزه

0 ❤️

621316
2017-06-13 10:27:18 +0430 +0430

خخخخخ
فک کنم این کویر تو لاس وگاسه…
آره؟؟

0 ❤️

622121
2017-06-13 22:56:11 +0430 +0430

ولع
ولع
ولع

0 ❤️

622636
2017-06-14 09:36:54 +0430 +0430

بالا کس کن ،عوارض جقه خودتم اولش اشاره کردی ب جقی بودنت ،خیلی میزنی دادو ماه رمضونی ترک‌کن شاید شفا ببینیینی جانی هم اینجوری مخ نمیزنه ،

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها