سکس دو طرفه

    1396/3/27

    این داستان واقعیه و تو سال 85 برای من اتفاق افتاده .من آدم حشریی هستم و همیشه تو کف سکس یه مدت تو نت دنبال یکی میگشتم برای سکس تو چت روم های یاهو یبار اتفاقی تو یکی از رومها با یک پسر اشنا شدم اونم مثل من جستجو میکرد ولی نمیافت باهم از اینکه نمیشه پیدا کردو .... حرف زدیم پرسید ازم جق میزنی گفتم گاهی که خیلی حشر میشم اونم مثل من بود چند بار در روزهای بعد چت کردیم حتی یبار با ایدی دخترونه تو روم بلوایی بپا کردیم و بقیه را اذیت کردیم یه بار پیام داد شب ساعت 11 بیا رو خط منم رفتم گفت بهم وب بدیم از وب دادن اونشب دوهفته گذشت تا اینکه هردو به سکس با هم اوکی دادیم یادم است یک شب ساعت 10 برای اولین بار بهش وب لختی دادم از بدنم کون و کیر اونم همینطور و قرار گذاشتیم روز شنبه سکس کنیم اون روز سرکار نرفتم استرس عجیبی داشتم ساعت 10 صبح رفتم دنبالش یه تیپ رسمی با کیف چرمی عین استاد دانشگاه سوار ماشین شد دست دادیم و یه لبخند سرد اونم مثل من هنگ بود رفتیم بسمت خونمون زیاد حرفی نزدیم مکالمه عادی هوا خوبه و ترافیکه و..... رسیدیم جلو خونه رفتیم بالا نشست رو مبل براش شربت اوردم یدفعه گفت من پشیمون شدم انگار منتظر شنیدن این حرف بودم خودمم کلی استرس داشتم و از طرفی کنجکاو بهش گفتم اولین بارمه و همه حرفایی که تو نت زدیم فانتزی بود تابلو بود که اصلن اینکاره نیستیم از کارش برام گفت که تو یه شرکت حسابداره و منم که تو بخش فنی یه کارخونه کار مبکردم گفتم و اینکه هردو اونروز و سرکار نرفتیم و ..... گفتارمون گرم تر شده بود بهش گفتم ببینیم همو شاید خوشمون اومد و شروع کردیم با کمی مکث قبول بلند شد و شروع کرد به در آوردن لباس ها منم در آوردم شورتامونو با هم در آوردیم هردو راست شده بودیم رفتم جلو و کیرشو گرفتم اونم همینطور همدیگرو بغل کردیم همه ی خط و نشونها که ال میکنیم بل میکنیم یادمون رفته بود کیرشو از جلو گذاشت لای پای من کیر من هم به شکمش میخورد دمای بدن هردومون بالا بود نه بوسی نه لبی هیچ ،انگار یه کاریو فقط باید انجام میدادیم کونشو محکم گرفته بودم برش گردوندم رو مبل دولا شد تف زدم به کیرم و یه تف هم به سوراخش سر کیرمو گذاشتم رو سوراخش مالیدم هیچی نمیگفت اروم فشار دادم روبه جلو رفت میگفت خیلی درد داره کمی فشار دادم سفت شده بود اصلن تو نمیرفت بیخیال شدم نشستیم کنار هم مال اون خوابیده بود ماله من سیخ مونده بود هوای بیرون ابری و سرد بود گفتم بریم تو اتاق من رفتیم زیر پتو کنار هم واقعن حس عجیبی بود دوباره بدن اون گرم شد فقط حرف میزدیم از جستجوهامون از دوست دختری که رفته بود دوباره مشغول شدیم کیرها رو مالیدن ایندفعه با وازلین شروع کردیم ساعت 2 شده بود به پشت دراز کشیدم گفتم بشین روش اختیار با خودت اونم کیرم و با دست گرفت اروم نشست روش فکر کنم 5 دقیقه طول کشید تا نصف رفت تو گفت دیگه نمیتونه کیرش خوابیده بود دراز کشید کنارم کمی گذشت گفت میخواد بکنه اومد روم تف زد به سوراخم و به کیرش سرشو میمالید به سوراخم فشار داد دادم در اومد واقعن درد داشت کلی ازم معذرت خواهی کرد هردو زخمی و پاره شب از درد نمیتونستم دستشویی برم اونروز ناکام گذشت باهم در تماس بودیم پنجشنبه پیام داد هنوز پایه هستی دودل بودم ولی نمیدونم چرا قبول کردم جمعه رفتم خونشون دیگه خجالت در کار نبود رفتیم تو اتاقش لخت شدیم نشست لبه ی تخت گفت بشینم روش وازلین زدیمو نشستم رو درد داشت ولی نه مثل اونروز کمی بالا پایین و اه و ناله و تموم رفت تو عجیب تر اینکه کیرم سیخ مونده بود برام با دستش جق میزد کیرش هم اونتو بود البته میسوخت ولی قابل تحمل بود از روش بلند شدم دست زدم به خودم دیدم سوراخم کامل باز شده جامونو عوض کردیم نشستم رو لبه تخت اون نشست رو مال من کمی دردش بیشتر بود ولی نهایتا اونم اوپن شد بعد بهم گفت یه نفر تو نت بهش گفته چه کنیم تو اون حالت تلمبه زدن سخت بود بلند شدیم رفتیم رو تخت رو شکم خوابیدم اونم اومد روم فقط حس میکردم توم داغ شده کبرشو کامل میکرد تو کونم تلمبه میزد یه لحظه منو سفت گرفت و لرزش بدنش فهمیدم ابش اومد و ریخت تو از روم بلند شد دراز کشیدیم چند دقیقه بعد که اماده بود خوابیدم روش چه لذتی داشت تلمبه زدن به کونش که نگاه کردم یهو ابم اومد ریختم توش ولو شدم هردو تخلیه بودیم از انرژی بعد اون روز رابطه مون ادامه داشت خیلی درگیر سکس بودیم حتی یبار تو ماشین تو یه فرعی کردیم همو قرار گذاشتیم که فقط با هم باشیم ولی هردو زدیم زیر قرارمون اتفاقاتی که بعدن افتاد را شاید روزی نوشتم براتون


    نوشته: رامین

  • 5

  • 10




نظرات:
  •   ARAD_SM
  • 6 روز،11 ساعت
    • 0

  • ابنه اي بدبخت


  •   shadow69
  • 6 روز،11 ساعت
    • 0

  • ﺩﺳﺘﻪ ﺑﭽﻪ ﻧﺒﺎﻳﺪ ﭼﻴﺰﻱ ﺩﺍﺩ ﻫﻤﻴﻨﻪ ﺩﻳﮕﻪ :/

    ﺟﻘﻲ ﻛﻴﻮﻥ ﻧﺸﻮﺭ ﺑﺮﻭ ﻛﻴﻮﻧﻪ ﺍﺣﻤﻘﻲ ﻧﮋﺍﺩﻭ ﺑﺸﻮﺭ


  •   ma@8890
  • 6 روز،10 ساعت
    • 0

  • کونی با دادنت خیلی حال میکنی تا منم بیام بکنمت


  •   Mr.fuuucker2
  • 6 روز،10 ساعت
    • 0

  • شربت:|


  •   _salt_less
  • 6 روز،9 ساعت
    • 0

  • به نظر واقعی میومد...ولی اینکه گی نیس!..
    لایک نمیکنم و دیسلایک هم.. (rose)


  •   IRAJ MIRZA NEW
  • 6 روز،8 ساعت
    • 0

  • عجب بدبختی گیر کردیم امشب !!!!!!
    هر کسخلی که پیدا میشه میخاد برامون داستان دنباله دار بنویسه!!!!!!!


  •   sami_sh
  • 5 روز،23 ساعت
    • 0

  • خوشم نیومد


  •   exotimo
  • 5 روز،22 ساعت
    • 0

  • خوشم میاد


  •   rezasex20
  • 5 روز،13 ساعت
    • 0

  • جالب بود البته برام،


  •   sima.sto
  • 5 روز،12 ساعت
    • 0

  • سگ دنبالت میکرد؟
    چرا اینطور!!!کاری به داستان ندارم ولی خیلی بد نوشتی


  •   PayamSE
  • 5 روز،11 ساعت
    • 0

  • ادمین جان میگم چرا نمیای عضو شی تو شهوانی مثل ما لذت ببری ازین داستانها؟ دور وا نستا داداش،بیا نزدیکتر


  •   رشیدخان
  • 4 روز،21 ساعت
    • 0

  • کیر رییس جمهور تیمور شرقی و تمام نهنگ ها و وال های موجود در دریای تیمور تو کونت جقی ابنه ای


برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

جستجو