شب عروسی رها

    از اول شب كه اومد ارايشكاه دنبالم ميشد عشق رو توي جشم هاش ديد.حس خيلي خوبيه بعد از سالها انتظار با عشقت ازدواج كني
    با كسي كه مرد زندكيته.همه اونايي كه عاشقن ميدونن جي ميكم
    مراسم عروسي به خوبي تموم شد و ما هم سوار ماشين شديمو با خونواده هامون اومديم خونه ما خزنه ي منو عشقم.خونه اي كه قراره سالها با عشقم توش زندكي كنم
    توي راه خونه بهش كفتم يكم استرس دارم واسه برده ام.دستمو كذاشت روي كيرش كفت ببين اونقدرام كه فكر ميكني بد نيست.همينجوري دستم روي كيرش بود سرمو كذاشتم روي شونه اش.رفايمو رفتيم تا رسيديم خونمون.خونواده هامون توي حال منتظر بودنو منو عشقمم رفتيم داخل اتاق.سرويس خوابم جوري بود كه واقعا دوسش داشتم.ساعت حدوداي دو شب بود.نشتم روي تخت كفتم خسته ام...كاش ميشد يه شب ديكه اينكارو ميكرديم.اومد دستمو كرفت بلندم كرد لباشو كذاشت روي لبام. اينقدر لبامو خوردو سينه ها مو نوازش كرد تا هات شدم.زيب لباس. عروسمو باز كردو كامل در اورد و حالا فقط با يه شورت بودم. كت خودشم دراورد.منم دكمه هاي بيراهن اونو باز كردم و وسط سينه هاشو بوسيديم و از تنش در اوردم.اومرف سينه هامو كلي مك زد منم دستم روي شلوارش بود.شلوارشو خودش دراورد و بعد شد نوبت شرت من!اونو هم با كلي قربون صدقه رفتن از بام در اورد.و بغلم كرد خوابوندم روي تخت.و سرشو كذاشت وسط بام.جوجولمو ليس ميزد .ميمكيد و زبونشو ميكرد توي سوراخ كسم.منم اه و اوه ام رفته بود هوا.اومد بالا يه لب حساب كرفت شرتشو كشيد بايين و كيرش كه حسابي شق شده بود رو كرفت توي دستش.اورد جلوي دستم منم كرفتمش يه زبون بهش زدم ولي نخوردم. كفت نميخوري؟كفتم الان نه.كفت باشه عشقم.يه زل كه مامانم داده بود بهش رو اورد ماليد در سوراخ كسم منم كه اب كسم راه افتاده بود از يه طرف هم ميترسيدم.اومد جلو كيرشو داد دستم كفت فكر كنم خودت بكنيش داخل دردش كمتره.جندبار خواستم انجامش بدم ولي نميتونستم
    قرار شد خودش كيرشو بكنه داخل.اول سرشو كرد توش بعد اورد بيرون و دوباره كرد داخل.ديكه به بن بست رسيده بود.يه فشار كوجيك داد.منم دستشو محكم كرفته بودم وبا هر فشار محكم دستشو فشار ميدادم.يه فشار اورد و كيرش تا نصفه رفت داخل.منم بلند داد زدم اااايييي.كه فكر كنم همه اونايي كه بيرون بودن شنيدن.از بس ميسوخت اشك از جشمم اومد و وقتي دو سه بار كرد داخلشو اورد بيرون حس كردم كسم سرد شدو فوري دستمال كرفت زيرشو كيرشو اورد بيرون خونهارو با دستمال باك كرد بغلم كردو بهم كفت خيلي دوسم داره.بعد يجي بوشيد رفت دم در دستمالو داد به مامانشو اومد كنار من
    جند دقيقه اي همونجوري بودم بعد كمكم كرد لباسمو بوشيدم همين كه درو باز كرد رفتيم بيرون صداي كل كشيدن و نقل و. ..
    ولي من حالم اينقدر بد بود كه به هيجكدومش توجه نميكردم.رفتم روي مبل نشستم خجالت هم ميكشيدم به خاطر اون صدايي كه بلند كفتم اااييي
    بعد از اينكه خونواده هامون رفتن ما هم رفتيخوابيم وقتي خواستم لباسمو عوض كنم نذاشت لباسمو ببوشم و لخت تا صبح تو بغلش خوابيدم...


    **شايد بعضيا ندونن ولي خب اين مراسم نشون دادن دستمال خوني و... اينا توي اكثر شهر هاي ايران رسمه و بايد انجام شه
    درضمن من اين داستان رو با موبايل نوشتم و كوشيم حروف p ch g zhرو به فارسي نداره.ببخشيد


    نوشته: رها

  • 8

  • 0




  • نظرات:
    •   fdd
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • وا این چه کیری بود که هی میداد دستت و دست به دست میشد؟نکنه مدل جدید بی سیم هست هان؟


    •   yasaman2024
    • 6 سال،10 ماه
      • 1

    • میخاستم فحش بدم واسه اشتباه تایپ ولی دیدم اخرش تو ضیح دادی خوش باشین باهم


    •   yas-n1
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • in rasm vase ahde ghajar bod.che rasme tokhmie.farz kon hame goshashono chasbondan post be dar mikhan beshnavan on to che khabare.


    •   sarah.asal
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • راستی دادش گفته بودی تو خیلی از شهرهای ایران هنوز از این دستمال بازیا هست پس چرا تو دهات ما از این خبرا نیست فکر کنم دهات ما به سمت مدرنیته رفته :))))))


    •   sarah.asal
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • این داستانی رو که تو گفتی من از زبون مادربزرگم که اونم از مادربزرگش شنیده بود شنیدم میگفت مادر زمان مادربزرگم عروس و داماد میرفتن توی حجله بعد از مراسم عروسی یه دستمال خونی رو به حضار بیرون میدادن فکر کنم تو هم همسن و سال مادربزرگ مادربزرگمی ولی خیلی خوبه که به کامپیوتر آشنایی پیدا کردی آخه من هر کاری میکنم مادربزرگم به اینترنت میگه ایتینیت:O
      ماشالا به روزی ننه جون LOL


    •   پخش و پلا
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • با کامنتات خیلی حال کردم سارا عسل =))


    •   sarah.asal
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • شیر جوان:
      من یک رگم لره لرستان هست و این چیزی که شما میگی رو اصلا به عمرم ندیدم و نشنیدم برادر من آره عشیره ها که توی کوه کمر زندگی میکنن ممکنه همچین رسم و رسوماتی داشته باشن که اونها هم جدیدن خیلی مدرن شده زندگیشون این حرفی که شما میزنی مربوط به انسانهای بدوی هست خودت ذره ای فکر کن مادر داماد و یا عروس در اتاق طرف باشه و همچین اتفاقی بیفته!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! کی زودتر پرده زده مگر مسابقه است باید به عرضت برسونم لر هیچوقت از ناموسش برای کسی تعریف نمیکنه و منم حق این توهین رو به شما نمیدم به عنوان جزئی از کل :|
      اصلا چنین چیزی امکانپذیر هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ برادر من الکی برچسب به یه قومیت نزن :|
      شماها فکر کردین اقوام لر,کرد, عرب ایرانی هنوز در عهد بوق زندگی میکنن؟؟؟
      مثلا من هم شنیده بودم بعضی از کردها دخترشون رو ختنه میکنن وقتی از دوست کردم پرسیدم با تعجب به من نگاه میکرد هر چیزی رو که شنیدی به زبان نیار
      آره اینی رو که میگی من شنیدم از زبان مادربزرگم دروغ نگفتم ولی میدونی این قضیه مال چند سال پیشه؟مادربزرگ من 93 سال داره چیزی بگو که با چشمت دیدی!!!!!!!!!!!!!!!!!


    •  
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • دوست عزیز متاسفانه چیزی که شیر جوان گفت عین واقعیت هستش.


      متاسفانه بنده شخصا در کرمان دیدم که اقوام عروس وداماد پشت در حجله منتظر می مونن.


      البته در لرستان نمی دونم . ولی وای به حال زمانی که خانوم خون ریزی نداشته باشه .دیگه دادگاه وپزشک


      قانونی واین حرفاست که ابروی عروسو می بره.


    •   sarah.asal
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • parvazi:
      عجب ! :|


    •  
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • دوست عزیز گفتم من در مورد لرستان اطلاع ندارم .در مورد کرمان گفتم.برای اطلاع بود عزیز.


    •   sarah.asal
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • نه دوست خوبم تعجبم از این رفتارهای وحشیانه و بدوی با جنس زن بود :|


    •  
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • متا سفانه تا زمانی که من بودم دقیقا اینجوری بود .تازه صبح روز عروسی روتختی که خون عروس ریخته شده در ظرف نقره به نمایش


      خانمها در می یاد. وداماد انگار نوبل گرفته کادو می گیره. من کرمانی هستم به نظر من هم بسیار رفتار زشت و دور از انسانیتی هستش.


      به خاطر همین از حرف شیر جوان تعجب نکردم.


    •   رباینده
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • مبارکت باشه

      خوردیش نوش جان
      اخه این هم شد داستان ..


    •   .romina.
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • اه سگ بزنه به این رسم.عصبی شدم


    •   Neda-Joon
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • بعد میگن چرا پیشرفت نمیکنیم. همین عقاید خرافاتی نمیذاره مردم مثل آدم زندگی کنن.


    •   چوله و لنگ و لوک
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • برین بابا
      سر دو تا قطره خون دعوا میکنن
      داداش من قبل از عروسی پرده زنشو زذه بود
      میووردش اینجا هی هرشب صدا اه اوهشون میومد پایه خنده بود
      حالا مثلا یه قوم خری تو دارقوزه باد اینجوری کنه به ما چه؟
      این فرهنگ ایرانیه که برا اینکه پرده یارو رو زده که میدونه مال خودشه یا برای زدنش اینجا بحث میکنید که هست شب عروسی یا نه؟
      برو بابا


    •  
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • چوله و لنگ و لوک:


      کی دعوا کرد؟ دوستان اطلاعات به هم میدن که خیلی هم خوبه.


      ببخشید که کل ایران فقط تهران هستش ما همه از یالقوز اباد اومدیم.شرمند ه ام .ببخش شما.


    •   Aade
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • اره شهرماهم ک الان دویس هزار نفر جمعیت داره این رسمه اما الان دیگه کسی اهمیت نمیده اخه قبلنا نامزد و عقدو عروسی بوده تو یک هفته


    •   ابي آناكوندا
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • چون عروسی بود و سکس زن و شوهری بود خوب بود . خدا عمرت بده که خیانت و محارم ننوشتی . با شوهرت خوش باش .


      در ضمن من هم حرف شیر جوان رو شنیدم و قبول دارم (نمیخوام طرفداری کنم ، چون شنیدم میگم) .
      پدر من یک بار گفت که یکی از مشتری هاش عاشق یک دختری میشه که از اطراف کهکیلویه و بویر احمد (چه اسم سختی داره لامصب) بوده . طرف تعریف میکرده که شب عروسیش مجبور بوده جلوی مادر خودش با عروس سکس کنه . خودشون دوست نداشتن اما خانواده دختره مجبورشون میکنن . دختره هم هی نق میزده و مخالفت میکرده اما اخر مجبور شده موافقت کنه . خلاصه این بدبخت جلوی مادر خودش شروع میکنه به کردن دختره ، که متوجه میشه دختره پرده نداره . طرف نمیخواسته ابرو ریزی کنه اما مادره شروع میکنه به داد و بیداد . پدر و مادر دختره اول انکار میکنن اما بعدش با کتک و... میفهمن که دخترشون با پسر عموش سکس داشته و بله دیگه...
      خلاصه کنم . عروسی بهم میخوره و طرف مجبور میشه از اونجا بره ، اما بعد 5 روز دلش هوایی میشه و میره پیش دختره که باباهه بهش میگه دختر ما مرده . طرف پرس و جو میکنه و میفهمه که پدر دختره به خاطر اینکه ابروش ریخته نشه دخترش رو تا میخوره میزنه و بعد میبره و بیرون میبندش به درخت و دیگه ازش خبر نمیگیره . طرف با هزار بدبختی میره دختره رو پیدا کنه که اخر سر میبینه جسد دختره اش و لاش به یک درخت بسته شده . (دختره از زور گرسنگی و کتک مرده ، بعد هم گرگ یا شغال پاره پارش کرده ) .
      اخرین خبری که ازش فهمیدم این بود که طرف میخواد بره به پلیس شکایت کنه اما پدر و مادر دختره تهدیدش میکنن . دیگه بقیش رو نمیدونم .
      به خاطر پرحرفی معذرت میخوام اما این چیزی بود که من خودم شنیده بودم و طرف رو هم یک بار دیده بودم . تا بعد .


    •   ابي آناكوندا
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • این رو یادم رفت :
      پدر دختره میگه من دختری ندارم . برای همین طرف میره و یواشکی از همون پسر عموهه میپرسه چی شده . پسره میگه اون دختر رو کشتن و من هم میخوان بکشن برای همین میخوام فرار کنم و برم به شهر . طرف اینجوری میفهمه چی شده . و با چند نفر 2 روز میگردن تا پیداش کنن . طرف میگه وقتی جنازه پیدا شده از بس بو گرفته بوده همه حالشون بهم میخورده اما دلشون هم برای دختره میسوخته .


    •   پیرفرزانه
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • شیر جوان گرامی :خوب گفتی...مملکت نیست که قرون وسطی است.!!..باید به عشایر غیور یه گوشی موبایل و یا یه لپ تاپ با اینترنت پر سرعت /مثل همین که الان داریم!!!!/بدیم بیان سایت شهوانی تا بسرعت پیشرفت کرده و امروزی شده و توسط نویسنده های جقی اگاه بشن که پرده اون وسطا پوست پیازی بیش نیست،که اصلا خلق شده تا هر چلغوز جلقوزی از راه رسید و تا به دختره گفت سلام ،دختر ایرانی /که ناموسش مثل جونش براش عزیزه/هم بگه :بفرما پاره اش کن.....خر که لازم نیست از قبرس بیاریم ...شرف خر از بعضی ها بیشتره...


    •   shahin shomal
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • من که عمرأ راست کنم اینجوری .. حالا هر کی یجوره دیگه ..


    •   tanha 24
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • قابل توجه همه دوستان .حالا اصل ای جریان دستمال رو ازمن که لر هستم بشنوید: یه دستمال سفید مادر عروس میده به دخترش شب زفاف هم دختر چند قطره خونش رومیزنه به دستمال میده به مادرش اونم میده به مادر داماد.باکرگی دختر فقط به داماد ومادرش باید ثابت شه.اگه نشه هیچ دعوایی هم نیست فردای عروسی دختر رومیبرن دکتر اگه ثابت شه که پرده دختر براثررابطه جنسی پاره شده دوماد میتونه دختر روطلاق بده .تصمیم بادوماده همین.حرفایی که ابی جون گفتن ماله یک قرن پیشه.اقای چوله ولنگ اگه گیریک لر بیفتی شک نکن تیکه بزرگت سوراخ کیرته.


    •   Aade
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • حالا اینوبشنوید برا عوض شدن جو
      پسره شب حجله میبینه ک نه بابا زنش برخلاف حرفای مردم باکره هس باخودش میگه برم ازباباش تشکرکنم بخاطرنگه داشتن دخترش تواین دوره زمونه میره پیش باباش میگه دستت دردنکنه با این دخترتربیت کردنت میگه برو از مادرش تشکر کن میره پیش مادره میگه برو از دخترم تشکرکن.میره پیش زنش دختره میگه ازسوراخ کونم تشکر کن ک جور کسمو کشید.ویک ضرب المثل میگه بادوس دخترخودازدواج کنید قبل ازاینکه مجبورشویدبادوس دختردیگران ازدواج کنید


    •   ابي آناكوندا
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • تنهای عزیز من روی هوا حرف نزدم ،قصد خود نمایی هم نداشتم .حرف هایی که من زدم مستند بود . همونطور که گفتم این ماجرا مال 2 سال پیشه و توی یکی از روستا های کهکیلویه و بویر احمد رخ داده . پدر من هم سنی ازش گذشته و نمیاد کسشعر بگه تا مطرح شه . من کاری به لر و ترک و ... ندارم . ممکنه توی لرستان همچین جریانی نباشه من فقط چیزی که میدونستم رو گفتم . بعد هم این رو بدون که یک رسم توی تموم ایران یکسان نیست . این که توی لرستان همچین موضوعی صحت نداره دلیل نمیشه که بقیه جاها هم وجود نداشته باشه .من هم اونجا نبودم که شاهد کامل ماجرا باشم و قانون اونها رو من وضع نکردم ، اما به حرفی که شنیدم اعتماد دارم ، چون در شرایطی گفته شد که احتمال غلو و دروغ گفتن نبود . اسم این بنده خدا رو هم میدونم اما نمیگم چون ممکنه راضی نباشه . این جریان واقعا اتفاق افتاده . شما مختاری که باور کنی یا باور نکنی ، این داستان نبود که بیایم نقدش کنیم ، چیزی بود که شنیده بودم و خواستم برای دوستانم تعریف کنم ، اگر خوشتون نمیاد من دیگه هیچ وقت چیزی جز نقد داستان نمیگم . اما بدون که هستند افرادی که هنوز برخی از باور هاشون رو جوری قبول دارند که حتی خواب نقض کردنش رو هم نمیتونند ببینند . من هم اونجا نبودم که شاهد کامل ماجرا باشم ، پس گناه اون عمل و باقی مسائلش و شک و شبهات دوستان به گردن پدر و مادر همون دختره .
      ما رفتیم ...


    •   tanha 24
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • ابی جون داداش گلم من که قصد توهین به شما و پدرگرامیتون رو ندارم من لرم ولی نه لرستانی من پدرومادرم اصلیت اهل کهگیلویه هستن خونمون هم نوراباد ممسنی هستش این چیزا ماله خیلی ساله پیشه هرچیزی که شما میشنوی قرار نیست واقعی باشه شاید این جریان یه کمش واقعی باشه ولی اغراق زیادی توش هست اونی که براپدرشماتعریف کرده اغراق کرده فدات شم.ببخش داداشی که ناراحتت کردم.


    •   tanha 24
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • ابی جون داداش گلم من که قصد توهین به شما و پدرگرامیتون رو ندارم من لرم ولی نه لرستانی من پدرومادرم اصلیت اهل کهگیلویه هستن خونمون هم نوراباد ممسنی هستش این چیزا ماله خیلی ساله پیشه هرچیزی که شما میشنوی قرار نیست واقعی باشه شاید این جریان یه کمش واقعی باشه ولی اغراق زیادی توش هست اونی که براپدرشماتعریف کرده اغراق کرده فدات شم.ببخش داداشی که ناراحتت کردم.


    •   حمید64
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • خوب اول بگم با بعضی از حرفای بچها موافقم و در مورد داستان تا حدودی به نظرم تکراری و کپی بود...............خوب شیر جوان داداش راست میگه تو اکثر این شهر ها این رسومات که بعضی اوقات به بدبختی منجر میشه هست خوب خداروشکر درصد این خرافات ورسومات الان تو این دوره کم شده نه اینکه کامل برداشته شه تو اکثر شهرها پشت در مادر داماد و عروس منتظر میمونن که داماد دستمال خونی رواز اتاقاز پشت در بیرون بیاره و تحویل خانواده عروس بده تا مادر و فامیل عروس بدونن دختر ویا عروس عفت داشته باکره بوده و بعد میدن دستمال رو به خانواده داماد تا با این کار اثبات بشه مرد شده و جرات داشته خودشو نشون بده این از این و اینکه بله کرمان هم هست با دوست خوبم پرواز موافقم چون منم نزدیک کرمانم و دیدم این مراسما رو البته لرستان و کردستان نمیدونم ولی میدونم که کشتن و تهدید مال چند قرن پیش بوده الان همه چیز بستگی به خود طرفین داره خلاصه یه سری مسایل و مقرارت قبل ازدواج هست که باید رعایت شه اگه این افکار قدیمی و کهنه بذاره مثلا اینکه قبل ازدواج دختر از طریق مشاور و پزشک از نوع پرده بکارت خودش خبر داشته باشه که واسش مشکل ساز نشه و داماد هم عجول نباشه.......خلاصه بله این حرفا رو یه زمانی میزدن و حقیقت داشته الان هم هست ولی نه به صورت قبل همین....موفق باشید


    •   sarah.asal
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • tanha 24
      عزیزم والله به خدا قسم که منم لرم ولی هیچکدوم از این چیزایی که شما میگین رو توی این دوره زمونه ندیدم و نشنیدم من بچه هم نیستم و نزدیک به سه دهه از ندگیم میگذره ولی توی همین مدت نه از دستمال چیزی شنیدم و نه از رفتن مادر دوماد و عروس توی اتاق عروس و دوماد حتی من این قضیه رو از مادرم هم پرسیدم و گفت در زمان مادربزرگ من این قضیه بوده شاید شما ریشه عشایری دارید ولی خانواده های اصیل استان لرستان که ریشه شهری دارند همچین قانون ها و سنتهایی ندارن :|


    •   Fati_soski
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • دختر عمه من دو سه سال پیش شد عروس ترکها برای پا تختی که رفتیم خونشون بعد نیم ساعت مجردا رو فرستادن تو یه اتاق دیگه من که فضولیم گل کرده بود چه خبره از لای در نگاه کردم ببینم چه خبره دیدم یه دستمال گذاشتن تو سینی و یکی یکی به زنها نشون میدن بعد از دختر عمه ام پرسیدم که چه خبر بود گفت خانواده داماد رسم دارن دستمال خونی عروس و نشون بدن که همه بفهمن عروس باکره بوده....خب هنوز خیلی از جاها از این رسم و رسوما دارن نه میشه بگی هست نه میشه بگی نیست منم اگر با چشمای خودم ندیده بودم همچین چیزی رو باور نمیکردم


    •   yayas
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • Salam khedmate d0stane aziz, raha jan 1s0al? Ag parde halqavi bashe chej0ri mikhad dastmalo kh0ni k0ne? :|


    •   پخش و پلا
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • مشاللا تو این یاست همه لرن که! D:


    •   tanha 24
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • ساراجان حرفای شمادرسته منم که میگم این جریانات دیگه قدیمی شده ولی تک وتوک هست براحرف شما همین الان از دوستم که تازه 3ماهه عروسی کرده بچه الشتر هم هست گفت هنوز هم این رسم دستمال هست.اجی جون لر لره دیگه من وشما مثل همیم یادت نره عزیزم.


    •   sarah.asal
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • اینو میدونی که الشتريها لك هستن نه لر و اينكه نه لرها اصلا شبيه هم نيستن با ابن حرفت مخالفم من و یا شما با يكي كه توي كوه زندگي ميكنه يكي نميشيم عزيزم فرقمون زمين تا اسمونه از لحاظ فرهنگی
      گلم من یک رگم لره ولی سالها توی اون قسمت زندگی کردم واسه همین تفاوت بین افراد شهرنشین و روستایی رو خوب میدونم
      چیزهایی من اونجا دیدم که شما حتی توی زندگیت شاید ندیده باشی از رسم و رسوم ولی خب این حرفی رو که الان شما در مورد دوستت میزنی توی شهر واسه سالهای پیشه مثلا در 40 یا 50 سال پیش باز هم میگم یک یا دو نمونه اگر وجود داشته باشه دلیل بر وجود این رسم در اون منطقه برای همه نیست خواهر گلم


    •   Naziita
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • Be onvane y dastan jash inja nabud,ya inke khub tosif nashode bud,movafaqo khoshbakht bashi


    •   EIS
    • 6 سال،10 ماه
      • None

    • بابا دمد گرم از پاسخ تو بیشتر از داستان حال کردم
      ایول
      خیلی باهال بود،ننه جون قربونت بره :D


    •   helyom
    • 4 سال،7 ماه
      • None

    • آی گفتی!!!!!ولی کوس و کونو کیر کهاین عقایدو نمیشناسه جیگر


    •   helyom
    • 4 سال،7 ماه
      • None

    • همه لرا


    •   فامیل دور70
    • 3 سال،12 ماه
      • None

    • رسم بدیه اقا اومدی یه دختر ورزشکار بوده یا یه جست خیزی کرده حالا پردش پاره شده یا دوستاش تو مدرسه پردشا زدن

      حالا پسر و دختر ازهم خوشون اومذه و میدونن ولی دوست ندارن کسی بفهمه حتی مادر دختره به اونا چه پسر دختر باید از خودشون خوشون بیاد که اومده در ضمن یه راهمنایی برادوستان الان به فکرم رسید در مواقع اگه خودت و خانمت هستین و کسی نیست یه جا از بدنا ببرین یا یه سوزنی بکنید تو بدنتون چندتا قطره خون بمالین به این پارچهه نشونشون بدین شرا بکنین یا اینکه خون پرده فرق میکنه ممنون میشم بگین گفتم که الان به زهنم رسید ولی اگه یکشون پیشتون بودن نمشه این کار کرد


      فقط اون موقع از خدا بخاین خودش کمکتون کنه


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو