سکس شش نفره توی حموم

    اول از همه به دوستانی که قراره به همراه خوندن متن با خودشون ور برن پیشنهاد می کنم نخونن چون شاید خاطره م زیاد شهوانی نباشه... این تنها خاطره ای هست که دارم و فکر کنم که همه خوششون بیاد. هم کسایی که میان و با خوندنش می زنن، و هم کسایی که واسشون قدرت نوشته و بیان مهمه. پاییز سردی بود و همه داشتن برای امتحان های میانترم دانشگاه آماده می شدن. بهترین فصل مشهد به نظرم پاییز هست، مخصوصا آذر. ترم اول بودم و تونستم با دختری که تازه 3ماه می دیدمش آشنا شم. دختر 18 ساله ی بوری که پاییزم رو دوست داشتنی تر کرده بود. اینکه یک دختر بتونه از خونه بیرون بیاد، شاید برای همه کار راحتی نباشه اما یک فرصت خوبی پیش اومده بود که دانشگاهمون برای دخترا اردویی راه انداخته بود که 4روز می رفتن شمال. ما هم قرار شد از این موقعیت استفاده کنیم و ماشین بابا رو بپیچونیم و بزنیم به جاده. گواهینامه م هم چون تازه سال اولش بود حق رانندگی توی جاده رو نداشتیم اما گفتم شب میریم تا ریسکش کمتر باشه.


    با دوتا از دوستام که اونا هم توی دانشگاهمون بودن حرکت کردیم. به بابلسر (مشهد سر! پاتوق مشهدیا) که رسیدیم رفتیم دنبال یک خونه گشتیم که دو روز بتونیم بمونیم. با یاسمن هماهنگ کردم که بپیچونه و با دوستاش بیان پیشمون. اولش که ناراحت شد چون قرار بود فقط من و خودش باشیم ولی اونم دوتا از دوستاش رو آورد و قرار شد شب پیشمون باشن و فردا برگردن. بالاخره به یک بدبختی تونستن از اردوگاه دانشگاه فرار کنن و وقتی رسیدن، انگار دوستام توی کونشون عروسی بود چون دو تا از دخترای شاخ دانشگاه با یاسمن اومده بودن. محسن و حامد رفتن دنبال مشروب و وسایل قلیون. منم درگیر راه انداختن شومینه بودم چون شب قبلش بدجور سگ لرزه زدیم از بس یخ بود. بچه ها برگشتن و خدا رو شکر دست پر بودن..! ناهار رو که خوردیم، یکم استراحت کردیم و بعدش مشروبا رو رفتیم بالا. گرم که شدیم رفتیم ساحل. کم کم توی آب با دخترا طبیعی کردیم ولی قبلش گفته بودم که حق ندارین به یاسمن نزدیک شین! من و یاسمن که تریپ لاو داشتیم ولی اون 4تا فقط لاس می زدن تو آب! اوضاع جوری شده بود که پسرای اطراف ساحل فقط داشتن چپ چپ ما رو نگاه می کردن و توی کف مونده بودن! مشروبا تقریبا گرفته بودمون و هوا هم داشت تاریک می شد و سرد! اومدیم بیرون و رفتیم کنار آتیش چندتا پسر. بچه های باحالی بودن و واسه شام دعوتمون کردن اما خیال کرده بودن که می تونن از بچه مشهدی دختر بلند کنن! بعد که خشک شدیم با ماشین برگشتیم توی خونه و دیگه نفهمیدیم چه جوری خوابمون برد. وقتی هم که بیدار شدم دیدم همه بغل همدیگه بودن و حامد دیوث هم بیدار مونده بود و داشت کون و کپل دخترا رو برانداز میکرد!! ساعت 11 شب شده بود و با حامد بلند شدیم رفتیم یکم سوسیس سرخ کردیم و بچه ها که بیدار شدن زدیم به بدن. بعدشم بقیه مشروبا رو خوردیم ولی ایندفه انگار حالیمون نبود چقد پیک ها رو پر میکنیم! تن همه مون پره ماسه بود و قرار شد بریم حموم. اول مهلا و پری رفتن!! البته قبلشم کلی خندیدیم که ببین دوتا لز دارن میرن! منو یاسمن داشتیم وسایل شام رو جمع میکردیم که بعد از ده دقیقه محسن و حامد هم لباسا رو کندن و رفتن سمت حموم. منکه بهشون گفتم دیوونه ها جا نمیشین!! ولی انگار حمومش بزرگ بود. گفتیم الانه که سرو صدای دخترا در بیاد اما جوری که محسن تعریف میکرد، انگار منتظرشون بودن!! من و یاسمن هم که موقعیت رو مناسب دیدیم رفتیم کنار شومینه و مشغول شدیم. بدن ترکه ای و سکسیش هیچوقت از زیر مانتو های دانشگاه مشخص نبود اما کافی بود تا با اولین لمس تنش هرکسی رو دیوونه کنه.. لباس هامونو کم کم درآوردیم و تنها شرتامون مونده بود. پنجره ی آشپزخونه باز بود و کاش میشد بوی پاییز رو با گرمای تن یاسمن توصیف می کردم.. جفتمون تو آسمونا بودیم که یه لحظه به هوش اومدم دیدم تنمون پره ماسه هست و وقتی تنمون به هم میخورد ماسه ها خراش می دادن. تصمیم گرفتیم منو یاسمنم به جمع حمومیا اضافه شیم! تصور 6 نفر توی یک حموم، هرچقدر هم که بزرگ باشه، سخته اما وقتی اون 6 نفر مست باشن اصلا مهم نیست. تا وارد حموم شدیم، اون 4تارو لخت دیدیم که انگاری گروپ میکردن و جفت دخترا پاهاشون رو دور کمر پسرا حلقه کرده بودن و پسرا هم حسابی حال میکردن. منم که یاسمن رو بغل کرده بودم، رفتیم قسمت وی آی پی؛ دقیقا زیر دوش آب گرم. با دیدن اون 4تا، منو یاسمن هم حسابی شهوتی شده بودیم و شرتامونو کندیم. یاسمن پرده داشت و قرار بود فقط از پشت باشه. هیچ کرمی توی حموم نبود و مجبور شدم با صابون کیرمو واسه فتح کون یاسمن آماده کنم اما تا خواستم یکم ببرم تو، جیغ یاسمن هوا رفت. انگار صابون خیلی می سوزوند کونش رو. اونقدر دوسش داشتم که حتی یه لحظه دردش هم نمی تونستم تحمل کنم. واسه همین بیخیال شدم و از جلو می مالوندم فقط. که توی مستی یهو رنگ قرمز و یکمی زرد دیدم.. انگار دیگه کار از کار گذشته بود. یاسمن هم که توی بغلم فقط از شهوت داشت جون میداد و بعدش هم ازش شنیدم که میگفت سوزش و دردی اون موقع حس نکرده.. منم خوشحال از فتح عشقم، اول آروم و آهسته ولی بعد از 5 دقیقه با تمام قدرت می کوبیدم و اون تنها قربون صدقم می رفت.. بعد از 5 دقیقه ی دیگه هم آبم داشت میومد که کشیدم بیرون و گفتم کی میخواد؟؟ مهلا به شکم خوابیده بود و گفت من! حامد رو کنار کشیدم و کیرمو لای کونش عقب جلو کردم تا آبم اومد و ریختم روی کمرش. همیشه بعد از جق تقریبا 3، 4 ثانیه توی حالت ارضا بودم اما روی مهلا 10 ثانیه میلرزیدم و آبم سرازیر شده بود. من که دیگه 10 دقه توی بغل یاسمن افتادم و بعدش اومدیم رفتیم خوابیدیم اما اونا که گفتن تا یک ساعت بعد از ما هم مشغول بودن و 3تا کمر روی دخترا خالی کردن!! البته جوری که بعدا برام از گروپشون تعریف می کردن، انگار ماجرای اونا سکسی تر بود!! بعد از اون سفر، منو یاسمن عاشق تر شدیم و منجر به رابطه های بعدی شد ولی مهلا و پری وقتی برگشتن، انگار نه انگار که با حامد و محسن بودن!! توصیه ای برای دوستان: یک پروسه ای مثل ماجرای ما به همین راحتی امکان نداره!! چون مثلا ماشین رو به بهونه ی رفتن به خونه شاندیزمون و برای درس خوندن گرفتیم ولی بعدا که بابا فهمید رفتیم شمال، به کیونم گذاشت! یا اینکه 3تا دختر بتونن از اردوگاه بیان بیرون، به هیچ وجه کار ساده ای نیست. چه برسه به اینکه حتی بخوان شب هم بیرون اردوگاه باشن! توضیح دادن این چیزا توی داستان اصلا جالب نیست واسه همین ننوشتم. سکس توی حموم واقعا مصیبته! مخصوصا واسه دختر که قراره رو زمین بخوابه و یک پسر بیاد روش. اما بچه ها وسط کار مجبور شدن سویشرت ببرن و زیرشون بندازن . گرفتن مشروب توی یه شهر غریبه هم دردسر خودش رو داره و به قیمت خون باباشون میندازن!! در آخر به عنوان داداش کوچیکتون میخوام نصیحت کنم. اینکه بخاطر سکس و جنده کردن یک دختر، بهش قول ازدواج بدیم، آخر رذالت و پستی هست. اگه دوسش نداری، باهاش سکس کن ولی نه وعده و وعید. بخدا لذت یک جغ توی حموم خیلی بیشتر از یک سکس با هزار دوز و کلک و پدرسوخته بازی و عواقب وجدان درد بعدش هست! ممنون میشم نظرتون رو راجع به خاطره م بگید.


    نوشته:‌ احسان

  • 6

  • 1




  • نظرات:
    •  
    • 5 سال
      • None

    • عجب حمومی بوده که 6 نفر توش جا میشده


    •   shahryar1001
    • 5 سال
      • None

    • قصدت نصیحت بود یا داستان ؟


    •   shiva a
    • 5 سال
      • None

    • مررسی از خاطره ی خوبت


    •   amir pj
    • 5 سال
      • None

    • عجب!
      حالا این همه شعر ته داستانت سر هم کردی.که بگی واقعی بوده.
      چه اجباری داری
      یه کلمه بگو ساخته ذهن جقول که انقد فحشم نخوری.
      البته زحمت فحشو دوستان متقبل میشن


    •   ali boy yazd
    • 5 سال
      • None

    • ریدی تو داستانت میگه نمیگم که آموزش نباشه اخه کدوم اردوگاهی دختر میتونه بیرون باشه سرپرستم نفهمه.کمتر جق بزن گل پسر


    •   محمد 16 اصف 09387442809
    • 5 سال
      • None

    • بدی نبود
      من که خوشم اومد


    •   کیان کس دوست
    • 5 سال
      • None

    • آقا نوووووووش جوووووونت!!!!


    •   maxup.......fuck
    • 5 سال
      • None

    • برادر حموم بوده یا حرمسرا؟؟؟؟


    •   bang.bros
    • 5 سال
      • None

    • خوبه... داستانت اصلا سکسی نبود اگه میتونی ببر میدون انقلاب با یه ناشر صحبت کن چاپش کنن برات.پسر تو اوج فن بیان و نوشتن بود داستانت.اره برام خیلی مهم بود این فن بیان در سطح سیکلت و مرام سوراخت که زدی جرش دادی بعدم مارو نصیحت میکنی.


    •   spolit
    • 5 سال
      • None

    • نمیدونم چرا هرکسی میخاد خودشو شاخ نشون بده از مشروب صحبت میکنه...


      ی نکته ک هس تو شهر غریب اصلا مشروب گیر نمیاد و ب ادم غریبه اصلا نمیدن...


    •   آنـــوهــــه
    • 5 سال
      • None

    • "اول از همه به دوستانی که قراره به همراه خوندن متن با خودشون ور برن پیشنهاد می کنم نخونن چون شاید خاطره م زیاد شهوانی نباشه">>>فکر کردی ما با داستانای درب و داغونه شما با خودمون ور میریم :| د آخه یه چیز بگو بگنجه :| الان همین داستان تو ارزش خوندن داشت بنظرت؟ نه بیا صادقانه بگو ارزش داشت؟ :|
      مشروب ندیده به تو میگنا :| >>>" دنبال مشروب و وسایل قلیون."بعدش مشروبا رو رفتیم بالا"مشروبا تقریبا گرفته بودمون "بعدشم بقیه مشروبا رو خوردیم">>> بدبخت :| نیدید بدید
      و بازهم یک جقی فیلم دیدی و اومد نوشتش و آخرشم 4تا جمله و نصیحت زد تنگش که واقعی بنظر بیاد :|
      بیشعور نکبت ننویس :| عشقم عشقم هم نکن شاشیدم به عشقت :|
      حالمون بهم خورد از توهماتت مجلوق :|


    •   salitalk212
    • 5 سال
      • None

    • قشنگ بود ولی یکم بیشتر توصیف میکردی بد نبود
      بهرحال ...
      مرسی


    •   bi_kale
    • 5 سال
      • None

    • عاغا به ما میدن نو سهر قریبه مشروب چیزی نی


    •   محسن كاردرست
    • 5 سال
      • None

    • قدرت نوشته و بيان !
      كير تو دهن، اول برو فارسى ١ رو پاس كن،
      بعد زرزر زيادى بكن.


    •   علي عاشق كس
    • 5 سال
      • None

    • با اين داستانت ميخواستي نشون بدي كه خيلي مردي؟؟؟؟؟
      كيرم تو دهن كسي بهت گفته اين داستان تخمي و كيري رو بنويسي


    •   parvazzi
    • 5 سال
      • None

    • الان اون خونی که از یاسمن اومد از کجاش بود؟ من نفهمیدم دقیقا؟ این همه وقت برای نصیحت گذاشتی و چرت و پرت .۲ دقیقه برای داستان مزخرفت و توهماتت می ذاشتی ادم تکلیفشو بدونه.


    •   mmohamad073
    • 5 سال
      • None

    • بعضی جاهاش یکم تابلو بود در کل قشنگ بود


    •   با جنبه
    • 5 سال
      • None

    • مشروب؟؟؟؟؟
      مشهدیا تو بابلسر باید کونشونا پاره کنن خونه گیرشون بیاد شما چی ؟
      بعدشم از مشهدی دختر بلند کنن؟؟؟؟
      تو که رفتی لب ساحل ندیدی پر از دخترا یکی از یکی بهتر بعد میان دنبال دخترایی که با شماست؟
      راستی مازندرانیا بفهمم غریبی یه بارا چند 10 برابر بهت میدن (جاهای توریستی مثل بابلسر بد تر )
      داستانتم باحال نبود
      ایندفه داری میایی مازندران یه خبر به ما بده برات خونه ردیف کنیم دنبالش نگردی D:


    •   جاكش آفريقايي
    • 5 سال
      • None

    • آفرين پسرم ... آفرين دس خوش... مخاصبو خر كه هيچي قاطر فرض كردي ولي بايد بگم كه متاسفانه قاطر خودتي


    •   zbazi21
    • 5 سال
      • None

    • بچه بازی یه کاربر کم سن! ببینید جالبه!
      http://shahvani.com/topics/%D8%A8%DA%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%DB%8C%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1-%DA%A9%D9%85-%D8%B3%D9%86-%D8%A8%D8%A8%DB%8C%D9%86%DB%8C%D8%AF-%D8%AC%D8%A7%D9%84%D8%A8%D9%87#comment-1970216


    •   عمو خشایار
    • 5 سال
      • None

    • هر کی واسه این داستان نظر مخالف بده واسش متاسفم فقط.
      داستان خوبی بود.


    •   eshantion-44
    • 5 سال
      • None

    • جمشید مانگن کجایی تو
      بابت داستانم بگم
      کیرم تو بطن دوم قلبه کونت
      دیوثثثه خالی بند


    •   hamed 535
    • 5 سال
      • None

    • اوه چه حالی کردین شیش نفری توی حموم کیرم راست شد.


    •   mikemaclain
    • 5 سال
      • None

    • کس عمت !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


    •   ali17gay
    • 5 سال
      • None

    • هیکلت خیلی سکسیه.گاییدی مارو با این داستانت biggrin


    •   javon jahel
    • 5 سال
      • None

    • اخه عزیزم شما احتمالا تو یه کشوره دیگه دانشگاه نبودید
      اخه اینجا که شما گفتید بیشتد شبیح سواحل انتالیا بود تا شمال دیوث


    •   javon jahel
    • 5 سال
      • None

    • اخه عزیزم شما احتمالا تو یه کشوره دیگه دانشگاه نبودید
      اخه اینجا که شما گفتید بیشتد شبیح سواحل انتالیا بود تا شمال دیوث


    •   Mah-sa71
    • 5 سال
      • None

    • آها پس اگه کسی رو دوست نداریم فقط باهاش سکس کنیم ؟ ریدم تو مخت با این نصیحتت بی شعور !


    •   کینگ استریت
    • 5 سال
      • None

    • کیری بووود


    •   off_boy
    • 5 سال
      • None

    • داستانتو که نخوندم پس نظری نمیدم در موردش
      فقط اون نصیحت آخر رو خوندم پس بذار منم نصیحتت کنم.اولا دختر سالم با وعده وعید هم نمیاد بهت بده پس عذاب وجدان نداره.اون خودش خارش داشته.دوما اکثر دخترا دوست دارن دروغ بشنون تا راحتتر بیان بدن.سوما نصیحتتو نگه دار بکن تو کون پدرت ما اگه نصیحت پذیر بودیم اینجا نمیومدیم.موفق باشی :D


    •   sia.s4
    • 5 سال
      • None

    • دمت چیز ولی نفهمیدم چی شد biggrin


    •   yahoo.a
    • 5 سال
      • None

    • حموم خرم سلطان بوده
      maxup.......fuck


    •   hot wanton
    • 5 سال
      • None

    • تقریبا خیلی وقته تو این سایتم..هیچوقت نظر ندادم.امشب بهترین جمله ای رو که میشد بخونم خوندم.دوست عزیزمون off-boy یه جمله قصاری گفت که خدایی حال کردم..در جواب نصیحت این بچه جقل : ما اگه نصیحت پذیر بودیم که اینجا نمیومدیم..خدایی که حالیته داش..دمت گرم..من خودم مثه خر درس خوندم (فوق لیسانس) و سن خر نوح رو دارم(35سال) ولی نمیدونم اینجا چه گهی میخورم؟؟؟!!!!کیرم دهنم...


    •   off_boy
    • 5 سال
      • None

    • hot wanton : فدات داداش.منم (25 سالمه) حدود 3 ساله تو این سایتم.
      خیر سرم لیسانس دارم البته با کون پارگی گرفتم ولی همون دوران دانشجویی هم همیشه تو سایت بودم.باور کن اگه بجای داستانای اینجا اگه درسم رو مثه آدم میخوندم الان دانشجوی ارشد بودم
      :D


    •   kiss m3
    • 4 سال،11 ماه
      • None

    • عجبا :))
      دهنتون سرویس بابا :))
      حالا همشهری ما زحمت کشیده خوشگل ویرایش کرده :D
      اینقد نزنین تو سرش ای بابا =))
      دمت گرم همشهری خوب بود افرین بازم بکن
      بوس بوس
      sry 4 pm
      l3 R l3


    •   benyamin2014
    • 4 سال،11 ماه
      • None

    • دخملا شما این خضعبلات رو باور میکنید عایا ؟!
      نه واقعا داریم؟
      مگه داریم؟


    •   koonkon1370
    • 4 سال،11 ماه
      • None

    • بوی پاییز با بوی تنه یاسمین گریم گرفت


    •  
    • 4 سال،6 ماه
      • None

    • توی اردو دخترها رو نمیتونی شب تور کنی اصلا جور در نمیاد؟ ضمنا سکس به صورت گروهی به سادگی ممکن نیست پس من داستانت رو انجوری فرض میکنم که با یک دختری اینترنتی قرار گذاشتی و رفتی اون هم خواهرش و ننش رو اورده گفته من رو بگیر و تو هم نتونستی بعدش رفتی به بابات گفتی و اون هم همونطوری که اشاره کردی کونت گذاشته و چه خوب بوده که دوستانت هم کونت میذاشتن کونی خالی بند


    •   خروسجنگی
    • 3 سال،2 ماه
      • 0

    • االان وجدان درد داری.کسکش.یا داری تریپ ادم خوبا رو برمیداری.کیرم هم نیستی.کونکش.رفتی دختر مردم رو اپن کردی.حالا دم از مرام ومعرفت میزنی.کاری به راست ودروغ داستانت ندارم.ولی خودتی.


    •   Ali.gaygay
    • 3 سال،1 ماه
      • 0

    • ! اومدیم بیرون و رفتیم کنار آتیش چندتا پسر. بچه های باحالی بودن و واسه شام دعوتمون کردن اما خیال کرده بودن که می تونن از بچه مشهدی دختر بلند کنن!
      ديوث يه جوري گفتي كه هيچكس نميدونه مشهديا لاشي ترين ادماي روي زمين هسن


    •   Mn13482000
    • 4 ماه
      • 0

    • پدر بزرگ مهربون مرسی که نصیحت کردی یادم باشه یاسمن مال تو بوده است،مهلا رو میشه گایید


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو