داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

شهوت و لذت

1399/04/23

بعد از یه روز پر کار خسته کننده مرضیه اندکی نشست تا خستگی در کنه. زیر لب یواشکی به خانم فحش میداد:“زنیکه شلخته پتیاره”. احساس کرد باید بره دستشویی. پیش خودش گفت: “اینجا برم دستشویی بهتره تا خونه معصومه اینجا، حداقل توالتش آب گرم داره.” خانم قدغن کرده بود که مرضیه از چهار تا دستشویی پنت هاوس استفاده کنه، لذا به دستشویی سوئیت سرایداری رفت و با خیال راحت مشغول تخلیه محتویات روده هاش شد. ناگهان صدای خانم و یک مرد غریبه رو شنید. به سرعت کونش رو شست و سریع به استقبال خانم رفت، اما ناگهان به سرعت سعی کرد برگرده بدون اینکه خانم متوجه بشه. ولی خانم متوجه شد و در حالیکه به شدت مست بود داد زد:“اینجا چه غلطی میکنی آشغال. برو گمشو خونتون.” در کنار خانم یه مرد جوان احتمالا بیست و پنج تا سی ساله با قدی بلند و اندام کشیده و عضلانی و چشم و ابرو مشکی و صورتی جذاب قرار داشت. خانم بدون اینکه مانتوش رو در بیاره دکمه های مانتو و پیراهنش رو باز کرده بود و در همون پذیرایی پستانهایش را بیرون انداخته بود و مرد جوان مشغول مکیدن و لیس زدن پستانها بود که مرضیه از توالت بیرون اومده بود و عیش آنها رو خراب کرده بود. هرچند مرضیه تلاش کرده بود تا بدون اینکه دیده بشه قائم بشه اما خانم اونو دیده بود.
خانم در واقع یک متخصص زنان و زایمان سرشناس تهران بود که معمولا صبحها روزی پنج شش تا سزارین داشت و عصرها مطبش جای سوزن انداختن نبود. وضع مالی خانم توپ توپ بود. خانم با وجود اینکه چهل سالش بود اما ازدواج نکرده بود. روز اول که مرضیه برای استخدام رفته بود پیش خانم، بهش گفته بود:“ببین اینکه من با کی میرم یا با کی میخوابم فضولیش به تو نیومده. تو فقط خونه رو تمیز میکنی و غذا درست میکنی. اگه خبری از رفت و آمدهای من جایی بردی لنگاتو از وسط جر میدم.” این مرد هیکلی بسیار خوش تیپ و خوشگل پنجمین مردی بود که در یکسال گذشته مرضیه تو خونه خانم دکتر دیده بود. بقیه مردها جا افتاده و موقر بودند و مرضیه مطمئن نبود که خانم دکتر با اونها سکس داشته یا فقط مهمانش بودند. اگرچه خانم دکتر حداقل با دو تاشون مست و پاتیل اومده بود خونه ولی هیچ وقت در حضور مرضیه کاری نکرده بودند. با این وجود مرضیه خانم دکتر رو به دفعات لخت دیده بود و هر وقت خانم میرفت حمام مرضیه میرفت و پشت کمر خانم دکتر رو لیف میکشید و خانم دکتر ابایی از نشون دادن کس و کونش نداشت.
مرضیه به سرعت سمت مانتوش رفت تا سریعتر بزنه بیرون، می ترسید دیدن صحنه خوردن پستانهای خانم دکتر توسط یه مرد حداقل ده سال جوونتر از خودش باعث بشه خانم دکتر اخراجش کنه. اما خانم دکتر ناگهان تغییر عقیده داد و گفت:“نرو، برو یه تشت بیار الان میارم بالا. سپس رو کرد به مرد جوان و با همون حالت مست گفت:“مهرداد زیاده روی کردم. بهم گفتی وودکا نخور. کاش گوش کرده بودم.” بعد در همون وضعیت پستان برهنه دست مهرداد رو گرفت و به اتاق خواب رفتند. یک دقیقه بعد مرضیه تشت به دست در اتاق رو زد و گفت:” خانم تشت آوردم." خانم با همون حالت مستی گفت :“بیارش”. مرضیه وارد اتاق شد، از دیدن منظره اتاق شوک شد. خانم لخت و عور کیر پسر جوان رو در دست گرفته بود و لیس میزد. مرضیه دستپاچه شده بود و نمی دونست از اون شرایط چه جوری خودش رو خلاص کنه. خانم بدون اهمیت دادن به مرضیه مشغول ساک زدن کیر مرد جوان بود. برای لحظه ای که خواست نفس تازه کنه به مرضیه گفت:“همینجا بشین اگه حالم بد شد آماده باشی.” لحظاتی بعد روی تخت دمر دراز کشید و به گونه ای نامفهوم از پسر خواست که روش بخوابه. مرد جوان که به نظر میومد او هم به حضور مرضیه عادت کرده بود روی خانم دکتر خوابید و تلاش میکرد کیرش رو لای کون خانم دکتر بکشه که ناگهان بلند شد و در حالیکه کیر شقش رو کاملا در معرض دید مرضیه قرار داده بود به مرضیه گفت:“خوابش برد” مرضیه با نگرانی به سمت خانم دکتر رفت اما با شنیدن صدای خرناس خانم دکتر از سلامتی خانم دکتر اطمینان حاصل کرد. همزمان زیر چشمی نگاهی به کیر نه چندان بزرگ و اندام ورزشی مرد جوان که زیر پیراهنش مخفی شده بود انداخت.
مرضیه اهل روستایی دورافتاده در اطراف مراغه بود و فارسی رو با لهجه غلیظ ترکی صحبت میکرد. پدرش یه کارگر کشاورز ساده بود. شانزده سالش بود که با ممعلی ازدواج کرد. ممعلی پسر طلعت خانم هم کارگر ساده ای بود که روی زمینهای کشاورزی دیگران کار میکرد. مرضیه تو خونه طلعت خانم زندگی مستقلی نداشت. خانه یک اتاق خواب کوچک داشت که غلومعلی برادر بزرگتر ممعلی اونجا رو گرفته بود و یک پذیرایی بزرگ که طلعت خانم و دو دخترش اونجا میخوابیدند و یک هال کوچک که مانند زائده ای بر پذیرایی بود که محل خوابیدن و احیانا سکس ممعلی و مرضیه بود. مرضیه و ممعلی باید با بقیه میخوابیدند و بیدار میشدند چونکه فضای هال و پذیرایی مانند یک ال انگلیسی بود و روشن بودن چراغ یکی باعث روشن بودن دیگری میشد. این بود که یکسال بعد از ازدواج مرضیه زمانیکه خواهر طلعت خانم تو تبریز فوت شد و همه اعضای خانواده جز مرضیه و ممعلی به تبریز رفتند اولین باری بود که مرضیه و ممعلی همدیگر رو قشنگ لخت می دیدند و تنها در اون یه هفته بود که اونها لخت میشدند و سکس میکردند و تنها موقعی بود که چند بار ممعلی کس مرضیه و مرضیه کیر ممعلی رو ساک زده بودند. در بقیه موارد سکس اونها از زیرپتو منحصر میشد به دستمالی پستانهای مرضیه توسط ممعلی و چند تا تلمبه و تمام. مرضیه از خجالتش شبها خودش رو تمیز نمیکرد و صبح معمولا کسش رو تمیز میکرد. با به دنیا آمدن علی شرایط سخت تر هم شد و ونگهای بچه اجازه نمی داد بقیه بخوابند که باعث شد طلعت خانم به غلومعلی فشار بیاره که یه جایی رو گیر بیاره و اتاق رو بده به ممعلی و مرضیه. سرانجام وقتی علی سه سالش شده بود و زینب دختر مرضیه و ممعلی شش ماهه بود مرضیه صاحب یک اتاق برای خودش شده بود. حالا موقع سکس آزادی عمل بیشتری داشتند و تو تاریکی همدیگرو بیشتر لمس میکردند اما نه چراغی رو میتونستند روشن کنند چون باعث بیدار شدن بچه ها میشد و نه علاقه ای به لخت شدن داشتند.
مرضیه بعد از سالها یک مرد رو لخت میدید البته نه لخت کامل، اما بعد از سالها یک کیر در روشنایی میدید و در واقع اولین کیری بود که بعد از کیر ممعلی میدید. مرد جوان، مهرداد با کیر شق شده کاملا گیج بود و انتظار خوابیدن ناغافل خانم دکتر رو نداشت. نگاهی به مرضیه انداخت. مرضیه صورتی گرد و چشمانی درشت داشت. یک چادر قهوه ای گل گلی رو دور کمرش بسته بود، اما مهرداد به خوبی متوجه اندام پر و قلمبه مرضیه شده بود، اما جرات این رو نداشت که به مرضیه پیشنهاد سکس بده. مرضیه هم تحریک شده بود از دیدن صحنه معاشقه و بویژه کیر این مرد خوشتیپ و خوش قیافه. اما مرضیه حتی تا اون لحظه مرد نامحرمی رو لمس هم نکرده بود چه برسد به سکس. بالاخره مهرداد به حرف اومد و گفت:“اینم از شانس امروز ما، حالا با این بی صاحاب چی کار کنم.” و اشاره به کیرش کرد. مرضیه اصلا نمی دونست چی باید بگه، حتی مطمئن نبود چی میخواد. از یه طرف تحریک شده بود و از طرف دیگه میترسید. ناگهان بی اختیار از دهنش پرید:“آخی دلش رو صابون زده بود ولی چیزی گیرش نیامد.” مهرداد که از جواب مرضیه خوشش اومده بود گفت:“آره، تازه وایاگرا هم خورده بودم و به این بنده خدا ژل بی حسی هم زده بودم.” مرضیه متوجه شد که مهرداد قصد پوشیدن لباسهاش رو نداره و ظاهرا از صحبت با مرضیه هم خوشش اومده. مرضیه هم نیشش رو تا بناگوش باز کرد و پکی زد زیر خنده و گفت:“پس کارت دراومده. بیرون هم که نمی تونی بری. " مهرداد هم با خنده جواب داد:“تو که میتونی از اتاق بیرون بری چرا نمیری؟ یعنی کیر شق من تماشاییه؟ اگه پایه ای که بسم الله، اگه پایه نیستی برو بیرون میخوام جق بزنم” مرضیه از لحن غیردوستانه مهرداد خوشش نیومده بود، اما اگه اون دنبال سکس با مهرداد بود الان موقعش بود. با خودش فکر کرد من که از صبح تا حالا مشغول درست کردن قرمه سبزی بودم و عرق هم کردم حتما بدنم بوی قرمه سبزی و عرق میده. لباسهای زیر مرضیه هم مناسبتی با این شرایط نداشت. موهای کسش اگرچه خیلی بلند نبودند اما یک هفته ای از زمان کوتاه کردنشون می گذشت. این بود که تصمیم گرفت قید سکس با مهرداد رو بزنه. اما ناگهان در اخرین لحظه گفت:” بیا برات میخورمش."
مرضیه فکر میکرد با ساک زدن هم مشکل مهرداد رو حل کرده، هم بدنش رو نامحرم ندیده و تازه لذت هم برده است. در دوران زندگی با ممعلی فرصت چندانی برای ساک زدن مرضیه پیش نیومده بود. به جز اون یه هفته ای که تو خونه تنها بودند چند بار دیگه هم مرضیه دور از چشم بچه ها و فامیل ساک زده بود، اما رویهم رفته بیست بار هم نشده بود و برای همین اشتیاق عجیبی داشت.
مهرداد کیرش رو جلوی صورت مرضیه گرفت و مرضیه کیر رو در دستش گرفت و به دهان برد. به محض تماس کیر مهرداد با زبانش، مرضیه ترشح زیادی رو در کسش حس کرد. با علاقه شروع به ساک زدن کرد. مرضیه میدونست که به سادگی از اون حالت نمیتونه بیاد بیرون. بی اختیار در حین ساک زدن دستهاش رو به اندام عضلانی مهرداد میکشید و لذت میبرد.
هر دو تصمیم گرفتند به اتاق خواب دیگه ای بروند و در اونجا مهرداد لبهاش رو رو لبهای مرضیه گذاشت و مرضیه هم با اشتها لبهای مهرداد رو میمکید. به خودش حق میداد چرا که بیش از دوسال بود که سکس نداشت. آخرین سکس مرضیه شب قبل از رفتن ممعلی به تبریز بود. مدتی بود ممعلی بیکار بود و تصمیم گرفته بود برای کار ساختمانی به تبریز بره. سه ماه بعد خبر اومد که ممعلی از بالای ساختمون خورده زمین و وضعش خرابه و سه روز بعد ممعلی مرد و مرضیه رو با دو تا بچه تنها گذاشت.
ناگهان مرضیه مهرداد رو از خودش دور کرد و گفت:“نه تو یه نامحرمی، این کار درست نیست.” مهرداد هاج و واج مرضیه رو نگاه میکرد و به شانس تخمیش لعنت می فرستاد. مرضیه هم داغ داغ بود. نمی تونست جلوی خودش رو بگیره. این بود که به مهرداد گفت:“یا الله صیغه بخوان. زوجتک لنفسی بمهر المعلوم و المدت المعلوم.” حالا خیال مرضیه راحت بود و اجازه داد تا مهرداد لختش کنه. وقتی مهرداد پستانهای گرد، خوش فرم و برجسته مرضیه رو دید چشمانش گرد شد و شروع به مکیدن یکی و مالیدن دیگری شد. مرضیه زیاد تجربه خورده شدن پستانهاش رو نداشت. شرایط سکس اون با ممعلی جودی نبود تا به قول مرضیه این قرتی بازیها را در بیاورند. اگر چه ممعلی هر چند ماه یکبار هر وقت شرایط مساعد بود این کار رو میکرد. مرضیه از مکیدن و زبون زدن و گاهی اوقات گازهای آرومی که مهرداد از نوک صورتی رنگ پستانهاش می گرفت لذت وافری میبرد. کسش کاملا خیس شده بود. آماده آماده بود.
مهرداد بدون هیچ عجله ای به سراغ شورت مرضیه رفت و اون رو از پاش درآورد. کس مرضیه رو احتمالا از سن پنج شش سالگی به بعد کسی ندیده بود جز ممعلی. اما مرضیه در اون لحظه فقط دوست داشت ارضا بشه. براش اصلا هیچ چیز دیگه مهم نبود. لحظه ای فکر کرد اگه الان خانم بیدار شه و ببینه دوس پسرش رو مرضیه تور کرده چی میگه. پیش خودش گفت:“زنیکه کثافت جنده، هر چی میخواد بگه فوقش اخراجم میکنه.” مرضیه بعد از فوت ممعلی به پیشنهاد خواهرش معصومه به تهران اومد. معصومه یه خونه کوچیک طرفهای شابدولعظیم(شاه عبدالعظیم) کرایه کرده بود. شوهر معصومه، عبدالله، تو نونوایی کار میکرد و درآمد اضافی نداشت. مرضیه باید کار میکرد ولی این حسن رو داشت که بچه ها پیش معصومه بودند. بعد از چند بار که توسط یه آژانس برای تمیز کردن خونه خانم دکتر فرستاده شد سرانجام دکتر ازش خواست که هفته ای سه بار برای تمیز کردن خونش بیاد.
هنگامیکه مهرداد شروع به لیس زدن کس مرضیه کرد، مرضیه رو ابرها بود. مرضیه این رو خوب میدونست که با خوردن کسش سریع ارضا میشه. اما در طول زندگی مشترک تنها موارد انگشت شماری بود که ممعلی کس مرضیه رو خورده بود و در همه موارد مرضیه به سرعت ارضا شده بود. اما نه شرایط جوری بود که این تجربه زیاد تکرار بشه نه ممعلی علاقه ای به خوردن کس مرضیه داشت. اما حالا مهرداد با زبردستی مشغول خوردن کس مرضیه بود. مرضیه امواج خفیفی رو حس میکرد که از در حال جمع شدن در بدنش هستند. یواش یواش بدنش به لرزه افتاد. سر مهرداد رو هرچه بیشتر فرو میکرد به کسش و در یک لحظه حس کرد چیزی در حال ترکیدن هست در درون بدنش. ناگهان سر مهرداد رو به عقب هل داد پاهاش رو جمع کرد زیر شکمش و با چند تکانه شدید بهترین ارگاسم زندگیش رو تجربه کرد.
چند لحظه بعد مرضیه این بار شاید عاشقانه لبهای مهرداد رو بوسید و مکید و گفت:“این بهترین ارضا شدن زندگیم بود، نوبت منه.” مهرداد از اون پسرهایی بود که از سکس با زنان سن بالا (میلف) لذت زیادی میبرد. ترکیب جوانی، جذابیت، چهره و اندام زیبا و وضع مالی مناسب پدر باعث شده بود مهرداد در بیست و هفت سالگی با زنان بسیاری سکس کرده باشه، اما زنی مثل مرضیه به رغم زیبایی ذاتیش قطعا هیچگاه مورد نظر مهرداد قرار نمیگرفت. با این وجود وقتی مرضیه مجددا شروع به ساک زدن برای مهرداد کرد لذت زایدالوصفی در وجود هر دو وجود داشت. مرضیه با هر مک سعی میکرد آب منی رو از اعماق وجود مهرداد بیرون بکشه، اما تاثیر قرص وایاگرا و اسپری بنزوکایین باعث میشد مهرداد نگرانی نداشته باشه. برای لحظاتی مهرداد سر مرضیه را در بین دستانش گرفت و کیرش رو با سرعت و قدرت در دهان مرضیه تکان داد. مرضیه خودش هم نمی دونست که چرا از این حرکت خشن مهرداد نه تنها بدش نمیاد که لذت هم میبره.
مرضیه پاهاش رو باز کرد و مهرداد رو به کسش دعوت کرد. خیالش راحت بود که چند روز دیگه پریود میشه و احتمال بارداری وجود نداره. مرضیه کس دادن رو خوب بلد بود و در سالهای اول ازدواج هر شب کس داده بود. سالهای آخر با ممعلی کس دادنش به هفته ای سه بار کاهش پیدا کرده بود. مرضیه نمی دونست که مردها چه احساسی از کس او ممکن است داشته باشند، اما خودش هیچ وقت با کس دادن ارضا نشده بود. کس کردن ممعلی معمولا در چند تلمبه کوتاه تمام میشد. گاهی اوقات تمام چیزی که از سکس وجود داشت دستمالیهای ممعلی بود و کس دادن تا ممعلی ولش کنه. در اکثر مواقع حتی فرصتی برای چرب شدن کس مرضیه وجود نداشت و ممعلی با تف کیرش رو وارد کس مرضیه میکرد. در نظر ممعلی ارضا شدن مرضیه اهمیتی نداشت. کیر مهرداد قلمی تر ولی اندکی بلندتر از ممعلی بود و بر خلاف ممعلی در حین تلمبه زدن به لب گرفتن و خوردن پستانهای مرضیه میپرداخت که باعث ترشحات بیشتر در درون کس مرضیه میشد. بر خلاف کس دادن به ممعلی مرضیه از کس دادن به مهرداد خوشش میومد. حتی وقتی مهرداد به صورت داگی استایل او رو میگایید از دخول عمیق کیر مهرداد احساس لذت به مرضیه دست میداد و بی اختیار به حرف اومد:“محکمتر بزن. تا ته. محکمتر”
مهرداد همینطور که داگی استایل تلمبه میزد سرش رو جلو آورد و از مرضیه لب گرفت و گفت:“میشه از کون بکنمت؟” مرضیه با ناباوری مهرداد رو نگاه کرد. از نظر مرضیه این چیزی نبود که مهرداد بابتش اجازه بگیره. ممعلی هر دو سه باری که کس میکرد یه بار هم کون مرضیه میزاشت. معمولا کون دادن مرضیه بعد از کس دادنش بود، اما مواردی هم شده بود که ممعلی فقط اونو از کون کرده بود. مرضیه با درد کون دادن کاملا آشنا بود و بارها شبها سرش رو تو بالش کرده بود و بیصدا ازدرد گریسته بود. با این همه گذر زمان و تجربه باعث شده بود که مرضیه درد کمتری تجربه کنه. اون دیگه اجازه نمی داد که ممعلی بدون مقدمه کیرش رو فرو کنه و مجبورش میکرد تا کون مرضیه رو خوب انگشت کنه. یک انگشت و دو انگشت و سه انگشت. مرضیه موقع خواب قوطی کرم رو زیر بالشش میزاشت و اگه ممعلی میخواست از کون بکنه اونو وادار میکرد که به انگشتهاش و کیرش کرم بزنه. نکته ای که باعث خجالت مرضیه میشد احساس لذتی بود که با انگشت کردن و حتی گاییدن کونش بهش دست میداد. اون هیچ وقت از کون دادن ارضا نشده بود اما احتمالا اگه ممعلی بیشتر میکرد ارضا هم میشد و این از نظر مرضیه مایه شرمساری بود که اون از کس دادن لذت نمیبرد اما از کون دادن لذت میبرد.
مرضیه لحظه ای تامل کرد و فکر کرد نکنه کونش تمیز نباشه و آبرو ریزی بشه. یادش اومد که قبل از آمدن خانم با مهرداد رفته بود دستشویی. این بود که با خیال راحت گفت:“اشکال نداره، از کون میتونی بکنی” اما بر خلاف انتظار مرضیه مهرداد نه کیرش رو مستقیم تو کون مرضیه کرد نه انگشتهاش رو، بلکه با زبان شروع به لیسیدن سوراخ کون مرضیه کرد و زبان رو به داخل کون مرضیه فشار میداد. حس عجیبی حاصل از لذت جسمی و روانی به مرضیه دست داد و گفت:“بیا لب بده ببینم کونم چه مزه ایه؟” از اینکه طعم کونش رو لبهای مهرداد مزه میکرد کسش پر آب شد. مهرداد با زبونش کون مرضیه رو گشاد کرد و بعد با انگشتانش. مرضیه با حرکت انگشتان مهرداد در درون رکتومش به شدت تحریک شده بود. صورت مهرداد رو دستش گرفت و ازش لب گرفت و گفت:“بکن دیگه مادر قحبه. کیرت رو بکن تو کونم.” مهرداد که شگفت زده شده بود گفت:" بیا بشین روش" مهرداد به تجربه میدونست که در آنال سکس در شروع اگه زن کنترل رو در اختیار داشته باشه بهتره. مرضیه کلی تف به کیر مهرداد زد و سوراخ کونش رو با کیر مهرداد تنظیم کرد و روی کیر مهرداد در پوزیشن ریورس کو گرل نشست و تلاش کرد تا تمام کیر مهرداد رو فرو کنه. درد مثل شعله های آتش در رکتوم مرضیه زبانه میکشید. لحظاتی تامل کرد. مرضیه از صبر مهرداد خیلی خوشش آمده بود. اندکی درد و فشار کمتر شد و مرضیه آروم آروم ریتم گرفت. حالا دیگه مطمئن بود اگه ادامه بده ارضا میشه. یه لحظه به خودش اومد، بدون اینکه متوجه شده باشه داشت با کسش بازی میکنه. کف پاهاش رو روی رانهای مهرداد گذاشت و با کسش ور میرفت و کونش رو بالا و پائین میبرد. لحظه ای هوس کرد از مهرداد لب بگیره و پوزیشن رو عوض کرد و رو به مهرداد مشغول کون دادن لب گرفتن و بازی کردن با کسش شد. مهرداد حس میکرد که اثر بنزوکایین در حال زایل شدنه، این بود که به پشت مرضیه جهید و مرضیه رو به حالت سجده درآورد. برای اولین بار بود که مهرداد زنی رو با تمام توان و بدون غرولند و شکایت داشت از کون میکرد. مرضیه نزدیک به ارضا شدن بود که آب داغ مهرداد کونش رو پر کرد و مرضیه با تمام توان با کسش بازی میکرد که برای بار دوم ارضا شد. هیچ کدام حس تکان خوردن نداشتند.
دقایقی بعد مرضیه بلند شد لباس پوشید و به دستشویی رفت تا خودش رو تمیز کنه. آرام بود و از اتفاق اون روز اصلا پشیمون نبود. موقعیکه خواست به سمت خونه بره مهرداد شماره مرضیه رو خواست و از ازش درخواست کرد تا این تجربه یونیک رو دوباره تکرار کنند. مرضیه لبخندی زد و گونه مهرداد رو بوسید و گفت:“عزیزم بار دومی وجود نداره.”

نوشته: همشهری کین


👍 43
👎 19
57445 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

898684
2020-07-13 20:51:48 +0430 +0430

Like

5 ❤️

898694
2020-07-13 20:55:19 +0430 +0430

ابتدایه داستان بسی حال بهم زن بود

ولی نوشته وقی نویسندرو می رسوند که تونست با نوشتش برین تو حالم!

قلم قوی ای داری لایک

6 ❤️

898702
2020-07-13 21:01:55 +0430 +0430

بازم اسم شهر و این که طرف کجایی هست! نکنید این کارو ذهنیت درست نکنین

6 ❤️

898706
2020-07-13 21:08:51 +0430 +0430

##کیرم تو داستانت##

3 ❤️

898717
2020-07-13 21:19:37 +0430 +0430

همشهری کین عزیز!
خوب بود ولی نه به خوبی قبلی ها.گاه یاد جلال آل احمد افتادم،گاه نویسنده های سطح پایین تر.
یه جوری بود.حس کردم معلقی!بیان و روایت برای من هنجار نداشت.یعنی ریتم و روالش رو منطقی و روی یه خط صاف ندیدم.
موضوع هم زیاد مثل قبلی ها،بیان درد اجتماع نبود.
خسته نباشی


898733
2020-07-13 21:45:04 +0430 +0430

بسی کیرم اندرون کونت و داستان تخمی ات

5 ❤️

898745
2020-07-13 22:44:40 +0430 +0430

بد نبود و اگه قبل از ارسال با دقت چندبار بازخونی میکردی چه بسا بهتر میشد.

5 ❤️

898754
2020-07-13 23:21:07 +0430 +0430

مرضیه که تجربه های سکسیش در حد زیر پتو بود چطور یهو تبدیل شد به یه پورن استار

7 ❤️

898766
2020-07-14 00:25:21 +0430 +0430

آفرین. عالی بود. میتونم بگم اولین مطلب خوبی بود که توی این سایت خوندم. شما بسیار قلم خوبی دارید و قطعا تجربه‌هاتون در سکس‌های قبلی کمکتون‌کرده. مسائلی دور از واقعیت در داستان بود که البته کاملا موجهه چون داستانه. مثلا مهارت مرضیه از ابتدا تا پایان سکس مثل یک پورن‌استار.
تبریک به خلاقیت و ذهن شما. پیروز باشید

5 ❤️

898770
2020-07-14 01:02:01 +0430 +0430

دوست عزیز لاک غلط گیر
با تشکر از کامنتت، راستش بعضی داستانهای با تم اجتماعی که نوشتم بعضا با استقبال مواجه نشد. این بود که تم اجتماعی داستان رو کمرنگتر کردم و تم جنسی رو بیشتر تا دوستانیکه برای خوندن و لذت بردن از یه داستان سکسی میان دست خالی نروند. با این همه تم اجتماعی داستان در بیان تاثیر فقر در زندگی زناشویی قهرمان داستان نهفته هست.


898779
2020-07-14 02:59:05 +0430 +0430

اول داستان چنان چندشم شد که میخواستم بالا بیارم (اخه گه پاک کردن کون یا رو به ما چه !!!
منتها داستان قلم خوبی داشت و قوی بود (گاهی اوقات دوست عزیز و نه در کل داستان )ولی بسیار طولانی

5 ❤️

898792
2020-07-14 03:46:24 +0430 +0430

اگه اصطلاحات قلمبه سلمبه استفاده نمیکردی خیلی بهتر میشد و اینکه بیوگرافی مرضیه و داستان زندگیشو یجا شرح میدادی بهتر بود تا اینکه وسط سکس یخط درمیون گریزی بزنی به گذشتش …
روی هم رفته قابل تحمل بود با ارفاق لایک

7 ❤️

898814
2020-07-14 04:50:27 +0430 +0430

قلم خوب و روانی داری. اما نقاط ضعف داستان کم کم نیست.

از مرضیه یه دختر دهاتی و خیلی ساده ساختی، علی القاعده چنین دختری از ویاگرا و بنزوکایین بی خبره، چطور چنین دختر با حجب و حیایی به یه مرد کیر به دست میگه: پس بیرون هم نمیتونی بری

در داستان اگر از ملیت طرف گفته بشه، یه شهر خیلی نام برده میشه. الان آذری زبان های غیور ممکنه ناراحت شن.

قیمت اجاره در شهرری (شاه عبدالعظیم) هم خبر نداری، از خیلی مناطق جنوب تهران بالاتره. میتونستی بگی، قرچک، فیروزآباد، یا حتی یاخچی آباد، مورد آخر با زبان و محلی بودن مرضیه سازگارتر بود‌.

داستان میتونست با بیدار شدن خانم دکتر و ورود به سکس تری سام fmf, ادامه پیدا کنه، شاید خواننده منتظر حضور خانم دکتر هم باشه.

فضا سازی ها خیلی حرفه ای و جذاب نبودند.نقاط ضعف زیادی داشت.

برای لیسیدن در سکس آنال، هیچ مردی با بوی گه حال نمیکنه. اونایی که کون رو میلیسن، قبلش بانو دوش گرفته یا حداقل با ژل بهداشتی بانوان خودش رو میشوره.

دختر ساده دهاتی توصیف داستان، تبدیل به یه پورن استار میشه.

در مجموع خوب بود. ادامه بده
لایک


898815
2020-07-14 04:51:23 +0430 +0430

مرضیه احتمالا بو سگ میداده

5 ❤️

898819
2020-07-14 05:04:50 +0430 +0430

همشهری کین عزیز داستانتون مثله داستان های قبلیتون عالی و بینظیر و قوی بود
لایک

3 ❤️

898822
2020-07-14 05:27:45 +0430 +0430

گاییدی انقد مملی کردی کیر تو مملی

2 ❤️

898832
2020-07-14 06:45:24 +0430 +0430

🌹

3 ❤️

898834
2020-07-14 07:11:55 +0430 +0430

به به
چه قلم زیبایی

عزیزم
بنویس زیاد هم بنویس
ولی خواهش میکنم
اینجا دیگه ننوییییییییس

با احترام

4 ❤️

898836
2020-07-14 07:23:40 +0430 +0430
NA

استفراغ

3 ❤️

898838
2020-07-14 07:31:01 +0430 +0430

بنظرم خیییلی غیر واقعی نوشتی.لزومی نداشت برای نشون دادن روستایی بودن مرضیه از اسامی مملی و عبداالله و غلومعلی استفاده کنی چون الان اسامی افراد تو روستاها خیلی لاکچری شده.فضاسازی خونه و خانوم دکتره بی نهایت غیرواقعی بود پنت هاوس و ۴تا سرویس دستشویی و خانوم دکتر جنده.اصلا همخونی نداره. اینکه یک دختر ۱۶ساله روستایی با دو تا بچه و سکس های زیر پتویی چطور یهویی این همه پورن بازی از خودش در اورد هم جای سواله.من داستان های قبلیتو همشو خوندم بعد اومدم نظر نوشتم که اجحاف نکنم تو لایک دادنت.سرویس مدرسه تکرار نشدنیه واااقعا عالی بود ولی بنظرم این داستانت خیلی نکات تذکری داشت.بازم ممنون بابت نوشتنت 🌹


898859
2020-07-14 09:31:41 +0430 +0430

خوب بود ولی خب اون قسمت لیسیدن کون و لب گرفتن خیلی تخیلی بود . از داستان هایه هفته پیش بهتر بود این

5 ❤️

898876
2020-07-14 10:44:09 +0430 +0430

ما که نفهمیدیم چی ب چیه

3 ❤️

898878
2020-07-14 10:51:43 +0430 +0430

دوست گرامی جناب همشهری کین عزیز!
بی تعارف بگم خدمتت که اگر قرار باشه طبق سلیقه ی بعضی از خوانندگان،لحن و بیان داستانها رو تغییر بدین،امیدی به استقبال نداشته باش!
درسته قرار یه عده با تعریف سکس،خودارضایی کنن و نبود سکس توی داستانها،آپ شدنشونُ غیرممکن میکنه ولی همین تفاوت قلم هاس که این سایت و داستانها رو برامون جذاب کرده،قرار باشه همه مثل هم باشن که دیگه احتیاج به این همه نویسنده نیست.یه نفر هم بنویسه کافیه.
لطفا همون روال قبلی رو پی بگیرین.ممنون

8 ❤️

898897
2020-07-14 11:49:24 +0430 +0430

متن خوبی بود ولی اگه اون قسمتی که توی دستشویی کونشو میشوره حذف میکردی بهتر میشد. یه لحضه اوقم گرفت.

5 ❤️

898899
2020-07-14 12:09:51 +0430 +0430

خوب بودنوشته ات تخیلات توعالی که میتونی همچین قلمی داشتی باشی ولی کاش اسم شهررونمی اوردی

2 ❤️

898916
2020-07-14 13:45:37 +0430 +0430

به داستانت کاری ندارم. خوب نوشتی ولی یه کم واقعی تر بنویس. خانوم دکتر تو اوج مستی و سکس یهو خوابش میبره؟ این اصلا شدنیه.؟ لا اقل واسه من ک تجربه سکس زیاد داشتم با زن مست اینو نگو…

4 ❤️

898930
2020-07-14 14:40:38 +0430 +0430

خب مسلما داستان نسبت ب سایر داستانای شهوانی سطح بالاتری داشت کلی اصلا نمیره خوبی نمیگیره و لایک هم نداره ، ارجاع های تکراری و زیاد ب ممعلی جذابیت داستان رو برای مخاطب کامل از بین برده و نمیذاره مخاطب روی خود داستان تمرکز کنه ، ی جمله مسخره هم خو داستانت خیلی برجسته بود و اونم این که مرضیه گفت بیا برات میخورم اینجور بدنمو نامحرم نمبینه ، این بدترین جمله برای توصیف اعتقادات مذهبی و اخلاقی یک نفر(مرضیه) بود که تا حالا خونده بودم. چون داستانا سکسی هستن لزوما نباید جملات مزخرف توشون باب بشه

1 ❤️

898931
2020-07-14 14:43:11 +0430 +0430

خب مسلما داستان نسبت ب سایر داستانای شهوانی سطح بالاتری داشت ولی اصلا نمره خوبی نمیگیره و لایک هم نداره ، ارجاع های تکراری و زیاد ب ممعلی جذابیت داستان رو برای مخاطب کامل از بین برده بود و نمیذاشت مخاطب روی خود داستان تمرکز کنه ، ی جمله مسخره هم تو داستانت خیلی برجسته بود و اونم این که مرضیه گفت بیا برات میخورم اینجور بدنمو نامحرم نمبینه ، این بدترین جمله برای توصیف اعتقادات مذهبی و اخلاقی یک نفر(مرضیه) بود که تا حالا خونده بودم. چون داستانا سکسی هستن لزوما نباید جملات مزخرف توشون باب بشه

2 ❤️

898935
2020-07-14 14:59:31 +0430 +0430

دوستان عزیز و گرامی، از همه عزیزان که نظر میدن کمال تشکر رو دارم. طبیعتا هر کاری دارای نقاط قوت و ضعف هست. انتقادات اکثر دوستان وارد هست و تلاش میکنم اشکالات رو برطرف کنم. از همه آذری زبانها هم اگر آزرده خاطر شده اند از ذکر نام یک شهر خاص، عذر خواهی میکنم.

4 ❤️

898950
2020-07-14 16:59:28 +0430 +0430
NA

جالب بود،مخصوصا اسم نویسنده که باعث شد یاد فیلم خاطره انگیز همشری کین بیوفتم

1 ❤️

898994
2020-07-14 20:49:48 +0430 +0430

اين داستان خيلي اروتيك و خوب بود ، و معلوم بود نويسنده خودش واقعا سكس رو تجربه كرده ، نه مثل بيشتر داستانهاي اينجا ، روياهاي غير واقعيشو بگه

اما دو تا ايراد من مي گيرم

اول اينكه ، اسم داستان رو خيلي بد گذاشتي، مسلما اكثر بازديد كننده هاي سايت كه سالي يبار سر مي زنند ، روي داستاني با اين نام كليك نمي كنند، ولي بعنوان مثال اسم داستان اگه بود كون تميز مرضيه (جهت مثال فقط) كليك بيشتري مي خورد

دوم ، داستان خيلي استريل بود ، به نظر من اگر شوهر مرضيه زنده بود و مرضيه اين سكس رو مي كرد ، يكم بار اروتيك داستان بيشتر مي شد

2 ❤️

899106
2020-07-15 03:08:00 +0430 +0430

همشهری، چقد هی از این شاخه به اون شاخه پریدی، حیف شد، دلمو صابون زدم یه داستان خوب بخونم اما گیج شدم.

0 ❤️

899192
2020-07-15 09:49:13 +0430 +0430

واقعاً مسخره بود و پر غلط
دوستان کسی دوست داشت بیاد تلگرام
09380326676

1 ❤️

899265
2020-07-15 16:45:21 +0430 +0430

همینکه تونستی از اون تنفر اول داستانت خواننده را مجذوب و به خوندن داستان ((ی جورایی میشه گفت اجبار کنی یا همون مجبور)) کنی
یک امتیاز مثبت گرفتی لایک میکنم فقط برای همین موضوع چون از اون داستانهایی نبود که من شخصا دوست دارم. موفق باشی

1 ❤️

899490
2020-07-16 02:25:30 +0430 +0430

یه فیلم پورن رو خیلی قشنگ تبدیل کردی به داستان این استعدادت لاااااااااااااایک داره

0 ❤️

899596
2020-07-16 10:02:12 +0430 +0430

اثری دیگر از همشهری کین خودمون.
قشنگ بود ۲۹ منم

0 ❤️

899652
2020-07-17 05:04:53 +0430 +0430

فقط اونجاش که میگه مادر قهبه😂😂😂

0 ❤️

900215
2020-07-19 17:44:55 +0430 +0430

بعد خوندن انگار چن واحد کص شناسی پاس کردم
لامصب اینا چی بود اینقد تعریفای اضاف کرده بودی از یه کص
خلاصه و مفید و اروتیک ترش کن

0 ❤️






Top Bottom