شب عروسيم و زدن پرده ی من بطور عاشقانه

    من شیرین و همسرم سعید زندگیمونو خیلی عاشقانه شروع كردیم، اولین شرط زندگیمون هم صداقت توی هر شرایطی ﺑﻮد.
    دوره ی نامزدی ما خیلی كوتاه و قشنگ ﺑﻮد و از لحظه لحظه ی روزهایی كه كنارِ هم بودیم لذت میبردیم، ولی هیچوقت پامونو از حد خودمون فراتر نمیذاشتیم چون اعتقاد داشتیم هر چیزی جای خودش قشنگو خاطره انگیزه. بعد از چند ماه نامزدی بالاخره روز عروسیمون رسید، چقدر همه چیز عالی و با برنامه ریزی ﺑﻮد و هنوزم بعد از سه سال زندگی مشترك وقتی با سعید یاد اون روز میفتیم به این نتیجه میرسیم قشنگترین اتفاق زندگی ما بوده، شب وقتی همه رفتن و ما بالاخره تنها شدیم هر كدوم یه سمت تخت نشستیم و چند ثانیه سكوت كردیم و بعد سعید با صدای بلند زد زیر خنده و منم از خنده های اون از ته دل خندیدم، سعید اومد كنارم و كمكم كرد تا لباسمو در بیارم، واقعا دیگه خسته شده بودم از دست اون همه تور و سنگینی لباس، وقتی لباس از تنم در اومد سعید بغلم كرد و لبامو بوسید. ازش خواستم تا اول یه دوش بگیرم تا آرایش و تافت موهامو كامل بشورم، دوست داشتم تمیز باشم، سعید هم تو این فاصله لباساشو در اورد و بعد از من رفت حمام. نصف خستگیم در رفته ﺑﻮد و داشتم موهامو خشك میكردم تا سعید بیاد، سعید ازم خواست با حوله روی تخت دراز بكشم تا بیاد، منم رفتم دراز كشیدم، وقتی سعید اومد اونم یه حوله دور كمرش بسته ﺑﻮد و اومد سمت تخت، كنارم دراز كشید و شروع كرد به بوسیدن و بوییدن موهام، هر دومون آرامش داشتیم و خوشحال بودیم، وقتی لباشو گذاشت رو لبام با دستش حوله رو از دورم باز كرد و دستشو به بدنم میمالید خیلی حس خوبی داشتم، بالاخره تو بغل هم و رو تخت خونه ی خودمون داشتیم اولین تجربه ی كامل سكسمون رو میكردیم، قبلا همیشه با استرس ﺑﻮد چون همه ی حواسمون به این ﺑﻮد كه از خودمون بیخود نشیم ولی الان لذتش یه چیز دیگه ﺑﻮد. بدنم داغ شده ﺑﻮد ، سعید سینه هامو میمالید و فشار میداد و منم دستم لای موهای نمدار سعید ﺑﻮد ، سعید دستشو برد سمت پاهام و با پاش ، پاهامو یه كمی از هم باز كرد، كسم حسابی خیس شده بود و سعید با انگشتش حسابی داشت تحریكم میكرد. انگشتشو لای كسم بالا پایین میكرد و لباشو رو لبام فشار میداد، داشتم دیونه میشدم وقتی كسمو برام میمالید ، دستمو رو دستش گذاشته بودم و دوست داشتم دستشو فشار بدم كه بیشتر بماله برام، صدای ناله هام در اومده ﺑﻮد ، سعید دستشو از رو كسم برداشت و انگشتشو كرد تو دهنش و خورد و بعدش رفت سراغ سینه هام و شروع كرد به مالیدن و خوردن، خودشو كشید رو من همینطور كه سینه هامو میخورد و میمالید خودشو به سمت پایین میكشید ، پاهامو از هم باز كرد و با انگشت دوباره برام مالید و بعدش سرشو برد سمت كسم، دور تا دورشو اول بوسید و بعد شروع كرد به لیس زدن، دستمو لای موهاش میكردم و چنگ میزدم و به خودم میپیچیدم، فقط ناله های من ﺑﻮد كه سكوت اتاقو شكسته بود ، لحظه ای كه زبونشو تو سوراخ كسم حس كردم سرشو بیشتر فشار دادم ، سعی میكرد پاهامو بازتر نگه داره ولی من از أوج لذت پاهامو به سرش فشار میدادم ولی اون با دستش پاهامو باز نگه داشته ﺑﻮد. دیگه هیچی نمیفهمیدم و فقط با ناله اسمشو صدا میكردم ، دهنم خشك خشك شده ﺑﻮد ، بعد از اینكه حسابی كسمو خورد اومد روم و حوله رو از دوره خودش باز كرد. لباشو گذاشت رو لبام ، زبونشو میكرد تو دهنم و منم با ولع زبونشو و لباشو میخوردم، كیرش انقدر سفت شده ﺑﻮد كه رو كسم فشار میورد، هركاری میكردم پاهامو باز كنم كه كیرش بین پاهام باشه اجازه نمیداد و خودشو سفت كرده ﺑﻮد روم، با همون حالت ناله ازش خواهش میكردم كه كیرشو بكنه تو كسم، از شدت شهوت چشمام باز نمیشدن، از روم اومد كنار و منو كشید رو خودش، وقتی اومدم روش به همون حالت نشسته خودمو رو كیرش میمالیدم ولی اجازه نمیداد كه كیرش تو كسم بره میگفت اینطوری دردت میگیره، میگفت خودتو روش بمال تا ارضاء بشی، منم تند تند خودمو روش میمالیدم ،دولا شدم و لبامو گذاشتم رو لباش و بیشتر كسمو رو كیرش می مالیدم تا احساس كردم زیر دلم خالی شد ، دیگه تكون نخوردم ، وقتی لبامو از رو لباش بلند كردم هر دو لبخند میزدیم ، انقدر حسم فوق العاده ﺑﻮد كه قابل توصیف نیست، وقتی رو تخت دراز كشیدم حسابی كل بدنمو دست كشید و گفت حالا دیگه باید بریم سر اصل مطلب ، لذتش برات بیشتر میشه، بدنم بی حس شده ﺑﻮد، بهش گفتم خوابم گرفته ، گفت طبیعیه الان سر حالت میارم، همونطوری كه كنارم دراز كشیده ﺑﻮد دوباره دستشو برد لای كسم و شروع كرد برام مالیدن، انقدر مالید كه دیدم دوباره تحریك و شهوتی شدم. بعد از چند دقیقه دوباره صدای ناله هام بلند شد ، این دفعه بیشتر تحریك شده بودم، لباشو رو گردنم گذاشت و نفسای گرمش گردنمو داغ میكرد، دستمو بردم سمت كیرش ، همونطور كه كسمو میمالید منم كیرشو فشار میدادم، خیلی سفت و بزرگ شده ﺑﻮد، دستشو از لای كسم كشیدم بیرون و نشستم و بدنش و كیرش نگاه كردم، رگهای كیرش برجسته شده ﺑﻮد و سرش یه كمی خیس شده ﺑﻮد، با دستام كیرشو بیشتر مالیدم، سرمو بردم سمت كیرش و بوسیدم، زبونمو مالیدم سر كیرش ، آب شهوتش در اومده بود و یه كمی ترش مزه ﺑﻮد ولی اصلا بد نبود ، وقتی سرشو كردم تو دهنم صدای ناله ی سعید بلند شد، كیرش تو دهنم جا نمیشد برای همین بیشتر براش لیس میزدم و سرشو تو دهنم میكردم، دستاشو لای موهام كرده ﺑﻮد و هربار كه كیرشو تو دهنم میكردم موهامو آروم میكشید، نمیدونم چند دقیقه كیرشو خوردم كه دیدم نشست و منو خوابوند رو تخت و پاهامو از هم باز كرد، دولا شد و زبونشو كرد تو كسم و با آب دهنش حسابی خیسش كرد، بعد كامل اومد بین پاهام،و خوابید روم، پاهامو دور كمرش حلقه كردم، لباشو رو لبام گذاشت و با دستش سر كیرشو رو سوراخ كسم تنظیم كرد، ولی فشار نمیداد، خودمو از زیر بیشتر بهش چسبوندم، داشتم دیونه میشدم از شهوت، كیرشو رو كسم تكون میداد، دوباره با دستش كیرشو تنظیم كرد و آروم آروم فشار میداد، حس میكردم یه چیز تیزی داره فرو میره تو كسم، ولی یه درد قشنگی ﺑﻮد ، یه كم دیگه كه فشار داد لباشو گاز گرفتم، از فشارش كم كرد، یه كمی خودشو شُل كرد و باز با دستش كیرشو رو سوراخ كسم نگه داشت و بازم فشار داد، یه حس عجیبی داشتم، هم كسم میسوخت هم لذت میبردم، هربار لباشو محكمتر گاز میگرفتم میفهمید درد دارم و خودشو شُل میكرد ، احساس میكردم هربار كه خودشو شُل میكنه و كیرشو در میاره از كسم و دوباره فشار میده ، كیرش بیشتر فرو میره ، انقدر این كارو كرد كه برای آخرین بار كه فشار داد اجازه ندادم كیرشو بكشه بیرون و خواستم بیشتر فشار بده، كسم واقعا داشت میسوخت ولی قابل تحمل ﺑﻮد سوزشش، یه كم دیگه كیرشو فشار داد تو كسم و نگه داشت ولی احساس میكردم دلش نمیاد زیاد فشار بده، همونطور كه لبامو میخورد كیرشو آروم كشید بیرون كه من اذیت نشم، دستمو بردم سمت كیرش و تنظیم كردم رو كسم ، وقتی دستمو كشیدم كنار دیدم دستم یه كمی خونی شده، ولی هنوز سعید كیرشو كامل تو كسم نكرده ﺑﻮد ، پاهامو بازتر كردم و سعید آروم آروم فشار داد تا بالاخره پردمو كامل زد، كیرشو تو كسم كامل حس میكردم، كیرش مثل نبض تو كسم میزد، سعید كامل خوابید روم و تا چند ثانیه تكون نخورد كه كسم به كیرش عادت كنه،و بعد آروم كیرشو تو كسم عقب جلو میكرد، صدای خیسی كیرش و كسم تو اتاق پیچیده ﺑﻮد خیلی حسش قشنگ ﺑﻮد و منو بیشتر تحریك میكرد، سعید ٧ الی ٨ بار كیرشو تو كسم عقب جلو كرد ولی خیلی آروم و بعد كیرشو كشید بیرون، لبه های كسم و بالای كیر سعید خونی ﺑﻮد ، با دستمال خونارو پاك كرد، بهم گفت چند دقیقه استراحت كن و پاهاتو ببند كه دردت از بین بره، خودشم رفت كیرشو با آب سرد شست و اومد، یه كمی كه حالم جا اومد دوباره اومد بین پاهام و بازم خیلی یواش كیرشو فشار داد تو كسم، كیرش نسبت به كس من واقعا بزرگ ﺑﻮد ولی انقدر ماهرانه پرده ی منو زده ﺑﻮد كه وقتی كیرشو تو كسم فرو كرد اذیت نشدم، هر دوتامون نفس نفس میزدیم و ناله میكردیم، با اینكه حالا حالاها قصد بچه دار شدن نداشتم ولی دوست داشتم آبشو تو كسم خالی كنه، كیرشو انقدر تو كسم عقب جلو كرد البته اصلا ضربه نمیزد كه من اذیت نشم، تا بالاخره ارضاء شد، وقتی تو كسم داغ شد فهمیدم آبشو خالی كرده توش،احساس كردم اندازه ی كیرش كوچیك شد بعد كیرشو كشید بیرون و مقداری هم از آبش از كسم ریخت بیرون، و برام با دستمال تمیز كرد، از همون شب تا مدتها قرص ضد بارداری میخوردم كه فعلا بچه دار نشیم،اون شب یكی از قشنگترین خاطرات منو سعید ﺑﻮد كه لحظه به لحظه ش همیشه به یادمون هست،
    براتون لحظه های شاد و عاشقانه آرزو میكنم .


    نوشته: شيرين بانو

  • 24

  • 2




  • نظرات:
    •   สic
    • 2 سال
      • 3

    • دختر باس ک‍ونش تنگ باشه ;
      وگرنه پرده که اتاق منم داره ;)


      شوخی کردم بانو
      زیبا ندشتی واقعا لایک اول تقدیم بهت
      امیدوارم همیشه شاد باشید


    •   arminlove2000
    • 2 سال
      • 1

    • ajab shohar normali :( mard bayad wahshi bashe hamon roze aval goshadet kone (erection) (biggrin)


    •   سیسمونی
    • 2 سال
      • 0

    • بپای هم پیر شید هردو عالی هستین


    •   ehsan299
    • 2 سال
      • 0

    • کس خول حشری میخوابیدی فردا میدادی بش هول بودی


    •   Arash2201361
    • 2 سال
      • 1

    • سلام نخوندم ، چون طولاني بود و منم الان مستم .
      از حوصله م خارج بود ولي چون از شب زفاف ت تعريف كردي خيلي حال كردم ؛ عروس داماد هميشه باحالن . دوس داشتني هستن . ايشالا به پاي هم پير شين . باهم رفيق باشين در زير سايه ي همسر بودن . همه جوره ساقي و پايه ي هم باشين . خوش باشين هزار سال بي غم زندگي كنين .


    •   Kokain
    • 2 سال
      • 0

    • پردت مهم تره يا ننه بابات؟????


    •   Hamedpahlane
    • 2 سال
      • 1

    • عجّب


    •   milad1ma
    • 2 سال
      • 0

    • قشنگ توصیف کردی...... ولی کلا قشنگ ترین لحظات زندگی به نظر من اون چند ساعتیه که بعد از مراسم عروسی،، عروس و دادماد رو میرسونن خونه و میرن..... دراوردن لباس عروس از تنش تو اون شب لذت بخش ترین لحظات زندگی یه مرده.....


    •   _salt_less
    • 2 سال
      • 0

    • لایک ۴ :) خوب بود (rose)


    •   عاشقجورابنازک
    • 2 سال
      • 0

    • جالب بود،،موفق باشید


    •   Tehran.12
    • 2 سال
      • 0

    • لایک خانم خوش باشین (clap)


    •   داریوش2000
    • 2 سال
      • 1

    • کاری به داستان ندارم ولی حالب اونجاست در ایران از هر هزار سکس شاید یک مرد باشه کص طرفشو بخوره و لیس بزنه توی این داستانها که توی پیج گذاشته میشه کص لیسی یه پای ثابت سکس هست باقاطعیت میتوان گفت بالای نود درصد داستانها ساختگی و نویسنده اکثرشون پسرهای کم سن و سال هستند


    •   f.arash
    • 2 سال
      • 0

    • یه داستان زیبا و نویسندگی حرفه ای


    •   dodareh
    • 2 سال
      • 0

    • مبارکتون باشه انشالله سالیان سال باسلامتی و شادمانی درکنارهم زندگی کنید
      خوب نوشته بودی.


    •   turkwolf7812
    • 2 سال
      • 0

    • لایک قلمت خوب بود بهترین نوع سکس سکس عاشقانه هستش به نظرم


    •   Jackbig
    • 2 سال
      • 0

    • اى جان...قشنگ بود اين خاطره....????????


    •   xoliamxo
    • 2 سال
      • 0

    • زیبا بود..خوش ب حالتون


    •   fafa1374
    • 2 سال
      • 1

    • عالی بود مرسی‎:-D:-D‎‏ پرفکت بود‎:-*‎‏ ب پای هم پیر بشید و شاد و سلامت باشین‎:-)


    •   duduultala_76
    • 1 سال،11 ماه
      • 0

    • خوشبحالتون . خدا شما را برای یکدیگه نگهداره . لذت ببرید که این دنیای فانی دو روزه .


    •   mahdivorojak1
    • 1 سال،2 ماه
      • 0

    • واقعا عالی بودش اولین داستانی بودش که خوندم خوشم اومدش خیلی قشنگ لایک


    •   Matin972
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • به نظرم این بهترین داستان سایت بود که تقریبا نسبت به بقیه داستانا بیشتر به واقعیت نزدیکه..در ضمن میتونه آموزنده هم باشه..
      مرسی بانو


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو