سکس عاشقانه با هانیه

    دوستان این یک داستان واقعیه. من احسانم 40 ساله هستم. قد و هیکلم میزونه و تمایلات جنسی ام بالاست باوجود اینکه الان میانسالم ولی بازم از اون کم نشده. موضوع داستان به سال83 برمیگرده که اون موقع من 25ساله بودم. با مسنجر چت میکردم یه دختری بود به اسم هانیه از شیراز که تقریبا 22ساله بود و دانشجو که با هم چند ماهی بود دوست شده بودیم. اینو بگم که من تهران بودم و خونه مجردی داشتم. خلاصه یه روز هانیه بهم گفت میخوام بیام پیشت. منم از خدا خواسته قبول کردم.سه روز مرخصی گرفتم و خلاصه به خودم رسیدم و خودموبرای یه سکس با حال آماده کرده بودم. روز موعود رسید وهانیه با اتوبوس از شیراز اومد تهران. راستی اینم بگم که به باباش گفته بود که میره خونه یکی از دوستای صمیمی دانشجویی دوران تحصیل که باباش هم اجازه داده بود. خلاصه رفتم ترمینال و سراغش و پیداش کردم. راستش قیافه اش معمولی بود اما هیکلش عالی بود. آوردمش خونه نهار خوردیم و کمی صحبت تا اینکه هانیه خودش گفت احسان نمی خوای بغلم کنی؟. اولش شوکه شدم ولی منم که از خدا خواسته رفتم بغلش کردم و اون نشست رو پاهام. حسابی شروع کردیم به لب گرفتن طوری که زبونم میبردم تو دهنش اونم همینطور. عاشقانه همدیگر و میبوسیدیم دیگه داشتیم داغ میشدیم کم کم لباساشو در اوردم اولش ناز میکرد ولی منم اینقدر قربون صدقه اش رفتم که قبول کرد. سینه هاش محشر بود افتادم به جونشون اینقدر پستوناشو خوردم و با دستام فشردم که دیگه نوکشون حسابی باد کرده و قرمز شده بود. یه دستم هم رو کسش بودوداشتم میمالیدم کیرم هم داشت منفجر میشد. یه لحظه هانیه گفت احسان من پرده دارم. خدب منم نامردی نکردم گفتم هانیه باید از کون بکنمت اونم با ناز قبول کرد. اولش کیرم و ساک زد حسابی بعد برش گردونم رو حالت قمبل کوس و سوراخ کونشو خوب لیس زدم هانیه از شهوت داشت ناله میکرد آروم سر کیرمو گذاشتم رو سوراخ کونش ولی خیلی تنگ بود تا خواستم کیرمو بکنم توش جیغ هانیه رفت هوا. شروع کردم لیسیدن سوراخ کونش و کم کم بازش کردم و کمی ژل به کیرم مالیدمو آروم گذاشتم دم کونش و فشار دادم ایندفه جیغ آرومی زد منم تا ته فرستادم تو جوری که تخمام به کون قلنبه و سفیدش میخورد و منو دیوونه میکرد. افتادم روش و داشتم حسابی تلنبه میزدم. هانیه دیگه جیغ نمی زد و فقط ناله میکرد و میگفت احسان بیشتر بکن بیشتر بکن جر خوردم کونم پاره شد آخ چقدرحال میده. حدود بیست دقیقه داشتم میگاییدمش دیگه باید ارضا میشدم با فشار آبمو ریختم تو کونش. یه چند دقیقه ای روش بودم تا آروم کیرمو بیرون کشیدم برشگردوندم و کیرمو گذاشتم لای پاهاش باهاش لاپی زدم کیرمو به کسش مالیدم و ممه هاشو خوردم که اونم ارضا شد. خیلی حشری بودم بازم میخواستم بکنمش اما هانیه خسته شده بود و التماس میکرد احسان کونم درد میکنه دیگه بسه اما من ول کن نبودم انگار نه انگار که یه بار ابمو ریخته بودم.اینبار بخاطر التماسش کونش نذاشتم و کیرمو گذاشتم لای پستوناش لا پستونی میزدم تا اینکه آبم دوباره اومد و پاشید رو صورتش. گفتم هانیه جان باید آبمو بخوری اما نمی تونست و عق میزد ولی با اصرار من با هزار بدبختی خوردش. بعدش با هم رفتیم حموم و اونجا هم یکم باهاش ور رفتم. هانیه سه شب پیش من بود و کلی بیرون باهم گشتیم و عشق و حال کردیم و هر شب هم به همین منوال سکس داشتیم ولی از جلو نه. بعد سه چهار روز بردم ترمینال و فرستادمش خونه شون. بعد اون من و هانیه خیلی بهم وابسته شده بودیم. اون میخواست زنم بشه ولی بدلایلی که نمی تونم اینجا توضیحش بدم امکانش نبود. بعدها من ازدواج کردم و دیگه هانیه رو ندیدم ولی دوستان الان بعد از چند سال زنمو طلاق دادم و پشیمونم ایکا‌ش با هانیه عروسی میکردم چون ما واقعا همدیگه رو دوست داشتیم. عاشق هم شده بودیم. فکر میکنم علت بدبختی من توزندگی این بود که به عشقم وفادار نموندم هانیه دیوونه من شده بود اما من با اون ازدواج نکردم و دلشو شکوندم دختر خیلی مهربونی بود وقسم میخورد بغیر من باهیچ پسری ارتباطی نداشته و از من فقط خوشش اومده بود. دروغ هم نمی گفت چون من بارها امتحانش کرده بودم هانیه دل صافی داشت و صادق بود حتی خودش بهم گفت فقط بخاطر عشق به من باهام سکس داشته والا به هیچ پسر دیگه ای رو نداده بود. ولی من به قولم عمل نکردم و باهاش ازدواج نکردم و الان تاوان گناهامو پس میدم..........


    نوشته: احسان

  • 5

  • 14




  • نظرات:
    •   سفیدبرفی74
    • 1 ماه
      • 3

    • اخی،کاش دلشو نمیشکوندین،گوناه داشت


    •   mash.mashalla
    • 1 ماه
      • 1

    • اونجایی که نوشتی حتما باید آبم رو بخوری غیر قابل باور بود


    •   ناصر39
    • 1 ماه
      • 4

    • یک داستان بی سر و ته و غیر قابل باور
      ترویج سکس بدون کاندوم
      ترویج سکس آنال بدون آمادگی
      ترویج سکس خشونت آمیز
      دیسکلایک


    •   فوت-لاو
    • 1 ماه
      • 3

    • همین شما کسکش پدر ها اعتماد دخترارو ازبین بردین
      به کیرم که تاوان میدی
      کس مادرت


    •   teen...wolf
    • 1 ماه
      • 4

    • میگم پونزده سال این کس شعر رو مو به مو از یاد نبردی معلومه خیییلی کله کیری تشریف داری همون ی نفر هم که ندیده بهت پا داده رو پشیمون العمر کردی... حالا هی بیادش خودتو بمال به در و دیوار...


    •   ARYA52
    • 1 ماه
      • 6

    • یارو از شیراز راه افتاده اومده بهت بده ، تو هم به قول خودت آماده شده بودی واسه سکس، بعد وقتی بهت گفت نمیخوای بغلم کنی شوکه شدی؟ منتظر چی بودی پس میخواستی بهت بگه بکش پایین میخوام کونت بزارم؟


    •   sashaarian
    • 1 ماه
      • 1

    • یاد یاهومسنجر و چتهاش افتادم ؛ با اینترنت دیال آپ ؛ چه روزگار پشمکی ای بود


    •   DR.KIRKOLOFT
    • 1 ماه
      • 0

    • خب به کیرم


    •   kokarostam
    • 1 ماه
      • 4

    • جاکش


      ابله، کیر از کون در اومده و گـُهی را روی کـُسش مالیدی و بعد لاپستونی زدی و بعد آبت رو پاشوندی روی صورتش و در اون حالت که فضا عن‌آلود و کثیف شده بود بهش گفتی باید آبمو بخوری؟ به همون دلایلی که باهاش ازدواج نکردی شاشیدم به زندگیت. همچین میگی چون پرده داری باید از کون بکنمت انگار کدخدای ده بالاست. ریدی بچه جان. شاشیدم به تمایلات جنسیت


      ها کـُکا


    •   mohamad_0016
    • 1 ماه
      • 1

    • بد ترین چیز دل شکستنه که خیلی زود ادم تو همین دنیا جوابشو میده


    •   Paria_1991
    • 1 ماه
      • 2

    • آدمی پیر چو شد حرص جوان میگردد
      خواب در وقت سحرگاه گران میگردد


    •   TIKTAAAK96
    • 1 ماه
      • 1

    • ولی ب دلایلی ک همه میدونن بکن درو بودم و نگرفتمش?


    •   mariii_a
    • 1 ماه
      • 2

    • من سكس دوروز پيشمو يادم نمياد اينجوري تعريف كنم :/
      شما سال ٨٢ رو يادته :/!!!


    •   sanaz jn
    • 1 ماه
      • 2

    • بر خلاف همه داستانایی که یه پسر جلقی نویسندشون بوده ، این یکی فکر میکنم نویسنده یه دختر عه که به یکی داده و اون پسر گذاشته رفته ، واسه خودم و همه این تیپ دخترا متاسفم خیلی احمقیم ، خودمو میگم البته


    •   وب.گرد
    • 1 ماه
      • 3

    • اره راس میگه سال 83 شیراز کیرقحطی اومده بود.دخترای نداده میرفتن ندیده و نشناخته شهرای دیگه میدادن. (:


    •   amir_az_teh
    • 1 ماه
      • 0

    • خخخخخخ


    •   ARAD_SM
    • 1 ماه
      • 0

    • ینی اعتبارتاریخیه شیرازومالیدی توماست موسیرمرتیکه کله سکسی


    •   امیرخان۱۳۴۱
    • 1 ماه
      • 2

    • ریدم تو تخیلاتت چهل بار شاشیدم تو چهل سال زندگیت


    •   Farzinx57
    • 1 ماه
      • 1

    • احسان عليخاني خودتي؟!!!بازم يه سوژه گير اوردي اشكشو در اوردي؟!نكن بابا دست بردار از اين اخلاق مزخرفت.....


    •   masoudtavakoli.111@gmail.com
    • 1 ماه
      • 0

    • توکه راست میگی


    •   masoudtavakoli.111@gmail.com
    • 1 ماه
      • 0

    • توکه راست میگی


    •   Erorr.king
    • 1 ماه
      • 0

    • احسان هستم،هانیه اومد گفت احسان دوست دارم،از کون کردمش،تمام.کسکش این سطح از بی مقدمگی فقط از یه کسخل مثل تو برمیاد.کیر عابدزاده تو کونت


    •   royaei
    • 1 ماه
      • 0

    • زیاد خوب نبود ؛ نه اینوه بد باشه ها کلا یجور نوشتی که انگار از خودت یه چی ساختی و نوشتی کلا غیر قابل باور بود وهمین باعث میشه آدم خوشش نیاد ؛
      موفق باشی


    •   Momoooam
    • 1 ماه
      • 0

    • اینم کسخل شماره ۵


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو