سکس قلام رضا و نازی توی جیگرکی

    1398/6/27

    سلام اهل دلا.من قلام رضام 37 سالمه سیبیل و ریش کلفتی هم دارم و قدمم اندازه این مشتیای قدیمه و خانومم یه چن وقتیه فوت کرده.یه وقتایی هم که مهمونی یا یه مجلسی میرم ریشامو میزنم و با کت و شلوار و کلاه مشتیا با یقه باز و سیبیل کلفت میرم مهمونی.چن وقتی بود خوارم ازدواچ کرده بود و از مجلسشون یه چن ماهی گذشته بود و من ریشامم کلفت شده بود.بنده تو یه جیگرکی تو تهرون کار میکنم و زن و مرد و بزرگ، کوچیک،پیر و جوون مشتریای منن و باهاشون مث خوار و داشم برخورد میکردم.یه رو یه خانوم خوشگله ای وارد جیگرکی شد و چن سیخ جیگر سفارش داد.لامذهب جیگر بود واس خودش.خوشگل و سفید و تاپ بود ولی من بخاطر باغیرت بودنم سعی میکردم نگاش نکنم.غذاشو که تموم کرد خواست بلند شه بره
    +هی تو که پول ندادی واس چی بدون حساب کتاب میری؟
    برگشت و روی صندلی خودش نشست و بهش گفتم
    +پ چرا پولو نمیدی
    با یه نگاه مظلومانه بهم نیگا کردو گفت
    -راستش...راستش واقعا پول ندارم بت بدم ولی میتونم یکاری برات انجام بدم.گوشاتو بیار جلو تا در گوشت بگم
    من گوشمو اوردم جلو و گفت میخوای بهت یه حالی بدم
    منم بدجور عصبی شدم و پشت گردنشو گرفتم پرتش کردم از جیگرکی بیرون و با صدای بلند و جلوی زن و بچه های مردم گفتم
    +کونی،زن جنده!گورتو گم کن تا دهنتو نگاییدم.
    ملت یجور بم نگاه میکردن منم بشون گفتم
    +هان؟چیه؟چه مرگتونه اینجوری نیگا میکنین؟؟
    نزدیک یه ماه از اون ماجرا گذشته بود و منم دو دل شده بودم که باش حال کنم یا نه.یه رو برگشت تو جیگرکی و خواست سفارش بده با یه لحنی بش گفتم
    +پول غذای قبلیتو ندادیا.اول اونو بدش تا بهت سرویس بدم.
    -ببین،من واقعا گشنمه.پولم ندارم چیزی برا خودم بخرم تورو خدا اجازه بده حداقل ماهی یه بار بیام اینجا تورو خدا.
    منم دلم واسش سوخت و گفتم
    +باشه ولی به یه شرط
    -هر کاری بگی برات انجام میدم
    +باشه،تو باس بری ظرفارو بشوری و هر رو جیگرکی رو تمیز کنی و کمک دسم باشی تا بتونی هفته ای یه بار بتونی جیگر بزنی.
    -اخ جوون.کمکت میکنم
    +پس شمارتو بده باهم در ارتباط باشیم
    -باشه.
    +راسی اسمت چیه؟
    -نازی م.تو اسمت چیه؟
    +قلامرضام.بم بگی مشتی خوشم میاد
    -خب مشتی.از کی شروع به کار کنم؟
    +هر وقت که جیگر خوردنو تموم کردی اونوقته که میتونی شروع کنی.
    راسش من از وقتی که خانومم فوت کرد به دخترا علاقه ندارم و همجنسگرام(البته نمیدونم همجنسگرام یا همجنسبازم) و پسر خوشگلارو میکنم ولی داشتم یه حسی بهش پیدا میکردم کم کم.یه ساپورت تنگ پوشیده بود کیونشم خوشفرم بود موهاشم رنگش طلایی چشاشم سبز بود ممه هاشم خفن.
    هر وقت آخر شب میشد من معمولا پرده جیگرکی رو میکشم و درو قفل میکنم که اونجارو تمیز کنم و بعد ساعت 12 میرم خونه.اون شب من رفتم از مغازه جفتیم دوتا فلافل سفارش دادم و بردم تو جیگرکیم و مغازه رو بستم تا کسی مزاحم نشه.وقتی که تمیزکاریش تموم شد از تو یخچال دوتا نوشابه دراوردم و با فلافل خوردیم.بعد از اینکه فلافلو زدیم شرو کردیم به دردو دل کردن که آره زندگی اینجوریه و فلان و بهمانه و از این حرفا و گفت که یه شوهر دارم که مرتب شیشه میکشه و گاهی وقتا هم روانی بازی درمیاره و وسایل خونه رو خراب میکنه. یه روز که میخواستم از دست شوهرم از خونه بزنم بیرون تو ساکام وسایل و لباسامو میزارم و یادم میره که لوازم آرایشیامو بردارم میرم تو اتاق تا میخوام برگردم شوهرم با چاقو انتظارمو میکشیده و بهم حمله ور میشه و منم از دست پاچگی لباسارو جا انداختم و چون که پولم ندارم مجبورم همین یه ساپورت و مانتو جلوبازمو بپوشم.
    منم ناراحت شدم و بش گفتم
    +خو میزنگیدی به پلیس
    -نه بابا.ولش کن چکارش کنم.میزارم بگذرونه دو روز زندگیشو.فعلا وارد جزئیات نمیشم.راستی اجازه میدی اینجا بخوابم چون جایی برای خوابیدن ندارم.منم بش اجازه دادم همونجا بخوابه و منم رفتم خونه خودم.صب که از خواب پاشدم دیدم یه نفر تو تل برام سلام فرستاده بنده هم واسش سلام فرستادم.بعد باهم شروع کردیم چتیدن و فهمیدم نازیه.چن مین گذشته بود و منم با نرم افزار هک تلگرام اومدم هکش کردم و دیدم اوه.جنده خانوم چقد دوس پسر دارن و اکانتایی که توشون پسرایی رو که عکس کیر کلفت و نسبتا سیاه و بزرگ بود رو سنجاق زدن.مکالماتشونو که میدیدم فهمیدم که جنده خانوم هم کون میده هم کوس میده!!
    رفتم تو جیگرکی و غذا درست میکردم و هر دقیقه هم کونشو دید میزدم و فک میکنم فهمید که دارم نگاش میکنم.
    شب شد و طبق معمول مغازه رو بستم.خم شده بود و داشت اشغال جمع‌میکرد که یهو من از پشت به کونش چسبیدم وااای که چقدر حال کردم یهو برگشت و گفت
    -چکار داری میکنی؟
    +مگه تو تا یه ماه پیش نمیگفتی بت حال میدم
    -چرا ولی اونموقع فرق میکرد
    +پس اخراجت میکنما.
    -باشه،میرم تو فلافلی جفتیت کار میکنم
    +هه،تنها جایی که جنده قبول میکنه اینجاست حالا خود دانی.
    فرداش رفت فلافلی جفتیمون و اونم پرتش کرد بیرون و دوباره برگشت پیشم و معذرت خواهی کرد منم گفتم عذرتو قبول میکنم به یه شرط!
    -چه شرطی؟
    +هر روز بهم حال بدی
    -اووه بهت حال بدم؟حداقل یه ساک واست میزنم.
    +باشه.
    شب شد و مغازرو بستم.لباسامونو در اوردیم و از بالای کیرم تا زیر نافم یه لیس سفت چن بار کشید کیرم نیمه شق‌شده بود.جلوم زانو زد و می خواست برام ساک بزنه بش گفتم صبر کن بریم خونم اونجا ساک بزن.بلند شدیم سوار پرایدم شدم و رسیدیم خونه.تو اسانسور اینقد مالیدمش نزدیک بود کیرم خودش دست و پا دراره و بپره تو کوسش.از اسانسور پیاده شدیم و رفتیم تو خونه.از تو یخچال یه خامه و عسل در اوردم و باهم قاطی کردم و رو کیرم مالیدم گذاشتم تو دهنش حسابی کیرمو لیسید،بعد از اینکه حسابی لیسید تو دهنش تلمبه‌زدم حسابی و کلی لذت بردم.بعد از اینکه کیرمو در اوردم کیرم لیز لیز شده بود.بهش گفتم میخوام یکم سوراختو‌ بخورم و اونم قبول کرد ، رفت توالت و خودشو خالی‌کرد بعد که در اومد جلوم نشست و داگی شد که کونشو بلیسم.یکم لیسیدم وااای چه خوشمزه بود.تا بیاد متوجه بشه کیرمو با فشار کردم تو کونش و یکم که زور زدم سرش رفت یه جیغ کشید، خواست در بره پهلوهاشو سفت گرفتم و کیرمو با فشار کردم تو وااای چه لذتی بردم.با اینکه کونای زیادی رو کردم و کون کردن هم آسون نی ولی این یکی راحت تر بود و حدس میزنم حداقل از کون یه چهار باری داده.نگه داشتم تو کیونش یه یک دقیقه ای نگه داشتم.بعد شروع کردم به تلبمه زدن و کوسشو حسابی مالیدم.حسابی تو کونش تلمبه میزدم و کونش هم حسابی میلرزید.جووون چه کونی بود.یه چن دقیقه گاییدمش‌ و هوس کوس کردم.کیرمو در اوردم و کردم تو کوسش ولی کوسش گشادتر بود.یه چن دقیقه هم کوسشو گاییدم که یهو ارضا شد.حس کردم منم میخواد ابم بیاد.کیرمو در اوردم و دوباره کردم تو کونش و چند ثانیه هم تلمبه زدم تا اینکه کیرم مثل شیلنگ اتش نشانی که وقتی تا ته بازش میکنی اب میپاشه کیرمم عین اون آب تو کونش پاشید و کونشو پر اب کییییر کردم‌.
    بعد از اون ماجرا هر روز میگامش.


    نصیحت من به شما:هر وقت که خواستین کون بکنین یا کسی خواست براتون ساک بزنه رو کیرتون خامه و عسل بمالید
    موفق باشید.
    نوشته: جنتلمن واقعی

  • 1

  • 33




  • نظرات:
    •   fatzadilove
    • 1 ماه
      • 4

    • کیرم تو تخیلت


    •   lovely_grl
    • 1 ماه
      • 13

    • آقا من هرشب از پایین داستانای جدید رو میخونم ولی تیتر این داستانو دیدم و فقط اومدم بهت بگم خااااااک برسرت قلام رضا آخه؟؟؟؟ چرا جا اینکه پا درس و مشقتون باشید میاید داستان آپ میکنید (dash)


    •   هههههههههههه
    • 1 ماه
      • 2

    • (sick)


    •   وب.گرد
    • 1 ماه
      • 15

    • خنده دارش این بود که هر چی منتظر جاهای طنزش شدم که یه کم بخندم بازم به در بسته خوردم و نقشم نقش بر اب شد (biggrin) (dash)


    •   MFM_iran
    • 1 ماه
      • 6

    • از آسانسور پیاده شدید کرایه را تو حساب کردی یا اون؟ راستی اوسکول دهاتی کفشاتو چرا جلوی آسانسور درآوردی؟


    •   لاکغلطگیر
    • 1 ماه
      • 4

    • از کون به کُس و بعد دوباره کون؟؟
      چرا خیلی ها عقده ی این کار رو دارن؟
      مثلاً خواستی بگی خیلی کثیف کاری؟


      اون که گفت نهایتش برات می خوره،شوهرم که داشت،چطور بی هیچ مقدمه ای راضی شد و دوبله و دوطرفه بهت داد؟
      بسه بابا...هر خودتی!
      در پایان،کجاش طنز بود مردک؟


    •   Ares.1
    • 1 ماه
      • 4

    • چرا داستات تگ طنز خورده؟!


    •   shahx-1
    • 1 ماه
      • 8

    • الان باید بخندیم؟؟ (dash)


    •   Mahdi076
    • 1 ماه
      • 6

    • امیدوارم چند روز دیگه که مدرسه ها شروع شد شاهد پایان
      آپلود این کستان ها بشیم
      ادمین مگه چاقو گذاشتن زیر گلوت
      خو لامصب یه دور خودت بخون
      دستتم از تو شرتت در بیار آفرین
      به قول امام:خداوند همه ما را آدم کند


    •   Diplomat_pv
    • 1 ماه
      • 2

    • خیلی خوب بود ادامه بده لایک اول


    •   پسرمطیع
    • 4 هفته،1 روز
      • 3

    • تنها قسمت طنز داستانت بیسوادی و املای فاجعه بود اخه قلام؟ یعنی تو زندگیت تا حالا ندیدی غلام درسته یعنی حتی تو خودت فکر نکرد یه ذره قلام نا مانوسه و یه جوریه بذار بنویسم غلام شاید آشناتر باشه شکلش؟؟؟!!!!


    •   پسرمطیع
    • 4 هفته،1 روز
      • 4

    • در ضمن موندم اون یه نفر جاکشی که تورو لایک کرده کیه


    •   حصبه_حال..
    • 4 هفته،1 روز
      • 3

    • اومدم بگم من کیرم دهن اون غلام رضا با همچین هیبتی ک تو این سایت باشه و داستانم بنویسه ? مجلوق


    •   doki-kar balad
    • 4 هفته،1 روز
      • 7

    • من مرده اون اسم آخر داستانم!
      جنتلمن واقعی خود تویی به مولا، باقی اداتو در میارن!!
      فقط شرمنده، شب بود سیبیل هاتو ندیدن بچه ها، یکم شل کن صبح شده،،، دوستان سر میرسن!


    •   m...h...a...
    • 4 هفته،1 روز
      • 4

    • تخمی مثلا این طنز بود؟؟برو داستان امل کلثوم رو بخون تا بفهمی طنز چیه نکبت...دیسلایک


    •   Scott12
    • 4 هفته،1 روز
      • 5

    • قلام رضا؟ چرا مشقاتو ننوشتی؟ چرا املا رو 2شدی؟ پسر بد.الان باید ببرمت عمو رستم درست رو بهت یاد بده.
      ادمین زحمتکش گل فهمیدم طنز رو برا چی زدی خداییش دمت گرم خیلی خندیدم.


    •   Nikolfidas
    • 4 هفته،1 روز
      • 3

    • قولوم رضا کم گوه بخور کم کون بده ادا مشتی پشتی هم نمیخواد در بیاری تو فعلا با ریشو سیبیل تخمیت بیا کیر منو ساک بزن تا گنده شی


    •   lezatbebarim
    • 4 هفته،1 روز
      • 2

    • چقدر حماقت زیاد شده کمی احترام برای خواننده ها قایل باشید اینطور که از ابتدا و سردر داستان غلامرضا روقلام نوشتی متوجه شدم و قسمت کوچک در حد ده خط ازوسط داستان خواندم وفهمیدم بدرد خوادن نمیخوره


    •   .ReyBan
    • 4 هفته،1 روز
      • 4

    • چرا فقط اولش داش مشتی نوشته بودی
      کص موتور هک نکنی مارو تلگرام نداریم ما


    •   Attlantenik
    • 4 هفته،1 روز
      • 3

    • بخنديد بابا بخنديد ضايع نشه طفلي


    •   Ice_flower
    • 4 هفته،1 روز
      • 2

    • جم کن کازه کوزه ات رو مامورا اومدن خخخخخ


    •   Ice_flower
    • 4 هفته،1 روز
      • 3

    • راستی نرم افزار هک تلگرامت چیه؟!
      بگو لازم میشه!


    •   Koshti.pars
    • 4 هفته،1 روز
      • 3

    • من مور مورم شد بجای خندیدن
      ننویس دیگ مگه یقت کردن یا چاقو گذاشتن زیرا ننویس برو یه کار دیگ کن میخوای ملتو بخندونی ننویس خیابون انقلاب رو عقب عقب برو یا نوشابه خانواده رو با خیار بخور باعث خنده میشی از راه راه نوشتن هیچ پخی نمیشی
      پس ننویس
      با تشکر


    •   mardelor
    • 4 هفته،1 روز
      • 3

    • معلومه از کونی های واقعی هستی جنتلمن مشتی !!!


    •   hamid30gari
    • 4 هفته،1 روز
      • 5

    • ریدی عزیز،
      من متوجه اون تگ طنز اون بالا نشدم یعنی این الان طنز بود؟
      چرا فکر میکنی بامزه ای؟چرا فکر میکنی با غلط املایی بنویسی با مزه تر میشی؟
      دیسلایک
      موفق باشی؛


    •   Cukur
    • 4 هفته،1 روز
      • 2

    • این مشخصات و طرز حرف زدن و تخیلات تخمیت بیشتر به یه بچه کونی کم سن میخوره ک کونشو گشاد کردن الان عقده مشتی بازی داره برو بچه چوسو
      دیس تو سیبیلت کونی


    •   toolejen
    • 4 هفته،1 روز
      • 2

    • اخه تو که نمیتونی اسم خودتو بنویسی چرا میخوای داستان بنویسی قلام جقی؟؟؟؟؟


    •   Detergent
    • 4 هفته،1 روز
      • 3

    • فازت چیه ادمین؟!!
      این داستان ها رو تایید می کنی؟!!!


    •   nasrin1980
    • 4 هفته
      • 1

    • قلام؟؟؟!؟ یعنی ممکنه یک نفر حتی بلد نباشه اسم خودش
      رو درست بنویسه؟؟!! درسته تا حالا داستان واقعی تو سایت نخوندم. ولی حداقل غلط املایی در حد نوشتن اسم خودت؟!؟!!


    •   sepehr.sy1
    • 4 هفته
      • 2

    • آقا تلگرام که به این راحتیا هک نمیشه
      اصن خود تلگرام گفته داداش بیا تو هک کن ما جایزه 300 هزار دلاری بهت میدیم
      اینها هک های کسشری هم که زیاد شده بر مبنای مهندسی اجتماعیه
      که اگه ادم کسخولی نباشه هیچ جوره شما نمی تونی هکش کنی
      کیر تو کون اون یک نفری که لایک داده


    •   mrchicco
    • 4 هفته
      • 0

    • خیلی موافق دوستانی که غلط املایی یا تایپی میگیرند نیستم خوب بعضی ها سوادشون همین قدر هست یا مشکل تایپ هم هست اما خوشم اومد اقلا حرفی از سایز قد و وزن ن کیر نبود من نکیدونم چرا دوستانی که داستان مینویسند حتما باید در مورد قدشون توضیح بدند
      اما در مورد داستان واقعا حرفی ندارم اینقدر اوضاع جامعه نابسامان هست که نشه گفت دروغه به هر حال برای این دوست عزیزمون اززوی موفقیت دارم


    •   qwee021
    • 4 هفته
      • 0

    • ببین ی چی میخام بگم در گوشت تو جم خوبیت نداره


    •   qwee021
    • 4 هفته
      • 0

    • ای خواااا/ا
      ااااا/.رتو گااااااااااا/.بییدم مشتی


    •   qwee021
    • 4 هفته
      • 1

    • اون ی نفر ک لایک داده بهت همون فلافلیه جفتی مغازته منتظره امشب پرده ی مغازه رو بکشی بخاطر این لایک یه ساک مجلسی مرامی براش بزنی


    •   Saeed4052
    • 4 هفته
      • 0

    • اصل داستان اینجوره، تو تو خیابون منتظرماشین بودی یهویی یه ماک جنگی ترمز میکنه و یه دیلاق سبیلو مشتی میادو میبره میسابونتت جوری که خارت ازدواچ میکنه، از قضا اخر سرهم ابشو میپاچه رو صورتت ریشت کلفت بشه، کلام اخر منقل جیگرکی از پهنا با زغال تو ماتحتت قلام گوزا


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو