شاه ماهی بزرگ شهر ما

    در شهر کوچک ما، در شمالغرب ایران یه شاه ماهی بزرگ زندگی میکنه که بدون تردید اکثر مردهای شهر حتی آرزوی صحبت کردن باهاش دارند،
    از پرنیان بگم، واقعا اسمش برازنده ی وجودشه،

    به تمام معنا یه شاه ماهی بزرگ و یه آهوی زیباست،، آهویی وحشی، دوس داشتنی و طناز،
    یکی از دوستام میگفت::
    ””هرکسی یکبار پرنیان را از کوس بکند، جهنم بر او حرام است و درهمین دنیا بهشتی میشود”” و کیرش هم تا آخر عمر چرب میشود.
    قدش ۱۸۰،، وزنش ۸۰،، ۳۱ ساله، که دختری ۱۱ ساله داره و یه شوهر به تمام معنی ، بی عقل، شکاک، منفور، بد دهن، هتاک، که به شدت، محدودش کرده و نمیزاره هیچ جا تنها بره، کاملا کنترلش میکند ولی خودش دهها دوس دختر و.زن رفیق داره، حتی چندبار با زنها گرفتنش،
    ولی به شدت پرنیان را اذیت میکند،
    برگردم به داستان
    من هم ۴۰ ساله، کارمند و تا حدودی تیپ و قیافه مناسبی دارم که ۱۸۵ قد و ۹۰ وزنمه ،

    پرنیان سالها بود منو میشناخت،
    خیلی پرنیان را دوس داشتم ولی راهی برای نزدیک شدن عاطفی بهش نبود، هر روز میدیدمش، و با نگاهم بهش می فهموندم که دوستش دارم، ولی واکنشی نشون نمیداد،

    چهارسال تمام در مراسمات عروسی و عزا، خیابان و... میدیدمش، ولی امان از یک توجه مثبت،

    اما خستگی و کوتاه آمدن برای من معنا نداشت،

    لباس پوشیدنش دیوانه ام کرده بود، باسن زیبا و رو فرم، سینه هایی منطم و هماهنگ با کل بدن، از تلفن یکی از آشناهای دو طرفه، تلفن همراهش را پیدا کردم. و دل به دریا زدم وچند پیام با معنا براش فرستادم،
    اما جوابی نیامد، چند کلیپ معنادار براش فرستادم، باز بی حاصل، دل این زن از سنگ بود، گفتم زندگی با چنین شوهری، از او مجسمه ای صامت و ساکت ساخته است،
    تفالی به حضرت حافظ زدم، که منو به صبر و انتطار دعوت کرده بود،بناچار صبر پیشه کردم،
    بعد هشت ماه از ارسال پیامک، یه روز از شماره پرنیان پیامی برام آومد و درخواست شماره یکنفراز آشنایان داشت،،، ده بار پبامش را خواندم، بوسیدم ، آرام شدم، و جوابش دادم، تشکر کرد، پیام ادبی دادم، جواب داد، حدود ۲۰ روز عادی چت کردیم ،
    تا.جرات پیداکردم و گفتم که دوسش دارم،
    اونهم گفت” پنج ساله میدونم دوستم داری، ولی گفتم صبرکنم و ببینم هوس هست یا دوس داشتن؟؟؟؟؟
    گفت همون روز اول متوجه شدم و عمدا اذیتت میکردم حالا بگو چقدر دوسم داری?
    گفتم ۱۰۰۰ درصد ،.
    خندید و.گفت دوس داشتن مسخره است،،
    گفتم چرا؟؟؟؟؟
    گفت بعدا میفهمی دوس داشتن واقعی نایاب هست،،،
    گفتم..حالا تو.چی منو دوس داری ؟؟
    گفت نه،،،
    کفتم چرا؟
    گفت چون دوس داشتن نایابه،،
    گفتم بهت ثابت میکنم که دوستت دارم،
    گفت بعید میدونم،،چون دوس داشتن واقعی نیست،
    اخرش گفت

    فقط ۱ درصد دوستت دارم ،

    هورا کشیدم،.گفتم یک درصد برام کافیه، فقط باشی ،،
    گفت هستم.، فقط دوست اجتماعی،

    کفتم قبولمه،،
    و.ارتباط ما شروع شد، پیام میدادیم ، کم کم زنگ زدیم، صحبت کردیم، و.منو پرنیانی گلم روز به روز بیشتر نزدیک شدیم،
    وقتی به سبب کاری، مسافرت یک روزه ای رفتم، و غروب برگشتم ،متوجه عمق دلتنگی و دوس داشتنش شدم،که گفت تا برگشتی نصف عمر شدم،

    خدای من پرنیان بیشتر منو دوس داشت، از خوشحالی سوت کشیدم و. کف زدم.،
    از فردای آن روز بیشتر متوجه وجودش شدم و براش وفت گذاشتم،،
    پرنیان باسواد، تحصیلکرده، عاقل، دانا، صبور و. دریک کلام خود عشق بود،

    وقتی شوهرش لیاقت وجودش نداشت،
    ساعتها چت میکردیم، صحبت میکردیم، ولی خیلی استرس داشت، چون شوهرش هر لحظه گوشی اش را میگرفت و بررسی میکرد،

    میگفت از این وضغیت خسته شدم.، بعضی وقتها قصد خودکشی داشت که من سنگ صبورش بود م و ساعت.ها باهاش حرف میزدم، و. از تصمیمات خام منصرفش میکردم،،، میگفت در مقابل شوهرم ، تحملم تمام شده است، با جانوری زندگی میکنم که دخترباز و زن باره هست، چند بار تو خانه با دختر ها و زنها مچش را گرفته ام، ولی خیلی پررو و بی ادب هست،

    روابط ما کم و بیش ادامه داشت و پرنیان قلبم را تسخیر کرده بود، دوس داشتن متقابلش خیلی بیشتر شده بود، و وابستگی شدیدی بینمون ایجاد شده بود،

    ماه شهریور فرا رسیدو پرنیانگفت قصد سفر شمال داریم، ولی کاش شما هم میامدین،
    گفتم.چطور ،، گفت همینحور،،
    فهمیدم طاقتش نمیگیره ، و شبش گفت اگر خودت تنهایی نیای سفر ، من هم ،سفر رو.کنسل میکنم،
    مگه میشد من پرنیانرا تنها بزارم،
    بهانه ای جور کردم و آماده سفر شدم،
    سفر به شهر انزلی بود، در هتلی اتاقی گرفته بودند، بعد اینکه مستقر شدند، نام و شماره اتاق هتل را برام فرستاد، و زمانی که در هتل نبودند، من هم اتاقی در اون هتل گرفتم،

    وبهش اطلاع دادم، گفت به هیچ وجه از اتاق بیرون نیای الا زمانی که ما در هتل نیستیم،

    روز بعدش پیام داد و گفت امروز به بهانه کسالت در اتاق می مانم و منتظر تماسم باش، از پنحره اتاق هتل دیدم که شوهر و دخترش خارج شدند، و بلافاصله زنگ زد، و گفت چکار کنم،، گفتم بیا اتاقم، وقتی مانتو را پوشید و از راهرو هتل به اتاقم اومد، تپش قلبم تا هزار بالا رفته بود، خدای من بعد سالها انتظار پرنیانرا بغل میکردم، همون دم درب چنان بغلش کردم و لب بر لبش نهادم که گذشت زمان را حس نمیکردیم، بلاخره اوردمش داخل اتاق و رو تخت انداختمش،، فقط نگاهش میکردم،
    خدای من ، شاه ماهی من چه بدن و استیلی داشت، مگه میشه این حجم از زیبایی در یکنفر وجود داشته باشه، تمام بدنش می لرزید، محکم منو به خودش فشار میداد و زیر لب کلماتی تکرار میکرد، ومن هم قربون صدقه اش می رفتم، لب و زبان خوردن قابل تمام شدن نبود، هر دو حرص عجیبی به هم داشتیم و سیر بشو نبودیم،
    زبانم در دهانش میچرخید و او هم می مکید، کم کم ابتکار عمل را در دست گرفتم و تمام لباس هاش در آوردم، خودم هم لخت شدم، چشاش بسته بود، بدن پر، سفید و گوشتی داشت، دستم که به سینه اش خورد، احساس نرمی به بدنم منتقل شد، دست دیگرم به کوسش رسید، خدای من، آب از بین پاهاش روان بود، چه آبی،،، دستم کوسش را مالش داد، خیلی احساس شرم میکرد، هیچ حرفی نمیزد، پاهاش رو به هم فشار میداد و اجازه پیشروی نمیداد، با تلاش زیاد دستم به چوچولش رسید، به شدت لرزید و ارضا شد، کیرم را درآوردم و بر روی کوسش نهادم، چشاش همچنان بسته بود، و زیر لب میگفت کصافت زود باش، بخاطر خیسی اش، با یه فشار کیرم تا ته در کوسش فرو رفت، خدای من، کوسی خیس، داغ، روان و نرم زیرم بودو تلمبه میزدم، حدود ده دقیقه یک ریز زدم و اونهم آه و ناله میکرد، چون قرص تاخیری خورده بودم، خبری از ارضا شدنم نبود، چشاش را باز کرد و لبخند رضایتی بر لبانش نقش بست، سر به کنار گوشش بردم و آرام در گوشش گفتم عزیزم، کیرم تا ته در کوس ات فرو رفته، که چند مشت محکم به پشتم زد، میگفت تا حالا سکس بالای سه دقیقه نداشتم، و با شوهرش ارضا نشده است، چون بی روح سکس میکند و برای رفع نیاز،،، من هم ارضا شدم وساعت را که نگاه کردم دیدم بیشتر از یکساعت مشغول بودیم، سریع بلند شد لباس پوشید و رفت اتاق خوشون، خوشبختانه هنوز شوهرش نیامده بود، مقداری تلفنی حرف زدیم، هفت روز در انزلی ماندیم که پنج بارسکس کردیم، که دو بارش در ساعت های ۴و ۵ شب و هنگام خواب شوهرش بود، سفر به شادی تمام شد، الان چهار ساله با پرنیان دوستم، و ماهی یک یا دو بار هم سکس داریم، هر دوراضی و شاد هستیم.


    نوشته: ماه نشان

  • 12

  • 40




  • نظرات:
    •   Psycho369
    • 1 هفته،4 روز
      • 10

    • قدش ۱۸۰ وزنش ۸۵
      قدت ۱۸۵ وزنت ۹۵
      چقدر ایده آل
      چقدر کسشر


    •   تخم هایش
    • 1 هفته،4 روز
      • 11

    • کص لیس ادیب، یه پله بالا تر از کص لیسای حشری این سایت ماشالا


    •   Nikan.a
    • 1 هفته،4 روز
      • 19

    • پرنیان این گوزن بی شاخ، ماده گراز بی مو، دلاور شهر، بکن در روی عالم، این زن بی همتا، این کرکس فداکار، زن شوهردار، این شاه ماهی بی همتا.... بس کن بابا بلیس اما دیگه نه تا این حد چقد قومپوز در کردی واسه یه زنه بی آبرو که با وجود متاهل بودن اومده به توی احمق پا داده والا


    •   shahx-1
    • 1 هفته،4 روز
      • 20

    • 1- کسی که زود انزاله حتی زن خودشم نمیتونه بکنه اون همه زنو دوست دخترو میخواد چیکار؟؟
      2- هر احمقی میدونه باید اینجور وقتا زن رو بیاری اتاق خودت چرا؟ چون شوهر اون ممکنه هر لحظه بیاد اما تو اتاق جنابعالی در امانید چون کسی نمیاد
      3-نامه عطر اگین رو با چاپار برات نیاورده بودن که بوسیدی و بوییدی!! اسم ام اس بود یعنی موبایلتو ماچ کردی؟؟ موبایلتو بو کردی؟؟ بو عرق کف دست خودتو میداد که!! حالا ایناش هیچی بعدش بعه ارامش رسیدی؟ یعنی موبایلتو ماچ کردی ابت اومد؟؟ بعد شوهر پرنیان بد نام بوده!!! (biggrin)


    •   nima_rahnama
    • 1 هفته،4 روز
      • 4

    • خداوکیلی صد تومن میدم
      ولی من امشب دوستش داشتم


    •   vitamin4rooh
    • 1 هفته،4 روز
      • 11

    • اومدی شوهره رو عوضی و آشغال جلوه دادی. اما اینا دلیل نمیشه بری تو زندگی یه زن متاهل!
      نگارشت هم که خیلی جالب نبود.
      لعنتی اهل استفاده از کاندوم هم که نیستی!


    •   mohrb
    • 1 هفته،4 روز
      • 6

    • چه کسشری تف دادیا. انشای بچه ده ساله قشنگتره


    •   Minow
    • 1 هفته،4 روز
      • 9

    • چجوری با شوهرش ارضا نشده درصورتی ک تا دستت با تلاش زیاد ب چوچولش رسید ارضا شد ؟؟؟مگه داریم مگه میشه


    •   Bella_ragazza
    • 1 هفته،4 روز
      • 9

    • آه لبم را بر لبش نهادم آدمیان بدانید (rolling) آخه این چه طرز نوشتنه (dash)


    •   خاییه100
    • 1 هفته،4 روز
      • 5

    • فقط ی مشت کسشعر نوشتی.برو جقتو بزن ملجوق


    •   Aryo20
    • 1 هفته،4 روز
      • 6

    • همه قدها صدو نود به بالا و ورزشکار هستش،
      هرچی کوتوله و جقی هم میبینید همش منم


    •   ali80xx
    • 1 هفته،4 روز
      • 5

    • این حجم از کصشر که تونستی تو ذهنت بسازی واقعا تبریک داره
      اصن نخوندم لحنتم خیلی تخمی بود


    •   HYPERMAN98
    • 1 هفته،4 روز
      • 7

    • میگم یه پیشنهاد دارم،


      حالا که هر چی دختر و پسر خوشگل و خوشتیپ و قد بلند و بدنساز و خوش کوس و کون و کیر دراز همه اینجا جمع شدند، چرا نمیاید اعلام استقلال کنیم و کشور جلّاقستان رو تشکیل بدیم!!!


      میدونید فرزندان ما چه نسل زیبا و برتری میشن!!!


      از ما گفتن، (erection) (dash)


    •   royaei
    • 1 هفته،4 روز
      • 4

    • خوب نبود نه نگارش نه موضوع ؛
      دلایل رو بقیه دوستان گفتن ؛
      فقط فکر کنم بعید باشه که دوربین مدار بسته تو اون هتل هنوز نصب نشده باشه ؛
      موفق باشی ؛


    •   hamid30gari
    • 1 هفته،4 روز
      • 16

    • ماه نشان عزیز اول داستانت رو خوندم نمیخواستم ادامه بدم نکاه کردم دیدم کوتاهه گفتم جهنم بزار ببینم چه گهی خورده ولی انقدر شعر نوشته بودی که تا اس خوندم و یه نگاه به آخر انداختم و دیدم بله اون شاه کسی که کل شهر آرزوی هم صحبتی باهاش رو دارن اومده به توی انتره یلا قبا داده.
      کودن جان تا حالا متر دستت گرفتی؟؟؟از کنار ترازو رد شدی؟؟؟واقعا نمیدونی یه زن با قد ۱۸۰ و وزن ۸۰ یه بچه قول بد ریخت میشه که سگم بهش نگاه نمیکنه؟؟؟اصلا به گفته ی تو خوشگله عالم.چرا باید بیاد به توی الدنگ بده؟؟؟
      چطور شوهرش که انقدر شکاک و عصبی و غیرتی وووو بوده میذاشته یجور لباس بپوشه که تو با هربار دیدنش بری جلق بزنی؟؟؟بقیشم نخوندم که بخوام نظر بدم.ولی جون عزیزترین کست که قراره امشب توسط دوستان کسکش جاکش بشه دیگه ننویس.


    •   m...h...a...
    • 1 هفته،4 روز
      • 12

    • خدایا چگونه می شود اگر کیر من در دهان این مردک کونی جای بگیرد؟کص کش خر مگه متن ادبی میخوای بنویسی..تازه کاش ادبی بود...ریدی با این نگارش افتضاحت..و در ضمن پر از غلط املایی بود..البته کاری ندارم که داستانتم دروغ بود و همچین شاه ماهی نمیاد به تو چلغوز کص بده..مخصوصا با اون شوهر شکاکش...دیسلایک.


    •   ashkaanm
    • 1 هفته،4 روز
      • 3

    • خاطره ت چنگی بدل نمیزنه
      خیلی کودکانه و چیپ بود ..!


    •   Mr.masoOd
    • 1 هفته،4 روز
      • 5

    • ای مردک گستاخی مکن کستانی که نوشته ای
      بدرد خودت میخورد


    •   Hooman.esf.59
    • 1 هفته،4 روز
      • 4

    • معلوم شد چقدر دوسش داشتی
      لاشی خو بگو واسه سکس میخواستی
      امیدوارم شوهرش و ایندفعه رو زن تو بگیرن چون حقته. درضمن فکر نکن نفهمیدیم چقدر آدم بی سوادی هستی.


    •   Hooman.esf.59
    • 1 هفته،4 روز
      • 2

    • درضمن من قشنگ فهمیدم داری درمورد کی صحبت میکنی
      چون ماه نشان زنجان کار کردم
      بدبخت اونی که من میشناسم اگه شوهرش مچتون و بگیره خواهر و مادرت و بهم پیوند میزنه.


    •   Cukur
    • 1 هفته،4 روز
      • 6

    • دیوث انگار داستاانوو میرزاکوچک خان نوشته کیرت دا روی کوصش نهادی؟ شما کیر من را تا انتها بر حلق خویش نمودی


    •   وب.گرد
    • 1 هفته،4 روز
      • 14

    • تابلوه چه کتابایی میخونی که با این لحن مینویسی.
      بعضیا رو میگم بیشتر بخونن و کمتر بنویسن.
      ولی در مورد شما صلاح در اینست که نه بخونی نه بنویسی!
      از ما گفتن.. :)


    •   happysex
    • 1 هفته،4 روز
      • 7

    • جان مادرت دیگه حضرت حافظ رو برای توهماتتون داخل نکنید
      برو سراغ شربت
      اسمتم بزار شربت نشان خودم همش بهت لایک میدم


    •   sexybala
    • 1 هفته،4 روز
      • 3

    • کوس گفتی ای کوس گفتی مثل یک کسخول گفتی.


    •   رضاکافر
    • 1 هفته،4 روز
      • 3

    • ایول اعتقاد.ملت واسه گاییدن زن شوهردلر و خراب کردن خونه اش هم فال میگیرن و استخاره میکنن


    •   amir2kir
    • 1 هفته،4 روز
      • 2

    • جاداره بگم.کسکش بکش بیرون (wanking)


    •   mostoufi
    • 1 هفته،4 روز
      • 3

    • نشین مه نشان روی گرز گران نبینم نهی بر کص دیگران
      گرفتی تو شه ماهی لیز و کردی کصش سپس خوب بوییدی از گوز و چصش
      قسم بر قلم بر کتاب و مداد بگو کی سواد رو به تو یاد داد
      تو دیوث ندادی به او شربتی؟ نگفتی که شاید نشه شهوتی؟
      فقط جون جدت دگر کص مگوی برو سهم خود جای دیگر بجوی
      ها وولا در طوس


    •   arash.abi
    • 1 هفته،4 روز
      • 4

    • سلام
      معمولا تو دور وبرمون از این شاه ماهی ها زیاده
      این که بخوای شوهرشو بد کنی تا ازگناه خودت کم کنی.. کاملا قابل درکه.. همه ما وقتی میخوایم با زن شوهردار رابطه برقرار کنیم اولین کار پیدا کردن نقاط منفی شوهرشه.. که تو همه اقایون این نقاط موجوده.. یکی بد اخلاقه. یکی بی احساس. یکی خسیس. یکی رفیق باز. یکی گیج. یکی سرد. یکی بو میده. یکی زیاد مامانیه
      خلاصه که هیشکی کامل نیست..
      ما دنبال بهونه ایم که گناه خودمون رو کم کنیم و بگیم چون شوهرش فلان بود منو خواست..
      درمورد مسئله متاهل بودنش که دوستان اشاره داشتند
      زن شوهردار با توجه به اینکه نمیتونه اویزون بشه مورد توجه اقایونه.. این که زیاد اس نمیده. وقت وبی وقت زنگ نمیزنه
      وزودتر میده
      ولی اینو درنظر بگیرید که بعد سکس با شما زندگیش از هم میپاشه و شروع میکنه به مقایسه کردن
      منم تجربه هایی داشتم و شهوت غلبه کنه بازم میکنم. ولی شما اگه قدرت غلبه داشتین هیچوقت سمت شوهردار نرین


    •   Nikan.a
    • 1 هفته،4 روز
      • 6

    • راستی یادم رفت بگم چون داستانت شب حوصله نداشتم نخوندم اون تفالی به حضرت حافظ نیس احمق جان تفعلی به حضرت حافظه... بقول فردوسی رحم الله: بسی رنج بردم در این سال سی/ عجم زنده کردم که بیاد با غلطاش برینه به فارسی (biggrin)


    •   Caboos1
    • 1 هفته،4 روز
      • 7

    • تو خیلی کسکش و دروغگویی هوراااا


      یعنی مادرتونو گاییدم برای یه کص شوهر یارو رو بددهن و شکاک و فلان معرفی کردی مگه خوده کسکشت نمیگی همه جا میدیدیش تازه لباسای مناسب هم می پوشید
      چقدر کسکشی تو بشر


      در ضمن کوس طبل بزرگه با ص بنویس با ث بنویس یا لااقل اون و رو از وسط کص دوروریات بردار کسکش


      دقت کردی چند بار بهت گفتم کسکش بس که کسکشی


    •   مهدی-پاشنه-طلا
    • 1 هفته،4 روز
      • 10

    • Nikan.a جان


      تفال درسته به معنی فال گرفتن
      تفعل که شما فرمودید معنی قبول فعل رو داره


    •   مجید34
    • 1 هفته،4 روز
      • 8

    • شاید براتون جالب باشه اما بعضی ها دوست دارند که فحش بخورند ! منظور نویسنده هم فقط و فقط فحش خوری بوده که موفق هم شده !


    •   ناصر39
    • 1 هفته،4 روز
      • 5

    • از حامد همایون دلیل موفقیت خوانندگی رو پرسیدن و ایشون گفت که چون با سبک شاهنامه خوانی شروع کرده طرفداران زیادی به دست آورده! نویسنده هم جو گرفته و خواسته ابداع کنه که صد البته نتونسته


    •   Nikan.a
    • 1 هفته،4 روز
      • 8

    • جناب مهدی پاشنه طلا عزیز؛ تفعل به فال حافظ کردن رو بیشتر میگن من تفال به قرآن رو‌دیدم اما شما اگه میفرمایین پس خطا از بنده بوده اما با اینهمه از خطا‌های این یارو چیزی کم نمیشه با اون طرز نگارش مسخره اش!! ولی تفعلم هست سرچ بزنین میاد بازم ممنون بابت یادآوریتون


    •   Ashkan-khaaan
    • 1 هفته،4 روز
      • 2

    • همینکه ننوشتی از یخچال تو اتاق ابمیوه براش اوردی یعنی یه پله از بقیه کسشعر نویسا جلویی
      نگارش داستانت مثل شاهنامه بودو زیاد حال نداد،بیشتر باید از سکس میگفتی تا از حواشی دیگه


    •   Vashkin
    • 1 هفته،4 روز
      • 2

    • (dash)
      دم ساقیت گرم


    •   Sexybreasts
    • 1 هفته،4 روز
      • 5

    • disSsSsSs
      haLm aZ ngarsht bhm mikhore (sick) (rolling)
      maRtiCe oBiiii


    •   kokarostam
    • 1 هفته،4 روز
      • 11

    • کـُ‌کا رستم


      در اینکه جق زدن باعث شده که دچار تزلزل در حافظه بشی که شکی نیست، ولی چرا اومدی این همه کون‌شعر اینجا نوشتی بر ما معلوم نشد. اول از پرنیان بگم که مشخصات تخماتیکی داشت. از شوهرش هم که نوشتی بی‌عقل، شکاک، منفور، بددهن... خب چولمنگ کله کیری، کسی که بددهن و منفور باشه چطوری ده‌ها دوست‌دختر داره؟ چنین شخصیت کیری که هیچ کس حاضر نمیشه بشاشه روش. ای شاشیدم روی قشر خاکستری مغزت که حالیت نیست چی میگی.
      یعنی چی که هر کسی پرنیان رو بکنه کیرش چرب میشه؟ غیر از اینه که همیشه کونت رو چرب میکنی و هر کی کونت میذاره، کیرش چرب میشه؟ شاشیدم توی کونت. در واقع در مورد شاه‌کیر شهرتون داستان نوشتی.


      زدی یک تـَ فـَ ا ُل به حافظ که گفت
      بکن کیر خود را توی کونِ مفت
      پریدی ز خواب و نمودار شد
      نشستی ز کون، روی کیرِ کلفت


      ها کـُ‌کا


    •   Gayaneh
    • 1 هفته،4 روز
      • 3

    • یه دقیقه کف وجیغ و هورا نکش ببینم چه کسی گفتی؟


    •   shahab_kir_k0l0ft
    • 1 هفته،4 روز
      • 3

    • كس مغز گاهي ادبي كيري نوشتي گاهي عاميانه معمولي
      خوب تو كه توي نوشتن متن مشكل داري به سوراخ كونت ميخندي مياي اينجا كسشعر تفت ميدي


    •   Sare.bi.kos.eee.salamat
    • 1 هفته،4 روز
      • 1

    • حاجی داستانت جذاب بود ولی نمیدونم جریانش چیه همیشه .شوهر.زنای طرف سکس امثال شما بد دهن منفور قیافه تخمی که تونسته یه پری دریایی تور کنه و البته بهش خیانت کنه و خانومش اصلا ب کسی محل نزاره. و صد البته در سکس .همسرش فقط نیاز شهوانی و یا همون حیوانیش رو ارضا کنه.که یکبار هم جنس مونث ب ارگاسم نمیرسه. و بازم صد البته. همه شوهر هاشون .زیر سه دیقه کارشون طول نکشه?


    •   love.yavar500
    • 1 هفته،4 روز
      • 3

    • سلام ماه نشان داشم اگه خاطرشو می خواستی نامرد. نمی یومدی اینجا داستانش بزاری یعنی داش عین نامردی نمی گی اگه شووره بفهمه چه بلایی سرش میاره مرتیکه نامرد ممکنه این خانوم که ازش تعریف تمجید کردی .بکشش واون و شوما رسواش کردی .داش مروارید که توصدف باشه خوشگله و ارزشمند ببخشید که رکم والا شن بی ارزش که بی ارزشه وقتی میافته توی صدف میشه دور(مروارید ) .


    •   masih_roma
    • 1 هفته،3 روز
      • 3

    • هر کی میگه کسشر بود لایک کنه


    •   Shamim.20
    • 1 هفته،3 روز
      • 4

    • دو دسته از داستان ها نظر منو جلب ميكنه
      يكي اونايي كه تعداد لايك بالاس چون قطعا ارزش خوندن داره
      دومي اونايي كه ديسلايك بالاس كه ارزش خوندن بعضي كامنت ها و خنديدن رو داره
      مندل (پدر علم ژنتيك) به كمرت بزنه
      بالاخره شاه ماهي يا آهو؟
      اين چيزي كه تو توصيف كردي دورگه زرافه و وال بود
      حضرت حافظ در گور لرزيد
      چرا فكر ميكني چون الفبا بلدي بايد داستان بنويسي و منتشر كني ؟
      البته بد نيست آدم واسه خودش بنويسه


    •   Shahin.h8587
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • شمال زندگی میکنید. بعد. میریت شمال سفر؟ (erection)


    •   Hunter7508
    • 1 هفته،2 روز
      • 1

    • ای فرومایه،چطور اینقدر گستاخی که التت را برای زن شوهر دار از نیام میکشی بیرون?!کیر توت بابا احتمالا معلم اخراجی بودی...اخه کسکش تو با این طرز نوشتنت معلومه سرت به کونت پنالتی میزنه بعد تونستی زنی رو که کل شهر دنبالشن تور کنی و بگایی?من امشب بلیط مریخ دارم .بای بای


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو