داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

سکس ضربدری با باجناق و خواهر زنم

1399/03/26

سلام به همه دوستان هم سکسی خودم
این داستانی که قراره وقت بزارید و بخونید مربوط میشه به یه سکس موازی و ضربدری که در تابستان سال 1398 اتفاق افتاد .
اسم من سینا هست و اسم همسرم هم مژگان . من و مژگان در سال 1384 با هم ازدواج کردیم و الآن هم صاحب یه فرزندیم.
اما این قضیه سکسی رو که میخوام بهتون بگم مربوط میشه به بعد از ازدواج خواهر زن من که اسمش بهاره هست . بهاره در سال 97 با سعید ازدواج کرد .
کمی از خصوصیات بهاره و مژگان را بهتون بگم که مژگان متولد سال 1369 با قد 165 و وزن 64 و سبزه هست و بهاره هم متولد سال 1378 با قد تقریبا 167 و وزن حدودی 62 کیلو . با لبهای قرمز رنگ و باسن سکسی که بعد از ازدواجشون نمیدونم که چی شد که همش توی فکر سکس با بهاره بودم .
حدود اوایل تیرماه سال 98 بود که یه مرخصی از شرکت گرفتم تا به سفر تفریحی به چمخاله بریم . قرار بود با همسر و فرزندم بریم . وقتی که مژگان به بهاره قضیه رفتنمون به چمخاله رو گفت ، بهاره هم چون تا بحال شمال نرفته بود گفتش که میشه ما هم با شما بیاییم . من یه خودروی دنا داشتم اون موقع و جا برای اونها هم میشد
وقتی که مژگان بهم گفت که بهاره هم دوست داره با سعید بیاد شمال گفتم چه اشکالی داره اونها هم با ما بیان تازه به نفع من هست من دیگه تا اونجا یکسره رانندگی نمیکنم و سعید هم کمکم میکنه
نمیخوام برم توی حاشیه . خلاصه ما حرکت کردیم و حوالی ظهر رسیدیم چمخاله . من از قبل یه سویت بزرگ و یه خوابه رو رزرو کرده بودم که مستقیم رفتیم به همون سوییت که یه سیصد متری با ساحل فاصله داشت . همینکه وارد سوییت شدیم چون خسته هم بودیم قرار شد که بخوابیم و غروب پاشیم یه سر بریم ساحل . وقتی که وارد ساحل شدیم خدای من چه وضعی بود دخترا اکثرا با مایو و سوتین توی دریا بودن . حقیقتش من که کیرم راست شده بود یه نگاه به سعید کردم دیدم که برای اون عوضی هم راست شده . نگاه مژگان همش به من بود که ببینه چیکار میکنم مبادا دست گلی به آب بدم.
رفتم پیش سعید و گفتم سعید اینجا که همه راحت هستند پس چرا زنهای ما راحت نباشن . سعید گفت راست میگی ولی الآن هیچی نگو بزار فردا که اومدیم اون موقع به مژگان و بهاره میگیم من هم گفتم باشه . حقیقتش توی ساحل همش به فکر سکس با یکی از اون دخترای لخت داخل آب بودم . رفتم پیش سعید و گفتم سعید بیا هر طوری که هست توی این سفر یکی به غیر از زن خودمون رو بکنیم و باهاش سکس کنیم . سعید گفت پس بهاره و مژگان رو چیکار کنیم . کجا سکس کنیم که اونها نفهمند . گفتم فردا صبح مژگان و بهاره رو بفرستیم ساحل و خودمون هم به بهانه خوابیدن بمونیم توی خونه و وقتی که اونها رفتن ساحل بریم یه دختر رو بیاریم و سکس کنیم . سعید قبول نمیکرد و می ترسید و میگفت اگه دوربینهای سوییت فیلم بگیره دهنمون سرویس میشه . خلاصه اون ما رو هم ترسوند . گفتم خب پس چه کنیم هم من و هم تو دنبال یه سکسی هستیم که همینجا با یکی داشته باشیم .
راستش من نسبت به زنم زیاد حساس نیستم . برای اینکه سعید متوجه بشه بهش گفتم که سعید وقتی که شب بچه رو خوابوندیم من میخوام با همسرم سکس کنم . سعید گفت آخه چجوری نمیشه که توی پذیرایی سوییت که هممون اونجا خوابیدیم شما سکس کنید ممکنه من یا بهاره شما رو ببینیم . گفتم من نمیدونم اشکال نداره ببینید من که کیرم بدجوری شق کرده تحمل ندارم . سعید وقتی که حال منو دید گفتش پس باید یه نقشه های بکشیم
سعید خودش از کردن زن من بدش نمیومد چون انصافا زن من هم خیلی خوشگل و گوشتی هستش
قرار شد شب سعید و بهاره بلند بشن و بهاره گوشه پذیرایی برای سعید ساک بزنه و من هم بیدار باشم و ساک زدن بهاره رو ببینم و قایمکی مژگان رو بیدار کنم و یواشکی بهش بگم که ساک زدن خواهرش رو ببینه.خلاصه شب شد و همه خوابیدند . طبق نقشه یه ساعت بعد از خوابیدن سعید بهاره رو از جاش بلند کرد و گفتش که بره براش ساک بزنه اما اولش بهاره قبول نکرد و گفتش که زشته یه وقت بیدار میشن . سعید گفت نگران نباش بی صدا ساک بزن . خلاصه بهاره رو راضی کرد و رفتن توی گوش پذیرایی جایی که من کاملا دید داشته باشم و چراغ اون گوشه رو روشن کرد . سعید شلوارش رو کشید پایین و شورتش رو هم بهاره درآورد . اوه اوه چه کیر بزرگی هم بود خوش به حال بهاره . بهاره تا کیر رو دید سریع نوکش رو بوس کرد و رفت یه کم عسل ریخت روی کیر و شروع کردن به لیسیدن عسل و ساک زدن . وای خدای من چه حرفه ای ساک میزد .
من هم طبق نقشه رفتم پیش مژگان و یواشکی از خواب بیدارش کردم و بدون اینکه صداش در بیاد گفتم . مژگان هیس اونجارو نگاه کن ببین سعید و بهاره خجالت نمیکشن رفتن اونجا دارند سکس میکنن . مژگان شوکه شده بود از یه طرف ساک زدن خواهرش رو میدید و از طرف دیگه از اینکه خواهرش لخت شده بود و من داشتم خواهرش رو میدیدم حرص میخورد . اما وقتی کیر بزرگ سعید رو دید صداش خوابید و اون هم مثل من یواشکی داشت نگاه میکرد . یواش یواش دیدم که از خوردن کیر بهاره لذت میبره . همینکه احساس کردم که خوشش اومده دستم رو بردم زیر دامن مژگان و روی چوچولش رو گرفتم و آروم آروم مالشش دادم چون مژگان با مالیدن بالای چوچول نسبت به سکس رام میشه . آروم آروم داشتم بالای کوسش رو میمالیدم دیدم که دست مژگان رفت به سمت کیر من و کیرم رو توی دستش گرفت و باهاش بازی کرد . از زیر پتو دامن مژگان رو دادم بالا . طبق عادت شورت تنش نبود دست راحت رفت توی سوراخ کوسش و داخل کوسش رو مالیدم . وای خدای من چقدر آب داشت معلوم بود که داره حشری میشه . یواشکی تاپ و سوتینش رو هم در آوردم . اینقدر توی کف ساک زدن بهاره بود که اصلا متوجه نشده بود که لختش کردم . همون زیر پتو رفتم سراغ کوسش و کوسش را با زبونم مالیدم و خوردم وای چه مزه ای میداد تمام آب کوسش رو خوردم خیلی خوشمزه شده بود البته یه کم به تلخی و شیرینی میزد ملس بود عالی بود کوسش رو تند تند خوذدم یواش یواش صداش در اومد و گفت که میخواد اون هم ساک بزنه .
بهش گفتم که زیر پتو که نمیشه باید پتو رو کنار بزنم و اون وقت ساک بزنی . چون حشری شده بود اصلا متوجه حضور سعید و بهاره نبود و گفتش که باشه پتو رو کنار بزن . من هم آروم پتو رو کنار زدم و مژگان اومد روی پاهای من و کیر من رو درسته کرد توی دهنش دوباره درآورد و یه تف مالی کرد و دوباره خورد . صدای خوردنش باعث شد تا بهاره متوجه ما بشه و سریع خودش رو جمع کرد من هم خودم رو به بی توجهی زدم انگار که اوهنهارو نمیبینم . ولی سعید به بهاره گفت بهاره ولش کن سینا و مژگان توی حال خودشونن مارو نمیبینن. بهاره دوباره شروکرد به ساک زدن
همین که مژگان داشت کیر من رو میخورد آروم چرخیدم و مژگان رو به کمر خوابوندم پاهاش رو دادم بالا و آروم سر کیرم رو کردم توی سوراخ کوسش . خدای من تا حالا مژگان رو اینجوری ندیده بودم یه دادی زد که یهو متوجه شدم بهاره و سعید بالای سرما هستند ولی چون مژگان خیلی حشری شده بود اصلا براش مهم نبود که خواهرش و باجناقم دارن نگاه میکنن . فقط میگفت سینا تا ته بکن توش حکم بکن . من هم که کمی از بهاره خجالت میکشیدم به مژگان گفتم که سعید و بهاره دارن مارو نگاه میکنن اون هم گفتش کع عیب نداره جلوی خواهرم منو جر بده جلوی سعید بکن توی کوسم . خلاصه همین حرف مژگان ، بهاره رو هم حشری کرد و باعث شد که اونها هم کنار ما سکس بکنن .
من یه چشمکی به سعید زدم و گفتم که سعید اماده باش اون هم اعلام امادگی کرد . مژگان و بهاره رو به حالت داگی خوابوندیم به طوری که کونشون به پشت هم بود . من کیرم رو ازتوی کوس مژگان درآوردم و مژگان گفت سینا کیرت رو درنیار بکن توش . گفتم عجله نک الآن میکنم . که سریع جام رو با سعید عوض کرد و اون چون کوس مژگان خیس بودسریع کیرش رو کرد توی کوس مژگان . من هم از این ور رفتم پشت بهاره و دستام رو گذاشتم روی کون بهاره و کیرم رو آروم کردم توی کوس بهاره . مژگان گفت سینا کیرت چرا یهو بزرگ شدش . سعید هم نامردی نکرد و فشار تلمبه رو بیشتر کرد . تا اینکه سعید به فکر سوراخ کون مژگان افتاد و کیرش رو از کوس مژگان بیرون آورد و با نوکش با سوراخ کون مژگان بازی کرد . و آروم سرش رو کرد توی سوراخش که مژگان دوباره داد زد و گفت بکش بیرون و برگشت به سمت من و یهو دید که وای سعید داره اون رو میکنه و من هم دارم خواهرش رو میکنم . برگشت به بهاره گفت بهاره ببین کی داره تورو میکنه . اون هم شوکه شد و من رو بادستش هول داد و یه سیلی خوابوند توی گوش من .
ولی من ناراحت نشدم و به مژگان گفتم که تاحالا سعید و من داشتیم شمارو میکردیم و خبر نداشتید اتفاقی هم نیفتاد پس بزارید ادامه بدیم . بهاره که از کیر بزرگ سعید خسته شده بود و چون کیر من یه کم از کیر سعید کوچیکتر بود و بهاره هم باهاش یه کم راحت بود بهاره قبول کرد که سکس کنیم ولی مژگان رفت که لباسهاش رو بپوشه و بره . بهاره بهش گفت خواهر من خرابش نکن یه شبه دیگه من که خیلی دلم میخواد با داماد بزرگمون سکس کنم تو هم بیا باداماد کوچیکتون سکس کن . مزگان گفتش که بهاره سریع لباسهات رو بپوش و بریم ولی بهاره قبول نکرد و اومد زیر کیر من و گفت بکن توی کونم .
همین که مژگان این حرف رو شنید برای اینکه لج بهاره رو دربیاره رفت به سعید گفتش که سعید تا جایی که توان داری کیرت رو محکم بکن تو کونم و آبت رو بده بخورم
خلاصه مژگان رفت کرم آورد و مالید دور کیر سعید یه کمش هم مالید درکون بهاره و گفت نمیخوا خواهرم درد بکشه . سعید با کرم دور کون مژگان رو مالید و یواش یواش سر کیر رو کرد توی کون مژگان . من هم که از دیدن باسن بزرگ بهاره مات مونده بودم بهاره بهم گفتش که هوی از قافله عقب نمون . جاتون خالی اولش رفتم یه کم حوسش رو خوردم و لیس زدم مزه خوبی داشت یه کوس صورتی رنگ با پوست سفید . وقتی که حشریش کردم بهش گفتم گه دراز بکشه و پاهاش رو بده بالا همینکه پاهاش رفت بالا من هم کیرم رو روی کوس اون یازی دادم یه کم خیس کردم و آروم آروم رفتم توی کون بهاره . وای چقدر تنگ بود از تنگی کونش کم مونده بود آبم بیاد و بریزم توی کونش . یواش یواش فشار رو زیادتر کردم داد بهاره در اومد اما اصلا ولش نکردم اون هم هی داد میزد و میگفت کس کش جرم بده بزار سعید ببینه که دارن زنش رو جر میدن . بی غیرت سریعتر بکن من الآن زن تو شدم من دوتا شوهر دارم آخ جون بکن بکن
وقتی دیدم که سعید مژگان رو به حالت داگی خوابونده و داره کونش رو میکنه از پیش بهاره رفتم و رفتم زیر مژگان و کیرم رو روی سوراخ کوسش قرار دادم و یواش یواش کردم توی کوسش . چی داشتم میدیدم زنم رو داشتیم با باجناقم دوتایی میکردیم یه کیر توی کوسش و یه کیر هم توی کونش . به بهاره گفتم که نوبت تو هم میشه . این قدر مژگان رو کردیم تا اینکه مژگان از حشرش از حال رفت و افتاد روی من سریع بهاره رفت و یه آب قند درست کرد و دادیم مژگان خورد گفتم مژگان غلط کردم دیگه اینجوری نمیکنمت اما اون گفتش که پاشید و دوباره منو بکنید دارم میمیرم کیر میخوام اون هم دوتا فردا برید و دوتا کیر دیگه هم بیارید الآن با دوتا کیر سیر نمیشم بازم میخوام . خلاصه اون شب دیگه فقط مژگان رو دوتایی کردیم تا اینکه سعید گفت آبم داره میاد . مژگان چون توی حال خودش نبود گفتش که میخوا آبت رو بخورم سعید هم کیرش رو گذاشت جلوی دهن مژگان و کمی جق زد تا اینکه آبش بایه فشاری اومد و همش رو ریخت توی دهن مژگان و مژگان هم نامردی نکرد و همش رو غورت داد و دوباره شروع کرد به ساک زدن کیر سعید . تااینکه من هم رفتم سراغ بهاره و دوباره کونش رو کردم و همه آبم رو ریختم توی کونش و از کونش درآوردم و مژگان گفت بده بخورمش و کیرم رو هم که یه کم آب کیر داشت و باکون بهاره مخلوط شده بود رو مژگان خورد
چه شبی بود تا صبح زنهای همدیگه رو لخت بغل کردیم و با زنهای همدیگه رفتیم حموم
فردای اون روز هم مژگان و بهاره رو هم با شورت و سوتین بردیم لب ساحل . به مژگان گفتم دیشب راست گفتی که دوتا کیر دیگه میخوای . گفت توی حال خودم نبودم ولی من بهش گفتم که بیخود کردی الآن همینجا دوتا کیر دیگه جور میکنم و امشب میارم سوییت تا با چهارتا کیر حال کنی . اون هم هیچی نگفت
این داستان واقعی بود اما اسمها مستعار بودند. این رو هم بگم که مژگان به غیر از کیر من و سعید زیر کیر هیچ کس دیگه ای تاالآن نخوابیده . حداقل من اینجوری اطلاع دارم

نوشته: سینا


👍 12
👎 38
93459 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

889665
2020-06-15 19:20:44 +0430 +0430

یاد اعلامایه کتاب فارسی افتادم!

پ.ن: وی در چس سالگی به دنیا امد در فلان سال ازدواج کرد در بیسار تاریخ زد توش در گوه ترین تایم هم ضربدری زد…

او که بودو چه کرد؟!

6 ❤️

889666
2020-06-15 19:21:26 +0430 +0430

اولا ک چرت بود

ثانیا
نمیدونم قضیه این اسم مستعار از کجا اومد

بابا به خدا اصلا ادمای مهمی نیستین ک بخاین اسماتونو عوض کنید

هر گوهی هم بخورید باز همون جقی دروغگوی سابقید

7 ❤️

889668
2020-06-15 19:22:34 +0430 +0430

دیس

3 ❤️

889674
2020-06-15 19:27:25 +0430 +0430

سلام بنده رو به مادر جان عنایت بفرمائید

1 ❤️

889678
2020-06-15 19:32:28 +0430 +0430

ببین
درسته که ضربدری فانتزی ه
اما ج ن د ه پولی هم همزمان به دونفر نمیده
پس نگو مژگان فقط دوتا کیر خورده
حالیته ؟

2 ❤️

889680
2020-06-15 19:33:02 +0430 +0430

چرا اینجا همه ک.سکشا اسمشون سیناست؟

1 ❤️

889685
2020-06-15 19:39:43 +0430 +0430

ساقیت درجه1هست دیگه فقط از همین جنس بگیر.بدبخت جقی

1 ❤️

889696
2020-06-15 19:44:48 +0430 +0430

دیس به اسم داستان…

5 ❤️

889699
2020-06-15 19:46:15 +0430 +0430

زنت ۱۵ ساله ش بوده،شوهر کرده؟
مصداق کودک همسریه که!
دیگه نخوندم
معلومه داستانت بچه بازیه و خودتم هنوز بچه ای!
ریدم تو تمام سوراخای چارتاتون

4 ❤️

889722
2020-06-15 19:59:34 +0430 +0430

نمیدونم اخه بهت چی بگم که لایقش باشی
خو کسخله جقی
باجناقت کیرش بزرگتر بود بعد راحت کرد توش
داستانت که چه عرض کنم کستانت سوتی زیاد داش فقط اون
دو تا کیرو نمیدونم از کجا اوردی

1 ❤️

889729
2020-06-15 20:05:03 +0430 +0430

جقی بدبخت

0 ❤️

889768
2020-06-15 20:58:35 +0430 +0430

چقدر کوسه شعر می نویسید
حداقل طوری بنویسید که قابل قبول باشه

0 ❤️

889777
2020-06-15 21:25:34 +0430 +0430

ببین مغز فندقی
وقتی نمیتونی توی تصورت موقعیت ایجاد کنی
پس گوه خوری نکن و ننویس
چون از اونجا که خواهر زنت و شوهرش اومدن بالای سر شما
خیلی تابلو بود که داری کوس میگی و جفنگ نوشتی.

نمیدونم الان باید بگم دیس هشتم تو کونت یا
هشت تا دیس تو کونت

2 ❤️

889778
2020-06-15 21:26:08 +0430 +0430

این جندگی زن هاتون تو پورن هم قفله
همیشه هم زن نویسنده کص تره و کیر طرف مقابل هم بزرگتر
سناریو رو عوض کنید حداقل

2 ❤️

889788
2020-06-15 22:13:05 +0430 +0430

چه عجب یه داستان پیدا شد کس کردن با اینکه تخمی تخیلی بود

0 ❤️

889801
2020-06-16 00:02:42 +0430 +0430

چه کسی مجبورت کرده که مثل سگ دروغ بگی ؟

0 ❤️

889840
2020-06-16 04:30:34 +0430 +0430

کله کیریه کس شعر گو بعد اون بچه کس خلت بیدار نشد جاکش، بعدشم سوئیت دیگه خواب نداره

0 ❤️

889859
2020-06-16 06:37:10 +0430 +0430

کیرم دهن اون تخیلاتت .
همین جوری تخمی تخمی زنا همدیگه رو گاییدید ما هم باورمون شد.
ای گوه نخور حرومزاده. معلوم نیست از تخم کی هستی که یه ذره غیرت تو اون وجودت نیست.
دیس

0 ❤️

889860
2020-06-16 06:53:17 +0430 +0430

داد زدن پس بچتون چی شد لاز کسشعر جق بازی خ خ خ

0 ❤️

889868
2020-06-16 07:48:50 +0430 +0430

داستانش راسته راسته
فقط نمیدونم بچشون کجا رفته بوده اون شب

0 ❤️

889885
2020-06-16 08:54:10 +0430 +0430

آخه جقمغز کدوم ساحل ایران رفتی که با بیکینی اومدن؟ کم بزن همیشه بزن جقمغز فیلم سوپر دریایی نبین

2 ❤️

889893
2020-06-16 09:35:21 +0430 +0430

عوضیه مجلوق تو قد و وزن زن خودتو تقریبی میگی مال بهاره رو دقیق کی رفت رو باسکول . یه چیزی بهت بگم ک جلق چشاتو کور کرده خواهرا نسبت به هم خیلی حساسن تحت هیچ شرایطی راضی نمی شن جلو هم سکس کنن نمیدونم شاید خودتم بچه باجناق باباتی که دوس داری یکی زنتو بکنه

1 ❤️

889907
2020-06-16 10:31:47 +0430 +0430

کیرم دهنت با داستانت من خودم اهل شمال همون چمخاله هستم. کسکش با شرت سوتین دیدی. گوه خوردی که اگه سگ بخوره سقط میشه. توساحل اونجا متر به متر مامور وایساده من با آستین حلقه ای بودم تازشم نجات غریقم بودم خیر سرم اومدن بهم گیر دادن

1 ❤️

889930
2020-06-16 12:38:13 +0430 +0430
NA

**دیس از پهنا تو کونت
**

0 ❤️

889933
2020-06-16 12:44:58 +0430 +0430

حسم میگه داستان غیر واقعی بود

0 ❤️

889954
2020-06-16 15:39:41 +0430 +0430

خرچنگ

0 ❤️

889960
2020-06-16 16:51:52 +0430 +0430

خیلی مصنوعی و بی قواره نوشتی. وسط داستان رها کردم.

دیس بزرگ

0 ❤️

890136
2020-06-16 22:03:53 +0430 +0430

ساحل چمخاله بود یا ساحل برزیل که همه با مایو تو اب بودن . والا ما این همه چمخاله رفتیم همچین چیزی ندیدیم .

0 ❤️

890184
2020-06-17 02:10:25 +0430 +0430

آفرین ، آخرشو خوب گفتی که :« حداقل من اینجوری اطلاع دارم» ، منم چیزی نمیگم چون میترسم بچه‌های شهوانی دلخور شن که اسمشونو به تو گفتم!!!

0 ❤️

890221
2020-06-17 06:15:38 +0430 +0430

اون نصف شبی عسل از کجا آورد
کس کلنگ نگو

0 ❤️

890282
2020-06-17 11:38:11 +0430 +0430

اقا من چون خودم سکس با خواهر زنام رو داشتم رک بگم اینا فقط زاییده ی ذهن مریض شماست چرا فک میکنید همه جندن تا ببای راضیشون کنی باید جر بخوری فهمیدی؟
به همین راحتی ها هم نیستش

0 ❤️

890303
2020-06-17 14:46:14 +0430 +0430

از ۱۵ سالگی طرف اومده زنت شده طفلک وقت نداشته زیر کیر دیگه ای هم بره

0 ❤️

890315
2020-06-17 18:26:07 +0430 +0430

چرا وقتی بهاره رو حشری کردی بهش گفتی گه؟؟
چجوری آروم آروم رفتی تو کون بهاره؟
اینا سوالات منه…لطفا پاسخگو باش نویسنده

0 ❤️

890336
2020-06-17 20:17:52 +0430 +0430

کوس و شعر یک جقی به تمام معنا

0 ❤️

890556
2020-06-18 09:19:20 +0430 +0430

اوووف هوس کردم زنت مژگان رو بکنم
بشم سومین نفر گاییندش

0 ❤️

890632
2020-06-18 18:47:09 +0430 +0430

شما یهویی زن همدیگرو گاییدید،منم عررر عررررر

0 ❤️

891299
2020-06-20 05:34:25 +0430 +0430
NA

اوج افگار یه جقی قبل از…

0 ❤️

891559
2020-06-20 21:42:53 +0430 +0430

حاجی اطلاعاتت غلطه.به همه داده

0 ❤️

891589
2020-06-21 00:44:10 +0430 +0430
NA

عن تو هيكلت حرومزاده لاشي

0 ❤️

896257
2020-07-06 10:46:53 +0430 +0430

تجربه ضربدری کسی داره من میخوام تجربه کنم خانمم راضی نمیشه

0 ❤️

908555
2020-08-14 17:37:03 +0430 +0430

جالب بود نوش جونتون باشه من که راست کردم خیلی حال دادتجربه جالبی هست

0 ❤️

918785
2020-09-22 12:18:41 +0330 +0330

بر پدر دروغگوی خالی بند لعنت…

0 ❤️







Top Bottom