داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

سکس متاهلی

1399/05/11

سلام. این داستان نیست و کاملا واقعیه.چند وقت پیش تو چت روم با یه خانم اشنا شدم.فکر میکردم پسره ولی وقتی عکسهاشو داد مطمین شدم که خانومه.یه خانم خوش چهره،متاهل و متشخص و ۲۶ساله.وقتی باهاش صحبت میکردم متوجه شدم که از سوی همسرش حمایت نمیشه و به شدت خماره سکسه.ولی اونقدر حجب و حیا داشت که دنبال لاشی بازی نره.بعد از چند ماه گفتگوی چتی قرار شد همدیگر رو ببینیم.یه غروب تابستون باهاش قرار گذاشتم و رفتم دنبالش.وقتی سوار ماشینم شد باهم راحت بودیم و بدون استرس صحبت میکردیم.یه خانم خوش چهره با قد حدود ۱۶۵ و یکم تپل…میتونستم حس کنم چقدر مشتاقه تا از سکس بگم و شروع کنم.بعد کمی صحبت دستم رو گذاشتم روی رونش.حرفی نزد.یه شلوار لی تنگ تنش بود.یهو دستش رو برد سمت زیپ شلوارش و اونو کشید پایین.هیچ حرفی نمیزد.منم دستم رو بردم زیر شورتش.رون نرم و بزرگی بود.دستم رو به زور رسوندم رو کوسش.چقدر نرم و گرم بود کوسش.بی تاب بود.براش میمالیدم و چشماشو بسته بود.گاهی یه آخ ریز میگفت.از شهر خارج شدم.کنار یه شالیزار پارک کردم.غروب بود و خلوت.گاهی ماشینی یا موتوری رد میشد و ضربان قلبمون تند می شد.به هر حال شهوت بر عقل غلبه کرد شلوارمو کشیدم پایین.تا چشمش به کیرم افتاد گفت ای جان.خم شد رو کیرم.منم با دستم کونش رو انگشت میکردم.خیلی داغ بود.معلوم بود مدتهاست کیر نخورده.با یه ولع خاصی ساک میزد.زبون میکشد رو تخمام و کیرم.سیر نمیشد.منم داشتم تو آسمونها سیر میکردم.کم کم داشت آبم میومد بهش گفتم تا بلند شه.نمیخواستم خیس بشه.از قبل دستمال تهیه کرده بودم.آبم با فشار پاشید و عشقم داشت کیف می کرد.از هم تشکر کردیم.موقع پیاده شدن چند دقیقه صحبت کردیم.نمیدونسدیم ادامه بدیم این رابطه رو یا نه.چون هر دو محدودیت داشتیم.به هر حال روزهای بعد طاقت نیاوردیم و باز همو دیدیم.حتی یه بار هشت صبح قرار گذاشتیم.مبخواستم سینه هاشو ببینم.همیشه قرارمون بیرون شهر بود.وقتی سرشو گذاشت رو پاهام دستم رو بردم و دکمه مانتوش رو باز کردم.استرس زیاد بود.فصل کاشت برنج بود و کشاورزها در حال رفتن به مزرعه هاشون.ولی دلو به دریا زدم.سینه هاش رو از سوتین در آوردم.یه سینه سفید و نرم و در عین حال بزرگ.همون چیزی که میخواستم.تو ماشین سینه هاشو میخوردم و اونم کیرمو خورد.بهم گفت این بهترین صبحانه زندگیم بود.به هر حال این رابطه ادامه پیدا کرد تا اینکه تصمیم گرفتیم تو خونه اینکارو بکنیم.اگه دوست داشتین بقیش رو براتون بعدا تعریف میکنم.
نوشته: ناشناس


👍 7
👎 37
35400 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

904437
2020-08-01 01:09:10 +0430 +0430

اصلاااااا هم دنبال لاشی بازی نرفت
فقط بعد چندماه جوری کردیش که سگ زنشو نمیکرد
زن شوهردا دیس


904443
2020-08-01 01:10:43 +0430 +0430

اینکه با توی لاشی چت میکرده خودش عند لاشی بازیه گلابی.

نکنه فکر کردی تو تافته جدا بافته ای؟

دیس


904444
2020-08-01 01:11:10 +0430 +0430

خدا لقدت کنه بی ناموس. زن مردم رو سوار کردی بردی بیرون شهر، کنار شالیزار انگشتش کردی برات خورده، همونجا پیادش کردی؟ نمیتونستی برسونیش تا ایستگاه اتوبوس؟ کصمخ کیری.
دیس


904458
2020-08-01 01:20:58 +0430 +0430

تصمیم گرفتین تو خونه ادامه بدین؟ یعنی از اول خونه داشتین رفتین بیرون شهر شالیزار؟؟ ای مترسک تو کون آدم کسمغز!! 😁


904474
2020-08-01 01:31:03 +0430 +0430

نه.دیگه ننویس کونی جقی!
حجب و حیا داشت ولی با تو چت می کرد؟
دنبال لاشی بازی نبود ولی خودش زیپشُ کشید پایین؟
خمار سکس بود ولی شوهر داشت؟
تیلر تو کونت.
دیگه این ورا نبینمت که کل پشتت رو شالی میکارم.


904491
2020-08-01 01:42:48 +0430 +0430

کسشعر

6 ❤️

904497
2020-08-01 01:46:05 +0430 +0430

“ اونقدر حجب و حیا داشت که دنبال لاشی بازی نره” میفهمی چی بلغور میکنی لاشی خان!؟

4 ❤️

904504
2020-08-01 01:50:52 +0430 +0430

ان قدر حجب وحیا داشت برای بار اول تورو دید شلوارشو کشید پایین که تو بمالیش،کمتر کوس بگو مومن.

5 ❤️

904517
2020-08-01 01:58:12 +0430 +0430

خوبیش به این بود که خانومه داستان حجب و حیا داشت و سراغ لاشی گری نمیرفت
ولی رابطه داشتنش با تو که دلیل نمیشه حجب و حیاش زیر سوال بره
کون نشوووووررر
برو جقتو بزن اوسگل

6 ❤️

904541
2020-08-01 02:42:27 +0430 +0430

زن شوهر دار دست نزن کسکش

5 ❤️

904542
2020-08-01 02:42:51 +0430 +0430

کیرم تو کون توی کصکش با اون جنده با حیا

4 ❤️

904548
2020-08-01 02:51:23 +0430 +0430

ببین من کار ب راست و دروغ بودن داستان‌کیریت‌ندارم‌تا‌ وسطاشم بیشتر‌ نخوندم ولی تعریفت از لاشی بازی چیه؟ چون ب تو داده لاشی بازیی نیست؟

کونیی بچه پورن استاراشم بشینن تو ماشین زیپ و نمیدن پایین دست‌بکنی‌تو شلوارشون کس و شر ننویس ناموسا

3 ❤️

904553
2020-08-01 03:02:56 +0430 +0430

کوس با طعم برنج

4 ❤️

904559
2020-08-01 03:30:36 +0430 +0430

همه میگن زن شوهردار دیس ولی اگه پاش بیفته با سر میرن توی کص طرف.اقاجان هرکی داد بکن ولی رضایت دوطرفه باشه لایک

3 ❤️

904565
2020-08-01 04:47:20 +0430 +0430

دوست نداشتیم. لطفا دیگه ننویس

4 ❤️

904567
2020-08-01 04:55:03 +0430 +0430

دختره ی جقی وقتی خودشو پسر جا بزنه و بنویسه همین میشه.
ک س پارگی هم آدابی داره والا

2 ❤️

904583
2020-08-01 06:37:02 +0430 +0430

بهترین صبحونه ای بوده که خورده تا حالا؟؟
مطمئنی این بنده خدا کمبود سکس داشته و فقر غذایی نداشته که دول تو بهترین صبحونه شده براش؟😂🤦🏼‍♂️
سر صبح که زن با حجب و حیا مردمو میخوای ببری رو کار یه صبحونه خوبم بهش بده لاشی که نگه دول بهترین صبحونه دنیاست حالا اگه برعکس بود و بحث سر ممه بود میشد قبولش کرد

6 ❤️

904592
2020-08-01 07:25:46 +0430 +0430

جالب بود عزیزم ادامه بده منتظرم

1 ❤️

904595
2020-08-01 07:38:07 +0430 +0430

والا همینطور که مونگل ها تو دنیا شبیه همدیگه هستند کسمغز های جقی هم با توهماتشون شبیه همدیگه هستند
پدر علم بسوزه که ادم رو به چه کشفیاتی وا میداره…

4 ❤️

904601
2020-08-01 07:47:50 +0430 +0430

بنویس عزیزم چون زن پاکی هست و دنبال باشی بازی نمیره ادامشو بنویس

2 ❤️

904617
2020-08-01 08:29:42 +0430 +0430

حقیقتا نمدونم چرا وقتی هیچی بارتون نیست میاین سمته داستان نویسی . بابا ننویسین ریدین

3 ❤️

904648
2020-08-01 10:33:40 +0430 +0430

کاری ندارم دروغ بود.کلا رابطه با افراد متاهل رو تبلیغ نکنید

2 ❤️

904719
2020-08-01 15:35:05 +0430 +0430

نخوانده دیس.

0 ❤️

904720
2020-08-01 15:37:03 +0430 +0430

نه دوست نداریم

1 ❤️

904721
2020-08-01 15:37:25 +0430 +0430

از کامنت ها متوجه شدم کنار زمین بودین.
ب مولا اگه من سر زمین میدیدم دسته هندل
رو باید میکردم تو کونت.

1 ❤️

904738
2020-08-01 16:51:44 +0430 +0430

خوبه یا حجب و حیا بوده و لاشی بازی در نمیاورده در غیر اینصورت میخواست دیگه چیکار بکنه؟!

2 ❤️

904743
2020-08-01 17:18:45 +0430 +0430

لاشی نبود بعد تو چت روم پا داد. اولین باری هم ک دیدیش تا دست گزاشتی رو رونش شورت و شلوارشو یهو کشید پایین…!؟ بعد ساک زدو… اونوقت اگه طرف لاشی باشه چیکار میکنه…؟ سکس متاهل دیس… متاسفم…

1 ❤️

904759
2020-08-01 19:07:47 +0430 +0430

داستانت خیلی عالی بود …حتما بنویس…هر هفته یه چندتایی ازت بخونیم قلم طلا😐
فقط اینبار رفتین شالیز حتما توی کلمن شربت ببرین تا داستانت کامل باشه😁😁

0 ❤️

904802
2020-08-01 23:44:09 +0430 +0430

نه نمیخواد بقیشو بنویسی.یعنی اگه آدم باشی با اینهمه دیس،خودت دُمتو میذاری رو کولت و بیصدا گورتو گم میکنی مردک خائن.

0 ❤️

904805
2020-08-02 00:15:14 +0430 +0430

بنویس

0 ❤️

904807
2020-08-02 00:24:36 +0430 +0430

شانس بیاری همیشه ناشناس بمونی وگرنه میگیرم میکنمت

0 ❤️

904979
2020-08-02 09:22:05 +0430 +0430

منم خیلی تو ماشین حال کردم

0 ❤️

905036
2020-08-02 14:13:24 +0430 +0430

لاشی در مزرعه…
نمی شه خرجشو یکی دیگه بده حالشو تو ببری…
نمی شه
نمی شه
.
.
.
حالا مادرت این وسط استثنا بود😁😁

0 ❤️

905077
2020-08-02 19:02:45 +0430 +0430

برنجت رو بکار دهقان حشری🤣🤣🤣

0 ❤️

907948
2020-08-12 15:27:15 +0430 +0430

خب اگه از این داستانا بدتون میاد نخونید

نوش جونت…خوب کردیش

توراضی اون راضی کون لق ناراضی

0 ❤️






Top Bottom