سکس ضربدری باحال

    سلام
    لیدا هستم 26سالمه . همسرم آرش 35سالش. زیاد بلد نیستم بنویسم ولی دوست دارم این خاطره خودمو بنویسم .
    آرش همیشه وسط سکس از نفر سوم حرف میزد اوایل حساس بودم ولی بعد ها که فهمیدم فقط وسط سکس میگه و بعدش خبری نیست منم کنار اومدم . ازم همیشه میخاست اسم بگم که کی رو دوست دارم بیاره منو بکنه یا کی رو بیارم اون بکنه.
    همیشه سعی میکردم طفره برم چون با اینکه اسم تو ذهنم بود ولی ترس داشتم بگم میگفتم حساس میشه. یا مجبورش میکردم اسم مردهارو خودش بگه من اسم دخترای بدشکل فامیل رو میگفتم که خوشبحالش نشه.
    ولی آرش تعارف نداشت از بهترین دوستم تا خواهرم رو وسط سکس ما اسم میبرد . منم دیگه کمکش میکردم و بهش حال میدادم واقعا خیلی تاثیر داشت کیفیت سکسمون خیلی بهتر شده بود. و البته تعداددفعاتش . منم دیگه کمتر خجالتی بودم . اوایل ازدواج من خیلی راحت نبودم و فکر نمیکردم روزی بتونم راحت باشم ولی آرش خیلی کمکم کرد.
    یه بار که وسط سکس همش اسم خواهرم لیلا رو میگفت منم دلمو زدم به دریا ، کمکش کردم گفتم آره عشقم دوست دارم لیلارو پیش من بکنیا بکن تو کس تنگش ، منم برات ساک میزنم .... بعد که حسابی رفته بود تو حس گفت عشقم واسه تو کی رو بیارم آخه تو هم کیر میخای ... منم که دیگه حسابی حشری شده بودم اسم پسر همسایه خوبه بابام اینا رو که خیلی هم خوش هیکل بود رو گفتم آرش هم سنگ تموم گذاشت گفت علی رو میگم بیاد با کیرش بکنه لیدا جون منو .. منم میگفتم آره بگو جرم بده میخام بکنه منو میخام کیرشو بخورم ...
    اونقدر حشری شده بودیم که برای اولین بار آب آرشو با عشق خوردم و خیلی هم خوشم اومد.فرداش همش به لذتی که از سکس دیشب برده بودم فکر میکردم و به اینکه چرا تا حالا اینطوری نبودم چرا خودمو اذیت میکردم چرا...
    به خودم قول دادم که بیشتر تمرین کنم و راحت تر باشم . دفعه بعد از خودم و آرش موقع سکس فیلم گرفتم خیلی باحال شده بود جفتمون هم خوشمون اومده بود چند دفعه بعد هم این کارو کردم . هراز گاهی نگاه میکردمو سعی میکردم بهتر بشم. همش به این فکر میکردم چقدر خوب میشد که با خواهرم راحت بودم و میتونستم بهش بگم که باشه ، ولی میترسیدم و نمیدونستم چطوری بگم .کلا دختر خجالتی هستم.
    پیش دوستام از سکس اصلا حرف نمیزدم فکر میکردم خیلی بی حیایی میشه . ولی یکی از دوستای مدرسه م که خیلی باهام راحت بود همیشه باهام راحت بود .ندا دختر خوشگل و خوش اندامی بود همیشه به اندامش توجه میکرد و همیشه کلاس عشقبازیاش با شوهرشو پیش من میداد. یکبار که اومده بود خونمون دوباره بحث شیطونی راه انداخت به من گفت هنوز خجالت میکشی به شوهرت بدی .. منم که دستم پر بود گفتم آره هنوز خیلی خوشم نمیاد. اونم شروع کرد به نصیحت و از سکس خودش گفتن .تا اینکه وسط حرفاش گفتم منم یه فیلم دارم میشه نگاه کنی مشکلمون رو بگی با حالت کارشناسی و حشری گفت حتما.
    فیلم رو که دید خشکش زد گفت واقعا شما این همه راحتید!
    گفتم بیشتر از این، گفت نمیترسی واقعیت اتفاق بیاوفته گفتم اتفاقا خوشم هم میاد. ول کن نبود حرف رو اونقدر کش داد که تا آخرش گفت که اونم دوست داره تجربه کنه سکس ضربدری رو ..باهم تفاهم کردیم ولی راضی کردن شوهر اون راحت نبود گفت زمان میبره . تا اینکه ندا گفت اوول آرش که راضی هست یه حالی بهش بدیم بعد سراغ امیر هم میریم... فهمیدم که از آرش حسابی خوشش اومده منم از اینکه یکی رو پیدا کرده بودم که اولا خونشون این ورا نبود ثانیا خیلی وقت بود میشناختم خوشحال بودم و البته با کمی ترس .. ندا گفت همین امروز ، منم دیگه غافلگیر شده بودم آرش ساعت 4 یعنی یه ساعت دیگه میرسید گفتم خوب چطور بهش بگم شاید بدش بیاد شاید...
    ندا گفت مستقیم نگو یه طوری بگو ببین که اگه یه ذره اوکی داد ادامه بده.. آرش اومد . ندا لباساشو باز تر کرده بود چاک سینه ش کاملا مشخص بود آرش یه سلام داد رفت اتاق منم دنبالش رفتم .
    بغلش کردم اونم بغلم کرد یه لب گرفتیم . گفت خانمی من میرم بیرون شما راحت باشید . منم دستمو بردم سمت کیرش گفتم آرش دلم میخاد الان.. با عشوه ای که خودم بلدم.
    آرش گفتم قربون دلت بشم واسه خودته دیگه مهمونتو چیکار کنیم دیوونه
    گفتم فقط یه ساک کوچولو .. آرش هم که آماده بود زود در آورد گرفتم دهنم همچین با احساس ساک زدم که آرش نتونست طاقت بیاره گفت لیدا منم میخام گفتم مهمونمو چیکار کنم آرش .گفت زود تموم میکنم گفتم زشته .. با یه چشمک گفتم نظرت چیه ندا هم بیاد شیطون.. گفت جووون آره بگو بیاد. باورش نمیشد جدی میگم . بهش گفتم آرش جدی میگم . من با نداحرف زدم راضیش کردم که با هم سکس داشته باشیم ..دیگه نگفتم ضربدری...
    آرش گه چشماش از حشر داشت میترکید منو بغل کرد گفت عاشقتم بیشرف...
    گفتم باشه عجله نکن .. لباسای خودمو درآوردم آرش هم لخت شد ندا رو صدا زدم ..ندا که خجالتی تر شده بود نیاومد در رو باز کردم دیدم پشت دره .. وقتی دید من لخت هستم بیشتر ترسید ..دستشو گرفتم آوردم داخل .. قلبش تند میزد به آرش گفتم آرومش کنه.. آرش بغلش کرد لباشوو میخورد منم آروم لختش کردم .
    3تایی رفتیم رو تخت ، اول منو ندا از هم لب گرفتیم سینه های همو خوردیم آرش هم دستشو به ما میکشید. رفتیم سراغ کیر آرش ... حسابی ساک زدیم ندا ساک میزد منم واسه ندا سا ک میزدم . آرش بلند شد ندارو خوابوند پاهاشو گرفت بالا کیرشو گذاشت لای کس ندا، منم رفتم سراغ سینه های ندا ، آرش با یه دستش هم با کون من بازی میکرد.
    حسابی ندا رو کرد بعد منو حالت سگی میکرد ندارو بلند کرد ازش لب میگرفت و گاهی کیرشو در می اورد میزاشت دهن ندا..
    آخرش هم که آبش اومد دوتایی منو ندا حسابی خوردیم . آرش زود رفت سمت حموم که ندا راحت باشه .
    خیلی به منو ندا خوش گذشته بود . آرش هم گیر داده بود که یکی رو اون باید بیاره منو بکنه که من فعلا قبول نکردم و ندا هم داره برنامه میچینه واسه منو اونو شوهرش.


    نوشته: لیدا

  • 44

  • 20




  • نظرات:
    •   lovely_grl
    • 1 ماه
      • 11

    • خب چون خودت اول داستان اشاره کردی نویسنده نیستی ب نظرم هرکسی بیاد زیر این داستان از ایراد نگارشی و پردازشی بگه خودش رو مسخره کرده .. اما در مورد اتفاقی ک افتاده.. راستش من هیچوقت این اجازه رو ن به خودم ن به همسرم میدم که وارد همچین روابطی بشیم اصلا


    •   shahx-1
    • 1 ماه
      • 23

    • رضا شاه وقتی میره ترکیه شب میره به اتاقی که براش در نظر گرفته بودن میبینه یه دختر خوشگل نوزده ساله منتظرشه دختره رو با خشم بیرون میکنه میگن چرا؟ میگه اگر قبول کنم فردا که اتاتورک اومد ایران منم باید یه دختر ایرانی رو در اختیارش بزارم تمام زنهای ایران ناموس منن. ایرانی شاهرگش بره غیرتش نمیره!! خوب شد مرد این روزها رو ندید........ (dash)


    •   Mehran 1390
    • 1 ماه
      • 0

    • خوب نوشته بودی کاش قسمت سکسیش رو با جزئیات بیشتر تعریف میکردی


    •   حاج.دولدار
    • 1 ماه
      • 1

    • به همین راحتی؟؟


    •   peen555
    • 1 ماه
      • 1

    • خدا شفا بده بعضیا را


    •   ilyas1701
    • 1 ماه
      • 0

    • خوب بود


    •   وب.گرد
    • 1 ماه
      • 5

    • مالی نبود.


    •   off_boy
    • 1 ماه
      • 6

    • همونجايي كه گفتي منم واسه ندا ساك زدم فهميدم قضيه چيه.
      مشخصه يه پسر جقي كه حسرت ديدن كُس از نزديك رو داره اين خزعبلات رو نوشته.از كون دادنات بگو پسرم،از دادنات بگو :)


    •   ساراکونگنده
    • 1 ماه
      • 0

    • جوننن خیلی،خوبه اینجوری جلو زنت از خواهرش بگی اونم حال کنه اوفففف


    •   محمدفاکرر
    • 1 ماه
      • 1

    • داستان قشنگی بود
      خوشم اومد


    •   Kokokin
    • 1 ماه
      • 0

    • عالی بود از همدیگر لذت ببرید


    •   m...h...a...
    • 1 ماه
      • 3

    • داستانت رو بد ننوشته بودی و احتمالا واقعی بود..ولی خب بی غیرتیه دیگه...غیرت که فقط برای مرد نیست..همین الان که راضی شدی مردت جلوی خودت با یه زن دیگه سکس کنه خودش بی غیرتیه...


    •   farbood554
    • 1 ماه
      • 0

    • خوب بود .حتی اگه این فانتزی را داری و بصورت داستان نوشتی خوب بود. منتظر نتیجه کار خودت و ندا هستم.


    •   saman.3
    • 1 ماه
      • 1

    • شما خانما تا شوهرتون چپ به یه زن نگاه کنه میگید خیانتکاره بعد دوستتو زود بدون مقدمه اوردی بکنه خخخ


    •   aghayemoteahel
    • 1 ماه
      • 0

    • جالب بود ولی ضربدری نبود که!


    •   Jamshid.Bokon
    • 1 ماه
      • 0

    • خوش بحال تو و شوهر شما ما که دیروز خواستیم از مادر زنمون یه بوس بگیریم دادو هوارش رفت بالا و کلی بد و بیراه گفت???


    •   Mani...
    • 1 ماه
      • 1

    • درود بر شما
      به نظر من فانتزی فقط باید در حد فانتزی باشه و به مرحله ی عملی شدن نرسه در زمان سکس وقتی رفتاری یا حرفی خارج از حالت عادی سکس باشه باعث ترشح آدرنالین و لذت بیشتر میشه اما ادقام فانتزی با دنیای حقیقی کاری اشتباه و تجربه ی بد جبران ناپذیر داره


    •   bahramqazvini
    • 1 ماه
      • 1

    • به نظر واقعی میاد چون منم تجربشو دارم عالیه کلا تنوع در سکس خوبه


    •   Caboos1
    • 1 ماه
      • 5

    • اولا که کسکش یه مرد تو این موقعیت یا سنکوپ میکنه یا زرتی آبش میاد نه اینکه اول تو رو بکنه بعد ندا رو بعد بقال سر محل و قصاب
      ثانیا آرش به تو کمک کرد راحت تر باشی یا جنده؟
      ثالثا اونی که میدن پزه ،کلاس نمیدن عنتر
      رابعا مگه آنالیره حریفه کشتیه فیلم میگیری بعد ببینی اشتباهاتتو با تمرین رفع کنی ازگل
      خامسا کیرم تو....
      سادسا کونت به ....


    •   Kingsex222
    • 1 ماه
      • 0

    • آقا دیگه...
      منم بازی


    •   دانیال۲۲
    • 1 ماه
      • 1

    • من تجربه کردم عالیه


    •   Winston991
    • 1 ماه
      • 2

    • غیرت پَر
      حالم از مرد بودن خودم بهم میخوره وقتی میبینم اینا هم مَردن


    •   zohrekontala
    • 1 ماه
      • 3

    • سکس زن و شوهر یه رابطه کاملا خصوصی. واقعا متاسفم که اینقد راحت هرکسی رو وارد رابطه خصوصیتون میکنین


    •   nasrin1980
    • 1 ماه
      • 1

    • کدام آدم عاقلی این دروغ ها رو باور میکنه؟


    •   ستار05
    • 1 ماه
      • 2

    • چقد شبیه فیلم های پورن هستش


    •   Hamidarakii
    • 1 ماه
      • 1

    • بیشرف خیلی زیاد شده. بچه های شما چی میخوان بشن نمیدونم


    •   reza.ghr7513
    • 1 ماه
      • 0

    • عالی بود ادامشم بنویس


    •   Hashariman17
    • 1 ماه
      • 0

    • کسکش رسم و رسومات خونوادتو اینجا نگو ننه کیر دزد


    •   amadimahdi
    • 1 ماه
      • 0

    • ما رو هم در نظر بگیر بد نمی گذره


    •   اشی۸۵مشی
    • 1 ماه
      • 0

    • بنظرم داستان یا خاطره ایی رو که با علم اینکه فرمودید نویسنده هم نیستید ولی هم خوب نوشتید و خوب هم با زبان ساده و جمله بندی هایی که نشان از واقعیت بودن خاطره تون هست رو خواننده برداشت میکنه.


      در کل دمتون گرم


      و


      حالو احساستون همیشه خوب و عالی


    •   lezatbebarim
    • 1 ماه
      • 2

    • اینها که میان به نویسنده توهبن میکنند خیلی ببخشید اما خیلی غلط میکنند میان میخوانند اگر بد هست چرا خوندن اسمش که مشخص بود . !!!پس کاملا پیداست این ها بیمارن و از این افراد صد رو و منافق صفت هستند که توی جامعه خصوصا توی دانشگاه ها زیاد هستتد که خودشون کثیف هستند در حد بی نهایت ولی بدیگران گیر مییدادند حال ادم و بهم میزنن


    •   Irnjbr456
    • 1 ماه
      • 0

    • چه زود دادیش به هوا (drooling)


    •   Reza9797
    • 1 ماه
      • 1

    • حالم ازین داستانای بی غیرتی بهم میخوره
      همینجوریشم اندک شرافتی واسه این مردم مونده
      اونم داره میپره


    •   Zojhot64
    • 1 ماه
      • 0

    • ای ول خوب بود، کاری به راست و دروغش ندارم ...


    •   Bsshie17
    • 1 ماه
      • 0

    • به نظرم اصل ماجرارو گفتی لایک


    •   zojzarbedari2
    • 1 ماه
      • 0

    • سلام.زوج از خوزستان هستیم 40 و 36 سال تجربه ضربه دری داریم و خوشحال میشیم برای دوستی و ضربه دری با ی زوج واقعی اشنا بشیم .


    •   Sardare23
    • 1 ماه
      • 1

    • در کل خوب بود فقط چجوری برا ندا ساک زدی اینو بگو و خلقی را از تحیر در بیار (hypnotized)


    •   Jent
    • 1 ماه
      • 0

    • عالی نوشتی جدیدا اکثر زن و شوهرا اینطوری سکس میکنن


    •   milior_024
    • 1 ماه
      • 1

    • خوب بود ...از زنجان کسی پایه باشه منم پایم


    •   zenadost
    • 1 ماه
      • 0

    • به نظر من که واقعی میومد.
      میشه و انیجور زوج‌هایی هستن.
      حالا در خانم‌ها کمتر هست ولی من خودم به شخصه تا حالا دوتا خانم رو‌دیدم که سکس ضربدری و گروهی دوست داشتن و انجام دادن .
      لطفا با تخیلات و ذهنیات خودمون حرف نزنیم.
      یا دوستی که نوشته مرد ایرانی در این موقعیت فوری اب میاد!!
      کی گفته اینو اخه؟!!!


    •   Taabad
    • 1 ماه
      • 0

    • باخودم میگم این چیزادروغه واینایی که این داستانومینویسن فقط فانتزیشودارن...ولی اون کسخولایی که این چیزاروتاییدمیکنن ویامیگن انجام دادیم روکجای دلم بزارم..
      فقط یه جنده اجازه میده کسی به جزخودش زیرشوهرش بره...


    •   Taabad
    • 1 ماه
      • 1

    • بچه هایی که اینجاهستین وسنتون هنوز قانونی نشده بدونین این حرفاوداستاناتوهم روشیشه س...نمیگم اصلاوجودنداره ولی شایدتوی کل ایران صدتازوج هم اینجوری نباشن پس فکرنکنین کارخوبیه وروشنفکریه چون حیووناهم جفتشونوتقسیم نمیکنن...دوس دارین بخونین ولی اهمیت ندین ودرگیراین موضوعات نشین لطفا


    •   Taabad
    • 1 ماه
      • 2

    • اون دوستانی که میگن غلط میکنین میاین میخونین ونقد میکنین روبایدخدمتشون عرض کنم که ماهمه ی داستانارومیخونیم...ادم بایدازتجربه ی دیگران استفاده کنه چه خوب وچه بد...مامثل شماواسه جق زدن نمیایم...ماشرف داریم...ماغیرت داریم ولی شماهاگندزدین به همه ی مردای این جامعه...متاسفم که وقتموتلف کردم واسه اینجورادما چون شماهاکه عشق بیغیرتی دارین لیاقت ندارین که ادم حتی چنددقیقه واستون وقت بزاره...افتاااااااااااد؟؟؟


    •   M.kaktous
    • 1 ماه
      • 0

    • شوهر ندارو ولش کن چسی میاد.خودم میام


    •   parto_banoo
    • 1 ماه
      • 0

    • کم شر بگو ایرانی سرش بره غیرتش نمیره


    •   1354Moraddel
    • 4 هفته،1 روز
      • 0

    • داستان خوب نوشته شده بود واقعی بود یا نه نمی دونم . ۹۰ درصد افراد باور نمی کنن این جور فانتزی ها رو . ولی واسه منم همچین شرایطی جور شد و انجام دادم که خیلی حال داد . هنوزم خودم باورم نمیشه چطور جرات کردم این کار رو کردم .


    •   12007044
    • 4 هفته،1 روز
      • 0

    • عالی بود ولی ضربدری نبود


    •   raul14
    • 4 هفته
      • 0

    • مزخرف بود خداییش
      هیچ زنی همچین کاری نمیکنه


    •   پسر_همسایه
    • 3 هفته
      • 0

    • به نظرم عالی بود، کسایی که ضرب دوس ندارن میتونن نیان تو این تاپیک. بعدشم اینکه جزئیات زیاد بنویس بنظرم.همین


    •   kir kolot35
    • 2 هفته،3 روز
      • 0

    • سکس ضربدری را ما تجربه کردیم
      اینجا هم اگه زوج واقعی هست برای ضربدری
      برای تعطیلات اخر هفته بیاید در خدمتیم
      ما نوشهر هستیم


    •   Maani.taani.118
    • 1 هفته،6 روز
      • 0

    • خیلی هم عالی اوایل داستانت مثل روز های اول ما بود، ماهم زوج لارج و خوشگذرونی هستیم


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو