داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

سکس گروهی با خواهرم شراره

1389/04/06

سلام.من امیر هستم و 22 سالمه. راستش من توی تمام این مدتی که از زندگیم می گذشت هیچ وقت با هیچ زن و دختری سکس نداشتم و همیشه حسرت یه سکس خوب رو تو دلم داشتم ولی موقعیتش پیش نمی اومد.
اطرافم هم دختر زیاد بود و اولین و نزدیک ترین دختر بهم،خواهر بزرگم شیدا بود.خب من دو تا خواهر دارم ولی اونقدری که به شیدا احساس نزدیکی می کردم نسبت به شراره این احساس رو نداشتم.گرچه نمی دونستم که سرنوشت چیز دیگه ای رو برام رقم میزنه و اتفاقات طور دیگه ای می افته.شیدا خواهر بزرگم یه سال ازم بزرگتر بود و شراره هم دو سال از من کوچیک تر بود و تقریبا من و شراره خیلی با هم درگیر بودیم.در واقع بعد از اینکه پدرم بعد از به دنیا اومدن شراره از دنیا رفت مادرم به تنهایی ما رو بزرگ کرد و این درگیری من و شراره خیلی باعث زحمتش می شد.مادرم هم جوون بود و هم خوشکل و خوش هیکل و آرزوی هر مردی بود ولی خودش دوست داشت مجرد بمونه.حتی من هم دلم میخواست باهاش باشم.
داستان من از اونجایی شروع شد که شراره کنکور داد و توی یکی از دانشگاه های تهران قبول شد و همه خوشحال بودن از اینکه شهرستان قبول نشده و البته من ناراحت بودم چون فکر میکردم بالاخره یه نفس راحتی می کشم ولی اینطور نشد.

شراره شروع کرد به رفتن دانشگاه و کم کم یه تغییراتی توش دیده شد.تیپ و لباسش خیلی باز تر شد و آرایش هاش هم 180 درجه فرق کرد در واقع اصلا شراره ی قبلی نبود.یواش یواش شب دیر اومدن ها هم شروع شد و به بهونه ی رفتن به خونه ی دوستاش حتی بعضی شب ها هم خونه نمی اومد.مامانم با این قضیه مشکلی نداشت و خیلی توی این مسائل باز فکر میکرد و حتی دوست پسر شیدا بعضی شب ها پیش شیدا تو اتاقش میخوابید و منم مشکلی نداشتم ولی شراره دیگه خیلی داشت مشکوک میزد.این شد که تصمیم گرفتم سر از کارش در بیارم.هر کاری کردم نتونستم تا اینکه اون اتفاقی که میخواستم بیفته خود به خود افتاد.یکی از روزهای پاییز سال 87به یه مهمونی حوالی صادقیه دعوت شدم.اونطوری که دوستم تعریف می کرد قرار بود آخرش سکس پارتی داشته باشیم و خودش چند تا جنده هم ظاهرا دعوت کرده بود در کنار مهمونا.منم که تجربه ای تو سکس نداشتم اول رد کرد ولی بعدا به اصرار دوستم قرار شد من آخر سر نمونم و جنده ها که کارشون رو شروع کردن من دیگه برم.اینطوری شد که رفتم.توی مهمونی جمعیت زیاد بود و شاید 50-60 نفر بودیم که پسرا حدودا 20-25 نفر بودن و بقیه دختر بودن.تا ساعت 12 شب مهمونی ادامه داشت تا اینکه رفیقم اومد بهم گفت:«امیر اگه میخوای بری همین الان برو.اگه بمونی هم که منو خوشحال میکنی.میخوایم شروع کنیم». چشمکی زدم و گفتم که دیگه می رم. کتم رو برداشتم و از درب خونه بیرون رفتم و بعد رفتم به سمت در حیاط و وارد کوچه شدم.

ماشینم دقیقا جلوی درب پارک بود.به سمت درب ماشین رفتم که صدای 5-6 تا دختر شنیدم.کنجکاو شدم و برگشتم و صحنه ای رو دیدم که از تعجب شاخ در آوردم.شراره به همراه 5 تا دختر دیگه با تیپ های وحشتناک سکسی و آرایش غلیظ از یه پاترول پیاده شدن و به سمت درب حیاط رفتن.خودم رو سریع پشت ماشین قایم کردم تا اونا وارد خونه بشن.سریع به دوستم زنگ زدم و گفتم:«جنده هات همینا بودن که اومدن تو؟»رفیقم خندید و گفت:«اره.چطور؟میخوای تو هم بیای تو؟»منم گفتم آره.رفیقم هم در رو زد و رفتم تو.هنوز باورم نمیشد که شراره اومده اینجا تا جنده گی کنه.به آرومی رفتم بالا و وارد شدم.توی سالن پذیرایی دنبال شراره گشتم.یه گوشه روی مبل نشسته بودو یکی دیگه از رفقا کنارش بود و دستش رو روی پاهاش گذاشته بود.منم یه جایی که دیده نشم پشت چند نفر نشستم و مشغول نگاه کردن شدم.مهمونی داشت یواش یواش وارد فاز سکسی میشد و دختر و پسرا رفته بودن تو فاز لب بازی و دست مالی همدیگه.تو همین لحظه یه دختر هم به سمت من اومد و گفت:«چرا تنهایی جیگر»روم رو بهش کردم و گفتم:«برو یکی دیگه رو پیدا کن.من دارم میرم»طرف هم یه ایییش کرد و با اکراه رفت.رفیقم داشت یواش یواش رکابی شراره رو در میاورد که یهو هم رکابی و هم سوتین صورتیش رو با هم در آورد و سینه های شراره که سفت شده بود رو هوا موند.خیلی دوست داشتم از این صحنه فیلم بگیرم ولی به خاطر ازدحام جمعیت نمیشد.باید جلو تر میرفتم.خیلی آروم از پشت مبل ها رفتم و وارد آشپزخونه شدم.حالا شراره و سعید پشتشون به من بود و هر دوشون هم به شدت مست بودن. یواش گوشیم رو در اوردم و از پشت گلدون مشغول فیلم گرفتنم از اون دوتا شدم. جو مهمونی اونقدر بالا بود که کسی متوجه من نشد. سعید کم کم رفت سراغ شلوار و چند لحظه بعد شراره رو لخت لخت روی مبل خوابونده بود و داشت کسش رو میخورد. من هم دیگه تو حال خودم نبودم و از دیدن بدن سکسی خواهرم حشری شده بودم.

سعید یواش یواش بلند شد و از توی جیبش یه کاندوم در آورد و روی کیرش گذاشت.پیش خودم فکر کردم یعنی میخواد شراره رو از کس بکنه؟و این سوال رو با خودم مدام مرور میکردم که این اتفاق افتاد.سعید کیرش رو دم کس خیس خواهرم گذاشت و با یه فشار ساده کیرش تا ته توی کس گشاد خواهرم جا شد و مشغول تلمبه زدن شد.دیگه تو حال خودم نبودم و بد جوری فاز سکسی گرفته بودم.تقریبا 10 دقیقه فیلم ضبط کرده بودم و از کس دادن شراره هم گرفته بود ولی خودم هم میخواستم وارد کار بشم.گوشیم رو خاموش کردم و توی آشپزخونه تمام لباس هام رو در آوردم و یه دابل شات برای خودم ریختم و خوردم.یه کم صبر کردم و بعد خیلی آروم به سمت سعید و شراره رفتم.حالا سعید روی مبل خوابیده بود و شراره روش نشسته بود و داشت تلمبه می زد.شراره پشتش به من بود ولی سعید منو دید.یه چشمک به سعید زدم و اونم متوجه شد.دستش رو آورد رو کمر شراره و اونو روی خودش خم کرد طوری که سوراخ کون خواهرم سمت من قرار بگیره.من هم از پشت به شراره نزدیک شدم و کیرم رو به کیر سعید که توی کشس شراره بود مالیدم تا خیش بشه.یه کم با انگشتم به سوراخ کون شراره ور رفتم و شراره هم چیزی نمی گفت و کاملا توی فاز عشق و حال بود.من هم کیر کلفتم رو که حتی کل کیر سعید رو میخوابوند رو روی سوراخ کون شراره گذاشتم که یهو شراره با یه صدای حشری کننده گفت:«آخ جون.من عاشق کون دادنم.کونم رو جر بده.زود باش»و حواس مهمونی به ما پرت شد.این حرفش من رو حشری تر کرد و من کیرم رو فشار دادم داخل که یهو شراره جیغ کشید و کل مهمونی دوباره یه لحظه به ما سه نفر نگاه کردن.

شراره ساکت شد و من کیرم رو دیدم که خیلی راحت تا ته توی کون شراره فرو رفت و طبق تجربه هایی که بعد ها به دست آوردم فهمیدم شراره خانوم کونی حرفه بودن اون موقع.کیرم که جا شد شروع کردم به عقب و جلو کردن.سعید چون نشسته بود کیرش تا ته توی کس شراره بود و نمی تونست تلمبه بزنه.شراره هم ثابت بود و فقط اه و اوه میکرد و منم با شدت تلمبه میزدم.منی که موقع جلق زدن خیلی سریع آبم میومد این بار انگار کمرم خشک شده بود و هر لحظه وحشیانه تر کیرم رو توی کون خواهرم فرو میکردم.حدود دو سه دقیقه به کارم ادامه دادم تا اینکه حس کردم آبم داره میاد و آبم رو با فشار توی کون شراره خالی کردم.چند لحظه همونطور ایستادم وسکوت کردم.شراره داشت آه میکشید.کیرم رو آروم در آوردم و عقب رفتم.به محض اینکه کیرم رو بیرون آوردم شراره ی حشری شروع کرد روی کیر سعید تلمبه زدن و آه و اوه جفتشون بلند شد.برگشتم آشپزخونه تا لباس هام رو بپوشم.توی حال خودم نبودم و همش به سکس گروهی که با خواهرم داشتم فکر میکردم.لباس هام رو تنم کردم و از صاحب مهمونی خدافزی کردم و سوار ماشین شدم و رفتم.

مدام به کاری که کرده بودم و فیلم ده دقیقه ای که گرفته بودم فکر میکردم.کیفیت فیلم بالا بود و شراره کاملا توش معلوم بود و نمیدونستم با فیلمی که از سکس خواهرم گرفتم چیکار کنم.فقط پیش خودم مونده بودم بعد از این چیکار کنم چون شراره واقعا خوشکل ترین دختری بود که دیده بودم و میخواستم یه دفه واقعا با هم سکس داشته باشیم.بعد از اون روز کنجکاو شدم که شراره چطور این کاره شده و یه سری تحقیقات انجام دادم تا بالاخره یکی از دوستای دانشگاهیش بهم گفت دلیلش بی جنبه بودن شراره توی عرق خوردن بود و بهم گفت شراره اولین بار که سکس کرد خیلی عرق خورده بود و تو حال خودش نبود و وسط مهمونی کاملا لخت شده بوده و اه و اوه می کشیده و همونجا همزمان با چند نفر سکس کرده و پردش رو هم همونجا از دست داده بوده. بالاخره اولین سکس من هم قرار بود اینطوری باشه.

بعد از اون من چندبار دیگه هم با نزدیکام سکس کردم و بالاخره با شیدای دوست داشتنیم هم سکس کردم و خب شیدا بعد از اینکه با دوست پسرش به هم زد رسما هر شب نصفه شب میاد اتاق من.در نهایت هم تونستم یه نیمه سکس با مامانم داشته باشم که این آخری مربوط به هفته ی گذشته هست و هنوز تو کفشم چون بهترین اتفاق عمرم بود و داستان جریان خیلی خیلی جالبی پیش اومد تا این اتفاق افتاد و داستانش رو به زودی براتون می نویسم.ولی در کل هنوز که هنوزه نتونستم شراره رو بکنم و نکته ی جالب قضیه همینه. وضع مالی ما به لطف ارث و میراثی که از پدرم مونده خوبه و هیچ کمبودی نداریم ولی شراره یه مدت بعد گفت که میخواد توی یه شرکت مهندسی کار کنه و بعد مامانم هم قبول کرد و همه فکر میکردیم که داره خوب کار میکنه چون پول خوبی داشت و دیگه نه تنها از مامانم پول تو جیبی نمیگرفت بلکه یه دفه در کمال ناباوری 10میلیون تومن برای خرید ماشین به مامانم کمک کرد و همه مونده بودن ولی من میدونستم خواهرم در حقیقت کارش چی بود. هیچ شرکت مهندسی وجود نداشت بلکه خواهرم به خاطر چهره و اندامش و حرفه ای بودنش یکی از گرون ترین جنده های تهران بود و ظاهرا اون طوری که آمارش رو در آورده بودم شبی بین 50 تا 100 تومن میگیره.با این وجود مادرم یه دفه میخواست شوهرش بده که شراره تهدید کرد و این اتفاق نیفتاد و خانوم هنوز از پول در آوردن سیر نشده.یکی از دوستام هم میگه شراره اینقدر در آورده که یه خونه برای کارش توی میدون رسالت خریده.فکر همه چیز رو میکردم جز اینکه یه دانشگاه رفتن، از خواهرم یه جنده ی حرفه ای بسازه. . . . .


👍 18
👎 6
525707 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

264873
2010-10-01 13:24:17 +0330 +0330
NA

jooooonnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnn

12 ❤️

264874
2010-10-15 06:50:01 +0330 +0330
NA

خوب بود ,واقعی به نظر رسید…

7 ❤️

264875
2010-10-25 20:18:30 +0330 +0330
NA

ادرس خواهرتو بده منم بابت كونش 200تا ميدم

8 ❤️

264876
2011-01-06 15:30:55 +0330 +0330
NA

اگر اين داستان واقعي باشه واقعا تاسف نمي خوري از داشتن همچين خواهري پسر؟

0 ❤️

264877
2011-01-20 19:38:26 +0330 +0330
NA

اینجور جاها تنها نرو مارو هم ببر که ما هم بکنیمش دیگه بیمعرفت

1 ❤️

264878
2011-01-31 05:14:51 +0330 +0330
NA

ba hal bud

0 ❤️

264879
2011-04-14 06:17:49 +0430 +0430
NA

khanevadeye jendeh parvar

0 ❤️

264880
2011-04-18 05:49:06 +0430 +0430
NA

بابا شما خانوادتن کونی هستی
شرط میبندم خودت هم کونی هستی
کیرم توکون خانوادت

0 ❤️

264881
2011-04-23 02:50:42 +0430 +0430
NA

چیز به مغز خانوادگیتون…چه افتخاری

0 ❤️

264882
2011-05-03 06:31:08 +0430 +0430
NA

khali bandi asl bod.damet garm khob khali basti.az khab pasho sobh shode.

0 ❤️

264883
2011-06-08 10:08:52 +0430 +0430
NA

من آبجیمو بیهوشش کردم و با دوستم یه کون سیر ازش کردیم. همین کارو با زن دوستم کردیم…

0 ❤️

264884
2011-06-09 10:24:38 +0430 +0430
NA

الان میگه 22 سالشه خواهرش ازش دوسال کوچیکتره پس میشه 20 سال سال 87 میشه سه سال پیش یعنی شراره 17 سالش بوده تازه این اتفاقات هم حد اقل یک سال بعد از دانشگاه رفتنش اتفاق افتاده یعنی خواهر شما 16 سالگی رفته دانشگاه؟؟؟؟؟ خوش به حالش بابا ما توی 16 سالگی به زور داشتیم دبیرستانمون رو میگذروندیم. باید تبریک بگم خواهرت یه بدکاره نابغه هست که تونسته توی این سن بره دانشگاه هورااااااااااااااااااااااااااااا افرین پینوکیو

0 ❤️

264886
2011-06-19 06:08:20 +0430 +0430
NA

خانوادگي جنده تشريف دارين ديگه
بابا اونور دنيا هم كه سك جزو زندگيه آدماسن برادرا روي خواهرشون و كسي كه باهاش سكس مي‌كنه يا دوست پسرش حساسن
تو كه ديگه آخر قرمساقي

0 ❤️

264887
2011-09-14 12:20:43 +0430 +0430
NA

برو بابا 50 تا 100 شد پول؟ 100 تومن قیمت یکیه که فقط لازم نباشه گونی بکشی سرش… خواهرت راه پله ایه بابا جو نده به قضیه…

0 ❤️

264889
2011-10-27 00:54:17 +0330 +0330
NA

از دوستان عزيز شاعر مي خوام كه در هنگام كس شعر گفتن،
وزن و قافيه رو بيشتر رعايت كنن…
با تشكرات الكي

0 ❤️

264890
2011-10-27 00:55:04 +0330 +0330
NA

از دوستان عزيز شاعر مي خوام كه در هنگام كس شعر گفتن،
وزن و قافيه رو بيشتر رعايت كنن…
با تشكرات الكي

0 ❤️

264892
2012-01-19 16:18:55 +0330 +0330
NA

salam.kheyli ghashang bod

0 ❤️

264893
2012-01-22 15:10:08 +0330 +0330
NA

کلاهت را بالاتر بذار.خودت بشو جاکش خواهرت تا درامدتون بالاتر بره!!!

0 ❤️

264894
2012-06-05 04:04:25 +0430 +0430
NA

میشه بگی دقیقا چه غلطی میکردی چرا ولش کردی توی خیابون مگه تو دادشش نبودی اصلا احساسی برای خواهرت داری به جز سکس واقعا که نا امید شدم

0 ❤️

264895
2012-11-22 21:54:26 +0330 +0330
NA

کک؟سید؟شیشه؟اسید؟یا…
چی زدی داداش؟هر چی هست لامصب کس خواهر توهمه!

0 ❤️

264896
2014-03-16 18:07:39 +0330 +0330

خدافزی!!!

0 ❤️

264897
2014-06-24 12:02:48 +0430 +0430
NA
0 ❤️

264898
2014-11-09 16:59:38 +0330 +0330
NA

کیرم تو مغزت

0 ❤️

264899
2014-12-31 23:11:50 +0330 +0330
NA

ادرس بدم خانوادگی بیاین جنوب درخدمتتون باشیم.منم باتعریفی که ازمامان جونت کردی حاضرم واسه یه شب یک میلیون واسه ماشین خریدنش کمکش کنم یااصلا خودم سه چرخه پشمی بهش میدم.شماباخانواده جنده تون تشریف بیاریدجنوب ماازخجالتتون درمیایم

0 ❤️

525305
2015-12-13 21:53:34 +0330 +0330
NA

کاملا چرت و پرت بود.وضع مالیت خوبه و اولین با خواهرت سکس داشتی…؟مگه داریم.کس شعر محض بود.جقی کسخل

0 ❤️

525924
2015-12-20 05:17:06 +0330 +0330

چقدر کسشعر… تخیلات شماها تمومی نداره؟؟

0 ❤️

525933
2015-12-20 05:39:14 +0330 +0330

حوصله ندارم زیاد تایپ کنم وگرنه تو ان غرقت میکردم کون گلابیه جقی .کیر توت ننویس اوجلوق

0 ❤️

526016
2015-12-20 20:14:34 +0330 +0330
NA

بیغیرت

0 ❤️

527948
2016-01-09 11:04:51 +0330 +0330
NA

قشنگ معلوم بود کسشره

0 ❤️

528087
2016-01-10 21:35:34 +0330 +0330

از همینجا میگم کیرم تو مغزه بی نامووووست

0 ❤️

529101
2016-01-21 12:40:48 +0330 +0330

واقعی به نظر نمیرسید ولی هرکسی هرچیزیو که دوست داره مینویسه. داستان واقعی نبود ولی تو واقعا بی غیرتی، دیوثی

0 ❤️

532432
2016-03-03 21:11:14 +0330 +0330

اقابیارخانواده تورابادوستان بکنیم توهم فیلم بگیرهرنفری۲۰۰میدیم قیمت بره بالابرای مادردیک ماشین خوب هم میخریم کس کش گلم باشه

0 ❤️

532444
2016-03-03 22:27:30 +0330 +0330
NA

محارم آخه؟
فرضاً که داستانت واقعی
خوشحالی که کسی که یه عمر باهاش زندگی کردی جندس؟!
انسانی پسر؟

0 ❤️

532452
2016-03-03 23:17:58 +0330 +0330

اینجور مواقعه که… میگم کاش کرهٔ مریخ زندگی میکردم تا چشمم به جانورانی مثل تو نیافته،همینجا از تمام جانوران عزیز و با شرف!عذرخواهی میکنم چرا که روی سخنم با شما نیست،خداوند عالم موقع خلقت انسان باید براتون یه کتگوریِ جداگانه خلق میکرد،اسمشم میزاشت شبه انسانهای بیمار!چون حتی فکرشم بیماریه،متاسفانه معمولا رفاه اقتصادی باعث فساد میشه…دیدم،زیاد،چیزایی دیدم که ایکاش نمیدیدم…آقا جون محارم ننویس،خواهر محارم ننویس

2 ❤️

533679
2016-03-18 14:53:52 +0330 +0330

مردم میدنا, ققط به ما نمیدن

0 ❤️

541096
2016-05-15 15:52:44 +0430 +0430

جالب بود شراره جونو بده ماهم بکنیم مگه مال من خار داره عزیزم.تو دست به کردنت خوبه وهم شراره…هم شیدا…هم یه نصف سکس با ننت داشتی همینجور پیش بره ملتو میگا …تا ماروهم نکردی بریم…واژه حرومزاده برازندیه تو هست واقعا میگم حروووووممممزاددددددده ه ه ه ه ه ه (wanking) > (wanking) > (wanking) > (wanking) (erection) > (erection) (erection) (erection) (erection) (erection) (erection) (erection) (erection) (erection) (erection) (erection) (erection) (erection) (wanking) (wanking) (wanking) (wanking) (wanking) (wanking) (wanking) (wanking) > 😁

0 ❤️

566654
2016-11-30 11:07:34 +0330 +0330
NA

شیدا شد شراره بعد شد مامانت ، ادامه داستانتم مینوشتی خب
بعدم یه شب یه ده تا نیمه سکسی با بابام داشتم که بعد از اون ماجرا حامله شدم الانم ده ساله با بابام ازدواج کردم اونم هر شب با دوستاش میکنتم !!

0 ❤️

577887
2017-02-06 00:41:58 +0330 +0330

من نمیدونم اینا که میدونن اگه داستانشونو دیگران بخونن چیدی جز فحش نثارشون نمیکنن چرا بازم افکار کثیفشونو که معلومه توهمات مغز بیمارشونه میریزن رو کیبورد؟بابا تو رو به ناموس نداشتتون ننویسین این مزخرفاتو . تنها کسی که با اینجور مهملات حال میکنه خودتون هستین دیگه لازم نیس همه جا جار بزنبن از افتخاراتتون

0 ❤️

590705
2017-04-20 10:19:10 +0430 +0430

تو آویزون بود.

0 ❤️

593132
2017-05-02 11:45:15 +0430 +0430

چرا من نباس خواهر داشته باشم? منم خواهر میخوام,خواهر مجازی نیست…??

0 ❤️

642488
2017-07-29 20:10:24 +0430 +0430

جا کش شبی 50 تااااا100 میگیره و بعد یکی از گرون ترین جند ه های تهران؟
نتیجه=
1:تو معلوم نیست ازکدوم دهی هستی
2:گوه خوردی که وضعتون خوبه بعد100تومن خیلی هست برات
3:کی رم دهن خودت و ننت و ابجیات
4اینو واسه فانتزی بعدیت میگم، جن ده 50یا 100 تومانی، دیگه وقت توبه ش هست خخخ

0 ❤️

645980
2017-08-18 09:19:21 +0430 +0430

شبی ۵۰ تا ۱۰۰ تومن؟؟
شما یا از قیمت خبر نداری یا از اصحاب کهفین

1 ❤️

667387
2017-12-30 11:29:33 +0330 +0330

روح پدرت شاد ی مشت جنده برات به ارث گذاشت

0 ❤️

694022
2018-06-13 10:31:17 +0430 +0430

داستان جالبی بود.منم همیشه توی کف خواهرم بودم .ولی خوب هممون میدنیم که این شدنی نیست.

0 ❤️

705796
2018-07-27 13:15:07 +0430 +0430

ما هم دعوت میکردی

0 ❤️

792278
2019-08-22 20:53:31 +0430 +0430

ادرس بده بیام

0 ❤️

867004
2020-04-13 21:41:32 +0430 +0430

دوستان عزیز این آخرین کامنت من در شهوانی خواهد بود و تا جایی که هنوز بن نشدم زیر همه داستان های بی غیرتی و محارم کپیش میکنم.

هدف اصلی انتشار این سبک داستان ها رو میخوام فاش کنم و برم.

دوست عزیز شما با خوندن این تم ها دو تا اتفاق قطعی براتون پیش میاد:

  1. جایگیری در ضمیر ناخودآگاه و سوق (تمایل) تدریجی به این مضامین
  2. با خوندن اینا با خودتون میگید دیگه من هر عنی باشم با محارمم نمیخوابم یا به اشتراک نمیذارمشون (البته امیدوارم!) و میرید همون اعمال عنواره تون رو تکرار میکنید تا به قهقرای کامل برید.

دوستتون دارم از صمیم قلب 🌹

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها






Top Bottom