داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

شب پر ماجرای مهمانی من

1399/06/24

سلام
میترا هستم سی ساله و قدم ۱۷۶ سانتی متر و وزنم ۶۵ کیلو گرم متاهل و اسم شوهرم علی است ما ۵ سال ازدواج کردیم
من عاشق خرید و ورزش هستم و به صورت حرفه ای هر روز ورزش میکنم و از هفت روز هفته ۴ روز توی پاساژ و مراکز خرید در حال چرخیدن و خرید هستم و خیلی خوش لباس و شیک پوش هستم و خیلی شیطنت های سکسی را دوست دارم عاشق سکس در لحظه هستم و برنامه ریزی سکسی را بیشتر از خود سکس دوست دارم و لذت میبرم بخصوص روزهای اوایل بعد از پریودم اوج شیطنت های من هست ، اصلا از سکس طولانی شامل ساک زدن و سکس از جلو و عقب طولانی خوشم نمیاد و کل زمان سکس من و علی نهایتا از ۳ و یا ۴ دقیقه بیشتر طول نمی کشد و با علی توافق کردیم که بچه دار نشویم و واقعا هیچ شخص دیگری به غیر از علی توی زندگی من نیست و فقط یک سری تمایلات و غرایز جنسی است که یکی از شیطنت های من که مربوط به یک سال و نیم پیش است را می نویسم.

یک روز علی گفت کامران دوست قدیمی اش بعد از ۹ سال اومده ایران و کلا ۱۰ روز بیشتر ایران نیست مهدی یکی دیگه از دوست های مشترک من و کامران فردا شب ما را به همراه کامران دعوت کرده شام خونشون و اگه موافق باشی ما هم شب بعد دعوتشان کنیم، که گفتم باشه و شب مهمانی خونه مهدی من به لحاظ پوشش کمی رعایت کردم و یک تیپ اسپرت شامل یک شلوار و بلوز یقه باز پوشیدم و رفتیم مهمانی وقتی رسیدم دیدم زن کامران یک دامن کوتاه پوشیده با یه چاک دامن تا زیر باسنش و یک تاپ حلقه ای و بدتر از اون زن مهدی که یک شلوار استرچ که مثل یک جوراب شلواری بدن نما که شورت همرنگ شلوارش معلوم بود به همراه یک نیم تنه که فقط پستوناشو پشونده بود ، سر میزه شام شراب سرو شد و همه ما خوردیم و کامران رو به علی گفت دلش عرق سگی فلانی رو میخواد و علی گفت فردا شب خونه ما برات میگیرم و کامران و مهدی گفتند بریم تخته نرد بازی کنیم همون اول علی باخت و مسابقه بین مهدی و کامران گرم شد و بچه کامران که ۱۱ ساله بود و فارسی خیلی کم می فهمید و انگلیسی صحبت میکرد و همش بازی تخته نرد را بهم می ریخت یک جوری مهدی و کامران کلافه شده بودن که زن مهدی که دوتا بچه یک دختر ۱۵ ساله و یک پسر ۱۰ ساله داشت به بچه کامران پیشنهاد داد بره توی اتاق بچه‌ها ps4 بازی کنه که کامران به زن مهدی گفت دمت گرم نجات دادی خیلی وقت بود که دلم میخواست یک تخته نرد حسابی بازی کنم و ظاهر کامران یک مرد قد بلند که ۴ و یا ۵ سانتی متر از علی بلند تر بود قد علی ۱۸۵ سانتی متر است و هیکل کامران بسیار ورزیده و سکسی داشت خودش میگفت مربی ورزش توی اون کشور و مهدی یکم از علی کوتاه تر و تپول و کچل بود و حدودا سن مردها توی رنج سنی علی و بین ۴۱ تا ۴۴ سال و سن زنان ۴۰ و ۴۲ ساله و میان قد و تپول بودند که من از همه جوان تر بودم، و تمام مدت بازی که بیش از ۲ ساعت بین کامران و مهدی طول کشید کامران همش دستش بین شلوارش بود و با کیرش ور میرفت و روابط خیلی صمیمی با زن مهدی داشت ولی کامران با قد و هیکل جذابش اصلا صورت و قیافه قابل تحملی نداشت چشم های گود افتاد و ریز با یک دماغ عقابی خیلی بزرگ به همراه برجستگی پل بینی بزرگ و انحراف نوک بینی که وقتی به صورت کامران نگاه میکردی فقط یک بینی بد فورم با سوراخ های تا به تا می دیدی و مهدی صورت بامزه گردی داشت و خلاصه شب مهمانی تمام شد و قرار شد فردا شب خونه ما باشند .

توی راه برگشت علی گفت فردا شب کباب درست میکنم و تو هم سالاد و ماست و خیار و دسر درست کن که راحت تر است و شب موقع خواب ذهنم آشوب بود و دلم میخواست یک برنامه شیطنت سکسی هم داشته باشم که هم فان باشه و هم خودم لذت ببرم خلاصه فردا صبح بعد از برگشتن از باشگاه ورزشی رفتم داروخانه و یک بسته قرص ویزاریسن ۱۰۰ میلی گرمی و یک ژل بی حسی کننده به همراه دو بسته مختلف کاندوم خوار دار خریدم در واقعیت من از کاندوم و ژل بی حسی بدم میاد و طبیعی را بیشتر دوست دارم و علی هم توی روابط جنسی مون استفاده نمیکنه و اومدم خونه ناهار آماده کردم که علی با کلی خرید شامل گوشت و یک و نیم لیتری عرق و دو تا شیشه شراب اومده خونه و زنگ زد به کامران و گفت عرق دو آتیشه فلانی را خریدم و منتظر تو هستم که کامران گفت امشب زودتر میاد و ساعت ۶ خودشو میرسونه و علی گوشت مخلفات آماده کرد و رفت دوش بگیره که من سریع ۳ تا قرص ویزاریسن را با گوشت کوب له کردم و ریختم توی بطری عرق و حسابی تکون دادم که متاسفانه خوب حل نشد و رنگ عرق کدر و یکم رسوب قرص ته بطری باقی ماند هر کاری کردم اون یکم رسوب از بین نرفت و گفتم این عرق باشه برای آقایون که با کیر شق توی خونم راه برن و رفتم حمام اومدم بیرون شروع کردم به آماده شدن اول موهای مشکی ام که نسبتا بلند و تا وسط کمرم می رسه را سشوار زدن من مهارت و تبهر خاصی توی سشوار زدن دارم و یک شورت لامبادای قرمز که پشت شورت یک بند باریک داره را پوشیدم و یک لباس مشکی که شامل یک بلوز و دامن کوتاه بود را انتخاب کردم بلوز که فقط از دور گردن با بند شروع میشه و میاد روی دوتا سینه ها رو میگیره و دقیقا روی ناف بهم می رسند و این بلوز را باید بدونه سوتین پوشید چون بین سینه ها معلومه و یک دامن مینی ژوپ که دوتا چاک طرفین باسن داره را پوشیدم که زمان راه رفتن لمبه های کونم معلوم میشد و یک کمربند قرمز چرمی بستم به کمرم و یک صندل قرمز ۶ سانتی متری پوشیدم و یک گل قرمز زدم به موهایم و یک آرایش کم و یک روژ گونه قرمز با یک ماتیک قرمز هم به لبم زدم لاک ناخون من هم فرنچ شده قرمز بود و از بهترین ادکلن خودم استفاده کردم و خودمو تو آینه دیدم یک تیپ قرمز و مشکی که طبع داغ منو بیشتر تحریک میکرد و گفتم چه حالی بکنند آقایون امشب با دیدن من پر حرارت ، یکم دامنم را دادم پایین تر و چاک بین سینم را جمع تر کردم رفتم پیش علی گفتم این تیپ خوبه جلوی دوستات بپوشم گفت بالاتنه که بغیر از ۵ سانتی متر روی نوک های سینه ای تو مابقی بدنت لخته و فقط کمرت پوشیده است مراقب چاک دامنت باش که شورت مشخص نشه و مراقب باش نوک سینه هات بیرون نیفتد .

و ساعت ۶ شد و مهمان ها اومدن که پرسیدم بچه‌ها کجا هستند؟ کامران گفت خونه مهدی موندن و دارن بازی میکنند و در عوض من وقت کافی دارم که باخت دیشب به مهدی را تلافی کنم علی سریع تدارکات کباب رو دید و من هم سر شام شدم ساغی مشروب و برای آقایون یک پیک عرق ریختم و برای خانمها شراب تا پیک اول را کامران لب زد سریع به علی گفت این چرا مزه دارو میده !!؟ و یکم به تلخی میزنه ؟؟! که علی گفت خیالت راحت این عرق فلانی که همیشه میگرفتم و با بی میلی کامران پیک اولش را خورد و مهدی هم چیزی نگفت و خورد ولی علی تا لب زد در گوشم گفت این عرق را به من انداختن و پیکشو نخورد و زن کامران هم متوجه شدم و لب به شراب نزد و فقط زن مهدی شرابش را خورد پیک دوم را که ریختم کامران به علی گفت بخور کیفیت خوبی داره ولی بازم علی نخورد در واقع من و زن کامران و علی نخوردیم ولی کامران و مهدی حسابی عرق خوردن که بطری نزدیک به نصف شده بود که کامران گفت امشب علی بریم قلیون سرا که با موافقت همه روبرو شد کامران گفت آقایون بریم سر جام تخته نرد که خانم کامران توی جمع کردن میز شام کمک میداد و زن مهدی در گوش من معذرت خواهی کرد و گفت ببخشید من دیشب بعد از رفتن شما تا آخر شب در حال پذیرایی از خانواده کامران بودم و دیر وقت خوابیدم و امروز یکی از شلوغ ترین روز های کاریم بوده و همش سر کار چرت میزدم نیاز به استراحت دارم اگه ممکنه من نیم ساعت تا چهل و پنج دقیقه بخوابم تا برای قلیون سرا سرحال باشم که گفتم حتما راهنمای کردم به اتاق خواب و رفت که استراحت کنه و طبق معمول باز هم علی به کامران باخت و مسابقه بین مهدی و کامران گرم شده بود که تلفن مهدی زنگ خورد دخترش بود که ظاهرا بین بچه‌ها دعوا پیش آمده بود و پسر کامران میخواست با مادرش صحبت کنه که بعد از صحبت زن کامران گفت میشه یک تاکسی زنگ بزنید بیاد من برم دنبال پسرم که مهدی گفت لازم نیست سر کوچه ما آژانس هست الان هماهنگی میکنم که بره دنبالش که زن کامران گفت نه اول اینکه فارسی بلد نیست حرف بزنه دوم هم لج گرفته و بدون من هم نمیاد و علی به زن کامران گفت با هم بریم با توجه به بازی مهدی و کامران قرار شد علی به همراه زن کامران برن بچه را بیارن و رفتند و من تصمیم گرفتم که تا علی و زن کامران میان یک کاری بکنم حدودا نیم ساعت تا ۴۵ دقیقه خونه ما با مهدی اینا فاصله داشت یعنی حدودا یک تا یک و نیم ساعت دیگه میان و من از کامران و مهدی پرسیدم با آب هندونه خنک موافقیت که استقبال کردند و من سریع با این نیت که آب هندونه را بریزم روی پاشون تا مجبور بشن بهشون شلوارک بدم و من هم از بین درب دید بزنم یک آب هندونه خنک پر از شکر داخل لیوان های نیم لیتری درست کردم و بردم براشون و ناگهان مهدی نمیدونم به چه دلیلی یا برای رفتن دستشویی و یا کار دیگه بلند شد و لیوان خودشو برداشت و من هل و دستپاچه شدم و تمام آب هندونه را ریختم روی سر و پیراهن کامران و یک جیغ کشیدم و معذرت خواهی کردم توی دلم گفتم لعنتی چی میخواستم چی شد که کامران گفت ایراد نداره فقط سریع شامپو فرش بیارید با حوله و ابر تا فرش را خشک کنم من رفتم وسایل آوردم و مهدی با کامران مشغول خشک کردن شدن و من رفتم یک تی شرت برای کامران آوردم و به کامران گفتم عوض کنید تا من پیراهن را بشورم و پیراهن را کند دیدم لباس زیر نپوشیده با جود اینکه پشت به من نشسته بود و داشت لباس عوض میکرد ولی چه هیکلی داشت سینه های برجسته و پهن به همراه بازوهای ورزیده و پیراهن ازش گرفتم و انداختم توی ماشین لباسشویی و برگشتم دیدم که شلوار کامران هم خیس شده است رفتم و یک شلوارک علی را براش توی اتاق خواب خودم آماده کردم و از کمد خودم یک سوتین قرمز گذاشتم به فاصله ۴۰ سانتی متری شلوارک و داخلش دوتا کاندوم خاردار گذاشتم و اومدم بیرون و کامران صدا زدم بیاید شلوار را عوض کنید و لحظه بلند شدن دیدم بله قرص عملکرد و جلوی شلوارش برجسته است و طوری پاشد که مهدی نفهمه و من فرصت مناسب دیدم و دم در اتاق خواب نگهش داشتم و یکم نزدیکش شدم و گفتم شلوارک اونجاست بفرمائید و رفت سمت میز توالت منم درب را نیمه بستم و پشت درب ایستادم و از لای درب دیدم قبل از کندن شلوار به سوتین و کاندوم ها نگاهی انداخت و بعد شلوارش را پشت به درب خواب دراورد و دیدم شورت نپوشیده کلا لباس زیر نپوشیده بود و شلوارک برداشت بپوشه نیم روخ شد که دیدم یک کیر خیلی بزرگ که هم دراز بود و هم خیلی کلفت نمایان شد ، که من ترسیدم یک لحظه تمام تنم یخ کرد و زبانم خشک شد و با پشیمانی رفتم آشپزخانه که خودمو با مهدی سرگرم کنم اصلا نمیدونستم چی جوری دارم می رم آشپزخانه و رسیدم دیدم مهدی توی بالکن داره سیگار می کشه آنقدر سریع حالم عوض شد که شیطنت و همه چیز در من خشک شد و پشیمان شدم گفتم یک درصد اگه به سکس بکشه اصلا نمیتونم اون کیر عجیب و غریب را تحمل کنم ، توی درگیری ذهنی بودم که کامران با یک دست داخل جیب شلوارک که از داخل جیب کیرش را به واسطه دستش کنترل میکرد تا کسی متوجه نشه اومد آشپزخانه سمت من و گفت تمام بدنش نوچ شده و تی شرت و شلوارک میچسبد به بدنم بدم میاد و میخواد دوش بگیره که مهدی هم از بالکن اومد داخل خونه و کامران به مهدی گفت من دوش بگیرم الان میام که من گفتم اجازه بدید حمام آماده کنم، رفتم سمت حمام که شیطنتم گل کرد گفتم یکم باهاش ور می رم و اونم کاری نمیتونه توی خونه بکنه این همه آدم هستند رفتم حمام و یک سبد گذاشتم و داخلش را با دوتا کاندوم خاردار و شامپوی سر و بدن و لیف پر کردم و کمربند چرمی ام را باز کردم که باعث شل و آزاد شدن پیراهن از روی نوک سینه هام شد و بین سینه های من بیشتر باز شدند با کوچکترین حرکت نوک سینه هام بیرون می اومدن و چاک طرفین دامن دادم جلو و عقب و دامن را کشیدم بالاتر که کاملا بین پا هام و شورتم مشخص شده بود و کامران را صدا زدم و من رفتم داخل حمام و کامران بین درب حمام بود و شروع کردم به توضیح دادن که این سبد برای شماست و یک حوله کوچک اینجاست و لباسهای علی را بزارید این طرف و من براتون لباس زیر و حوله بزرگتر می ارم رفتم کنارش بین درب حمام که دستش را از جیبش بیرون آورد و کیرش سیخ و افقی شد به سمت من و گفتم پیراهن شما فکر کنم کارش تمام شده باشه الان شلوار شما را هم از اتاق خواب برمیدارم بعد لباس می شورم که کامران گفت خشک نمیشه با یک لبخند و چشمک رفتم نزدیک تر که کیر درازش از زیر شلوارک خورد به رون پام و با یک تکان پام کیرش افتاد بین پا هام یکم کمر و سینه ام را جلوتر دادم سر کیرش خود به کسم و گفتم نگران نباشید اتو پرسی توی اتاق خواب هست و با صدای حشری و فشار کسم به سر کیرش گفتم برات اتتتتووویییی ددااغ میزنم تا رطوبت و آبش بیاد و خشک بشه و خواستم بیام بیرون که دیدم نوک یکی از سینه هام بیرون اومده و کامران با دست زد روش میگه جبران میکنم و متشکرم من سریع با اخم و چشم غره و یک صدای جدی گفتم بفرمائید حمام و لازم نکرده ، و ازش فاصله گرفتم، رفتم به سمت حال خونه یک اضطراب و ترس که باعث میشد دیگه ادامه ندم که دیدم مهدی داره می ره اتاق خوابی که زنش خوابیده و در اتاق را پشت سرش بست و ذهنم آشوب بود واقعا کامران قیافه نداشت من برای لذت بردن بیشتر تصمیم گرفتم یک پیک شراب بخورم که کمی اضطراب من کم بشه، وقتی خوردم گفتم نکنه بابت برخورد جدی من کامران دست به خود ارضای بزنه من حالا حالا ها باهاش کار دارم رفتم در حمام زدم و کامران صدا زدم بیاید دم در گفتم بخاطر روشن بودن ماشین لباسشویی آب حمام سرد نشده است که یکم در رو باز کرد و گفت خیر گفتم شلوارتون را برداشتم برای شستن لطفا در حمام را قفل نکنید تا من براتون لباس زیر و حوله بیارم خواستم با این کار توجهش به در حمام باشه و کاری نکنه حمام خونه ما درب حمام که باز میشه سمت راست روشویی و پشت درب حمام وان و دوش هست که جلوی دوش حمام تا ارتفاع نصف قد آدم شیشه نیمه مات هست که اگه کسی داخل حمام باشه پایین تنه نفری که داره دوش میگیره را به وضوح نمیتونه ببینه رفتم سر کمد علی و یک شورت گیاهی نو که برای علی کوچک بود را به همراه زیر پیراهن براش آماده کردم و شروع کردم به تدارکات لازم برای تحریک کامران اول اتو پرسی را زدم به برق تا گرم بشه و بعد دوتا شمع خوش عطر داخل اتاق خواب روشن کردم و لبه میز توالت دوتا ادکلن مال علی با یک مام زیر بغل گذاشتم و سوتین و ژل بی حسی را با دوتا کاندوم خاردار و یک جعبه دستمال کاغذی گذاشتم وسط تخت خواب و یک حوله بزرگ که بتونه دورش بپیچه براش برداشتم و در زدم رفتم داخل بهش گفتم این حوله بهتره نسبت به قبلی و کی حمام شما تمام میشه میخوام لباس زیر بیارم که گفت چند ثانیه دیگه که تی شرت و شلوارک را برداشتم و دوباره کیرش از پشت شیشه نیمه مات توجه ی منو جلب کرد کاملا شق شده و خیلی دراز که اصلا به هیچ وجه قابل مقایسه با کیر علی نبود و گفتم تا شما خودتون را خشک کنید من براتون لباس زیر میارم در نیمه باز گذاشتم و رفتم لباسهای زیر را برداشتم و با لباس های زیر پشت در وایستادم تا حوله را برداره وقتی خودشو داشت خشک میکرد من با در زدن وارد شدم که اون سریع حوله را دورش پیچید و با یک دست نگهداشت من هم فرصت مناسب دیدم و با یک دست زیر پیراهن را دادم و با دست دیگه گفتم بیا اینم شورت که گرفت و ناخودآگاه دست راستش که حوله را نگه میداشت ول شد و حوله افتاد پایین و کیرش نمایان شد و من بدون درنگ با حالت ساک زدن جلوش زانو زدم و دست راستم را بردم سمت کیرش و دقیقا کیرش روبروی لبم بود که کامران با کمی جلو دادن کیرش کله داغ کیرش خورد به لبم و من دستم را از کنار کیرش بردم پایین و حوله را برداشتم و کف دست چپم را گذاشتم به موازات کیرش روی بدنش و هلش دادم عقب زمانی که دستم کنار کیرش بود چشم من به مقایسه بین کیر کامران و مچ دستم افتاد تنه کیرش از قطر دست من به طرز عجیبی بزرگتر بود ، بهش گفتم چیکار میکنی حواست کجاست ؟؟!! لطفا دقت کنید، لباس زیر را بپوش بیا اتاق خواب تا لباس ها تو اتو بزنم ، اومدم بیرون رفتم پیراهن برداشتم و شلوار گذاشتم داخل لباسشویی و برگشتم تو راه برگشت متوجه شدم که مهدی توی اتاق خواب داره زنشو راضی میکنه که سکس داشته باشند به زنش میگه کامران تازه رفته حمام کنه و درب اتاق خواب را هم قفل کردم ، و من بعد از شنیدن این حرف ها رفتم اتاق خواب و منتظر کامران شدم دیدم کامران اومد بیرون حمام ، و شورت تنگ باعث شده کیرش رو به سمت بالا بزاره و با انداختن زیر پیراهن روی شورت کیرش رو بپوشونه و پنهان کنه که کاملا برجستگی کیرش که بیشتر از نصفش از شرت زده بیرون مشخص بود گفتم دو نمونه ادکلن ومام زیر بغل اونجاست لطفا هر کدام را که دوست داشتید استفاده کنید و بشین روی تخت تا من برات اتو بزنم اونم بعداز عطر زدن نشست لبه تخت پشت سر من و روبروی درب اتاق خواب من شروع کردم به اتو زدن زیر چشمی نگاه کردم دیدم داره با استرس بیرون نگاه میکنه چون درب کاملا باز بود و نمی دونست که مهدی هم رفته داخل اتاق خواب و زن و شوهر با هم توی اتاق خواب دیگه هستند و من برای جلب توجه شروع کردم کونم را خارش همراه با ماساژ تا حواسش به من باشه که دیدم داره نگاه میکنه و این ماساژ را از لمبم تا بالای سوراخ کونم ادامه دادم و بند شرت دادم کنار که سوراخ کونم مشخص بشه و دوباره مشغول اتو زدن شدم که دیدم یکی از کاندوم ها رو برداشته و داره نگاه میکنه که اتو کشیدن تمام شد گفتم پاشو بپوش ببینم خوب شده وقتی پوشید دیدم سر شانه های پیراهن خوب نمی مونه و داره نگام میکنه خیلی آروم رفتم جلو تا کیرش که به حالت عمودی مانده بود خورد به شکمم با درشت کردن چشم در لحظه برخود کیرش و گفتم اوففف و در ادامه چشمامو نازک کردم و دستمو بردم بالا گفتم سرشانه پیراهن بد اتو خورده و با آرامش شروع کردم دوپهلو حرف زدن گفتم نشد این ور خط اتو پایینه و اون ور به سمت بالا است بهترین حالت اینکه اون بالای که شق و رق شده پایین باشه تا دوتا روبروی هم باشند تا درست بمونه باید با اتو درستش کنم که روبروی هم باشند که لذت بده ،گفتم من توی اتو زدن خیلی وسواس و حساس هستم لطفا پیراهن بکن و مجددا اتو زدم و گفتم بپوش فقط دکمه بالا و پایین پیراهن را ببند تا ببینم درست شده یا نه؟ دکمه بالا رو بست داشت دکمه پایین رو می بست دوباره رفتم جلو که سرشانه را چک کنم که یک چیز داغ و کلفت رفت لای پام که شوکه شدم فکر کردم مچ دستشو کرده بین پام و میخواد منو بلند کنه بندازه روی تخت که فهمیدم زمانی که من حواسم به خط اتوی سرشانه هاش بود بجای دکمه پایین کیرش رو از توی شورت بیرون آورده و هدایت کرده لای پام و کامران گفت الان خوب شده و دقیقا روبروی هم هستند که من خیلی آروم جلوتر رفتم و کیرش بین رون و کسم بود و فقط شرت ما مابین اونها بود لبم رو غنچه کردم و با رون پام شروع کردم به فشار دادن کیرش من بخاطر ورزش اسکات پای که انجام میدم که البته با اسکات پای آقایون فرق زیادی داره رانها و باسن ورزیده و سفتی دارم و گفتم اره حالا شد فقط یک مزاحم داریم که همچی درست بشه و اون خط اتوی قبلی است و برای اینکه که با کمی خیس و یا چرب که !! و با چشمک و گاز گرفتن لبم و یک نفس عمیق پر از حرارت توی صورتش گفتم با بخار از بین میبرم که دیدم دوتا دست کامران اومدم دور کمرم و صورتش را آورد برای لب گرفتن که سریع با گذاشتن دوتا دستم روی سینش هولش دادم عقب گفتم صبر کن آقا کامران خودتو جمع و جور کن میگزاری اتو بزنم ؟؟ یا برم خودت میزنی ؟!! و با نگاهم فهماندم تصمیم گیرنده من هستم شعله های آتش شهوت از چشم گود افتاد ریز پر از خون کامران بهراه و صورت قرمزش زبانه میکشید و کاملا داشت دیونه میشد و پر از تمنا و خواهش بود گفتم پیراهن بکن تا درستش کنم فهمیدم بدجور حالش گرفته شده که گفتم شما توی همین حالت باش که خوب مونده بودی و برگشتم به حذف خط اتوی اضافی که هر کاری کردم سرشانه رو نگهدارم تا صفحه اتو را بیارم پایین نمی شد البته کسانی که اتو پرسی دارند می دانند من چی میگم گفتم کامران پیراهن نگهدار تا اتو بزنم که کامران از پشت اومدم بهم چسبید و کیرش رو کرد لای پام و پیراهن نگهداشت و گفت خوبه که گفتم نگهدار تا اتو و بخار بزنم و کامران شروع کرد به عقب کشیدن کیرش خواست دوباره بزاره لای پام گفتم وایستا یک لحظه تکان نخور حواست به نگهداشتن پیراهن باشه که کیرش بصورت عمودی شد و تنه کیرش بین لمبه ها و قاچ کون من موند و من لحظه ای که صفحه اتو را از روی پیراهن برداشتم یک لحظه گرمای کیر کامران از پشت سرم و گرمای صفحه اتوی بخار از جلو به همراه گرمای ایجاد شده به واسطه شراب از درونم منو برد به رویا شیرین به بالاترین سطح لذت جنسی رسیده بودم و چه گرمای دلچسبی و چه آرامشی داشتم لحظه ای که به شمع درحال سوختن نگاه میکردم باعث تثبیت گرما در من میشد و عطر شمع چه فضای دل انگیز و رومانتیکی ساخته بود با برخورد دماغ کامران به پشت گردنم که میخواست ظاهرا ماچ کنه حس خوب را متوقف کرد ، خودمو کشیدم کنار و گفتم کامران کار پیراهن تمام شده است و تا تو زیر پیراهن علی رو بکنی و پیراهن را بپوشی من پوست دستم خشک شده یکم مرطوب کننده بزنم لطفا این دفعه دکمه سر آستین ها را ببند. میز توالت پشت سر کامران بود در حالی که کامران مشغول بیرون آوردن زیر پیراهن و پوشیدن پیراهنش بود من سریع گره پاپیون پشت بند شورت لامبادای خودم را باز کردم و کاملا بند بین کونم و توری روی کسم را برداشتم و زیر جلوی پیراهن قایم کردم و بند پیراهن خودم را از دور گردنم آزاد کردم و کاملا سینه هام رو بیرون اوردم و با موهایم نوک پستونامو پشوندم و دستمو با روغن آرگان چرب و لای پاها مو چرب کردم و برگشتم دیدم کامران شورت را درآورده و زیر پاش افتاده برای اینکه کامران حرکت اضافی نکنه دستشو گرفتم از اتاق خواب آوردمش بیرون و گفتم فکر کنم علی رسیده پارکینگ و بیرون اتاق خواب مشرف به درب ورودی آپارتمان و درب اتاق خواب که فکر میکرد فقط زن مهدی داخلش هست و قسمتی از تخت نرد مشخص بود ایستادیم و کامران فکر میکرد مهدی اون طرف تخته نرد نشسته است و من شروع کردم آروم جلو رفتن و با دوتا دست شروع کردم به چک کردن خط اتوی دو طرف دست های کامران و آروم جلو رفتم کلاهک کیرش رفت لای پام و خیلی با حوصله و یواش شروع کردم به نزدیک شدن به کامران و روی کیر درازش به جلو و به سمت کامران نزدیک شدن و کسم روی تنه داغ مثل سنگ کیرش بود و کاملا بهش چسبیدم چه حرارت و گرمای بدنش داشت مثل بخاری پر از حرارت و گرم بود دیدم اصلا حواسش به من نیست و مرتب با استرس داره درب آپارتمان و اتاق خواب و تخته نرد را نگاه میکنه و کاملا بی آزار و رام شده بود و من با آرامش بیشتر شروع کردم روی کیر درازش خیلی آرام که متوجه عقب رفتنم نشه به عقب حرکت کردم با حوصله روی کیر کلفتش بدون عجله عقب رفتم و تا انتهای کیر درازش رفتم و یکم مکث کردم و با کله کیرش شروع کردم به ماساژ چوچوله کسم دیدم کیرش شق و استوار و سیخ به سمت کسم ایستاده یکم کسمو نزدیک سر کیرش کردم چندتا ضربه ریز سر کیرش نمیدونم ارادی یا غیرارادی به کسم زد من دوباره شروع کردم به جلو اومدن با فشار چوچوله کسم روی تنه کیرش و فشار رون پام شروع کردم به جلو اومدن و نفس کشیدن های عمیق توی صورتش دیدم حواسش اصلا نیست پیراهن کامران از روی شانش انداختم روی بازوهابش و کاملا لخت شده بود و موهامو انداختم پشت سرم و نوک سینه هامو چسبوندم به سینش و دیگه محکم بغلش کردم و شروع کردم به عقب جلو رفتن روی کیرش دیگه نمی تونستم نفس کشیدن و آرامش خودم را کنترل کنم ضربان قلبم خیلی بالا بود چند تا عقب و جلوی کوتاه روی انتهای کیرش رفتم و محکم کسمو به انتهای کیرش فشار دادم و همان جا موندم و کمر و باسنم لرزید و با مکث طولانی همان جا موندم ، وپیراهن کامران کشیدم روی شانش و در گوشش با صدای حشری گفتم کار پیراهن تمام شده است و حالا نوبت شلوار که شروع کردم به عقب رفتن روی کیرش و در همان حال کامران را به عقب به سمت اتاق خواب بردم ، که دیدم تمام کیرش خیس شده و مخصوصا دوتا لخته آب سفید رنگ مال من یکی روی وسط تنه کیرش و دومین لخته آب بزرگتر انتهای کیرش مونده و سر سوراخ کیرش یک قطره آب شفاف و بیرنگ که متعلق به کامران بود بهش گفتم با اشاره دستم به سمت کاندوم ، بشین لبه تخت خواب تا من برم شلوار رو از توی لباسشویی بیارم و یک چای دم کنم کامران پرسید علی اینا اومدن که گفتم نه اشتباه کرده بودم الان میام حسابی برای تو شلوارت را اتو میزنم بشین تا بیام وقتی اومدم بیرون از پشت درب اتاق خواب مهدی و زنش رد شدم که فهمیدم زن مهدی میگه بسته دیگه خسته شدم مهدی هم به زنش میگه دو دقیقه دیگه ، متوجه شدم تا چند دقیقه دیگه میان بیرون و شلوار را از لباسشویی برداشتم و پیراهن خودمو را انداختم پشت گردنم و رفتم سمت اتاق خواب که دیدم کامران ژل بی حسی را برداشت و من همان جا پشت درب موندم ببینم چیکار میکنه داخل اتاق خواب روشن بود بیرون تاریک و کامران منو نمی دید در ژل باز کرد و ریخت سر کیرش و با دستش شروع کرد به ماساژ دادن دوباره ژل ریخت کف دستش و تنه کیرش رو آغشته به ژل کرد و ماساژ داد این دفعه کل کف دستش را پر از ژل بی حسی کرد و کل کلاهک و تنه کیرش را شروع کرد به ماساژ دادن شاید نصف تیوپ ژل را سر کیرش خالی کرد بود و داشت ماساژ میداد توی دلم گفتم این همه ژل برای ده نفر کافی بود که کیرشون بی حسی بشه و به آرامی ماساژ میداد ، کیرش واقعا عظمتی بود ناف شکم کامران چند سانتی متر پایین تر از کل کلاهک کیرش بود با حالت پا باز لبه تخت خواب نشسته بود با آویزان شدن بیضه هاش و نمای دیدی که من داشتم کیرش خیلی بزرگتر از حالت ایستاده بنظر می رسید وقتی ماساژ میداد متوجه یک چیز دیگه هم شدم که خیلی توجه من رو جلب کرد و اون اینکه زمانی که تنه کیرش رو ماساژ میاد دست حلقه شده دور کیرش بخاطر قطر و کلفتی کیرش انگشت های دست بهم نمی رسیدند یه نگاه به بیرون اتاق خواب انداخت و یکی از کاندوم ها رو باز کرد بکشه روی کیرش و هی بیرون را نگاه میکرد با زور و فشار هر کاری کرد نشد و در نهایت کاندوم پاره شد نمیدونم که از استرس کامران برای سریع انجام دادن کاندوم پاره شد و یا در اثر بزرگی کیرش بود و یا شایدم هر دو آنها ، کاندوم پاره را روی تخت گذاشت و دوباره بیرون اتاق را نگاه کرد و کاندوم بعدی را باز کرد و از یک تکنیک خاصی استفاده کرد اون قسمت کلاهک کاندوم را با ژل بی حسی نیمش را پر کرد و این دفعه خیلی آرام و با احتیاط شروع کرد به کشیدن کاندوم روی کله کیرش که موفق شد همه‌ی کلاهک کیرش را بکند داخل کاندوم و با دست شروع کردم کاندوم را روی تنه کیرش به سمت پایین و انتهای کیرش کشیدن که کاندوم حرکت نمی کرد انگشت کرد زیر حلقه انتهای کاندوم که کاندوم با برخورد دستش سوراخ و حلقه و ادامه کاندوم جدا شد و فقط کاندوم روی کلاهک و سه و یا چهار سانتی متر پایین تر از خط ختنه کیرش کاندوم داشت و محکم چسبید به تنه کیرش انگار کاندوم جزوی از پوست کیر شده بود و قسمت برجستگی روی کلاهک کاندوم که شبیه نوک سینه است و دو واقع محل جمع آوری آب منی است روی کله کیر کامران کمی پر تر از حالت معمول و پر از ژل بی حسی شده بود اون حلقه کاندوم جدا و پاره شد را کشید بالاتر روی کاندوم و خط ختنه کیرش تا انتهای کاندوم پاره شده و چسبیده به کیرش را حفظ کند و دستش را با دستمال کاغذی خشک کرد و مثل اینکه با موندن کاندوم روی کیرش مشکلی نداشت و راضی بود از اینکه کلاهک کیرش کاندومی هست که پر از ژل بی حسی است ، تو دلم گفتم این داره خودشو برای چی آماده میکنه نمی دونه که چه خبری براش دارم ، که با یک سرفه وارد اتاق شدم و کامران سریع پیراهن را کشید روی کیرش و بهش گفتم زن مهدی بیدار شده تا من براش چای بریزم و حاضر کنم خودت اتو بزن و بیا توی پذیرای دیدم رنگ صورتش عوض شده و یاس و ناامیدی توی چهره کامران موج میزد من کمربند چرمی را برداشتم و رفتم بیرون اتاق خواب شورت و دامنم را درست کردم و کمربند را هم بستم رفتم آشپزخانه که دیدم مهدی و زنش اومدن بیرون گفتم چای بریزم که مهدی گفت نه می ریم قلیون سرا و رفتم پشت درب اتاق خواب دیدم کامران داره شلوار می پوشه و جالب اینکه اون تیکه کاندوم سر کیرش چسبیده بود که زیپ شلوار کشید بالا و آماده بیرون اومدن از اتاق شد که خندیدم و تو دلم گفتم داره بی حسی لحظه ای و قطره ای انجام میده و یا یادگاری نگهداشته و اومد بیرون اتاق خواب و گفت میترا خاتم گفتم جانم گفت مابقی عرق را بیار میخوام یک پیک بخورم خیلی نیاز بهش دارم و به مهدی و زنش گفت شما می خورید؟ که مهدی گفت نه می خوام رانندگی کنم که زن مهدی سریع گفت کامران جان من می خورم و نیاز به کمی آرامش دارم که با خنده و اشاره چشم به مهدی رو به کامران گفت نشد بخوابم اومدم عزیزم تا اولین پیک و خورند علی و زن کامران اومدن و مهدی گفت علی بریم قلیان سرا که علی گفت بریم کامران زنشو و علی را صدا کرد گفت بیا این عرق حرف نداره و بیا بخورید که همه بغیر از من و مهدی کل عرق را خوردن و بطری عرق تمام شد کامران گفت من قلیون نمی کشم بخاطر زنم گفتم بریم چون زنم بعد مشرب دو ساعت یک تنه قلیون می کشه خودش میگه میچسبد من نمی دونم که همه تائید کردن اره واقعا میچسبد و من رفتم اتاق خواب جمع و جور کردن و همه آماده شدیم و رفتیم داخل آسانسور که من رفتم جلوی کامران و کونمو چسبوندم بهش که ببینم این همه ژل بی حسی زده کیرش پا میشه یا نه!! دقیق کیرش سر سوراخ کونم نبود به بهانه خاروندن کونم لمبه کونم جابجا کردم که کیرش موند وسط کونم همه توی آسانسور بودند و کسی متوجه شیطونی من نمی شد وقتی آسانسور رسید پارکینگ کیرش شق شده بود، از آسانسور اومدیم بیرون که به علی گفتم من رانندگی میکنم و به کامران گفتم تو بیا جلو بشین که شهر رو خوب ببینه منم حواسم بهت باشه و حرکت کردیم به سمت قلیون سرا توی تمام مسیر دیدم کامران به یک نقطه خیره شده و حرف نمی زنه ولی من در عوض سرحال و خوشحال بودم شاید عقب و جلو شدن من روی کیر کامران آنهم بدون دخول ۲ دقیقه هم طول نکشید ولی چون که نقطه عطف برنامه ریزی من و لذت سکس واقعی در یک لحظه باعث به اروگاسم و ارضا شدن من منجر شده بود ،خلاصه رسیدم قلیان سرا و پسر کامران داخل ماشین مهدی اینا خوابش برده بود ، وقتی قلیون هامون رسید کامران گفت دستشویی کجاست؟ مهدی گفت این طرف باغ ، من فهمیدم میخواد کاندوم در بیاره و خودشو خالی کنه وقتی پا شود دیدم با تلو تلو خوردن خیلی کمی شروع به حرکت کرد و در ادامه میزون راه رفت بعد از چند دقیقه منم به بهانه دستشویی رفتم ببینم چیکار داره میکنه ، دستشویی قلیان سرا انتهای باغ بود و ساعت ۱۲:۳۰ شب میان هفته بود و باغ بغیر از جلوی ورودی که ما و چند خانواده دیگه نشسته بودن بقیه تا انتهای دستشویی آلاچیق ها خالی و کسی نبود و من رسیدم دستشویی زنانه که یکم ادرار داشتم رفتم اولین دستشویی دیدم داخل کاسه توالت یک نوار بهداشتی افتاده و اطراف کاسه کثیف است رفتم دومی دیدم تمیزه ولی لامپ توالت سوخته رفتم داخل در که بستم نور تنها لامپ راهرو دیگه مشخص نبود و توالت تاریک شد یک دفعه یک ترسی توی جونم افتاد و دلم شور میزد سریع اومدم بیرون رفتم دم در ورودی قسمت مردانه شنیدم صدای خیلی ضعیف مانند شستن پایان کار توالت میاد که صدا زدم کامران که صدای ضعیف قطع شد دوباره گفتم کامران اینجا هستی؟ گفت آره الان میام درب توالت باز شد و کامران با شلوار نامرتب و دست راست خیس و چرب اومد بیرون گفت جانم گفتم لامپ توالت زنانه سوخته و من میترسم برم دستشویی کامران گفت برو اینجا توالت که گفتم بوی خیلی بدی از قسمت مردانه میاد نمیرم کامران گفت من با چراغ موبایل دم در توالت می ایستم تو برو توالت گفتم متشکرم من رفتم داخل توالت زنانه درب توالت نیمه بیشتر باز بود که شلوار و شورت را کشیدم پایین تا خواستم بشینم فکر کردم نکنه داره از من فیلم میگیره چون نور چراغ موبایل داشت تکون میخورد و کامران پشت نور مشخص نبود در حال انجام دادن چه کاریست !! و درب توالت را بیشتر بستم که بدنم دیده نشه و نشستم که دیدم نور چراغ موبایل خاموش شد و درب توالت باز شد و کامران با کیر شق که از میان زیپ شلوار بیرون بود اومد داخل توالت گفتم چیکار میکنی چرا اومدی داخل سریع بلند شدم خواستم شلوارم را بکشم بالا که سریع بغلم کرد و اجازه نداد و شروع کرد به بوسیدن که من مقاومت کردم و نمی گذاشتم و گفتم نکن جیغ میزنم و من بدلیل اینکه آخر شب بود مانتو نپوشیدم و بجایش شلوار جین و پیراهن پوشیدم و یک شال سرم کردم و شلوار جین کمی بالاتر از زانو هام بود هم داشت منو اذیت میکرد و هم قدرت مانور منو گرفته بود ، گفتم ول کن داد میزنم جیغ می کشم که آبروی هر دوتا مون بره نکن عوضی که هیچ فایده نداشت و اصلا گوش نمی داد و کامران با قد ۱۹۰ سانتی متر و وزن بالای ۱۰۰ کیلو گرم و با عضلات ورزیده ، من در مقابلش هیچی نبودم کیر کلفتش لای پام و مشغول بوسیدن و خوردن گردنم بود من چنگ زدم توی صورتش که ولم کنه گفتم نکن کثافت داد میزنم که منو برگرداند رو به دیوار و چسباند به کنج کاشی های سرد توالت و از پشت بغلم کرد و کیرشو گذاشت لای پام و من دست راستم توی کنج توالت گیر افتاده بود و با بغل کردن من با دست چپش و انداخت وزن روی من توی حالت ایستاده دست چپ من مونده بود زیر دست چب کامران و از کار افتاده بود و با دست راستش کیرشو با تف خیس میکرد و میزاشت روی کسم و فشار میاد من حتی نمی تونستم بشینم چون به کامران کمک میکردم که بیشتر فشار بده اون کیر عظیم و جثه کامران واقعا قابل تحمل من نبود و اصلا داخل نمی رفت گفتم به علی میگم چیکار داری میکنی میگم چه دوست عوضی و بی ناموسی داره نکن کثافت نکن که کامران هم هی تفت میزد به کیرش و دوباره میزاشت سر کسم و من هم تنها کاری که میتونستم انجام بدم تکون دادن باسنم بود که کیرش از روی کسم لیز میخورد گفتم نکن که دوباره تف زد به کیرش و با دوتا دست باسنم را گرفت و مثل انبر قفلی محکم با فشار به سمت کنج توالت نگه داشت و دیگه نتونستم باسنم را تکون بدم و کامران کاملا به من مسلط شده بود و کیرش دقیقا روی سوراخ کسم بود شروع کرد به فشار دادن و فشار و درد اینجوری به من منتقل شد که انگار یک نفر با مشت گره شده داره به کسم فشار میاره، قابل تحمل نبود تمام زیر شکمم تیر میکشید و اونم ول کن نبود و کیر کامران مثل یک استوانه شیشه ای بدون تغییر شکل فشار میداد واقعا توی کسم نمی رفت و فقط درد داشت و درد و خسته و یا کیرش شل نمی شد چون دوباره عرق که حاوی قرص بود رو خورده بود که کیرش حالا حالا سیخ و شق می ماند و از کلی ژل بی حسی استفاده کرده بود که به مخصوص کلاهک کیرش و یکم پایین تر از تنه کیرش زیر کاندوم با ژل بی حسی مونده بود که توی توالت مردانه احتمالا همین چند دقیقه پیش کاندوم را بیرون آورده‌ بود نه این کیر به این زودی ها می خوابید و نه آب کیرش حالا حالا میامد خودم با وسایل تحریک کننده که خریده بودم بلای جان خودم شدم گفتم ای وای که خودمو بدبخت کردم به گریه افتادم ، گفتم الان داد میزنم کثافت نکن که پای راستش را کرد بین پا هام و فشار داد به کنج دیوار و بجای کف دست با آرنج دست چپش کمرمو نگهداشت از داخل جیبش روغن آرگان منو بیرون آورد که ظاهرا آخرین لحظه بعد از اتو زدن از اتاق خواب برداشته بود که من متوجه کم شدنش نشدم با دست چپ روغن نگهداشت و با راست بازش کرد ریخت توی دست سمت راستش و مالید به کیرش و مجددا ریخت و حسابی مالید به کیرش و روغن ریخت توی دستش و حسابی تر زد به کسم و مابقی روغن آرگان را از قوس کمرم ریخت روی قاچ کونم و ظرف روغن خالی را انداخت پایین توالت وبا دست شروع کرد به چرب کردن کسم و لای پام و قاچ کونم هر چی جلو تر می رفتیم من روحیه ام را بیشتر می باختم گریه کنان گفتم کامران این کارها نامردی که به زن بهترین دوستت تجاوز کنی کامران انگشت کرد داخل کسم و شروع کرد یک انگشتی عقب و جلو کردن و گاهی داخلش می چرخاند دیدم این حیوان هیچ چیز حالیش نیست من شروع کردم به تکون دادن خودم که با فشار کمرش و کیری که به حالت عمودی لای لمبه های کونم بود جلوی تکون خوردن منو گرفت و بعد از مدتی لای لمبه های کونم کیرش را بالا و پایین میکرد و انگشت دوم رو هم کرد داخل کسم و خیلی سریع عقب و جلو میکرد و دیوانه وار دستش را عقب و جلو میکرد که ترکیب خیسی واژن و روغن آرگان صدای شالاپ و شالاپ آب از کسم میومد و همزمان تنه کیر خیلی چربش را روی سوراخ کونم حرکت میداد که من با تمام انرژی شروع کردم به تکون دادن باسن و کمرم که دست راستم از کنج دیوار فاصله گرفت و با فشار همزمان دست و پای راست به دیوار از کنج دیوار یک متر فاصله گرفتم و آرنج دستم ناگهان محکم خورد روی دماغ کامران که کامران مجبور شد جلو و عقب کردن انگشت را متوقف کنه و انگشت شو از توی کسم بباره بیرون و با دو دست منو مثل بچه و پر کاه بلند کرد دوباره توی کنج دیوار گیر انداخت و با دو دست دوباره محکم کمرم گرفت دیگه خسته شده بودم از صبح زود از خواب بیدار شدم رفتم باشگاه ورزشی و بعدش مهمانی و پذیرای دیگه توانائی نداشتم و تمام عضلات سرشانه و دستم دیگه انرژی نداشت پا هام و کمرم هم هیچ انرژی براشون نمونده بود دیگه نای و رمقی برام نمونده بود که ادامه بدم هیچ کس هم اون ساعت شب نزدیک توالت نبود که اگه تا شعاع ده متری توالت کسی بود فقط از صدای بدون کلام من می فهمید که یک اتفاق غیر عادی داره اتفاق می افتد ولی متاسفانه کسی نبود و نزدیک ترین فرد به توالت کارکنان آشپزخانه باغ بودند که آنهم وسط باغ بود کسی اون نزدیکی نبود که منو از چنگال این وحشی نجات بده ، هر چقدر من خسته تر میشدم کامران انگیزه بیشتری می گرفت من مثل صیدی ضعیف در چنگال صیاد و شکارچی بی رحم به دام افتاده بودم و با قفل کردن دستش و تسلط قوی تر روی من شروع کرد به فشار دادن مجدد آنقدر سر کیرش روغن زده بود که تمام داخل و روی کسم و بین پام و سوراخ کونم چرب بود، من در حال گریه کردن به پهنای صورت و کامران در حال فشار دادن کیرش روی کسم بود و چند ثانیه با فشار زیاد مکث می کرد و چند ثانیه در همان حالی که کیرش سر کسم بود فشار رو کم و شل میکرد و مجددا فشار همراه با مکث و شل میکرد و فشار همراه با مکث که بعد از مدتی متوجه شدم کله کیر سردش داره می ره داخل گفتم وای وای واییی که صدای هق هق گریه هام بیشتر و بیشتر بالا میرفت که چه درد وحشتناک بدون لذتی بود احساس کردم کیرش بدن منو از وسط پا هام به سمت بالا در حال شکافتن هست و این پیشروی کیر سردش همراه با سوزش شدید لبه های کسم که بی اختیار همراه شد با یک جیغ بسیار بلند من که نفسم بالا نمیومد هنوز سر و کلاهک کیرش کامل داخل نرفته بود که فشار رو متوقف کرد شنیدم کامران می‌گه نه نه نه نیا نیا نیا لعنتی نیا لعنتی یک دفعه توی کسم داغ و دوباره داغ شد فشار کیر و قدرت دستهای کامران در اثر اومدن آبش کم شد که من فرصت را مناسب دیدم سریع پریدم بیرون توالت و با کس پر از آب منی شلوارمو کشیدن بالا و دیدم کیر کامران مثل یک شیلنگ قطور و دراز شل شده افتاده روی شلوارش واز سر کیرش آب می ریخت توی دلم گفتم خدا را شکر که نرفت داخل و رفتم بیرون توالت زنانه ،،، توی فکر بودم که یا خدا زن کامران چی می کشه با این کیر ،آخه کیرعلی شوهرم لاغر و سیزده یا چهارده سانتی متر بیشتر نیست و من اجازه دخول عمیق به علی نمی دهم به نظر من این کیر فرم واژن و هیکل هر زنی را خراب میکنه و باعث آسیب رساندن به اعضای داخلی زن میشه مخصوصا برای کسانی که تجربه زایمان طبیعی و کیر بزرگ را ندارند من بیشتر از ده ساله که تجربه سکس دارم قبل از ازدواج و بعد از ازدواج و دوره دانشجوی کلا آدم شیطونی بودم درسته خیلی از شیطنت های من به دخول تبدیل نشد بدلیل اینکه سکس منتهی به دخول را دوست ندارم ولی عموما تجربه همچین کیری رو نداشتم و ندیده بودم معمولا طول کیر ها هم سایز کیر علی یا دو سه سانتی متر بیشتر و یا کمتر بودند خوب برگردیم به شب اتفاق ،،،

بعد از بیرون اومدن از توالت زنانه دو نفر از پرسنل باغ اومدن گفتن چی شده خانم که گفتم نمیدونم لامپ توالت سوخته است سوسک و یا یک موش توی توالت دیدم ترسیدم و الان فامیل من داخل توالت در حال گرفتن و یا کشتن اش هست که کامران درب توالت را بسته‌ بود و داشت خودش و توالت را می شست که کامران گفت میترا سوسک بود کشتم بیا داخل کارتو بکن که من با لحن عصبانی گفتم نمیخوام یکی از کامند های باغ گفت الان لامپ میارم و رفت و دومی یک نگاه به صورت خیس و چشم پر از اشکم انداخت و گفت خانم مشکلی پیش اومده بفرمائید ما هستیم که با کمی مکث گفتم خیر گفت دم درب ورودی هم توالت هست معمولا تعطیلات و آخر هفته ها از اینجا که شلوغ میشه استفاده میکنند و رفت برای نظافت توالت ، رفتم بیرون توالت که کامران اومد گفت خیلی ببخشید برو خودتو بشور نتونستم کنترل کنم فکر کنم خیلی از آبم داخل ریخته شده با لحنی پرخاشگرانه گفتم لازم نیست چونکه دو روز از پایان پریدیم گذشته بود و هنوز تخمک گذاری نکرده بودم چیزی در این مورد بهش نگفتم دوباره گفتم ببخشم !! تو آدم عوضی و بی شرفی هستی این چه کاری بود که انجام دادی من الان به علی و زن تو میگم تو چه آدم عوضی هستی و چه بلای سر من آوردی کامران گفت همش من مقصر نبودم اولا مست بودم و بعدش تو هم مقصر بودی با اون قیافه و هیکل و لباس های زیبا دیوانم کردی تو همش منو تحریک میکردی با حرکات و گذاشتن اون ژل بی حسی و کاندوم ها داخل اتاق خواب توی سوتین و کاندوم داخل سبد حمام و حرفهایی حشریت و هی خودتو میمالوندی به من دیونه شده بودم و اصلا اجازه نمی دادی من خودمو تخلیه کنم نه توی حمام خونتون و نه توالت اینجا تازه مشغول جق زدن با روغن آرگان تو و در حال رویا و تصویر سازی و مرور اتفاقات خونه بودم که منو توی توالت صدا زدی واقعا تحمل نداشتم ، گفتم من خودمو میمالوندم به توی عوضی ؟؟!! ، تنها اشتباه من این بود که آب هندوانه رو ریختم روی لباست که معذرت خواهی کردم و سعی کردم با شستن لباس و آماده کردن لباس زیر و حمام و اتو زدن لباس تو جبران کنم ولی توی عوضی بی ناموس توی هر لحظه خودتو میمالوندی به من و سوءاستفاده میکردی اول دست زدی به سینه ام و بعد توی حمام از قصد حوله را انداختی و من اومدم سریع حوله را بهت بدم که خودتو بپوشونی که کیرت را زدی به لبم توی اتاق خواب کیرت را توی هر فرصتی از توی شورت بیرون می آوردی و می کردی لای پام و خواستی منو بغل کنی ببوسی که توی همه مراحل با واکنش تند و سرد من مواجه شدی و همش تو را هل میدادم عقب و می گفتم خودتو جمع و جور کن و بخاطر اینکه دوست قدیمی علی بودی و حالت مستی داشتی مراعات حالت را میکردم و اونها توی حمام نرم کننده موی سر بود نه کاندوم و توی اتاق خواب داخل سوتین من کاندوم بود که به همراه ژل بی حسی برنامه ریزی من بود برای شب با علی بود ، تو تماما مست و اصلا هیچی حالیت نبود ، که دیدم کامران مثل خل و چل ها نگاهم میکنه و کاملا کلافه و گیچ شده بود و مثل اسکولا نگاهم میکرد که گفتم چقدر علی از اومدن تو خوشحال بود و کلی برای امشب تدارک دید ولی نمیدونستم که تو بی ناموس و کثیف هستی و چشم به ناموسش داری من الان به علی و مهدی و زنت میگم و مدرک جرم تو هم الان توی شورتم هست که وسط باغ به گریه کردن و گوه خوردن افتاد و التماس میکرد ترا بخدا ببخشید افتاد به دست و پام اشتباه کردم به علی نگو غلط کردم گوه خوردم من مست بودم خواهش میکنم میترا ببخشید ، که من فکر کردم اینقدر ترس براش بسته تا جای از من حرفی نزند ، منم نزدیک بود جر بخورم که به خیر گذشت .
امیدوارم که خوشتون اومده باشه شاید یکی دیگه از خاطراتم را براتون بنویسم.
موفق باشید ****

نوشته: میترا


👍 8
👎 17
37200 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

916581
2020-09-14 00:10:14 +0430 +0430

اول 😁

0 ❤️

916585
2020-09-14 00:15:23 +0430 +0430

طومار نوشتی؟ گوت ورن!!!
پ.ن: تو از اونایی که به جای کیر خیار منجمد شده میکنی تو کانت!
فهمیدی جینده خانم!
در ضمن خوب شد کاندوم داشتی!


916586
2020-09-14 00:16:33 +0430 +0430

دوم

0 ❤️

916614
2020-09-14 00:36:44 +0430 +0430

مغزتو گاييدم با اين كسشرات
تايتانيك اينقد شخصيت نداره تو فيلمش

2 ❤️

916621
2020-09-14 00:39:34 +0430 +0430

جنده خانوم واسه يه لاپايي زدن يه ملتو اسير كردي شاهنامه بخوني زودتر تموم ميشه

1 ❤️

916629
2020-09-14 00:47:49 +0430 +0430

نویسنده پسره چون هیچ تصوری از کار کرد واژن بانوان نداره . انتهای واژن دهانه رحم است یعنی نوزاد ازش میاد بیرون بعد یه کیرو یکساعت فشار داده نرفته داخل؟ اونم مردی به این قدرتمندی؟؟ چرند محض و توهین به شعور خواننده بود…

4 ❤️

916633
2020-09-14 00:54:44 +0430 +0430

عاشق سکس در لحظه س ولی برنامه ریزی سکسی رو دوست داره اما بیشتر از سه یا چهار دقیقه هم طول نمی کِشه.
اهل دل و اهل فن،کسی هست اینا رو برام توضیح بده.
ادامه ندادم و در حال حل این‌ معادله ی شش مجهولی هستم.

  • چی بهت بگم‌که خوشت بیاد؟
4 ❤️

916642
2020-09-14 01:12:37 +0430 +0430

عجب جنده ای هستی، به خواسته ت رسیدی گریه ی طرفم درآوردی

0 ❤️

916653
2020-09-14 01:28:58 +0430 +0430

مادِر فاکِر.

0 ❤️

916654
2020-09-14 01:29:40 +0430 +0430

اخه کارکشته ساییدی چشمای مارو ، اگر از جق زدن کور نشدیم از خوندن این داستان شدیم که، خیلی طولانی بود حیف که کتگوری مورد علاقه من بود وگرنه نمیخوندم

0 ❤️

916669
2020-09-14 02:11:53 +0430 +0430

چرا خودتون جای زن جا میزنید بهتر نیست اول داستان بنویسد مثلاً؛
من رسولم اینم صرفاً یه داستانِ قرار نیست نویسنده همیشه کننده کار باشه… تازا اینجوری کمتر هم فوش میخورین،
حالا من فوش نمیدم و به دوستان واگذارتون میکنم.

2 ❤️

916670
2020-09-14 02:12:16 +0430 +0430

(من خیلی اهل خرید کردن و ورزش کردن هستم و همش تو پاساژها دنباله خرید کردنم و واقعا خوش لباسم)،باشه دستت درد نکنه فقط رسیدی خونه یه زنگ بزن که ما از نگرانی در بیایم،بقیش هم نخوندم همون اول داستان معلوم شد از ده بالا داستان رو ارسال کردی،تو همین چهار تا کلمه خط اول و دوم قشنگ معلوم شد که چه عقدها و کمبودهایی تو زندگی داری،امدی اینجا داستان بنویسی یا شوء اجرا کنی،فقط خواستی ورزش کنی یاد باشه اول قشنگ نرمش کنی چون هر چی نرم تر باشه به لباسات بیشتر میاد تو پاساژها هم راحت تر راه میری البته این رو تو منوی همه پاساژها واسه خانم های خوش لباسه ورزشکار که زیاد از پاساژ خرید می کنند نوشتن و قید کردن وگرنه شهرداری بهشون پایان کار نمیده،یادت نره رسیدی خونه یه زنگ بزن ما از نگرانی در بیایم زنگ هم اگه تموم کردی نداشتی دیگه نمیخواد بری پاساژ زنگ بخری همون از پشت گوشی یه سوت هم بزنی ما متوجه میشیم،ببین چی میگه فروشنده با شماست میگه اگه پسند کنی سایز دیگه هم داریم بگو نه من از همین سایز خوشم امده چون ورزشکارم کوچکتر از این فایده نداره اونم من که هر روز پاساژم.

2 ❤️

916686
2020-09-14 02:51:18 +0430 +0430

به شدت طولانی بود و حوصله سر بر بود.
دیس لایک

0 ❤️

916708
2020-09-14 04:25:46 +0430 +0430

چقد کسشر تف دادی

0 ❤️

916712
2020-09-14 05:04:23 +0430 +0430

کاری به طولانی بودنش ندارم که حوصله سر بر شده بود
اینم که سوتی زیاد‌ داشتی هیچ
احتمالاً تا حالا فقط کون دادی اونم به خروس که دو سه تا تلمبه زده و کشیده بیرون همممممممم در نظر نگیریم
دمت گرم خاطرات دوران دانشجوییمو زنده کردی
پسر که میومد سمتم دهنشو صاف میکردم تا شمارشو بگیرم
فردا پس فرداش با کلی منت کشی میومد منو دوستامو ببره بیرون
منم تمام مدت کرم میریختم و کاری میکردم پسره راست کنه به امید سکس و حتی ساک زدن
بعد با دوستام میپیچیدم به بازی و باهاش تنها نمیشدم😂
خیلی حال میداد
کرم داشتم واقعا

1 ❤️

916729
2020-09-14 06:24:41 +0430 +0430

جنده خانوم 🙏

1 ❤️

916753
2020-09-14 08:50:52 +0430 +0430

نخوندم ش کتاب مینوشتی
خاطرات یک مجلوق

0 ❤️

916773
2020-09-14 10:29:37 +0430 +0430

معلومه تموم عقده هاتونوشتی بدبخت

0 ❤️

916783
2020-09-14 11:12:15 +0430 +0430

به طور کل از خانمهایی که به انواع مختلف واسه آقایون دام پهن میکنن و آخر سر هم ننه من غریبم بازی در میارن متنفرم…

اگه قصد بازی داشنی، خب بازیهات رو توی خونه کردی، دیگه توی باغ مرضت چی بود…

هرچند این رفتارها، درسته که شروعش دست شماست، اما معلوم نیست پایانش به کجا بکشه…

پس یا نکن با فیلبانان مشورت

یا که خود خانه بساز تا فیل و فیلبان با هم وارد شوند

1 ❤️

916787
2020-09-14 11:45:09 +0430 +0430

تا اونجایی خوندم که راجع به ورزشو خریدو اینچیزا حرف زدی… منتها یادت باشه یه نامرد ، همیشه میگه نامرد نیستم مهربونم. و اصرار میکنه که حرفمو باور کنید چون عقدش تودلش مونده… تو هم که میخای بگی مایه داریو نمیدونم ورزشکاری و همینطور زن هستی، ولی بنظرم هیچی نیستی! تو یه جقی هستی که بعضی وقتا خیالات ورت میداره و توی توهماتت میخای یه چیزی باشی که اصلا قرار نیست بشی!

0 ❤️

916839
2020-09-14 17:23:12 +0430 +0430

تخیلی بود هوسلم نیمد بخونم

0 ❤️

916848
2020-09-14 17:49:19 +0430 +0430

از همون اول که خوندم مشخص بود که چرت و پرته یه جوری از شخصیت ها تعریف کردی هرکی ندونه فکر می کنه ملکه الیزابته یا طرف کیم کارداشیانه یا نیکول کیدمن یا برد پیت با جنست رو عوض کن کم کوس بگو همیشه بگو

0 ❤️

916849
2020-09-14 17:49:46 +0430 +0430

اگه داستانت واقعی باشه واقعا خاک توسرت
من با خیانت و سکس بابقیه کاری ندارم و دوس دارم
وقتی کاری که تو کردی نشون داد چقدر عوضی هستی
توکه میخوای حال کنی و حال بدی چرا زهرمارش میکنی اخه ادا تنگارو درمیاری همه چیو میندازی گردن اون بیچاره

0 ❤️

916850
2020-09-14 17:51:35 +0430 +0430

نوشتن ت عالی بود
کلا اهل تعریف و تمجید نیستم ولی چیز خوب خوبه…
بشدت تابلو بود یه زن اغواگر و شیطونی

0 ❤️

916854
2020-09-14 18:12:31 +0430 +0430

من اگه بودم
تو از حموم جر خورده میومدی بیرون
کسی اینجوری کرم بریزه باید بره سر کیر

1 ❤️

916866
2020-09-14 19:56:38 +0430 +0430

کسشر. ایده‌ی جنده بودن زن قشنگه و عاشقشم و دوس دارم زنم جندگی کنم برای خودم و دوستام ولی داستان کسشر و طولانی بود.

0 ❤️

916870
2020-09-14 20:34:04 +0430 +0430

اینقدر عیب و ایراد این زیاده فقط یه چیز میگم نه به خیانت . وقتی تو داشتی به کامران میدادی علی هم داشت زن کامران رو میکرد

0 ❤️

916871
2020-09-14 20:52:10 +0430 +0430

خوب نبود… واقعی که نبود مشکلی نیست… ولی خیلی پرش افکار توش موج میزد… من که حال نکردم… وسطش احساس کردم باید زودتر خوندن رو تموم کنم دیگع خیلی چرت داره میشه

0 ❤️

916946
2020-09-15 00:29:52 +0430 +0430
ld2

کس کش اینقدر که تو کاندوم خاردار دداری تو خونه داروخانه نداره . تخمی ریدم به مغزت

0 ❤️

916999
2020-09-15 03:02:14 +0430 +0430

واقعا خانما چقدر پرحرفن ؟؟؟ دیگه چیزی از قلم ننداختی؟

0 ❤️

917000
2020-09-15 03:08:22 +0430 +0430

انتهای کصشعر خودتی بقرعان👿👿👿

0 ❤️

917075
2020-09-15 14:02:04 +0430 +0430

کلا کیر تو مخت! اولا اون کاندوم نبوده انگشتدونه بوده بهش دادی که یا پاره میشده تهشم دوسانت از کیرشو گرفته! بعدشم اون بابا احتمالا کوتول نبود!؟ هیچ کیری برای بدنی طراحی نشده ک دست طرف قطر کیر رو پوشش نده!!مگه اینکه مشکل بدنی داشته باشه!!

0 ❤️

917102
2020-09-15 17:31:55 +0430 +0430

جالب بود میترا خانم ادامه بده داستانتو

0 ❤️

917112
2020-09-15 19:33:56 +0430 +0430

کون گشاد طولانی بود

0 ❤️

917136
2020-09-15 22:20:13 +0430 +0430

قشنگ نوشتی ذهن بازی داشتی تو نوشتت نویسنده قهاری هستی ولی کمی طولانی بود مرسی

1 ❤️

917149
2020-09-15 23:24:24 +0430 +0430

یساعت مارو الاف کردی واسه ی لاپایی اون شوهرتو گاییدم

0 ❤️

917382
2020-09-16 16:46:25 +0430 +0430

راستش تصویر سازی، و سوژه عالی بود
نکات منفیش طولانی بودن، گزافه گویی و اغراق بیش از حد بود
شاید بهتر بود اخر داستان رو با حس بد تجاوز تموم نمیکردی،، بهتر بود از لذت و ارضا شدن میترا وکامران مینوشتی،، فکر میکنم درصد بالای منفی ها بخاطر همینه… تهه کار رو تراژدی کردی و از چشم انداختیش…

0 ❤️

916748
2020-09-22 10:00:03 +0330 +0330

قطعا تو فیکی و پسر هستی …چون کلی سوتی دادی در داستان خسته کننده و بی مزه ات …اون همه اتو زدن اونم واسه یک بلوز و شلوار واون بازی مسخره ات با کامران خیالیت …اونوقت کامران چوب لباس بود و هیچ کاری نکرد …برو بابا یه وقت به سرت نزنه بازم بنویسی …هر کی این داستانتو بخونه یه ساعت خواب نیاز داره چون خواب اوره

1 ❤️

918978
2020-09-23 03:55:29 +0330 +0330

عااااااااااااااااااااااالی بیست

0 ❤️







Top Bottom