داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

شهوت تمام با مرد همسایه

1399/07/23

سلام اسم من تینا هست ۲۶ سالمه ، قدم ۱۷۶ و وزنم ۷۸ و سینه هام ۸۰ و پوستم سفید و خیلی هم خوشگل و تو دلبرو هستم . این داستان شروعش از سال ۹۷ هست که تازه ازدواج کرده بودم ، شوهرم اسمش متین هست دو سال از من بزرگتره مهندس پتروشیمی هست و درامدش هم خیلی خوبه و همون اوایل که نامزد بودیم تونست یه اپارتمان بخره و بعدشم که عروسی کردیم راحت رفتیم تو خونه خودمون .که شروع ماجراهای من از همینجا کلید خورد. بعد عروسی و ماه عسلمون دیگه کم کم به زندگی مشترک داشتم عادت میکردم و با متین تقریبا هفته ای دو یا سه حتی چهار بار هم سکس داشتیم و خیلی حال میکردم .ولی همانطور که گفتم متین مهندس پتروشیمی بود و اصل کارش تو عسلویه بود و بعد از چند ماهی که بخاطر عروسی تهران مونده بود باید طبق روال میرفت اونجا و بعد از مدتی برمیگشت. متین پسر خیلی خون گرمیه و خیلی زود با همه دوست میشه تو ساختمونی که ساکن شدیم زودی با یکی از همسایه ها دوست شده بود جوری که انگار چند ساله همدیگرو میشناسند یه روز که هنوز نرفته بود عسلویه با متین میخاستیم بریم بیرون که تو پارکینگ اولین بار منم همین اقای همسایمون را دیدم که یه اقای تقریبا میان سال بود وقتی منو و متین و دید سلام داد و متین هم که انگار از خدا خواسته اش بود خیلی گرم و صمیمی بود باهاش بعد سریع منو به اون معرفی کرد و اونو هم به من معرفی کرد اسمش محسن هست، اقا محسن هم بهمون تبریک گفت و کم کم داشتم باهاش احساس راحتی میکردم مرد خوبی بنظر میومد خلاصه ما رفتیم بیرون و متین هم گفت دیدیش؟ گفتم کیو؟ گفت اقا محسن و دیگه مرد خیلی خیلی خوبیه بعد کلی از محسن برام تعریف کرد از وقتی نامزد بودیم و خونه را خریده میشناسدش ، بعد از اون روز که محسن را دیدم چندبار دیگه هم دوباره دیدمش از متین پرسیدم این محسن سرکار نمیره انگار هر روز خونه هست؟ متین هم خندید گفت نه بابا بازنشسته هست وضعشم خوبه نیازی نداره بره سرکار ، دیگه کم کم زمان رفتن متین داشت نزدیک میشد یه روز دیگه که با مادرم و متین بودیم دوباره محسن را دیدیم که متین محسن را به مادرمم معرفی کرد دیگه مادرمم کلی با محسن حرف زد و حرف زد بعدشم از محسن خواست تا در نبود متین مراقب من باشه که محسن هم گفت تینا خانم مثل دخترم میمونه مثل چشام ازش مراقبت میکنم . از محسن بگم براتون که ۵۴ سالش ولی خیلی خوب مونده و باورکنید بیشتر ۴۰ بعش نمیاد یه مرد چهارشونه و جا افتاده و البته باید بگم خوشتیپم هست . دیگه قبل از اینکه متین بره با محسن صحبت کرده بود که مراقب منم باشه و اگر چیزی خواستم برام بگیره و کاری داشتم به محسن بگم . دیگه متین پرواز داشت و رفت عسلویه یکی دو روز که تنها شدم بدجوری غم و غصه اومد تو دلم هی یاد متین میافتادم و گریه میکردم البته هر روز باهاش در تماس بودم ولی جای خالیش بدجور اذیتم میکرد روز دوم سومی بود که متین رفته بود و تو گوشیم پیام اومو که از محسن بود صبح ساعت ۸ بود نوشته بود سلام محسن هستم دارم میرم نان بگیرم گفتم چیزی احتیاج داری برات بگیرم؟ بعد اخر پیام نوشته بود لطفا فقط پیام بده زنگ نزن که خانمم خوابه منم خنده ام گرفته بود بلند شدم تو یخچال را یه نگاهی کردم دیدم یه مقدار خرید کنه برام بد نیست براش نوشتم سلام مرسی ولی زحمت نمیدم ، اونم نوشت ای بابا دختر چه زحمتی بگو ببنم چی میخاهی برات بگیرم منم براش کلی چیز میز نوشتم البته خیلی هم نبود اخرشم نوشتم شرمنده بخدا اونم نوشت این چه حرفیه ، بعدش حدودا نیم ساعت بعد زنگ واحدمونو زد و رفتم از چشمی در دیدم محسن پشت در هست در را براش باز کردم سلام کردم اونم با مهربونی جواب داد و کیسه خرید را داد دستم ازش تشکر کردم میخاست برگرده بره که یهو تعارفش کردم که بیاد تو اونم گفت نه مرسی مزاحم نمیشم گفتم ای بابا اقا محسن من به شما زحمت دادم برام کلی خرید کردین یه نگاه به ساعتش انداخت و یه لبخندی زد و برگشت سمتم و منم از جلوی در اومدم داخل گفت مزاحمت نباشم؟ منم گفتم نه بفرمایید راستش خودمم نمیدونم چرا اینکارو کردم شاید چون چند روز تنها شده بودم راهش دادم . محسن اومد تو و منم کیسه خرید را بردم اشپزخونه گذاشتم ،توی خونه هنوز تاریک بود و چراغ روشن نکرده بودم هنوز متوجه خودم نبودم که با جه لباسی هستم اخه همیشه وقتی محسن منو میدید با مانتو و شال میدید ولی الان فقط یه تی شرت و یه ساپورت تنگ و چسبون تنم بود ارایش هم که اصلا نکرده بودم وقتی فهمیدم در چه وضعیتی جلوی محسن هستم گفتم شما بشین من الان میام اونم فهمید میخام برم به خودم برسم گفت نرو بیا بشین نمیخاد بری ارایش کنی تا اینو گفت تو دلم گفتم وای عجب تیزه این محسن بعد گفتم برم چایی بزارم پس رفتم اشپزخونه چایی گذاشتم و اومدم نشستم جلوش ولی معذب بودم که بهم ریخته هستم اخه موهامم اشفته بود محسن گفت تینا جان عزیزم تو همه جوره خوشگلی یه لبخند زورکی زدم و گفت خب چه خبر عزیزم؟ گفتم هیچی خبر خاصی نیست گفت تنهایی اذیت نمیشی گفتم خب چرا ولی چاره ای ندارم هی به ساعتش نگاه میکرد گفتم خانمت خوابه؟ اونم خندید و گفت اره تا ظهر میخوابه همینطوری به همه بدنم نگاه میکرد ساعت ۹ بود گفتم پس صبحونه را باهم بخوریم بعد برو اونم گفت هرچی تو بگی . یه حسی تو تنم وول وول میکرد از اینکه یه مردی که هم سن بابام بود داشت با ولع و شهوت انداممو ورانداز میکرد تنم داغ شده بود و کسم مور مور میشد و خارش گرفته بود میخاستم برم چایی را دم کنم که از پشت محسن چسبید بهم کتری اب جوش را از دستم گرفت گذاشتش کنار کیرشو روی کونم حس میکردم اروم دم گوشم گفت من خودتو میخام خوشگلم و شروع کرد گردنمو بوسیدن و لاله گوشمو مک زدن و لیسیدن گردنم وای همون جا تنم از شدت شهوت لرزید کونو دادم عقب و به کیرش فشار میدادم و ناله میکردم محسنم که دید منم اتیشم تنده و شهوت دیونم کرده با دستش کسمو و سینه مو میمالید و جون جون میگفت چند دقیقه ای همونجا جلوی گاز باهام لاس زد دستشو کرد تو شورتم و با چاک کسم که خیس اب شهوت بود بازی کرد و هی میگفت جون فدات بشم میخامت قربونت بشم گفتم محسن بریم تو اتاق نمیتونم وایسم رفتیم تو تخت و منو سریع لختم کرد و هی قربون صدقم میرفت هی میگفت وای جوووووونننننن بخورمت تینا جونم انگار تا حالا کس ندیده جوری حرف میزد که از هیجان دیدن بدنم داشت جونش درمیومد افتاد به خوردن کسم و وای چه لذتی بهم میداد زبونش ، زبونشو به زو میخاست تا ته کسم بکنه توش چه فشاری به کسم و چوچولم میداد اه و ناله منم بلندتر شده بود هی میگفتم وای کسم اخ کسمم اونم مثل سگ لیس میزد لای چاک کونمو لیس میزد و سوراخ کونمو لیس میزد کاری که متین برام نکرده بود بعد سینه هامو مک میزد و ازم لب میگرفت با انگشتش چوچولمو میمالید هنوز کیر تو کسم نرفته بود که چندبار ارضام کرده بود و حسابی بهش لب میدادم محسن هنوز لباسش تنش بود میخاستم لباسشو از تنش جر بدم لختش کنم تا حسابی بکندتم تا قبل از محسن هیچوقت اینقدر حشری و شهوتی نشده بودم دلم میخاست تا عمر دارم زیر محسن لذت میبردم با اه و ناله ازش خواستم لخت بشه اونم بلند شد و نشست کنارم لباسشو دراورد وای چه هیکلی داشت از شوهرم پر موتر بود هیکل درشت و سینه هایی پهن شلوار و شورتشو هم باهم دراورد که کیر شق و کلفتش سیخ ایستاده بود واقعا میگم کیرش از کیر شوهرم خیلی سر تر هست هم کلفتره هم بلندتر کیر متین ۱۴ سانته ولی کیر محسن را قشنگ دو دستی میشد گرفت تو دست . تا کیرشو دیدم اولش یکم ترسیدم اخه واقعا کیر با هیبتی بود فقط تو فیلما چنین کیری دیده بودم ازش انتظار نداشتم چنین کیری بخواد داشته باشه. محسن که فهمید من ترسیدم دستمو گرفت گذاشت رو کیرش گفت نترس عزیزم، کیرش خیلی سفت و شق بود براش میمالیدم کم کم ازش خوشم اومده بود بعد اون همه حالی که محسن به کسم داده بود نوبت من بود که بهش حال بدم منم حسابی داشتم کیرشو میمالیدم دودستی میمالیدمش هرچی میگذشت بیشتر و بیشتر از کیرش خوشم میومد ازم خواست کیرشو ساک بزنم راستش اگر محسنم نمیگفت خودم هوس کرده بودم کیر خوشگلشو بلیسم سریع کیرشو کردم تو دهنم و محسنم اهی کشید و گفت جووووووننننننن من کیرشو مک میزدم و لیس میزدم اونم موهامو تو دستش گرفته بود و سرمو به کیرش فشار میداد کیرشو تا جایی که میشد میکرد تو دهنم وای باورم نمیشد کیر به این کلفتی را دارم میخورم اخه کیر شوهرمم نخورده بودم براش ولی داشتم با هوس تموم نشدنی کیر محسنو میخوردم ، محسن منو خوابوند رو تخت و دوباره کسمو برام لیس میزد هردومون پراز هیجان و شهوت تموم نشدنی بودیم دلم میخاست لیسیدن کسم هیچوقت قطع نشه محسنم داشت برای خوردن کسم خودکشی میکرد بعد بلند شد پاهامو گرفت دادهوا و نشست جلوی کسم پاهام رو شونه هاش بود و کیرش لای کسم بود اروم اروم هی سر کیرشو میکشید لای کسم وای داشتم میمیردم براش دلم میخاست جیغ بزنم بگم کسمو پاره کن با کیرت نفس نفس میزدم و اونم با کسم لاس میزد با صدای لرزون و پر از تمنا گفتم محسن تورو خدا بکنش تو کسسسسسسسممممم اخخخخ دارممممم میمیرم اونم گفت جووووووونننننن و کیرشو کرد تو کسم و تا ته دادش توش وای عجب حسی داشت کلفتی و سفتی کیرش همه بدنم منقبض شده بود صدام در نمیومد و فقط نفس نفس میزدم این حسه منو فقط اون خانمهایی میفهمند که با یه کیر کلفت و بزرگ گاییده شدن . بعد محسن کم کم شروع کرد به تلمبه زدن با هر بار ورود اون کیر تو کسم انگار داشتم جر میخوردم ولی بینهایت هم لذت داشتم هی میگفتم وای جون تندتر اخ بزن بزن بزن کسمو جرش بده محسنم دیگه تندترش کرده بود و هردومون اه و ناله میکردیم محسن همه جای بدنمو لیس میزد سینه هامو زیر بغل هامو لبامو گردنمو هی تو کسم تلمبه میزد لذتی که میبردم را نمیشه وصف کنم محسن محکم و تند هی کسمو میگایید دیگه تختمون هم جیر جیرش دراومده بود نمیدونم چقدر طول کشید بعد کیرشو کشید بیرون و دوباره افتاد به خوردن کسم که پراز اب شده بود دلم میخاست از لذتی که میبردم جیغ بزنم اونقدر داشتم کیف میکردم که نگو و نپرس محسنم واقعا کارش حرف نداشت دوباره لنگامو داد بالا و کیرشو کرد تو کسم هی تند و تند ضربه میزد چنان میگائید که از درد با دستام میخاستم پرتش کنم چنان ناله منو دراورده بود که خیس عرق شده بودم همه ملحفه و تشکو از شدت لذت چنگ میزدم هم کسم پر از درد بود هم لذتی وحشتناک میبردم از وحشیگری محسن گاهی وسطای اون همه وحشیگریش یهو اروم میشد و منو میلیسید و قربون صدقم میرفت و و دوباره تند و محکم میگائید داشتم روانی میشدم از بس پشت سرهم ارگاسمم کرده بود متین بیجاره هیچوقت توان چنین سکسی را نداشت ولی محسن انگار اندازه ده تا جوان توان داشت و ول کن نبود هی کیرشو درمیاورد و کس و کونمو چنان میخورد که حاضر بودم صد سال بهش کس بدم بعد دوباره گائیدنش شروع میشد وقتی طولانی میشد کسم ترشحاتش کم میشد و با تلمبه های محسن کسم سوزش میگرفت که ازش میخاستم بس کنه ولی اون همش میلیسید کسمو بازم میکرد واقعا دیگه جون نداشتم از بس هم ارگاسم شده بودم هم اینکه اولین بارم بود که فکر کنم نزدیک شاید یک ساعت و نیم مداوم داشتم کس میدادم دیگه با التماس و تمنا ازش خواستم بس کنه که کیرشو دراورد و کرد تو دهنم گفت بخور تا ابم بیاد مجبور بودم اینقدر ساک بزنم تا ابش اومد وقتی ابش اومد همه رو به خوردم داد مثل یه جنازه رو تخت ولو شده بودم محسنم بغلم خوابید منو گرفت تو بغلش کیرشو کرد لای رونهام هنوزم عقب و جلو میکرد گفتم تورو خدا محسن دیگه نا ندارم بزار یکمی بخوابم اونم گفت بخواب عزیزم منو محکم تو بغلش گرفت نفهمیدم کی خوابم برد و کی بیدار شدم توی بغل محسن بیدار شدم همه ماجرای گائیده شدنم مثل فیلم از ذهنم رد شد دیگه کاری بود که انجام داده بودم ولی لذتی که برده بودم مافوق تصورم بود به محسن گفتم تو نمیخاهی بری؟ محسن گفت نمیتونم از تو دور بشم دارم میمیرم برات گفتم زنت یه موقع بفهمه چی؟ گفت به درک برام مهم نیست من فقط تورو میخام بهش گفتم نترس محسن جون من فرار نمیکنم همیشه اینجام ولی توروخدا دیگه اینطوری نکنیا همه جونمو ازم گرفتی منو محکم تو بغلش فشارم داد کیرش بازم لای رونم شق و سفت بود ازش پرسیدم چیزی مصرف کردی ؟ چرا کیرت نمیخوابه اونم گفت بخاطر توئه که نمیخواد بخوابه وای واقعا کیرش فوق العاده است دستمو بردم و کیرشو گرفتم گذاشتم جلوی کسم گفتم بکن تا بخوابه فقط توروخدا اروم بکن کس درد گرفتم اونم اروم فروش کرد تو کسم و اروم عقب و جلو میکرد و سینه هامو برام میمالید خیلی حال میکردم از کلفتی و بزرگی کیرش دوبرابر کیر متین میشد دیگه هی اروم کرد و کرد هردمون رو ابرا سیر میکردیم منم کسمو به سمت عقب فشار میدادم تا بیشتر حال کنه هی میگفت دیونتم دوست دارم عاشقتم خیلی اروم تو کسم تلمبه میزد میگفت دوست داری خوشت میاد؟منم با اه و ناله میگفتم اخ اررررهههه اررره اخ بکن کسسسسمممووو یه بیست دقیقه دیگه رمانتیک کسمو کرد و ابش اومد و ریخت تو کسم اینقدر عاشقش شده بودم که اصلا برام مهم نبود ابشو تو کسم ریخته. اون روز اولین تجربه یه سکس ناب و بینظیر را کسب کردم و تا متین بیاد هر روز با محسن سکس میکردم یک هفته مونده بود متین بیاد محسن زنشو فرستاد بره مسافرت و دیگه شب تا صبح صبح تا شب لخت تو بغل شوهر جدیدم بودم .وقتی متین اومد شبش باهاش سکس کردم بیچاره هی میگفت جون قربون کس تنگت بشم نمیدونست چه کیری گنده ای صدها بار گائیدتش لحظه شماری میکردم که زودتر متین بره تا به عشق دومم برسم هر وقت متین نبود من مال محسن میشدم. الان که سال ۹۹ شده قشنگ دو ساله که با محسن جونم هستم . محسن یه شیطونیهای دیگه ای هم کرده که بعدا براتون مینویسم .

نوشته: تینا


👍 36
👎 34
69700 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

923960
2020-10-14 01:40:48 +0330 +0330

ﺳﻼﻡ ﺍﺳﻢ ﻣﻦ ﺗﯿﻨﺎ ﻫﺴﺖ ۲۶ ﺳﺎﻟﻤﻪ ، ﻗﺪ 176 وزن 78 سینه 80 پوستم سفید؟؟؟؟
آنقدر نوشابه بازکردی خسته نشدی؟؟؟
جنده احساسی
دیس


923961
2020-10-14 01:41:32 +0330 +0330

فاقد هرگونه ارزش براي نقد كردن! خيلي بد نقد شده بود

2 ❤️

923962
2020-10-14 01:43:03 +0330 +0330

فاقدهرگونه ارزش براي نقد كردن ! خيلي بد نقل شده بود!! نگارش خيلي ضعيف

4 ❤️

923964
2020-10-14 01:43:56 +0330 +0330

جنده هم اولش ناز می‌کنه.با دو تا قالب کره و پنیر بهش کس دادی؟


923966
2020-10-14 01:45:18 +0330 +0330

از هر ور که نگا میکنم نوشته کص ننت


923967
2020-10-14 01:45:30 +0330 +0330

باز حمسه افرید جقی
کسکش خیانت کردی افتخار مکنی
تعارف مکنی کتری رو میگیره کیرشو مچسبونه ۲۰ دقیقه مکنه کیر ط کون ادم دروغگو

2 ❤️

923978
2020-10-14 01:55:14 +0330 +0330

واقعا اول صبح با اون بوی دهنت ازت لب گرفت؟


923987
2020-10-14 02:01:57 +0330 +0330

بدبخت الکسیس و کیم اینطوری بدن ندارند هیچ تو عمر پورنشون اندازه تو ندادند واقعا سالمی

3 ❤️

923995
2020-10-14 02:08:56 +0330 +0330

خدمتی که عسلویه به صنعت جق کرده به صنعت نفت نکرده!! 😁


924008
2020-10-14 02:31:55 +0330 +0330

خوب بود داستانت مثل داستان خودم بود که با زن همسایمون سکس داشتم کمی نقص داشت اما خوب بودش
نوش جونت😊

1 ❤️

924010
2020-10-14 02:35:00 +0330 +0330

اره والا نمیدونم چرا هرکی رفته عسلویه زنش جنده شده !!خخخخ
یا اینکه پسراش کونی شدن یا اینکه زناشون جنده !!خخخ

6 ❤️

924020
2020-10-14 03:03:16 +0330 +0330

خیانت کار بیشرف همه چیز

2 ❤️

924028
2020-10-14 03:18:37 +0330 +0330

مرخصی زایمان شنیده بودیم
مرخصی ازدواج هم داریم ؟؟؟

3 ❤️

924031
2020-10-14 03:23:34 +0330 +0330

شاه ایکس یک دونه اااااییییی

3 ❤️

924037
2020-10-14 03:35:08 +0330 +0330

خوب بود خوشم اومد مرسی که راحت و روان نوشتی

0 ❤️

924047
2020-10-14 04:06:48 +0330 +0330

پراید 132 سفید مدل 1367 فروش فوری

0 ❤️

924048
2020-10-14 04:09:24 +0330 +0330

کتگوری زن همسایه عالیه، تنها چیزیه که من باهاش میتونم ارضا بشم ، بهت تبریک میگم تونستی شیرم رو شق کنی ، الان که دارم مینویسم شده اندازه چمبر خیار، سفت و دراااااااز

0 ❤️

924065
2020-10-14 05:48:34 +0330 +0330

شوهرت کارش خوبه و پولداری، خونه داری، سکستون هم خوبه.
خب دردت چیه؟
دردت هرزگیه عزیزم
#هرزه_نباشیم

6 ❤️

924068
2020-10-14 06:25:45 +0330 +0330

برو پسر جون یه خانم اینجور داستان نمی‌نویسه

2 ❤️

924069
2020-10-14 06:38:41 +0330 +0330

بالقوه جنده بودی. اونجا که گفتی آقا محسن بفرمایید در خدمت باشیم میخواستی بدی.

4 ❤️

924079
2020-10-14 08:22:01 +0330 +0330

بابا پورن استار اخرنجابت من موندم چجوری تا سه روز تونستی جلو خودت بگیری وخیانت نکنی دمت گرم

2 ❤️

924081
2020-10-14 08:29:48 +0330 +0330

تجربه مشابه داشتم. همسایه زن وحشتناک حشری داشتم ولی آخه الاغ با ۵۴ ساله؟ زن همسایه ما که رفیق من بود ۲۹ ساله بود. با من که ۳۰ سالمه. نه ۵۴ سال که. عشق شوگر ددی هستی فک کنم

1 ❤️

924100
2020-10-14 10:30:42 +0330 +0330

خانم به ظاهر محترم…!!!

از عشق شوهر و از درد دوری شوهرت گریه میکردی، ولی به ۴۸ ساعت نکشیده، چنان به کص دادن افتادی که جنده های حرفه ای هم ندادن تا حالا؟؟؟؟!

شما _ مادرزاد _ جنده _ ایییییی

4 ❤️

924107
2020-10-14 10:59:56 +0330 +0330

ریشه این مشکلات بر می گردد به مادر خانواده
بنظر من این خانم جندگی را در خانواده آموزش دیده و گروه مگه میشه با یک خرید بدون هر گونه مانعی خود را در اختیار یک مرد غریبه قرار داد

0 ❤️

924111
2020-10-14 11:13:12 +0330 +0330

خوب بود.آفرین.اما تو هنوز طمع سکس واقعی رو نچشیدی

1 ❤️

924115
2020-10-14 12:00:25 +0330 +0330

من کیف کردم مرسی عزیزم

0 ❤️

924122
2020-10-14 12:17:29 +0330 +0330

من نفهمیدم از کی تاحالا جندگی افتخار محسوب میشه که انقد خوشحالی؟

0 ❤️

924125
2020-10-14 12:33:10 +0330 +0330

خیلی خیلی بد

0 ❤️

924127
2020-10-14 12:35:22 +0330 +0330

تو رویاهای مردتو خراب کردی اگه یه درصد داستان واقعی باشه که بعید میدونم،فکر کن شوهرت بره تو گرمای عسلویه کار کنه که بعد چند روز بیاد پیش زنش…شرف هم خوب چیزیه تو از زیر بته به عمل اومدی عزیزم تبریک میگم🙏

4 ❤️

924136
2020-10-14 13:57:34 +0330 +0330

گه نخور ،تو یا یه پسر جفقی هستی،یا ادمین مادر ج…نده داستانارو عمدا میذاره،از همینجا ب ادمین مادر کو…ن…ی،دوره این… داستانا تموم شد ک داشتی جن…دگیو تروبج میدادی…

1 ❤️

924144
2020-10-14 15:12:45 +0330 +0330

خیلی خوشگل و تودلبرو هستم_درآمدش خیلی خوبه_
اینا رو که خوندم فهمیدم میخوای کسشعر تحویلمون بدی، قبلا جندگی ننگ بود ولی الان شده افتخار. شاشیدم تو این مملکت با آدماش🤦‍♂️😑

0 ❤️

924147
2020-10-14 15:28:47 +0330 +0330

کسخل دفه بعد که خواستی دروغ بنویسی اولا انقد طولانیش نکن دوما یچیزی بهت بگم یاد بگیر …
کیر پیرمرد ۵۴ ساله انقد سیخ و تیز نمیشه که بخواد نیم ساعت بگادت ابش بیاد دوباره بیست دقیقه بگادت و دوباره ابش بیاد
برا سیخ کردن همچین پیری باید نیم ساعت باهاش ور بری تا سیخ شه
پیام اخلاقی این بود که کس نگو

2 ❤️

924154
2020-10-14 16:05:56 +0330 +0330

Bitch

0 ❤️

924155
2020-10-14 16:07:17 +0330 +0330

یک ساعت و نیم میگاییدت اره؟کصکش جانی سینس ک نیست !
کمتر کص بگو مومن

0 ❤️

924156
2020-10-14 16:15:39 +0330 +0330

چه شیطونی هایی کرده؟ از کون کرده؟ یا کون متین گذاشته. من فکردم فقط متین بلده نفت در بیاره اما ظاهرا محسن هم بلده

1 ❤️

924163
2020-10-14 16:57:43 +0330 +0330

سه خط اول خاصیت سیخ کنندگی داشت😁 پاراگراف بعدش که معرفی بکنت بود و درک نکردم مثلا مامانتم بکنت و دیده چه فرقی فوکوله 🥴 اینکه حواست نبود چ لباسی تنته و در و براش باز کردی یکم خوب بود ، یاد فیلم فارسی قدیمیا افتادم ، شهناز تهرانی باشورت در و باز میکرد میگفت ببخشید نمیدونستم شمایی😁

3 ❤️

924172
2020-10-14 18:03:20 +0330 +0330

خوب بود ولی مقدمه اش کم بود همون دیدار اول

0 ❤️

924186
2020-10-14 21:41:11 +0330 +0330

کیرش دو دستی باید می گرفتی؟
کیر دایناسور بود دیوث
مگه مجبورین اینقدر دروغ بگی احمق

0 ❤️

924202
2020-10-14 23:25:54 +0330 +0330

اصلا امکان نداره واقعی باشه و خانم اینو نوشته باشه

0 ❤️

924210
2020-10-15 00:45:49 +0330 +0330

بگذریم که این داستانه ولی گندتون بزنه بااین مثلا عشق وعلاقه ای که شوهره میره سرکار واز دوریش گریه وزاری میکنی ولی هنوز دوروز نگذشته زیر یکی دیگه میخوابی.

0 ❤️

924234
2020-10-15 01:32:40 +0330 +0330

بیشتر میخوره متین باشی و یه کونی قهار که بیکاره و همیشه توی خونه و وقتی زنش میره سرکار به پیرمرد همسایه کون میده.

0 ❤️

924359
2020-10-15 12:18:46 +0330 +0330

گوه در مقابل تو گله، کثافت در مقابل تو عین پاکیه، هرزه نجس نامرد بی معرفت، نمی دونم چه اصراری به ازدواج دارین شماها خب هرزگیتو بکن تشکر هم میکنیم ازت، لااقل اون بدبخت بیچاره که می ره جون می کنه رو داغون نمی کنی، حالم به هم می خوره از امثال توی هرزه عوضی، لااقل مامانتو می دادی اون مردک کونکش می کرد آشنا هم که شده بودن قبلاً

0 ❤️

924386
2020-10-15 14:55:25 +0330 +0330

کیرمنم هست درخدمتیم

0 ❤️

924434
2020-10-15 21:21:41 +0330 +0330

چیزی مصرف نکرده بوده 😒

0 ❤️

924993
2020-10-18 05:47:20 +0330 +0330

شما الان داری جندگی می‌کنی بجای زندگی
راحت باش اگر دلت خواست ما هم هستیم

0 ❤️

925040
2020-10-18 17:33:26 +0330 +0330

جمع کنید بابا این داستانهای مزخرف خیانتو…
خوبه همش سه روز از شوهره دور بوده، همینطوری الکی با کسی که دوست نشده هنوز، میره بهش میده. نویسندش حتما پسره تو کف زن همسایست، اینا هم خیالبافیاشه

0 ❤️

925541
2020-10-20 16:56:16 +0330 +0330

با افتخار از جندگیاش میگه… شوهر بدبختت میره عسلویه جون میکنه برا توی عن جنده

0 ❤️

925598
2020-10-21 01:28:32 +0330 +0330

کپی داستان منو سعید و مرجان بود

فک‌کنم نویسندش یکی بود🧐

ایقدم از خیانت ننویسین

چرا همش مردمو تشویق میکنین ب این کار

0 ❤️

925748
2020-10-21 13:06:19 +0330 +0330

اخه کی مردمو به خیانت تشویق کرده ؟

0 ❤️

926116
2020-10-23 13:30:15 +0330 +0330

والا کسی نیست به ما هم به این راحتی کوس و کون بده فرق ندارد چه زن چه پسر
ولی برای شما زود اتفاق میفته

0 ❤️

926328
2020-10-24 13:03:20 +0330 +0330

اولای داستان بودم ک با خودم گفتم خب لابد فردا دوباره براش خرید میکنه و باهم اس ام اس بازی میکنن و ی ماه دیگه میکنتش ک یهو اومدم پایینتر یدم رسیدم ب صحنه سکسیش :|
تینا خانوم ، دیوث حداقل یکم خودتو نگه میداشتی

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها






Top Bottom