سکس غیر علنی با همسر رفیقم

    سلام من آرش هستم ۲۶ سالمه و این اتفاق عجیب مربوط میشه به حدود شیش سال پیش.
    اول بگم من واقعا بی تقصیر بودم توی این رابطه بخونید متوجه میشید.
    یه نکته بگم که یه سری دروغگو هستن که طبق عادت زیر همه پستا مینویسن دیسلایک و دروغ اینجور ادما چون دروغ زیاد میگن فکر میکنن همه مثل خودشونن.
    مهم نیست اینجور ادما چی فکر کنن ولی چیزی جز حقیقت نمینویسم.
    درسته یه اتفاق تقریبا پیچیدست ولی چیزی جز واقعیت نیست.


    ما ساکن تهران هستیم و داستان از دوران دبیرستان شروع شد که اون زمان با یه دختر خانومی بنام نازنین دوست شدم (اسمارو تغییر دادم)رابطمون خوب بود و همو دوس داشتیم و ما نزدیک دوسال توی رابطه بودیم ولی در حد بوس و بغل و اینا بود دیگه خلاف سنگینمون رفتم خونشون و لباس و سوتینشو دراورد و یکم ممه خوردم.
    توی اون محله یه عده ادم علاف بودن که دنبال این دختره بودن و هروز داستان داشتیم دعوا و تهدید و اینجور کسخول بازیا وما هم رابطمون بجایی نرسیدو رابطمون کات شد که خیلیا کونشون خنک شد
    گذشتو گذشت تا مدرسم تموم شدو کارت پایان خدمتم اومد البته معافیت و مشغول کار توی کارگاه شدم که از راهنمایی نیمه وقت کار میکردمو بعد چند سال کارگاه زدم کارمون خیلی سخت نبود و با یه سرمایه ناچیز توی کارگاه همکارم که بزرگ بود یه سالن هشتاد متری ازش کرایه کردم و مشغول کار شدم
    و توی اون زمان جسارت زیادی داشتم که حدود ۲۰ سالم بود دقیقشو نمیدونم چن سالم بود ولی طبق خونه ای که عوض کردیم با سال هایی که بدست میاد سنم همون حدود بیست سال بود
    بگذریم از دوران دبیرستان یه اکیپی بودیم از مدرسه و چند نفر از رفیقای اکیپمون بیس چار ساعته توی پارک بودیم تا هوا تاریک میشد اخرین نفری که از پارک خارج میشدن ما بودیم.
    توی این اکیپمون یه رفیق داشتیم که خیلی باهاش اوخت نبودم ینی فقط سطحی همو میشناختیم و از جیک و پوک هم خیلی خبر نداشتیم ولی رفیق بودیم در کل و رابطمون تقریبا خوب بود چون همیشه پیش هم بودیم حتی زمستونا میرفتیم دور دور هر کی یه ماشین داشتو میاورد بارها پلیس ماشینمونو خوابوند بی دلیل ولی این اکیپ جدایی نداشت تا که دوباره تابستون بیاد بریم پارک خلاصه رفیقمون که اسمشو میزاریم حامد یمدت میخواست بیاد پیشم کار کنه که نشد و براش نمیصرفید
    همیشه یه گوشی دستش بودو با دوس دخترش که خانوادهاشون اونموقع خبر داشتن و اینا همو میخواستن حتی خواستگاری هم رفته بودن و حامد منتظر یکار دولتی بود که اخرم موفق نشد کار دولتی درست کنه تا نامزد کنه.
    حامد همیشه با دوس دخترش دعوا داشت و همیشه درگیر بود
    بگذریم
    حامد توی یکار که نگم بهتره چیه مشغول کار شده بود
    یشب همو اتفاقی توی خیابون دیدیم اونموقع ماشین نداشتم منو تا یجایی رسوندو بهم گفت آرش یکاری توی قشم بهمون خورده من یبار رفتم یماه یسری کاراش انجام شده مونده نصبش میخوام یه هفته بریم برای کار حتی خودتم میتونی بیای پولشم بد نیست پس فردا هم پرواز داریم
    منم یکم فکر کردمو اومدم خونه مشورت کردمو دیدم بد نیست برم یه هوایی به کلم بخوره خلاصه شب بهش اوکی دادمو مشخصاتمو برای بلیط براش فرستادم
    شب رفتیم خونه پیکانکار خوابیدیم که صبح همه یجا باشن و هفت صبح پرواز داشتیم
    خلاصه صبح رفتیم فرودگاهو پروازمون با چند دیقه تاخیر اتوبوسش رفته بود سمت هواپیما هر کاری کردیم رامون ندادن بریم سوار شیم
    یه بلیط دیگه برای دو ساعت بعد هماهنگ کردیمو رفتیم خلیج
    روزا تا ساعت پنج عصر سرکار بودیم بقیشم میرفتیم دور دور
    زمستون بود ولی هوا قشنگ تابستون تهران بود
    با حامد با جزییاتی که بالا گفتم متوجه شدم یکیو دوسداره و از خصوصیات طرف میگفت
    انقدر برام اشنا بود که اسمشو پرسیدم گفت نازنین که شاخام زد بیرون گفتم فامیلیش چیه وقتی گفت پاهام چسبید به زمین اسم باباشو که پرسیدم پشمام ریخت
    گفت چیه منم انکار کردمو گفتم چیزی نیست شبیه اسم فامیلمون بود برا همین پرسیدم
    خلاصه نازنینم از این طرف حامد منو گفته بودبهش اونم صداشو درنیاورده بود
    گذشتو بعد ده روز ما برگشتیم تهران که خیلی خوش گذشت
    گفتم بازم خورد ازین کارا مارو خبر کن که دیگه اتفاق نیوفتاد
    بعد حدود یماه یکی پیام داد سلام خوبی گفتم شما گفت نازنینم که ریدم گفتم شمارمو از کجا اوردی گفت از حامد پیچوندم شمارمم رنده با یه نگاه میشه حفظ کرد همش ترکیبش تخمیه ولی راحته
    حال و احوال کردیم و گفت مرسی سوتی ندادی و رفتیم توی خاطرات و گفتیمو خندیدیم گفتم خب بسه دیگه تو میخوای ازدواج کنی با حامد درست نیست صحبت کنیم که تکذیب کرد گفت من گوه بخورم و ما بزور با همیمو و رابطمون کلا تموم شده من باور نمیکردم که با حرفاش و دلایلش قانعم کرد
    گذشتو حامد چن روز بعد اومد کارگاه با رفیقش که وارد جزییاتش نشدم فقط سطحی پرسیدم خانومت چطوره که گفت خوبه سلام میرسونه نمیشد جزییاتشو بپرسم جلوی رفیقش و دیگه ادامه ندادم
    نازنین هر چن وقت یبار بهم پیام میدادو زنگ میزد صحبت میکردیم
    گفتم حامد چیزی نگفت راجبت که تموم شده که قبول نکردو زد تو کیرو کلک که خیلی وقته باهاش کات کردم منم دیگه باور کرده بودم
    دیگه حامدم ندیدم تا عید شد
    دیگه من صدرصد باورم شده بود که تموم شده رابطشون
    رابطمون مثل قدیم سکسی شده بودو میگفت حامد پردمو زده منم پشمام ریخته بود ازین کارشون گفتم بابا پس چرا از هم جدا شدید ادامه ندادید که گفت رابطمون به بن بست رسیده و نمیتونیم و دهنمو میبست نمیزاشت ادامه بدم
    عید چند روزیش گذشتو دعوتش کردم خونمون که قبول کرد
    خانوادمم رفتن خونه خالم کرج که من پیچوندمو گفتم میخوام از کسی پول بگیرم خودم میام
    نزدیک ظهر بود که اینا رفتنو یساعت بعدش اومد خونمون بغلش کردم جلو در مثل همیشه جذاب نچرال بود یکم پذیرایی کردم ازش و راجب حامد صحبت کردیم که منو قشنگ متقاعد کرد که تموم شده خیلی وقته رابطشون.
    منم دیگه نخواستم ناراحتش کنم و ادامه ندادم پیشم رو مبل نشسته بود و یه شکلات نارگیلی بهش دادمو خودمم یدونه خوردم تموم که شد زل زدم تو چشاش نگاهمون قفل شدو لبامو گذاشتم رو لباش و بغلش کردم یکم همو بوسیدیم گفتم بریم رو تخت گفت پس نیا لخت شم گفتم بابا ولکن بریم گفت نه
    گفتم برو لخت شو اومدم سی ثانیه نشد جنگی رفتم اتاق اوووف چی میدیدم یه بدن فوق سکسی و پشم ریزون که نسبت به قبل پخته تر و توپر شده بود یه هیکل نورس و زنونه قد نسبتا بلند پوست فوق سفید هنوز که هنوزه همچین بدنی هنوز ندیدم
    رو تخت دراز کشیده بودو یه شرت زرد تنش بود یه ممه خوش تراش ۷۵ (که پرسیدم ازش )با نوک صورتی کمرنگ که واقعا تشتکم پریده بود دراز کشیدم روش اروم لباشو شروع کردم بخوردن و سینه هاشو میمالوندم طاقت نیاوردم توی یک ثانیه لخت شدم رفتم سراغ اصل مطلب جفتمون شرت داشتیم
    کیرم بخاطر استرس کامله کامل راست نشده بود یکم شل بود شرتشو دراوردم که قشنگی کصش یجوری بود ادم دوس داشت یساعت لیس بزنه ولی دوس ندارم یه کص بی مو مثل کل بدنش که لبه هاش خیس شده بود روش باز دراز کشیدم و لباشو میخوردم و کیرمو میمالیدم به کصش که استرسم دور شه و به نعوذ کامل برسم راستی قبل اومدنشم اسپره دندون زده بودم زیر تخمام که اونم دلیل عدم نعوذ کاملم بود یکم باهاش ور رفتم پاشدم شورتمو در اوردم گفتم پاشو خیسش کن گفت نه دوسندارم گفتم زود باش نشست پاهاش از زیر، بین پاهام بود منم زانو زده بودم جلوش کرد تو دهنشو اصلا خوب نمیخورد دندون میزد گفتم بسه نمیخواد درازش کردم پاهاشو باز کردمو یه تف انداختم یه انگشت کردم توشو یکم ور رفتم بعد کیرمو گذاشتم رو کصش بالا پایین میکردم چشاشو بسته بودو نفساش با ریتم شده بود و یکم بلند؛
    کیرمو تنظیم کردم با دست سرشو بکنم توش انقدر تنگ بود کیرم خم میشد بره توش واقعا کص عجیبی داشت یه تف دیگه انداختم با بدبختی چون دهنم خشک شده بود و لزج سر کیرمو کردم توش یه اه کشیدو روش دراز کشیدمو اروم تا ته کردم توش یه کص داغ و عجیب تنگی داشت شروع کردم به تمبه زدن خیلی حشری بود و اه و نالش اتاقو برداشته بود لباشو گاهی میبوسیدمو و سینه چپشو از بغل میمالیدم و چنگ میزدم انقدر تحریک شدم به دیقه نرسید با اینکه اسپره زده بودم سرعتمو زیاد کردم و میکوبیدم تو کصش گاهی کیرم میپرید بیرون که فقط با دست و فشار باید جا میکردم بسکه تنگ بود سرعتمو زیاد کردم گفتم داره میاد بریزم توش عین برق زده ها گفت نهههه که دو قطره حداقل ریخت توش و کشیدم بیرون یه اه کشیدمو ریختم رو شکمش تا قطره اخر خالی کردم دستمال کنار تختو برداشتمو گفت عیی زود باش منم تمیز کردم همه جاشو و کنارش جنازه افتادم با یه دیقه امونمو برید فکر کنم یه کف دست پر اب ازم اومد
    کنارش دراز کشیده بودم‌و اونم پشتش بمن بود منم از پشت چسبیدم بهش وارد راند دوم بشیم سینه هاشو از پشت با دست راستم میمالیدمو داشت پرواز میکرد رو ابرا قبلا گفته بود دوسدارم بشینم روش چن دیقه مالیدم دوباره راست کردم گفتم پاشو بشین
    نشستو سرشو هدایت کردم سمت کیرم گفت اینجوری دوسندارم الان کردی توم بدون حرف سرشو گذاشتم رو کیرم که فهمید نباید زر بزنه یکم خوردو پاشد خودشو تنظیم کردو نشست روش لامصب کیرم داشت میشکست تو رفتنی نشست روشو بالا پایین میکرد صحنه جذابی بود سینه هاش تکون قشنگی داشت اینبار یکم بیشتر طول کشید ابم بیاد با صداش بقدری تحریک میشدم امونم نمیداد ؛کشوندمش روی خودم دستامو قفل کردم دورش از زیر تلمبه میزدم بقدری لذت بخش بود برای دو طرف صدامون اتاقو برداشته بود فقط امیدوار بودم کسی نشنوه بعد چن دیقه داغی کصش و صداش به انزال رسوند منو سرعتمو زیاد کردمو گفتم داره میاد از روم ببند شد داشت بالا پایین میکرد نشسته چن تا محکم کوبیدم با کمک خودش اونم دیگه داشت جیغ میزد دیگه تقریبا... کشیدم بیرونو ریختم رو دستمال یه دستمال برداشت تمیزم کرد و خودشم خشک کرد کنارم دراز کشید
    دوسداشتم همونجا بخوابم دستمو به بدنش رسوندمو اروم نوازشش میکردم بعد چن دیقه نفس گرفتمو پاشدم یه اب خوردم برا اینم اوردم یکم صحبت کردیم گفت ارش بازم میخوام کم بود تو زود ابت اومد
    نشستم جلوشو مالیدم رو کصش دوباره راست کردم و کردم توش با اینکه نا نداشتم و دو کله کرده بودم و خسته بودم بعد مدت ها به ارزوم رسیده بودمو دوسنداشتم تموم بشه راه داشت ده کله میکردمش .. دیگه انقدر کردمش تا اونم ارضا شد ابم باز اومدو دیگه خود جنازه بودم یربی چشامو بسته بودم میخواستم بخوابم دیگه شرتمو پام کردم افتاده بودیم جنازه جفتمون دیگه بعد یساعت دیگه خدافظی کردیمو رفت
    یمدت ازش خبری نشد منم کمتر پیگیر شدم که یهو خبر اومد حامد عقد کرده گفتم با کی گفت نازنین که انگار اب یخ ریختن روم دیگه هم بعد اون خطش عوض شدو من موندنمو شرمندگی رفیقم که این اتفاق افتاده بود هنوز تنها ندیدمش یا ارتباط نداشتم بانازنین که برینم بهش دیگه هم جلو چشم حامد ظاهر نشدم که اب نشم
    خلاصه با مکر و حیله زنونه ما همسر رفیقمونو کردیم
    ببخشید حاشیه زیاد شد میخواستم بگم من کارم اشتباه بوده ولی اگه میدونستم هنوز تو رابطن عمرا کاری میکردم
    حتی الانم جلوشون ظاهر نمیشم
    که گاهی میپرسه ارش کجاست میگم بگید متاهل شده دیگه درست نیست با ما بپره عروسی هم دعوت کرد که نرفتم از وجدان درد. عروسیشون همین دو سه سال پیش بود الان بچشون یک سالشونه و امیدوارم خوشبخت بشن .( رفیق اگه داستانو خوندی فهمیدی منم بدون مقصر من نبودم)


    نوشته: ا.د

  • 15

  • 36




  • نظرات:
    •   A....k
    • 1 ماه،3 هفته
      • 3

    • پسری که تمام نسخه های بازی جی تی ای رو تو کونش فرو کرده بعد از کصخل شدن به نوشتن کصشعری در شهوانی روی آورده


      آخه کونی این گانگستر بازی هایی که تو میگی انجام دادین حتما توی تگزاس زندگی می‌کنی


      جمع کن کصخل بازی هارو


    •   hesam_m
    • 1 ماه،3 هفته
      • 2

    • رفیق اگه داستانو خوندی فهمیدی منم بدون مقصر من نبودم؟!


      تنها چیزی که ما فهمیدیم کسخلیت بوده گوزو :)


    •   Amir.st11
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • اول


    •   SiiBB
    • 1 ماه،3 هفته
      • 2

    • اونی که خارش میکنه خودش سفارش میکنه
      کردنی رو باید کرد
      تو نمیکردی یکی دیگه میکرد


    •   Pesarkhoshform
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • دوستم ، حال کن دیگه ، کتگوری مورد علاقه ت


    •   دانیال65
    • 1 ماه،3 هفته
      • 2

    • داداش تو ایران همه پروازا تاخیر دارن
      تو با این داستانت و تاخیر شک انداختی بجون همه????


    •   mortezastranger
    • 1 ماه،3 هفته
      • 3

    • طرف خودش کص داده تو شرمنده شدی؟


    •   Aliniko110
    • 1 ماه،3 هفته
      • 2

    • کلا همه سکس ها غیر علنی هستند .اگه میخواستند علنی کنند چی میشد؟


    •   armanzp71
    • 1 ماه،3 هفته
      • 7

    • یعنی من اگه یه داستان بخونم که توش جمله(اوووف وای چی میدیدم)نباشه کل این جماعت دست به خایه رو شیرینی میدم


    •   badbunny76
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • تا "وای چی میدیدم" تحمل کردم کسشر های نابتو...


      این کلمه ی تخمی تو همه داستانا هستتتتتتت چرا؟


    •   نون زیر کباب
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • به قول خودت بهتره وارد جزئیات نشم فقط کیر تو این داستان
      کی زن کیه کی دوست دختر کیه چی شد کی بود


    •   لاکغلطگیر
    • 1 ماه،3 هفته
      • 4

    • همه ش که شد مستعار و نگم و بماند و ولش کن و اینا که


      با اسپری راست نکردی ولی بعد از اومدن آبت،دو سوته سیخ شد؟
      تنگ بود ولی کیرت میزد بیرون و به زور فشار دستت،جا می کردی؟
      خواه ناخواه تا قطره ی آخر میاد بیرون،فکر کردی کیر،انبار داره و یه مقدارش رو برای روز مبادا نگه می داره؟
      اَه به این جمله های تکراری اوووف،صورتی،لرزش،چندبار خواستن زنها برای ارضا شدن و... اَه اَه
      بروعمو


    •   hamishe_sikh
    • 1 ماه،3 هفته
      • 2

    • من قبلا هشدار داده بودم در مورد موجی از دهه هشتادیا که میخوان با نویسندگی پرواز کنن.همون با سیگار چس دود کردن هم میتونن پرواز کنن


    •   hamishe_sikh
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • من قبلا هشدار داده بودم در مورد موجی از دهه هشتادیا که میخوان با نویسندگی پرواز کنن.همون با سیگار چس دود کردن هم میتونن پرواز کنن


    •   محمد۷۴
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • کس شر محض و زایده مغز یک جقی


    •   zehnehashari
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • معلوم نیست با چن نفر دیگه بوده
      عذاب وجدان نداشته باش


    •   Behzadjafari
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • اسپری دندون زدی باز هم دخی ه دندون زد؟
      عجب دخی ه نفهمی بوده


    •   Nasr7070
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • یعنی اینطور با آب و تاب و دست تو شورت با تمام جزییات نوشتی از رفیقت شرمنده ای ؟ حالا شرمندگیو بزار کنار بیشتر توضیح بده آقای مرد !!!!


    •   tara.-tt
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • Wery مسخره


    •   Marshaall_Boss
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • " اوه....!!!...خدای من...چی می دیدم؟!!......"
      کس مامان جونتو میدیدی بیناموس خالی بند.سیکتیر کن با...انقدرم اصرار نکن که واقعیه...اگه واقعی بود نیازی به التماس و اصرار نبود.
      با اون کلیشه کیری و تکراریت.


    •   Marshaall_Boss
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • کله کیری دهاتی...چندبار پشمات ریخت؟
      در مورد استفاده از اسپری هم یه کس و پرتایی شنیدی...آخه حرومزاده،کی گفته اسپری رو زیر خایه میزنن؟آخرشم به لنگ ننت خندیدی که نصیحت کردی.


    •   zanbory
    • 1 ماه،3 هفته
      • 3

    • تو به نظرات بقیه کاری نداشته باش ایناحسودن کوص ندیده ان واقعا لذت بردم تمام داستانت واقعی بود کیف کردم ۸بار خوندمش .
      خب حالا بپردازیم به داستان واقعی که گفتی عزیز.
      تا مدرسم تموم شد .کارت پایان خدمت اومد.
      کدوم کشور درس میخونی که بمحض اتمام درس بجای مدرک پایان تحصیلی کارت خدمت میدن .ادرس بده منم برم کارت پایان خدمتموبگیرم.
      یه اکیپی بودید که هرشب باماشینهاتون بیرون میرفتید و پلیسم بدون دلیل ماشینهاتونو میخوابوند.
      یمدت بعد حامدو تو خیابان دیدی و البته اونموقع ماشین نداشتی وحامد تو رو تایجایی رسوند.
      خب چطور شد توی ده خط اول .ماشین داشتی نداشتی .بگذریم حالا میگیم داشتی بقیه هم میگن داشته.


      کلا داستانت واقعی بود کاملا مشخصه.


      خب عزیز دیگه به مابقیش نپردازیم ممکنه بقیه حسودی کنند بهت .یسوال ذهنمو درگیر کرده .
      اسپری دندون و از کجا خریدی شنیدم کسی که اسپری دندون میزنه به تخماش .مغزش از کار میفته و شروع میکنه کسشعر تف دادن.


      روی این ایموجیها عکس گذاشتن نمیشه احساساتمو واست بفرستم.
      فقط بگم از خنده روده بر شدم.
      پاشو پاشو گوشیتو خاموش کن زود بگیر بخواب تا بابات نیومده بالاسرت.
      ولی داستانت واقعی بود یادم بنداز بعدا لایک بدمت.


    •   misMehrdad
    • 1 ماه،3 هفته
      • 2

    • والا از زمان پارینه سنگی و انسان نئاندرتال، ملت همینطور غیر علنی کص میکردن.، یعنی میخواستی بیاریش تو صحن نماز جمعه و بیت رهبری بکنیش؟


    •   Mcj97
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • ب واقعی بودن یا نبودن داستان کاری ندارم...
      زن بخواد بده میده، تو نکنی یکی دیگه میکنه... جندس دیگه.
      پس بکن حداقل ی لذتی نصیبت بشه.
      مقصر کاملا زنه بود.


    •   Lithium.440
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • باز دمت گرم وجدان داری (clap)


    •   Yavarfaaqer
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • فرض بر اینکه ی بار از هواپیما جا موندین.چه دلیل داره عین سریال های ایرانی تمام جزئیات بر ربط رو توضیح بدی(فکر کردی باور پذیرتر میشه) جالبه بعدش ۲۴ رو خلاصه مینویسی بیس چار آخه کصخل بصورت عدد ۲۴ مینوشتی .کلا کصمیخ تشریف داری.نصفشو نخوندم


    •   Sohil.irani
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • تو این سایت چه راحت سکس میکنن. همه هم ایکس لارج هستند. چقدر چرندیات و ... آخه


    •   1373Mehrdad
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • تو همون دو خط اول ک کوس تف دادی ریدی تو داستانت بقیشم کسی نمیخونه


    •   Hamid43599
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • مثنوی معنوی نوشتی کوس خول


    •   toolejen
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • ای جقی راستگوی لعنتی


    •   9820321
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • پسری که تمام نسخه های بازی جی تی ای رو تو کونش فرو کرده بعد از کصخل شدن به نوشتن کصشعری در شهوانی روی آورده


      آخه کونی این گانگستر بازی هایی که تو میگی انجام دادین حتما توی تگزاس زندگی می‌کنی


      جمع کن کصخل بازی هارو


    •   Behzad.Jahani
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • aali


    •   Hasanimahdi1366
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • واقعا جامعه داره به کدوم سمت میره جایگاه خوب و بد عوض شدن خوبا شدن بدها شدن خوب


    •   parsabaharrad
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • رفیق زنتو گاییدم شرمنده...ایشالله قسمت شه توام زنمو به وقتش بگایی???


    •   serpico173
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • عشقی اگه یه جای اسپره به زیر تخمات به خود تخمات اسپری میزدی کسو ضایع نمیکردی.


    •   Mr.lanati
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • فوق سکسی؟ فوق سفید؟ اوووف چی میدیدی؟
      هنوز که هنوزه همچین بدنی ندیدی هنوز؟
      از راهنمایی کار میکردی در عین حال تمام مدت یا تو پارک بودی یا دور دور با ماشین؟ حدود بیست سالت بود ولی نمیدونی چند سالت بود؟ اون جنده نذر کرده بوده به تو بده و بره؟ معلوم نیست تو اون کارگاه ام دی اف بری حامد چه جوری گاییدت که این کسشعرارو سر هم کردی.


    •   Arash_hellboy12
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • خیلی طولانی بود توضیحاتت
      در کل خوشم نیومد


    •   Hamidarakii
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • ازین زنهای پست زیاده. تا دلت بخواد


    •   Mester.kir
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • اولا نوشتارت که خیلی کیری بود
      دومن وقتی اسپری دندون به ناحیه تناسلی زده میشه ،تخمات اب میشه انقدر که سوزش داره
      سومن چرا فاعل 80 درصد از داستانا اسمشون ارشه؟؟


    •   Mahsasadr
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • ۳۲تا دیس لایک ...بست نیست،؟؟؟


    •   مهرپویا
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • اولن وقتی لیدوکائین بزنی طرفت ساک بزنه کلا لب و دهنش سر میشه دومن تا حالا واقعا کس کردی؟اخه کس تف نمیخواد برادر دینی


    •   زندگی+فانتزی
    • 1 ماه
      • 0

    • لااقل یه ویرگول بذار ک مخمون نگوزه


      (رفیق اگه داستانو خوندی فهمیدی منم، بدون مقصر من نبودم)


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو