سکس پیمان با زن داداش

    سلام به همه دوستان این اولین داستان سکسی که مینویسم چون هم برام جذابه و چندین سال طول کشید تا اتفاق بیفته ماجرا یک سال بعد عروسیم اتفاق افتادلیلا یکی از فامیلهای نزدیک ب خانومم بود که یه روز زنگ زد بهم منم مغازه بودم بعد احوال پرسی گفت ک مزاحم تلفنی داره از این حرفا منم چون درکیر کار .....بودم بی اهمیت از سرم بازش کردم و از همون روز ب بعد فهمیدم ک دلش میخواد اهل حاله گذشت بعد یک سال برا داداشم دنبال دختر بودن و تو فامیل چون لیلا از همه خوشگلتر بود چشم گوش بسته تر رفتن ب خواستکاری لیلا و منم تو دلم میگفتم اخ جون خیلی زود ب هدفم میرسم گذشت و مراسم عروسی تموم شد لیلا ی دختر 17ساله خوشگل خجالتی خیلی ناز باهیکلی معمولی بعد گذشت چندین ماه ی روز خونه ما بودن ومن بدون این که بفهمه گوشیشو چک کرم دیدم تو گوشیش فیلم سکس داره و افکار من بیشتر منویاری میکرد ک اهل حاله و دلش میخواد واللا تو گوشیش فیلم سکس چکار میکنه گذشت فرداش بهش کفتم تو گوشیت فیلم سکس ها رو دیدم و اون هم خیلی خونسرد گفت ک داداشت گفته از این حرفا هر کاری میکردم ک راضیش کنم باهم سکس داشته باشیم قبول نمیکرد و خودشو میزد ب اون راه ک من اهلش نیستم نماز میخوندو.....ازاین کارهای مذهبی میکرد ک خودشو عادی جلوه بده اما همیشه ی حسی بهم میگفت دلش میخواد چون اینو تو چشاش میدیدم الان ک دارم این داستانو مینویسم 9سال داره از ازدواجش میگزره و دیگه لیلا از لحاظ فرم بدن کلی فرق کرده باسنش بزرگ شده سینه هاشم قشنگ تو چشم میزنن با کمر باریک از لحاظ قیافه هم جا افتاده تر خوشگلتر شده
    چند ماه پیش عروسی داداش کوچیکم بود وقتی دنبال ماشین عروس بودیم لیلا هم تو ماشین من بود و تکیه داده بود ب صندلی جلو منم تو تاریکی شب اروم دستم گذاشتم رورونشو نوازش میکردمم دیدم هیچچی نمیکه بعد گذشت ده دقیقه دستمو گرفتو کشید کنار تو اینه نکاهش کردم دیدم ناراحته اخم کرده دوشب بعد عروسی بهم پیام داد بعداحوال پرسی گفت چرا اون کارو کردی منم گفتم مست بودم و برگشت گفت چندین سال از طرزنگاهت رفتارت میفهمم به من حس داری منم بی پرده تمام افکارمو بهش گفتم و داعما میکفت بسه تمومش کن و بحس سکسیش کردم گفتم ارزمو یبار باهم سکس داشته باشیم و زود کارمون ب سکس چت کشید و منو پشت گوشی ارضا کرد موند صبحش اومد خونه ما و خانم من نوبت دکتر داشت بعد رفتنش برگشتم خونه از پشت چسبیدم بهش فحشم دادو گفت برو کنار ولی من شروع کردم ب خوردن گلو لبش دیدم حشری شده از خود بیخود یکم از رو شلوار با کسش ور رفتم بعد دستمو کردم تو کسش دیدم خیس شده بزور خودشو ازم جدا کرد و اون روز گذشت باهم چت میکردیم قرار شد دوروز بعدش برم خونشون گفت دخترمو موقع ظهر خوابوندم بهت زنگ میزنم بیا ظهر زنگ زد رفتم خونشون وای چی میدیدم لیلا با یه تاپ دامن کوتاه از رو باسنش دیونه کننده شده بود بغلش کردم حسابی از هم لب گرفتیم بعد نیم ساعت منو کشوند ب سمت اتاق خواب و رفتیم رو تخت دراز کشید منم اروم پاهاشو باز کردم شرط قرمزشو در اوردم وای چی میدیم یه کس صاف تپل داشتم دیونه میشدم با ولع خواستی داشتم کسشو میخوردم بعد گذشت چند دقیقه دیدم از زور شهوت داره داد میزنه فک نمیکردم این همه حشری باشه باصدای لرزون گفت بکن تو اروم سر کیرم کردم تو کسش خیلی تنگ بودچند باری ک عقب جلو کردم پاهاشو دور کمرم حلقه کرد کیرم تاته رفت تو کسش دیگه نزاشت عقب جلو کنم صداش بلند شده بود و با یه جمله عشقم عجب کیر کلفتی داری ارضا شد و اروم گرفت دوتا بالش گذاشت زیر سرم و اومد روم هی بالا پایین میکرد خودشو سینشم کرده بود تو دهنم بایه دستمم باسنشو میمالیدم ک باز داد زد گفت عشقی عشق دوباره ارضا شد اومد پایین ب پشت خوابید منم ی بالش گذاشتم زیر شکمش از عقب کردم تو کسش و چند تا تلمبه زده بودم ک ابم اومد و منم خالی کردم تو کسش و تو همون حالت ده دقیقه خوابیدم روش بعد این ک بلند شدیم شروع کرد لبمو خوردن و گفت تا حالا داداش بی عرضت نتونسته بود اینطوری ارضام کنه از اون روزبه بعد هر موقع فرصت بشه اوکی باشه باهم سکس داریم و بهم میگه از روزی ک داداشت اومد خواستگاریم فقط منتظر این لحظه بودم ک باهم سکس کنیم فقط از ترس این ک بابام اینا بفهمن تا الان بهت نگفتم چون خانوادش بشدت تعصبی ان
    بخشید اگه جالب و حرفه ای نتونستم بنویسم چون اولین باره ک داستان مینویسم.
    پایان
    نوشته: پیمان

  • 11

  • 58




  • نظرات:
    •   مردزخمی
    • 1 ماه،2 هفته
      • 6

    • کووص ننه‌ی جنددت


    •   royazzz90
    • 1 ماه،2 هفته
      • 7

    • مال خر هم تقدیم اون دوستی که تو داستان فبلی توهین کرد


    •   f.a.65
    • 1 ماه،2 هفته
      • 4

    • خواهر زن چیز دیگه ست


    •   Ado_Den_Haag
    • 1 ماه،2 هفته
      • 10

    • اصل ماجرا: رو زن داداشت حس داشتی گفتی برم باهاش بحث کنم و راضیش کنم ناگهان برادرت می‌فهمه و جوری سیخ داغو تو کونت می‌کنه که مجبور میشی شیش ماه تو بیمارستان بخوابی.


    •   TheBitchKing
    • 1 ماه،2 هفته
      • 12

    • خدایی خسته شدم. نمیکشم دیگه. (dash)


    •   شنل_قرمزی
    • 1 ماه،2 هفته
      • 7

    • خوب بنویسید دیگه :( اینا چیه آخه؟


    •   Irish..GuNNer
    • 1 ماه،2 هفته
      • 11

    • میخواستم همینو بگم ولی خب بالاخره یکیمون باید برینه بهش یا نه؟
      میرسیم به همون نکته ای که بسیار اشاره کرده‌م. آیا (ه) تقه زده‌تون؟ خب توله! مگه داری چت میدی که اینجوری مینویسی؟داستانشم تکراری بود. دریغ از یه سر ارزن خلاقیت.
      دیس.


    •   ARAD_SM
    • 1 ماه،2 هفته
      • 6

    • یه ویرایش میزدی داستانونه اصن ولش دکمه سیکتیرتوبزن وخفه دیگه داستان ننویس


    •   Avvaaa
    • 1 ماه،2 هفته
      • 8

    • شوهر گور به گور شده ش کجا بود که تنهایی تویه ماشین تو نشسته بود....واقعا خاکستری پدرته ...


    •   boyboy36
    • 1 ماه،2 هفته
      • 3

    • ما که نفهمیدیم چی میگی ولی انشاالله خیره


    •   Hunter7508
    • 1 ماه،2 هفته
      • 6

    • اخه حرومزاده خجالت نمیکشی اینارو مینویسی!امیدوارم زنت جنده از اب در بیاد و خونه خراب بشی تا بفهمی که چه فاجعه ای به بار داری میاری


    •   ho3ein1717
    • 1 ماه،2 هفته
      • 2

    • (dash)


    •   Majid966
    • 1 ماه،2 هفته
      • 2

    • عشقی، عشق... اههههههههههههه آخ ببخشید حواسم نبود ارضا شدم (biggrin)


    •   Mddi6242
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • خوب بود کاش منم اون موقع که میتونستم زن داداشمو کرده بودم


    •   Lucky.man
    • 1 ماه،2 هفته
      • 5

    • داستانت پر از جملات نقیض و متضاد بود. به نظر فانتزیت رو نوشته بودی.


      ولی اگر واقعیت داشته باشه، زن داداشت را جنده کردی. شک نکن که دنیا دار مکافاته و این بلا سر خودت و زنت میاد.


    •   KING134
    • 1 ماه،2 هفته
      • 4

    • واقعا کس شعر نوشتی اخه کیری زن داداشو از کجا اوردی چجوری به مغزت خطور کرد خدایی واقعا برای ذهن ملجوقت متاسفم گراز دیر انزال با ننت بخوابه


    •   Hysterical_man
    • 1 ماه،2 هفته
      • 7

    • نگارش داغون،پر غلط املایی،"منم چون درکیر کار...بودم"تو این پنج کلمه یه غلط املایی هست یه غلط نگارشی،اون سه نقطه چی میگی اونجا؟


    •   Sexybreasts
    • 1 ماه،2 هفته
      • 5

    • و باز هم يك ( باز چى ميديدم ) (rolling) (rolling) (rolling)
      ننويس (devil)
      ديس ١٣ (cool)


    •   zanbory
    • 1 ماه،2 هفته
      • 5

    • عشقی عشق (biggrin) (biggrin) (biggrin) (biggrin) (biggrin)

      رفتم خونشون ای وااااااای چی میدیدم
      شوهرش روی زنت بود
      عشقی عشق (biggrin) (biggrin) (biggrin) (biggrin) (biggrin)

      کشید پایین .وااااای چی میدیدم.. (biggrin) (biggrin) (biggrin)

      گف گوساله ۹ساله منتظر همچین روزی ام
      عشقی عشق (biggrin) (biggrin)

      واااای دیگه هیچی ندیدم


      مجبوری اخه ..اینا چیه نوشتی .شبیه داستان ک نبود
      عشقی عشق (biggrin) (biggrin)


    •   Nasr7070
    • 1 ماه،2 هفته
      • 3

    • مطمعنی خانمت بجای دکتر با داداشت جایی نرفتن؟


    •   Yavarfaaqer
    • 1 ماه،2 هفته
      • 3

    • بری انتخابات رای بدی بهتره تا اینکه داستان بلغور کنی


    •   ساراکونگنده
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • کون گنده باید کردددد مال هرکی میخواد باشع حتی خاله ابجی مامان زن داداش


    •   سدمرتضی
    • 1 ماه،2 هفته
      • 3

    • به تو هم می‌گند آدم ارزش فحش دادن هم نداری کسی که به زن برادرش چشم داشته باشه،، شاید این قضیه تو خانواده شما موروثی باشه !!!ببین زنت به هوای دکتر کجا رفته کجا می‌ره !!!کجا رفت؟؟


    •   XxAmir
    • 1 ماه،2 هفته
      • 6

    • شما لطف کن داستان بنویس ، این مزخرفات رو ننویس ، من نمی‌دونم شما خواننده هارو چی فرض میکنید که این هجویات رو می‌نویسید ، خواهش میکنم اژشما خودت یکبار بشین این داستانت رو بخون با صدای بلند بخون وبرای خودت هیجی کن ببین چی نوشتی نکنید خواهشاً ،موفق باشی


    •   kokarostam
    • 1 ماه،2 هفته
      • 14

    • فحش


      این آقای حمید سیگاری هم دلش خوشه. پای یکی از داستان‌ها کامنت گذاشته بود که بیایید به نویسنده‌ها احترام بذاریم چون زحمت می‌کشند و داستان می‌نویسند و ما باید آنها را تشویق کنیم تا کم کم سطح و کلاس داستان‌ها بالا بروند. ما هم قبول کردیم و چند ساعتی دندون روی جیگر گذاشتیم و مثل مار به خودمون پیچیدیم و این بچه کونی‌ها را تحمل کردیم. الان واقعا این داستان را هر کسی بخونه متوجه میشه که نویسنده خودش شروع کرده به شعور خواننده توهین کردن و من چاره‌ای ندارم که عهدم را بعد از چند ساعت بشکنم.
      شاشیدم به کل خاندانت. شما یکی یکی رفتید به خواستگاری جنده‌ها. یعنی از دم زن‌جنده و کس‌کش هستید. شاشیدم به قرنیه چشم‌هات کله کیری. دختره خجالتی بود ولی بهت زنگ زد که حال بده؟ غیر از اینه که زندگیت شده جق؟ سر در این قبرستون رو بخون، نوشته ورود بچه‌ها ممنوع. شاشیدم توی دوران بچه‌گیت که ته کلاس کونت رو مالش میدادند.


      ها کـُ‌کا


    •   kokarostam
    • 1 ماه،2 هفته
      • 12

    • تخمی


      چون تخمی نوشتی، یک شعر تخمی هم تقدیمت می‌کنم، بچه ابنه‌ای.


      کیر را در کون پیمان می‌کنیم
      مثل خر او را خرامان می‌کنیم
      کل خاندانش همه جاکش نما
      مادرش را در حرامان می‌کنیم

      ها کـُ‌کا


    •   arsh2452
    • 1 ماه،2 هفته
      • 6

    • کلا کسمغز و روانپریشی ! سکس با زن شوهر دار رو دیس میدم . در ضمن بیسواد هم هستی ! حداقل میری تو خیابون یه مقدار به نوشته های پشت ویترین مغازه ها نگاه کن که به جای شورت ننویسی شرط!


    •   mostoufi
    • 1 ماه،2 هفته
      • 7

    • منم پیمان فقط یک بچه کونی
      ننم رو میکنه رستم تو گونی
      هوس کردم که کُستانی نویسم
      ولی پشتم ز دیشب گشته خونی
      ها وولا


    •   armankir@
    • 1 ماه،2 هفته
      • 2

    • کیر سگ اصحتب کهف تو مغزت. اخه کونی یه دفعه رفتی به طرف گفتی تو گوشیت فیلم سکس دیدی اونن ریلکس گفته داداشت گفته؟؟؟ حتما اپ براززرس نصب کرده بوده. تازه چجوری کسیو که جلو نشسته تو از اینه راننده دیدیش؟؟؟؟ تو مرزهای مخ جلقی رو جابه جا کردی


    •   arash.abi
    • 1 ماه،2 هفته
      • 3

    • خانومااااا اگه سوپر دارین تو گوشی، واسه گوشیتون رمز بذارین


      عشقی عشق (inlove)


    •   مردآتشین73
    • 1 ماه،2 هفته
      • 3

    • اتفاقا زنت هم مطب دکتر نرفت اومد پیش منم جوررری کردمش جدآباد تو رو شست میگفت عرضه نداری!!!


    •   جاوید۱۲۳۴
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • درکل سکس خانوادگی بینظیره


    •   malake_yakhi
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • :(


    •   misMehrdad
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • ای خدا به این ملت کسخل ندید بدید یه کم شعور بده یه مقدارم پول به من بده.
      یه جوری تعجب کردن انگار طرف رفته نیکول کیدمن رو کرده. اخه کصمغزا گفته چند سال طول کشیده و زن داداش ش بود و احمقها زن داداش محرم نیست . در دنیایی که ملت خاهر و.مادر خودشونو میکنن و طرف خودش میره کیر کلفت برای زنش پیدا میکنه ،کردن زن داداش که چیز عجیب غریبی نیست ریدم.تو.جمهوری اسلامی که یه مشت بیشعور احمق پرورش داده با فیلتر شکن میان تو سایت سکسی و فحش و.منبر میرن. کونکش من خودم در حضور شوهر زنشو.کردم و شوهره بدون دست زدن ابش اومد. زن داداش که محرم نیست ،در فرهنگ اخوندی هر کی محرم نیست قابل کردنه


    •   Mardimorde
    • 1 ماه،2 هفته
      • 3

    • حیف فحش که خرج تو و امثال تو بشه. یسری نجاست که قرار بود بیفتن و تو چاه توالتو اشتباهی شدن نطفه بی ناموسی رو به حد اعلا رسوندن. نمیدونم این سه ثانیه ارضا شدن چه قد ارزش داره که بخاطرش همه چیز تو به باد بدی شرفت،غیرتت،همتت،ناموست همه چی. بکنین کس مال کردنه ولی نه هرکسی که اون کیر صاب مردتون فرمون داد. میاین یه کسشعری مینویسین یه کسمغزم میخونه باور میکنه میره یه خاندانو به گا میده. بذاریم یه چیزایی بمونه


    •   Pirefarzane
    • 1 ماه،2 هفته
      • 2

    • دیگه ننویس. . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
      دفعه اول و آخرت باشه که می‌نویسی.وگرنه نفرینت میکنم به خرچسونه تبدیل بشی.بازم داستان تخمی تخیلی و تکراری خواهر زن. مثل اول مرغ بوده یا تخم مرغ،تبدیل شده اول زن بوده یا خواهر زن!؟مغز جغی نویسنده کص ملنگ شده کلا ترتیب داستان از دستش در رفته.قبلا موقع جق دستی بر نوشتن داشتن ،جدیدا بنگی،منگی،حشیشی هم قبلش میزنن.خودت بخون میفهمی چی نوشتی.


    •   yasin.ir
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • کص ننت


    •   rezamikrob
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • داستانت که دروغه ولی اگه راست باشه و داداشکس کشت بفهمع به ۵۰روش بومی و محلی میکنتت


    •   Rj.rj
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • چی بگم والا تابلو بود که فانتزی بود -
      زن شوهر دار خدا بخیر کنه عاقبتت رو
      قراره بگای سگ بری (rose)


    •   کوسلیس۲۰
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • خیانت کردی به داداشت خاک تو سرت


    •   Shima.zanpoosh
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • عشقی عشق .... زدی جق قشنگه رو ?


    •   Newah007
    • 1 ماه،2 هفته
      • 2

    • جز تاسف خوردن واسه توی نامرد و تف انداختن توی روی اون زنداداش جنده ات چی میشه گفت.....


    •   Arminnini
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • جون مادرتون این داستان هارو نخونده دیسلایک کنید حمایت نکنید ازشون


    •   Hooman.esf.59
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • فتیش فحش داری؟ حروم زاده!
      سیکتیر بابا


    •   TapTopKir
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • بابا برو سوراختو رگلاژش کن (biggrin)


    •   Gayaneh
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • دِ آخه مردک نفهم منم تو گوشیم‌فیلم سوپر دارم باید منم بکنی؟ (biggrin)


    •   Marshaall_Boss
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • "وااای...چی میدیدم...!!!"
      اینو که دیدم فهمیدم نطفه تو هم مورد داره...آقا ننویس...عزیز ننویس...بزرگوار ننویس...مگه مجبورت کردن بیای چاخان تحویل ما بدی.


    •   mardvahshi
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • منم پیمان چنان کوسکس به دوران


      که خواهرمادرم دروصف کیران


      یکی گه خورده ام درسایت ای وای


      به کونم کرده کیرش تیروکیوان


    •   mardvahshi
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • تو هم مردی ؟ توهم آدمی کصافط بیشرف؟ ارزش فحشم نداری بخدا
      توواجب القتلی عروس یعنی ناموس تو به رسمیت یه موجود بی ناموسی برو بمیر فقط فضارو اشغال کردی حیوان


    •   mrroshak
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • چرتتتتتتت (dash)


    •   پروفسور بالتازار
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • یعنی خاک تو سرت، این هفت سال که نقشه می‌کشید زن برادرت رو بکنی اگه روزی یه صفحه کتاب میخوندی الان علامه بودی


    •   خوشگلخانم
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • ننه حرمله بازنه داداشت ؟که چی اه


    •   ممم64
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • چیزی نمیگم فقط شرطم تو دهن خالی بندت


    •   لیلی45
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • داستان را نخوندم ولی نظرها عالیه و خنده دار


      حسابی حال نویسنده را جا میارید تا اینقدر دروغ نگه


      مقسی از کامنتهای قشنگتون


    •   royaei
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • چرت بود ،
      انقدر بد نوشتی و ویرایش نکردی که فقط باید دقت میکردی ببینی درست میخونی یا نه ؛
      آخه شرط ؟
      محارم ننویسید خواهشن ؛
      موفق باشی


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو