شوق جنده شدن

1400/02/06

اسمش بهاره است ولی بهار صداش میکردیم .سی ساله ومتاهل . تقریبا پنج سالی هست که با هم همکاریم .از بس چرت وپرت میگه ومیخندیم که دیگه حرفها وجوک های سکسیش برای کسی تابو نیست ! هیچکس حرفاش رو جدی نمیگیره .
از یک سال پیش و بارفتن یکی از همکاران ، به اتاق من نقل مکان کرده ومتاسفانه حرفاش هم دیگه حد ومرزی نداره ! چند روزی بود که حرفش رنگ و روی دیگه گرفته بود،ولی میذاشتم به حساب شوخی و چرت و پرت های همیشگی!
چاییش رو برداشت و صندلی رو چرخوند سمت من .
+بهزاد راستش رو بگو تا حالا با چند تا دختر خوابیدی ؟
_باز شروع کردی ؟
+در حالیکه میخندید:جدی سوال کردم
_تو حرفای جدیت هم مزخرفه !
+بگو دیگه بهزاد !با چندتا از دوست دخترات سکس داشتی ؟
_بهار،جان مادرت برو سر کارت ! کم چرت وپرت بگو ! اصلا به تو چه ؟
+ای کثافت پس زیاد داشتی !
همیشه همینجوریه ، وقتی پیله میکنه ،به معنی واقعی می…برای اینکه بی خیال بشه با خنده گفتم :
آره با همشون داشتم !آخه بیشعور وقتی دختر هستند (باکره)چطور میشه باهاشون سکس کرد؟
+واااا ! خوب از پشت میکردی؟مگه سکس از پشت دوست نداری؟
با خنده گفتم ببخشید متاسفانه عقل من اندازه تو، قد نمیداد؟بهار آخه جای این مزخرافات اینجا اونم با منه چشم وگوش بسته است؟ !
آخی توهم که شاسکول!!!
آره بهاره من شاسکولم !من نمیدونم اون شوهر بیچاره ات چی میکشه از دست تو !!
در حال خنده :بهزاد تا حالا با زن شوهر دار هم رابطه داشتی؟منظورم سکسه؟
چایی پرید توی گلوم وشروع کردم به سرفه کردن !
متلک وار ادامه داد ،خوب بابا نمیر !!باشه تو بچه مثبتی! از جام بلند شدم و سرفه کنان رفتم سمت دستشویی . چند دقیقه بعد برگشتم !نگام کرد :تو هنوززنده ای ؟
با حرص گفتم زهر ماررر! بهار رد دادی ها ؟ باید بگم جات رو عوض کنند!!منم از کار و زندگی انداختی!
باشه بگو ولی جون بهزاد چند تا سوال جدی ازت میپرسم مثل آدم جواب بده !
با شناختی که ازش دارم قطعا سوال هاش همینا هستند !ولی بذار چهارتا مزخرف بگم تا بیخیال بشه !چپ چپ نگاش کردم ، باشه بپرس و فقط برو !
تا حالا با چند نفر سکس داشتی؟
با خنده گفتم نشمردم !
هرچند مزخرف میگی ولی قبوله !چه حسی داره ؟
یعنی چی چه حسی داره ؟مگه تا حالا سکس نداشتید !!!
نه، این که تنوع داره ،خوبه ؟
خیلی جدی گفتم بهار حرف اصلیت رو بگو معما طرح نکن !
اگر بگم نمیخندی بهم ؟
لبخند زنان فقط نگاش کردم
بهزاد چند وقتیه زده به سرم یک تنوعی توی سکسم ایجاد کنم !!!
نگاش کردم .متوجه حرفش نشدم .پرسید نظرت چیه ؟
چند ثانیه ای هنگ بودم ! گفتم خوب به امیر پیشنهاد بده تغییر بدید چرا به من میگی؟
لحنش جدی شد :چقدر خنگی بهزاد!!منظورم با یک نفر دیگه غیر از امیر است !
انگار برق سه فاز به صندلیم وصل کردن!! دهنم خشک شد و ومغزم هنگ کرد!!
نه رسما دیونه شده !چی باید بهش بگم !بدون اینکه جوابی بدم صندلی رو چرخوندم ومشغول کار شدم .
با حرفا و کارهاش معمولا سورپرایز میشدم ،ولی این مدلیش رو دیگه ندیده بودم . این که با امیر رابطه خیلی خوبی دارند و مدام قربون صدقه هم میرند چرا باید یک همچین فکری به سرش بزنه!!
تا غروب دیگه هیچ حرفی باهاش نزدم وسعی کردم با کار این حرفا رو از ذهنم دور کنم .تمام شب حرفش مثل پتک توی سرم میکوبید!
سه روز بعد، ازز ناهار که برگشت وبچه ها هنوز توی ناهار خوری بودند، با لحنی که نشون میداد جدیه گفت بهزاد، من بعنوان یک دوست قابل اعتماد ازت کمک خواستم ! .اشتباه نکن ! اگر میخواستم میتونستم بدون اینکه به کسی بگم، با یکی ارتباط بگیرم وکارم رو بکنم ولی از تو خواستم کمکم کنی؟
چند ثانیه ای دست گذاشتم دو طرف سرم وچشمام رو بستم .گفتم
بهار با امیر مشکلی دارید؟
نه خیلی هم خوبیم !
پس چرا میخوای بهش خیانت کنی ؟
خیانت چیه قرار نیست هر شب پیش یکی باشم !فقط وسوسه شده ام یک مرد دیگه رو تست کنم !!
خوب الاغ چه یک بار چه ده بار ،اسمش خیانت!!!
میدونی اگر امیر بفهمه کمترین اتفاقش از هم پاشیده شدن زندگیته ؟
نه ، چون امیر خودش قبلا این کار رو کرده!!!با چشمهای گرد شده گفتم پس میخوای انتقام بگیری؟ولی این راه درستی نیست ها؟!!
بهزاد چرا چرت میگی ،ما تفاهم کردیم هر موقع خواستیم طوری که به دیگری آسیب نزنیم کارمون رو بکنیم!!
واقعا دیگه مغزم تیر کشید !!!یعینی چی یعنی زن و شوهر تفاهم کردند بهم خیانت کنند.مگه همچین چیزی میشه؟پس برای چی ازدواج کردند ؟
احساس میکردم سر کارم گذاشته و داره سر به سرم میذاره !! لحنم رو شوخی کردم وگفتم خوب اگر به توافق رسیدید خوب انجام بده !!دیگه من این وسط چکاره ام؟
گفت:خوب میخوام با تو انجام بدم!!!دیگه مطمئن شدم سرکاریه ! با خنده گفتم توی روحت با این مزخرفاتت سه روز دارم فکر میکنم بهار چه مرگش شده !
دوباره لحنش جدی شد! بهزاد جدی گفتم !دلم میخواد با تو انجامش بدم
از جام بلند شدم تا حدود نیم متریش رفتم وخیره شدم به چشماش!وبا لحن ترکیبی از شوخی وجدی گفتم :بهار جان مراقب حرفات باش!!دوست ندارم ذهنیت پنج ساله ام نسبت بهت عوض بشه واز این به بعد به چشم یک جنده نگات کنم !!!
نــــــــــــــه اگار بهار کاملا رد داده در حالی که زُل زده بود تو چشمام: بهزاد، میدونم فکر میکنی شوخیه ولی اشکال نداره یکروز به چشم جنده نگام کن !!!
از ترس اینکه یکدفعه کسی بیاد و صدامون رو بشنوه برگشتم پشت میزم و سعی کردم دیگه ادامه ندم .
آدم مثبتی نیستم ولی هرز هم نبوده ام شاید بقول بهار بین سکس هام با کسانی سکس کرده ام که شوهر هم داشته باشند ولی قطعا سهوی بوده وخبر نداشته ام !چون گاهی هستند کسایی که واقعیت رو نمیگن !ولی اینکه بخوام با یک زن شوهردار آشنا که پنج ساله چشم تو چشم باشیم سکس کنم .نمیدونم…
تمام بعد از ظهر و شب داشتم به حرفاش فکر میکردم ولی توی دلم یک چیزی میگفت سرکارت گذاشته تا امتحانت کنه !
آخر شب یک پیام داد :بهزاد من فکر همه جاش رو کرده ام گاهی با دوستام ،مجردی میرم سفر. میتونم به این بهونه بریم ! بهزاد باید یک خاطره خوب برام بسازی !!!

تا بیست روز مدام حرفها ورفتار تحریک کننده بهار از یک طرف وتجسم قیافه امیر از طرفه دیگه توی ذهنم آشوب به پا میکرد . نمیتونستم چکار باید کنم ! یک روز هم یک عکس کاملا لخت از امیر ویک خانم نشونم داد که میگفت امیر با این رابطه داشته!
بالاخره حرفا و تحریکاتش اثر گذاشت و پذیرفتم . و قرار گذاشتیم . گفت:به امیر گفتم پنجشنبه صبح میرم وتا جمعه شب!
در حالیکه هنوزم باورم نشده بود و خیال میکردم سر کارم ولی باز یک ویلا سمت دماوند اجاره کردم وسایل رو تهیه کردم و پنجشنبه ساعت نه باهاش قرار گذاشتم .همین که نشست توی ماشین با یک بوسه سورپرایزم کرد!سلام بهزاد!ممنون که اومدی !! فکر میکردم زیرش بزنی !
یک حالت عصبی داشتم گفتم: سلام عزیزم، اتفاقا اومدم که حتما زیرش بزنم .برای لحظاتی خندید !

سرکی توی ویلا کشید و رفت توی یکی از اتاقها و لحظاتی بعد با یک تیشرت گشاد و بلند که تا زیر باسنش بود وبدون شلوار برگشت .من داشتم وسایل رو میذاشتم توی یخچال .راستش نقشه کشیده بودم کاری کنم که دیگه هوس همچین کاری رو نکنه وبقولی براش یک سکس خشن تدارک دیده بودم تا از ادامه و یا تکرار پشیمون بشه ولی دیشب تصمیم عوض شد وقرار شد حالا که تن به همچین کاری داده ام ازش لذت ببرم !
یک مقدار کمک من وسایل رو مرتب کرد و رفت نشست .منم بقیه کارها رو مرتب کردم و رفتم نشستم ! با گوشیش آهنگی گذاشت و شروع کرد رقصیدن البته انگار فنر توی بدنش داشت و تا آهنگی پلی میشد حتی توی شرکت میرقصید .
چند دقیقه ای رقصید و اومد سمتم ،فکر کردم میخواد منو ببره برقصم ولی پاهام رو باز کرد و پشت به من نشست بین پاهام
و دستان منو پیچوند دور شکمش . دستام رو باز کردم و گذاشتم روی بازوهاش،گفتم بهار مطمئنی که میخوای انجامش بدیم ؟
بهار ،هنوزم دیر نشده ؟ میتونیم تا فردا …پرید توی حرفم و با شیطنت گفت :بازم برگشتی سر پله اول ؟ آره میخوام علاوه بر تو ،جنده بودن رو هم تست کنم!
دست انداختم و تیشرتش رو از تنش درآوردم .سوتین نبسته و سینه هاش آزاد بودند .اندامش خوب بود و جذابیت خاصی داشت همینجوری از پشت ،شروع کردم به مالیدن سینه هاش و کم کم بوسیدن گردن و پشت شونه اش رو چاشنی کار هام کردم . بعد از کمی ماساژ سینه هاش دستم رو بردم روی پهلو هاش .سرش رو کشید عقب و با چرخیدن سرش لبش رو چسباند به لبم .نمیدونم علت حشری بودن یا میخواست همراهی کنه ،لحظه ای آرام و قرار نداشت و خوشبختانه توی کارش خبره بود و می دونست کجاها رو نوازش و لمس کنه .
انگشتام رو از روی شکمش سُر دادم زیر شورتش وانداختم لای شیارش و به نرمی شروع کرد به نوازشش یواش یواش صدای ناله اش بلند و دستش رو از روی شلوار رسوند به کیرم و کمی مالید . باسنش رو بلند کرد و شورتش را تا روی زانو درآورد .
بهزاد تو نمیخوای لخت بشی ؟ درحالیکه دور گردنش رو میبوسیدم گفتم خودت باید لختم کنی !
از جاش بلند شد و دستم رو گرفت و کشید و شروع کرد به لخت کردنم. شرتم رو که کشید پایین،با شیطنت خاص خودش گفت :نه ،خوشم اومد ! میترسیدم به کاهدون زده باشم !!
در حالی که می خندیدم نشستم روی مبل و گفتم پس بهار خانم بیدارش کن !! نشست جلوم و با مهارت خاصی شروع به خوردن و بازی کردن با کیر و تخمام کرد .واقعا حال میداد مخصوصا زمانی
که کلاهکش رو می مکید و گاهی با زبانش روی رگ زیر کلاهک رو لیس میزد . عمدا خودم رو شل کرد تا یکبار بیاد که زمان سکسم رو بیشتر کنم. هفت هشت دقیقه ای که ساک زد و نزدیک اومدنم شد ،مو هاش رو وو قسمت کردم و پیچوندم دور هر دو دستم و محکم گرفتم و بلند شدم سر پا، و به سرعت شروع کردم توی دهنش تلنبه زدن . با اولین پمپاژ آبم توی دهنش ، سعی کرد سرش رو عقب بکشه و یا کیرم رو از دهنش بیرون بندازه ولی محکم گرفته بودمش و نذاشتم تا کامل تخلیه شدم هرچی به اون و باسنم ضربه و چنگ زد ول نکردم چند ثانیه ای نگه داشتم .صورتش سرخ شده بود . از دهنش کشیدم بیرون . با سرفه مقداری از آب من و آب دهنش رو ریخت روی موکت ولی مقداری رو قورت داده بود . مثل خود با خنده گفتم عزیزم جنده بودن تاوان داره و همچین کار راحتی نیست!! میخواست کم نیاره .در حالی که میخندید ،یک مشت دستمال کاغذی برداشتم و صورت و دور دهنش رو تمییز کردم و لبش رو کردم توی دهنم.
دستاش هنوز داشت روی کیر کاملا لزجم بالا و پایین میشد .
خوب که خوردم دست انداختم زیرش و بغلش کردم و بردم توی اتاقی که تخت داشت و گذاشتم رو تخت .با بوسه گفتم بهار قرص میخوری یا کاندوم بیارم ؟ گفت میخوام ولی واسه اطمینان کاندوم هم بزن .
سریع کاندوم برداشتم و رفتم بین پاش و شروع کردم خوردن و انگشت کردن کوسش . بعد از چند دقیقه خورد کوسش حسابی آب افتاده بود . بلند شدم و کیرم رو گرفتم جلوی دهنش و گفتم بهار اگر میخوای بهت حال بده تو هم باید بهش حال بدی !خواست تمیزش کنه ولی من چپوندمش توی دهنش و با کردن دوتا انگشت وسطیم توی کوسش و مالیدن چچولش ،مقاومتی نکرد و دوبار شروع کرد به خوردن و اووووم واممممم کردن . خوب که خورد کمیک زد و مطمئن شدم تمیزه، سریع کشیدم بیرون و دراز کشیدم روش .کیرم رو تنظیم کردم ودر حالی که ازش لب میگرفتم ،با یک فشار محکم تا خایه فرو کردم
وای ی ی بمیری بهزاد و لبم رو محکم گاز گرفت و چند ثانیه بعد ول کرد و شروع کرد دور تا دور لبم رو بوسیدن و نم آروم آروم ریتم تلنبه هام رو تند تر کردم . هر چی بیشتر میکردم ناله هاش بیشتر میشد. چون یکبار ارضا 'شده بودم پس خوشبختانه میتونستم زمان بیشتری دوام بیارم .مدام پوزیشن عوض میکردم و سعی میکردم با همه جاش بازی کنم و ور برم تقریبا ده دقیقه ای گذشت بود که گفت بهزاد من نزدیکم !! دا گیش کردم و در حین تلنبه زدن کاندوم رو آماده کردم و سریع کشیدم روی کیرم و حین ماساژ پستوناش سرعت و ضربات رو بیشتر کردم
خودش رو کشید جلو و طاقباز خوابید و زانو هاش رو گرفت روی شکمش و داد زد بجنب بهزاد . سریع دراز کشیدم روش ، لبامون گره خورد بهم و سرعتم بیشتر شد . با صدای شبیه جیغ و ادامه اش جان ن ن ن ن ،ناخن هاش کشیده شد پشت شو نه ام .با گفتن آسیایی و حشیییییی یک دقیقه ای بی توقف کوبیدم به کوسش تا آبم اومد و ولو شدم روش.لباش رو گذاشت در گوشم
عزیزم جنده ها که رحم ندارن !!!

فردا ساعت پنج عصر قبل از پیاده شدن با بوسیدن لبم ،ممنونم بهزاد ! امیدوارم فاصله تا سکس بعدیمون خیلی طولانی نشه!!!

نوشته: بهزاد


👍 39
👎 14
71001 👁️

     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

806319
2021-04-27 00:00:25 +0430 +0430

اول

0 ❤️

806326
2021-04-27 00:08:44 +0430 +0430

کوس؟

1 ❤️

806334
2021-04-27 00:32:07 +0430 +0430

وقتی روزه ای میخای بجقی اما نمیتونی این کوس شعر میشه داستانت

3 ❤️

806342
2021-04-27 01:01:10 +0430 +0430

هر چند مخالفم با زن شوهر دار خوابیدنو،ولی چون خوب نوشتی لایک🌹

2 ❤️

806358
2021-04-27 02:15:42 +0430 +0430

این بود عارمان های عمام!

0 ❤️

806361
2021-04-27 02:18:41 +0430 +0430

چه شوقی…خخ

0 ❤️

806362
2021-04-27 02:20:40 +0430 +0430

آسیایی وحشی؟؟؟چی نوشتی ناموسا توضیح بده دوم مردک یه اسپری میزدی اون چقد کیر ندیده بوده دوباره می خواسته حاجی من بودم یه جور میکردمش تو شرکت همش زیر میز باشه🤣🤣🤣

3 ❤️

806374
2021-04-27 04:45:19 +0430 +0430

جدیدا زمانبندی عزیزان فرهیخته و نویسندگان بزرگ معاصر بسیار دقیق شده. از چه نظر؟ شما دقت کنی زمانبندی اوج جقیدنشون با اوج داستانشون داره یکی میشه. ینی طرف اونجا که تو داستانش تا خایه کرده تو کس خود طرف و هفت جد و آبادش و داره با سرعت 700 تقه بر ثانیه میکنه و در نهایت میخواد مشکل کم آبی مملکت رو برطرف کنه اینور هم داره با سرع خایه سوزی جق میزنه که نتیجش میشه این خزعبلاتی که میبینیم! ینی کس خار مادر فعل و فاعل و باقی ادوات نگارش!
اسمش بهاره است بهش میگین بهار‌؟ به تخمم

4 ❤️

806378
2021-04-27 05:11:52 +0430 +0430

اقا بهزاد نجربه جالب و جدیدی بوده.اصلا نمیشه تصور کرد زنی که شوهر داره اینجور راحت و اسوده فارغ از هر نوع شماتت و ناراحتی خوشو اشباع و ارضا کنه واقعا که خوش بحالش و به نظر من فقط تو حال زندگی کرده و لذت برده بدون ترس دم جفتتون گرم جونم.نوش جونتون. 👌

6 ❤️

806383
2021-04-27 07:00:32 +0430 +0430

کوسشعر بود، با کلی خزعبلات خواستی رابطه با زن شوهر دار رو بندازی گردن اون زن و توجیه کنی.

0 ❤️

806384
2021-04-27 07:02:51 +0430 +0430

کسمشنگ عزیز یه درصد فکر کن همچین زنی تو یه شرکت مشغول کار باشه از زیر دست رئیس روسا اضافه نمیاد که بخان ول بِدنش تو دست و بال یه کارمند گوزو مث تو

منم نصف سکسام با زن شوهر دار بوده ، همکار خانم هم دارم که اتفاقا میگه و میخنده تو محل کار ولی نمیاد بپرسه کی کردی و چطور کردی و …

پس نتیجه میگیریم که شکوفه گیلاس کس و شعر هات رو برای خودت و نن جونت نگه دار . گوسفند

3 ❤️

806386
2021-04-27 07:18:58 +0430 +0430

فارغ از داستان،فارغ از واقعیت یا تخیلی بودن داستان
چیزی که برام عجیبه نظرات کاربران هستش.هر کس که داستانی مینویسه تهش دوستان میان و میگن دروغه و زاییده ذهن یه جقی!!!
واقعیت اینه عزیزانی که نظر میدن دروغه،یا اصلا تو این مملکت زندگی نمیکنن،یا خودشون اهل سکس و این داستانا نیستن
یه کم تو جامعه و شهرتون دقت کنید میبینید سکس خیلی راحت اتفاق میفته.الان اکثر زنهای متاهل،اکثر دخترها پایه سکس هستن،مخصوصا اگر یه کم پول چاشنی رابطه بشه اکثر خانمها مشتاقن برا سکس
اصلا چیز عجیبی نیست وقتی یکی میگه فلانی و کردم،یا با فلانی در رابطه بودم.چون این اتفاقا داره میفته
حالا بعضی از دوستان‌نمیخوان قبول کنن یا خودشون نمیتونن سکس کنن یا لزوما دنبال سکس نیستن
وگرنه در روز به راحتی آب خوردن مردم در حال سکس هستن
بعدشم اینجا یک سایت سکسی هستش،کسی که داستان مینویسه دلیلی بر اثبات راست بودن یا دروغش نیست،داستان مینویسه که بقیه بخونن لذت ببرن،مگه رو بخش داستان ادمین تعیین کرده ما درست یا غلط بودن داستان رو اثبات کنیم؟
فقط صرفا برا خوندن و لذت بردن همین
دلیلی برا فحش دادن یا توهین وجود نداره


806391
2021-04-27 08:18:24 +0430 +0430

داستان جوری نوشته شده که حس میکنم یک داستان واقعی باشه.

0 ❤️

806395
2021-04-27 09:04:32 +0430 +0430

این زنای متاهل اگه فرصت بدن چارتا کیرم ما بدبختای مجرد ورداریم🙄

2 ❤️

806403
2021-04-27 11:13:18 +0430 +0430

عااااااااااالی

0 ❤️

806418
2021-04-27 14:17:00 +0430 +0430

تنوع کاری ندارم ولی زیادن زنای متاهل ک دنبال رابطن
اگه برا خودتون یه اصولی دارین تو سکس زیاد نرین جلو ک عذاب وجدان میگیرین

2 ❤️

806430
2021-04-27 15:57:50 +0430 +0430

عالی بود واقعا تنوع تو هرکاری و هرچیزی که فکرش رو میکنید لازمه ولی وقتی زن و شوهر هر دو راضی هستند باید به سکس ضربدری رو بیارند و درکنارهم سکس کنند اینجوری هم لذتش بیشتره هم اتفاقی نمیته نثلا این خانم از یه نفر خوشش بیاد و بروند خونه طرف و اونم ازش فیلم بگیره و بعدش تهدیدش کنه که اینقدر پول به من بده یا همیشه باید دراختیار من باشی تا آبروت رو نبرند چون کسانی رو میشناسم که همچین بلایی سرشون اومده ولی وقتی با یه زوجی که واقعاً زوج رسمی هستند و خودشون هم آبروشون براشون مهمه و تعهد دارند راحت و بدون هیچ استرسی ارتباط میگیری و حتی رفت و امد میکنی و صمیمی میشی اینجوری لذتش خیلی بیشتره

0 ❤️

806435
2021-04-27 17:03:30 +0430 +0430

نگارشت نسبت به اکثر نویسندهای کصمغز اینجا بهتر بود اما داستانت خوب نبود…
زن شوهر دار جنده هم که باشه نباید طرفش رفت
بخش سکسیه داستانت کم بود… توضیحاتت در مورد هیکل و چهره اون زن کم بود.

0 ❤️

806568
2021-04-28 02:37:45 +0430 +0430

اگه به همه بگیم دروغگو که نمیشه …من خودم به مرد متاهل دادم خوب کرده و لذتشم بردم

همه چی که دروغ نیس

1 ❤️

806651
2021-04-28 10:13:01 +0430 +0430

آقای کاوه سامان ، بزرگوار کسی منکر وجود سکس در جامعه یا بین زن و مرد متاهل ، خارج از چارچوب ازدواج که نیست
مسئله اینه که این عمو اومده میگه خانم همکارش تو محل کار یه سره از سکس و کردن و دادن و کس و کون و کیر صحبت میکرده!
این رو عرض کردم که کس شعر هست
با شرایط جامعه ما - کسی هم بخواهد کس بده یا بکنه که حق طبیعی هر زن و مردی هست و به هیچ کسی هم ربط نداره - هیچ زنی نمیاد اینجوری تو محل کار و بین مردها حرف ۳ کاف رو وسط نمی‌کشه!

اونم با مردی که هنوز باهاش نخوابیده ! حالا اگه یه دفعه سکس میداشتن قابل قبول بود اون گفتار

0 ❤️

806737
2021-04-28 18:25:23 +0430 +0430

هرکی با زن شوهردار نخوابیده بچه مثبت نیست فقط یه نخود شرافت واسه خودش نگه داشته!!

0 ❤️

806904
2021-04-29 11:41:07 +0430 +0430

نظر من مثبت

0 ❤️

807248
2021-05-01 09:45:46 +0430 +0430

از این همکارا دیگه نیست معرفی کنی🤣🤣

0 ❤️

808258
2021-05-07 08:28:21 +0430 +0430

با سلام خدمت همه ی عزیزان.

دنبال یه خانم از مشهدم که بدون حاشیه باشه(متاهل و مجرد مهم نیست) واسه یه رابطه خیلی عالی و اینکه بتونیم روزهای خوبی رو با هم بگذرونیم.
اگه کسی هست خصوصی پیام بده بهم.
28 ساله ام و خونه و ماشین و مکانم دارم.
تیپ و قیافمم خوبه.

دنبال یه رابطه یواشکی بدون حاشیه ام.

0 ❤️

809090
2021-05-11 21:08:26 +0430 +0430

قبلا گفتم با هیچ تم‌ مشکل ندارم، و درسته از این رابطه ها خوشم نمیاد اما دلیل نمیشه نخونم یا نظر ندم، خوب نوشتی و حداقل منو وادار کردی تا آخر بخونم، اما مهمترین جز داستان که بستن اون هست رو بد تموم کردی ، بهتر میشد تموم کنی عجله یا استرس فکر کنم داشتی.

0 ❤️







Top Bottom