سکس شرعی با خواهر زن

    سلام من حسام هستم ۳۰ سالمه یه خواهر خانم مطلقه دارم به اسم سمیه که ۳۲ سالشه و خیلی با هم راحتیم خیلی وقتا با خانمم و سمیه با هم مهمونی میریم با اینکه خیلی خوشگله مخصوصا چشماش و اندامش سکسی و ورزشکاریه ولی هیچ وقت به چشم بد نگاش نکردم و همیشه مثل خواهر برادر بودیم و همسرم هم به ما اعتماد کامل داشت داستان از جایی شروع میشه که به دلایلی سمیه قرار شد حدود یک ماهی خونه ما باشه و با ما زندگی کنه روزهای آخری بود که خونه ما بود از طرفی مریم (همسرم) کار اداری داشت یکی دو روزی رفته بود شهرستان و من و سمیه تو خونه تنها بودیم شبا من توی اتاق می‌خوابیدم و اون توی حال روی مبل و دقیقا روز آخری بود که عصرش هم قرار بود مریم از سفر برگرده و همون روز هم قرار بود سمیه از خونه ما بره طبق معمول صبح از خواب بیدار شدم رفتم توی آشپزخونه تا چایی بزارم سمیه تو حال خواب بود و اصلاً به هیچی فکر نمیکردم یه لحظه دیدم انگشتش داره تکون میخوره مثل حالتی که میگفت بیا سمت من البته عادت داشت همیشه توی خواب انگشتاش تکون میخورد واسه همین یکم شک کردم و به روی خودم نیاوردم رفتم چایی صبحانه خوردم برگشتم که حاضر شم دیدم دوباره داره انگشتشو تکون میده پرسیدم سمیه خوابی یا بیدار من دارم میرم کاری نداری دیدم جواب نمیده و بازم انگشتشو تکون میده یه فکرایی اومد تو سرم حس ترس و هیجان بهم دست داد دو دل شده بودم که اعتنا کنم یا نه بالاخره دلو زدم به دریا و رفتم کنارش اروم نشستم صورتمو نزدیک صورتش کردم و از نزدیک نزدیک به صورتش نگاه می کردم قلبم روی هزار میزد نزدیک تر شدم میخواستم بوسش کنم که یهو بیدار شد خیلی تعجب کرده بود و عصبانی شد چشماشو گرد کرد و پرسید داری چیکار می کنی؟ منم گفتم هیچی بخدا دیدم خیلی ناز خوابیدی فقط می خواستم بوست کنم اونم بلند شد نشست خیلی ناراحت شد کلی گریه کرد تو حرفاش می گفت چقدر من بدبختم که تو رو مثل داداشم حساب میکردم من همیشه فکر میکردم تو همیشه پشتمی حالم از خودم به هم میخوره و از این حرفا منم که چون آش نخورده و دهنم سوخته بود بابت این قضیه خیلی ناراحت شدم حرفاش خیلی واسم سنگین بود و فقط عذرخواهی می کردم میخواستم بگم سوءتفاهم شده ولی نمی دونستم باید چی بگم خلاصه از اونجایی که خیلی منو دوست داره و دید من خودم خیلی شرمندم دیگه ادامه نداد و گفت اشکال نداره تقصیر تو نیست بالاخره تو یه مردی و من یه زنم و هیچ انتظاری غیر از این نیست تقصیر من بوده که جلوی تواینقدر راحت بودم بعدش گفت که دیگه بهش فکر نکن منم فراموش می کنم ولی من خیلی به هم ریخته بودم ‌نمیدونستم باید چیکار کنم و کلا روزم خراب شد بهش گفتم کاش اصلا اینجوری نمیشد خیلی بد شد و رفتم دراز کشیدم گفتم ولش کن امروز اصلاً سرکار نمیرم حوصله شو ندارم چند دقه بعد چون دیده بود من خودم پشیمونم و ناراحتم عذاب وجدان گرفته بود واسه حرفایی که بهم گفته از طرفی اونم کاری از دستش بر نمی آمد اومد کنارم و گفت چیزی نشده من که چیزی یادم نمیاد حسام جان بس کن دیگه بهش فکر نکن و با خنده گفت اخه الان من چیکار میتونم بکنم که تو اینجوری نباشی چند دقیقه هردومون ساکت بودیم من گفتم میشه یه چیزی بگم خواهش میکنم نه نگو گفت چی گفتم اگه میشه من چشامو میبندم و می خوابم و فکر می کنم تو مریمی فقط بغلم کن و بخوابیم حالم اصلا خوب نیست اونم گفت این کار و بکنم دیگه آروم میشی گفتم آره گفت باشه منم چشمامو بستم و دراز کشیدم رو تخت اونم بغلم کرد خیلی نفسم تند شده بود تپش قلب گرفته بودم اخه غیر از خانمم تا حالا با هیچ زنی نخوابیده بودم یه حس عجیبی داشتم هیجان زنده بودم دستام میلرزید حس روزای اول ازدواجمون داشتم که کنار مریم بودم نمیدونم چی شد که کم کم دستم رفت لای موهاش و گردنش و گوشاش و لمس میکردم اونم اعتراضی نداشت ساق دستم از روی لباس میخورد به ممه هاش اونم هیچی نمی گفت دیگه ترستم ریخته بود شروع کردم به بو کردن گردنش و کم کم گردنش و خوردم دستمو به رونای پاش میکشیدم حدود یه ساعت همینجوری داشتیم با هم ور می رفتیم دیگه دست خودم نبود شروع کردم لباشو خوردن و دستمو کرده بودم توی لباسش و اونم خیلی نفس نفس میزد و لذت میبرد ولی رومون نمیشد به الت هم دست بزنیم یهو گفت حسام بسه دیگه من میترسم داره به جاهای باریک میکشه منم با اینکه خیلی دوس داشتم ادامه بدم گفتم اره حق با توئه بهتره ادامه ندیم دوباره همدیگرو بغل کردیم و یه نفس عمیق کشیدم و چشامو بستم یه چند دقه بعد سمیه گفت میشه خواهش کنم یه لحظه به هیچی فکر نکنی منم چشمام و باز کردم و با حرکت صورت تایید کردم یهو دیدم بلند شد نشست کنارم شروع کرد با زبونش سینه هام و لیس زدن و با دستاش بدنم و لمس میکرد وقتی ناخوناشو بهم فشار میداد داشتم دیوونه میشدم همینجوری تا پایین نافم رفت و روی بدنم نفس داغشو حس میکردم آروم شلوارک و شورتمو با دو دستش کشید پایین و کیر من که داشت میترکید و گرفت و شروع کرد به خوردن وای اصلا به همچین چیزی فکر نمیکردم من داشتم راستی راستی با خواهر خانمم سکس میکردم و دیگه شروع شده بود اینم بگم که اصلا تا حالا تجربه نکرده بودم که کسی واسم ساک بزنه و مریمم اصلا از این کار خوشش نمی اومد و الان که دارم مینویسم هنوز هیجانی میشم نشستم بلندش کردم نشوندمش روی پام و لباسشو آروم آروم در آوردم و شروع کردم به خوردن سینه هاش خیلی شهوتی شده بود شلوارش و در آوردم خیس خیس شده بود تمام بدنشو خوردم لخت لخت تو بغل هم بودیم اون داشت کیر من و میخورد و منم داشتم کوسشو میخوردم مثل یه خواب بود رسیده بود به مرحله‌ای که میخواستم بکنم توش گفت نه حسام خواهش می کنم اگه بکنی تو تا آخر عمر برای ابجیم نامحرم میشی منم گفتم چیکار کنم خوب گفت نمیدونم یهو از دهنم در رفت گفتم میخوای از عقب بکنم فک کنم از لحاظ شرعی از عقب همچین حکمی نداشته باشه انگار این حرف و یکی به زبونم داد اونم گفت اگ فکر میکنی اشکال نداره باشه ولی آخه من تا حالا از عقب ندادم گفتم حالا آروم آروم امتحان میکنیم گفت تو رو خدا یواش بکن خیسش کردم و آروم گذاشتم در باسنش و همینجوری گردنشو می خوردم سینه هاش و از پشت گرفته بودم و همین جوری آروم فشار میدادم چیزی نگذشت که کاملاً رفته بود داخل همینجوری اونم داشت لذت میبرد دستاشو گرفتم اوردم بالا روی پشتش با یه دستم نگه داشتم و با اون دست دیگم دهنش گرفته بودم داد میزد حسام بکن حسام عاشقتم دوستت دارم گفتم درد نداری میگفت چرا ولی خیلی خوشم میاد دردشو دوس دارم همینجوری که داشتم می کردم داد زدم بهش گفتم سمیه دارم ارضا میشم اونم جیغ میزد می گفت جونم بریز خالی کن خودتو عزیزم منم تمام آبمو توی باسنش خالی کردم همزمان با من اونم ارضا شد و یکی از بهترین سکس هایی بود که تو عمرم تجربه کردم بعدش هردومون عذاب وجدان و خجالت داشتیم و کلی با هم صحبت کردیم منم قضیه دستشو که تکون میخورد و واسش گفتم اونم گفت که من واقعا خواب بودم اصلاً متوجه نبودم و خوشبختانه سوء تفاهم برطرف شد بهم گفت میترسم دیگه ازم بدت بیاد گفتم نه بابا این چه حرفیه بالاخره یه تصادف بود و قسمت بود این اتفاق بیفته ما هم که از قبل همچین انگیزه ای نداشتیم و با هم تصمیمگرفتیم هیچ وقت دیگه این کارو تکرار نکنیم و مثل یک خواب فراموشش کنیم و حتی دیگه در موردش صحبت نکنیم الان هم از این قضیه ۵ سال میگذره بارها با هم تنها بودیم و حتی کنار هم خوابیدیم ولی دیگه هیچ وقت سکس نداشتیم.


    نوشته: حسام

  • 11

  • 64




  • نظرات:
    •   Mr.crazy02
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • این داستان تکراریه


    •   boyboy36
    • 1 ماه،3 هفته
      • 18

    • هیچ زنی خواهرش و ول نمیکنه 2 رو با مردش تنها بمونه .
      زن ها خیلی زرنگن و زنت میدونسته که تو چجور مادر کاباره ای هستی


    •   Mr.crazy02
    • 1 ماه،3 هفته
      • 8

    • جدا از این داستان.اکثر داستانا شرعی شده خوبه هنوز یه عده به دین و احکام دینی پایبندن خخخ.ضریدری شرعی و سکس شرعی با خواهر و مادر


    •   407TT
    • 1 ماه،3 هفته
      • 13

    • اونجا که گفتی چشامو می بندم فک می کنم تو مریمی بغلم کن دقیقا داشتی باشتتو بغل می کردی جقیه کص خول که هنو زنمی دونی رابطه زنو شوهری چه جوریه!!!


      پ.ن: کودوم زنی شوهرشو ول می کنه مث سگ این ور اونور بره؟!


      پ.ن پلاس: نیاز نیست خواهر زن نداشتتو اینقدر کص توصیف کنی ما که می دونیم یه شکم گنده پلو چاک خورده از چاقی و دنبه بیش نیست!!!


    •   Jamesdane
    • 1 ماه،3 هفته
      • 7

    • احکام شرعیات توحلقت،از عقب بکنی شرعیه مرزهایه هلال و حرام رو جابجا کردی (biggrin)


    •   sj0087
    • 1 ماه،3 هفته
      • 5

    • همین که نگفتی خواهر زن مثل کباب زیر نونه جا پیشرفت داره.


      بعدا سر ی انگشت تکون داد رسید به سکس عجب!!


    •   vatovato2
    • 1 ماه،3 هفته
      • 3

    • تو خواب دستشو تکون میداد!!!!؟؟؟؟
      استوقدوس هم دیگه جواب نمیده (dash) (dash)


    •   Lucky.man
    • 1 ماه،3 هفته
      • 13

    • با خواهر زن نمیشه سکس کرد. کلاه شرعی روش نگذار. مگه این که همسر طرف فوت کنه یا طلاق بگیره انوقت میشه با خواهرش ازدواج یا صیغه کرد و اسمش رو گذاشت سکس شرعی


    •   iraniact
    • 1 ماه،3 هفته
      • 2

    • خاک برسرت اوسگول دروغگو جقی زود انزال احمق دییییییسسسس


    •   Amir00041
    • 1 ماه،3 هفته
      • 3

    • کصشعرات یک عدد ذهن جقی، خو لاشی داستانم مینویسید یجوری بنویسید ک فیلمنامه برازرز نباشه ماهم باورمون شه، خو کم پورن نگا کنید (dash)


    •   Bad.booy7
    • 1 ماه،3 هفته
      • 6

    • چند شبه پشت سر هم کوسشعر تف میدین به اسم داستان آدمین میده به خورد ما یه نگا به اسما میندازی تا آخر ماجرا دستت میاد خدایا بیا منو ببر دیگه طاقت ندارم
      در ضمن کون قل قلی ساق دستت کجا میشه دقیقا که میخوره به ممه های خواهر زنت؟!
      کوسکشی که شاخ و دم نداره


    •   soan_bendiii
    • 1 ماه،3 هفته
      • 9

    • جملات کلیشه ای کصتان های شهوانی: ضربان قلبم رو هزار رفت ، دلو زدم به دریا ، کیرم داشت میترکید و... نکات کصتان نویسی رو با دقت رعایت کردی


    •   شاه ایکس
    • 1 ماه،3 هفته
      • 15

    • میگن جبرئیل الان زیر تنفس مصنوعیه!!(biggrin)


    •   Bad.booy7
    • 1 ماه،3 هفته
      • 5

    • دیس از پهنا با آرنج و کتف و شانه‌ی ساق پام تو انتهایی ترین قسمت لوزلمعدت منتهی به مجاری ادرار و سپراخ باسنت ای کوسکش


    •   soan_bendiii
    • 1 ماه،3 هفته
      • 11

    • درضمن ، وقتی میگی شرعی داری خودتو گول میزنی چون تنها راه شرعی بودن قضیه اینه باهاش ازدواج کنی ، طبق قانون هم نمیشه با دوتا خواهر همزمان ازدواج کرد ...جهت اطلاع


    •   مهدی-پاشنه-طلا
    • 1 ماه،3 هفته
      • 18

    • عمو گاوه چرا فکر میکنی زنها موقع سکس داد میزنن که منو بکن !!؟؟ و خودت هم داد میزدی ؟ اون جیغ میزد !؟؟ ‌
      چقد وحشی هستین شما ، چه خبرتونه، چه خبرتونه !! ‌‌


      تنها کسی که موقع دادن داد میزنه خودتی ‌

      بعدم چقدر تو گاوی که خودت تو اتاق بخوابی و دختره بره روی مبل بخوابه ! بی‌شعور.


    •   microbkoochooloo
    • 1 ماه،3 هفته
      • 2

    • قبلن خونده بودم


    •   مردزخمی
    • 1 ماه،3 هفته
      • 2

    • پسر کوونی تو رو چه به زن
      تو فقط کون دادی
      مادرتم به سوپری محل میداده


    •   دانیال65
    • 1 ماه،3 هفته
      • 4

    • خوب خدارو شکر که هردوتون معتقد به شرعیات و مذهبی هستین وخدارو صد مرتبه شکر که سوءتفاهماتونم بر طرف شد
      وخدارو شکر که خانمتم بعد دور روز کار اداری سهی و سالم و دست نخورده برگشت خونه
      راستی تو با شلوارک میری سرکار


    •   Aryo20
    • 1 ماه،3 هفته
      • 4

    • زن این کیه! بیاد واقعیت داستان رفتن دنبال کار اداری رو اونم برای ده روز رو برامون تعریف کنه، البته با اسم مستعار


    •   MFM_iran
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • شاشیدم توی اون دینی که تو داری
      ریدم تو مغزت که دیگه فتوا ندی
      سکس شرعی
      زرششششک


    •   Dar_b_Dar
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • به حدی کسشعر بود که حد نداشت


    •   19masoud13
    • 1 ماه،3 هفته
      • 2

    • اصلا قبول داستانت واقعی
      میگی اندامش سکسی هست ولی هیچ وقت به چشم بد نگاهش نکردی؟؟؟
      جقی خوبه به چشم بد نگاهش نمی کردی و کردیش اگه یکی رو به چشم بد نگاه کنی چی کارش می کنی؟
      می خواستی بوسش کنی داشته گریه می کرده بعد که کردیش خوشحال شد؟
      و ................


    •   Behzadjafari
    • 1 ماه،3 هفته
      • 4

    • خوب این شرعیش کجاش بود این زنا اندر زنا بود که


    •   Jent
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • دمتگرم خیلی بامرامی


    •   M720
    • 1 ماه،3 هفته
      • 2

    • کجایی عامو
      تو داشتی خواهر زنتو میکردی
      مگه زنت نگفته بود چن روز با مامانت میان پیش من
      راستی مادرت فک کنم قبلا زیاد داده بعد خاطراتشو برات گفته تو هم عصبی شدی بر عکس نوشتی
      کونی.کیرم دهنت
      (dash)


    •   koskon26792
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • عزیزم تو خواب یه انگشت هم مگه تکون میخوره بیا...بیا...حسام بیا...قضیه یه کم ترسناک شد


    •   PUNISHER2020
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • بزرگوار واسه خانمت بدون هدردادن وقتGPSنصب کن.دکمه OFFموتورش رو هم آماده زدن باش.خانمت غار رفت شک نکن تونل برمیگرده بعد از ده روز


    •   ممدپالیس
    • 1 ماه،3 هفته
      • 2

    • جغی یه پلشت.


    •   Marshaall_Boss
    • 1 ماه،3 هفته
      • 3

    • ما اگه این نوشته کوتاه رو لایک کنیم و اون داستانهای شاخ و بدرد بخور رو هم لایک کنیم،معنیش اینه که اینا هردو در یک حد هستن.درحالی که اینجور نیست.پس لایک بی لایک


    •   salitahna
    • 1 ماه،3 هفته
      • 3

    • خوبه به جای ساق دست نگفتی سم دستت هههههه


    •   pooyagreen
    • 1 ماه،3 هفته
      • 3

    • من موندم این کوس شعرا رو از کجاتون در میارین می نویسین


    •   kokarostam
    • 1 ماه،3 هفته
      • 19

    • تخمی


      خودت میگی همیشه عادت داشت که انگشتش رو تکون میداد. حالا که دوباره انگشت تکون داد، فکر کردی میگه بیا منو بکن؟ جقی خان، کدوم الاغی بهت گفته خواهر زن رو از کون بکن تا شرعی باشه؟ یعنی الان سعید طوسی کونت بذاره شرعیه؟ شاشیدم توی استدلالت. بدبخت زنت اگه یک ماه اجازه داده با خواهرش تنها بمونی و خودش رفته مسافرت، یعنی زنت عین این یک ماه زیر همکارهای اداریش خوابیده بوده. البته نگران نباش چون زنت فقط کون داده که شرعی باشه. مبارک.


      ها کـُ‌کا


    •   kokarostam
    • 1 ماه،3 هفته
      • 12

    • نامراد


      بدبخت، این شعر رو آویزه‌ی گوشت کن.


      گرفتم زن که گایم یک کـُس داغ
      به دشت و کوه و صحرا و توی باغ
      ولی شد جنده و کـُس داد به ناکس
      به من هم کـُس کشی را کردن ابلاغ


      ها کـُ‌کا


    •   baran317
    • 1 ماه،3 هفته
      • 2

    • الان به عنوان خواب تعریفش کردی یا خاطره ؟! (dash)
      اب از سر بگذره یه وجب ده وجب و عقب جلو نداره که شرعیش میکنی (dash)
      باز خوبه فکر خواهرش بود وگرنه ازت بچه هم می‌آورد (dash)


    •   mchf1888
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • ریدم به شناسنامت


    •   alireza9p
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • خودش بهت حرام ابدی میشه نه زنت


    •   Nanaei
    • 1 ماه،3 هفته
      • 9

    • چون از شرعیات گفتی،یعنی تو حوزه درس خوندی.....لطفا تو داستان بعدی برامون تعریف کن شبی که نوبتت بود بری تو بشکه چه اتفاقاتی افتاد....آخه عن کلفت این حجم از کسشعر چه طوری به ذهنت میرسه.....


    •   Bardia_Zoroastrian
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • کصشعر دیس


    •   Saiid1365@
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • چه جالب زنش اون پیچونده رفت شهرستان با دوست پسر سیاهپوست کیر کلفتش خبرنداره خواهرش اینجا داره به شوهرش میده


    •   tina9110
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • تا اونجایی خوندم که زن جندت رفتو شمارو تو خونه تنها گذاشت


    •   Mehryam
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • کاملا مشخصه که این یه داستان زاییده خیاله و تفکر یه مرد تو کفه خواهر زنش نه بیشتر


    •   بلوچخان
    • 1 ماه،3 هفته
      • 4

    • تو کلا گشاد کرده بودی فقط نمیخواستی بری سر کار.منم دراز میکشم با انگشتم میگم بیا برام ساک بزن (dash)


    •   Hamidarakii
    • 1 ماه،3 هفته
      • 2

    • وقتی به قصد سکس لمسش کردی کلا کارت زنا بوده. از زنا زاده این کار بر میاد فقط


    •   Pirefarzane
    • 1 ماه،3 هفته
      • 3

    • دیگه ننویس. . ‌ . . . . ‌ . ‌ . . . . . . . . ‌ ‌
      این ایران شما کجاست که ما پیداش نمی‌کنیم؟!تو ایران ما زنمون حتی با ننه اش نمیزاره تنها بمونیم.خواهر زنمون مثل سگ می‌مونه!سوراخ جلو غیرشرعیه و حرام و سوراخ عقب حلال.این فتوی رو از کجات در آوردی؟از اونجات که عن در میاد قیمتش برای ما چند در میاد می‌خوام کار شرعی کنم!!


    •   Amoporang
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • اتفاقه دیگه،پیش میاد.گوزو اول بوسش کردی ازت متنفر بوده بعد خودش شلوارت و کشید پائین ساک زد ؟احتمالا ازت متنفر شده ک چرا از اول نکردیش


    •   nirvana1968
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • خوب این چه ربطی داشت به شرعی بودنش کوس مغز


    •   seidal_bak
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • تف به شرفت نامرد


    •   bandariam
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • از طرز نگارشت مشخص بود که کوسشعری بیش نیست


    •   se7en45t
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • منم حرف دوستمو تایید میکنم هیچ زنی مردشو بازن دیگه ای تنها نمیزاره حتی واس۲ساعت


    •   1376Alone
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • کیرم تو شرع اگه این شرعیه


    •   koskone herfeyi
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • عجب!!!
      نوش جونت. خواهرزنو باید کرد.


    •   4030sex
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • شرو و وور


    •   آقای-ماساژور61
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • اعتقادات مذهبیت تو حلق ...


    •   kambizzzzz
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • ننویس ماددر قههببه ننویسس جقی


    •   Eliminator01
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • برای بار اول از کون کردی گفت لذت میبرم؟


    •   a.loo
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • یه جقی بد بخت دیگه


    •   Kamran.xxx
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • چه جالب اول گریه کرد بعدش ساک زد
      داستانی به سبک تخمی جقی تخیلی
      دیس


    •   armankir@
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • همه کار کردی کون گشاد موقع تلمبه زدن تازه یادتون افتاده حرامه؟؟؟؟؟


      ک یر سگ قذافی تو کونت


    •   Shahanshah.kia
    • 1 ماه،3 هفته
      • 2

    • خا تو سرت


    •   alireza R.D
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • بد نبود


    •   پروو
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • زن تو بیار یه گروهی بزنیم، قول بهت میدم همین یکبار باشه، کلا فراموشش میکنم، حتی کنارش بخوابم دیگه نکنمش. بهم دایرکت بده که قرار بزاریم.


    •   __nightmare__
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • پشمای هرچی مرجع تقلید ریخت با این احکامت


    •   Shab.n1
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • (hypnotized) (hypnotized)


    •   ناژو
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • این حجم از دیس لایک بی سابقه هس....منم نخونده به دوستان اعتماد می کنم و دیس می دم


    •   LOOLOO_KHAN
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • بابا با ادب
      یوقت نگی کون و‌کص که بی ادبیه
      باسن گفتنت توی کون لقمان حکیم


    •   مردتنها90
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • مگه میشه؟؟ مگه داریم؟؟


    •   amirrr1369
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • کیر دهنت حسام


    •   Mojtaba136063
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • کس گفتی آی کس گفتی


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو