داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

شانسی فهمیدم خائنه

1399/05/10

بعد از فوت مادر دیگه نذاشتم بابام تو اون خونه بمونه و با یاداوری چهل سال زندگی مشترکش با مامان بیشتر از این به سلامتی خودش آسیب بزنه واسه همینم تو خونه خودم یه اتاق واسش خالی کردم و واسه اینکه به همسرم فشار نیاد یه پرستارم واسشون گرفتم که مراقبشون باشه و داروهاشونو سر وقت بده و … مدتی بعد صبح یکی از روزهایی که میبایست بعد از دوش گرفتن خودمو فوری به جلسه ای کاری میرسوندم ، از اونجا که به پرستار بابا اونروزو مرخصی داده بودم واسه سر وقت دادن داروهای بابا با مشکل مواجه شده بودم یا باید قید دوش گرفتنو میزدم یا قید سر وقت دارو خوردن بابا رو ،تصمیم گرفتم همسرم سارا رو از خواب بیدار کنم تا تو این فاصله که مشغول استحمامم ،داروهای بابارو که دکتر سفارش اکید کرده بود سر وقت داده بشه رو بهشون بده اما وقتی بش گفتم اون طبق معمول که صبحها زیاد خوش اخلاق نیس حتی حاضر نشد چشاشو واکنه و به حرفام گوش کنه با همون چشم بسته گفت خیلی خب بابا یه دونه قرصه دیگه ، انقد سفارش کردن نداره! اما منکه میدونستم سارا کسی نیس که به این راحتیا قید خواب صبحشو بزنه و کمتر اتفاقی ممکنه اونو وادار به اینکار کنه و واسه همینم ته دلم حس خوبی در این رابطه نداشتم یهو فکری بذهنم رسید که میتونست درست و غلط بودن حدسی که زده بودمو برام روشن کنه واسه همینم تو لحظه اخر و قبل از ورود به حمام گوشیمو رو حالت ضبط ویدئویی گذاشته و طوری رو کمد جاسازش کردم که بدون جلب توجه از سارا و محیط فیلمبرداری کنه تا ببینم اصلا واسه انجام درخواستم و دارو دادن به بابا .به خودش زحمت ترک رختخواب گرم و نرمشو میده یا نه و در حالیکه با تمام وجود و از ته دل ارزو میکردم سارا ازین تست صداقت سنجی فی البداهه ای که واسش طراحی کرده بودم سربلند بیرون بیاد راهی حمام شدم
از حموم که اومدم بیرون بیرون سارا رو درست همونجایی دراز کشیده بود که قبل از دوش گرفتن دیده بودم با ظنی غلیظتر از قبل میپرسم :عزیزم داروهای بابا رو دادی؟با لحنی که بی حوصلگی ازش میباره پاسخ میده: آره بابا کشتی منو!
زیاد وقت ندارم برای کل کل کردن با اون فوری لباسامو میپوشم و از خونه میزنم بیرون تو ماشین که میشینم فیلم گرفته شده رو پلی میکنم فیلم نشون میده که ۲-۳ دقیقه بعد از رفتن من به حمام زنگ تلفنش به صدا در میاد با نگاه به صفحه گوشی لبخندی روی لب هاش میشینه و در حالی که صداشو ناز میکنه میگه بله بفرمایید صدای طرف مقابل را نمی شنوم اما پاسخ های سارا در نوع خودش برام عجیب به نظر میاد گویا طرف سلام و احوالپرسی کرده که اونم با گرمی پاسخ میده و میگه خوبم عزیزم تو که حالی از من نمیپرسی هفته تا هفته میگذره یه زنگم به من میزنی حتما همونطور که سر تبسم رو شیره مالیدی و با من دوست شدی حتماً حالا هم که با من هستی یک دختر خوشکل و سکسی دیگه رو خام خودت کردی و خوابوندی زیر پات به اینجای فیلم که میزسم حس میکنم تنفسم داره به سختی انجام میشه و فشار میده دهنم یه دفه خشک میشه و نفسهام به شماره میفته فیلمو استپ کرده و بی خیال جلسه میشم ، ماشینو یه گوشه پارک میکنم و ادامه فیلمو پلی میکنم فیلم نشون میده بعد از چند ثانیه که سارا داره به حرفای طرف گوش میده به حرف اومده و میگه معلومه که نمیام هنوز یادم نرفته اون پنجشنبه ای که اومدم چه بلایی سرم آوردی بعد که برگشتم خونه میخواستم بهت زنگ بزنم و باهات کات کنم اما باز گفتم شاید قصدش این نبوده و دوستش پررو بازی در آورده وگرنه خودش بی غیرت نیست و منو دوست داره ولی جاوید اینو بدون که اگه یک بار دیگه از این حرکت ها ازت بینم باید فاتحه رفاقتمونو بخونی اینو همیشه بخاطر داشته باش من دستمال توالتت نیستم که وقتی ازم خسته شدی منو به دوستات تعارف کنی باز انگار مخاطبش که حالا دیگه میدونم اسمش جاویده اختیار صحبتو بدست میگیره و سعی میکنه توضیحاتی به سارا بده توجیحاتی که به نظر میرسه بی فایده نبوده چرا که اینبار با ارامش بیشتری به صحبتش ادامه میده: نمیدونی چقدر ناراحت شدم وقتی پسره ی پررو بلند شده از پشت بغلم کرد رسما داشت جلوی تو باهام حال میکرد یه لحظن سینه هامو فشار میداد و لحظه بعد عمیقا بدنمو بو میکردو دم گوشم حرفای سکسی میزد یه وقتا هم یه کیرشو که گنده شده بود رو از تو شلوار و شورتش در میاورد و از رو ساپورت نازکی که ببه خواست تو اونروز بدون شورت پوشیده بودم گاهی به وسط پاهام میمالوند و گاهی هم رو سوراخ پشتم کثافت به اسم شوخی هر جور که میتونست ازم سواستفاده کرداما نکبت خیلی زرنگ بود وقتی تو حواست جمع میشد فوری کیرشو میکرد تو شلوارش انقد زورم گزفته بود که نگو و نپرس انگار کور شده بودی که کارهاشو فقط شوخی میدیدی و عین خیالتم نبودنمیدانم شاید هم از اون تیپ آدما هستی که لذت می برن از اینکه طرفشونو جلوشون دستمالی کنن
انگار جاوید سعی داشت بهش ثابت کنه دوستش قصد بدی نداشته که یهو سارا داغ کرد و گفت اگه چیزی بهت نمیگم واسه چیزای دیگه اس اما لطفا سعی نکن احمق فرضم کنی من عالم و ادم رو میبرم لب چشمه و تشنه برمیگردونم اینجای صحبتشون حس کردم جاوید داره سعی میکنه ناراحتی سارا رو با لودگی و شوخی برطرف کنه واسه همین هم دایما مطلبی رو که به نظر میرسید واسه سارا خجالت اوره رو تکرار میکردو هر بار هم سارا با خنده هاش از زیر بار جواب دادن شونه خالی میکرد و معلوم بود جاوید از جوابی که سارا میخواس بده اگاه بود و چون هیچ جیزی جز هر چه سکسی تر بودن سارا براش مهم نبود أنقد اون سوالو پرسید و با حرفای سکسیش سارا رو تحریک کرد که سارا حشری شدو زد به پر رویی و گفت خیلی دوست داری بدونی چرا با دیدن کارهات چیزی بهت نگفتم باشه میگم اخه دوستت اونقدر منو مالونده بود که وقتی مثلا تو واسه سیگار خریدن رفتی بیرون دس کرد تو تاپمو و درش اورد و شروع کرد به فشار دادن سینه هام و حشر منو بیشتر تحریک کذد با شهوت سینه هامو فشار میداد و میمکید فشارشان می‌داد ازم لب میگرفت و ‍ کیرشو لای پام رو کسم میمالید و به سینه هام از بس اسبنک زده بود سزخ شده بودن خیس خیس بودم با خودم گفتم حالا که جاوید میخواد من به دوستش حال بدم چرا حال ندم بذار منو بکنه و لذت ببره از بدن سفید و سینه های نرم و درشتم شلوارمو که در آورد افتاد به جون رو نا م ومرتب می لیسیدشون و دستشو روی رونام می کشید و با دستش کسمو میمالوند داشتم دیوونه میشدم شلوارشو درآورد دیدن کیر کلفت اش شهوتم را زد بالا کیرشو گرفتم تو دستم و شروع کردم براش مالوندن سینه هامو می مکید و فشار می داد همه اینها بیشتر از پنج شش دقیقه طول نکشید بعد از ۵ دقیقه بود که دیگه طاقت هر دومون طاق شده بود کرد تو کوسم دو سه دقیقه هم داشت با شدت و سرعت بالا منو میکرد هر لحظه حس میکردم الان که کسم پاره بشه ازش خون بیاد اد آخه بی انصاف تمام کیر بیست سانتیو کلفت شو بزور میچپوند تو کس ام اونقد بی ملاحظه بود که بعد از سکس مون تا یه هفته سینه هام کبود بود شوهرم ازم در موردشون پرسید یه چرت و پرتی گفتم که گمونم فهمید یه غلطی کرده ام ولی بروم نباورد بعد از لحظه ای سکوت با عشوه پرسید جاووووید جون راستشو بگو ازینکه به دوستت حال دادم ناراحتی؟بعد از مکثی کوتاه واسه شنیدن پاسخ جاوید ادامه داد این ینی چی؟ مگه من جنده ام که دو نفری منو بکنید؟ بعد چطوری دونفری میخواید اینکارو بکنید؟ ینی یکیتون تو کسم بکنه و اون یکیتون تو کونم… همزمان؟ اووووف داری دیوونه ام میکنی دیگه توضیح نده تمام شورتم خیس شد و با لحنی مردد ادامه داد نه ،با اینکه خیلی تحریک کننده اس گمون نمیکنم بخوام اینکارو انجام بدم وحالا باشه روش فک. میکنم اما هیچ قولی نمیدم
ای وای صدا میاد باید قطع کنم شوهرم از حموم اومد بیرون منتظر تماسم باش رفت بهت زنگ میزنم و در پاسخ حرف جاوید گفت امروزو قول نمیدم تا ببینم چی میشه فعلا
ساعتی بعد از تموم شدن فیلم وقتی سرمو از رو فرمون ماشین برداشتم وبا چشمای به خون نشسته ام تو اینه به موهایی که از همیشه سفیدتر بنظر میرسیدن نگاه کردم فقط یه فکر تو سرم بود.

نوشته :chichika


👍 28
👎 11
24800 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

904100
2020-07-31 01:16:10 +0430 +0430

دیس به خائن. تم علاقم خیانته چون به درد آینده میخوره. . . پیشگیری میکنع تجربه میدی خخ

5 ❤️

904111
2020-07-31 01:22:00 +0430 +0430

ای بابا اینم ضد حال


904117
2020-07-31 01:26:24 +0430 +0430

بعید میدونم یه زن اینجوری با جزئیات پشت تلفن با کسی که ازش دلخوره حرف بزنه در ضمن نمیتونستی پدرتو بیدار کنی قرص و لیوان اب رو بهش بدی بگی ده دقیقه دیگه بخور؟؟ خیلی ضعیف بود بهانه ات برای فیلم برداری.


904120
2020-07-31 01:28:38 +0430 +0430

جالب و خیلی خوب نوشتی

1 ❤️

904135
2020-07-31 01:42:15 +0430 +0430

نگارشت خوب بود ولی هم جفت و جور کردن اتفاقا مشکل داشت (ینی حقیقتش باورم نمیشه تو گوشی برا این داستان بذاری رو فیلم برداری و یا زنت همچین چیزایی پشت تلفن بگه) هم اینکه آخرش چرا بازه؟ اصغر فرهادی ایز دت یو؟
دیس


904136
2020-07-31 01:43:46 +0430 +0430

عرض سلام و وقت بخیر دارم خدمت تموم دوستای عزیز شهوانی
چیچیکا هستم نویسنده داستان
قبل از هر حرف دیگه ای بابت دو سه تا اشتباه نگارشی متن ازتون پوزش میخوام و در ادامه باید بگم متنی که خوندین خاطره نیست و صرفا یه داستانه که بر پایه خیالپردازیهام نوشته شده …پس
جوانترهای عزیز
،لطفا از الگو برداری و تامیم دادن رویدادهای داستان به رخدادهای زندگی واقعی جدا پرهیز کنید


904151
2020-07-31 02:01:36 +0430 +0430

یعنی چه فکری تو سرته !؟یعنی چی تو فکرشه ؟!خدا بخیر کنه ، مثل فیلم ترسناکها تمومش کردی

7 ❤️

904154
2020-07-31 02:03:58 +0430 +0430

تامیم نیست مهندس
درستش تعمیمه!

6 ❤️

904165
2020-07-31 02:16:51 +0430 +0430

mah3908
حق با شماست ماه جان
از معایب عجله یکیش همینه که سطح تمرکزو پایین میاره بهر حال ممنونم ار تذکر بجاتون دوست خوبم

5 ❤️

904170
2020-07-31 02:19:50 +0430 +0430

خوب نبود.
به قول دوستان،گفتن جزئیات اصلا قابل قبول نیست
ساپورت نازکی که خودت سفارش کردی و…
دیگه نخوندم.
اجباری به این بی منطقی ها نیست.داستان چفت و بست نداشت.
موید باشید!


904176
2020-07-31 02:29:57 +0430 +0430

همه زنها یه کرم تو کونشون دارن
منم خیلی دلم چرکین
دوست دخترم عکسهایی که ازش میگرفتم و واسه کسی و دیگه میفرستاد …
بگو این دخترا تلفن بدست که میبینم گاها تا نیم ساعت چی پچ پچ میکنن و کی بهشون زنگ میزنه نگو ازین ک س شرا تلاوت میکنن
خدابسر شاهد ۳۷ سالمه و ۳۷ دقیقه با تلفن صحبت نکردم و این تبلت شرکت و یه گوشی نوکیا قدیمی بیشتر ندارم و گوشیم سال تا سال جز مادرم کسی بهم زنگ نمیزنه

4 ❤️

904179
2020-07-31 02:37:19 +0430 +0430

دوست عزیز نویسنده! تعمیم درسته.
داستانتون رو فردا میخونم .
تامیم! اشتباس

5 ❤️

904187
2020-07-31 02:54:36 +0430 +0430

داستان‌های خیانت و بی‌غیرتی فقط به درد سیرک می‌خوره. ممنون از دلقک‌های شهوانی

4 ❤️

904194
2020-07-31 03:24:44 +0430 +0430

جالبه به قول معروف اگه یبار دادی صد بار دیگه هم میدی، ایشون همزمان با ۳ نفر در رابطه بودند
بعد تو اسکول صدای حرف زدن زنتو نفهمیدی !!!
بعدش دو ساعت تو حموم داشتی حق میزدی که زنت این همه زر زد !!!

4 ❤️

904209
2020-07-31 04:04:57 +0430 +0430

یه مقدار ضیف بود ولی خوب بود یه مقدار بیشتر رو جزئیات داستان کار کن .

4 ❤️

904220
2020-07-31 05:05:19 +0430 +0430

غلط نکنم …تعبیر این جمله " فقط یه فکر تو سرم بود " که آخر داستان نوشته شد …به یک تقدیر ختم خواهد شد…انهم دعوت از اون دوتا لاشخور به منزل برای انجام سکس سه نفری

5 ❤️

904237
2020-07-31 08:42:36 +0430 +0430

وای چه فکری تو سرت بود ؟؟؟

2 ❤️

904247
2020-07-31 10:31:14 +0430 +0430

کاکو زن جند گرفتن همینم دار

4 ❤️

904248
2020-07-31 10:38:12 +0430 +0430

متاسفانه با سریالهای ترکیه ای که تو ماهواره پخش میشه قبح خیانت شکسته شده و زنهای متاهل براشون واژه خیانت تعریف نشده و اسمش رو به روز بودن و روشنفکری و تنوع طلبی و حق داشتن ولذت بردن از زندگی و…میزارن و به راحتی خیانت میکنن الان بیشتر خانمهای متاهل بوی فرند دارن ولی اکثرا هم انکار میکنن

5 ❤️

904252
2020-07-31 10:52:14 +0430 +0430

به جای دوربین کار گذاشتن قرصای باباتو میدادی بهتر نبود؟
این مکالمه تلفنی بود یا رمان ؟کی مشت تلفن اینجوری حرف میزنه با بکنش؟

5 ❤️

904264
2020-07-31 11:32:16 +0430 +0430

do not try this at home

4 ❤️

904266
2020-07-31 11:34:26 +0430 +0430

خیلی سعی کردی واقعی جلوه کنه داستانت ولی متاسفانه ریدی و آب هم قطعه.

4 ❤️

904273
2020-07-31 11:58:10 +0430 +0430

واقعا بدترین اتفاقیه که ممکنه برا یه تفر بیفته تن آدم میلرزه

4 ❤️

904287
2020-07-31 12:48:12 +0430 +0430

ایده خوبی بود ولی زیاد براش وقت نذاشتی و داستان خوبی نشد…

3 ❤️

904298
2020-07-31 14:21:14 +0430 +0430

نکات منفی داستان رو که دوستان زحمتش رو کشیدن،دوست دارم نکات مثبتش رو بگم
قلم خوب
موضوع جالب
پایان باز
خلاقیت نویسنده
حمام طولانیه راوی😁
من که خوشم اومد لایک چیچیکای عزیز

5 ❤️

904304
2020-07-31 15:05:03 +0430 +0430

من که یک جق باهاش زدم

1 ❤️

904313
2020-07-31 16:05:05 +0430 +0430

از کون دارش بزن

2 ❤️

904316
2020-07-31 16:12:26 +0430 +0430

خالی بند ، فیلم هندی زیاد می بینی ؟
زنت چه شاکی باشه چه خوشش بیاد ،
پشت تلفن اینقدر جز به جز توضیح نمیده ، فقط یک شرح کلی میده
دوما تخت خواب تو اتاق خواب است ، حـمـام هم تو اتاق خواب است ، هیچوقت زنت جرات نمیکنه تو فاصله چهارمتری شوهرش ، با صداب بلند از خیانتش و کوس دادنش تعریف کنه
حداقل میگفتی دوربین مخفی گزاشتی و خودت هم بیرون رفتی
کوسخول توهمی !

2 ❤️

904319
2020-07-31 16:21:41 +0430 +0430

چ فکری؟

3 ❤️

904326
2020-07-31 17:05:56 +0430 +0430

چقدر تو چن دقیقه دوش گرفتنت ماشالا مثنوی7من تعریف کرده بود برا جاوید جونش ای کص مغز جان!

1 ❤️

904327
2020-07-31 17:12:42 +0430 +0430

برا بار چندم توصیه من به جووانا اینه که خشک نزنن کیرشون به فنا میره 😎 😎 😎 😎 💀 😀 😀 😀

2 ❤️

904339
2020-07-31 18:11:29 +0430 +0430

ازدواج قرارداد جالبی نیست.مخصوصن واسه کسایی که نمیدونن ازدواج ۹۰درصدش یه قرارداده محضه و نه چیزی غیر ازون.

1 ❤️

904351
2020-07-31 19:51:37 +0430 +0430

ارزوهاتو و فانتزی بی غیرتیت رو در غالب مکالمات زنت با کس دادنش بیان کردی ?
لامذهبا شماها که اینهمه شر و ور می نویسید حداقل منطق داستاناتونو از حالت فیلم پورن کمی دربیارید و قوی تر کنید . 😕

2 ❤️

904354
2020-07-31 19:56:33 +0430 +0430

بعنوان داستانی که خودت نوشتی ،و نگفتی واقعیته خوب بود ،

2 ❤️

904386
2020-07-31 23:38:09 +0430 +0430

کاری به واقعی یا تخیلی بودن داستان ندارم.اما بطور کلی،هر مردی اینقدر از زنش بیخبر و بی اطلاع باشه،زنش تا اینجاها پیش بره،اون مرد هیچکس رو نباید مقصر بدونه جز شخص خودش.اول برای انتخاب چنین آدمی واسه ازدواج،دوم بخاطر غفلت بیش از حد در زندگی مشترک.

3 ❤️

904398
2020-08-01 00:12:23 +0430 +0430

داستانی اغراق آمیز که باور پذیریش غیرممکنه …
آخه کی برای یه قرص دادن به بیمار پروژه راه میندازه اسکول خان؟ مگه حمومت چقدر طول می‌کشید که نگران زمان دقیق قرص دادن باشی؟

ننویس دیگه

2 ❤️

904399
2020-08-01 00:14:32 +0430 +0430

اینجور نوشتن داستان جدید بود . قلمت خوب بود افرین

3 ❤️

904407
2020-08-01 00:30:31 +0430 +0430

نوشته ات خوب بود 👍

3 ❤️

904438
2020-08-01 01:09:41 +0430 +0430

بد نبود

1 ❤️

904484
2020-08-01 01:36:54 +0430 +0430

باو کیرم دهنت ک انقدر خوب نوشتی در حدی بود ک بشه با کنار هم قرار دادن و کمی ارفاق قبول کرد لایک میدم حالا ❤

1 ❤️

904537
2020-08-01 02:28:08 +0430 +0430

تو یک بیغیرت کونی هستی که اونقدر دادی الان به غار علیصدر میگی زکی
کصکش برو‌کونتو بده تورو چه به داستان نوشتن اخه

0 ❤️

904554
2020-08-01 03:02:57 +0430 +0430

کاملا تابلو بود که همش دروغ و خیلی مبتدیانه تعریف میکنی و همش زاده تخیلی متوهم و جقیته
وقتی دو نفر هر دو از یه موضوعی اطلاع دارن و پشت تلفن صحبت میکنن راجع بهش چرا باید تمام جزئیاتو بهم یاد آوری کنن؟ چون فقط تو دوربین گزاشته بودی؟
واقعا خودتو زرنگ فرض کردی که مثلا من یه داستان خوب از خودم درآوردم؟ یا اصلا متاهل نیستی یا دوست داری که زنتو خرکی جلوت بکنن یا دوس داری خودتو مظلوم نشون بدی که برات دلسوزی کنن که زنت بهت خیانت کرده
در کل خعلی چرت بود
دیس

2 ❤️

904589
2020-08-01 07:19:42 +0430 +0430

تخمی تخیلی

اگه ماجرای کس دادن زنت به جاوید و دوستش رو مینوشتی اینقدر طولانی نمیشد که زنت پای تلفن همون ماجرا رو تکراری برای جاوید تعریف کرد. صبح و خواب آلود باشی میایی اینجوری با جزئیات تعریف میکنی؟ یه تصور جقی از مغزت گذشته و اومدی اینجا داستانش کردی ولی تخمی از آب در اومده. آخرش هم فردینی نوشتی که نصفه و نیمه توی هوا ول کردی. شاشیدم توی داستانهای تخمی تخیلی. فاز غم نگیر برامون.

ها کـُ‌کا

0 ❤️

904614
2020-08-01 08:15:04 +0430 +0430

لعنت به هرچی خائن و پسته
خیلی خوب بود 👏

1 ❤️

904622
2020-08-01 08:56:52 +0430 +0430

دوست عزیز
اولا میتونستی از همون وقتی که برای جاسازی گوشیت در حال ضبط ویدئویی روی کمد ، گذاشتی استفاده میکردی قرص پدر مریضتو میدادی بعد میرفتی دوش میگرفتی،
دوما زنی که حاضره تو خونه خودش با پدر شوهرش زندگی کنه اینجوری خیانت نمیکنه،
سوما چجوری انقد دقیق تونستی حرفایی که طرف از پشت گوشی میزنه رو حدس بزنی،
داستانت همونطور که خودت نوشتی هم واقعی نبود هم با منطق جور در نمیومد.

1 ❤️

904690
2020-08-01 13:46:30 +0430 +0430

ادامش چی پس 😓

1 ❤️

904732
2020-08-01 16:20:49 +0430 +0430

کدوم کسخلی کله کیره سحر زنگ میزنه به دوس دخترش. اونم شوهر دار. بافته ذهن کاک اولدی کونی.
بفرمایید دوس داری بده این کسشرا چیه میگی.

0 ❤️

905122
2020-08-03 00:13:43 +0430 +0430

چقدر غمگین واقعا ادم فکرشم نمیتونه بکنه .ادامه زندگی با ادمی که خیانت کرده واقعا سخته

0 ❤️

905137
2020-08-03 00:50:02 +0430 +0430

کسشعر گوی بزرگ

0 ❤️

905438
2020-08-03 19:13:29 +0430 +0430

فکر کشتن…

0 ❤️

906011
2020-08-05 11:40:42 +0430 +0430

به نظرم با وجودی که غیرباور بود اما قشنگ بود

شاید اگر اول صبح رخ نمیداد بیشتر میشد پذیرفتش

ممنونم

0 ❤️

906012
2020-08-05 11:43:15 +0430 +0430

فکر کردم واقعا چنین چیزی پیش اومده و واقعا وحشتناک بود و اون حس نفس بند اومدن را تجسمش کردم خیلی سخته واقعا

عالی بود مقسی

0 ❤️






Top Bottom