سکس لاپایی با یک پسر غریبه

1397/11/22

سلام به همه دوستان
من سینا 38 سالمه این داستان رو که براتون می نویسم برمیگرده به یک سال پیش
من یه مرد متاهل هستم که واقعیتش رو بخواهید علاقه شدیدی به پسرهای کم سن دارم . یه روز که مغازه رو بستم و رفتم خونه وقتی خونه رسیدم متوجه شدم که گوشیم مونده مغازه برگشتم که گوشیم رو از مغازه بردارم دیگه حوصله شلوار پوشیدن رو نداشتم چون مغازه نزدیک خونمون بود با زیر شلواری و تی شرت راه افتادم سمت مغازه .
رسیدم مغازه و گوشی رو برداشتم و حرکت کردم طرف خونه یهویی متوجه شدم یه ماشین پژو مشکی که رانندش یه پسر حدود 18 ساله بود نگه داشته و به من اشاره میکنه که سوارش بشم منم بهش گفتم که نه ممنون خونه نزدیکه و میخام پیاده برم اون پسره چندبار بهم گفت که لطفا سوار بشم منم خواسته شو رد نکردم و سوار شدم وبهش گفتم خیلی ممنون راه نزدیکه مزاحمتون نمیشم و این حرفها که پسره راه افتاد یه کم که رفتیم دستشو گذاشت رو پاهامو گفت چرا با زیر شلواری هستی ؟ خندیدم و گفتم راه نزدیک بود دیگه نخواستم لباس کامل بپوشم همینطوری دستش رو پاهام بود که دیدم یواش یواش دستشو آورد سمت سالارم منم چیزی نگفتم و همینطور ساکت نشستم سالار هم که خودتون می دونید با یه حرکت شورع کرد به سیخ شدن پسره بهم نگاه کرد و با لبخندی پر از شهوت بهم گفت انگار بدش نیومده خندیدم و بهش یه نگاه کردم و گفتم خب اگه به سالار تو دست بزنن سیخ نمیشه مگه ؟ دستمو گرفت و گذاشت رو کیرش و گفت بزار یه امتحانی بکنیم تا دستم به کیرش خورد دیدم کیرش سیخه اوففففف چه کیری هم کلفت و هم دراز بهش گفتم پسر تو با این سنت این کیر رو داری ؟ خندید و گفت خوشت اومد ؟ منم گفتم من که خودم یکیشو دارم دختر هم نیستم که خوشم بیاد تعجب کردم فقط . گفت میخای این کیر بره تو کونت ؟ اولش تعجب کردم بعدش دیدم نه
این پسره حرفش خیلی جدیه گفتم پسر خوب من کونی نیستم ولی اگه بخای کون بدی بریم سر اصل مطلب .
گفت اگه بخای بریم دوطرفه یه حالی بکنیم منم هوس کیر کردم گفتم دوطرفه که نه اگه بخای من فقط می کنم بالاخره قبول کرد رفتیم بیرون شهر یه جای خلوتی پارک کرد همه جا تاریک بود و مطمئن هم بودیم که کسی این طرفها نمیاد از ماشین پیاده شدیم و رفتیم صندلی عقب ماشین من بغلش کردم و کیرمو چسبوندم به کونش و یه کم از رو شلوار مالوندمش و کیرش هم گرفتم دستم . کیرش خیلی خوب بود نمی دونم چی شد یهویی بلندش کردم و بهش گفتم دراز بکش اون دراز کشید من بی مقدمه کیرش رو گرفتم و مالوندم با دستم و بعدش شروع کردم به ساک زدن طوری بهش ساک زدم انگار که یه ساک زن حرفه ای بودم گفت یواشتر اگه ا
ینجوری پیش بریم من آبم میاد گفتم پس باشه ساک نمی زنم دیگه بهم گفت پس بکش پایین تا اول من بکنمت اصلا تعارف نکردم و خودمو حاضر کردم بهش گفتم فقط لاپایی باشه چون خودت میدونی هیچکدوم برای سکس داخل کون موقعیتشو نداریم خب معلومه که هردومون تمیز نبودیم باید تنقیه بشه دیگه قبول کرد و لاپایی یه ده دقیقه ای باهام ور رفت تا اینکه آبش اومد و بهم گفت آبمو باید بخوری منم چیزی نگفتم و کیرش رو گذاشت دهنم و هرچی داشت ریخت تو دهنم .
نوبت من شد که بکنم لای پاش دیدیم یه ماشین میاد طرفمون با عجله خودمون رو جمع کردیم و از اونجا دور شدیم بعدش هرکی رفت سمت خونه خودش . دیگه از اون روز به بعد اون پسره رو ندیدم . این بود ماجرایی که من داشتم و بجز اون جریان هیچ خاطره ای با هیچ کسی ندارم . ممنون که وقت گذاشتین رو داستان منو خوندین .

نوشته: سینا


👍 2
👎 15
34653 👁️

     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

747372
2019-02-11 20:45:13 +0330 +0330

وات د فاک!

0 ❤️

747374
2019-02-11 20:49:23 +0330 +0330

پیره خرفت ه اب کیرخور قباحت داره

1 ❤️

747391
2019-02-11 21:09:13 +0330 +0330

خوبه حالا نمیخواستی بدی خدارحم کرد وگرنه باید ۴ صفحه توضیح المسائل میخوندیم ببینیم آداب تنقیه چیه، مردک باسن دریده.

1 ❤️

747409
2019-02-11 21:35:19 +0330 +0330

براش ساک زدی حرفه ای.آب ش روهم خوردی .بااولین برخورد این همه ازخودگذشتگی کردی
بعدمیگی فقط همین یکبار بود.مگه میشه

0 ❤️

747437
2019-02-11 22:35:58 +0330 +0330

متاهلی با شلوار خونگی رفتی بیرون بعد رفتید خارج از شهر ??? ناموسن یجوری مینوشتی باور کنیم حداقل

1 ❤️

747502
2019-02-12 06:07:39 +0330 +0330

کس خول اون فرشته بگامت خداونده هر چند وقت یبار با یه قیافه میاد زمین یواشکی یکی ومیگاد ومیره خاک تو سرت اگر کون نمیدادی ومیکردیش هرچی آرزو داشتی وخدا برات براورده میکرد ولی افسوس کونی بودی …

2 ❤️

747599
2019-02-12 20:51:39 +0330 +0330

چرا واقعا؟ این بود آرمانهای امام؟ نه واقعا چرا؟

0 ❤️

787031
2021-01-18 04:38:32 +0330 +0330

واقعا خیلی وقت ها نظر خواننده های داستان قشنگتر از داستان هست،،،،،داشتن که طرف نمیخواست بده،،،،

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها







Top Bottom