سکس لذتبخش با بچه مایه دار

    آخرین چفت سوتینمو باز کردمو روی زمین پرتش کردم که سینه های گردم قلمبه بیرون افتادن


    علیرضا خمار مشغول تماشای بدنم بود
    جلوتر رفتمو بدن لختمو به تنش چسبوندم
    علیرضا خنده ی بلندی سر داد ؛
    باسنمو به برجستگیش چسبوندمو تکون دادم که از بغل شورتمو دور انگشتش پیچوندو بالا کشید
    احساس میکردم شورتم داره جرم میده ناله ی بلندی سر دادم که با یه حرکت از زمین بلندم کردو روی دوشش انداخت
    کشیده ی صدا داری رو باسنم کوبید ؛
    امروز میخوام تو ارضام کنی ملوسک
    روی تخت که پرتم کرد نگاهم به ساعت رو دیوار افتاد با استرس گفتم ؛
    زودتر تمومش کن علی
    تا یک ساعته دیگ دخترم از مدرسه برمیگرده
    مشغول باز کردن دکمه های پیرهنش شد ؛
    اصلا بهت نمیاد دختر مدرسه ای داشته باشی.
    با عشوه سینه هامو تو مشتم گرفتمو خندیدم ؛
    من چهارده سالگی ازدواج کردم
    درسا سوم راهنماییه ساعت دوازده از مدرسه برمیگرده زود باید بری
    کمربند شلوارشو باز کردو با شورت روم افتاد ؛
    خب مگه چی میشه میگیرم اونم میکنم
    تو که میدونی قابلیتشو دارم همزمان به چند نفر حال بدم ترمه جون
    چشم غره ای رفتم ؛ بیخیال درسا شو...
    پاهامو بالا گرفتمو رو به علیرضا ؛
    نمیخوای بهشتی که زیر شورتم قایم شده رو ببینی؟!
    محکم زیر باسنم کوبید ؛
    من عاشق زنای بیوه ام
    چشمم که به شورتش افتاد آب دهنم راه افتاد
    هیکل علیرضا هر زنیو مجذوب خودش میکرد...
    همیشه آرزوم بوده با دوتا پسر مثل علیرضا همزمان رابطه داشته باشم...


    عاشق سکس گروهی و حتی یه لزه دونفره همراه یه پسر بودم
    اکثر مواقع این کارو واسه پول انجام میدادم ولی علیرضا فرق داشت
    پسر مایه داری بود که همه ی دخترا به خاطر پول دورو برش بودن
    به هیچ کس اعتماد نداشت
    ولی من تونسته بودم با محبت بهش اعتمادشو جلب کنم
    راستش از هرزه بازی خسته شده بودم
    دلم میخواست زندگیه جدیدی شروع کنمو بقیه عمرمو تو آرامش سر کنم
    با دردی که تو سینه ام پیچید فکر از سرم پرید
    چشمامو که چرخوندم علی روم خیمه زده بودو نوک سینه مو به دندون میکشید
    آخ بلندی گفتمو سینه ی دیگه مو تو مشتم فشردم
    همینجور که علیرضا مشغول میک زدن بود کمرمو بالا گرفتمو پایین تنمو به برجستگیه مردونش چسبوندم
    کمرمو که تکون میدادمو بهش می مالوندم بزرگ شدنشو به خوبی احساس میکردم
    سرشو که بالا گرفت با یه حرکت بلندم کردمو روی خودش گذاشت
    با مهارت باسن بزرگمو روی مردونگیش گذاشتم
    کف دستامو دو طرف بدنش روی تخت گذاشتمو لباشو بوسیدم
    زبونمو بیرون آوردمو از زیر گردن تا روی سینه اش ادامه دادم
    نوک سینه اش حسابی برجسته و سفت شده بود
    با واژنم ضربه ی کوچیکی به پایین تنش زدم که داد زد ؛
    برو سر اصل مطلب داره جر میخوره...


    با لوندی از روش بلند شدمو دستمو روی شورتش گذاشتم
    همین که پایین ‌کشیدم با دیدنش چشمام برق زد
    سفت و برنز و خوش فرم
    همونی که میخواستم
    آروم دست گرفتم
    داغه داغ بود
    علیرضا ناله میکردو آروم قرار نداشت
    با قرار گرفتنش توی دستم سرمو جلو آوردمو آب دهن کشداری از دهنم روش ریختم
    با لیز شدنش کارم راحت تر میشد
    چند باری بالا پایین کردم
    تا خواستم سرمو خم کنمو زبون بزنم با آه بلندی که علیرضا کشید تمام منیش با سرعت بیرون زدو روی سرو صورتم پاچید
    خنده ای از رو شهوت سر دادم و آبشو سکسی وار از صورت به سمت زبونم هدایت کردم
    علی از جاش بلند شدو لیسی به صورتم زد ؛
    _عروسک خیلی وقت بود سکس نداشتم
    کمرم داشت منفجر میشد
    از دفعه های بعد به این زودی نمیاد
    مطمئن باش به تو بیشتر خوش میگذره
    ...اینو گفت و پاشد همه ی لباساشو پوشید.
    انگشتمو با ولع لیس زدمو رو به شکم روی تخت افتادم ؛
    _ولی من هنوز ارضا نشدم
    سرشو کنارم گذاشتو آروم گفت ؛
    _الان؟
    _اوووووم ....
    _چشم جوری ارضات میکنم که تا عمر داری یادت نره.
    لبامو غنچه کردمو سرمو خم
    خودشو از پشت بهم چسبوند
    دستش رو شکمم نشستو به خودش فشار داد که ماهرانه باسنمو عقب دادم که خوب حسش کنه
    با حرکتای آروم و ریزی باسنمو حرکت میدادم تا قشنگ تحریک شه
    مشغول باز کردن دکمه های پیرهنش بود
    دستمو دراز کردمو با باز کردن آخرین دکمه جامو باهاش عوض کردم


    ناخنای انگشتمو از دستاش رو به بالا حرکت دادمو شک کوچیکی به نیم تنه ی لختش وارد کردم
    فرصت انجام حرکتی بهش ندادمو با کوبیدن دستام رو سینه اش روی تخت هلش دادم
    نیم خیز روی تخت افتاده بود که زانوهامو رو طرف پاهاش گذاشتمو روش خیمه زدم
    انگشتام لای موهاش رفتو لبام لباشو نشونه گرفت
    موهاشو محکم میکشیدمو لباشو میمیکیدم
    دست آخر زبونمو بیرون آوردمو از زیر چونه اش تا نوک بینیشو لیسیدم
    جون کشداری حوالم کرد
    حسابی نفس نفس میزد مشخص بود دیگه تاب دلبری نداره
    روی تخت پرتم کردو دوباره بدنمو برانداز کرد
    آرنجامو تکیه گاه قرار دادمو پاهامو کمی از هم باز کردم
    دمر روی تخت دراز کشیدو زبونشو از نوک پام رو به بالا حرکت داد
    با رسیدن زبونش روی لبم بوسه ای به زبونش زدم که هات تر از قبل ازم فاصله گرفت و یکی از پاهامو بالا گرفت
    با گذاشتن انگشت پام تو دهنش آه بلندی سر دادم
    حساس ترین قسمت بدن من انگشتای پاهام بود
    جایی که حتی پدرام شوهرم کشفش نکرده بود
    با آه بلندی که من کشیدم قشنگ متوجه شدو به حرکتش سرعت داد
    زبونشو لای انگشتای پام میکشیدو میک میزد
    آب دهنشو با هربار زبون زدن روی پام میریخت که این کار بیشتر تحریکم میکرد
    دیگه طاقت نیاوردم
    پاهامو دور گردنش چنبره زدمو به خودم فشردم که سرشو لای پاهام بردو کنار آلتم ساکن موند
    بدجوری تحریک شده بودم
    میخواستم فقط ارضام کنه
    نفس عمیقی کشید که با برخورد بازدم گرمش لای پام دستمو رو سرش گذاشتمو به داخل فشارش دادم
    بوسه ی داغی وسط پام زدو از پایین تا بالارو از رو شورتم لیس عمیقی کشید...
    مچ پاهامو به هم چسبوندو بالا گرفت
    خودمم کمکش کردمو کمرمو بالا بردم
    شورتم هنوز پام بود . دست دراز کردو شورتمو از لای پاهام بیرون کشیدو درش آورد
    نگاهی به شورتم انداختو توی دستاش مچاله کرد
    سمت دهنش بردو شورتمو عمیق بو کشید .با این کارش دیوونه ترم کرد.
    پاهام هنوز بالا بودنو کصم از لای پاهام بیرون افتاده بود
    همونجور که محو نگاه کردنش بود پاهای بهم چسبیدمو بالاتر برد تا بیشتر بیرون بزنه
    تو چشمام زل زده بودو این کارش بیشتر قلقلکم میداد
    همونطور که مشغول نگاه کردن به من بود آب دهنشو از بالا روی واژنم ریخت که سینه هامو تو دستم مشت کردمو بلند ناله کردم...


    چهار دستو پا خودشو بالا کشیدو یکی از سینه هامو تو مشتش گرفت
    میخواست واسه جر دادنم التماسش کنم ولی کور خونده بود
    من یه ساله تموم بدون اینکه به بکارتم کاری داشته باشم قبل ازدواج با پدرام سکس میکردمو ارضا میشدم
    .
    با دست یکی از سینه هامو بیرون انداختمو با چشمای ریز نگاهش کرد
    سینه های گرد و خوش فرم با نوک صورتی که بهش چشمک میزد
    سرشو پایین بردو بی هوا نوکشو به دندون گرفت که جیغ بلندی کشیدم
    انگشتشو وارد دهنم کرد که تا ته داخل فرو کردمو مشغول میک زدنش شدم
    همونجوری که نوک سینه مو به دندون گرفته بودو سرشو بالا پایین میکرد با چشمای پر از شهوت به لبام زل زده بود
    مچ دستش تو دستم بود
    هر از چند گاهی انگشتشتو بیرون میکشیدمو از سر تا نوک میلیسیدم
    سرشو که بالا میاورد نوک سینه م حسابی کش می اومدو دردش به استخونم میرسید
    انگشتش هنوز تو دهنم خیس میخورد که یهو بیرون کشیدو از بغل هلم داد
    قمبل کرده بودم که بی هوا انگشتشو وارد سوراخ باسنم کرد
    آهی از درد کشیدمو سرمو به بالشت چسبوندم
    با جلو و عقب کردن انگشتش تو باسنم حس لذت عجیبی تمام تنمو فرا میگرفت


    با فرو کردن انگشت بعدیش دندونامو بهم ساییدمو لبمو به دندون گرفتم
    .
    دستامو دو طرف باسنم گذاشتمو تا میتونستم لپاشو از هم باز کردم
    کشیده ی صدا داری زیر باسنم کوبید که لرزشش چند ثانیه ای طول کشید
    لبشو رو باسنم گذاشتو بوسه ای زد ؛
    اوف دردت گرفت؟
    تا خواستم لب باز کنم جفت انگشتاشو دوباره وارد دهنم کرد
    واسه اینکه خودم کمتر درد بکشم حسابی میک میزدمو خیسش میکردم
    تک خنده ای زدو به آلتش اشاره کرد ؛
    جوووووون اینو بخوری
    نگاهی به آلتش که حسابی تو شلوارش بزرگ شده بود انداختم
    با زبون لبمو تر کردمو با عشوه گفتم ؛
    _اوووم عاشقشم علی...
    سه تا انگشتشو با هم فرو کرد.
    بازی انگشتاش توی کونم دیوانه کننده بود...
    رفته رفته
    سه تا انگشتش توی سوراخ باسنم بیشتر جا باز میکردن و سوراخم گشادتر و بازتر میشد... کشیدگی دیواره ی معقدم رو بخوبی احساس میکردم...
    یهو انگشتاش رو دراورد.شلوار و شورتشو باهم کند و انداخت اون سر تخت...دستمو گرفت و روبه کمر خوابوندم ...خم شد روی بدنم...
    شروع کرد گاز گرفتن سینه هام و مکیدنشون ،همونطور که سینه هامو میداد داخل دهنشو میاورد بیرون دستشو برد
    زیر شکمم و با چوچولم بازی میکرد...
    به معنای واقعی دیوونه شده بودم و داشتم با صداي بلند جيغ مي كشيدم،اونقد حرکات دستشو ادامه داد که بدنم و توی سرم داغ شد!!


    دوباره منو به پشت خابوندو
    یه بالش گذاشت زیر شکمم و لای پامو باز کرد نشست وسط پام. باسنم رو از هم باز كرد كه ..چشمام رو بستم...دست کشید وسط پام که جیغ زدم، تحملم تموم شده بود..
    همون موقع محکم به باسنم با دست ضربه ای زد و گفت:
    _ آهو نالتو‌بشنوم عزیزم
    خاستم‌جوابشو بدم . كه سر کیرش رو روي سوراخ باسنم حس كردم و با دردی که توی باسنم احساس کردم یه جیغ طولانی زدم که علی با لحن خمار یه جوووونِ کشداري گفت
    جیغ میزدم و خاهش میکردم بکنتم...
    ضرباتشو شروع کرد....
    و محکم بهم ضربه میزد
    ،کمرمو گرفته بودو‌خودشو بهم‌ میکوبید
    داشتم ‌جون‌ میدادم خیلی سخته و البته لذت بخش،احساس سوزش شدیدی رو توي باسنم داشتم،، داشتم جر مي خوردم..الت بزرگش توي باسنم بود..
    جیغ میکشیدم
    بالشتو گاز میگرفتم
    صداش میزدم
    و آه و ناله م اتاقو پر کرده بود....
    خیلی محکم تر ضربه زد
    حرکاتش داشت تندتر و تندتر میشد
    عرق از سر و روش جاری بود
    کیرش به بزرگترین سایز خودش رسیده بود و مثل کوره ی آجرپزی داغ و سوزان شده بود.
    صدای آه کشیدن های مردونه ش بیشتر و بیشتر تحریکم میکرد
    عظله های شیش تیکه و خوش حالتش از شدت عرق کردن براق شده بودن و همین فوق العاده سکسیش میکرد...
    یه ضربه ی محکم زدو کیرشو تا ته توی باسنم جا کرد ...با یه داد شهوتی ارضا شد و من گرمیه آبشو توی باسنم احساس کردم...
    کل آبشو توی باسنم ریخت
    کیرشو بیرون کشید
    قطره قطره آبش از توی باسنم سر میخورد و میریخت روی کص و رونهام
    آروم شده بودم
    خیلی آروم
    ........
    پایان


    نوشته: ؟

  • 12

  • 10




  • نظرات:
    •   Boroujerd
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • اول


    •   Alikhafan2030
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • برجستگی مردونه !!!! ننویس لطفا


    •   milad1ma
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • خوب نوشتی گلم، برعکس اون چیزی که اغلب زنها فکر میکنن، سکسی بودن به اندام باربی داشتن نیست، سکس رو بلد بودن، اخلاق سکسی داشتن، دونستن نقاط ضعف جنس مخالف خیلی مهمه، که متاسفانه غالب زنهای ایرانی هیچی از اینها رو نمیدونن و البته بسیاری از مردها، یادمه سال 92 با بیوه‌ای اشناشدم که 190 قدش بود و 110 کیلو وزنش، همیشه دلم میخواست سکس با یه زنه درشت رو امتحان کنم، بعد از یکی دوبار سکس با لعیا، بهش گفتم فکر نمیکردم اینقدر سکسی و لوند باشی، اونم گفت فکر نمیکردم بتونی سیرم کنی، ولی میکشی...... متاسفانه بخاطر پسر کونیش مجبور شد بره شهرستان...


    •   hasan.lor
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • کس خوار دروغگو


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو