سکس همسرم با برادرش

    من عاشق زنم (به اسم ر) بودم و هنوز هم هستم چون خیلی زیبا و خوش هیکل بود. قد بلند و بدن پر، پاهای پر و گوشتی، باسن درشت و سینه های سایز 85، پوستش خیلی نرم و داغ بود و دفعه اولی که باهاش سکس کردم دیگه نتونستم با هیشکی رابطه داشته باشم، حرکاتش توی سکس دیوونه کننده بود خصوصا اگه خیلی تحریک میشد و میگفت نریمان منو دیوونه کن منو بکن. ولی درکل اهل این نبود که حرفای زشت بزنه و مثل جنده ها رفتار نمیکرد.
    سال 95 باهم ازدواج کردیم و دوماه بعد از اتفاقی که توی موبایلش افتاد واسم چیزهایی رو شد و فهمیدم قبلا با 9نفر تجربه سکس داشته، بااینحال چون میدونستم از گذشته ش ناراحته و آدم کثیفی نیس به زندگیم ادامه دادم تا زمانیکه این داستان پیش اومد و از هم جدا شدیم.
    ر یه برادر داشت که 22سالش بود یعنی از خودش 8سال کوچکتر. من همیشه نسبت به برادرش شک داشتم چون یکبار توی ماه اول ازدواجمون ، موقع رفتن به یه مهمونی ، علی رفته بود و توی بستن سوتین به خواهرش کمک کرده بود، یبار هم من از سر کار رفته بودم خونه که دیدم روی تخت خوابیدن، ر با لباس خواب حریر بود و علی با شورت و از پشت ر رو بغل کرده بود انگار بعداز سکس خوابیده باشن
    اما داستانی که باعث طلاقمون شد :
    من قرار بود برم یه مسافرت کاری که کنسل شده بود و برگشتم خونه اما به ر نگفتم چون قرار بود علی بیاد پیشش که تنها نباشه و من میخواستم مچشون رو بگیرم
    خونه ما یه اتاقک توی پشت بومش بود که من درستش کرده بودم اتاق کارم، اون روزم رفتم اونجا پنهون شدم
    سر ظهر ر اومد خونه و تنها بود بعد علی بهش زنگ زد و ظاهرا گفت داره میاد خونه، از حرفای ر فهمیدم علی گراس کشیده و خیلی منگه.
    وقتی علی اومد، ر یه تی شرت بلند پوشیده بود که یه وجب بالای زانوش بود.
    علی یهو رفت سمت ر و پاهاشو مالید و میگفت ر خیلی داغی دلم میخوادت تورو خدا لخت شو
    دستشو میکرد زیر لباس ر و تنش رو میمالوند و شدیدا حشری شده بود و میگفت بزار اینو دربیارم سینه ت رو بخورم فقط یکمی
    حتی گاهی از بس حشری بود میلرزید و ر رو محکم بغل میکرد و گردنشو میخورد
    ر عصبی شده بود و سعی میکرد علی رو آروم کنه اما علی خیلی حشری بود
    ر : علی زشته بخدا اینجوری نکن من ازدواج کردم من خواهرتم نکن واااای زشته علیییییی بسه
    علی خواهرشو چسبونده بود به ستون و تی شرت رو تا کمر ر بالا آورده بود و پاهای سفید و تراشیده و زیباش رو میمالید و میگفت خیلی داغی بذارم لای پات؟ ر من خیلی دوست دارم ، میشه یکمی بکنمت؟
    بعد لرزش افتاد به تنش و صداش و خودشو به ر فشار میداد
    ر : دیگه وقتی گراس میکشی سمت من نیا کثافت من خواهرتم بعد نئشگیت میپره پشیمون میشی نکن علی
    علی بیشتر فشارش میداد و درحالیکه تقریبن تی شرت رو از تن ر درآورده بود و داشت نوک سینه های درشتش رو میخورد یهو گفت : لااقل بزارم لای پاهات آبم بیاد خیلی دارم دیوونه میشم آبجی، خیلی کونت خوشگله خیلی سینه هات خوشگله، آبم بیاد آروم میشم
    ر هرکاری کرد نتونست مانع بشه و تسلیم شد و گفت : نه لای پاهام نه ... باشه با دستم بمالم واست تموم میکنی؟
    علی گفت آره
    بعد ر با دستش کیر علی رو از شلوارش در آورد و براش جق زد علی هم از پشت سینه های ر رو گرفته بود و شونه و گردنش رو میخورد و میبوسید.
    من هم عصبی بودم هم ازشون متنفر شده بودم چون طوری علی داشت ر رو میمالید که سینه های بلوری و نازش داشت کبود میشد و حتا یبار گفت علی آروم بخدا نوک سینه هام درد گرفت ، علی من پوستم حساسه علامت میمونه نریمان میفهمه
    یدفه علی بلند گفت جوووووون قربون سینه های حساس و درشت و نازت بشم من
    بعد کیرشو از دستای ر درآورد و گذاشت لای پاهاش و بهش لاپایی زد که ر عصبی شد و گفت نه اینکار دیگه نه
    ولی علی طوری فشارش داد که ر از درد سرشو داد عقب و با یه عشوه ی خیلی ناز گفت علیییی آی دردم میگیره
    علی هم گفت جوووون اینجوری نکن دیوونه تر میشما بعد مجبورم کوس توپولتو بکنما
    ر گفت خفه شو این حرفا چیه اشغال تو الان نمیفهمی تو حالت عادی نیستی بعد پشیمون میشی تورو خدا نکن
    علی گفت پاهاتو بچسبون کاملا سریع آبم بیاد
    بعد برش گردوند و از جلو بهش لاپایی زد و گفت آبجی تو هم حال کن دیگه کیرم نمیخوره به چوچولت؟
    ر گفت : خفه شو تمومش کن
    علی با دستی که دور کمر ر انداخته بود کون ر رو گرفته بود و از بس حشری بود یهویی یه چیز گفت : آبجی تو خیلی داغی خیلی کوسی کاش امیرم بود دوتایی میکردیمت نفست بند میاوردیم
    ر هلش داد و عصبی شد و قاطی کرد ولی علی دوباره از پشت بغلش کرد و درحالیکه ر سعی میکرد خودشو رها کنه و به علی فحش میداد، علی هم از پشت کیرشو گذاشت لای پای ر و سریع شروع کررد به لاپایی زدن و طوری حشری شده بود و ر رو فشار میداد که ر لال شده بود از ترس. همینطور که داشت میکردش میگفت : امیر تو هم بیا دوتایی آبجیمو بکنیم تو که عاشق پاهاشی بکن توی کوسش منم بزارم دهنش واسم ساک بزنه ... آبجی خیلی کوسی بخدا، امیر عاشق کونته امیر عاشق رون و سینه هاته بیاد بکنیمت جوووووون
    بعد یهویی آبش اومد و ریخت روی پای ر .
    ر خودشو از بغل علی در اورد و همونطوری لخت با یه شورت که هنوز پاش بود رفت حموم و فقط به علی فحش میداد که تو بی غیرتی.
    من مونده بودم چیکار کنم، ر حموم بود که متوجه شدم علی به دوستش امیر زنگ زد و گفت در و باز میکنم بیا تو ولی آروم بیا. بعد یه نخ گراس آتیش کرد، امیر اومد توی هال و وقتی ر حموم بود دوتایی بازم گراس کشیدن و حرفایی میزدن که نمیشنیدم
    چند دقیقه بعد ر از حموم اومد بیرون و داد زد کثافت اینجا ازین آشغالا نکش من بدم ...
    یهو خشک شد، لخت بود حتی شورت هم پاش نبود، همیشه جلوی داداشش راحت میگشت و نتیجه ش همین شده بود
    وقتی از حموم اومد بیرون و امیر دوست علی رو دید خشکش زد و امیر سلام کرد و ر گفت علی تو نمیبینی من حموم هستم چیکار داری میکنی
    بعد رفت توی اتاق خوابی که کاملا از اتاق کارم همه جاش رو میشد دید.
    رفت توی اتاق خودشو خشک کنه و لباس بپوشه و در رو هم بسته بود، علی در زد و گفت ابجی یه لحظه باز کن کارت دارم نمیخوام جلو امیر ضایع ست . ر در رو باز کرد و علی رفت تو و دوباره شروع کرد به مالیدن پا و سینه های ر،
    ر عصبی شد و گفت ولم کن چیکار داری میکنی اخه جلوی دوستت حتی؟
    علی گفت نه اون کاری نداره ولی من الان چت کردم و فاز سکس دارم بیا یبار دیگه...
    ر گفت خفه شو امیر میشنوه
    علی هی بلند تر گفت و بعد گفت اگر نمیخوای امیر بشنوه پس بزار سریع یبار دیگه بکنم به کوس کاری ندارم...
    بحدی بلند میگفت که امیر میشنید. ر عاجز شده بود و گفت توروخدا ول کن باشه برات میمالم ارضا شی بعد برو خونه
    علی گفت باشه ولی بذارم لای سینه هات برام ساک بزنی تموم میکنم
    ر انگار چاره نداشته باشه زانو زد و با بی میلی کیر علی رو کرد دهنشو سریع ساک زد اما علی کثافت بلند بلند میگفت جااااان چه سینه هایی داری تو چه ساکی میزنی...
    ر بلند شد دستشو گذاشت روی دهن علی و گفت خفه شوووووو امیر میشنوه....
    یهویی علی ر رو محکم گرفت و با حالت حشری داد زد اینجوری نکن بیشتر حشریم میکنیا
    ر گفت چشم غلط کردم
    علی درحالیکه داشت با انگشتش توی کوس خواهرشو میمالید گفت بذار امیرم بیاااااد دوتایی بکنیمت بخدا خوشت میاد
    بعد صدا زد امیر داداش بیا
    ر سعی کرد خودشو آزاد کنه ولی امیر هم اومد.باید میرفتم کمکش اما ازش متنفر شده بودم چون حاصل لخت چرخیدنهاش جلوی داداشش بود.
    امیر از پشت ر رو بغل کرد و با انگشت سوراخ کونشو میمالید،علی هم انگشتشو فرو کرده بود توی کوسش.
    دوتایی نزدیک به هفت هشت دقیقه اینکارو ادامه دادن و همزمان امیر شونه و گردن ر رو میخورد علی هم سینه هاشو.
    یهو ر خودشو سفت کرد و لرزید و سرشو عقب داد و گذاشت روی شونه امیر، علی و امیرم تندتر مالوندنش تااینکه ر ارگاسم رسید و بلند بلند گفت بسه خواهش میکنم بسه تنم سست شد علی بسه داداشی...
    علی گفت قربون نوک سینه هات که اینجوری درشت شده، دیدی خودتم حال کردی...
    امیر هم گفت خیلی کوس خوبی هستین ر خانوم من اگه نکنم تموم نمیکنم
    ر دیگه وا رفته بود. امیر خوابوندش روی تخت و علی از بالا دستای ر رو نگه داشت و امیر کیرشو در آورد و اول چندبار زد روی کوسش و بعد آروم آروم کردش تو، ر با بی حالی فقط میگفت بچه ها بسه خواهش میکنم....
    بعد یهو آه میکشید و باز ادامه میداد بچه هااااا... علی منو نکنین منو دوتایی نکنین... علی داداش دوتایی منو نکنین..
    امیر تند تند میکرد و علی هم سینه ها شو فشار میداد بعد ر رو برگردوندن امیر از پشت کیرشو کرد توی کوسش و علی هم کیرشو برد نزدیک صورت ر .
    ر اول با دستش یکمی کیر علی رو مالید و بعد کرد دهنش و ساک زد.
    بعد از یکمی امیر و علی جاشون رو عوض کردن و وقتی ر داشت کیر امیر رو ساک میزد امیر میگفت خیلی کوسی من تورو میخوام ببرم خونه مون و هرشب بکنمت خیلییی کوسی ، اخه این کوس و کون و پا و سینه حیفه یه نفری بکنه باید چندنفری بکننت
    بعد آبش اومد و دیدم ر همونطوریکه اوایل آب منو میخورد آب امیر رو هم خورد و امیر داد زد جااااان علی آبمو داره میخوره
    همینو که گفت علی هم کیرشو از کوس خیس ر کشید بیرون و آبشو ریخت روی کمرش
    دیدن این صحنه ها برام عذاب بود ولی ازش متنفر شدم و سر همین ماجرا طلاقش دادم
    جالب اینه که وقتی سکسشون تموم شد و علی با شورت ر کمرشو پاک کرد و ر هم با دستمال کاغذی کیر امیر رو پاک کرد و بعدش گفت علی خواهش میکنم حالا برو من باورم نمیشه اینکارو کردیم من به نریمان خیانت کردم
    همینطوریکه داشت این حرفارو میزد امیر داشت پاهای ر رو نوازش میکرد.
    یک ماه بعد طلاقش دادم و بشدت افسرده و پشیمون شد اما من ازش متنفر شده بودم، سال پیش از بس اصرار کرد دوباره رجوع کنیم و فهمیدم بعد از من دیگه هرگز باکسی نبوده و حتی سکس هم نداشته، بعداز اصرارهای زیادش قرار شد یه شب بیاد پیشم تا باهم باشیم، منم بخاطراینکه ازش انتقام بگیرم گفتم به شرطی که با علی بیاد
    وقتی اومدن من به علی گراس دادم کشید و منو ر هم مشروب خوردیم و بعد از ر خواستم سه تایی سکس کنیم اولش گفت هرگز اما من براش داستان خیانتشو یاداوری کردم و گفتم من دلم میخواد تجربه کنم بعدش سه تایی سکس کردیم و چون ر مدتها بود سکس نداشت دیوونه شده بود
    توی سکس بهش میگفتم ازمون بخواه بکنیمت، اونم با حشر زیاد میگفت نریمان علی منو بکنین نریمان منو بکن
    اون شب تا صبح من و داداشش کردیمش
    فرداش هم رفتیم انزلی و عصرش یه قایق با قایقران دربست گرفتیم و رفتیم وسط مرداب و قایق رو نگه داشتیم. از ر خواستم واسم ساک بزنه گفت جلوی این یارو قایقرانه نمیشه، اما اصرار کردم و واسم ساک زد، قایقرانه راست کرده بود
    بعدش لباسای ر رو در آوردیم و منو علی دوتایی فقط مالوندیمش از حشری شدن زیاد منو علی چند بار ارضا شدیم
    بعد قرار شد قایقرانه ر رو از پشت نگه داره و منو علی سینه و کوسش رو بخوریم اما یارو قایقرانه هم کم نذاشت و سریع مایوش رو در اورد و اونم افتاد به جون ر.
    ر واقعا سکسی بود و هست توی قایق منو علی از بس ارضا شده بودیم دیگه رمق نداشتیم و قایقرانه تنهایی کیرشو کرد توی کوس ر و طوری گاییدش که داشت پاره میشد، من بیهوش افتاده بودم توی قایق و فقط با دست موهای ر رو ناز میکردم موقعی که داشت کوس میداد وقتی کیر توی کوس ناز خیسش فرو میرفت طوری سینه هاش و بدنش میلرزیدن که سه تایی از دیدنش داشتیم دیوونه میشدیم
    فیلم بعضی قسمتای توی قایق رو دارم اگر کسی بخواد میتونم نشونش بدم.


    نوشته: نریمان

  • 10

  • 71




  • نظرات:
    •   Ares.1
    • 3 ماه،3 هفته
      • 10

    • میدونی ، مساله خایه نداشتن خودته.ترسیدی بری جلو غیرتی بشی ، علی بگیره کونتو پاره کنه
      بحث خیانت یه چیزه ، بی غیرتی چیز دیگه
      بار اول ک شک کردی ، باید میگفتی این کارا رو ادامه نده ، نه اینکه بخوای مچ گیری کنی
      آخر داستان هم ذاتت رو نشون دادی
      از قدیم میگن ، با هر دستی بزنی داخل همون دست میریزه ، پس ننه من غریبم بازی در نیار


    •   teen...wolf
    • 3 ماه،3 هفته
      • 7

    • نتیجه: ر یه جنده بود.. ر 9بار کرده بودنش اما هنوز بلد نبود مثه جنده ها حرف بزنه.. برادر ر یه خارجنده بود.. ر یه ک داده بود دستت... ر هم اگه میخونه بگو گراس اثرات دیگه ای داره.


    •   Ares.1
    • 3 ماه،3 هفته
      • 2

    • بابت حرف های زشت نظر قبلیم از دوستان ، بجز نویسنده داستان ، عذر میخوام
      از لحاظ متن ، غلط املایی ندیدم اما داستان فوق العاده ضعیف


      لحن حرف زدن کسی ک گراس کشیده رو مثل افراد 47 کروموزومی تشبیه کردی ، اون هم شدیدا ضعیف
      متن طولانی و بی محتوا ، حتی از اوایلش هم میشد فهمید ارزش خوندن نداره
      به هیچ وجه ، داستان نویسی رو هیچ کجا ادامه نده


    •   amiiir_h
    • 3 ماه،3 هفته
      • 3

    • خارتو گاییدم بااین داستانت این ک همش شد ر ر ر ر ر..دیوث اول جقتو بزن بعد بیا کستان بنویس مردک..زنتو جلو چشمت میکنن بعد میگی حقشه؟؟چون جلو داداشش راحت بود حالا باید بیوفته سرش و بکنتش و تو ی حروم زاده فقط نگاش کنی؟؟چ موجوداتی خدا خلق کرده عجبزززززززز گراس تاحالا ازنزدیک دیدی ک کص میگی؟


    •   romanc29
    • 3 ماه،3 هفته
      • 0

    • یعنی خاک بر سرت بکنن تو عالم دیگه بودی نشستی داستان نوشتی مجهول


    •   amirlove85
    • 3 ماه،3 هفته
      • 3

    • خاک بر سر بی غیرتت کنن لاشی حرومزاده
      کیرم تو زن جندت
      تو یه بی ناموس بی همه چیزی
      تو اگه ادم بودی همون اول که دیدی علی و امیر با زنت ور میرن سرشون رو میبریدی میزاشتی رو سینشون ن که مثل کونی های حرومزاده وایسی نگاه کن
      تو و زنتو باید گرفت تا سر حد مرگ جر داد
      کیرم تو ناموست


    •   miss_smile
    • 3 ماه،3 هفته
      • 1

    • نخوندم ولی معلومه بدجور رررررریدی


    •   ARYA52
    • 3 ماه،3 هفته
      • 7

    • داستان اگر محارم باشه نمیخونم فقط کامنت ها رو میخونم
      اینجوری که معلومه یاز یک روانی و عوضی چرندیات گفته.
      لعنت به شما، لعنت ، لعنت
      محارم ننویسید حتی اگر فانتزی ذهنی شماست بیمار روانی از نوع خطرناک هستید حتما برید پیش روانپزشک.


      نه_به_محارم


    •   ک+ک+ک
    • 3 ماه،3 هفته
      • 5

    • خب کوس کش چرا طلاق دادی دیدی احمقی تو راحت میتونستی اقامت تایلند بگیری بعد با زنت(البته استعدادشو داری میتونی خواهرت مامانت دختر دایی،دختر عمو وخاله و عمتم) ببری اونجا ویه شعبه کوس کشی تو پاتایا بزنی شعارت هم این باشه ایرانی عزیز اینجا میکنی یا میبری و یا شعارت این باشه اول قیمتهارو مقایسه کنید بعد راست کنید یا اینم خوبه کوس فروخته شده با کمال افتخار پس گرفته میشود یا میتونی تبلیغات کنی یکی بوکون دوتا ببر،خودتو برادر زنت هم میتونستید نقش گی رو اجاره کنید یه ساله خودتو میبستی استعدادت حیف شده تو ایران


    •   ashkaanm
    • 3 ماه،3 هفته
      • 1

    • واقعا گذاشتی زن ت رو پیش روت بکنند و حرکتی نکردی و دلیل اوردی ازش متنفری ..!-
      بنظر من ترس باعث شد نتونی مواظب زن ت و عصمت ش باشی


      امثال شما نامردا رو باید گردن زد ..!


    •   Obivabigheyrat
    • 3 ماه،3 هفته
      • 0

    • نشونم بده


    •   Bests
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • مرحله بعد
      علی و دوستش زنگ زدن به دوست مشترکشون و آن هم آمد زنم را کردند
      مرحله بعد تر علی و دوستش و دوست مشترکشون و دوست مشترک ترشون آمدند و زنم را کردند
      مرحله بعدترین علی و دوسش و دوس مشترکشون و دوس مشترک تر یه دوست مشترک ترین آوردن و زنم را کردند
      .
      .
      .
      علی و مجموع دوست ها یه اتوبوس از دوست ها آوردن و باهم رفتن تو کس زنم و زنم را کردند
      ومن هنوز مانده بودم چه کنم و داشتم حال می کردم، اول آبم داشت می اومد


      کس مغز نخودی


    •   kokarostam
    • 3 ماه،2 هفته
      • 3

    • بچه کونی


      تو که میگی آدم کثیفی نبود ولی مدام در حال کس دادن بوده؟ چند بار باید بنویسی ازش متنفر بودم؟ یعنی شاشیدم توی مغزت. کله کیری یک اتاق بالای پشت بوم درست کرده بودی و از اونجا کامل اتاق خواب رو میدیدی؟ سقف اتاق خواب شیشه‌ای بود؟ دیوث فکر کردی همه مثل خودت ابله و جاکش و بچه کونی هستن؟ شاشیدم به غدد لنفاویت. علی و امیر و نریمان و حاجی نصرت و رضا پونصد علی فرصت و کریم آق‌منگل و آره و اینا همه اسم داشتن به جز زنت؟ شاشیدم توی روحت. من مطمئن هستم که بچه هستی و جقو و هنوز کـُس نکردی و داری هذیون میگی. شاشیدم به مخاط بینیت.


      نریمان و علی رفتن برینن
      نفهمیدن که کون کن‌ها کمینن
      بگاییدن ز ماتحت آن دو تا را
      تمام بچه کونی‌ها چنینن


      ها کـُکا


    •   Armkan
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • مزخرف بود


    •   ssonna
    • 3 ماه،2 هفته
      • 2

    • بابا تو دیگه چه حروم زاده ای هستی اوه اوه اوه (sick)


    •   Blackhorse
    • 3 ماه،2 هفته
      • 1

    • اصلا ارزش خوندن نداره، تهوع آوره


    •   Sahhhha
    • 3 ماه،2 هفته
      • 1

    • این حجم از کسشر اخه چطوری تو ذهن یکی جا میگیره اخه


    •   mostoufi
    • 3 ماه،2 هفته
      • 3

    • چقد کص گفتی امروز تو نریمان
      بگایم سخت کونت در فریمان
      ز محرم تا به قایقران۱ و قصاب
      همه بودند گویا از کریمان


      ۱ دور از جون سیروس قایقران


    •   @آروین
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • اخی خیلی ازش متنفر شده بود ، دلم سوخت برات چقدر سختی کشیدی


    •   mariii_a
    • 3 ماه،2 هفته
      • 1

    • اول اينكه حاالا خوبه خودتم گفتي كه نميخواسته با داداش باشه !!! تو الدنگ اگه اينقدر ادمي ميرفتي جلو يه كاري ميكردي نه كه بشيني باش جق بزني بعدم بگي خيانت كرد نميخوامش ديگع!!!
      حالا اين به كنار بعد كه ميخواد برگرده بهت بايد ببريش بدي چند نفر بكننش !!! خلي تو !؟
      اول به خاطر علي طلاقش دادي بعد هي گفتي بيا بكنش !!!
      خفه شو عامو چس مغز !!! (dash)


    •   Mehi58
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • خیلی بد بود


    •   Mr85abk
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • بده بکنیم ماهم چه میشه


    •   mehdi.98
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • اسکل


    •   @.@.@.@.
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • خب فیلمشو بزار


    •   sina_artin_6868
    • 3 ماه،2 هفته
      • 1

    • بابا یکی جلو این جقی هارو بگیره اینقدر چرند ننویسن تورو خدا


    •   saeedfarid03
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • نشون بده ببینیم فیلمو


    •   .Salma.
    • 3 ماه،2 هفته
      • 1

    • بیشعور متوهم !


    •   Aali.mm
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • چه کسشرییا مینویسن ملت


    •   m.kon2
    • 3 ماه،2 هفته
      • 1

    • خاک تو سرت کنن
      آدم لاشی تویی اشغال
      علی که داداشش بود و دوستش داشت نمیتونه کاری باهاش بکنه تازه علی مست بود هیچی حالیش نبود دوتایی با دوستش دارن زنت رو میکنن تو وایسادی نگا میکنی تازه بعدش با همون علی کردیش بعدم تو قایق با یه نفر دیگه
      خیلی حیوونی اشغال حرومزاده
      خیلی عوضی هستی


    •   پروفسور بالتازار
    • 3 ماه،2 هفته
      • 2

    • من که نفهمیدم تو بالاخره از این کار زنت بدت میومد یا خوشت اومد، حالا داشتی یه ماجرای تخمی تخیلی تعریف میکردی این ر دیگه چی بود یه اسمی می‌داشتی از حجم کسشرات کم میشد


    •   amir_3030
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • بچه ك بوديم ب دستامون ميگفتيم:راستي طرف دنبالت ميگشتا اون ميگفت:
      كي؟
      ما ميگفتيم:ر
      كير رو كامل ميكرديم
      كيرم تو ر


    •   misholak2018
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • من میخوام بهم نشون میدی؟
      چه داستانی بود ابم اومد


    •   آبجیبازم
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • نظر شما چیه??
      ??????
      ??????
      ?? ? ??
      ? Love YOU ?
      ?? ? ??
      ??????
      ??????
      در این مکان همه نوع افراد وجود دارد سلام همانطور که مشاهده می کنید در کامنت ها بعضی از افراد این نوع س و رابطه را دوست ندارد ولی همه آنها آمده اینجا خوانده اند و تعداد آمار دیدن این نوشته س بسیار بالا است در طول این مدتی که به اشتراک گذاشته شده است که افرادی که ای و ح همه شان نسبت به خواهران خودشان لذت س دارم دوست دارم با حوزه ها در خیال خودشان یا به این موضوع اعتراض میکنه و یا انجام می دهند به نظر من داستان بسیار قشنگ زیبا و جالب بود و خوب بود برای لحظاتی می توانست آدم فکر س* برنامه های س* و ح با خواهر خودش میکنه � لذت بودم چون خودم می دانم که داری دروغ نمی‌گویم چون واقعیت دارد این است که شما نوشته اید من هم خودم را تجربه ای داشتم و دارم یکی از بهترین س* ها ا* کردن من خودم این رابطه را تجربه کردم و می‌دانم که بسیار لذت بخش پذیرا هستیم بهترین مدل سه سال درگیری سکس با خواهرم بودم. که موفق خودشم در یک روز گرم نابستون خرداد ماه موقع امتحان و یاد دادن بهش که حاضر شد و من چنان کردم که گریه میکرذ اما الان راحت میده


    •   aidin1995
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • خیلی خوب بود اگر فیلمشو داری میتونم ببینم؟


    •   M_O_o
    • 3 ماه،2 هفته
      • 2

    • نظر من اینه گه نخور کصلیسه اوبنه ای ریدم تو خودت و داستانت اتاقت چطور بوده که به همه جا دید داشته کصخول مالیاتی دادی داداشش کشید گف منو بکنین به ۹نفرم داده والا ما به همچین چیزی میگیم جنده شما رو نمید نم کم بزن کم بزن دیگه اب تو مغزت نمونده


    •   پاولو
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • کس کش تو که حال نداشتی چطور فیلم گرفتی


    •   lord98
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • کششعر تو این سایت زیاد خوندم ولی با اختلاف از همه کسشعر تر این داشتان تخمیه توی احمق بود


    •   nima_rahnama
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • کسشر ننویسین


    •   Plasmid
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • عاشق زنت بودی چون خوش هیکل بود؟
      هنوزم هستی؟!!!!


      یاااا داستانت کسشر محضه
      یااااا اینکه توخودت علی داستان خودتی و متاسفانه خواهرخودتو گاییدی

      که کاری به احتمال دوم ندارم چون خودت عقل داری


      اما چنانچه یااااا ی اول درست باشه کیرم در اندرون مغزت چون وقت مارو گرفتی و وقت دیگران حق الناس حساب میشود،
      اینا همش بازخورد خووندن چندخط اول داستانت بود اگه بقیه شو میخوندم بهت تجاوز میکردم.


    •   Sina99069
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • کیر داداش ر تو کونت با این تخیلات کیریت


    •   mohammadktp66
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • ر مخفف ریقو بوده ایا ؟؟


    •   Kokokin
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • صحنه سازی عالی بود


    •   shiraz1002
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • یعنی حقت بود علی و امیر خواهرتم میکردن


    •   Hv_80
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • برو کصکشه خارکصه کیرم تو اون تخیلات کیریت


      کیره خره ابولمالی همدانی تو کصه اوننه بی غیرتت خارکصه بی بی خایه بی وحود یذره تخم داشته باش


      کص مادر بی ناموس یزره غیرت داشته باش کیرم تو فکو فیسه کیریت بره


      من بودم سرشونو مبزاشتم رو سینشون


    •   حاج.دولدار
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • خيليجالب بود
      من خوشم اىمد
      راست و دروغش مهم ني
      اما سكس هاي خاص و هيجاني عالين
      منم تجربه زياد كردم سكس خاص و عجيب


    •   Sepehr_2000
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • تهش ننوشتی چی شد
      فیلمو بده ببینیم خب


    •   lovely_grl
    • 3 ماه،2 هفته
      • 1

    • ر؟؟؟ وقتی داستانو خوندم انگا داشتم تمرین صدا موتور گازی میکردم.. بعدش این اتاق کارت پوزیشنش چجوری بود ک جزئیاتو کامل دیدی و حرفاشونو از تو اتاقم شنیدی ،؟؟؟؟


    •   F....y
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • حیف بمبی که ترامپ بخاد بریز سر این ملت.
      دیوثی هم حدی داره


    •   Rezamnbvcxzlkjh
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • اره اگر میشه تو دایرکت بهم پیام بده


    •   Taabad
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • دیوث اسمشوعوض میکردی خب.‌‌‌.. ر دیگه چیه کسخول مگه زنت اختلاس کرده که اسمشواینجوری میگی??
      کیرم توناموست محارم ننویس...ضمناعجب اتاق کاری داشتی که کل خونه ازتوش دیده میشد‌.‌‌..بابایجوری تفت بدین که احساس نکنیم مارواحمق فرض کردین...گناه داریم ما
      کیرمرحوم سیروس قایقران توکس وکون جدوابادت کسکش...محارم ممنوع


    •   Arman_R
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • خاله الکسیس انقدر نداده ک ر داده. بعد تو اتاقک چوبی همه این دیالوگ ها رو متوجه شدی.. سلطان جق


    •   saman.32
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • کسخل


    •   VvvSepehr
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • دوازده خطه اولو خوندم از خنده پاچیدم بقیشو نخوندم


    •   saeid-koskon
    • 3 ماه،2 هفته
      • 1

    • اولش گفتی یه بار دیدی لخت خوابیدن و انگار بعد از سکس بوده، بعد گفتی زنه اون روز اجازه نداد داداشش بکندش؟


    •   amirreza5600
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • آخرش گفتی یکم فیلم از رو قایق دارم هر کی بخواد میفرستم براش ... من میخوام ببینم ...


    •   allforsex
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • دیسلایک 65 ام با افتخار تقدیم تو باد.
      اینقدر گفتی ر که ریدنم گرفت.
      خوب نمیخوای اسم واقعی بدی، یه مستعار بذار بجاش.
      مگه صفحه حوادث روزنامه است که ر، ر میکنی.
      نگارشت هم که لا اقل من رو جذب نکرد تا اول اونجایی که تو اتاقک نشسته بودی خوندم.
      خوب گفتنی ها رو بالا گفتن.
      من با محارم مخالف نیستم.
      ولی داستانت واقعاً ضعیف بود.


    •   bayram05
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • عذرخواهی میکنم یه سوال برای من پیش اومد ...
      اتاق خواب شما رو پشت‌بامه ، یا پشت‌بام تو اتاق خوابه ...؟


    •   سکس_69
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • واقعا داری گوه تناول میکنی کونیییی


    •   amoojoon17270
    • 2 هفته،1 روز
      • 0

    • اصن انقدر سیستم داستانت تخماتیک بود که ده خط بیشترش رو نخوندم،


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو