داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

شاشخور خانم ها شدم (۲)

1398/11/01

…قسمت قبل

سلام
من آرش ۲۳ ساله از تهرانم، و همونی که داستان شاشخور خانم ها شدم رو نوشته، از اونجایی که داستان قبلیمو خیلیا خوندن و مورد استقبال قرار گرفت میخوام ادامه داستانمو بهتون بگم، بازم یاداوری میکنم که دوستانی که از داستان های فیتیش و شاش خوری خوششان نمیاد ،لطفا داستانو نخونن
داستانو تا اونجا گفته بودم که ترانه و پنج تا از دوستاش اومدن و هرچی شاش تو مثانه شون بودو تو معده ام خالی کردن و آخرشم ترانه منو هدیه داد به عاطفه که منو با شاشش تا دم مرگ داشت میبرد
و ترانه از عاطفه قول گرفت که جوری بشاشه تو معده ام که نفسم بند بیاد و زیر کسش جون بدم و عاطفه هم قول داده که یه روز خبر خفه کردن منو با شاشش به ترانه بده
بریم سر اصل مطلب
خلاصه بعد از اینکه عاطفه اون روز ، یه پارچ شاش گند به خوردم داد ، منو برد خونش و بهم گفت که میخوام حلقت تمام وقت در اختیارم باشه تا هرچه زودتر قولی که به ترانه دادم رو عملی کنم
منم با این حال که فهمیده بودم شاش عاطفه گندترین شاش دنیاس ولی اقتدار و قدرتش رو دوست داشتم، قبول کردم
من برده نبودم و فقط از من برای شاشیدنش استفاده میکرد و نهایتش برای ارضا کسش تو دهنم منو میخواست،
برای همین منو تو خونش زندانه کرده بود و نمیذاشت اصلا فرار کنم و جایی هم برم
،راستی از مشخصات عاطفه بهتون بگم که عاطفه یه دختر با چهره سکسی و واقعا حشری کننده و قد بلند و نسبتا لاغر بود، قدش ۱۸۰ و وزنشم تقریبا ۶۵ کیلو میشد
ولی کس گنده ای داشت و رنگ پوستشم نسبتا سبزه بود ولی نه خیلی
اما این دختر اونقدر شاش داشت که گمونم اگه میخواست میتونست دفعه قبل هم منو با شاشش خفه کنه ولی نمیدونم چرا خفم نکرد
که تو این قسمت دلیلشو بهتون میگم
حدود یه هفته اول تند تند آب میخوردو منو میبرد حموم و تند تند میشاشید تو دهنم ولی خیلی کم میشاشید تو دهنم
و به من میخواست بگه که شاش من زیاد نیست و شاشمم غلیظ و زرد و حالت تهوع آور نیست
ولی من میدونستم که عاطفه گندترین و بیشترین شاش دنیا رو داره
یه روز چند تا زنو ( حدود ده یازده تا زنو که من نمیشناختمشون) دعوت کرده بود خونه اش تا همه گی با هم بیان و بشاشن تو معده من
یه قبف بزرگ هم آورده بود که همگی با هم وقتی میشاشیدن توی اون قیف جمع میشد و سر قیفو تو دهن من گذاشته بودن و نفر به نفر میومدن میشاشیدن تو قیف بزرگه و پامیشدن و تقریبا شاشون کم بود و اب زیاد میخوردن که اصلا ازیت نشدم
اولین نفر هم خود عاطفه کلی اب خورد و حدود یک ساعت بعدش شاشش گرفت و قیفو تو دهن گذاشت و حلق منو با شاشش افتتاح کرد
بعدش زنای دیگه میومدن میشاشیدن و میرفتن،
اسم اون زنایی که شاشیدن تو دهنم رو هم بهم گفته بود
سیما ۲۵ ساله قدش ۱۵۵ و وزنشم تقریبا ۵۰ کیلو
نگین ۱۶ ساله قدش ۱۶۰ وزنشم تقریبا ۵۰کیلو
سمیرا ۳۰ ساله قدش ۱۶۶ وزنشم تقریبا ۷۰کیلو
بهاره ۲۷ ساله قدش ۱۶۸ وزنشم تقریبا 72 کیلو
فاطمه ۱۹ ساله قدش ۱۶۲ وزنشم ۶۵کیلو
راحله ۳۵ ساله قدش ۱۶۴ وزنشم ۷۵(مامان نگین بود)
زهرا ۳۱ ساله قدش ۱۵۹ وزنشم تقریبا ۶۶ کیلو
ساناز ۱۸ ساله قدش ۱۷۲ وزنشم ۷۰ کیلو
سپیده قدش ۱۶۶ وزنشم ۶۶ کیلو
آیدا ۲۲ ساله قدش ۱۶۸ وزنشم ۶۵ کیلو
ساعت های سه چهار بعد از ظهر بود که این ده یازده تا زن هی اب میخوردن تا شاششون بیشتر بگیر و هرکس شاشش میگرفت میومد منو میخوابوند و به شکل دلخواهش میشاشید تو دهنم و پا میشد میرفت( عاطفه فقط همون بار اول شاشید ولی میدیدم هی داره اب میخوره ولی نمیاد بشاشه)
تا اینکه بعضی هاشون شاششون یکی دو ساعتی نگرفت
آیدا،سیما،فاطمه، سپیده و ساناز ول کن نبودن و قیفو از دهن من در نمیوردن و مثل یه توالت واقعی هی آب میخوردن و هی میشاشیدن تو اون قیف و اصلا ول نمیکردن تا اینکه دیگه نمیتونستن اب بخورن و شاششون تقریبا تموم شد
اونیکی زنا،بعدش تو این مدت رفتن استراحت کنن و به من گفتن پاشا بیا تو اتاق خواب و سرتو بسپار به ما
من که متوجه نشدم چی میگن
رفتیم تو اتاق و راحله رفت که بخوابه بعد به من گفت بدو بیا سرتو بزار لای پام امشب با دهنت کلی کار دارم
منم خوشحال بودم و رفته که برم بین پاهاش و سرمو مثل بالش گذاشت لای کسش و خوابید( دیدید بالش رو میزارید لای پاهاتون و اینور اونور میشید) سر منم عین بالش لای کس راحله قرار داشت و راحله هم یکم خودشو عقب جلو کرد تا کسش دقیقا رو دهنم میزون بشه
حدود یه ساعتی سرم لای پاهای راحله بود و راحله خوابیده بود که دیدم بیدار شد و گفت دهنتو باز باز کن میخوام بشاشم تو این مدل تو حلقت
باورم نشد که راحله تو این حالت بخواد بشاشه تو حلقم که دیدم خودشو یکم عقب جلو کرد و تا سوراخ شاشش به دهنم نزدیکتر بشه یهو دیدم سرم بین پاهاش قفل شد و گفت دهنتو باز کن
تا باز کردم دیدم با فشار تمام شروع کرد به شاشیدن
راحله هم بلا بلد بود چیکار کنه وقتی دید من نمیتونم تو این حالت کل شاششو قورت بدم دیدم یهو برگشت و نشست رو دهنم و با فشار بیشتری شروع کرد به شاشیدن
خیلی شاش نداشت و حدود یه لیوان میشد که تقریبا همه شو قورت دادم
تا شاششو قورت دادم و شاشش تموم شد دیدم نگین اومده میگه مامان زود باش دیگه اخه ما هم شاش داریم که راحله هم نه گذاشت و نه برداشت گفت خوب دختر خوشگلم بیا قوربونت برم بیا بشاش تو معده این ، منم کمکت میکنم که همه شاشتو بفرستی تو معده اش
نگین بدو بدو اومد رو تخت و گفت منم این مدلی خوشم اومده
سر منو گرفت و مثل باالش گذاشت بین پاهاش و یکم کسشو تو دهنم بالا پاین کرد تا سوراخ شاششو تو حلقم پیدا کنه تا شاشش یه وقت هدر نره ،
بعدش دیدم گفت مامان من شاش ندارم، راحله گفتدخترم مگه نگفتی شاش داری خوب اینم تولته دیگه که دیدم صدایی نیومد و گمونم نگین چشمت داشت میراحله که منو خر کنه تا قافلگیر بشم
دیدم راحله گفت باشه دخترم میخوای خودتو تو دهنش ارضا کنی تا اب کستو بریزی توش؟
نگینم گفت اره مامان جونم
منم بیچاره هم فکر کردم که واقعا میخواد بهم اب کس بده خوشحال شدم
ولی دیدم نگین به جای اینکه چوچوله شو به لب و دهنم بماله داره سعی میکنه سوراخ شاششو بیشتر به حلقم نزدیک کنه ولی هنوز نفهمیده بودم که یهو دیدم با تمام قدرت نشست رو حلقم و سوراخ شاشش نزدیک حلقم شد
یهو بیخبر و با فشار شاشید تو حلقم
من که جا خورده بودم
اومدم پس بزنم شاششو که داد زد مامان کمک کن میخواد شاشمو نخوره، دیدم راحله سریع دست و پامو گرفت و به نگینم گفت دماغشو بگیر و با قدرت بیشتر بشاش تو معده اش دخترم، دیدم نگین با قدرت بیشتر شاشید تو معده ام
نگو نگین تو این دو سه ساعت رفته کلی مایعات و مشروب خورده تا شاشش چند برابر بشه و شاششم تلخ شده بود ولی از شاش دفعه قبل عاطفه خیلی بهتر بود
یه سی ثانیه همینجوری داشت میشاشید و من زیرش داشتم زجه میزدم ولی ولم نمیکرد که دیدم سرعت شاشش کم شد و فهمیدم آخرای شاششه و همش میگفت آخیش راحت شدم ، آخیش چقدر حلق برای شاشیدن خوبه و آخیش گفتن
راحله هم همش میگفت جانم عزیزم راحت باش عزیزم، بشاش دخترم ، خودتو خالی کن عزیزم
که شاش نگین تموم شد
دیدم پشت بندش سمیرا اومد داخل و گفت ای بابا شما مادر و دختر نمیخواید این حلقو به ما هم بدید ناسلامتی این توالت ما هم هستا
نگین بلند شد و گفت چشم سمیرا جونم بیا عشقم بیا شما هم یه دل سیر بشاش توی حلقش
دیدم سمیرا اومد رو تخت و سر منو گرفت و از لبه تخت انداخت بیرون و خودشم اومد پایین تخت وایساد و سر منو مثل بالشی که از تخت زده باشه بیرون گذاشت رو کسش
گفت دهنتو باز باز کنو بعد یکم سر منو گرفت و عقب جلو کرد رو کسش که سوراخ شاشش بیفته رو دهنم یه چند ثانیه این کا رو کرد تا سوراخ حلق منو پیدا کرد که بخواد روی سوراخ شاش خودش میزون کنه
بعدش تو اون حالت تقریبا نشست رو دهنم و به راحله و نگین گفت هواستون باشه فرار نکنه
بعدش دیدم سمیرا چند ثانیه نشاشید
بعد گفت آرش جون این مدلی دوست داری بشاشم تو حلقت؟
من که کس تو دهنم بود تا اومدم جواب بدم دیدم سمیرا نذاشت و با قدرت تمام شروع کرد به شاشیدن
اومدم شاششو پس بزنم که داد زد ، نمیخوای بخوریش الان بهت میفهمونم
داد زد محکم بگیریدش یهو با تمام قدرت وقتی سر من بیرون تخت لفتاده بود نشست رو حلقم و پاهاشم رو هوا گرفت به عبارتی کل وزنشو انداخت رو سر و گردنم
استخون گردنم داشت میشکست و با فشار بیشتر شروع کرد به شاشیدن
دیدم راه نفسم بسته شده بود چون سرم برعکس از تخت افتاده بود بیرون و سمیرا هم کل وزنش رو حلقم بود شروع کردم دستو پا زدن ولی سمیرا اصلا رحم نمیکرد و تو همین حالت حدود چهل ثانیه داشت میشاشید که نفسم داشت بند میومد که فشار شاشش کم شد
خوشحال شدم و فهمیدم شاشش آخراشه
یه ده ثانیه هم همین جوری شاشید تا آخرین قطره شاشش تموم شد
بعدش گفت جوووون چه حلقی داری تو
از اون طرف زنای دیگه منتظرم بودن که دونفرشون اومدن تو و گفتن نوبتی هم باشه نوبت ما دیگه سمیرا خانم
زهرا اومد جلو گفت جووون امشب این حلقو باید پر شاشش کنیم
سر منو گرفت و گفت یه کیفی هم ما کنیم دیگه، گفت پاشو بیا تو حال که اونجا یه حالی کنیم باهم
گفت بشین رو زمین ،سرمو گرفت گرفت و سرپا وایساد و یه پاشو گذاشت این طرف سرم و پای دیگشو گذاشت اون طرف سرم و ، سرم بین کسش گیر کرد ، گفت خوبه دهنتو باز باز کن و بزار روی سوراخ شاشم
منم با این حال که حالتم بد بود سوراخ شاششو با دهنم پیدا کردم و حلقمو روش باز باز کردم که گفت آفرین ،ولی کیپ نبود هنوز
دیدم زهرا یکمم خودش سوراخ شاششو عقب جلو کرد که مطمئن شه که کاملا تو حلقمو بعدش محکم سرمو گرفت و شروع کرد به شاشیدن
سه ثانیه نشده بود که داشت میشاشید، دیدم جام بده و نمیتونم خوب نفس بکشم
اومدم خودمو صاف کنم که داد زد محکم بگیریدش
میخواد فرار کنه
نگین و راحله و سمیرا محکم منو گرفتن و دیدم تو اون حالت بد یهو زهرا نشست رو حلقم و با قدرت چند برابر شاشید تو معده ام
داشتم خفه میشدم ولی ولکن نبود
دیدم چهل پنجاه ثانیه همنیجوری داشت میشاشید
آخراش شاشش قطع و وصل میشد ولی هنوزم داشتت میشاشید
که شاشش بعد از یه دیقه کلا تموم شد و گفت جوووووووون چه حلقی داری تو پسر
و ولم کرد
پنج ثانیه نبود که زهرا شاشش تموم شده بود که دیدم
سریع بهاره مثل راه زنا اومد و سر منو گرفت با سرعت برد سمت دیوار و چسبوند به دیوار و کسشو با تمام قدرت کرد تو دهنم و گفت حلقتو باز باز نگه دار
سریع دهنمو باز باز کردم دیدم بهاره یه پاشو اینطرف سرم گذاشت و یه پاهشم اونطرف سرم و سرمم بین کسش قفل شده بود که گفت سوراخ شاشمو تو حلقت پیدا کن و تنظیمش کن، منم سوراخ شاششو با دهنم پیدا کردم و دهنمو چسبوندم بهش ، خودشم یکم عقب جلو کرد و سوراخ شاششو رو حلقم تنظیم کرد که محکم از یه طرف هم پشتمو به دیوار فشار میداد و از دیوار کمک میگرفت تا سوراخ شاشش بیشتر به حلقم نزدیکتر بشه
یه چند ثانیه همینجوری داشت سوراخ شاشو تو حلقم تنظیم میکرد که یهو سفت منو چسبوند به خودش و با قدرت شروع کرد به شاشیدن من شکه شده بودم و سرمم بین پاهاش و دیوار قفل شده بود ، اومدم از زیر کسش فرار کنم که فهمید و داد زد فرار میخوای کنی ؟ وای به حالت ، داد زد بگیریدش تا تکون نخوره
یهو به راحله گفت راحله جون پشت منو به دیوار بیشتر فشار بده میخوام سوراخ شاشمو بیشتر بکنم تو حلقش، راحله هم همین کارو کرد و محکم بهاره رو به دیوار فشار داد تا کسش بیشتر تو حلقم فرو بره
دیدم بهاره فشار شاششم از اون طرف بیشتر کرد و من بیچاره داشتم له میشدم از بس محکم فشارم میدادن به دیوار و با اون کسی که بهاره تو حلقم کرده بود و با قدرت داشت میشاشید ، نفسای آخرمو داشتم میکشیدم که شاش بهاره تموم شد
همینجوری مونده بودم بین دیوار و کس بهاره که دیدم صدای عاطفه بود که اومد
عاطفه اومد و گفت شاش خور بیچاره منو چیکار کردید نوبت خودمه
دیدم عاطفه اومد و خیلی نرم و راحت گفت آرش جون خودت چجوری دوست داری بشاشم تو دهنت؟
گفتم هر جور تو بخوای
عاطفه گفت باشه عزیزم مرسی
اومد بالای سرم و و سر منو از بین کس بهاره کشید بیرون و گفت برای اولین بار میخوام بشاشم به کل هیکلت
منو دراز کرد کف زمین و گفت این شاش منه با دقت ببینید
اصلا ازیتم نکرد و اومد بالای سرم و خیلی آروم و با دقت شروع کرد به شاشیدن روی سرم تا مطمئن شد که همه سرم خیس شده و شاش ازم میچکه نرفت پاین تر
بعدش کم کم رفت پایین تر و رسید به سینه هامو شکمم و یه ده ثانیه ای هم اونجا شاشید
تا رسید به کیرم که دید شق شده گقت جووون برای شاش من شق کردی جوووون
شاشم تو حلقت
همیجوری داشت حدود یه دیقه و نیم میشاشید و میومد پایینتر تا رسید به نک نگشتم و خندید گفت جوووون دیدی شاشیدم به کل هیکلت
گفتم ارررره
گفت هنوزم شاشم تموم نشده هاااا
میخوای یکمشم قورت بدی؟
منم گفتم باشه عزیزم
با همون کسی که همیجوری داشت میشاشید اومد نشست رو دهنم و گفت بازش کن دیگه آرش جون
تا دهنمو باز کردم کسشو کیپ دهنم کرد و با فشار معمولی و کم شاشید تو حلقم
گفت همه شو قورت بده
حدود سی ثانیه هم همیجوری داشت میشاشید تو حلقم
باورم نمیشد که عاطفه هنوز داشت میشاشید
عاطفه جمعا حدود سه دیقه با فشار کم همیجوری داشت میشاشید
و همش میگفت این شاش خور منه هااا
میبینید چه حلقی داره
شاشخور حلق طلا
آرش شاش خور حلق طلای منه
بعد از اینکه همشون یه دل سیر شاشیدن تو حلقم و تقریبا شکمم پر شاش شده بود یهو صدای زنگ در اومد
هی هم دو سه بار زنگ رو میزد انگار عجله داشت
ساعت تقریبا ساعت هفت شب شده بود دیدم یه زن خیلی خوشگل خوش اندام جوون(قدش ۱۶۵ و چزنشم تقریبا ۶۳ کیلو) سریع اومد تو و گفت سلام بچه ها، وای دارم میترکم ،عاطفه جون میشه از حلق شاشخورت استفاده کنم
عاطفه هم از رو دهنم بلند شد و گفت اختیار داری سمیه جون مال خودته بفرما خودتو خالی کن توش، ما کارمون تو حلقش تموم شده،ببینم چیکار میکنی
برق خوشحالی رو تو چشای سمیه دیدم که به دهن من هی نگاه میکرد ، گمونم تجربه شاشیدن تو حلقو داشت ،
یهو دیدم سمیه با عجله اومد و گفت بچه ها یه طناب بیارید نمیخوام از زیر کسم به هیچ عنوان در بره
دستو پامو بستن و سمیه اومد جلو گفت دهنتو اصلا نبند باهاش کلی کار دارم
یهو اومد به یه ضرب مستقیم سوراخ کسشو که ازش میشاشید دقیقا گذاشت رو دهنم من جا خورده بودم، چطور ممکنه بدون تنظیم کردن اینقدر دقیق سوراخ شاششو به حلق وصل کرد؟
یهو داد زد محکم بگیریدشو یهو بدون هماهنگی با قدرت هرچه تمام تر شاش گندشو ول کرد تو معده ام
وای که چقدر حال بهم زن بود این شاش
تا مزه اشو فهمیدم خواستم پس بزنم که داد زد قوررررتش بده لعنتی، دارم میترکم
یهو دماغمو گرفت و با فشار بیشتر شروع کرد به شاشیدن ،وای دیگه داشتم میمردم ولی اون اصلا رحم نمیکرد و همیجوری با کس کیپش داشت با قدرت هرچه تمام تر میشاشید
یه لحظه سرعت شاشش کم شد ،خوشحال شدم و فکر کردم شاشش تموم شده
نگو از بس صبح تا حالا نشاشیده مثانه اش قدرتش کم شده و یهو دیدم ای وای سرعت شاشش دوباره چندبرابر شد تو حلقم
داشتم میمردم ولی تموم نمیشد
تا اینکه واقعا داشتم خفه میشدم ، دید سیاه و کبود شدم
گفت جووووون چه حلقی داری تو پسر
دو ثانیه بلند شد ولی دوباره نشست ، بلند شدنش باعت شد شاشش بریزه رو چشام و بینیم و دهنم
وای که چقدر این شاشش زرد و حال بهم زن بود
داشتم میمردم از بس شاشش بد مزه بود
دیدم دوباره نشست و شاشید
تموم نمیشد این شاش گند
حدود سی ثانیه دیگه همیجوری داشت میشاشید این سمیه
تا بالاخره تموم شد
نفسم بالا نمیومد و دهنم مزه گند شاش سمیه رو گرفته بود
بدترین شاش و گندترین شاش اون روزو به جرات میتونم بگم سمیه داشت
از مشخصات شاشش بهتون بگم یه شاش زرد زرد بودار و حالت تهوع آور بود که فوق العاده تلخ و یکمم به شوری میزد
همونجا تازه دردو دلش شروع شد و گفت وای داشتم میمردم از صبح تا حالا بیرون بودم و خراب بمونه هیچ جا دستشویی پیدا نمیکردم ، ولی دمت گرم عاطفه ، شاشخورت عجب حلقی داره خوش به حالت، حلقش یه نعمته قدر حلقشو بدون
عاطفه هم گفت مرسی عزیزم قابل شمارو نداره ، هروقت لازمش داشتی بیا بشاش توش و خودتو خالی کن عزیزم
سمیه هم گفت جووونم مرسی عشقم
چشم حدالمقدور دستشویی نمیرم و میام میشاشم تو معده این حلق طلا
بعدش سمیه رو کرد به من و بهم گفت
آرش حلق طلا، شاشم تو حلقت
شاشم تو اعماق معده ات
شاشم تو همه وجودت
منم جواب دادم، جووووون سمیه جون شاشت تو تک تک سلولای بدنم
اینحرفا رو من میزدم و از اون طرف همه این زنا دست به کس شدن و دیدم شروع کردن به مالیدن کسشون
فهمیدم که میخوان خودشونو تو حلق من ارضا کنن
سمیه که از همه بیشتر تحریک شده بود دیدم اومد بالای سرم و گفت الان ارضا شدن تو حلقت میچسبه جوووون بگو
منم بیشتر تحریک شدم و همش میگفتم جوووون سمیه جون شاشت تو حلقم
آب کست تو معده ام
آبتو میخوام عزیزم
بریز تو حلقم بریز تو کل وجودم
اونم کسشو همش داشت میمالید و هی میگفت الان بهت آب میدم، جوووون
یهو دیدم سریع اومد رو دهنم نشست و با سرعت هرچه تمام تر شروع کرد چوچوله شو به لب و دهنم مالیدن ، یه چند دقیقه ای همینجوری داشت میمالید که داد زد الان آبم میاد دهنتو رو کل کسم کیپ کن ، الان میااااااد
تا کیپ کردم دیدم یه مایع لزج و چسبناک مانند، وارد دهنم شد که دیدم سمیه دیگه تلمبه نمیزنه و شل شد و خودشو رو حلق من ول کرد ، منم زیر کسش حس کردم دارم نفس کم میارم ، اومدم دهنم بردارم دیدم میگه تکون نخور بزار همه آبم بیاد تو دهنت
تا ابنو گفت دهنمو بیشتر باز کردم و یه میک بزرگ زدم تا هرچی آب کس تو کسش مونده وارد حلق من شه
آب کسش خیلی نبود ولی خیلی لزج و چسبناک بود و دهنم تقریبا چسبناک شده بود
، یکم از آب کسشو سعی کردم تو دهنم نگه دارم ، حدود دو دیقه بعد سمیه بلند شد منم یه دلبری کردم که نگو
با دهن آب کسی بهش گفتم سمیه عشقم این چیه تو حلق منه؟
یه جوووون گفت و گفت این آب کس منه تو حلقته، منم بهش گفتم پس ببین اینو
جلوی چشاش هرچی آب کس تو دهنم مونده بودو قورت دادم
یهو دیدم سمیه خم شد و یه جووون عالی دیگه گفت و یه لب از دهنم گرفت باورم نمیشد ، زن به این خوشگلی شاش و آب کسشو تو حلق من خالی کنه و ازم لب هم بگیره
تو حال خودم بود و یهو دیدم سمیرا سریع اومد بالا سرم و گفت دوزانو بشین رو زمین و منو نشوند رو زمین و کسشو تو دهنم گذاشت و گفت خوب میک بزن کسمو
یکم خوردم دیدم سمیرا حشری شد و سر منو با دوتا دستاش قشنگ گرفت و میکوبید تو کسش یه دو دیقه ای همیجوری داشت میکوبید که فکم درد گرفت و یهو داد زد نکن الان آبم میاد
همیجوری حدود دو دیقه دیگه داشت تلمبه میزد که دیدم صدای اه و عوهش بیشتر شده و کم مونده ارضا بشه ، دستمو تو همون حالت انداختم به پستوناش اونا رو تند تند مالیدم که دیدم شل شد و گفت دهنتو باز کن
تا باز کردم یه مایع گرم مانند لزج اومد تو دهنم
آب کسش کاملا دهنمو پر پر کرد ولی خیلی غلیظ و چسبناک نبود
دیدم نمیتونه رو پاهاش وایسه تو همون حالت نشست رو دهنم و تقریبا افتاد روی دهنم
حدود دودیقه تو هموون حالت موند تا یکم حالش جا اومد
بعدش بلند شد گفت همشو قورت دادی دیگه؟
منم گفتم جووووون اره سمیرا جون
شاشت تو حلقم ، اب کست تو حلقم
تا بلند شد دیدم بهاره اومد رو دهنم نشست و گفت منم میخوام خودمو تو معده ات خالی کنم
منظورشو نفهمیدم
تا اینکه گفت قشنگ میک بزن که خیلی با حلقت کار دارم
بهاره کون خیلی بزرگی داشت و وقتی نشست رو حلقم تقریبا صورتم محو شد
اولاش گقت کسمو میک بزن و چوچوله مو همش بمک
حدود ده دیقه ای داشتم کس بهاره رو میک میزدم تا اینکه صداش در اومد ، و گفت جوووون چه حلقی داری پسر
جووون حلقت مال کسمه
کسم تو حلقت
آب کسم تو معده ات
شاشم تو کل وجودت
جوووون بخوووور
یکم دیگه داشتم میخوردم که دیدم حشرش چند برابر شد و با کل کسش با قدرت تو دهنم تلمبه زد چند بار اینکارو کرد بعدش داد زد دهنتو باز باز کن حدود دو دیقه تو دهن بازم داشت تلمبه میزد تا اینکه دیدم داره میلرزه و یهو شل شد و کل وزنشو انداخت رو حلق باز من
دیدم به با اون وزنش و کل کس بزرگش هرچی تو کسش آب بود روانه معده من کرد و داد زد آب کسمو قوووووورتش بده
من که جا خورده بودم ، آب کس بهاره خیلی زیاد بود و دهنم پر پر شده بود ، بهاره هم تازه جا خوش کرده بود ، من بیچاره فکر کردم ارضا شده دیگه الان بلند میشه و میره که دیدم بعد از دو دیقه یهو دستامو با قدرت گرفت و با تمام قدرت شروع کرد به شاشیدن
من شاخ در آورده بودم که و اصلا منتظر شاشش تو این حالت نبودم
حلقم هنوز آب کس بهاره رو تموم نکرده بود یهو شاششم اضافه شده بود
خواستم فرار کنم از زیر کسش که داد زد الان بهت میفهمونم که عاقبت کسی که بخواد شاش منو قورت نده چیه
یهو دیدم با کون گندش وزنشو رو حلقم چند برابر کرد و داد زد سریع دماغشو بگیرید
چشام داشت ساهی میرفت که حس کردم شاشش آخراشه
یع بیست ثانیه هم همیجوری شاشید تا وقتی که مطمن شد تا آخرین قطره شاشش وارد معده ام شده
و تازه شروع کرد به گفتن آخیش راحت شدم
ولی چه حالی میده بعد از ارضا شدن تو دهن بشاشی تو حلق
جوووون
شاشم تو حلقت
آب کسم تو خلقت
حلقت مال کسه منه
جوووون
داشت همیجوریی میگفت که دیدم راحله اومد جلو و گفت
میدی منو دخترمم یه فیضی از حلق این آقا ببریم؟
راحله اومد و سر منو گرفت و گفت کسمو انقدر بمک که تو حلقت ارضا بشم
حدود ده دیقه هم کس راحله تو دهنم کیپ بود و داشت چوچوله شو تو دهنم میمالوند که ارضا شد و یکم اب از کسش اومد و گفت لیسش بزن
نگینم پشت بندش اومد گفت منم میخوام
خوابید و من رفتم لای پاهاش و حدود ده دیقه کسشو خوردم و اونقدر کسشو لیس زدم و چوچوله شو خوردم که نگینم تو دهنم ارضا شد و ابش اومد
نفر به نفر هر کس که هنوز ارضا نشده بود میومدن و حلق منو در اختیار میگرفتن و خودشونو تو حلق من ارضا میکردن و آب کسشونو خالی میکردن تو حلقم و پا میشدن میرفتن
یهو دیدم سمیه به عاطفه گفت عاطفه جون عجب شاش خوری داری با یه حلق یازده دوازده تا زنو ارضا میکنه
واقعا حلقشو باید از طلا بگیریا
عاطفه هم گفت میدونم حلق طلاست ، برای آینده اش برنامه های خوبی دارم
که من اون لحظه منظورشو نفهمیدم
اون روز گذشت و همه اون همه زن پاشدن و رفتن
قبل از رفتن هم عاطفه به همه اون یازده تا زن اعلام میکرد که حلق شاش خور من قابل شما رو نداره و هروقت که دوست داشتسگید میتونید بیاید و خودتونو توش خالی کنید، حتی اگه منم نبودم میگم درو باز کنه و حلقشو براتون آماده میزارم که خودتونو هرچقدر دوست داشتید توی حلق و معده اش خالی کنید
اونا رفتن و اون روز هم تموم شد
فرداش دیدم سمیه با عجله دوباره پاشده اومده و میگه من حدالمقدور نمیخوام از دستشویی برای شاشیدن استفاده کنم
و حلق آرش بیشتر بهم میچسبه ، اجازه هست ازش استفاده کنم؟
عاطفه هم گفت خواهش میکنم فرما عزیزم
این سمیه نمیدونم چی میخورد که شاشش اینقدر حال بهم زن و تلخ و زرد میشد
دوباره اون شاش گندو وارد معده من کرد و هر باری که برای شاشیدن میومد خودشو تو دهنم ارضا میکرد و پا میشد میرفت
بعضی روزا بهاره میومد و با کون گندش میشاشید تو حلقم و خودشو با اون آب زیادش تو حلقم خالی میکرد و پا میشد میرفت
اون یکی زنا هم حداقل هفته ای یه بار میومدن و میشاشیدن و میرفتن
ولی سمیه و بهاره بیشتر از اونا میومدن برای شاشیدن تو معده ام
سمیه حداقل تو یه روز یک بار با مثانه پر میومد و کامل خالی شده میرفت
این شده بود که من تقریبا شاش خور دائمی عاطفه و شاش خور موقت سمیه شده بودم
و عملا حلق من دستشویی برای شاشیدن این دونفر شده بود

این موضوع گذشت و بعدا یه چیز فهمیدم از عاطفه که آخر سر هم یه کمپین زده بود و از همه زنایی که فکر میکردن شاششون زیاده ، دعوت به همکاری آورده بود که هر زنی که فکر میکنه شاشش زیاده و میتونه یه مردو با شاشش از پا دربیاره بیاد و تو یه مسابقه بزرگ شرکت کنه
هر کس برنده بشه مبلغ ۱۰۰،۰۰۰،۰۰۰ تومان جایزه گذاشته بود برای این کار
و برای شرکت در این قرعه کشی برای هر نفر ثبت نام کننده مبلغ یک میلیون تومان میگرفت
تو این قرعه کشی حدود صد و ده بیست نفر از پر شاشترین زنای ایران از ۱۴ ساله تا زن چهل ساله شرکت کرده بودن
این شد که فهمیدم هدفش بردن اون صد میلیونه ، به خاطر همینم بود که دفعه قبل منو با شاشش خفه نکرده بود تا یه پول بزرگ به جیب بزنه
حدود یه هفته گذشت و خیلی از زنای پر شاش از سراسر ایران شرکت کردن تا ظرفیت تکمیل شد
من خودم فکر نمیکردم که واقعا اینقدر زن پر شاش تو ایران داشته باشیم

عاطفه روز قبل مسابقه به من گفت که امروز قراره صد و بیست تا زن خودشونو تو اعماق معده خالی کنن و یه نفر اول بشه، کسی که تو رو با شاشش بتونه خفه کنه
آماده باش برای فردا هیچی نخور چون اونقدر مبخوای شاش بخوری که زیر کس هر کدومشون ممکنه جون بدی
من حدس میزدم عاطفه میدونه هیچکدوم از اون زنا نمیتونن منو فقط با شاششون خفه کنن و فقط خودشه که میتونه اینکارو انجام بده ولی با این حال چیزی نگفتم و گفتم باشه چیزی نمیخورم و با صدای رسا گفتم شاش همه زنای ایران زمینم تو اعماق وجودم
و عاطفه هم خندید و گفت آفرین آرش شاشخورم
شاشم تو حلقت
و اون روز دیدم اصلا نشاشید تو حلقم
.روز مسابقه فرا رسید و صد و بیست تا زن پر شاش اومده بودن تا نفس منو با شاششون بند بیارن
و دیدم عاطفه که خونش نسبتا بزرگ بود به عنوان برگزار کننده این مسابقه همه زنا رو صدا کرد و گفت دوستان لطفا توجه کنید:
همون طور که قبلا گفته بودم ،ما امروز اینجا جمع شدیم که ببینیم کدوم زنی هست که بتونه با شاشش یه مردو خفه کنه و از پا دربیارتش و مبلغ ۱۰۰،۰۰۰،۰۰۰ تومان پول رو ببره و ملکه شاش ایران بشه
( توجه کنید فقط با شاشیدن باید خفه اش کنید یعنی تا زمانی که فقط دارید با فشار میشاشید باید خفه اش کنید و اگه شاشتون تموم بشه باید ولش کنید
دو اینکه اگه میخواید آروم بشاشید نباید بیشتر از سه دیقه طول بکشه چون این مسابقه برای پر شاش ترین و پر فشار ترین شاشای زنای ایرانی تنظیم شده
ولی اگه بتونید با فشار تمام بشاشید محدودیتی برای زمان وجود نداره و هرچقدر میخواید و تا هرزمان که طول بکشه مشکلی نداره، یعنی اگه شما بتونید با فشار تمام و با قدرت تمام بشاشید تو معده طرف حتی اگر پنج دیقه هم با فشار بشاشید قبوله)
مطمنا همه شما عزیزان با مثانه پر شاش اومدید تا برنده امروز باشید
امیدوارم موفق بشید
و نکته سوم اینکه اگرم کسی نتونست خفه اش کنه همه پولا به آرش شاش خور میرسه
و نکته آخرین اینکه ترتیب شاش توسط خود شما تعین میشه و فقط نفر آخر یعنی نفر ۱۲۰ من میشاشم
حالا خودتون تعیین کنید اولین نفری که ممکنه جایزه رو ببره کیه
و گفت اگه کسی سوالی نداره شروع کنیم
زنا گفتن نه و اومدن و نفر به نفر اسم نویسی کردن و رفتن
اولین نفر که اومد برای شاشیدن اسمش شیوا ۲۳ ساله و از تهران بود قدش ۱۷۰ و وزنشم ۵۸ بود
امد جلو و گفت آماده ای
گفتم بله
گفتش برو کف زمین دراز بکش میخوام بشینم رو دهنت و بشاشم تو حلقت
منم که استاد کس کیپ شده بودم گفتم بفرمایید
رفتم دراز کشیدمو شیوا اومد رو دهنم نشست و زیاد حرفه اینبود و همین که نشست شروع کرد به شاشیدن
حدود سی ثانیه با فشار داشت میشاشید که دید زیاد ازیت نشدم تعجب کرد و گفت چجوری اینهمه شاش منو داری میخوری و اصلا هم ازیت نمیشی و وزنشو رو دهنم بیشتر کرد ولی من تجربه این کارو هم داشتم و زیاد ازیت نشدم
حدود ده ثانیه هم شاشید و شاشش تموم شد
که با عصبانیت بلند شد و گفت عجب شاشخوریه ، من قبلا دوست پسرمو با این حرکت تا دم خفه شدن برده بودم
و وقتی بلند شد گفت امیدوارم اول بشی آرش شاش خور چون خیلی حرفه ای هستی
نفر دوم اومد جلو اسمش مهسا بود ۲۹ ساله از کرج قدش ۱۶۷ وزنشم ۶۴ بود
اومد بالای سرم و یه قیف دستش بود گذاشت رو دهنم و گفت بی زحمت اینو تو دهنش نگه دارید و فشار بدید تو حلقش
این تجربه رو هم من داشتم و آماده بود
مهسا قیفو گذاشت و شروع کرد به شاشیدن
شاشش زیاد بود و معلوم بود چند ساعتیه که نشاشیده و لی معلوم بود اب زیاد خورده بود چون بیشتر رقیق بود ولی حدود سه لیوان میشد شاشید
حدود پنجاه ثانیه با فشار تمام داشت میشاشید و منم اون زیر تند تند قورت میدادم که دیدم شاشش تموم شد
و پا شد رفت و گفت اه لعنتی اینقدر شاشیدم چرا حالت بد نشد
نفر سوم اومد اسمش الناز ۲۶ ساله از اصفهان و قد ۱۷۳ و وزنشم ۶۸
اومد دوباره رو سرم نشست ولی حرفه ای تر از دونفر قبلی بود
ولی بازم خیلی حرفه ای نبود
نشست رو سرم و سوراخ شاششو روی دهنم میزن کرد ولی زیاد حرفه ای نبود که سوراخ شاشش دقیقا به حلقم وصل بشه
تو اون حالت شروع کرد به شاشیدن
حدود بیست ثانیه با فشار داشت میشاشید که حس کردم یکم دارم ازیت میشم
یکم زنگی کردم و دهنمو از زیر کسش کشیدم بیرون که شاشش ریخت بیرون و عصبانی شد و دوباره نشست ولی آخرای شاشش بود که تموم شد و پاشد رفت
نفر چهارمی که اومده بود برای شاشیدن اسمش زری بود سی و هشت ساله از تهران و قدش ۱۵۸ و وزنشم ۷۵ کیلو بود
کون گنده ای داشت
اومد بالا سرم و گفت آخ جون چه حلقی داری تو
زری اومد رو دهنم نشست و گفت دهنتو باز باز کن
تا باز کردم دیدم کل وزنشو انداخت رو حلقم
یکم ازیت شدم
تا اومدم آماده شم دیدم فشششش بافشار شاشید تو حلقم
داشتم ازیت میشدم
وای که شاشش چقدر بد بود
یه ده ثانیه همیجوری داشت میشاشید و منم اون زیر هیچی نمیدیدم و فقط صدای شاشش که داشت وارد معده ام میشدو داشتم میشنیدم که خشبختانه یکم اومد جا به جاشه تا سوراخ شاششو بیتر به سمت حلقم بفرسته که من تکون خوردم و سوراخ شاشش از حلقم در اومد و اونم همینجوری داشت میشاشید
وای چشمتون روز بد نبینه وقتی تکون خوردم وقتی شاشش همیجوری داشت میومد وای رنگ شاششو دیدم وای که چقدر زرد زرد بود شاخ درآورده بودم و و واقعا داشتم حالت تهوع میگرفتم دوباره نشست با کسش شاش گیش و همونجوری داشت میشاشید که خوشبختانه شیش هفت ثانیه بعدش شاششش تموم شد
و با عصبانیت بلند شد اه چرا نشد
از دیروز تا حالا مایعات اصلا نخوردم برای این حلق تو
شانس آوردی
و واقعا هم خودمونیم شانس آوردم
زری هم پاشد رفت
نفر پنجم دیدم یکی از بچه های دوران دانشگاه هم به اسم مریم ملک پور اومد جلو و سلام کرد و منو شناخت و گفت آرش باید تو رو از پادربیارم ، مریم۲۳ سالش بود و قدش ۱۷۵ و وزنشم ۶۵
وای که باورم نمیشد مریم ملک پور هم تو این مسابقه شرکت داشته باشه
یه جورایی خوشحال بودم ولی یه جورایی هم رقیبم بود دیگه
یهو دیدم مریم گفت امشب دیگه باید منو ببخشی چون من باید این صد میلیونو ببرم
یهو دیدم مریم گفت برو کف اتاق دراز بکش و دهنتو تا میتونی باز باز باز کن و زبونتم تا میتونی در بیار جوری که راه حلقت باز باز باز باشه
از حرفاش تعجب کرده بودم و اصلا فکر نمیکردم که اینقدر حرفه ای باشه
گفتم چشم و کارهایی که گفت رو انجام دادم
دیدم اومد بالای سرم
کسش خیلی بزرگ بود و تقریبا کل دهنمو میگرفت
بعدش خیلی خیلی با دقت نشست رو دهنم و کس بزرگشو قشنگ گذاشت رو زبون باز من ، من که زیرش بودم دیدم یکم خودشو عقب جلو کرد و داد زد تا فکتو نشکوندم دهنتو بیشتر باز کن و با دستشم محکم دهنمو باز تر کرد و سوراخ شاششو با دقت هرچه تمام تر رو حلقم پیدا کرد، منتظر شاشیدنش شدم دیدم هنوز نشاشید ، یهو دیدم کل وزنشو انداخت رو حلقم، وای که فکمزیر کسش داشت له میشد
حدود ده ثانیه هم نشاشید
یهو عاطفه گفت شروع کن دیدگه قبول نیست ها
مریم ملک پور وقتی مطمن شد که سوراخ شاشش تو حلقمه با قدرت تمام شروع کرد به شاشیدن
تا شاشید وای بوی گند شاشش بلند شد، اون زمان که دانشگاه بودیم هیچوقت فکر نمیکردم مریم ملک پور شاشش اینقدر گند و بودار باشه
یه پنج ثانیه همیجوری بافشار شاشید ، حلقم پر پر شد از شاشش و نتونستم قورتش بدم
اونم فهمید و خوشحال شد و یهو دماغمم گرفت و به شاشیدنش همونجوری ادامه داد
تا بیست ثانیه همیجوری داشت میشاشید
دیدم دارم نفس کم میارم اومد خودمو از زیر کسش دربیارم که فهمید وای چشمتون روز بد نبینه یهو دیدم وزنشو رو حلقم چند برابر کرد و داد زد الان بهت میفهمونم ، یهو به یه نفر گفت از بالا منو فشار بده
زنه هم مریمو به دهنم بیشتر فشار داد ، و از اون طرف هم مریم ملک پور هم فشار شاششو تو حلقم چند برابر بیشتر کرد که چشام داشت سیاهی میرفت که مریم ملک پور خوشحال شد و فکر کرد کار تمومه و گفت ای جان برنده شدم
یهو من یه زرنگی کردم وقتی اون فکر کرد کار تموممه به هر زحمتی بود کل شاشو دادم بایه قلپو پایین و نفس گرفتم
شاش مریم هم تقریبا تموم شده بود که یهو منو زنده دید شاخ در آورده بود و گفت مگه تو سیاه و کبود نشده بودی زیر کس من ، چطور زنده موندی و منم یه چشمک زدم بهش و گفتم ما اینیم دیگه
تقریبا نود درصد اون زنا که اومدن و شاشیدن تو حلقم با کس کیپ میومدن و ولی من قلق کس کیپ رو کشف کرده بودم و دووم میوردم

همه زنا اومدن شاشیدن و رفتن و من هنوز نفس داشتم
نفر صد و نوزدهم آرزو بود
همون آرزوی خودمون که دفعه قبل تا مرز خفگی منو برده بود
آرزو اومد جلو و صراحتا همونجا به من گفت، آرش شاش خور فاتحه تو بخون که امروز میخوام با شاشم خفه ات کنم
من یکم ترسیدم از لحن گفتنش ولی نشون ندادم این موضوع رو
آرزو اومد جلو و گفت تا میتونی حلقتو باز باز کن که امروز رهایی نداری از زیر شاشم
وقتی داشت اینارو میگفت کسشو محکم گرفته بود ، مطمن بودم که خیلی وقته نشاشیده ، چون رفتارش نشون میداد که دیگه اصلا تاقت نداره و داره شاشش میریزه
یهو اومد کسشو باز باز کرد و سوراخ شاششو گذاشت رو دهنم شاشش همون لحظه اومد و نتونست خودشو کنترل کنه ، منم خوشحال شدم و فکر کردم مقداری از شاشش اومده و یکم دیگه شاشش تموم میشه
دیدم یهو یه لحظه شاششو به هر زحمت که بود نگه داشت و قشنگ سوراخ شاششو مماس حلقم کرد که بیرون نریزه و یهو کل وزنشو انداخت رو حلقم و شاشیدنشو ادامه داد
همینجوری حدود سی ثانیه داشت میشاشید که حس کردم دارم نفس کم میارم و اومدم سرمو از زیر کسش بیرون بکشم که یهو داد زد وایییی بدویید بییاید کمک میخواد فرار کنه یهو چهارتازن دستو پامو محکم گرفتن
و آرزو هم لج کرد و فشار شاششو تو حلقم چند برابر کرد
من منتظر تموم شدن شاشش بودم که دیدم نوچ این شاش تموم شدنی نیست که نیست
اینو که دیدم، اومدم از ترفندی که برای قورت دادن شاش مریم ملک پور استفاده کردم استفاده کنم
یهو نفسمو حبس کردم و یه یهو همه شاشی که تو حلق و معده ام بودم با یه حرکت قورت دادم
و فکر کردم تمومه و برنده شدم
اما آرزو لعنتی زرنگتر از من شده بود و یه لحظه دیدم شاشش فشارش کم شده و خوشحال شدم
ولی بعد از اینکه من اون حرکت آخرمم زدم و یه قلوپ قورت دادم یه دفه ای دیدم آرزو سرمو محکمتر گرفت و با تمام زورش کسشو به حلقم فشار داد و فشار شاششو چندبرابر کرد تو حلقم
جوری که حس کردم سوراخ شاشش به ته ته حلقم اصابت کرده و شاشش به فشار بی وقفی داشت وارد معده ام میشد
جدی جدی نفس کم آورده بودم و از اون طرف هم آرزو داشت بیرحمانه با تمام قدرتش با فشار تمام میشاشید تو حلق و معده ام
یه لحظه دیگه از شکی که بهم وارد شده بود نتونستم قورت بدم و شاش آرزو شروع شد به جمع شدن تو حلق و معده ام
آرزو اینو دید و خوشحال شد و با قدرت به شاشیدنش ادامه داد، همینجوری داشت میشاشید که بعد از پنج شیش ثانیه شاشش از دماغم زد بیرون ، وای آرزو که تینو دید یهو دماغمو محکم محکم گرفت و داد زد آخ جون الان میکشمت با شاشم و با قدرت بیشتر شاشید
یکم دیگه تو همون حالت با فشار تمام شاشید، که چشمام سیاهی رفت و تقریبا داشتم از هوش میرفتم و خوشحالی رو تو چشای آرزو میدیدم که همش میگفت آخ جان شاشم تو حلقت ، شاشم تو معده ات ، شاشم تو اعماق وجودت آرش شاش خور، ده ثانیه هم همنجوری شاشید که دیگه من از هوش رفتم، آرزو داد زد یهووووو موفق شدم و همچنان داشت میشاشید
یه ده ثانیه هم همچنان داشت میشاشید که کل شاشش تموم شد
همه زنای اونجا فکر کردن که آرزو اول میشه و به افتخارش دست زدن که یهو من به هوش اومدم که تعجبو تو چهره آرزو دیدم که به شدت عصبانی شده بود
و داد زد این ممکن نیست تو بیهوش شده بودی لامصب،
که عاطفه اومد جلو و گفت لطفا این شاشخور منو مشنبا پیچش کنید ، و مثل مومیایی ها و فقط دهن و سرش باز باشه ،جوری که نه دستشو بتونه تکون بده و نه پاشو و بیحرکت بمونه و حلقش فقط باز باز باشه
یه نیم ساعتی کشید که آرزو و چنز تا از دوستای عادفه داشتن منو قشنگ مشنبا پیچم میکردن که تموم شد
دیدم عاطفه اومد جلو و گفت همتون برید کنار و با دقت ببینید نفر اول مسابقه امروز کیه و کی میتونه یه مردو با شاشش خفه کنه و فکر کردم عین دفعه پیش میخواد کسشو کیپ کنه و با فشار بشاشه ، خودمو برای این موضوع آماده کرده بودم که دیدم یهو یه حلقه نسبتا بزرگ از جیبش در آورد و داد زد دهنتو کامل کامل باز باز کن میخوام به همه نشون بدم که نفس یه مردو چجوری میشه با شاش بند آورد و به آرزو گفت دهنشو جوری با باز کن و اونو بزار تو حلقش که اصلا نتونه دهنشو ببنده
و گفت دهنشو تا میتونی با دستت باز باز کن و نزار ببنده میخوام بشینم روش ، آرزو هم با اکراه و به زور دهن منو باز باز کرد و به قدرت نگهش داشت تا نتونم دهنمو ببندم
دیدم عاطفه اومد بالای سرم و سریع تا دهنم باز باز بود نشست رو حلقم ، همون لحظه که نشست من نفس کم آورده بودم چه برسه به اینکه بخواد شروع به شاشیدن کنه ، اصلا منتظر این حالت از عاطفه نبودم و فاتحمو خونده بود که دیدم تازه عاطفه داد زد محکم همتون بیاید بگیریدش مطمنا برای نجات خودش دستو پای خیلی زیادی میخواد بزنه که دیدم ده تا زن همشون اومدن و سفت همه جای منو گرفتن تا اصلا نتونم جم بخورم، دیدم عاطفه عین دفعه قبل پاهاشو دوطرف سرم قلاب نکرد و به جاش سوراخ کسشو به حلقم وصل کرد و پاهاشو بالا گرفت و تقریبا با کون نشست رو دهنم تا وزنش روی حلقم چندبرابر بشه
من بیچاره هیچی نمیدیدم و خدا خدا میکردم که عاطفه تو این حالت نشاشه تو معده ام که دیدم با تمام قدرتش و با فشار تمام شروع کرد به شاشیدن ، من تا سه ثانیه اول که اصلا مزه گند شاش عاطفه رو نفهمیدم که دیدم دهنم پر شاش شد و اومدم قورت بدم که دیدم اصلا سرعت قورت دادنم با سرعت شاشیدن عاطفه اصلا قابل قیاس نیست که دهنم پر پرتر داشت میشد و داشت وارد معده ام میشد که دیدم نمیتونم نفس بکشم ، خواستم دستو پا بزنم که از یه طرف مشنبا پیچ بودم و از طرف دیگه هم ده تا زن منو محکم گرفته بودن، دیدم راحی ندارم ، اومدم سرمو تکون بدم که دیدم عاطفه با تمام زورش نشسته رو حلقم و نمیتونم تکون بخورم و از طرفی هم عاطفه عصبانی شد و سریع داد زد آرزو بدو بیا بشین رو گردن من ، آرزو هم به کمک چند تا از اون زنا رفت روی گردن عاطفه نشست دیدم فشار سنگینی و وزنشون رو حلقم چندبرابر شد و عاطفه گفت عالیه سوراخ حلقشو با سوراخ شاشم حسش میکنم و گفت الان نشونت میدم
داد زد چند تا از شما زنا آرزو رو روی من فشار بدید تا سوراخ شاشمو به معده اش برسونم و با قدرت چند برابر داشت میشاشید ، چشام سیاهی رفت یه لحظه ولی عاطفه اصلا ول نمیکرد
تو همین حالت حدود یه دیقه با فشار هرچه تمام تر داشت میشاشید که من از هوش رفتم و بیحال شدم
همه گفتن ایولا عالی بود عاطفه موفق شدی ولی عاطفه داد زد نه هنوز نصف شاشم مونده که همه تعجب کردن ، همینجوری با این حال که من از حال رفته بودم داشت میشاشید که یه لحظه اومدم به هوش بیام که دیدم کس کیپ عاطفه هنوز تو معده امه و دوباره از هوش رفتم ، عاطفه اونروز اصلا شاشش تموم نمیشد ، ته مونده های شاشش بود که به آرزو گفت برو پایین گردنم شکست ولی هنوزنم داشت تو اون حالت میشاشید
شاشش چند دیقه بعد کلا تموم شد ولی هنوزم از رو دهنم بلند نمیشد که مبادا یه قطره از شاشش مونده باشه تو حلقم ،بعد از ده دیقه عاطفه خانم خشگل خانم راضی شد از رو دهنمون بلند شه که من هنوز بیهوش بودم
همه قبول کردند که عاطفه اول شده و برنده صد میلیون تومنه
منم همچنان بیهوش بودم و همه عاطفه رو برنده موضوع میدونستند و به عاطفه گفتن واااااای عجب شاشی داری تو دختر الحق ولانصاف تو پر شاش ترین زن ایرانی و فقط تو میتونستی این شاش خور رو اینجوری از پا در بیاری و به افتخارش دس زدن و فکر کردن من مردم و اومدن که منو بلند کنن و بندازن یه گوشه که زنگ بزنن آمبولانس که بیاد جسدمو ببره که یهو به هوش اومدم و همه اون صد تا زن شاخ درآوردن و گفتن ، تو هنوز زنده ای؟ مگه میشه با اون همه شاشی که عاطفه فرستاد تو کل وجودت تو هنوز نفس بکشی؟
منم گفتم انصافا شاش عاطفه بیشترین و گندترین شاش تو بین شما بود اما نباید منم دست کم بگیرید، من شاش خور کل زنای ایرانم
و این شد که عاطفه بلند شد و با صدای رسا اعلام کرد که با توجه به اینکه من پرشاشترین زن ایرانم و آرش هم بهترین شاش خوره ایرانه من همینجا اعلام میکنم هر دوی ما برنده امروز هستیم و پول بین ما دوتا تقسیم میشه
و همونجا رای گیری کرد که حدود نود درصد با این موضوع موافقت کردن و من و عاطفه باهم نفر اول شدیم
بعد از اون عاطفه همون لحظه اعلام کرد : زنان ایران عزیزم
من به عنوان پر شاش ترین زن ایران همینجا اعلام میکنم که حلق و معده آرش شاش خور من در هر لحظه از شبانه روز در اختیار شماست و هر زنی که شما عزیزان معرفش باشیده و هر زمان که حس کردید شاش دارید میتونید خودتونو تو معده آرش شاش خور خالی کنید
و همونجا صدو بیست تا زن به صورت همزمان هورا کشیدن و آخرشم گفتن شاشمون ته اعماق وجودت آرش شاش خور
و از اون به بعد من شده بودم شاش خور همه زنای ایران زمین
و هرجا عاطفه میخواست بره منو با خودش میبرد و به همه زنا هم میگفت اگه دستشویی پیدا نکردید من برده امو برای شاشیدن تو حلقش بهتون قرض میدم
و هزازان هزار زن ایرانی خودشونو تو اعماق معده من خالی کردن
این شد که من شاش خور کل زنای ایران شدم
توجه کنید
شاش کل زنای ایران تو اعماق معده ام

نوشته: آرش شاش خور


👍 6
👎 33
26509 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

838737
2020-01-21 20:03:35 +0330 +0330

واااای! من دلم شاد بود این بعد قسمت اولی از مسمومیت اوره افتاده مرده و سهمیه اکسیژنش رو واگذار کردن. نگو هنوز داره نفس میکشه یارو انجناس …

چرا نمیمیرین شما ها؟ نسلتون منقطع شه ایشالا.


838738
2020-01-21 20:04:07 +0330 +0330

پفیوز شامورتی، تو فتیش دیسلایک داری در اصل جاکش…
داستان قبلی مورد استقبال قرار گرفت؟! دیشب هم یکی همینو گفت… ای کیرم دهنتون مریضا! نخونده دیسلایک تو شاشدونت، ولی چون خط آخر رو خوندم، میگم که شاش کل اعضای شهوانی تو اعماق کلیه ات.


838739
2020-01-21 20:04:47 +0330 +0330

چجور هنو زنده ای

5 ❤️

838741
2020-01-21 20:05:27 +0330 +0330

سلام به تو ای چاقال این بار به شاش ها نمک فلفل زدی که بیشتر بهت حال بده؟ اینبار بهت پیشنهاد میکنم شاشها رو قبل خوردن بجوشی غلیظ تر بشه تا طعمشو بهتر احساس کنی.


838750
2020-01-21 20:07:55 +0330 +0330

درود بر تو ای شاش خور کبیر. انصافا دنیا عجب جای عجیبی شده. دمت گرم شاش خور. روحمو شاد کردی.


838763
2020-01-21 20:10:45 +0330 +0330

شما خودت ی پا شرکت تخلیه چاهی اینده خوبی داری
شمارتو بذار هر کی چاه خونش پر شد زنگ بزنه بهت


838790
2020-01-21 20:30:26 +0330 +0330

تا نصفه خوندم نزدیک ۲۰ بار شاشیدن دهنت میشه ۱۰ لیتر
خودت شاشت نگرفت؟ سواله خب


838792
2020-01-21 20:33:24 +0330 +0330

میگم کی گفته ما خوشمون امومده که قسمت دوم رو گذاشتی چرندیات مسخره

4 ❤️

838801
2020-01-21 20:43:56 +0330 +0330

لعنت بهت کَتَه پَشتِه کَتَه کَله !
ملحد ، مستکبر ، منحوس ، نکبت ، آنفولانزای خوکی ، لعنتی کذایی ، خود مسقبل پندار ، جهود و هر آنچه که میپنداری …

ننویس
خواهشا ننویس
دستگاه دیالیز تو کبدت ، سیفون توالت تو کونت مرتیکه ننویس

پَدَسّگ از کجا اومدی تو آخه (dash)


838802
2020-01-21 20:45:10 +0330 +0330

ریدم پس کله پدر کسکشت که تورو پس انداخته, آخه دیوث شاش خوردن مگه افتخار داره که قسمت دو هم نوشتی براش؟
آب هم این حجم در روز بخوری میمیری چه برسه به تو که شاش میخوری, چرا نمیمیرید که یه ملت از دستتون راحت بشن؟ (dash)


838806
2020-01-21 20:49:04 +0330 +0330

نمیدونم چی بگم کلمات از بیان و تفصیر و تعبیر در خصوص خلقت و داستانت عاجزن سکوت میکنم
شاشتو بخور

6 ❤️

838815
2020-01-21 20:56:26 +0330 +0330

من همینطوری گذری از روش رد شدم، یه چیزایی دیدم که به فکر فرو رفتم!!! در بحر خلقت تفکر کردم. تصور کردم که آفرینش باید چه مسیری رو رفته باشه که برسه به اینطور اعجوبه ای؛ که مغزش، یا اون محفظه شاشی که تو جمجمش هست، تونسته باشه اینطور چیزایی رو پردازش کنه و بنویسه! بی تعارف، کار هرکسی نیست نوشتن اینطور چیزا.


838836
2020-01-21 21:31:25 +0330 +0330

اون الدنگی که این شاشینه رو لایک کرده پیدا کنم با ناخنگیر تیکه تیکه اش میکنم،اخه چاه مستراح حوزه علمیه هم انقدر جا نداره که تو داری،

5 ❤️

838885
2020-01-22 02:49:22 +0330 +0330

خخخخخخ تا اخر خوندم؟جالب بود،الان فهمیدم چرا انقلاب نمیشه

5 ❤️

838896
2020-01-22 04:19:44 +0330 +0330

یافتم ! یافتم !
منشأ ویروس ناشناخته ی اخیر که در چین شیوع پیدا کرده در سلولهای همین نویسنده است با این تغذیه ی عجیب !
این پیج قرنطینه شده ، همگی تا ۴۵ روز همین جا باید بمونیم حالا …
مپ برم یه نامه به وزیر بهداشت بنویسم و درخواست رسیدگی کنم ، بقیه باید توی قرنطینه بمونن ها …


838910
2020-01-22 06:08:39 +0330 +0330

تا وقتی این کامنت رو می نویسم داستان قبلیت 26 تا دیس لایک در برابر 6 تا لایکه. چطور به این نتیجه رسیدی از داستانت استقبال شد؟

6 ❤️

838921
2020-01-22 08:33:39 +0330 +0330

برده خاموم ها و زوج ها هستم

0 ❤️

838929
2020-01-22 09:09:32 +0330 +0330

شمالی ها به لوله کشی فاضلابایی که به توالت ها وصله میگن
اگو که اینجوری خونده میشه (عه گو) هر چی دقت میکنم شباهتای بیشتری پیدا میکنم
یکی از انشعابات اصلیش تویی


838932
2020-01-22 09:20:21 +0330 +0330

وای این دیگ چی بود همش شاش شاش تو ک انقد علافه مندی شاش های خودتو جمع اوری کن و نوش جان بفرما نکبت با این فتیش تخمی تخیلیت

2 ❤️

838938
2020-01-22 10:07:36 +0330 +0330

شد سه تا ایران
اولی خودمون
دومی که میدونین
سومی هم این کصخولا 😁 😁

4 ❤️

838974
2020-01-22 12:40:10 +0330 +0330

شما اسم خودت رو بذار توالت سیار، فقط موندم کوکارستم عزیز که تخصصش شاشیدن به نویسنده ‌‌‌‌‌های جقی سایته میخواد با این شاشخورخان چیکار کنه؟ این که واسش جایزه میشه

4 ❤️

838976
2020-01-22 12:42:35 +0330 +0330

وایییی عالیه پسر
چطور اینقدر خوب مینویسی
مطمئنم تو داستان نویسی فیتیش به بالاترین درجه خواهی رسید
من یکی که از وقتی که داستانهای تو رو خوندم دیگه داستانهای فیتیش شاش خوری رو دیگه اصلا نمیخونم
چون واقعا داستانات فوق العادس
خواهش میکنم بازم بنویس
خیلی بنویس
شاش کل زنای ایران زمین تو همه وجودت
با افتخار بهت میگم
شاش کل زنای ایران زمین تو حلق و معده ات آرش حلق طلا

0 ❤️

838992
2020-01-22 13:52:58 +0330 +0330

خدایی اینبار باید حضوری فحشت بدم یه دسته بیلم اعمال کنم بت اینجوری دلم خنک نمیشه

6 ❤️

839001
2020-01-22 14:56:09 +0330 +0330

اگه درست حساب کرده باشم 344بار از کلمه شاش تو داستانت استفاده کردی، و البته با احتساب نظرات دوستان 368بارکلمه شاش رو دیدم

انقد شاش شاش کردی شاشمون گرفت.
تو که انقد شاش دوس داری، روی دیوار خونتون کلی برچسب تخلیه چاه هست، با یکیشون صحبت کن شاش برات جمع کنه، اصن بپر تو تانکرش خودتو سیراب (سیرشاش) کن

5 ❤️

839002
2020-01-22 15:01:41 +0330 +0330

این که یه سری فانتزیا هستن و برامون عجیبه رو اینطوری بگم واستون:
یه بنده خدایی بود، تازه طلاق گرفته بود.
این خورد به پست من، میگفت در کنار هزار تا دلیل طلاق، یه اخلاق بدی شوهرم داشت! تو سکس میگفت بیا بشاش تو دهنم… من هرچی دو دوتا چهارتا میکردم ذهنم نمیکشید که چطور یه مردی همچین کاری میکنه… ولی خب رفته رفته فانتزی های عجیب و غریب رواج پیدا میکنن، اول داستانشو میخونی بعد میری فیلماشو میبینی و بعد میخوای تجربه اش کنی…

3 ❤️

839022
2020-01-22 18:32:59 +0330 +0330
NA

من فقط اومدم کامنت ها رو بخونم ولی هرچی میومدم پایین داستان تموم نمی شد. از بس اسم شاش رو دیدم حالت تهوع گرفتم

3 ❤️

839031
2020-01-22 19:16:09 +0330 +0330

کس کش من هر جور حساب میکنم تو الان باید به علت تجمع اوره مرده باشی. شاش ۱۲۰ نفرو خوردی بعد باز داری کس میگی؟ باو کس کشا یه کسی بگین بگنجه.

3 ❤️

839232
2020-01-23 03:25:58 +0330 +0330

شاشیدن زنها سکسیه و دوست دارم

0 ❤️

839532
2020-01-23 23:39:50 +0330 +0330

جنستو عوض کن!
جنسم عوض نکردی ساقیتو عوض کن!
ولی اگه هیچکدومو نکردی دیگه نیا اینجور جاها

1 ❤️

839610
2020-01-24 09:10:15 +0330 +0330

کس نگو مومن . ریدن تو هیکلتون که با شاش یکی دیگه حال میکنین

2 ❤️

839642
2020-01-24 11:58:10 +0330 +0330

داستانت بدک نبود
ولی توش اغراق زیاد داشتی
من قبلا برده داشتم و شاشیدم تو حلقش
مطمئنم تو هم قبلا واقعا شاش زنارو خوردی
اگه بخوای میتونم تو رو هم به بردگی بگیرم و بشاشم تو حلقت
شاشم تو حلقت آرش شاش خور

1 ❤️

839657
2020-01-24 12:45:55 +0330 +0330

داستانت یکم اغراق داشت اما بد نبود
شاشم تو دهنت

2 ❤️

839673
2020-01-24 16:09:13 +0330 +0330

بی ناموس چاه توالتم بود پر شده بود معدت سوراخه جاکش ؟؟

2 ❤️

839684
2020-01-24 17:15:41 +0330 +0330

کیرم تو اول و اخرتت
از شیرخوار تا کیرخوارتو گاییدم
کیرم تو کون ننه بابای کسکشت که چاقالی مثل تورو پس انداختن

2 ❤️

839705
2020-01-24 19:23:55 +0330 +0330

فقط خط های اولو خوندم.

عامو شاش بخوری قورت بدی میره تو کلیه هات.نه تو معده.

البته من از لحاظ علمیشو گفتما.بنظرم اونی که خوردی چیز دیگه بوده که رفته تو معدت

0 ❤️

840255
2020-01-25 22:25:23 +0330 +0330

فقط یه جمله کیرم تو تک تک سلولای کسی که ب وجودت اورد ?

0 ❤️

841410
2020-01-28 22:16:04 +0330 +0330

برده خانم ها هستم

0 ❤️

842281
2020-01-31 17:36:19 +0330 +0330
NA

برده های کونی فتیشیا سکس مجازی و حضوری تلگرام پیام بدید zzz1378i زهرا 20 کرج

0 ❤️

867570
2020-04-15 07:24:48 +0430 +0430

خخخخخخ

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها






Top Bottom