سیلی و ضربه روی کون

    1397/12/28

    از در تازه داخل شده بودم. کیرم توی شرت. حرکات پیچشی. خونه ساکت بود. پیام داده بود صبح زود. بیا. کسی نیست. پیام رو توی خواب و بیداری خونده بودم. از توی گرمای پتو به دریاچه ی خنک هوای اتاق خزیدم. لباس ها رو دست هام از روی چوب لباسی پایین آورد. پا توی شوار رفت. تاریک بود هنوز هوا. ساعت رو وقتی داشتم زیپ سویی شرت رو جلوی در حیاط می بستم نگاه کردم. چهار صبح. کوچه بوی علف های زمین خالی نزدیک خونه رو می داد. همسایه ی کناری با دوچرخه رد شد. ستاره ی دیفدا توی سرمه ای آسمون نشسته بود و یاد ماشینی که توی اون با دست به شیشه اشاره کرد و دیفدا رو بالای تپه های مسیر شهرکرد دیدیم میاد توی ذهنم. هوا مثل همون شب سرد. زمین مثل تپه های توی مسیر خشک. سرما زده. با کمی غم که انگار مثل هوایی اضافی، ماهیچه ای وسط ماهیچه های هوا در حرکت بود. از کنار مسجد رد شدم. بعد از کنار ساعت عمومی روی بلوار. خیابون مثل حمام خونه سرد و خشک و تمیز بود. پوست چرمین خیابون آیت. از توی یکی تز کوچه ها شبحی بیرون اومد سیاه. به من سلام کرد. می رفت جایی. احتمالا مسجد. پایین تر از زیر درخت ها رد شدم. مطمئن نبودم چطوری باید برم تو. پیام دادم دم درم. در باز شد. بالا رفتم توی بوی نای راه پله. رفتم توی سیاهی شکم خونه. تن و بوی حضور نرم و غمگینش و شهوتی که مثل شومینه ای می سوخت توی کمرش. حالا توی کمر من. کیرم حرکات چرخشی. دستم رو بردم دور کمرش. لب هام لبهاش تو کشید. نرم. خیس. با بوی خواب. در گوشم گفت به پچ پچ. « بریم توی تخت عزیزم». بدن من رو با خودش تا توی پتوی گرم روی تخت برد. زندگی چه بود؟
    حرکات رویاگونه در نرمالندگی پتوها. از تن خودم به تن اون. لباس ها رو به سختی زیر پتو در آوردیم. دست من توی سیاهی اتاق روی سینه ها رفت. تصویر پوست گندم گون. نفس. بوی گرمای نفس. بوی دهان. بوی تف. بوی خیسی لای پاهاش. لب هاش توی لب هام بود. دستم روی شکاف کس رفته بود. کمی مو. خیسی روی موها. انگشت وسط توی کس بردم. سوراخ حلقوی بند انگشتم رو چفت گرفت. توی صورتم دهانش گفت« کیرتو بکن این تو». لبم رو بردم روی سینه هاش. لخت توی بغل هم مالیده شدیم. نوک سینه هاش توی لب هام رفت. مکیدن از نرمی سینه هاش. اومم. بعد مالیدن هردوتاش. صدای ناله هاش به صدای سکوت اتاق اضافه شد. از تپی مغزم چیزی خاموش شد. هردو سینه رو مالیدم. گفت چیزی شده؟ چیزی نمی گی. تن رو تیکه تیکه بوسیدم. پوست گرم. توی لب هام. نیم ساعت بعد وقتی که ایستاده بودم توی نور تیره برق که توی اتاق می ریخت و داشت پای کیرم زانو زده به صورتش میمالید از روی پاتختی سیگار روشن کردم. « اخخ. عاشقشم». خم شدم سینه اش رو مالیدم. سیگار می کشیدم و کیرم توی لب هاش فرو می رفت. لذت تا فرق سرم می رفت. بعد دست هاش روی پوست خشکم حرکت می کرد. کونم رو چنگ زد و لب هاش رو می دیدم که روی کلفتی کیرم می رفت و می اومد. بعد بیرون کشید« کیر هیچکس نمی خوام. فقط مال تو». صورتش روبه زیر کیرم میمالید. بعد تخم هارو توی لب هاش می برد. عاشق ساک زدن بود. عاشق خوردن کیر.
    بلندش کردم. زانوهاش لبه ی تخت. هیکل گوشتی و نرم گندم گون. با موهای سیاه. کیرم رو توی کس گذاشتم. فرو کردم. از توی سوراخ تنگ و موهایی که کناره ها رو میخراشوند داخل رفت. گردنش بالا اومد. آهی با پرش هوا از سینه اش از ته شکمش بیرون داد. بعد تمام بدنش منقبض شد و تخت رو چنگ زد. با ناله عجز گفت« چرااا ایققدد کلفتتته.. وای. پاره شددمممم». انگار می خواست گریه کنه. تا ته فرو کردم. کون پهنش به شکمم می خورد. موها رو جمع کردم توی دستم. پنج دقیقه بعد وقتی که ته کسش رو ضربه می زدم داد می زد که « بگا. وای بکنم.» تلمبه می زدم و در گوشش می گفتم« جنده ی منی. ». دیونه می شد. می گفت پاره ام کن. بعد کون رو گرفتم و محکم زدم. سیلی. ضربه. روی کون. درد میخواست. درد می دادم بهش.


    نوشته: کایوگا

  • 4

  • 8




  • نظرات:
    •   Zahra.nazi
    • 1 ماه
      • 4

    • ای درد بگیری با این کسشعرت


    •   مهتی.پاشنه.طلا
    • 1 ماه
      • 3

    • آره فهمیدیم کلفتی ، اصلا با یه آفتابه آب هم پایین نمیری


    •   pepperoni
    • 1 ماه
      • 2

    • حس عجیبی بهم دست داد..
      ستاره دیفدا یعنی چی؟


    •   Kayoga
    • 1 ماه
      • 0

    • مرسی خوندید.


    •   Kayoga
    • 1 ماه
      • 1

    • ستاره ی دیفدا یه ستاره است


    •   sexxy.boy52
    • 1 ماه
      • 0

    • ببین خوب بود البته سیک نوشتنت نزدیک به آل احمد بود امامیدونی چیه حیف هنرکه اینجا نشون بدی مانند زینت کردن یش بز به طلا وجواهر میمونه اینجا ساده میخاد وفولکریک وقتی داستانهای پایین تنه این مردم قراره گفته بشه باید مثل خود عوام ساده وبی پیرایه صحبت کنی قابل فهم وسرراست موفق باشی استعداد داری اما بجاش نشون بده


    •   @آروین
    • 1 ماه
      • 1

    • کسخل مثل ادم نمیتونی بنویسی؟
      مگه نمایشنامه شکسپیر میخواهی بنویسی از یه کس کردن ساده؟


    •   sikir
    • 1 ماه
      • 0

    • این الان چی بود؟؟؟دیوث رفتی کردی مثل آدم بیا تعریف کن دیگه...


    •   Kayoga
    • 1 ماه
      • 0

    • ای بابا. الان شده اسم کایوگا پایین نوشته باشه یه عده فحش رو شروع می کنن.


    •   Mehrsammm
    • 4 هفته،1 روز
      • 1

    • عالی بود


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو