سکس سه نفره با زن همسایه

    برام خیلی واضح بود که دیمون به شدت استرس داره مداوما تو موهاش دست میکشید و با گره کراواتش ور میرفت. طفلکی !! واقعا براش ناراحت بودم که اینقدر به خاطر شغلش استرس داره حتی فکر این که ممکنه اخراجش کنن باعث حرص خوردنش میشد. هر روز صبح تماشا میکردم که لباس میپوشه به محل کار مزخرفش میره تا تمام روز رئیس کس کشش رو تحمل کنه. واقعا برام سخت بود جلوی خودمو بگیرم که نرم محل کارش و رئیس کونیشو با دستای خودم خفه نکنم. شوهرم مدتها بود دنبال یه کار جدید میگشت اما کار کم پیدا میشد و کلی ادم بیکار اون بیرون ریخته بود. همه اینا باعث شده بود تصمیم بگیرم با سورپرایزش کردنش یکم از استرسش رو کم کنم. یادمه یه بار موقع مستی برام تعریف کرده بود بزرگترین فانتزیش دیدن سکس من با یه دختر دیگه است. می گفت حاضره حتی به دختره دست هم نزنه فقط تموشا کنه.اما من نقشه بهتری داشتم. ساعت پنجو نیم بود که صدای ورود ماشینشو به گاراژ شنیدم. رفتم رو مبل نشستم که مثلا دارم تلویزیون میبینم یه بسته شیش تایی از ابجو مورد علاقش خریده بودم و یکیشو داخل یه ظرف پر از یخ روی میز گذاشته بودم وقتی اومد داخل خیلی جلوی خودمو گرفتم که لبخندمو پنهان کنم. تو کت شلواری خاکستری تیره اش از همیشه خوش قیافه تر بود. گفت سلام عزیزم خوبی؟ نگاه خسته اش برای گرفتن حال من کافی بود انگار از همیشه عصبی تر و داغون تر بود. خودشو انداخت رو کاناپه و طبق معمول سرشو گذاشت رو پستونام. گفت واقعا خسته ام و دارم از تشنگی میمیرم. دست کردم ابجو رو بر داشتم و بهش دادم با خستگی لبخندی زد و گفت تو بهترین همسر دنیایی !!! به محض اینکه اولین جرعه از ابجوشو خورد موبایلو برداشتم و به الیسیا که تو اطاق خواب منتظرمون بود پیام دادم. شوهرم نمیدونست زن همسایه با یه لباس سکسی گرونقیمت که به عنوان تشکر براش خریده بودم منتظر علامت منه که بیاد جلو. صدای تق تق کفش پاشنه بلندش باعث شد دیمون سرشو از رو سینم برداره و بگه مهمون داریم؟ میخوای من برم که تنها باشید؟ جواب دادم لازم نیست عزیزم اون به خاطر تو اینجاست. الیسیا اومد زیر نور وایساد و حتی من هم نتونستم بهش خیره نشم. اون یه کرست توری مشکی پوشیده بود که بیشتر برای نشون دادن پستون طراحی شده بود تا پوشوندنش و یه شورت دو لایه به همون رنگ. یک لایه مخمل مشکی که یه لایه تور نازک به دورش دوخته شده بود و یه جفت کفش مشکی براق پاشنه بلند هم پاش بود. دیمون شوکه شد هم خوشش اومده بود هم سعی میکرد زل نزنه با تعجب ازم پرسید برای من اینجاست؟؟ کلسی اینجا چه خبره؟ از جام پاشدم و به ارومی به سمت الیسیا رفتم قلبم تند تند میزد نزدیکش که رسیدم الیسیا دستشو دورم حلقه کرد و منو به سمت خودش کشید و شروع کرد گردنمو لیسیدن با صدای بلند اه کشیدم نوک سینه هام سفت شد چون رو گردنم واقعا حساس بودم الیسیا به دیمون گفت زنت میخواد وقتی دارم میکنمش تو تموشا کنی مشکلی که نداری؟؟ دیمون خفه خون گرفته بود و فقط مثل میمون های عروسکی باطری دار سرشو به علامت نه تکون میداد. الیسیا از منتظر موندن برای جواب شفاهی خسته شد دست منو گرفت و به سمت اطاق خواب کشوند. برگشتم دیدم دیمون بیچاره که از قیافش معلوم بود داره شاخ در میاره مثل بچه گربه مطیع داره دنبالمون میاد. وقتی رفتیم تو اطاق الیسیا منو هل داد رو توشک و دراز کشید روم و شروع کرد گردنمو گازهای کوچیک گرفتن یهو حس کردم توشک به سمت پایین رفت فهمیدم دیمون هم اومده تو تخت. الیسیا از دیمون پرسید دوست داری عشق بازی منو زنتو تموشا کنی؟؟ دیمون جواب داد تا وقتی که منو فراموش نکنین همه چی ازاده!! الیسیا دامن منو پایین کشید و شورت توری که همونروز خریده بودم رو در معرض نمایش شوهرم گذاشت. همینطور که بدنمو می بوسید پایین تر رفت از سینه های برجستم در حال لیسیدن رد شد زبونشو رو شکمم کشید تا به کسم رسید وقتی اولین بوسه نرم رو به کسم زد یه نفس عمیق کشیدم و دستمو به سمت شوهرم دراز کردم انگشتاشو تو انگشتام گره زد و بهم نزدیک تر شد همینجوری که الیسیا کسمو لیس میزد دست شوهرمو محکمتر فشار دادم. الیسیا گفت کست چقدر خیسه میشه ابتو بیارم؟؟ کلماتش حالمو بدتر کرد دیمون صداش در نمیومد اما از نفس کشیدنش معلوم بود حالش داره بدتر میشه. دستشو از دستم در اورد و انگشت شستشو کرد تو دهنم که براش بمیکم. همینجوری که ایلیسیا منو لیس میزد منم انگشت دیمون رو ساک میزدم انگار کیرش تو دهنمه. الیسیا اروم و با دقت لیس میزد اما من تندو وحشی. حالا الیسیا با ارامش زبون مخملیشو به کلیتوریس من می کشید کمرم مثل طاق خم شد و انگشت شوهرمو گاز گرفتم. الیسیا گفت اماده ای که برای به ارگاسم رسوندنت التماس کنی؟؟ جیغ زدم لطفا!! دارم میمیرم!! الیسیا با بدجنسی خندید و گفت من که قانع نشدم!! بلند تر جیغ زدم لطفا!! با زبونت منو بگا!!
    الیسیا شورتمو که سر زانوم بود رو کامل در اورد. دیمون بهم نزدیک تر شد و من کیر سیخ شدشو بغل سرم حس کردم دلم میخواست همونطور که زبون الیسیا تو کسمه براش ساک بزنم اما می دونستم باید صبور تر باشم دستای دیمون تو موهام حرکت میکرد وقتی الیسیا بالاخره کسمو ول کرد غلط زدم و برگشتم به سمت دیمون که داشت ازم میپرسید اینکه یه دختر برات بخوره چه حسی داره؟ جواب دادم خیلی حال میده!! شروع کردم از روی شلوار کیرشو براش مالوندن. الیسیا واقعا تو کس لیسی استاد بود وقتی دوباره لیسیدنو شروع کرد حس میکردم الانه که کل تنم اب بشه و بریزه رو تخت! الیسیا همزمان با خوردن کسم اه هم میکشید که باعث شد دیمون حشری دستشو دراز کنه و پستونامو حسابی فشار بده. وقتی از حالت چهرم فهمید ابم داره میاد دیمون ازم پرسید میخوای ابتو تو دهنش بیاری؟؟ گفتم اره و چند لحظه بعد ابم پاشید تو صورتش. انگار بدنم اتش گرفته بود و مغزم از شدت داغی داشت ذوب میشد. الیس فقط چند دقیقه بود که کسمو میلیسید اما تا مغز استخونم در حال لرزیدن بود. عرق از همه جای بدنم می ریخت و نفس نفس میزدم دیمون کنارم دراز کشید که من رو ببوسه و ارومم کنه الیسیا هم تمام ابمو از روی بدنم لیسید. الیسیا گفت کست از همه اون کسایی که تا الان خوردم خوشمزه تره!! بعد اروم روی بدنم به بالا خزید. من لب گرفتن از دیمون رو قطع کردم و شروع کردم به الیسیا لب دادن. اب کسم داشت از روی چونش رو پستونام میچکید. دیمون پرسید میتونم جق بزنم؟؟ ببخشین ولی دارم میترکم!!! ایلسیا و من نگاهی به هم کردیم. الیسیا منو ول کرد و مثل یه گربه در حالی که لباشو می لیسید چهار دستو پا به سمت دیمون رفت و گفت خجالت نکش عزیزم ما به خاطر تو اینجاییم. امشب قراره کلی لذت ببری چون لیاقتشو داری!! بعد شروع کرد کمربند دیمون رو باز کردن. دیمون به من نگاه کرد و با چشماش ازم اجازه خواست. عشقم همیشه به من توجه میکرد به احساساتم به خواسته هام به نیازهام. ولی برای اولی بار در زندگیمون من میخواستم خودمو به خاطر اون ندیده بگیرم. با لبخند سرمو به حالت تایید تکون دادم و رفتم کنارش الیسا که کمربندو کامل باز کرده بود ازم پرسید میخوای برای شوهرت ساک بزنم؟ جواب دادم اره!! خودتو با کیرش خفه کن!! چشمای الیسیا از لذت درخشید و به دیمون گفت زنت واقعا اهل حاله ها!! خوش به حالت!!
    شوهرم واقعا زبونش بند اومده بود. الیسیا اول نوک کیرشو از روی شورت بوسید بعد شلوارو شورتو با هم پایین کشید. من در سکوت منتظر لحظه ای بودم که الیسیا کیر شوهرم رو جلوم بخوره از دیمون پرسید معلومه واقعا حشرییا!! نوک کیرت هیچی نشده خیس شده!! بعد در سکوت و ملایمت شروع به گذاشتن بوسه های ریز رو کیر شوهرم کرد. سینه شوهرم به خاطرنفس نفس زدناش به سرعتت بالا و پایین میرفت. دیمون جواب داد شرمندم اخه شما دو تا خیلی خوشگلین ادم نمیتونه جلو خودشو بگیره!! الیس گفت خوب نگیر!! اب کیرت واقعا خوشمزس!! منم در حالی که به کیر خوشتراش شوهرم زل زده بودم گفتم اره که خوشمزس!! دیمون خجالت کشید و گفت مرسی!!


    خودمو بالا کشیدم و شروع به بوسیدن گردنش کردم بوی عرقش واقعا دیوونم میکرد هیچوقت ازش سیر نمیشدم. الیسیا اول یه لیس طولانی از زیر تخما تا نوک کیرش براش زد که باعث شد نفس دیمون بند بیاد بعد شروع کرد کلاهک کیرشو مثل اب نبات مکیدن. منم گردنشو بوسیدم و شروع کردم به لیسیدن تنش. دیمون بیچاره داش تنگی نفس میگرفت از یه طرف کیرش داشت تو دهن الیسیا یه حموم مفصل میکرد از یه طرف من داشتم همه جاشو لیس میزدم. الیسیا به من گفت عزیزم وقتشه بیای کمک!!! با یه حس شیطنت رفتم پایین کنار الیسیا دراز کشیدم و تخمای دیمون رو گذاشتم تو دهنم الیسیا کل کیرو میکرد تو دهنش منم سعی میکردم بیضه هاشو جوری میک بزنم که از شدت لذت فریاد بزنه. الیسیا داشت سعی میکرد تا اونجا که ممکنه کیر دیمون رو تو حلقش فرو کنه. دیمون هم بیکار نموند در حالی که خیلی سکسی اه میکشید سر الیسیا رو گرفت و به سمت پایین فشار داد سرمو بالا گرفته بودم و در حالی که با دستم کسمو میمالوندم تموشا میکردم که دیمون گفت میشه جفتتون همزمان برام بخورین؟؟؟ لطفا؟؟ اصلا لازم نشد دوباره بگه جفتمون همزمان مثل گرسنه ها به کیرش حمله کردیم هر چند لحظه یکبار بهش نگاه میکردم چشماش بسته بود و داشت از هر لحظه لذت میبرد وقتی من کله کیرشو میک میزدم و الیسیا لوله کیرشو رو از بقل کرده بود تو دهنش پاهای دیمون میلرزید و تنفسش عجیب تند شده بود. الیسیا از دیمون پرسید دوست داری ابتو کجا بریزی؟؟ میخوای بریزی تو دهنش بعد من ازش لب بگیرم؟؟ دیمون گفت میخوام ابم تو دهن زنم بیاد ساک زدنتون واقعا داره حال میده لطفا با حرف زدن وسطش خرابش نکنین.
    حساب زمان از دستمون در رفته بود اما مطمئن بودیم حتی یه ذره از کیرش نمونده که هر دومون بارها نخورده باشیمش!! در حالی که من تمام کیر دیمون رو تا ته تو حقلم فرو میبردم الیسیا ساک زدنو ول کرد رفت زیر پاهای من دراز کشید و دوباره شروع کرد به لیسیدن کسم . اون لحظه ها واقعا دیوونه وار بود مخصوصا وقتی فهمیدم دوباره ابم داره میاد اونم به این زودی!! همونطور که عمیق تر ساک میزدم ابم تو دهن الیسیا اومد. برای استراحت سرمو گذاشتم رو دوشک از بغل خایه های دیمون رو لیس میزدم در حالی که با دستم از اون طرف لوله کیرشو میمالوندم که یهو به بغل خم شد کیرشو کرد تو دهنم و ابشو یکجا ریخت توش. بعد موهامو گرفت کشید کیرشو تو دهنم فشار داد و مجبورم کرد همه قطره های ابشو قورت بدم. الیسیا هم با نیشخند این لحظه رو نگاه میکرد بعد پرسید میشه منم مزه ابشو بچشم؟؟ بدون اینکه منتظر جوابم بمونه صورتشو جلو اورد و لبامو لیسید و بعد جلو روی دیمون شروع به لب گرفتن کرد. عملا اب شوهرمو از تو دهنم مکید. دستمو به کس الیسیا رسوندم و گفتم تو هنوز ابت نیومده ها!! الیسیا سریع دستمو گرفت و نزاشت ادامه بدم. بعد بهم گفت اصلا اشکالی نداره اما من دیگه باید برم. واقعا تعجب کردم اما وقتی رومو برگردوندم و دیدم دیمون شوهرم داره عملا با نگاهش الیسیا رو از عقبو جلو میگاد فهمیدم جریان چیه!! دیمن پرسید همه اینا نقشه تو است مگه نه؟؟ جواب دادم اره خوشت اومد؟؟ بدون اینکه جواب بده منو انداخت رو تشک و نوک کیرش رو روی کلیتورسیم مالید اما داخل فرو نکرد گذاشت اول حسابی التماس کنم بعد ذره ذره با سرعت کم فرو کرد داخلم و تو گوشم گفت زنم یه جنده واقعیه یعنی به معنی کلمه عاشقتم!!! وقتی گردنمو میخورد و کیرشو داخل کسم فرو میکرد احساس میکردم استخونام داره از لذت اب میشه دستاشو دور صورتم گذاشت و در حالی که وحشیانه داخل کسم تلمبه میزد به چشمام خیره شد بعد با قدرت تمام گفت عاشقتم خوشگله جواب دادم من عاشقتم عزیزم!!
    کیرشو از کسم در اورد و برم گردوند اول یک سیلی محکم به کونم زد بعد موهامو تو دستش گرفت و دور مچش پیچوند و اینبار داخل کونم فرو کرد خیلی سعی کردم بلند جیغ نکشم یهو خودشو انداخت روم بازوشو دور گردنم حلقه کرد و وحشیانه تو کونم تلبه زد. همیشه خیلی ملایم کونم میزاشت اما امشب انگار داشتم با یک مرد جدید میخوابیدم هرگز اینقدر حشری ندیده بودمش بهم دستور داد ابتو بیار لرزش کست رو حتی از داخل کونت حس میکنم. عاشق کسو کونتم که همیشه اینقدر تنگو خیسن!! برای اینکه همسایه ها صدامو نشنون سرمو تو بالشت فرو کرده بودم و از لذت تو بالشت جیغ میزدم اب کسم راه افتاده بود و تشک رو خیس میکرد خودشو یکم عقب کشید بعد کیرشو با یه حرکت اینبار وارد کسم کرد کنار گوشم با صدای سکسیش گفت کستو حسابی شل کن میخام امشب کیرم تا تهش بره!! شروع کرد گوشمو میک زدن بعد بدنشو عقب برد و با نوک انگشتاش کلیتوریسم رو گرفت و حسابی فشار داد. داشت گریم میگرفت ازم پرسید ابت داره میاد؟ میخوای ابمو تو کس تنگت خالی کنم؟؟ جیغ زدم اره!!! بریز تو کسم!! بهش احتیاج دارم!! پاشد رو زانو هاش قرار گرفت کونمو بالا کشید تو کسم فرو کرد و با قدرت بیشتر داخلش تلمبه زد دیگه هیچی برام مهم نبود پس در حالی که بهترین ارگاسم عمرم رو تجربه میکردم با قدرت تموم جیغ زدم.اون لحظه به تنها چیزی که فکر نمیکردم رفتن ابرومون جلوی همسایه ها بود دیمون غرشی کرد و بالاخره ابش داخل کسم اومد کونم رو چنگ زد و سفت نگه داشت تا اخرین قطرات ابش داخل کسم اومد بعد کنارم افتاد و منو در اغوش فشرد و به نرمی بوسید. نوک سینه هام به سختی سنگ شده بودن. گفت تو فوق العاده ای واقعا عاشقتم. نوک بینیشو بوسیدم و جواب دادم منم عاشقتم عزیزم سورپرایزتو دوست داشتی؟ لبخند زد و سرشو به حالت تایید تکون داد. واقعا از ته دل خوشحال بودم سرمو گذاشتم رو سینش و چشمامو بستم و با لذت گذاشتم لحظه خالص ارامش بعد از طوفان منو در خودش غرق کنه.....


    ترجمه: شاه ایکس

  • 10

  • 6




  • نظرات:
    •   shahx-1
    • 9 ماه،3 هفته
      • 3

    • ممجهول عزیز خجالتم میدین نصفه شبی اب شدم رفت!!


      بانو توت فرنگی عزیز شرمندم نکنید حقیقتش این ترجمه از یه داستان خارجی است من ننوشتمش ولی بازم سپاس گزارم!!


    •   شکیلاmj
    • 9 ماه،3 هفته
      • 2

    • لایک سوم از طرف من. نخوندمش هنوز نمیدونم چراهمیشه دلم میخواد اول لایک کنم بعد بخونم (علامت خنده)


    •   shahx-1
    • 9 ماه،3 هفته
      • 3

    • شکیلا ام جی عزیز شما همیشه به من لطف داشتین امیدوارم لایقش باشم.


    •   hani.banooo
    • 9 ماه،3 هفته
      • 4

    • لایک چهارم همیشه دیر میرسم
      بابا شاه ایکس تو چه کردی نویسندگیت بیست ترجمت بیست مردم ازاریت بیست اطلاعات بیست. خخخخ
      عاای بود. خیلییییییی خوب ترجمه شده بود (الکی مثلا خیلی حرفه ایم )
      ولی در کل مگه میشه شاه ایکش بد باشه طبق معمول باید بگم معرکه ای مردم ازار اعظم ترجمه عالی انتخاب داستانتم عالی در کلی عالی بودی دیگه خخخ


    •   AH_art
    • 9 ماه،3 هفته
      • 1

    • شیطون شدی شاه ایکس ^^
      عالی بود عزیز خسته نباشی


    •   happysex
    • 9 ماه،3 هفته
      • 1

    • مترجم زبان نیازمندیم
      قبله عالم بسلامت باد


      سپاس بیکران سزاور توست ای قبله عالم
      نشود نیست حضورتان از این شهوتکده


      لایکی به وسعت دریا تقدیمتان
      مرسی عزیز قلب من


    •   shahx-1
    • 9 ماه،3 هفته
      • 1

    • به به پارسال دوست امسال اشنا هانی بانوی عزیز صفا اوردین مشرف کردین چه عجب ما شما رو دیدیم!! (biggrin) (biggrin) اختیار دارین مردم ازاری از خودتونه!! سعی کردم اونایی که بیشترین امتیازو دارن برای ترجمه انتخاب کنم ایشالا که بقیه کاربرا هم بپسندن!!


    •   shahx-1
    • 9 ماه،3 هفته
      • 2

    • ای اچ ارت عزیز زیر خاطرات سربازیم پیداتون نبود سایتون سنگین شده!! نظر لطفتونه نه بابا من همون بچه مثبت خجالتی همیشگیم اینا رو خارجیا نوشتن!! (biggrin)


    •   hani.banooo
    • 9 ماه،3 هفته
      • 1

    • شاه ایکس عزیز زیر سایه شما هستیم زندگی خرج داره دنباله یه لقمه نون حلالیم خخخخ از دیدار و هم صبحبتی با شما افتخاره ماس از کم سعادتیه پوزش خخخ
      بعدشم به سلیقه شما شکی نی ک قطعا همه میپسندن


    •   shahx-1
    • 9 ماه،3 هفته
      • 1

    • جناب اقای هپی سکس طرفدار قدیمی و دوست بزرگوار اد الطاف بیکرانتون سپاسگزارم. صرفا برگ سبزیست تحفه درویش!!


    •   ashkanlovekarajj
    • 9 ماه،3 هفته
      • 1

    • (rose)خوب وعالي بوود دستتون درد نكنه زحمت كشيديد قدم رنجه كرديد


    •   Nevermindd
    • 9 ماه،3 هفته
      • 1

    • منم نخونده لایک میکنم خخخ اصن حس زندگی ندارم میرم بستری شم


    •   doki-kar balad
    • 9 ماه،3 هفته
      • 1

    • طبق معمول عالی
      غیر از این هم انتظار دیگه ای نبود ازت
      فقط بجای این داستانها وقت بذار ادامه داستان های خودت رو بنویس مردم آزار،!!
      جای طنزت خالیه تو سایت
      بهر حال ممنونم از زحماتت


    •   jack.sparr0w
    • 9 ماه،3 هفته
      • 1

    • با توجه به اینکه داستان های شاه ایکس عزیز رو دنبال میکنم و قلمش رو دوست دارم اما از دوستانی که طرفدار یه نویسنده هستند خواهش میکنم با نخونده لایک کردن یا نخونده دیسلایک کردن باعث تنزل ارزش نوشته های یه نویسنده نشید.اینکه یه نویسنده خوبه دلیل به این نیس همه نوشته هاش رو بیدلیل لایک کنیم یا چون خوشمون نمیاد دیسلایک.اینجور فضایی ایجاد میشه که داستانها در جایگاهی که قراره واقعا باشن قرار نمیگیرند و نویسندگان گمنام هم نوشته هاشون بالا نمیاد. و مورد توجه قرار نمیگیرند اگر برای کسی ارزش قایلیم جدا از دوستی یا عدم دوستی به نوشتش لایک یا دیسلایک بدیم.البته از همه دوستان بایت نظرم اگر خاطرشون رو مکدر کرد و همچنین شاه ایکس عزیز عذر میخام.


    •   مسیحی۰
    • 9 ماه،3 هفته
      • 4

    • خسته نباشی گل گلاب شاه ایکس محترم ،
      اپتدا تشکر میکنم بابت ترجمه بسیار زیبایت با نگارش قوی .


      سبک نوشتنت و دوست دارم و خالصانه بهت عشق می ورزم ،
      اما سکس با زن( همسایه) حتی به دلخواه ورضایت خودش،
      سیمای قشنگی نداره و ارتقا دهنده نیست.
      شاید موضوعات بهتری برای ترجمه وجود داشته باشه!
      خودت گل
      زندگیت گل وشادیت آرزوی ما‎ ‎


    •   gankr.koy
    • 9 ماه،3 هفته
      • 3

    • شاه ایکس عزیز : درود.
      در روانی و گیرایی قلمت شکی نیست.
      ولی
      کامنت (مسیحی)هم مورد تائید میباشد.
      روز وروزگار خوش.


    •   cuckmamad
    • 9 ماه،3 هفته
      • 1

    • عالی بود دوست عزیز, من که از, شق درد مردم, خیلی قشنگ نوشته بودی, بیییگ لاااایک


    •   amintala78
    • 9 ماه،3 هفته
      • 1

    • کس و کیر مملکت هم تموم شد که رفتین سراغ خارجیا؟بابا تو هم بیا یه کسشعر الکی تفت بده و برو دیگه. (dash)


    •   danialtajrobeh
    • 9 ماه،3 هفته
      • 1

    • چقدر این داستان سرد و نچسب و غیر خوندنی بود...ننویس


    •   آپو
    • 9 ماه،3 هفته
      • 1

    • داستانتو خوندم داشتم کامنتها رو میخوندم،
      مسیحی محترم،
      با عشق و محبت بسیار توصیه جالبی براتون داشت، امیدوارم مد نظر قرار بگیرد.
      سپاس از توجه تون.


    •   SSAa699
    • 9 ماه،3 هفته
      • 1

    • شاه ایکس عزیزم .
      خیلی قشنگ بود لذت بردم .
      منتظر بقیه نوشته هات هستم .


      لایک فدا تشم. . (rose)


    •   miago
    • 9 ماه،3 هفته
      • 1

    • Dear Shah x
      Since you have ability to translate these kind of stories, I suggest you to try working on more controversial subjects. You know how original stories posted on their websites and what are the feedback thier writers receive, so let use your ability and reputation to warm up a little the culture of our website. May be you can make people to tolerate more and prevent them of cursing at thier first look


    •   shahx-1
    • 9 ماه،3 هفته
      • 2

    • اشکان لاو کرج گرامی نظر لطفتونه


      نورمایند عزیز منم سه روز گذشته رو در رختخواب گذروندم یه ویروسی اومده که همه رو انداخته سرما خوردگی خر است!!!


      سیاوش عزیزم سالاد؟ سیب زمینی؟ نوشابه؟؟ چیز دیگه لازم ندارین؟ (biggrin)


      دکی کاربلد عزیز دوست وفادارم نوسته ای که معنای عمیق داشته باشه اینجا طرفداران خیلی کمی داره اینو دیشب گذاشتم سی هزار نفر دیدنش غروب که نوشته خودم بودو دو هفته پیش اومده هنوز چهار هزار نفر بیشتر ندیدنش یکیم فکر کن تا تهشو میخونی!!


      جناب اقای مسیحی بابت پیام زیباتون سپاسگزارم اما صرفا جهت اطلاع اولا اینجا زن همسایه متاهل نیست مجرد و دوست صمیمی خانم خونه است دوم از سکس کامل به احترام خانم خونه پرهیز میکنه سوم نحوه انتخاب داستان از روی سبک نیست صرفا داستانهایی که در سایت های خارجی بالاترین امتیاز را اورده و مورد تشویق و پسند کاربران قرار گرفته و برترین ماه شده برای ترجمه انتخاب میشن صرف نظر از نوع گرایش جنسیشون.


      گانکور کوی عزیز چقدر دلم میخواست یکروز بیام انجا دیدن شما چقدر ادمهای تازه به دوران رسیده با پورشه ها و بی ام و های ارزانی که شما تهیه میکنید اینجا پز میدن یه جیپ هام وی برام شده فانتزی!! به هرئحال از تایید و تشویقتون سپاسگزارم


      کاک ممد عزیز و پرامی خوشحالم که پسندیدید اما من اینو ننوشتم صرفا ترجمش کردم نویسنده امریکایی است.


      امین طلای عزیز به خواننده ها و طرفدارای همیشگیم بیشتر از اینا بدهکارم.


      جناب اقای اپو نظر تمام کسانی که قصدشون از نوشتن خالی کردن عقده های ناشی از حسودیشون نیست برای من با ارزشه.


      اس اس ای 69 عزیز دوسا و همراه گرامی بودنتون مایه قوت قلبه سپاسگزارم


      اسنو فیلک عزیزم مگه اشتباهی باز کنید سری به ما بزنید معرفت کیلو چند!!! خیر انسان از خاکه پس ذاتا کرم داره!! اگر سایت بمونه شست سال دیگه شاه ایکس به خانه سالمندان میرود رو هم که شامل خاطراتم از عوض کردن داروهای پیرمرد پیرزنا و شل کردن پیچای ویلچرشون باشه براتون مینویسم!!! (biggrin) (biggrin) (biggrin)


      جناب اقای میاگو تغییر نگاه فرهنگی و بالا بردن سطح شعور جامعه کاری بود که شاه مرحوم تمام عمرش رو وقفش کرد و عاقبتش رو هم دیدیم. این مردم ذاتشون خمینی طلبه واقعا فکر میکنید نسلی رو که از دوران کودکی و دبستان اول صبح روزش رو با ارزوی مرگ کردن برای دیگران با گفتن مرگ بر امریکا مرگ بر شوروی و......... شروع میکنه یعنی از کودکی برنامه ریزیش میکنن هرکی مثل تو نیست باید بمیره!!! رو میشه تغییر داد؟ شاه تمام امکانات کشور زیر دستش بود نتونست از من چه توقعی دارید!!


    •   Manotoosh
    • 9 ماه،3 هفته
      • 1

    • عالي بود


    •   Zhoobin66
    • 9 ماه،3 هفته
      • 0

    • کسشعر به معنای واقعی...


    •   gankr.koy
    • 9 ماه،3 هفته
      • 2

    • شاه ایکس جان اگه افتخار بدی بیایی ما خونه ای نداریم هر چی که هست متعلق به خودتونه.
      افتخار ما کردها مهمان نوازی ماست.
      سلیمانیه منتظرت میمونه
      ارادت وسپاس.


    •   shidehashiri72
    • 9 ماه،3 هفته
      • 1

    • چ‌راحت گروپ‌میزنید والا


      ما ک تو کف ی کیر کلفتش موندیم ??
      خارم نداره والا???????


    •   مسیحی۰
    • 9 ماه،2 هفته
      • 2

    • بله حق با شماست.
      لایک ۲۳پیشکشت.
      نمیدونم چرا هر چی بیشتر میشناسمت بیشتر دوستت دارم.


    •   Ghodrat.mehraboon@yahoo.com
    • 9 ماه،2 هفته
      • 1

    • دمت گرم. عالی بود


    •   مجیدخوش.استیل
    • 7 ماه
      • 1

    • خیلی هوس سه نفره کردم کسی هست باهم باشیم


    •   haamed khan
    • 2 ماه،3 هفته
      • 1

    • آفرین قشنگ بود


    •   KukilA
    • 4 روز،9 ساعت
      • 0

    • الیس چی شد پس؟


    •   KukilA
    • 4 روز،9 ساعت
      • 0

    • الیس چی شد پس؟


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو