سکس من با مهسا

    سلام من محمد هستم. چند وقت پیش یه داستان با موضوع (دیدن لز خانمم ) گذاشتم که بعدش قول دادم که دعوا و کشتی نگین و مهسا رو هم براتون تعریف کنم که این موضوع می افته برای داستان بعدی چون اول باید داستانی رو تعریف کنم که یه جورایی به دعوای این دوتا ربط داره پس بخونید وحالشو ببرید ...
    بعد از اینکه لز اون دوتا رو دیدیم و فیلمش رو گرفتم روزها کارم شده بود یه گوشه رفتن و فیلم رو بارها و بارها دیدن هر بار که فیلم رو میدیدم اشتیاقم برای سکس با مهسا بیشتر و بیشتر میشد فکر اون بدن تو پر سینه های بزرگ و لنگ و رون پر گوشتش لحظه ای رهام نمیکرد. برخلاف میل باطنیم تصمیم گرفتم هر طور شده مخش رو بزنم و یه سکس حسابی باهاش داشته باشم. از اون به بعد به بهانه های مختلف بهش زنگ میزدم و پی ام میدادم و هر موقع فرصتی میشد دعوتشون میکردم باغ یا میرفتیم خونشون، خلاصه به مرور مهسا به من نزدیکتر میشد و رابطمون گرمتر روزها سر کار باهاش پی ام بازی میکردم هر از گاهی مطالب سکسی واسش میفرستادم ،سرتون رو درد نیارم بالاخره تلاشهای من نتیجه داد و تونستم مخش رو بزنم و کم کم بهش نزدیک شدم .بعد از یکی دوماه که از گرم شدن رابطمون گذشت یه روز بهش پی ام دادم که میخوام ببینمش و دلم براش تنگ شده البته این دیدار قطعا با دیدو بازدیدهای قبلی تفاوتهایی خواهد داشت و مهمترینش این بود که این دیدار فقط دونفره بود .اولش یه کم نه و نو کرد و به اصطلاح ناز اومد ولی بعد راضی شد که یه روز که نگین میره استخر بیاد پیشم .خیلی هیجان داشتم تا اینکه اون روز رسید .نگین رو رسوندم استخر و بعد از اینکه خیالم راحت شد که رفت داخل، سریع به مهسا زنگ زدم اون از قبل آماده بود و به شوهرش گفته بود واسه خرید میره بیرون به سرعت سونیک رفتم دنبالش و سوارش کردم .خدای من با آرایش لایتی که کرده بود و مانتو کوتاه مشکی یع شلوار لی یخی زخمی و شال و کفش قرمز واقعا محشر بود یه کیف آبی کاربنی کوچیک هم دستش بود عطری رو که قبلا براش کادو گرفته بودم زده بود با یه عینک دودی کلاسیک واقعا محشر شده بود ‌
    .نفهمیدم چطور تا در خونه رانندگی کردم ریموت در پارکینگ رو زدم و با ماشین رفتیم داخل ماشین رو خاموش کردم یه نگا بهش انداختم و بی اختیار بوسیدمش سریع از ماشین پیاده شدم و تا خواست به خودش بیاد در ماشین رو براش باز کردم، آروم پیاده شد و از پله ها رفتیم بالا و وارد آپارتمان شدیم چون خیلی وقت نداشتیم بی مقدمه بردمش توی اتاق خواب یه لیوان آب از یخچال گرفتم و بهش دادم نشست و شالش رو درآورد حواسم به بدنش بود و پاها و سینه هاشو مرتب دید میزدم یکی دو دقیقه نشست من دیگه طاقت نداشتم رفتم کنارش نشستم و دستم رو انداختم رو گردنش و پیشونیشو بوسیدم بوی عطرش دیوونم میکرد آروم سرش رو بالا آوردم و گونه هاشو بوسیدم اول یه کم خجالت میکشید و نگاشو ازم میدزدید آروم آروم با دستام بازوهاشو لمس میکردم و بعد روی سینه هاش دست میکشیدم .خدایی سینه های محشری داشت لبهام رو به لبهاش چسبوندم و یه گاز کوچولو روی لباش گرفتم خندید و با دستش بازومو نشکون گرفت وقتی لب رو لباش گذاشتم اونم همراهی کرد داغ داغ شده بود با ولع لبهاشو میمکیدمو با سینه هاش بازی میکردم دکمه های مانتشو باز کردم و دستم رو داخل کردم آروم آروم با سینه هاش که حالا داغ تر و بزرگتر بودن ور میرفتم. صدای نفسهامون سکوت اتاق رو میشکست لبم رو سمت گردنش بردم و شروع به مکیدن و لیس زدن روی گردنش کردم ناله های کوتاه و نفسهای بریده، اونم با لبهاش پوست گردن منو به نوازش گرفت مانتو و تاپشو درآوردم و سوتین قرمزش رو با یه حرکت از تنش درآوردم وااای عجب سینه هایی داشت واای نوک سینه هاشو توی دهنم کردم و باولع میکیدم اونم دستش رو برد سمت کمربندمنو بازش کرد و بعدش زیپ شلوارمو کشید پایین و دستش رو برد داخل شرتم و کیرم رو توی دستاش گرفت دیگه طاقت نداشتم انداختمش روی تخت و شلوارش رو به سختی از روی رونهای گنده و گوشتیش و پاچه های کلفتش بیرون کشیدم با دندون شرتش رو گرفتم و در همین حال با دستام سینه هاشو میمالیدم آخ و اوخش بلند شد و به شرتش رو با دندونام تا پایین روتش اوردم و دستم رو سریع بردم لای پاش و کصی رو که کلی براش له له زده بودم توی دستم گرفتم داغ داغ بود و یه کم خیس با دست دیگم شرتش رو از پاش بیرون کشیدمو بعد با زبون افتادم به جون کصش که تازه شیو کرده بود و بوی خوبی میداد تا میتونستم مکیدم و لیس زدمو و زبونم رو توش تاب دادم به حدی که آبش سرازیر شد. کیر من هم حسابی بلند شده بود و بیقراری میکرد. از وسط روناش بلند شدم دوتا ضربه روی رونش زدم و رفتم بالا یه کم سینه هاشو خوردم و بعد پاهاشو باز کردم کیرم رو درست گذاشتم وسط پاهاش و با یه فشار کردمش توی کص خیس و داغش و با تمام قدرت شروع کردم تلمبه زدن واای چه کصی داشت بی شرف واقعا عالی بود داغ داغ و لزج چند دقیقه ای این طوری کردمش که یه دفعه دور کمرم رو گرفت و روی من غلطید کیرم رو گرفت و کرد توی کصش و فشار داد تا دسته نشست وسط کصش و شروع کرد بالا و پایین کردن .نگاهم روی بدنش لغزید و روی رونهاش قفل شد، واقعا خوش تراش و گوشتی ساقهای پاش که نگووو آدم رو تا مرز جنون میبردن دیگه داشتم سرریز میکردم یه دفعه بدنش لرزید و یه لحظه شل شد جیغ کوتاهی زد و ولو شد روی بدنم نفسهاش عمیق و نا منظم شد و عرق گرمی تنش رو گرفت و بعد گرمی آبش رو روی کیرم حس کردم .مهسا ارضا شد و حالا من هم در آستانه اورگاسم بودم ولی چند لحظه خودم رو نگه داشتم تا اون آروم بشه بعد کیرم رو از توی کصش درآوردم. اونم کصش رو گذاشت روی کیرم و روی اون میکشید تا آب من هم پاشید روی سینه و شکمم و بعد دوتایی بیحال ولو شدیم روی تخت بعد ازچند دقیقه چون فرصت حمام کردن نداشتیم با دستمال کاغذی خودمون رو تمیز کردیم و لباس پوشیدیم دست و صورتمون روشستیم و مهسا یه کم آرایش کرد. دستمالها رو توی کیفش گذاشت (میگفت تو فراموش کاری یادت میره نگین میاد میبینه شر میشه )و باهم از خونه زدیم بیرون بعد ازاینکه رسوندمش رفتم استخر دنبال نگین در حالیکه حس سکس با مهسا توی جونم بود حشری و داغ منتظر زنم شدم که میدونستم اونم بعد از استخر ماله کردنه خخخخخ
    این داستان رو یادتون بمونه تا دفعه بعد از دعوا و کتک کاری خفن این دوتا براتون بگم ....


    نوشته: san59

  • 7

  • 16




  • نظرات:
    •   Litel._.boy
    • 2 ماه
      • 2

    • شت خيلي ضعيف بود !


    •   A....k
    • 2 ماه
      • 3

    • من تو فکر اینم که اگه قرار بوده مهسا به تو بده آخرش چرا رفته با زنت از کرده


      این یعنی از کردن با خانومت رو به تو ترجیح میده


      ولی خب نوشتار خوبی داشت داستانت


      نه دیس نه لایک


    •   Mester.kir
    • 2 ماه
      • 1

    • خدا لعنتت کنه ،یبس شدم

      دیس تو کونت


    •   رزمشکیوسیاه
    • 2 ماه
      • 2

    • خدا قووت پهلوون
      فقط ی سوال....
      مطمعنی زنت رفت تو استخر


    •   bn1380
    • 2 ماه
      • 1

    • اون جایی که زنت رفت قطعا استخر نبود
      دیس سوم تو کونت
      خیانت ننویسین


    •   tara.-tt
    • 2 ماه
      • 4

    • کص گفتی


    •   Lucky.man
    • 2 ماه
      • 1

    • موضوع و نوشتار خیلی ضعیف بود.


    •   HYPERMAN98
    • 2 ماه
      • 6

    • مانتوی مشکی،کفش و شال قرمز، کیف آبی کاربنی!!!
      مگه خز پارتی قرار بود بره!!!! (dash)


    •   HYPERMAN98
    • 2 ماه
      • 2

    • تازه شلوارش هم یخی بود (rolling)


    •   Sepidarsal
    • 2 ماه
      • 0

    • ما در سگه هرزه


    •   پروفسور بالتازار
    • 2 ماه
      • 5

    • اگه اون لرزیدن و جیغ کوتاه رو نداشت بیشتر قابل باور میشد، حالا از آب گرم مهسا خانم صرفنظر میکنیم


    •   Cityzen
    • 2 ماه
      • 1

    • یکمم از کردن نگین بگو اصلا بیوگرافیش چیه بگو بدونیم


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو