داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

شهوانی و محسن تپل

1399/04/24

سلام
میخوام داستان اتفاقی رو بنویسم که حدود هشت نه ماه پیش برام افتاد.
من امیدم چهل سالمه با قد 175 و وزن 80 و یه کیر 17سانتی تقریبا قطور و حدود سیزده سال تو یه شرکت کار میکنم.نمیگم کدوم شهر تا تابلو نشه.
مدتهاست الان برای شهوانی داستان های واقعی سکسی خودم رو میفرستم و به نظرم بازدیدکنندگان این سایت دنبال این هستند که براشون دروغ بنویسی ولی خوب من کار خودمو میکنم.
حدود یه سال پیش یه پرسنلی تو شرکت ما استخدام شد،اوایل بچه ها میگفتن خایه مال و خبرچین مدیران واسه همین همه ازش فرار می کردن.
من تقریبا هرروز تو شرکت به شهوانی سرمیزدم و مطلبش رو نگاه میکردم و مطلب میذاشتم.
از وقتی که این همکار به بخش ما اضافه شد من سعی می کردم بیشتر از قبل مواظب باشم، چون فضولی کردن و سرک کشیدنش رو گاهی اوقات میدیدم.
شرایط کاری ما جوری که داخل فضای تولیدی گوشی نباید داشته باشیم، واسه همین من تو اون ساعات گوشی رو خاموش میکردم و میذاشتم تو شارژ.
تا اینکه یک روز بعد از بیرون اومدن از تولید متوجه شدم گوشیم روشن، منم چون حواس پرتی دارم فکر کردم شاید خاموش نکردم گوشی رو.
مدتی گذشت و من همیشه حس میکردم وقتی دارم با گوشی کار میکنم تحت نظرم.تا اینکه یه روز تو شهوانی یکی برام پیام فرستاد که نمیشناختمش. برام نوشت که پروفایلتو دیدم از کیرت خوشم اومده و همشهری هستیم ومیخوام ببینمت.آی دی تلگرام دادیم و شروع کردیم به چت کردن.
تو زمان چت کردن متوجه شدم که به هیچ وجه دوست نداره تصویر صورتش رو ببینم واسه همین احساس کردم سر کارم و بلاکش کردم.
مدتی از بلاک کردن گذشت تا اینکه دوباره برام تو شهوانی پیام فرستاد که بیا میخوام ببینمت و باهات حرف بزنم.
بهش گفتم تا تصویر صورتش رو نبینم ادامه نمیدم. گفت باشه و منم از بلاک لیست خارجش کردم.
بعداز احوال پرسی ازش خواستم عکس بفرست. ازم خواست قسم بخورم که به کسی نگم و اینکه من رو خیلی خوب میشناسه حتی اسم واقعی من رو بهم گفت و بهم گفت که میتونم بهت اعتماد بکنم اما میترسم.
وقتی عکسش رو دیدم شاخ در آوردم. محسن تپل بود. بهش گفته بودم که عاشق کون تپل هستم.
ازش خواستم همون روز اضافه کار بمونه و با هم تو تولید تنها باشیم.
گفت مشکل نداره فقط آمادگی سکس نداره و نمیتونه.
بعد از ساعت کار رفتیم تو انبار تولید و با هم تنها شدیم.
اما محسن! این همکار مجرد 26ساله تپل 100کیلویی من با لبای گوشتی خوشگل و لپای همیشه قرمزش دلم رو برده بود.
بغلش کردم، مثل یه تشک نرم بود. بهش گفتم که میتونم لباش رو ببوسم؟ که به طور دیوانه وار بهم لب داد.منم دستامو روی کون گنده و نرمش میکشیدم ولی نمیذاشت دستم و تو شورتش بکنم و سوراخ کونش ناز کنم.
ازش خواستم برام ساک بزنه که گفت می‌ترسم کار به جای باریک بکشه و من چون موی کونم رو نزدم دوست ندارم اینجوری ببینی من رو.بذار برای بعد و من ازش خواستم فردا بعد از ساعت تولید ببینمش.
محسن تو چت کردن بهم گفته بود که سکس خشن دوست نداره و دوس داره آروم بکنمش چون پنج سال سکس نداشته.
روز بعد من خودم رو آماده کردم و رفتم که یه سکس محشر با محسن تپل داشته باشم. مثل روز قبل با لب شروع کردم و لباساش رو کم کم درآوردم. محسن با کیرم بازی میکرد و بعدش شروع کرد به ساک زدن. دهان بزرگش به راحتی کیرم میبلعید. چند بار کله گردش رو گرفتم و کیرمو تو حلقش فرو می کردم. مثل یه زن کارکشته ساک میزد.
چون امکانات کم بود یه کارت پلاست پهن کردیم رو زمین و محسن به شکم خوابید روش.
محسن تو چت کردن بهم گفته بود که سکس خشن دوست نداره و دوس داره آروم بکنمش چون پنج سال سکس نداشته.
چندتا بوس از کون تپلش کردم و روش خوابیدم.
کیرم رو که مثل سنگ سفت شده بود آروم گذاشتم روی سوراخ کونش و کمی فشار دادم که ببینم میزان تنگی و گشادیش چجوریه. احساس کردم کله کیرم جاخورد.ولی با فریاد آروم محسن کشیدم بیرون.کمی نوازشش کردم و دوباره گذاشتم رو سوراخش ولی فشار ندادم تا کم کم مسیر باز بشه. کم کم با وارد شدن کیر کلفتم صدای ناله محسن بلند میشد. بعد از پنج دقیقه دیگه کیرم راهش رو پیدا کرده بود و منم آروم تلمبه میزدم.
ازش خواستم داگی بایسته و شروع کردم به کردن. خیلی تنگ بود و به سختی کیرم میرفت و میاومد.
به پشت خوابوندمش و پاهاش دادم بالا و کیرمو تا ته تو کونش جا دادم ولی درد و ناله زیاد باعث شد بکشم بیرون.
کیرمو کمتر تو کونش میکردم تلمبه میزدم که بهم گفت: بیشتر.
دیوونه م کرد با این کلمه تصمیم گرفتم جوری خشن بشم که صدای فریادش بلند بشه.
گفتم: چشم!!
شروع کردم به تلمبه زدن های عمیق تر و سریعتر و قبل از اینکه صداش بلند شه با دستام جلوی دهانش رو گرفتن.
به اوج رسیده بودم و به تلمبه زدن ادامه دادم تا آبم اومد. کیرمو در آوردم و آبم رو روی سینه بزرگ و بی موی محسن خالی کردم.
من و محسن بارها با هم سکس داشتیم و داریم و شهوانی عامل اتصال ما بود.محسن بعدها بهم گفت که اون روز گوشیم رو که رمزش رو یاد گرفته بود باز کرد و از روی هیستوری گوگل کروم آی دی شهوانی منو بیرون آورد.
نوشته: امید


👍 4
👎 9
13711 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

898985
2020-07-14 20:40:49 +0430 +0430

دستت درد نکنه بابا دوتا نر غول افتادید بجون هم.خخخخخ
هر دو تون چاقال .مرد گنده


898997
2020-07-14 20:52:36 +0430 +0430

همین کارای پلشت بازیو میکنین که کرونا زیاد شده دیگه.چکار بهم دارین بشینین تو خونه هاتون یک گوشه جقتونو بزنین دیگه


899004
2020-07-14 20:58:58 +0430 +0430

هیچ اوبی پنج سال دووم نمیاره،
و هیچ اوبی هم تنگ نیست.یا نمیدونی یا خودتو زدی به نفهمیدن.


899018
2020-07-14 21:08:46 +0430 +0430

ای گووووز
اینم از سال جهش تولید
توی تولیدی کون هم میذارن انتظار داریم پیشرفت بکنیم


899104
2020-07-15 03:00:58 +0430 +0430

بدبختی داریم ها دوتا گوریل همو کردن خیلی هم خوشحالن برج ارباب حلقه ها تو کونت 😁 کونی

8 ❤️

899114
2020-07-15 03:32:41 +0430 +0430

حالا خوبه خودت هم قبول داری دروغ گفتی و کص نوشتی
و شهوانیون هم مثل همیشه میرینند به هیکلت ،بازم مینویسی!!!
دیس کیری خدمت شما باشد که دیگر ننویسی

8 ❤️

899137
2020-07-15 05:30:50 +0430 +0430

نمونه ای از تولیدات ملی ، با آرزوی جهش اقتصادی برای کارخونتون😁

4 ❤️

899150
2020-07-15 06:27:12 +0430 +0430

ی سوراخ داغ ایا مو جود هست

1 ❤️

899164
2020-07-15 07:26:34 +0430 +0430

من میگم تا دیر نشده یه کاری بکنیم …باید به سازمان بهداشت جهانی گزارش بدیم …این کرم کون بدجوری شیوع پیدا کرده …طوری که دیگه میترسم به بقال محل سلام بده در جواب بهم بگه …سلام جوجو !
اینجوری پیش بره سه ماه دیگه داستنهای ضربدری ماهیتشون عوض میشه و باجناق ها جلو زنهاشون کون هم میزارند…دامادها پدر زن و تو زیر زمین خفت میکنند و میدن دهنش میگن بخور کونی…این کون دیگه مال منه …این کون مال کیه ؟ مال توئه …داماد کون کنم.!!!
بعید هم نیست … دیگه هیچ چیزی تو این مملکت نمیتونه متعجبم کنه .

7 ❤️

899222
2020-07-15 11:47:41 +0430 +0430

همینکه گی ها دیگه امیر نیستن یعنی یه فصل جدید تو گی نویسی شهوانی باز شده . راستی چرا اینهمه گی زیاد شده جدیدا؟؟

2 ❤️

899506
2020-07-16 04:12:13 +0430 +0430

تا حالا اینطور چندشم نشده بود. بو لاکون از پشت شهوانی خفه‌م کرد.

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها





Top Bottom