داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

سکس یهویی زمان دانشجویی

1396/07/17

سلام من علی هستم
این خاطره برمیگرده به 3 سال پیش زمانی که دانشجو بودم .
اینم بگم ظاهر خیلی شاخی ندارم و خیلی معمولی هستم
ولی توی دانشگاه با دخترای زیادی میپریدم نه به هوای سکس ها فقط ارتباط معمولی داشتم
ولی با یکی از دخترا خیلی صمیمی بودم بگذریم .
نزدیکای عید بود و مردم توی حال و هوای خرید عید و اینا بودن و خانواده منم رفته بودن شهرستان و من تنها بودم چون اصلا حال نمیکردم برم شهرستان اونم توی عید
توی یه مغازه کار میکردم و سرمون هم خیلی شلوغ بود
یه روز نزدیکای ظهر بود که دیدم تلفنم زنگ خورد نگاه کردم دیدم یکی از دخترای دانشگاهه
جواب دادم و بعد از کلی احوال پرسی و اینا بهم گفت کجایی ؟گفتم مغازه ام چطور مگه
گفت دارم میام سمت خونه شما برای عید لباس و اینا بخرم زنگ زدم بهت که اگه میتونی با من بیایی
(ولی بگم ها اون لحظه اصلا به سکس و اینا فکر نمیکردم )
منم گفتم باشه میام و بهش گفتم کجا بیاد که ببینمش .
به صاحب مغازه ام گفتم من میرم جایی و میام برگشت گفت کجا میری گفتم کار واجب دارم
گفت زود زود بیا سرمون شلوغه منم گفتم باشه و سریع زدم بیرون و رفت سر قرار
دوستم اومد سلام کردیم و راه افتادیم توی خیابون و دیدن لباس و مغازه های مختلف
یه مانتو توی ویترین دید و خوشش اومد رفتیم داخل مغازه که پرو کنه وقتی مانتو رو پوشید منو صدا زد که برم نظر بدم که گفتم خوشله و از این حرفا خواستم برم که گفت وایسا درو نبد این یکی رو هم بپوشم نظر بده ، وقتی مانتو رو دراورد یهو برق سه فاز منو گرفت فقط یه سوتین تنش بود و شلوار فوق العاده تنگ که خط کوسش معلوم بود یه کم وراندازش کردم که گفت هوی به چی نگاه میکنی گفتم هیچی و بعدش مانتو رو پوشید و یکی رو انتخاب کرد
و بعدش کلی گشتن توی خیابون و مغازه های مختلف تا اینکه همه چیز خرید و تموم شد
و توی این مدت همش توی فکر کوس و کونش و سینه هاش بودم و داشتم لذت میبردم و به این فکر میکردم که جوری بکشونمش توی خونه و از طرفی هم به این فکر میکردم اگر امروز نکنمش از دستم پریده و موقعیت بهتر از این پیدا نمیشه . بهش گفتم عزیزم یه چیز بگم قبول میکنی گفت چی ؟ گفتم خونه تنهام الانم وقت نهار شده اگر دوست داشته باشی نهار بگیرم بریم خونه بخوریم بعدش برات اژانس میگیرم
اینو گفتم و منتظر عکس العملش موندم گفت یا میاد یا نمیاد دیگه یا میاد و میکنمش یا نمیاد و جق میزنم
که یهو گفت باشه بریم ولی دوست ندارم توی خرج بیوفتی هر چی توی خونتون بود میخوریم و نمیخواد غذا بخریم
توی دلم گفتم ایول تیرم به هدف خورد . راه افتادیم سمت خونه ، وقتی رسیدیم یه دونه از لباس راحتی هایی که خریده بود رو پوشید و نشست و چون گرسنمون بود سریع مشغول گرم کردن غذا شدم و شروع کردیم به غذا خوردن
و همش توی این فکر بودم که چجوری به سکس بکشونمش که یهو یادم افتاد قلیون دوست داره بعد غذا قلیون رو چاقیدم و نشستیم دوتایی کشیدیم یه کم با موهاش بازی کردم دستاشو نوازش کردم که دیدم داره نگاهم میکنه یه چند لحظه به هم خیره شدیم و اروم لباشو بوسیدم دیدم چیزی نگفت چند بار دیگه بوسیدمش طوری که دیگه داشتم لباشو میخوردم اروم گردنشو نوازش میکردم و از روی لباس سینه هاشو میمالوندم یه چند دقیقه ای توی این حالت بودیم
سریع قلیون رو گذاشتم کنار و دوباره مشغول شدیم دستمو بردم سمت کوسش و شروع کردم به مالوندن لباسشو بالا زدم و سوتینشو در اوردم و شروع کردم به خوردن سینه هاش و از روی شلوار کوسش رو میمالوندم دیگه داشت اه و ناله میکرد و چشماشو بسته بود و لباشو گاز میگرفت همینطور که میمالوندمش شلوارش رو در اوردم پاهاشو باز کردم و شروع کردم به خوردن کوس سفید و تپلیش که حالا ابدار هم شده بود انقدر خوردم که فکم درد گرفته بود چند بارم با دست زدم روی کوسش قشنگ سرخ شده بود و باد کرده بود
انقدر حشرم بالا بود که گفتم الان اگه بکنم توی کوسش سریع ابم میاد
جنگی پریدم توی اتاق اسپری رو اوردم زدم به کیرم و دوباره شروع کردم به خوردن کوسش تا اسپری عمل کنه
دختره هم جوری شهوتی شده بود که اصلا حرف نمیزد .راستی اسمش مریم بود
فقط اه و ناله
کیرم که سفت سفت شده بود دیگه داشت منفجر میشد
اروم گذاشتم جلوی کوسش و تکونش میدادم دلم میخواست همینجوری لذت ببرم و زود تموم نشه یهو دیدم تلفنم زنگ خورد گفتم اه این چه وقت زنگ خوردنه جواب ندادم صاحب مغازه بودش
یهو دیدم مریم داد میزنه بکنش توی کوسم دیگه مردم دلم کیر میخواد زود باش
گفتم باشه عزیزم چرا داد میزنی
یهو تا دسته جا کردم ت.ی کوسش یه جیغ زد و منم شروع کردم به تلمبه زدن و گوشی تلفنم هی زنگ میخورد دلم میخواست خوردش کنم و برم بزنم صاحب مغازه رو بکشم
یه 20 دقیقه ای توی کوسش تلمبه زدم و همزمان سینه هاشو میخوردم و لباشو میبوسیدم اونم فقط ناله میکرد
که دیدیم داره میلرزه و ارضا شده بود و چند دقیقه بعدش منم ابم اومد و ریختم روی شکمش یه چند دقیقه ای کنار هم دراز کشیدیم و عشق بازی کردیم
و لباسامون رو پوشیدم و جمع جور کردیم
زنگ زدم اژانس اومد و منم سریع رفتم مغازه
این یه سکس به یاد موندنی و یهویی من بود و یه دختر کوس تپلی که از اسمون افتاد توی بغلم

نوشته: علی


👍 4
👎 5
3988 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

657270
2017-10-09 20:38:41 +0330 +0330

مطمئنی نگفت میام بیام خونه شما بهت بدم؟

0 ❤️

657287
2017-10-09 20:50:02 +0330 +0330

بله بله بعلههه :|

0 ❤️

657291
2017-10-09 20:51:54 +0330 +0330

این اسپری‌ای که تو بقیه‌ی داستاناس
اسپریِ بدن منظورشون نیس
جغی
اسپریِ تاخیری یه چیزه دیگس!!
بفهم
البته شاید من دارم سس میگم
ولی فکر نکنم با اسپریِ بدن به عنوان تاخیری استفاده کرد
۲۰ دقیقه تلمبه ، ناموس زیاده دیگه (برا تو البته ها)
جغی بازی درنیار دیگه

0 ❤️

657319
2017-10-09 21:22:09 +0330 +0330

دم عید که سگ شاشش یخ میزنه دختره لخت امده بود تو خیابون تو که راست میگی ولی جالباسی و قفسه های مغازه یکجا…

نمیدونم چرا بعضیا فکر میکنن همه مثل پدرشون خاکسترین…

0 ❤️

657358
2017-10-10 00:20:00 +0330 +0330

خوب بود اورین ولی میتونستی جذاب تر بنویسی

0 ❤️

657374
2017-10-10 03:57:33 +0330 +0330

باور میکنم چون واسه خودم پیش اومده،،، خیلی هم حال میده یکی اینجوری بهت بفهمونه میخواد…

0 ❤️

657393
2017-10-10 06:35:30 +0330 +0330

ما نفهمیدیم آخرش کدوم مانتو رو خرید ? الان من نمیدونم با مانتو اولی بجقم یا با دومی:))

1 ❤️

657402
2017-10-10 07:12:57 +0330 +0330
NA

شربت و تعمیر ویندوز و تعویض مهتابی سوخته …و اینک قلیون وسیله جدید مخ زنی

0 ❤️

657403
2017-10-10 07:14:27 +0330 +0330

وسط سکس به فکر این بودی صاحب مغازه رو بکشی؟ ? احیانا کونت نذاشته؟

0 ❤️

657415
2017-10-10 08:41:11 +0330 +0330

عااالیییییی بود

0 ❤️

657446
2017-10-10 13:38:29 +0330 +0330

دوست گرامی وقتی فانتزیات رو مینویسی یه سری نکات رو هم رعایت کن.وجدانا این کس آبداری که میگی آبم افتاده بود در واقعیت وجود نداره.چطور اسپری داری یه کاندوم نداری بکشی رو اون لا مصب که ایدز و هزاتا کوفت و زهر مار نگیری؟؟؟بعدم یه درصد شاید دختر بود یا اصلا اومدی و یه توله واسش پس انداختی میدونی چه کونی ازت پاره میشه؟؟؟لطفا دفعه ی دیگه با واقعیات منطبق باش

0 ❤️

657591
2017-10-11 20:14:19 +0330 +0330

والا ما صف نون میریم باید واسه یه دونه دست کم یه ساعتی معطل شیم…شما حتما پارتی داشتی عزیزم زود بهت سنگک خاشخاشی دادن

0 ❤️







Top Bottom