شرط بستن

    1392/10/18

    سلام من میلاد هستم تو داستان قبلی خودما معرفی کرده بودم ولی بازم خومو معرفی میکم حدود 20 سالمه ایمو هستم قدم 180 و وزنم 70 قیافمم بدک نیست جوری که خیلیا تو کفم هستن و کون بزرگی دارم و قیافم شبیه 15-16 ساله ها میمونه یه دوست دارم به اسم پویا اونم 17 سالشه وخیلی خوشگله اونم مثل خودمه بشتر تو کف پسره تا دختر ماجرا از اونجا شروع شد که یه دختره بود به هیچ کس پا نمیداد و همه تو کفش بودن یه روز با این دوستم تو خیابون دیدمش و گفتم اگه تونستی مخ این دختره رو بزنی مردی اونم گفت شرط میبندی؟ منم گفتم هر شرطی بگی حاظرم گفت اگه من مخشو زدم باید 2 ساعت در اخیارم باشی و هرکاری گه گفتم بگی چشم و بهم بدی و اگه نتونستم من 2 ساعت مال تو میشم و بهت میدم منم دیدم که این دختره رو که هیچکی نمیتونه مخشو بزنه حالا بیاد به یه بچه پا بده پس بزار شرطو ببندم گفتم باشه گفت فقط مادر جنده کسی که به شرط عمل نکنه گفتم کیر تو کوس خارو مادر آدمی که بزنه زیرش خلاصه 2 روز بعدش زنگ زد گفت ساعت 7:30شب بیا پارک منم رفتم دیدمش گفت ساعت 8 باهاش قرار دارم گفتم کس نگو گفت میبینیم ساعت 8 شد و دیدم دختره اومد و دوستم رفت پیشش و با هم حرف میزدن من که دیگه هنگ کردم گفتم کوس ننش که اینقد جاکشه یخورده حرف زدن و اومد پیش من گفت حالا چی میگی گفتم هیچی چی دارم بگم گفت شرطو که یادت نرفته گفتم نه گفت فردا بیا خونمون گفتم باشه
    فردا صبحش زنگ زدو من گفتم این که منو نمیکنه حالا بزار برم نگه ترسید رفتم خونشون دیدم هیچکی نیست گفتم پس باباتینا کجان گفت رفتن یه شهر دیگه خونه خالمینا تا 2 شبم نمیان گفتم نکنه میخام بکونیم گفت آره دیگه شرطو باختی گفتم باشه بکن گفت میکنم حالا صبر کن رفت یه شیشه آورد گفتم این چیه گفت عرق که خوردی تا حالا گفتم آره چند تا پیک ریخت گرم شدیم و گفت میلاد 2 ساعت شروع شد دیگه گفتم اذیت نکن دیگه گفت قول دادی گفتم باشه دوست داری بکن گفت 2 ساعت مال منی باید به حرفم گوش کنی منم تو عالم مستی گفتم باشه گفت خوب بیا بشین رو این میز آرایشه منم نشیتم و اومد واسم رژ لب زدو خط چشم کشید و پنکک و موهامو اتو کشید جوری که شده بودم مثل این جنده ها گفت اوف عجب کوسی شدی بعد اومد لباسامو در کرد و کفت میلاد عجب بدنی داری چرا مثل دخترا میمونه هیچ مویی نداره گفتم من همیشه موها بدنمو میزنم گفت اوف واقعا کوسی اومد یخورده سینه هامو خورد و گفت بخاب رو تخت منم خوابیدم رو تخت و اونم لباشاشو در آورد و خوابید کنارم لباشو آورد جلو و شروعکردیم به لب گرفتن تو عالم خوابو بیدار بودم و چیزی نمیفهمیدیم و فقط لب میگرفتیم بعد گفت میلاد بخورش منم که قبلا خیلی داده بودم و از دادن بدم نمیومد شروع کردم به خوردن کیرش خیلی خوشمزه بود تا گفت بسه دیگه بگیر بخاد منم خابیدم و اونم خوابید روم حس خیلی جالبی بود واقعا حال میکردم تا سر کیرشو گذاشت رو سوراخ کونم وآروم آروم کردش تو تو عمرم زیاد داده بودم ولی همش درد داشت ولی این بار اصلا احساس درد نکردم تا دیدم شکمش خورد پشتم خودم تعجب کردم که چجوری کرد که هیچ دردی احساس نکردم و گفت میلاد دردت که نیومد منم گفتم اوف قربون کیرت برم نه تازه دارم حال میکنم اونم شروع کرد به تلنبه زدن واقعا تو فضا بودم خیلی حال میداد حدود یه 10 دیقه ای تلنبه زد و یه فشار محکم داد منم با تلنبه آخریش آبم اومد اونم آبش اومده بود و خالش کرده بود تو اونجا دیگه حس نداشتم تکون بخورم اونم یه چند دیقه ای خوابید روم و بلند شد گفت میلاد مرسی منم بلند شدم و لباس پوشیدم و یه دسمال برداشتم وآبمو که ریخته بود روفرش جمع کردم وآرایشمو پاک کردم اونم رفت از مغازه کباب خرید و خوردیم ولی دیگه روم نمیشد تو چشمش نگاه کنم اونم روش نمیشد نگام کنه هیچ حرفی هم نزدیم و گفتم من رفتم و اومدم خونه ولی اعصابم خورد بود
    آخه خیلی باهم دوست بودیم و دوست نداشتم اینجوری بشه
    این خاطره مال دیروز هست
    از دیروز تاحالا هم نه اون روش شده زنگ بزنه نه من


    نوشته: میلاد

  • 5

  • 1




  • نظرات:
    •   Arusak khale
    • 6 سال،1 ماه
      • None

    • خخخخ جالب بود جوابت؛خواهشن يا داستان ننويس يا ديگه نميخواد از خودت چيزي بگي فقط بگو دادم و تمام


    •   Ramezani.2002
    • 6 سال،1 ماه
      • None

    • خودش فردا بهت زنگ میزنه و میگه بیا منو بکن و بعدش تو رو میکنه و اینجوری گی حرفه ای میشین


    •   piton
    • 6 سال،1 ماه
      • None

    • به اين ميگن كون دادن با تشريفات جندگانه.
      اميدوارم خارش كونت درست شده باشد تا دوباره كون شعر نگي


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو