سکس پریسا در هتل

    من پریسا 35 ساله چند سالی است که خارج از ایران زندگی میکنم با شوهرم و پسرم. من میخوام در مورد ماجراهای سکسیم که در اینجا پیش آمده بنویسم. و اینو بگم که اصلا نویسنده خوبی نیستم. ولی تمام ماجراها حقیقی هستند چون من اصلا نمیتونم از خودم داستانسرایی کنم . رابطه من با شوهرم بد نیست ولی از لحاظ ارتباط جنسی من همیشه در حسرت داشتن بیشترش بودم. شاید باور نکنین ولی ما ماهی یک بار و یا 2 ماه یک بار سکس داریم . که هربار خیلی کوتاه. من هیچ لذتی نمیبرم. همیشه دلم میخواست یه سکس واقعی با لذت را تجربه کنم. از شوهرم نا امید شده بودم. به اینجا که آمدیم این فکر به سرم زد که شاید بتونم اینجا کسی را پیدا کنم که باهاش ارتباط جنسی در خفا داشته باشم. حداقل میدونستم که سنگسار نمیشم. شرایطم طوری نیست که بتونم از شوهرم جدا شم و خیلی چیزها هست که بخوام در رابطه با شوهرم بگم ولی جاش در این سایت نیست.


    از لحاظ ظاهری در ایران زیبا بودم ولی در انجا خیلی خیلی زیبا هستم. اینو فهمیدم چون بطور مداوم بهم گفته میشد. قدم 167 و وزنم 165.خودم فکر میکنم یه کمی چاق هستم ولی هیکلم خیلی سکسیه. بقول اینجائیا خیلی hot هستم. زبان اینا انگلیسیه. من هم نوشتن و خواندنم بد نیست ولی مکالمه ام افتضاحه. فکر کردم چطوری میتونم کسی را پیدا کنم و فقط تنها راه حل را اینترنت دیدم. سرچ کردم برای sex date و سایتهای زیادی بود یکیو انتخاب کردم و عضو شدم. عضویتش رایگان بود ولی برای ارسال پیغام به دیگران باید پول پرداخت میکردم منم منصرف شدم. بعد از مدتی دیدم پیغامهای زیادی تو inbox ام هست. فهمیدم اونایی که پول پرداخت کردن و میتونن به من پیغام بدن من هم میتونم براشون پیغام ارسال کنم. اینطوری شد که تونستم با تعدادی چت کنم.
    تقریبا همه از من عکس می خواستند ولی من هرگز راضی به اینکار نشدم. یکی به من پیشنهاد داد که همدیگه را برای چند دقیقه در یک محل عمومی مثل یک فروشگاه ببینیم . اگر خوشمان آمد بعد قرار بزاریم. من هم قبول کردم. 8 سال از من بزرگتر بود و متاهل و شدیدا دنبال این بود که ملاقات ما مخفیانه باشه. من دیدم شرایطمون مثل همه. یه روز قرار گذاشتیم در یک فروشگاه فقط شاید 5 دقیقه طول کشید . سلام و احوالپرسی . من قلبم اومده بود تو دهنم و بزور حرف میزدم. قیافش خیلی جذاب بود و اندام خوبی داشت. لحجه اش خیلی غلیظ بود. هر چیزی را چند بار تکرار میکرد تا من متوجه بشم من هم فقط yes و no میگفتم. و خداحافظی.
    اما بلافاصله تکستها شروع شد. خیلی از زیبایی من تعریف کرد و مصر بود برای ملاقات. از اونجایی که خودش هم متاهل بود گفت در یک هتل اتاق میگیره . در هر محله ای که من بخوام و هر موقع که من بخوام. منم یه روزو انتخاب کردم. وسط روز. گفت میتونه یکی دو ساعت و مرخصی بگیره . اسمش استیو بود. استیو در ایمیلهاش جزئیات کامل روشهای سکسی را که دوست داشت مینوشت و نظر منو هم میپرسید .
    مثلا گفته بود که دلش میخواد من براش ساک بزنم و اینکه دلش میخواست آبشو تو دهنم خالی کنه و حتی گفته بود با خودش تویز میاره اگر من خواستم ازشون استفاده میکنه. حتی گفت که اون خودشو کامل شیو میکنه و از من هم همینو خواست که انجام بدم.
    سرتونو درد نمیارم. خیلی وارد بود. وقت ملاقات اون زودتر در هتل بود. بهش تکست زدم که رسیدم. از داخل ساختمان در اضطراری را باز کرد من وارد ساختمان هتل شدم. این درها از خارج از ساختمان باز نمیشه. و اینجوری مجبور نبودم از در اصلی وارد بشم. خودش جلوتر میرفت و گفته بود که من با فاصله پشت سرش برم. که اگر کسی در راهرو رد شد ما را با هم نبینه. از یه راهرو گذشتیم اون رفت تو یه اتاق و درو باز گذاشت . من هم با فاصله رفتم داخل و اون درو از داخل قفل کرد. راستشو بخواهین ترسیده بودم. استیو هم متوجه شد و گفت که هیچ اجباری نیست . گفت تو خیلی nervouse هستی کمی بگذره اگر بهتر نشدی هیچ کاری نمیکنیم. روی مبل اتاق با فاصله کمی کنار هم نشستیم. حالا فرصت کردم یه کم اتاقو وارسی کردم. هتل شیکی بود. اتاق خیلی بزرگی نبود ولی همه چی داشت. اون صحبت میکرد و من سعی میکردم بفهمم چی میگه. در مورد خودش و زنش گفت . و سوالهایی هم از من کرد . فقط میخواست یخو باز کنه. از من پرسید که آیا میخوام بمونم در اتاق یا برم , جواب دادم اوکی هستم و نمیرم. یه کمی ترسم ریخته بود . یعنی میل شدید من به سکس بر همه چی غلبه کرد. بعد از حدود 20 دقیقه حرف زدن نزدیکتر نشستو بهم چسبید. شروع کرد به تعریف از زیباییهای من. انگشتاشو تو موهام کرد و میگفت چقدر زیبا هستن و انگشتشو روی ابروهام میکشید و روی لبهام. دیگه هیچ حرفی نبود فقط لمس کردن. خیلی به آرومی شروع کرد به بوسیدن لبهام . احساس میکردم میلرزم. منو نوازش میکرد و میبوسید . لبهام گردنم و دوباره لبهام . خیلی هیجان داشتم . همینطور که منو میبوسید بغلم کرد من هم با اشتیاق بغلش کردم همدیگه را محکم تو بغل همدیگه فشار میدادیم. لب میگرفتیم. گردن همدیگه را میبوسیدیم دوباره شدید بغل میکردیم . هر دو با اشتیاق زیادی همدیگه را تو بغل هم فشار میدادیم. بوی ادکلنش خیلی خوب بود و من مستش شده بودم. یه دفعه بلند شد جراغها را خاموش کرد . اومد طرف من همه لباسهای منو درآورد خیلی سریع و لباسای خودشو هم همینطور. من جرات نداشتم به آلت تناسلیش نگاه کنم. منو از پشت روی لبه تخت خوابوند و خودش کنار تخت روی زمین به زانو نشست طوری که سرش تراز تخت بود. پاهای منو بالا آورد و باز کرد و شروع کرد به لیسیدن کسم. وای که چه حالی داشتم. همینطور میلیسید و میخورد و خسته نمیشد. دیوونه شده بودم سرشو که بین پاهام بود با دستم میگرفتم. خیلی احساس خوبی بود. موهاشو نوازش میکردم. دیگه از خود بیخود شده بودم و اون هنوز میلیسید. بعد بلند شد روی تخت دراز کشید از من خواست روی صورتش بشینمو لبه بالایی تختو بگیرم و زانوهام دو طرف صورتش بودند و دوباره شروع کرد به لیسیدن کسم . زبونشو میکرد داخل و با دستهاش سینه هامو میگرفت . خیلی خوشم میومد. و به من میگفت زبونمو فاک کن. من هم روی دهنش فشار میدادم. خیلی عالی بود . هر دو حال میکردیم. زبونشو میکرد داخل کسم و من فشار میدادم بیشتر حال میکردم. یه مدتی هم اینطوری گذشت. تا حالا این احساسو تجربه نکرده بودم . بعد بلند شد منو به پشت خوابوند و کیرشو به آرومی وارد کسم کرد و شروع کرد به فاک کردن. آخو اوخم بلند شده بود . نمی تونستم جلو صدامو بگیرم گاهی اروم میکرد و گاهی شدید و گاهی همینطور که میکرد سینه هامو فشار میداد. و میگفت feel so goood feel so goood .
    طوری میگفت که من با شنیدن صداش لذتم بیشتر میشد. بعد از مدتی گفت من ride کنم . ولی من نفهمیدم یعنی چی. خودش به پشت خوابید و اشاره کرد برم روش. اونوقت فهمیدم . نشستم روی کیرش و بالا پایین میرفتم وای که چه حالی داشت. و سینه هامو هم میچلوند. گاهی روش میخوابیدم و دوباره مینشستم. من چند بار ارگاسم شدم.
    همه بدنم میلرزید. و شل میشدم. بعد از مدتی نمیدونم چقدر طول کشید گفت بیا dogy بشو من چهار دستو پا شدم شروع کرد به کردنم . کیرشو خیلی عمیق در بدنم احساس میکردم. بعد از کمی به پشت خوابید و گفت ساک بزنم. منم شروع کردم . آهو نالش بلند شد خیلی وارد نبودم ولی با تمام وجود دوست داشتم لذتی را که به من داده را جبران کنم. بعد از کمی آبش در دهنم اومد و من بیرون میریختم . بهم اشاره ذاذ که ادامه بدم معلوم بود خیلی حال میکرد. همینطور آبش میوومد تو دهن من و من بیرون میریختم. تا اینکه کیرش تمیز شد از دیدن صورتش که داشت حال میکرد خیلی لذت میبردم. یه حوله کوچک آماده دم دست داشت داد به من دهنمو پاک کردم و براش بدنشو با حوله پاک کردم. هر دو خسته کنار هم دراز کشیدیم و باز هم لب میگرفتیم. احساس رضایت خیلی خوبی داشتم. دلم نمیخواست از کنارش بلند شم.


    امیدوارم علاقه مندان به سکس از این ماجرا خوششون اومده باشه. و حقیقی بود . واقعا برای من اتفاق افتاده . من استیو را دوباره بارها دیدم. دفعه های بعدی از تویز هم استفاده کرد. اگر علاقه دارید میتونم براتون تعریف کنم. فقط من نمیدونم چقدر باید وارد جزئیات بشم. آیا همینقدر خوبه ؟ یا باید بیشتر یا کمتر باشه ؟


    قربان همتون


    نوشته: پریسا

  • 15

  • 1




  • نظرات:
    •   m.jane
    • 5 سال،5 ماه
      • None

    • تعریف کن بعدیاشم. جزئیات هم زیادتر نکن. همین خوبه


    •   Zane tanha
    • 5 سال،5 ماه
      • None

    • 165 کیلویی و احساست اینه که یکم تپلی آیا؟ به نظر من وزنت ایده آله فقط قدت نسبت به وزنت کمی بلنده خخخخخخ


    •   manamkosmikham
    • 5 سال،5 ماه
      • None

    • عزيزم اومدي ايران خبر بده يه حال اساسي با هم داشته باشيم


    •   مبینا19
    • 5 سال،5 ماه
      • None

    • خوب بود


    •   .Family4Ever.
    • 5 سال،5 ماه
      • None

    • من همش بلاکم


    •   bhnam asheq
    • 5 سال،5 ماه
      • None

    • خلاصه داستان....165 کیلو ام خیلی سکسیم.... شوهرم نمیکنم بیاین منو بکنین...ride میکنم....ساک میزنم...dogy میدم


    •   دكترجون
    • 5 سال،5 ماه
      • None

    • جوووون


    •   fazhdary
    • 5 سال،5 ماه
      • None

    • خوب بود حالا اومدی ببرمت سکس پارتی که تو هیچ جای دنیا ندیده باشی اونقد بدی که سیرمونی بالا بیاری . در ضمن شوهرتو هم بیار من براش کلی کس سراغ دارم تا ببیمنم تو سرد مزاجی یا اون .....اینجا کسائی داریم که تو که هیچ سه تا خانوم هم بکنه بازم سیر نمیشه رفیقه خودمه حالا بیا.


    •   59pare
    • 5 سال،5 ماه
      • None

    • خوب بگو رفتم که کس بدم دیگه.این همه داستان نداره


    •   spankmywife
    • 5 سال،5 ماه
      • None

    • عالی بود


    •   kirdagh23
    • 5 سال،5 ماه
      • None

    • ای کاش هیچ زن ایرونی درحسرت سکس نباشه شمارفتی اونجادادی خانمی که اینجاس نمیتونه بره خارج چکارکنه نه به مامیدن نه .......


    •   ارديبهشت دخت
    • 5 سال،5 ماه
      • None

    • پريسا جان دوستت داشتم
      اميدوارم هميشه شاد باشي


    •   Ali hasharii
    • 5 سال،5 ماه
      • None

    • خوب بود ادامه بده


    •   littel boy
    • 5 سال،5 ماه
      • None

    • یه ادم حرفه ای که کلی سنشه و زن داره و هزار تا جی اف داره عین خر همرو میکنه اونوقت ما کمر باریکا باید تو حسرت لب دادن جی افمون باشیم :-<


      پریسا جون داستانت که کسشعر بود :| جزئیات بیشتر بگو :|


      پارسی هم فارس بدار :D


      فکر کنم منظورت از 165 همون 65 بود دیگه اره ؟


    •   tatar33
    • 5 سال،5 ماه
      • None

    • ridi abji


    •   borader
    • 5 سال،4 ماه
      • None

    • خوبه چه بگم


    •   capitan21
    • 5 سال،3 ماه
      • None

    • به به چه کار خوب خوبی /biggrin/


    •   داریوشم
    • 4 سال،2 ماه
      • None

    • بد نبود,ادامه داشته باشه میخونم و ... مرسی


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو