داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

سیزده بدر سکسی

1399/05/12

سلام، من امین هستم ۲۹ ساله این خاطره ک الان براتون میخوام بگم مربوط به ۱۳بدر ۵ سال پیش بود ،موضوع از جایی شروع شد ک پدر من یه پسر عمو داره ک رفت وآمد با اونا بیشتر از خانواده درجه یک خودش بود،ک تو یه شهر از شمال زندگی میکردن. یه دختر داشت ک اسمش نیایش بود ومن از همون بچگی تو کف این بودم البته خیلی هم دوسش داشتم. نیایش خانم هم که نگو از این دخترهایی بود ک از موقع بلوغ عشق شوهر بود خلاصه بگذریم که با تمام پسرها فامیل یه رفاقت تلفنی داشت اما کسی هنوز نتونسته بود لامپشو روشن کنه،منم ک دیدم به همه پا داده پیش خودم گفتم امین سنگ مفت گنجشک هم مفت خلاصه پیشنهاد دوستی دادم بهش اونم با کله قبول کرد،ظرف ۲روز نشد ک نیایش رو بردم تو بحث سکسی دیدم بدش نمیاد خلاصه که چه کف دستی ها که زده نشد و…

یه چند ماه گذشت و قرارشد عید بیان شهر ما منم تو کونم عروسی بود،روز دوم عید بود ک اومدن خونمون سلام و احوالپرسی و… منم ک زیر چشمی نیایش و میپاییدم دختر مانکن وای سفید سینه های کوچولو مانکنی داشت ک من هی دید میزدم ،اونم بتر از من با چشماش منو خورده بود هی دنبال بهانه بودم ک یه لحظه باهم تنها شیم ک گفتن میخوایم بریم عید دیدنی ک مادرم گفت شما برید من باید ناهار درست کنم همه رفتن الا کی ؟؟؟من و نیایش و مادرم،نیایش ب بهانه کمک ب مادرم موند منم گفتم حوصله عید دیدنی ندارم،من رفته بودم تو اتاقم منتظر ک بیاد یه چندتا لب بگیرم ازش ک خوابم باد رو تخت یهو یه حسی بیدارم کرد دیدم نیایش بغلم نشسته داره نگاهم میکنه تا ک چشم باز کردم خم شد سمت من و شروع کرد ب خوردن لبام ک مادرم صداش کرد اونم بدو رفت ،هی میومد و میرفت از رو لباس میمالیدمش ک هی می ترسید مادرم سر برسه خلاصه یه یک ساعتی کم و بیش مالیدم همو اما چ فایده ک منتهی میشد ب خود ارضای من،یه چند روز همین بود رفتار ما باهم ک عمو یا همون پدر نیایش گفت ک یه دو روز هم باید برن روستای پدری برای عید دیدن ک نیایش و من نقشه های شوم باز اومد ب ذهنمون، نیایش گفت من نمیام و حوصله ندارم و…ک باباش گیر داد همه باید بریم ،خلاصه ک اونا رفتن منم هی پیام میدادم بهش ک آره مخ بابا تو بزن بعد روستا بیاین باز خونمون اصلا۱۳ رو امسال باهم باشیم ک اونم مخ مامان باباشو خورده بود ک ۱۳ خونه ما باشن و…قرار شد بیان بابام هم کلید باغدوستشو اوکی کرد همه رفتیم اونجا البته بیرون تو خود باغ بودیم چون خونه باغ و باربند اسب کنار هم بود و گرم تو خونه نرفتیم ،تو محوطه اول باغ بودیم ،باغ بزرگ بود خیلی،البته دستشویی کنار خانه باغبود، صبحانه خوردیم و منو نیایش داداشم ک اون موقع ۹ سالش بود زدیم تو باغ و دور دور ک داداشم گفت دستشویی داره و رفتیم ،تا داداشم رفت تو دستشویی ک دیدم نیایش پرید بغلم و شروع کرد ب بوسیدن، در طول اون روز یه مقدار بمال بمال داشتیم ک یه نقشه حساب شده اومد تو ذهنم،خونه ما دستشویی و حمام کنار همه و یه در ورودی اصلی داره ،ک وقتی اون درو ببندی دیگه هیچکس نمیتونه بیاد داخل ،گفتم بهش نیایش از اینجا ک رفتیم اگه من زودتر رفتم حمام تو به بهانه دستشویی بیا داخل و اون در اصلی هم قفل کن گفت باشه،اما وقتی برگشتیم بابا الدنگش رفت و من و نیایش هم توکف گداشت ،اومد بیرون ک من گفتم من بد عمو میرم،همه قبول کردن رفتم و اون لحظه رویایی برام پیش اومد ،تو حموم بودم ک دیدم یکی زد ب شیشه در حموم منم کلا لخت درو باز کردم و رفتم سمتش با دیدن کیر من یهو جا خورد گفت ک چقدر بزرگه در گوشش گفتم هیچی نگو صدا می پیچه فقط بخورش و زود برو ک کسی شک نکنه،آخ نشست جلویم و شروغ کرد ب خوردن کیر من جالب بود برام ک کیر ب اون کلفتی منو داشت قورت میداد بدون اون که دندانش بهش بخوره انقدر خوب میخورد ک زودی آبم اومد و طبق هماهنگی های لازم تا تهش خورد ،رفت بیرون و من رفتم زیر دوش وقتی اومدم از حموم بیرون دیدم پیام داده ب گوشیم ک ک چطور بودم واز این حرفا،جوابشو دادم و ک گیر داد ک منم رفتم بیا منم ارضا کن،خلاصه ک رفت و منم عین اون ب بهانه دستشویی رفتم وای وقتی در حمام باز شد چه صحنه ای دیدم لخت لخت نیایش باورم نمی شد چقدر سفید بود شروع کردم ب خوردن لباش وسینه هاش ک سرمو با فشار برد پایین ک کس شو بخورم منم واقعا تا اون لحظه لب به کس نزده بودم دو تا لیس زدم ک دیدم خیس شد گفتم بهش ب همین زودی دیدم خندید و در گوشم میگه این بار 4ک ارضا شده دو بار وقتی ک برا منو میخورد دوبار هم الان ،دیگه کیرم داشت منفجر میشد در اوردمش گفتمش خم کن گفت داخل نزنی ک سروصدا میشه همه میفهمن گفتم باشه انداختم لا پاش هی رو کس لیز میخورد دیدم داره ناله میکنه بهش گفتم ساکت تو ک آبرومون رو بردی باز شروع کردم به مالیدن کیرم رو کسش هر از گاهی سرشو فشار میدادم به کسش ک اخم میکرد و میگفت اگه بزنی باید خودت بیای بگیرم و از این حرفا ،چقدر لحظه خوبی بود این سری از جلو میزدم لا پاش و از اون ور میخوردم لباشو ک باهم دوتایی ارضا شدیم ،یه دوسالی ک باهم بودیم البته تلفنی وهر وقت ک میومدن خونه ما داستان روز ۱۳ باز اتفاق می افتاد،الان نیایش خانم شوهر کرده اما من هنوز تو کف کردن واقعیشم یعنی داخل بزنم،ک یه روز این اتفاق هم میفته بهتون قول میدم،امیدوارم خوشتان آمده باشه دوستار شما امین

نوشته: امین خان


👍 8
👎 18
21000 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

904850
2020-08-02 01:30:51 +0430 +0430

امین جان!دروق 13:روحانی بچه لندن هس.

3 ❤️

904852
2020-08-02 01:32:12 +0430 +0430

ای دل غافل تو چه خبر نداشتی که همه این ملاقاتا و عید دیدنیا حاصل برنامه ریزی مامانتو بابای نیایش بوده 😁


904855
2020-08-02 01:32:59 +0430 +0430

چرا کس میگی کونی.تا الان با زن و دختر بودم ولی هیچ کدومشون از ده دیقه کمتر ارضا نشدن.تو دوتا لیس زدی به کسش ارضا شد؟؟؟؟بابا صبل نوشتن داستان توی اینترنت یه تحقیقی کنید لااقل


904856
2020-08-02 01:33:35 +0430 +0430

منم سیزده بدر ها خیلی میزنه بالا نمیدونم چرا دوستم

3 ❤️

904861
2020-08-02 01:37:06 +0430 +0430

آره شما جلو چشم همه همو میمالیدین انگشت میکردین لب میگرفتین حموم میرفتین نوبتی همو ارضا میکردین سکس میکردین و… هیچکسم باخبر نمیشد!

یا واقعا خانوادت خرن یا خودت خری ما رو هم خر فرض کردی دیس


904864
2020-08-02 01:38:32 +0430 +0430

جقی ها چه قوه تخیلی هم دارن هرشب یه داستان جدید سر هم میکنن

6 ❤️

904867
2020-08-02 01:39:35 +0430 +0430

اخییی عزیزم.باشه برو بخواب حالا 😘

5 ❤️

904869
2020-08-02 01:40:12 +0430 +0430

فک کنم خانوادت کور باشن که این کسشرارو ندیده باشن . و اینکه چجوری با دو سه تا لیس دختره ارضا شد؟ کیرم تو داستانت


904883
2020-08-02 01:52:11 +0430 +0430

دختره با ساک زدن دوبار ارضا شده !!!🤔
جلل خالق


904887
2020-08-02 01:58:10 +0430 +0430

میزاشتی ۱۳بدر به عنوان دروغ ۱۳ اپ میکردی داستانو!


904890
2020-08-02 02:06:10 +0430 +0430

اینجوری که تو میگی ، دختره یه جنـده تمام عیار بوده که فکر و ذکرش دادن به تو بوده
اونوقت کسی لامپش را روشن نکرده ؟ داداش این به خودش ریـسـه بسته ، احتمالا اسب تون هم کردتش


904902
2020-08-02 02:22:49 +0430 +0430

#tanaghoz

3 ❤️

904909
2020-08-02 02:40:39 +0430 +0430

دو حالت داره یا این نیایش خانوم جنده فامیلتون بوده اسکولت کرده!! یا بابای نیایش به بهانه تنها نرفتن دستتو گرفته بعد از یک توقف چند ساعته وسط بیابون بردتت روستا!!! 😁 تشخیصش با دوستان!! 👿


904930
2020-08-02 03:32:00 +0430 +0430

بعضیا یجوری کص میگن انگار کص گفتن بعده بساطشونه
اخه کونی مگه ادمی که عقلش سر جاشه از این کصشعرا میگه اخه؟

7 ❤️

904948
2020-08-02 07:31:23 +0430 +0430

باز نشستین فیلم ممل آمریکایی نگاه کردین خدانشناسا 😂

لامشو روشن کنم و یه چند تا دیگه از کص تفتاتو قشنگ از رو دیالوگ هایه فیلم برداشتی زدی تِنگه فانتزیات ریختیشون تو شهوانی، صد دفعه بهتون گفتم وقتی سنتی و صعنتی می زنید این سوپرارو قاطی فیلم های کلاسیک نکنید، ما با اون فیلما خاطره داریم 😒


904952
2020-08-02 08:05:48 +0430 +0430

پدر شما با پسر عموتون به این دلیل رابطش خیلی خوبه چون ویلا شمال داره و مال مفته
دختره هم چون به همه یکی یه دست داده گفته بدرک به این کصخول کس ندیده هم بدم


904977
2020-08-02 09:14:04 +0430 +0430

من وقتی میرم حموم داداش بزرگم پشت در وایمیسته که خدایی نکرده جق نزنم،حالا شما تو حموم فقط مونده بود نیایش رو حامله کنی کسی نفهمید؟دمت گرم خیلی باحالی😁

6 ❤️

904986
2020-08-02 09:53:34 +0430 +0430

باور کنید حیف لحظات باارزش وگران بهای ماهانیس که وقتمونو واسه این چرندیات و خاطرات بی سروته و پوچ این جماعت جقیا تلف کنیم اونقد هم فش وکنایه وناسزا بهشون زدیم که بیفایده س انگار به دیوار میزنیم کاشکی ادمن سایت داستان هارو قبل از ثبت در سایتارزیابی وکارشناسی می کرد…اخه جقی خان این چه داستانیه تووونوشتی …اگه فهم داشته باشی دیگه دست به قلم نمیشی…ههههههه…جقی خان


904994
2020-08-02 10:22:24 +0430 +0430

والا من بی ادب نیستم

ولی
کیرم تو اون مغزت با این چرندیات

7 ❤️

904996
2020-08-02 10:26:56 +0430 +0430

نمی دونم چرا فامیلای ما این قد سکسی نیستن ؟؟

4 ❤️

904998
2020-08-02 10:36:40 +0430 +0430

عجب
ن دییم والا

3 ❤️

905016
2020-08-02 11:51:38 +0430 +0430

حالا واقعیت چیه :
امین خان رفته حموم یکی در حموم رو میزنه فکر میکنه نیایشه ولی نه.
جنده خانوم به باباش گفته و باباش امده تقه امین رو بزنه.

2 ❤️

905034
2020-08-02 14:09:26 +0430 +0430

جقی کس ندیده
دختره با خوردن کیر تو ارصا شد؟
اونم دوبار؟
وقتی یه کس واقعی دیدی و فهمیدی واسه ارصا کردنش قراره گاییده شی میفهمی

2 ❤️

905041
2020-08-02 14:43:44 +0430 +0430

تو ایران ندیدم که دستشویی راه داشته باشه به حموم
کصتان نویس هم نگاییدم
مثل ادم بگو تو کف اش بودم اما اون منو به تخمش هم حساب نمیکرد منم به خاطرش جق میزنمو مینویسم از اون موقع که گفتی شرو(غ) فهیدم دستت به کیرت بوده چشمت کم سو شده همینطور تکدستی نوشتی😂😂

0 ❤️

905045
2020-08-02 14:56:51 +0430 +0430

اوق اوق وووق توق تق اوق اوه اه اه اه اه

0 ❤️

905070
2020-08-02 17:58:44 +0430 +0430

هیچکی شک نکرد که دستشویی جفتتون خیلی طول کشیده و هیچ کدومتون هم تو حموم با لباس خیس نشد؟!

کسسسسسسسسسسسسس خار دروغگو

1 ❤️

905089
2020-08-02 20:52:24 +0430 +0430

چقد اینایی که داستان میزارن دخترای فامیلشان راحتن باهاشون . دختر خاله ی منکه چن ماه اختلاف سنی داریم از موقعی که ۱۰ سالش شد دیگه به زور یه سلام میده ولی قبلش همیشه خانه هم بود و دم هم بودیم

1 ❤️

905105
2020-08-02 23:29:22 +0430 +0430

یاد سیزده بدرای خودم بخیر

0 ❤️

905108
2020-08-02 23:42:29 +0430 +0430

قول نده نیایشو بکنی ،
قول بده کم جق بزنی

1 ❤️

905272
2020-08-03 05:12:10 +0430 +0430

والا من خودم هیچ وقت با ساک زدن ارضا نشدم… وقتی یکی قشنگ بیست دیقه بماله و بخوره برام نزدیک ارضا میشم…! بعد چ جوری ی لیص زدی ابش اومد دوبارم حین ساک اومد

1 ❤️

905280
2020-08-03 05:41:50 +0430 +0430

کس ننویسید ملت وقتشونو از سر را نیاوردن کسشر بخونن لاشیا
اینی ک او نوشتی سوپررررر کسشره تو اتاق هم و میمالیدین؟ بد صداش میکردن میرفت دوباره میومد ؟ اون زنیکه ب این دختره جنده نمیگف چرا‌ میری تو اتاق همش؟ ننویس جان هرکی دوس داری

1 ❤️

905362
2020-08-03 12:52:33 +0430 +0430

اگه دروغم باشه باز دروغ جالب و جذابی بود

0 ❤️

905463
2020-08-03 20:35:52 +0430 +0430

این همه کص میگی،پولم میگیری؟ 😕

0 ❤️

905652
2020-08-04 06:46:43 +0430 +0430

سیزده بدر بعدی یه تونل بزن از اتاقت مستقیم به حموم که اینقدر زحمت نداشته باشه هی بری دستشویی و برگردی
آخه کیری خودت فهمیدی چی نوشتی ؟؟ مگه شهر هرته هی همو بمالید کسی متوجه نشه
دیس

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها





Top Bottom