سکس یا عشق - ۷

    1389/7/17

    قسمت قبل


    وقتی که دختر بودم همیشه نظرم رو این بود که سکس پایه اصلی زندگی مشترکه و آدم باید خیلی مواظب رابطه جنسی اش با شوهرش باشه . اگه زنی مواظب زناشویی نباشه حتماً شوهرش زندگیش از دستش می ره یعنی کلاً مردا زنارو واسه سکس میخوان و اگه از سکس زنشون از ظاهر زنشون راضی نباشن متوجه زنای دیگه هم می شن . اینو از زندگی مادرو خاله و عمه و... تجربه کردم که اونا زنای قدیم بودن و از این چیزا سر در نمی اوردن . واسه همین هم مطالعه ام رو رو علایق مردا و سکس و رابطه جنسی بالا بردم . تا هم تو زندگیم موفق بشم و هم بتونیم خودمم یه لذتی ببرم .
    بعد از رفتن فرید مونده بودم تو خونه چیکار کنم . منی که همیشه شرکت بودم و اگرم نبودم کلاسی جایی بودم الان تو خونه موندن برام سخت بود .اما باید عادت می کردم . با فرید تصمیم گرفته بودیم بعد از عروسی مون یا کارم رو ول کنم یا نیم وقت برم سر کار . چون رئیس شرکت شوهر گلنار خواهرم بود مخالفتی با این موضوع نداشت .
    تصمیم گرفتم یه شب عاشقانه برای هردوتامون بسازم . جون تا یکی دو روز دیگه مادر فرید از شهرستان برمی گشت و من باید می رفتم خونه بابام . و تا عروسی و یا موقعیتی دیگه مثله الان صبر می کردم . رفتم حموم و سریع یه دوشی گرفتم . رختایی رو که لباسشویی شسته بود رفتم رو طناب حیات پهن کردم و یه سری به گلنار زدم و ازش خواهش کردم بیاد موهامو سشوار بکشه و یه مدل قشنگ بهش بزنه . گلنار دانشجو بود و درساشو بهانه می کرد که با اصرار من راضی شد بیاد بالا .
    رفتم جلو آینه نشستم و گلنار نزدیک 1 ساعتی مشغول موهام شد . اول با سشوار خشکشون کرد و بعد با اتو موهامو صاف کرد و از جلو کجش کرد و و کنار صورتم با یه پاپیون قرمز بست . ازش تشکر کردمو و بهش گفتم که می خوام یه شام عالی بپزم و باید هرچی که خواستم بهم بده می خواستم جوجه درست کنم و مرغ نداریم . که گفت صبر کن برات بیارم .
    مرغ رو تیکه تیکه کردم و کشیدم به سیخ چوبی و گذاشتم تو روغن زیتون تا یک ساعتی بخوابه .
    بعدش به سیخ چوبی کشیدم و آماده کردم . میز رو هم با سلیقه چیدم . دوتا شمع قرمز از تو اتاق فرید آوردم که شکل قلب داشت و خودم براش خریده بودم . گذاشتم رو میز . تو تا شراب خوری پایه بلند و قاشق و چنگال و خلاصه هرچیزی که می شه یه شب رمانیتک رو بسازه اوردم رو میز. تموم این چیزارو از تو کتاب چراغ دل شوهرت را روشن کن یاد گرفته بودم و توصیه می کنم شماهم بخونین .
    هوا کم کم داشت تاریک می شد و چون پاییزه زود شب شد . به موبایل فرید اس ام اس زدم و گفتم فکر کن یه پری تو خونته و وقتی تو برگردی آماده یه سکس داغ و عاشقانه است .
    جواب داد : خب؟ نوشتم من همون پری ام که ازت یه کیر داغ و کلفت می خواد . زود برگرد .
    نزدیک خونه ام الان می آم . گفتم چی دوس داری بپوشم ؟ گفت یه لباس تو کمدم گذاشتم برات اونو بپوش .
    تعجب کردم که چطور تا حالا بهم نگفته . رفتم تو کمدش و همه لباساشو ریختم بهم . دستم می لرزید چون گفته بود که نزدیکه باید تا رسیدنش خونه و خودمو اماده می کردم .
    یه نایلکس پیدا کردم و درش آوردم وقتی بازش کردم یه لباس خواب توری بنفش کم رنگ که جلو سینه هاش سوتین داشت و رو شونه هاش بندی بود . دیوونه کننده بود . لباسامو در آوردم و فوری تنم کردم . اتاق رو مرتب کردم و رفتم چراغارو خاموش کردم وضبط صوت رو که یه آهنگ لایت ملایم روش بود روشن کردم . ادکلن هم زدم و آباژور تو اتاق خواب رو هم که نور قرمز داشت روشن کردم . آرایشم هم که کامل بود یه کم دیگه پن کیک زدم و تو اتاق خواب رو تخت نشستم . صدای در رو شنیدم تپش قلبم زیاد شد . صدای پای فرید وبعدش داد هوارش که می گفت کسی خونه نیست ؟
    در رو باز کرد و یه سوت کشید . دلنار ؟ دلنارم؟
    تو خونه رو گشت و اومد پشت در اتاق خواب . گفت اینجایی ؟ گفتم آره .
    دروباز کرد و اومد تو نفس نفس می زد در رو بست و تکیه زد به در . همینجوری داشت نگام می کرد . زیر نور کم هم می شد تشخیص داد که کیرش باد کرده . بلند شدم و رفتم سمتش . سرتاپامو نگاه می کرد . زبون هردومون قفل شده بود و نای سلام کردن هم نداشتم . وقتی نزدیکش رسیدم . دستامو تکیه زدم به سینه اشو سرمو گرفتم پایین . بدنم هم که از بدنش فاصله داشت . دست انداخت دور کمرم و شکمم رو فشار داد رو کیرش . دستمو رو نوازش کنان از رو سینه اش که همیشه عاشق برآمدگی خاصش بودم بردم تا کنار گوشش و شروع کردم به نوازش گوش و پشت گردنش سرشو خم کرده بود روم و تو چشاش نگاه می کردم . گفت چی کار کردی چه قدر محشر شدی؟
    گفتم توهم مثه همیشه خوش تیپ و خواستنی هستی . تیشرت قهوه ایش که خیلی بهش می اومد رو بازوهای گرمش دست کشیدم و لبامو گذاشتم رو لبش و ازش لب گرفتم اون هیچ حرکتی نمی کرد . صدای قلبش رو می شنیدم که با صدای قلب خودم هماهنگ شده بود . زانوهاش شل شد بود و نشست رو زمین . پاهاشو باز کرد و من نشستم رو کیرش لباش هنوز تو دهنم بود و با تمام وجود می مکیدم براش . گرمی لباش و سبیلش که تازه سرش در اومده بود بیشتر حشریم می کرد . نفساش می خورد رو لبم . تا لبمو ازش جدا کردم یه آه بلند کشید و سرمو محکم گرفت و لبمو گرفت بین لباش . من به خوبی اون لب نمی گرفتم . یه دست دیگه اشو گذاشت زیر کونم و که شرت پام نبود شروع کرد به مالوندن .
    دوباره و چندباره لبمو رها کرد و سرشو تکیه زد به دیوار و دستش از نوازش باز موند . چشماشو بستو منم سرم رو گذاشتم رو شونه اش . دستمو گرفت تو دستشو گذاشت رو لباش و بوسید . کسم که خیس کرده بود . آبش ریخت رو شلوارش .
    دستمو از رو لباش کشیدم پایین و از تو یقه تی شرتش بردم تو و سینه اشو نوازش می کردم . گفت کیر می خواستی خانومی ؟
    گفتم اره خودتو ارضا می کنی و می زاری می ری منو تو حشر جا می زاری ؟
    گفت دیگه داغونم نکن قول می دم امشب تا صبح بکنمت . فردا که جمعه استو خونه ام الان پاشو خوب نگات کنم ببینم سلیقه ام خوبه به اندامت می آد .
    از رو پاهاش بلند شدم و چراغ رو روشن کردم . نور لامپ چشامونو اذیت می کرد . یه چرخی زدم و کونم افتاد بیرون . پایین لباس تا زیر کونم می اومد و رفتم پشت به فرید دستمو گذاشتم رو تخت و پاهامو جفت بستم و کونم رو به فرید گرفتم و براش تکون می دادم . پاشد اومد سراغم و کیرشو از رو شلوار چسبوند به کونم . گفت اینقدر دیونه ام نکن . می خوای بکنمت ؟
    شرت و شلوارشو کشید پایین و سر کیرش رو گذاشت دم کسم . داشتم از شهوت می مردم . نمی تونستم دیگه صبرکنم تا خودش کیرشو بزاره تو کسم و بکنه . از وسط پام دستمو بردم و تخماشو گرفتم و شروع کردم به مالیدن . و کمرمو دادم عقب و کیرش تا ته رفت تو کسم . نفسم ودادم بیرون و با انگشتم شرو کردم به مالوندن چوچوله ام .
    فرید هم تند تند کمر می زد . خم شد رو کنار گردنم رو گرفت تو دهنشو دستمو از رو چوچوله ام زد کنار و گفت ماله خودمه تو دست نزن و خودش شروع کرد به مالیدن . آه آه هردوتامون فضای اتاق رو پر کرده بود . داشتم لذت می بردم و خیال ارضا شدن نداشتم که فرید از روم بلند شد و منم با خودش راست کرد . و بندای لباسمو از رو شونه ام کشید پایین و لباسم افتاد پایین رو کمرم .
    کیرش کاملاً رفته بود تو کسم و داشتم چوچوله ام رو به طرز دیوونه واری می لرزوند . اون یکی دستشم گذاشته بود رو سینه ام و نوک سینه امو می کشید . و فشار می داد . درد و شهوت تموم وجودمو گرفته بود . نمی دونستم از درد جیغ بزنم یا از شهوت . سرم و تکیه دادم به شونه اشو موهام رو شونه اش پخش شد . احساس می کردم کیرش تو کسم بزرگ و بزرگ تر می شه و حرکت دستش ر چوچوله ام سریع تر می شد . واسه یه لحظه نفسش قطع شد و وجود منم به لرزه در اومد و آبش رو تو کسم حس کردم . صدای ناله هاش با حرکت کیرش کمتر می شد و منم دستمو گذاشته بودم رو پشت گردنش .
    تو همین حالتی که از پشت تو بغلش بودم افتادیم رو تخت . نفسای گرمش پشت گردنم بود و شروع کرد به بوسیدن گوشم .
    کیرش هنوز تو کسم بود و بهش فشار اومده بود . هنوز داغ و کلفت بود و شل نشده بود .
    گفتم فرید خیال نداری از روم پاشی؟ بریم شام بخوریم .

  • 9

  • 0




  • نظرات:
    •   amir sleep
    • 8 سال،5 ماه
      • 2

    • زیبا بود.عاشقانه سکسی!


    •  
    • 8 سال،5 ماه
      • 2

    • قشنگ بود منتظر بعدیاشم مرسی


    •   kir2kir
    • 8 سال،5 ماه
      • 3

    • هر چه سريعتر ادامه رو بذار


    •   ehsankopol
    • 7 سال،5 ماه
      • None

    • ghashang bud


    •   martin2459
    • 4 سال،7 ماه
      • None

    • .عالی بود..


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    داستان های مشابه


    جستجو