شهوت کودکی به نامادری

1400/01/18

سلام من امید هستم حالا نزدیک بیست سالم هست. جریان از دوره کودکی من شروع میشه زمانی که مادر بزرگم مرد و بابام زن گرفت. من مادرم را یادم نمیاد. البته عکسش را دیدیم اما وقتی من خیلی کوچک بودم از پدرم جدا میشه و با یکنفر از کشور خارج میشن و هنوز هم خارج کشوره. مادر بزرگم می گفت مهر مادری نداشته وگرنه بچه شیرخوار را نمیذاست و بره.
خلاصه مادر بزرگم وقتی من کلاس اول بودم مریض شد و مرد. بابام یک زن خوشگل و مهربون گرفت اسمش مامان فریده هست. راستش من ازش خیلی خوشم میومد اصلن دوست داشتم همش به او نگاه کنم برم پهلوش بشینم و سرم را به دستش تکیه بدم و بوی خوبش را حس کنم. تنش نرم و گوشتی بود. مرا حمام می برد و مرا تو دستاش می گرفت و سرم را می شست و لیفم می زد و من از پوستش و گرماش خوشم می‌آمد. اولین بار از اینجا جریان شروع شد که من پشت چهار پایه کوچک نشسته بودم و مشق هایم را می نوشتم و تلویزیون هم نگاه می کردم. مامان فریده اومد تو سالن و به من گفت مگر نگفتم تلویزیون را روشن نکن تا وقتی که مقش هایت تمام شود؟ با خنده گفتم چرا مامان فریده، گفتید اما آنوقت کارتن تمام می‌شد. مامان فریده با قیافه مهربان چیزی نگفت و اومد جلوی من روی چهار پایه کوچک که دفتر و کتاب من روش بود و من پشت ان نشسته بودم نشست البته روی کتاب من ننشست جلوی چهارپایه نشست اما باسنش از طول چهار پایه هم پهن تر بود و من دیگر تلویزیون نمی دیدم و بعد به من گفت حالا مقش هایت را بنویس. من هم شروع کردم به نوشتن بعد از چند دقیقه مامان فریده کانل را عوض کرد و همینطوری روی چهار پایه شروع کرد به تلویزیون نگاه کردن اما یکدفعه یک صدایی خفیف و اروم شنیدم و بعد بوی بد. باورم نمیشد مامان فریده چسیده بود. جرات نکردم چیزی بگم بوی خوبی نبود اما نمی‌دانم چرا دوست داشتم بو کنم بعد از چند دقیقه دوباره اینبار با صدایی بلند تر مامان فریده جسید و من همینطور که سرم پایین و مشغول مشق نوشتن بودم در فاصله حدود سی سانتی باسن بسیار بزرگ مامان فریده بو می کردم بدون اینکه بفهمم چرا دوست داشتم این بوی بد را بو کنم و بدم نمی آمد.
آنروز تمام شد دو روز بعد در حمام مامان فریده برخلاف دفعه های قبل همان ابتدا شورت خود را در آورد و پشتش را به من کرد. من با کنجکاوی به کون بزرگش نگاه می کردم وقتی خم شد که از توی سبد شامپو را بردارد لای پایش کسش را دیدم سیاه و بهتر بگم بنفش تیره بود و آویزان هم بود. برای اولین بار بود که کس میدیدم و با کنجکاوی نگاه می کردم اما مامان فریده موهایش را شامپو زد و دوباره پشتش را به من کرد در حالی که من پشت او ایستاده بودم مامان فریده زن قد بلند و کشیده ایی بود اما کون خیلی خیلی بزرگی داشت. آن زمان فقط از همه چیز مامان فریده خوشم می آمد اما حالا میدانم زنی با باسنی اینچنین بزرگ چقدر همه را تحریک می کند بخصوص که باسن خوشترکیبی هم داشت از آنها که از کمر به پایین پهن می‌شوند و پهن ترین قسمت آن در پاین ترین قسمت کپل است و وقتی خم میشد و کپل هایش باز می‌شدند به شکل باور نکردنی باسنش غول آسا و بزرگ بود.
خلاصه همینطور که سر من در حد کمر مامان فریده بود و پشت او به من بود مامان فریده گوزید بدون اینکه بعدش چیزی بگوید یا خجالت بکشد دوباره بوی بد آمد و من باز هم نمی‌دانستم چرا دوست دارم بو کنم و بعد مدت کوتاهی دوباره در حالی که باسنش تقریبا به من چسبیده بود باز بو داد اینبار با صدای کم یعنی اینکه چسید اما یک چس بزرگ که چند ثانیه طول کشید و خیلی هم بو داشت.
بار سوم که باز این جریان اتفاق افتاد مامان فریده خم شده بود و من دیدم که چطور سوراخ تقریبن سیاه و یا قهوه ایی پر چین و چروک کونش کمی باز شد و باد ازش خارج شد . مامان فریده شورت نذاشت و وقتی منرا گرفت تا سرم را بشورد دستم به کسش تماس داشت زبری موهای بالای کسش را حس کردم و داغی کسش را اما فقط چون میخواستم ببینم چه فرقی با دودول دارد برایم جالب بود.
خلاصه من مامان فریده را خیلی دوست داشتم و انصافا او هم با من مهربان بود و به من می رسید و محبت می کرد و حتا گاهی بوسم می کرد و نوازشم می کرد اما حالا می‌دانستم که عمدی نزدیک من می چسدو عجیب بود که من هم دوست داشتم و با ولع بو می کردم. توی حمام خودش را لخت می کرد و هربار که می‌خواست بادی ول کند یا به من نزدیک میشد و یا خودش را به سینه و سر من می چسباند و بعد باد را ول می کرد و معمولا چس میداد حتا یکبار که من روی چهار پایه پلاستیکی تو حموم نشسته بودم بشکلی باسنش به صورتم چسبید وبعد چسید که حتی داغی چس را حس کردم. یکبار بابا رفت مسافرت مامان فریده منرا صدا کرد که برم پیش او بخوابم پنج شنبه بود و من میتونستم دیر بخوابم. خوشحال بودم که کنار مامان فریده میخوابم. بغلم کرد بوسم کرد و موهایم را نوازش می کرد احساس امتیت و آرامش می کردم و فکر می کردم که بهترین مامان دنیا را دارم. و سرم را روی بازویش می مالیدم. بهم گفت پشت مامان فریده را ماساژ میدی؟ گفتم باشه. چرخید و پشتش را بمن کرد. شروع کردم ماساژ دادن بعد ده دقیقه گفت خیلی خوب بود حالا برو پایین تر و کمرم را ماساژ بده. فرو رفتم زیر پتو و خودم را پایین کشیدم تا دست هایم مقابل کمرش رسید و شروع کردم بعد چند دقیقه گفت برو پایین دستم را زیر پتو گرفت و روی باسنش گذاشت. کامل زیر پتو بودم و چیزی نمیدیدم اما مامان فریده لباس خواب کوتاهی پوشیده بود و باسنش پوشیده نبود بجز یا شورت که پایش بود. شروع کردم به ماساژ دادن باسن پت و پهن بزرگش در حالی که سرم حدودا موازی و روبروی باسنش بود یا یک کم بالاتر مطابق با گودی کمرش. بهم گفت که بلیسم اش، هیچ حس خاصی نذاشتم بجز کنجکاوی حس کردن قسمتی از تنش که اینچنین بزرگ و برجسته بود که باز بو داد. بوی خاصی داشت بوی باسنش را می‌داد اما بوش تیزتر بود چون بوی چسش بود. حس کردم دوست دارم بو کنم سرم را گذاشتم بالای باسنش باسنش را به طرف عقب فشار داد و باز چسید و من با دو دستم باسن اش را بغل کردم گرچه خیلی بزرگ بود و از بغل من بزرگتر و سرم را لای باسنش فشار دادم دستش را زیر پتو آورد و یک طرف باسنش را همینطور که به پهلو خوابیده بود باز کرد و بعد باسنش را به عقب و به طرف سر من فشار داد سرم لای باسن اش فرو رفت و صورتم و بینی ام به سوراخ کونش چسبید و و بعد حس کردم دستش لای پایش است نمی فهمیدم چکار می کند اما صدای شلپ شلپ بلند شد و حرکات تندا و و لرزش و تکان خوردن او را حالا می فهمم که در حال مالیدن و با انگشت کردن به کسش بوده. من فقط خوشم می آمد که بوی کونش را حس کنم و بوی بد چسش را هم بی اختیار بو می کردم و دوست داشتم بو کنم در حالی که حس می کردم بوی بدی دارد. این اولین باری بود که وضعیتی پیش آمد و مامان فریده رفتاری داشت که دیگر نمی شد گفت که تصادفی است و بعد بهم گفت که کونش را بلیسم خودم به چنین جیزی فکر هم نمی کروم و نمی فهمیدم که چرا چنین جیزی گفت اما شروع کردن به لیسیدن باز با دستش لای باسنش را باز کرد و سوراخ کونش را روی زبانم و دهنم گذاشت. مزه خاصی داشت و نفهمیدم چرا بعد از حس کردن مزه دوست داشتم باز هم و بیشتر مزه کنم
خلاصه بعد از آن شب تقریبن هر روز چنین جریان هایی پیش می آمد اما نه تنها در زیر پتو بلکه در همه جا حتا در توالت. مامان فریده دستور میداد که من چکار کنم و من هم بدون ترس و با احساس اجبار و حرف شنوی و علاقه ام به مامان فریده انجام می‌دادم و خوشم هم می آمد از بوی چس مامان فریده از مزه کونش از باز شدن سوراخ کونش و خلاصه هرچه مربوط به کوتس بود اما گهگاه بخصوص وقتی توی توالت بود و من را صدا می کرد من مدفوعش را هم گاه میدیدم و وقتی سوراخ کونش را لیس می زدم می فهمیدم که مزه خاص مزه گوه مامان است.
جریان ادامه داشت تا من به سن بلوغ رسیدم یادم می اید اولین بار که کیرم سفت و بزرگ شد وقتی بود که مامان شورتس را کشید پایین و کیر من که کمی باد کرده بود یکدفعه سفت و بزرگ شد سرش را بردم لای کون مامان که حالا از چند سال پیش باز هم بزرگتر شده بود و با دستم کیرم را فشار دادم . سر کیر داغم خورد به رون مامان. مامان کونش را باز کرد سوراخ کونش هم باز بود به من گفت بلیسم بعد گفت زبونم را بکنم توی کونش. توی کونش کثیف بود همه را لیس زدم و خوردم . صاف شدم و ایستادم کیرم را وسط پاهای مامان گذاشتم کسش داغ و خیس بود. مامان جا خورد. نمی دانستم باید چکار کنم فقط کردن را توی فیلم دیده بودم. کیرم شخ بود و درد می کرد محکم فشار دادم به جلو. بدجوری به بک طرف کس مامان خورد و دردش اومد از درد آخ گفت و من کیرم را از لای پاش درآوردم روی سوراخ کونش گذاشتم بعد کمی آنرا جدا کردم و سر داغ و پر خون کیرم که مثل یک نارنگی بزرگ شده بود را محکم به جلو دادم تا خیر سرم تو سوراخ کون مامان بکنم نرفت تو و مامان دردش گرفت و جیغ زد و کمی عصبانی شد به من دستور داد تا روی زمین دراز بکشم و بعد دو پایش را در دو طرف سرم گذاشت و مدل نشستن روی توالت نشست طوری که سوراخ کونش روی دهنم بود. دستور داد دهنم را باز کنم و بعد گفت کیرم را بمالنم تا ابم بیاد. مشغول مالیدن کیرم و بو کردم کوتش بودم که دیدم دارد زور می زند و بعد سوراخ کونش باز و باز تر شد. هیچوقت مامان فریدنه تو دهنم نریده بود فقط گاهی بعد از ریدن کونش را تمیز کرده بودم و یا زبونم وقتی می رفت توی سوراخ کوتش توی سوراخ کونش را تمیز می کرد و عنش را فقط مزه کرده بودم اما اینبار در حال زور زدن بود و سوراخ کونش باز شد چَسید و بعد دوباره باز شد و باز تر و یکباره داد زد تا دهنم را خوب باز کنم و عن داغش با َسرعت بیرون آمد و یک‌راست رفت تو دهنم بعد از چند ثانیه که بشکل پیوسته عنش بیرون می آمد دهنم پر شد. ریدنس متوقف شد و بعد چند ثانیه دوباره شروع شد اما بار دوم زیاد نبود و زود تمام شد اما دهن من پر بود و بار دوم روی صورتم زیر بینی ام افتاد مامان فریده گفت بخور در همان حال کیرم که تو دستم بود بزرگتر شد و ابم به بیرون پرتاب شد در حال خالی کردن آب ام عن مامان فریده را می خوردم و قورت میدادم
حالا مثل َسابق تقریبا هر روز کون مامان فریده که یکی از بزرگترین کون های بزرگ اما خوش ترکیب و شهوت انگیز دنیاست را می لیسم و بو می کنم و گهگاهی مزه می کنم اما اضافه بر آن هفته ایی چند بار تو ناز مامان فریده میکنم و یا آروم آروم اگر مامان فریده بخواد و اجازه بده تو کون مامان فریده می کنم و ابم را خالی می کنم
حالا مامان فریده
گاهی که منرا از توی حمام صدا می کنه و تو حمام رو سرم میشینه و گه می کنه و بعد لای کونش را فشار میده روی صورت من که همه صورتم گهی میشه و البته لای کون خودش هم گه مالیده میشه. من باید گاهی از گه مامان فریده بخورم. مامان فریده می گه گه زن های کون گنده برای پسر های جوان خوبه. باعث میشه همه قوت جوان از آب کیرش بیرون نیاد و کیرش کمتر شخ بشه و یک مرد قوی بشه
نمیدونم این حرف درسته یا نه اما من گه سفت مامان فریده را دوست دارم بخورم یک کم تلخ و بد بوی اما کیرم را سفت می کنه و مامان فریده هم دوست داره چون کسش خیس میشه و بعد میذاره کیرم را فرو کنم و بکنم و ریختن ابم تو کس داغ مامان فریده و با تو کون خیلی بزرگش که وقتی باز می کنه کپل هایش از هم باز میشه و سوراخ کوتش باز و گشاد میشه خیلی کیف داره
نمیدونم همه زن ها کون خوشمزه دارند یا فقط مامان فریده اما من کون زن همسایه را یعنی مژگان خانم را دوست ندارم چون بزرگ نیست کون مامان فریده وقتی باز میشه یک متر میشه توی خیابون تو تاکسی و مغازه هم همه براش شخ می کنن و گاه می گن اوف عجب کونی حتی گاهی پسر ها و نرد تدی خیابون به کوتش دست می زنن و مامان فریده هم گاهی به بعضی از آنها فحش میده با میگه ریدم به صورتت و یا میگه گشنت شده و خلاصه از اون کون هایی داره که همه بیادش جلق می زنن و آرزوی خوردن گه چنین کونی را دارن بقول خودش این کووووونه و نه کون

نوشته: امید


👍 8
👎 25
22701 👁️

     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

802263
2021-04-07 00:17:47 +0430 +0430

یا خدا این دیگه چی بود؟دیوث فکر کنم تو همون بچه ی کلاس اولی داستانتی وگرنه محاله ممکنه یه گنده خر20ساله به مشق بگه مقش!!!

6 ❤️

802275
2021-04-07 00:34:07 +0430 +0430

نتونستم ادامه بدم.
این که همش چسید.
اه حالم بهم خورد.

4 ❤️

802278
2021-04-07 00:34:22 +0430 +0430

دوستان اگر مثل این داستان هستید مطمئنا مریضی دارید لطفاً به روانشناس مراجعه کنید (عاشق چی بودن)ضمنا کودک آزاری محسوب میشه موارد گفته شد

6 ❤️

802298
2021-04-07 00:52:49 +0430 +0430

ای بر پدرت لعنت اولشو خوندم فقط از خریت خانوادگیتون نوشتی که

1 ❤️

802299
2021-04-07 00:54:21 +0430 +0430

مادرت گناهی نداشته که دیده بچش تویی فرار کرده فقط سوال اینه که بابات چرا مونده!!


802300
2021-04-07 00:57:00 +0430 +0430

حیف اون پولی که برای با سواد کردن تو کردن .د آخه من به تو چی بگم .میگی ۲۰ سالمه بعد به مشق میگی مقش!!!
کیرم تو مغز چسیت که انقدر تو داستان چسیدی ٪

1 ❤️

802333
2021-04-07 03:11:46 +0430 +0430

شخ بود یا شق

0 ❤️

802337
2021-04-07 04:54:19 +0430 +0430

کیرم توت
کصخل ه گصمشنگ

بی پدر این چی بود نوشتی سر شبی حالم بد شد

0 ❤️

802348
2021-04-07 07:48:30 +0430 +0430

سلام عزیزم
ببین قصد جسارت ندارم اما
واقعا خوشم نیودمد این چی بود آخه
خلاقیتت خوبه اما اشتباه استفاده میکنی

0 ❤️

802400
2021-04-07 17:36:22 +0430 +0430

بودن چنین داستانهایی که برای یک قشر بسیار محدود نوشته می شه، اشکالی نداره و در تمام سایتهای خارجی هست. منتهی این وظیفه ادمین سایت هست که اینها رو‌ درست لیبل بزنه تا کسی که دوست نداره نخونه
لیبل فتیش خیلی کلی هستش،
البته ترجمه فارسیش نمی دونم چیه ولی این داستانها رو coprophilia می گند
سلیقه من نیست ، نه دیسلایک کی زنم ، نه لایک

1 ❤️

802401
2021-04-07 18:13:46 +0430 +0430

نوشته یک جقیه کس خور که گه خوری کرد

0 ❤️

802412
2021-04-07 21:13:07 +0430 +0430

اسم این داستان
مامان فریده گوزید😂😂😂😂😂😂😂
بچه کونی کیرمون خوابید با این داستان گهت

2 ❤️

802413
2021-04-07 21:13:38 +0430 +0430

تو را به جان مادر سفر كرده ات،زين پس فقط مقشششش هايت را بنويس و دست از سر خوانندگان اين سايت بردار
باشد كه با مامان فريده محشور شوي با تشكر
شخ شخ خدافظ🙄🙄🙄🙄

0 ❤️

802423
2021-04-07 22:31:35 +0430 +0430

کص کش این کثافت کاریا چیع!

0 ❤️

802498
2021-04-08 01:48:32 +0430 +0430

عالی بود رفیق. بازم همین مدلی برامون داستان بنویس دمت گرم
حرف نداری…

0 ❤️

802502
2021-04-08 02:05:47 +0430 +0430

ت کسی داش کسی کس فریده رو سگ نمیگاعه باید گونی سرش گذاشت تو میری گوهشو میخوری

0 ❤️

802514
2021-04-08 02:52:00 +0430 +0430

کیر تو داستانت برو مقشاتو بنویس جقی

0 ❤️

802560
2021-04-08 12:46:40 +0430 +0430

حالم بهم خورد خدایا ما باکیا شدیم ۸٠میلیون 😞 😞 😞 😞

0 ❤️

802569
2021-04-08 14:28:24 +0430 +0430

شاشیدم تو اون مغزت

0 ❤️

802798
2021-04-09 17:38:10 +0430 +0430

واقعا حال بهم زن بود دوست مجلوقم

0 ❤️







Top Bottom