سکس گی و آشنایی روی سی و سه پل با رضا

    1398/8/16

    سلام دوستان ، من سعید هستم ۳۶ ساله اهل دیار نصف جهان شهر زیبای اصفهان، خاطره ای که میخواهم برایتان بگویم مربوط به گذشته نه چندان خیلی دور است نمیدونم این سی و سه پل اصفهان چی داره که هر چقدر هم شبکه های اجتماعی داشته باشی جهت ارتباط با گی های عزیز از طریق اپلیکیشن باز هم نمیتوانی دل بکنی از آنجا به نوعی شده پاتوق و محل تجمع گی ها اصفهان و یا شهرهای نزدیک دیگر؛ پوزیشن بنده تاپ است و بدن سکسی و جذابی دارم اما کمی پشمالو و همیشه دنبال یک بات می گشتم در یکی از روزهای تابستانی که روی پل بودم و داشتم صدای آب رودخانه زاینده رود را می شنیدم مردی حدودا ۴۵ ساله (حالا ممکنه کمی بیشتر)لاغر اندام با پوستی گندمگون سه تیغ کرده با سبیل کلفت توجه من را به خودش جلب کرد و آرام آرام نزدیکش شدم و دست خودم را روی شلوار اسلشم گذاشته و کیرم را می مالیدم ( آخه کیرم تا کیس مورد نظرش رو میبینه سریع شق میشه) و عادت دارم وقتی روی پل میام بدون شورت باشم که این موضوع باعث شد کمی ضخامت کیر ۱۵ سانتی ام مشخص بشه و دیدم اون کیس مورد نظرم واکنش مثبت نشان میده و نزدیکتر به من شد و در ابتدا بحث جاری بودن آب داخل رودخانه را مطرح کردیم و کم کم نزدیک موضوع خودمون شدیم و گفت اسمش رضا است اهل شهرضا و اون هم پوزش تاپ بود البته به زبان سنتی می گفت فاعلم و خلاصه هر جفت مون واقعا به بدن هم علاقه مند شدیم و اون خیلی دوست داشت با افراد کم سن حال کنه و تفاوت سنی ما ۱۰ سالی می شد و گفت من مکان دارم و بعد از اینکه توافق کردیم سافت حال کنیم هر کدام سوار موتور خودمان شدیدم و رفتیم در خیابان چهارباغ خواجو نزدیک پل خواجو و وقتی وارد منزل شدیم و نشستیم کمی انگور آورد و با عشوه و بازی شروع به خوردن کردیم و لب گرفتن و بوسیدن هم ؛ و با کیر هم بازی می کردیم و پیراهن هم را درآوردیم و رضا اول شلوار من را یکدفعه کشید پایین و کیرم را شروع کرد به ساک زدن و حسابی خر کیف شده بودم و چون دوست نداشتم کیرش را ساک بزنم و شلوارش که پارچه ای بود را با کمک خودش درآوردم و کیرش را می مالیدم و تا کیرش راست شد کمی زمان برد و اون هم هی انگشتش را می کرد داخل سوراخ کونم و کیرم را که شق بود را داخل دهانش گذاشته بود و با لذت خاصی می خورد و مک می زد ، و من کم کم شروع کردم به خوردن زبونش و مکییدن سینه هاش و بوسیدن شکمش ؛ رضا به من گفت از پشت بخواب من خوابیدم و کیرش را گذاشت لای کونم و هی بازی می کرد با کیرش لای کونم و متوجه شدم که کیرش را گذاشت دم سوراخم و تا قسمت کلاهک رفته داخل حسابی دردم امده بود و میخواست کیرش را بکنه تو سوراخم اما چون من تا حالا بات نبودم نتوانست و مقاومت کردم و فقط کیرش رو می گذاشت لای کون و پاهام ؛ و کمرم را حسابی ماساژ می داد و همزمان انگشتش را تا ته می کرد داخل سوراخ کونم و بعد از نیم ساعت گفتم رضا حالا بخواب میخوام روی کمرت دراز بکشم ؛ ولی رضا بهم گفت تو هم حق نداری بکنی داخل سوراخم منم گفتم باشه و با روغن کمرش رو ماساژ دادم و روغن زیتون زیادی هم روی کونش ریختم و دستهام رو از کمرش تا کیرش به صورت ماساژی براش می مالیدیم و حسابی خوشش آمده بود و به کیر خودم هم روغن حسابی زده بودم خلاصه دراز کشیدم روی کونش و کیرم را از قسمت درز ابتدایی کونش آروم آروم آوردم پایین تا به سوراخش رسید و کیرم را یکدفعه داخل سوراخ کونش احساس کردم و حسابی گرم شده بود و کمی تلمبه زدم و رضا متوجه شده بود و چیزی نمیگفت منم تا پانزده دقیقه ای به کارم ادامه دادم و گفت من ازت خوشم آمده اشکالی نداره بکن اما کیرم من هم طلاست تو کون هرکی رفته شانس آورده بیا منم بکنمت ؛ من گفتم نه واقعا نمیتونم تا در همین حین که مشغول گفتگو و حرف زدن بودیم روی کمر دراز کشید و پاهاش رو به صورت هفتی داد بالا و گفت دوست دارم اینطوری بکنیم و گفت همزمان ازم باید لب بگیری و ، منم کیرم را آروم آروم باز کردم توکونش ؛ دیگه کیرم تا ته ته کونش رفته بود و همزمان لبش را می خوردم و بعد از مدتی بهم گفت همزمان کیرش را بمالم با مایع مخصوصی که درست کرده بود؛ و مشغول تلمبه زدن بودم و همزمان مالیدن کیرش که بعد از نیم ساعت آبم میخواست بیاد که کیرم را از تو کونش در آوردم و کمی کیرم کثیف شده بود اما اینقدر حشری بودم که نفهمیدم و با جهش بسیار زیاد آبم ریخت روی کیرش و سینه هاش و چند قطره ای هم نزدیک گردنش و بعد از اینکه آبم در آمد دراز کشیدم روی شکمش و رضا گفت حالا نوبت منه گفتم باشه من باز روی شکم خوابیدم و کیرش را گذاشت لای کونم ولی باز نتونست و فقط کلاهکش رفته بود ؛ که پشیمان شد و باز کیرش را گذاشت لاپام و کیرش همزمان به بیضه های من می خورد و بعد از گذشت ۵ دقیقه آبش رو ریخت روی کون و کمرم و دراز کشید باز روم بعد از چند دقیقه با هم رفتیم داخل حمام و بدن همدیگه رو حسابی با شامپو می شستیم و انگشتش رو رضا هی می کرد داخل کونم و من باز ۵ مرتبه دیگر با رضا سکس داشتم اما رضا بهم گفت چون بهم کون نمیدی دیگه نمیخواد باهام باشه ؛ و من واقعا ناراحت شده بودم به هر جهت امیدوارم از خواندن خاطره ام لذت برده باشید
    در ضمن من از ۲۵ پنج سالگی فهمیدم که خیلی به همجنس خودم علاقه دارم و در این مدت ۱۰ سال خیلی سکس داشتم با آرزوی شادکامی جهت همه عزیزان.


    نوشته: مجید

  • 4

  • 15




  • نظرات:
    •   کارخودشونه...
    • 1 هفته،1 روز
      • 7

    • خاطره ای را که میخواستی برایمان گفته کنی را در قطعه ای از کاغذ نوشته کن
      سپس آن را از دو سو مچاله بنمای و شیاف گردان


    •   TheBitchKing
    • 1 هفته،1 روز
      • 4

    • نمیدونمم داستانت مال چن سال پیشه که تو تابستون زاینده رودتون آب داشته، ولی شک دارم حتی همین الانم اونطوری که تعریف کردی اونجا گی بازار باشه، چه برسه به اون زمان.


      با این حال نثرت تخمی بود. خودمونی و کتابی رو قاطی کردی، قیمه ها رو ریخته بودی تو ماستا.


    •   Hardcoreman
    • 1 هفته،1 روز
      • 5

    • و اصل ماجرا رضا در حال قدم زدن بوده که شما رو میبینه میاد بهت میگه با بریم خونمون بهت انگور بدم و تو که نمیدونی انگور چیه کنجکاو میشی و باهاش میری اونم تورو میبره خونه .درهمان لحظه اصغر سگ سیبیل(پدر رضا ) میاد و دو تایی تو رو با ۶۹ روش ممکن و غیر ممکن میگان .بعد کونت اونقدر گشاد میشه که به عنوان اثر طبیعی (غار مجید)کمک شایانی به جذب توریست میکنه


    •   سارینااا
    • 1 هفته،1 روز
      • 2

    • میتونست یه کرم بزنه تا بره توش
      چرا نمیگی اقا اکبرسیبیل و اقااصغر منو کردن (biggrin)


    •   Prometheuss
    • 1 هفته،1 روز
      • 4

    • همین کارا رو کردین کیر زدین به زاینده رود خشک شد!


      پ.ن: بگایم خواهر هر گی پسند را...
      پ.ن2: کسی بگه این گی واقعی نیست و گی واقعی فلانه بیساره از خشتک دارش میزنم (dash)


    •   samsepg
    • 1 هفته،1 روز
      • 6

    • سکس بدون کاندوم، احتمال انتقال ویروس اچ آی وی/ایدز رو بالا می بره. اینکه فقط سرش بره یا تا بیخ هم فرقی نمی کنه. سکس فقط ایمن! مراقب سلامت خودتون و اونی که باهاش سکس می کنید باشید.


    •   Mustang.gt
    • 1 هفته،1 روز
      • 1

    • داستان سرایت تخمی بود از جلو چشام خفه شو (devil)


    •   بچه-ای-خوب
    • 1 هفته،1 روز
      • 1

    • یک کون کونک بازی دیگه برای امشب.
      واقعا یک شب بدون این کون کونک بازی ها نشد که بشه.


    •   bigdick3
    • 1 هفته
      • 1

    • جناب پروتوز با این اسم مزخرفت مراقب حرف زدنت باش این به تو ربطی نداره که گرایش مردم چیه


    •   Prometheuss
    • 1 هفته
      • 1

    • Bigdick3 گرامی:
      پروتوز نیست پرومتئوس هست که از اسطوره های یونان و خدای آتش است (;
      تعجب میکنم شما با این اسم تخمی چطور به اسم بقیه گیر میدی! اون نخود لای پات بیگ دیک محسوب نمیشه توصیه میکنم نامت رو به شوشول تغییر بدی (biggrin)

      اینکه شما تمایل به همجنس داری و دوس داری بدی به خودت مربوطه چون خودت دردشو تحمل میکنی (biggrin) ولی اینکه هرشب نصف داستانا تگ گی میخوره درحالیکه 90 درصد افراد استقبال نمیکنن و بیشترین دیسلایک هارو میخوره به من ممبر مربوطه!
      موفق باشی...


    •   m...h...a...
    • 1 هفته
      • 2

    • کاری با داستان تخمی و کسشعرت ندارم اما این رو بدون که به رابطه جنسی میان دوتا گی و یا دوتا لزبین سکس گی یا سکس لز گفته نمیشه..بهش میگن سکس..فهمیدی؟


    •   majid8070
    • 1 هفته
      • 0

    • کیر کلفت ۱۹ سانتی اصفهان


    •   پروفسور بالتازار
    • 1 هفته
      • 3

    • فقط تجسم قیافه شما با اون سکستون مشمئز کننده‌ست، با گی ها مخالف نیستم هر چند برام قابل درک نیست که چطور لبای یک مرد سیبیلو توسط یه مرد دیگه بوسیده بشه و طرف حال بکنه


    •   siki-tala
    • 1 هفته
      • 0

    • صدای آب زاینده رود ؟؟!!!!
      سی و سه پل توو کون آدم دروغگو


    •   Caboos1
    • 1 هفته
      • 2

    • من نمیدونم این داستان گی و کون دادن و کونکونک بازی چیه شماها با هم درگیرید
      اون دیوثی که میگه گرایش هر کسی به خودش ربط داره جنسیت کیریش که به ما ربط داره
      جمع کنید این گوه بازیاتونو آبروی هرچی مرده بردید
      همینه دیگه زنا همه رو به یه چشم میبینن پهنم بار مردا نمیکنن
      هر گوهی میخواهید بخورید دیگه رواج ندید این عن بازیا رو
      همچین با آب و تاب از کون دادن میگید یه مشت بچه که دستشون به جایی بند نیست به کثافت کشیده میشن
      یه زمانی به یه پسر میگفتن بچه خوشگل خودشو حلق آویز میکرد الان مرتیکه میاد میگه بدنم اینه کونم فلانه یه مو ندارم و از این مزخرفات
      بازم میگم هر کثافت کاری میخواهید بکنید ولی جار نزنید


    •   hamid30gari
    • 1 هفته
      • 2

    • گی نمیخونم نظر هم نمیدم فقط خواستم از کابوس جلو بزنم.
      بالا سعید بودی پایین مجید؟


    •   Caboos1
    • 1 هفته
      • 2

    • حمید جان جلو باش داداش
      من که همیشه پشت بودم اینبارم روش
      تو گلی گل بد برداشت نکن حاجی نوبت رو میگم


    •   سرو_تنها
    • 1 هفته
      • 2

    • بعضی دوستان گویا مجبورن نظر بدن...اگه دوست نداشتی دیس کن حرف اضافه هم نزن...سپاس (rose)


    •   سرو_تنها
    • 1 هفته
      • 1

    • بعضی دوستان گویا مجبورن نظر بدن...اگه دوست نداشتی دیس کن حرف اضافه هم نزن...سپاس (rose)


    •   bigdick3
    • 1 هفته
      • 0

    • جناب پرومتئوس حیف فضای مجازیه وگرنه میومدم بالا سرت تا بفهمی کی مفعوله و کی فاعل و معنی بیگ دیک را بفهمی و تو کابوس دیوس پدرته جاکش خان چهار تا لات مجازی ریقو افتادن اینجا واسه ما شاخ شدن هه


    •   bigdick3
    • 1 هفته
      • 0

    • بعدشم توی این دو هفته اکثر داستان های گی لایک گرفتن کور که نیستی تو لیست گی ها نگاه کن بعد زر بزن هه پیشنهاد میکنم نامت رو تغییر بدی و بذاری خدای کیریوس


    •   Bsshie17
    • 1 هفته
      • 0

    • منکه خوشم اومد به نظرم واقعی بود


    •   1ooo1
    • 6 روز،18 ساعت
      • 0

    • اهههه کیر کل احالی تو کص عمت


    •   nasrin1980
    • 6 روز،17 ساعت
      • 0

    • همه داستان ها شده گی. هرچند همه دروغه. ولی اصلا گی ارزش خوندن برای خندیدن هم نداره


    •   Hot.lol.boy
    • 6 روز،10 ساعت
      • 0

    • فاعل سن بالا از مشهد کسی هست


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو